فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

حرم مطهر عسکریین(علیه السلام) در گذر تاریخ

نویسنده
چکیده
این مقاله توصیف مختصر و ساده‌اى است از بارگاه ملکوتى امامین عسکریین (علیهما السلام) در طول تاریخ ساخت و بازسازى و توسعه آن. منبع سخن ما مطالبى است که در کتاب‌هاى مربوط به این موضوع آمده و نیز نقشه‌هاى مهندسى موجود در خود حرم که اندازه سازه‌هاى گوناگون حرم را مشخص کرده است. این اعداد و ارقام و نقشه‌ها اگرچه چندان دقیق نیست، اما به سهم خود، اطلاعاتى را در اختیار ما قرار مى‌دهد.
ساختمان داخلى حرم تقریباً مربع مشکل است؛ به طول 146 متر، عرض شمالى 133 متر، و عرض جنوبى 115 متر. اتاقى که ضریح‌هاى مقدس در آن قرار گرفته، 53 متر طول و 37 متر عرض و 11 متر ارتفاع دارد. بالاى ضریح، گنبدى بزرگ که بر دیواره‌اى به بلندى یک متر واقع شده، جلوه گرى مى‌کند. بلندى گنبد نزدیک به 64 متر، محیط آن 68 و قطرش 22 متر است.
ویژگى این گنبد آن است که با طلا پوشانده شده و در آن 7200 آجر با روکش طلا به کار رفته است و در دنیاى اسلام، بزرگ‌ترین گنبد طلا به شمار مى‌رود. پیش از داخل شدن به حرم، به اتاقکى مرتفع که با استفاده از هنرهاى گوناگون اسلامى چون: نگارگرى و تزئینات، مزین گردیده، مى‌رسیم. هزینه ساخت این بنا را «حاج عبدالواحد» رئیس عشایر «فتله» پرداخته و ساخت آن در سال 1368 ه/ 1948 م به پایان رسیده است. طول آن 38 متر و عرضش 8 متر است و در وسط، تا 14 متر بلندى دارد و درگاه حرم را در بر مى‌بگیرد، اما از دو طرف بیش از 9 متر ارتفاع ندارد.
حرم مطهر پنج در دارد: در غربى، در جنوبى (که به آن باب القبله مى‌گویند)، در شرقى و دو در در سمت شمال. در سمت غربى صحن شریف، گنبدى با کاشى‌هاى زیبا و رنگارنگ کربلایى که بالاى سرداب خانه سه امام (علیهم السلام) ساخته شده، دیده مى‌شود و زیارتگاه شیفتگان اهل بیت (علیهم السلام) است. محیط این گنبد 45 متر، و قطر آن 15 متر است.
 
کلیدواژه‌ها

مراحل ساخت، بازسازى و توسعه حرم عسکریین (علیهما السلام)

بارگاه مقدس عسکریین (علیهما السلام) بناى باعظمتى است که بر روى خانه متعلق به سه تن از ائمه (علیهم السلام) یعنى على بن محمد هادى و فزرندش امام حسن بن على عسکرى و امام مهدى (علیهم السلام) ساخته شده است. امام هادى و امام عسکرى (علیهما السلام) مدتى طولانى از حیات پربرکتشان را در این خانه سپرى نمودند و حضرت صاحب‌الامر (عج) نیز در این مکان به دنیا آمدند.

پس از آن‌که متوکل عباسى در 243 ه/ 857 م، امام هادى (ع) را از مدینه منوره به سامراء احضار کرد و در آن‌جا سکونت داد، امام نیز به اطلاع خلیفه رساند که به اختیار خود از آن‌جا بیرون نخواهد رفت. ابوعلى در امالى خودگوید:

پدرم شیخ طوسى، از ابومحمد فحام، از محمد بن احمد هاشمى، از عموى پدرش عیسى بن احمد بن عیسى نقل کرد که روزى امام على بن محمد (ع) فرمود: «اى ابوموسى! مرا به زور به سامراء آوردند و اگر از آن بیرون رفتم، با اکراه و اجبار خواهد بود.» عرض کردم: چرا مولاى من؟ فرمود: «چون شهرى است با هواى پاکیزه، و آبى خوش‌گوار و بیمارى اندک».[1]

با ورود امام به سامراء خانه‌اى براى آن حضرت خریدارى شد. صاحب خانه مردى نصرانى به نام «دلیل بن یعقوب» بود. امام با خانواده‌اش که از مدینه همراه ایشان به سامراء آمده بودند، در آن خانه ساکن شدند، بى‌آن‌که مردم آن عصر پى ببرند این واقعه به ظاهر کوچک به زودى تاریخ سامراء را دگرگون مى‌سازد و مردم به آن‌جا روى خواهند آورد و با سکونت در آن شهر، آن را آباد مى‌کنند و به شهرى بزرگ و معروف تبدیل مى‌شود. از آن روز به بعد، خانه امام هادى (ع) به عنوان مقدس‌ترین مکان، مرکز توجه شهر سامراء بود و این تقدس به تمام شهر سرایت مى‌کرد. اندک اندک اطراف خانه امام خانه‌هایى ساخته شد و مغازه‌هایى شکل گرفت و راه‌ها و گذرهایى ایجاد شد تا مردم در میان نعمت‌هاى مادى و معنوى خداوند زندگى کنند.

پس از گذشت سال‌هاى متمادى، خانه‌هاى شهر سامراء که در آن زمان پایتخت بنى‌عباس بود، با آن‌همه شکوه و عظمت و زیبایى روبه ویرانى نهاد و شهرى که روزگارى با قصرها و خانه‌هاى پر از رفاه و آسایش و نعمتش، بزرگ‌ترین و پر رونق‌ترین شهرهاى آن عصر به شمار مى‌آمد، مضمحل گردید و به ویرانه‌ها و پشته‌هاى خاک تبدیل شد؛ اما آن خانه ساده، ولى آکنده از نور و عظمت و آثار اهل‌بیت نبوت (علیهم السلام) اگر چه با آن قصرها و کاخ‌هاى عظیم قابل مقایسه نبود، توانست همه آن شکوه ظاهرى را از میان ببرد و پس از گذشت قرن‌ها باقى بماند و باعث آبادانى و عمران و گسترش حیات معنوى در سامراء و پیرامون آن شود. در ادامه، مراحل ساخت و بازسازى و توسعه این خانه مقدس را مرور مى‌کنیم.[2]

  1. پس از شهادت امام ابوالحسن على بن محمد هادى (ع) به سبب زهرى که «معتز» حاکم عباسى در سوم رجب 254 ه/ 868 م به ایشان خوراند، آن حضرت را در صحن خانه‌اش یا در یکى از اتاق‌هاى خانه به خاک سپردند. امام در هنگام وفات 42 سال داشتند و فزرندشان امام حسن عسکرى (ع) 22 ساله بود؛ چون در سال 232 ه به دنیا آمده و در چهار سالگى با پدر بزرگوارش به سامراء کوچ کرده بود. دوران تبعید امام هادى (ع) به همراه خانواده در این خانه سپرى شد که 18 سال به طول انجامید. در هشتم ربیع الاول 260 ه/ 873 م امام حسن عسکرى (ع) با دسیسه «معتمد» خلیفه عباسى مسموم گردید و به شهادت رسید و در کنار پدر بزرگوارش در همان خانه مدفون شد. امام عسکرى (ع) به مدت 23 سال و چند ماه در آن خانه زندگى کرد. مى‌توان خاکسپارى آن دو امام در این خانه را آغاز ساخت و عمارت حرم عسکریین دانست که پیش از تخریب و بازسازى و تبدیل به مسجدى با رواق‌هاى متعدد و صحن و دیوارها، زیارتگاهى براى دوستداران اهل‌بیت (علیهم السلام) بوده است.
  2. در همان سال، بانو نرجس (علیها السلام)، مادر امام مهدى (عج) از دنیا رفت. حضرت مهدى در 15 شعبان 255 هجرى در همان خانه به دنیا آمد و تعدادى از یاران امام حسن عسکرى (ع) او را در سرداب آن خانه ملاقات کردند. از این رو سرداب ویژگى خاصى یافت؛ چون یادآور ولادت مهدى (عج) و زندگى سراسر نور سه تن از ائمه (علیهم السلام) در خانه مقدس امام هادى (ع) مى‌باشد. پیکر نرجس‌خاتون را در پشت سر دو امام به فاصله اندکى به خاک سپردند. همچنین در 274 ه/ 887 م دختر امام جواد (ع)، بانو حکیمه (علیها السلام) رحلت کرد و در جوار برادرش‌ دفن شد. پس از آن، هر کس از این خاندان که رحلت کرد، همچون سیده سوسن (حدیث و حدیثه نیز گفته‌اند) مادر امام عسکرى (ع) و حسین و فرزند امام هادى (علیهم السلام) و ابوهاشم جعفرى، داوود بن قاسم و فرزندش جعفر، همه در خانه امامین عسکریین (علیهما السلام) به خاک سپرده شدند؛ بعضى در کنار آن دو امام و بعضى اندکى دورتر از آنها.
  3. در 280 ه/ 893 م یعنى پس از به خلافت رسیدن معتضد بالله، وى سپاهى ویژه را مأمور دستگیرى امام مهدى (عج) و انتقال ایشان به بغداد کرد. امام با توسل به معجزه‌اى، خود را از جنگ آنان رهایى بخشید و پس از آن، دیگر خانه امام هادى (ع) خالى از سکنه شد و تا مرگ معتضد در سال 289 هجرى در آن بسته ماند. این واقعه جاى تأمل دارد؛ چرا که حضرت امام مهدى (ع) در این مدت، در غیبت صغرى (260- 329 ه) به سر مى‌برد و طبیعتا جز چهار نایب خاص، کسى حتى شیعیان از مکان ایشان آگاه نبود و ارتباط نداشت. با این همه اگر این نقل درست باشد، شاید بتوان گفت که خانه امام هادى (ع) پس از خروج صاحب‌الزمان (عج) مدفن امامین عسکریین (علیهما السلام) قرار گرفت و آن‌گاه مؤمنان آن‌جا را همچون مرقد دیگر ائمه (علیهم السلام) زیارتگاه خود ساختند.
  4. در 289 ه/ 902 م پس از مرگ معتضد عباسى، بر دیوار خانه امام هادى (ع) پنجره‌اى نصب کردند که رهگذران از طریق آن به قبور داخل خانه مشرف مى‌شدند و بعضى شیعیان و دوستداران از پشت آن پنجره، دو امام خود را زیارت مى‌کردند. مى‌توان گفت که این پنجره اولین روزنى بود که زائران از آن به قبور شریف در خانه مى‌نگریستند و توفیق زیارت مى‌یافتند.
  5. به مدّت 45 سال خانه امام بدون هیچ اصلاح و تعمیر به حال خود باقى ماند. از آن‌جا که در این زمان، دیگر سامراء از سکنه خالى شده بود، مى‌بایست کسانى از اهالى باشهامت و اخلاص و ولایت بغداد، آن روضه مقدس را سر و سامان مى‌دادند و عهده دار امور آن مى‌شدند و از زائران دستگیرى و حمایت مى‌کردند. این افراد در مناسبت‌هاى مختلف قافله‌ها را نظم و ترتیب مى‌دادند و زائران را تا سامراء همراهى مى‌کردند و آن‌گاه به بغداد بازمى‌گرداندند.
  6. در 332 ه/ 945 م ناصرالدوله حمدانى، حسن بن ابى الهیجاء عبدالله بن حمدان تغلبى (متوفاى 358 ه/ 969 م) که حاکم موصل و اطراف آن بود و برادر بزرگ سیف‌الدوله‌ حمدانى، و منصب امیرالامرایى را داشت، خانه امام هادى (ع) را از نو بنا کرد و قبور دو امام را بالا آورد و با پرده‌هایى پوشاند و گنبدى کوچک روى قبرها ساخت و گرداگرد سامراء را دیوارى کشید تا ساکنان و زائران در امان باشند. نیز در اطراف خانه امام هادى (ع) خانه‌هایى ساخت و عده‌اى را در آنها ساکن گردانید.
  7. در 337 ه/ 949 م معزالدوله بویهى، ابوالحسن احمدبن بویه بن فناخسرو (متوفاى سال 356 ه/ 967 م) هنگام ورود به سامراء، پس از کامل کردن عمارت حمدانى، ساختمانى به شکل مزار روى قبرها ساخت و هیأت سازه‌هاى پیشین را تغییر داد. سپس ستون‌هایى برپا کرد و گنبد روى قبرها و سرداب خانه را تعمیر نمود و صندوقى چوبین روى قبرها گذاشت و حوض خانه را که به سبب برداشت خاک تبرّک از آن به دست مردم، به گودالى بزرگ تبدیل شده بود، با خاک پر کرد. تبرک جستن مردم به خاک آن حوض به این سبب بود که امام عسکرى (ع) گاه با آب آن وضو مى‌گرفته است. معزالدوله همچنین صحن خانه و دیوار آن را تجدید بنا کرد و در این بازسازى‌ها هزینه‌هاى هنگفتى صرف نمود. وى همچنین براى حرم و خدمتکاران و منشى‌ها حقوق ماهیانه مشخص کرد تا به امور حرم رسیدگى کنند و به زائران خدمات ارائه دهند.
  8. در 368 ه/ 979 م عضدالدوله بویهى، ابوشجاع فناخسرو بن حسن بن بویه دیلمى (متوفاى 372 ه/ 983 م) که در بغداد از دنیا رفت و در نجف اشرف مدفون گردیده، به زیارت سامراء رفت و دستور داد تا پیرامون قبور را با چوب‌هاى ساج حصارکشى کنند. وى صحن حرم را وسعت داد و رواق‌ها را تعمیر و بازسازى کرد و روى دو ضریح را با دیباج پوشاند. نیز دیوارى براى مرقد برپا کرد. عضدالدوله اولین کسى بود که قبر امام على بن ابى‌طالب (ع) را نیز در پشت کوفه، در نجف اشرف آشکار نمود.
  9. در 407 ه/ 1017 م آتش‌سوزى در بعضى اطراف مرقد مطهر روى داد که البته خسارت چندانى به بار نیارود.
  10. در 445 ه/ 1053 م امیر ترک ابوالحارث ارسلان بن عبدالله بساسیرى (متوفاى 451 ه/ 1060 م) که از ممالیک بنى‌بویه بود، بغداد را ترک گفت و در تکریت ساکن شد. وى دستور داد تا مرقد شریف امامین عسکریین (علیهما السلام) را آن‌گونه که لایق آن دو بزرگوار است، بازسازى‌

کنند. پس گنبد و دو ضریح را از نو ساخت و دو صندوق از چوب ساج تهیه کرد و روى قبرها گذاشت و انارک‌هاى چهار طرفش را از طلا قرار داد و این نخستین شی‌ء طلایى بود که به حرم عسکریین (علیهما السلام) هدیه شد.

  1. در 495 ه/ 1102 م پادشاه برکیا روق بن ملک‌شاه سلجوقى ابوالمظفر رکن‌الدین، چهارمین سلطان سلجوقى (متوفاى 498 ه/ 1104 م) وزیر خود مجدالدوله را ملزم ساخت که مرقد امامین عسکریین (علیهما السلام) را اصلاح و تعمیر کند. وزیر دست به کار شد و دیوار پیرامون مرقد را از نو برپا کرد و همه درهاى روضه مقدس را از بهترین و مرغوب‌ترین چوب‌ها قرار داد و گنبد و رواق و صحن را بازسازى نمود.
  2. در 606 ه/ 1210 م ابوالعباس ناصرالدین للّه احمد بن المستضی‌ء بامرالله حسن بن مستنجه عباسى (متوفای 622 ه/ 1225 م) گنبد بالاى قبور را بار دیگر تعمیر نمود و دیوارهاى داخلى حرم را تزئین و آیینه‌کارى کرد و دو گلدسته براى آن ساخت و بناى سرداب‌خانه را تجدید کرد و نام چهارده معصوم (ع) را روى درى چوبین نوشت و آن را در محلى در انتهاى سرداب که روزى حوض آب بود و براى وضو یا استحمام استفاده مى‌شد، نصب کرد. روى سمت بیرونى این در نیز آیاتى از قرآن و نام ناصر لدین الله نوشته شده است. این در چوبى که آثار حریق برآن دیده مى‌شود، اکنون نیز موجود است.
  3. در 639 ه/ 1242 م) وقتى ابوالحارث ارسلان بن عبدالله بساسیرى بر بغداد مسلط گردید، به بازسازى و بناى مرقد امامین عسکریین (علیهما السلام) پرداخت و دو صندوق چوبى روى ضریح دو امام قرار داد.
  4. در 640 ه/ 1243 م) در داخل روضه مقدس آتش‌سوزى روى داد و فرش‌ها و صندوق‌هاى اهدایى بساسیرى در آتش سوخت. از این رو خلیفه مستنصر بالله عباسى منصور بن محمد ظاهر بن ناصر لدین الله (متوفاى 640 ه/ 1243 م) فرمان داد تا صندوق‌هاى سوخته را با صندوق‌هاى ساخته شده از چوب ساج عوض کنند و بناى حرم مطهر و حصارهاى اطرافش را از نو بسازند و آثار آتش‌سوزى را از بین ببرند. مستنصر، سیدجمال‌الدین احمد بن کاووس را مأمور کرد تا بر عملیات بازسازى و تعمیر حرم نظارت نماید و مراقب کارها باشد.
  5. در 750 ه/ 1349 م امیر ابو اویس شیخ حسن بزرگ جلائرى‌[3] (متوفاى 757 ه/ 1356 م) عهده‌دار تزئین و آراستن ضریح شد و گنبد و خانه امام هادى (ع) را از نو بنا کرد و روبه‌روى مرقد شریف سالنى ساخت و آن‌گاه فرمان داد تا مقبره‌هاى درون صحن را به جاى دیگرى منتقل کنند و از آن پس مردم مردگان خود را در گورستان بیرون شهر به خاک بسپارند. وى خدمات فراوانى در حرم مطهر عسکریین (علیهما السلام) انجام داد.
  6. در 1106 ه/ 1694 م بر اثر اهمال‌کارى خادمین حرم در نصب و مراقبت از چراغ ها، حرم دچار آتش‌سوزى شد و پاره‌اى از فرش‌ها در آتش سوخت و دو صندوق روى قبرها نیز آسیب دید. چون خبر آتش‌سوزى به شاه‌حسین بن سلیمان صفوى‌[4] (متوفاى 1142 ه/ 1730 م) آخرین سلطان سلسله صفویه رسید، به فرمان او چهار صندوق بسیار زیبا و مرصّع ساختند؛ دو صندوق براى ضریح امامین عسکریین (علیهما السلام) و دو صندوق براى قبر نرجس‌خاتون و حکیمه دختر امام جواد (علیهم السلام). همچنین پنجره‌اى فولادى براى روى صندوق‌ها ساخته شد. سلطان صفوى بناى حرم را محکم‌کارى کرد و داخل حرم را با چوب‌هاى ساج تزئین نمود و زمین مرقد را با سنگ مرمر مفروش ساخت. سلطان به عده‌اى از علما و بزرگان ایرانى دستور داد تا صندوق‌ها و ضریح و هدایاى شاهى را تا سامراء همراهى کنند و به عملیات نصب نظارت نمایند. روز ورود هیأت ایرانى، روزى بزرگ و به یادماندنى بود و نام شاه سلطان حسین، بالاى درب فولادى نقش بسته بود.
  7. در 1200 ه/ 1786 م یکى از امراى خوى در آذربایجان به نام «احمدخان دنبلى» بازسازى حرم مطهر امامین عسکریین (علیهما السلام) را بر عهده گرفت و یکى از عالمان و افاضل آن روزگار یعنى میرزا محمد رفیع مأمور شد تا بر هزینه‌ها و امور مربوط به ساخت و تعمیر حرم اشراف داشته باشد و پس از برآورد هزینه‌ها روضه مقدس و سرداب را با سنگ خارا و مرمر بازسازى کند. سرداب در سمت قبله یک در داشت که زائران پس از زیارت مرقد عسکریین (علیهما السلام) از طریق راه‌پله‌اى پایین مى‌رفتند و پس از گذر از راهروى تنگ، از آن در وارد سرداب مى‌شدند. در 1202 ه/ 1788 م این درب را خراب کردند و درب دیگرى از سمت شمال به سرداب گشودند و درهاى چوبى را نیز تعویض کردند و در نتیجه، ساختمان حرم شامل رواق و ایوان و صحن شد. دیوارهاى حرم را نیز بازسازى کردند و این ملاحظه نیز وجود داشت که ساختمان حرم عسکریین (علیهما السلام) به شکلى باشد که مرقد آن روز امام على (ع) در نجف اشرف را به یادها بیاورد. در ساخت و سازهاى جدید، صحن جدید و یک رواق که به سرداب منتهى مى‌شد، بنا گردید. روضه مقدس به بهترین شکل و با استفاده از جدیدترین دستاوردهاى هنر معمارى ساخته و تعمیر گردید. دو ضریح نیز براى قبور نرجس‌خاتون و حکیمه‌خاتون ساخته شد. این بازسازى گسترده، هزینه‌اى زیاد در پى داشت؛ اما حوادث روزگار امیراحمدخان دنبلى را مهلت نداد و وى در همان سال بازسازى کشته شد و پیکرش را در رواق حرم سامراء به خاک سپردند.
  8. پس از احمدخان، فرزندش حسین‌قلى‌خان (متوفاى 1207 ه/ 1793 م) امور بازسازى حرم را بر عهده گرفت و کارهاى نیمه‌تمام پدر را به خوبى به پایان رساند. کار ساخت سالن و درها را تکمیل کرد و مسجد سرداب را با نقش و نگارها تزئین نمود و روى ستون‌هاى سرداب آیات قرآن را نقش کرد. نیز گنبد را با کاشى‌هاى آبى معرّق زینت بخشید و در کنار قبر پدرش در رواق، قبرى براى خود آماده ساخت و چون از دنیا رفت، او را در همان قبر دفن کردند.
  9. برنامه تعمیر و بازسازى حرم، پس از مرگ حسین‌قلى‌خان، توسط میرزا محمد رفیع و پرداخت هزینه‌ها از طرف او، در سال 1225 ه/ 1810 م به پایان رسید.
  10. در 1285 ه/ 1868 م ناصرالدین شاه قاجار (متوفاى 1313 ه/ 1896 م) دستور تعمیر و تجدید بناى حرم مطهر عسکرین (ع) را داد. پس زمین حرم را با آجرهاى سبز که از ایران آورده بودند، فرش کردند و ضریح فولادى را با ضریح نقره‌اى با تاج طلا تعویض نموده، رواق و سالن و صحن را نیز با مرمر سنگ‌فرش کردند و درها نیز جایگزین شد. دیوارى را که احمدخان دنبلى ساخته بود، ویران کردند و بعضى گوشه‌هاى صحن را که شکسته و تخریب شده بود، اصلاح نمودند و براى نخستین بار گنبد نورانى حرم و اطراف مناره‌ها با لایه‌اى از طلا پوشانده شد. بالاى در اصلى صحن، روى دیوار، ساعتى نصب کردند که اکنون نیز وجود دارد. ظاهراً این تعمیر آخرین بازسازى اساسى در مرقد امامین عسکریین (علیهما السلام) بود. در هربار تعمیر و توسعه، حرم مطهر زیبایى و جلوه و رونق بیشترى مى‌یافت و در نهایت، حرم مطهر به شکوه و جلال و وسعتى رسید که امروز مى‌بینیم و مایه افتخار و مباهات شیعیان است.
  11. در 1287 ه/ 1870 م ناصرالدین شاه به زیارت عتبات مقدسه در نجف اشرف و کربلا و سامراء رفت. در این سفر، وى هدایا و اموال بسیارى که نوع و مقدارآن معلوم نیست، همراه خود داشت و به امامین عسکریین (علیهما السلام) در سامراء پیشکش نمود. پس از این زیارت، بعضى اصلاحات و کارهاى خدماتى مانند: تعویض درهاى حرم، نقره کارى و طلاکارى ضریح و طرح توسعه اطراف صحن شریف انجام شد.
  12. در 1341 ه/ 1923 م در دوره حکومت فیصل اول بر عراق، طرح تعریض راه‌هاى اطراف صحن و کوچه‌هاى پیرامون حرم به انجام رسید.
  13. در 1343 ه/ 1925 م آبرسانى به صحن مطهر با کار گذاشتن لوله‌هاى آب، صورت گرفت و وضوخانه و دستشویى ساخته شد تا در روزها و مناسبت‌هایى که زائران فوج فوج وارد سامراء مى‌شوند و به زیارت مى‌آیند، در آسایش باشند و به راحتى به اعمال و عبادات خود برسند.
  14. در 1349 ه/ 1931 م یک موتور برق دیزلى براى تأمین روشنایى حرم تهیه کردند و این اولین بارى بود که روضه مقدس با برق روشن و نورانى مى‌شد و چلچراغ‌ها فضاى معنوى آن را با نور خود زیبایى و شکوه خاص مى‌بخشیدند.
  15. در 1352 ه/ 1933 م در عهد حکومت غازى اول (متوفاى 1358 ق) وى صحن شریف را تا اندازه‌اى وسعت بخشید.
  16. در 1359 ه/ 1940 م در عهد حکومت ملک فیصل ثانى بن ملک غازى اول بن ملک فیصل اول (1933- 1958 م) که در جریان کودتایى که به سرنگونى وى و استقرار حکومت جمهورى در عراق شد، از دنیا رفت، بعضى اصلاحات و تعمیرات اندک صورت گرفت و خیابان‌هاى اطراف حرم شریف توسعه یافت.
  17. در 1360 ه/ 1941 م ضریح نقره‌اى امام حسین (ع) از کربلا به سامراء منتقل شد تا روى قبور امامین عسکریین (علیهما السلام) که ترمیم و اصلاح شده بود، قرار گیرد. و در 1367 ه/ 1948 م محمد صنیع خاتم دو صندوق روى قبرها را مرمت و بازسازى کرد.
  18. در 1381 ه/ 1961 م ضریحى نقره‌اى و طلاکارى شده، روى قبر امامین عسکریین (علیهما السلام) نصب گردید. این ضریح تا پیش از انفجارى که در تاریخ 22/ 2/ 2006 در حرم مطهر به وقوع‌

پیوست و منجر به تخریب بخش بزرگى از حرم و رواق‌ها و گنبد شریف شد، باقى بود. این ضریح با سرمایه عده‌اى از معاریف عراقى و ایرانى و به همت شیخ محمدحسین مؤید و حاج على کهربائى و دیگران ساخته و آماده شده بود. این ضریح 3 متر عرض، و 6 متر طول و 50/ 2 متر ارتفاع داشت.

  1. در 1386 ه/ 1966 م همه زمین حرم به جز رواق‌ها با فرش‌ها و قالیچه‌هاى گران‌قیمت اهدایى مفروش گردید. بعض بازرگانان مؤمن ایرانى و عراقى آن فرش‌ها را به آستان مقدس امامین عسکریین (علیهما السلام) اهدا کردند و این با همت حاج محمدرضا لطفى در تهران و شیخ محمدحسین مؤید در کاظمین به انجام رسید.

 

[1] . میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 17، ص 25؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 6، ص 41، ح 6؛ شیخ طوسى، الامالى، ج 1، ص 287؛ سید هاشم بحرانى، مدینة المعاجز، ص 46، طبرى، دلائل الامامه، ص 18..

[2] . این مطالب تاریخى از مصادر و منابع ذیل استخراج شده است: المنتظم فى تاریخ الامم والملوک( ابن جوزى)، المسجد المسبوک( ملک الاشرف غسانى)، سفرنامه ابن جبیر، کتاب الحوادث( که به غلط آن را به ابن القفطى نسبت مى‏دهند و در واقع مؤلف آن شناخته شده نیست)، موسوعة العتبات المقدسه( جعفر الخلیلى)، تاریخ العراق بین احتلالین( عباس عزاوى)، مزارات اهل البیت و تاریخها( سید محمدحسین جلالى)، الامام الحسن العسکرى من المهد الى اللحد( سید محمدکاظم قزوینى)، الاعلام( خیرالدین زرکلى)، تاریخ التمدن الاسلامى( جرجى زیدان)، الکشکول المبوب( حاج حسین شاکرى)..

[3] . بزرگ خاندان جلائریه که بین سال‏هاى 739 تا 814 ه/ 1339 تا 1411 م حاکم عراق بود و بغداد را پایتخت حکومت خود قرار داد و آن‏گاه دامنه نفوذ خود را تا تبریز و آذربایجان و دیاربکر گستراند. وى از نژاد مغول و از طایفه‏اى است که بنیان‏گزار آن شخصیت مورد بحث یعنى شیخ حسن بزرگ، ملقب به« اولوس‏بک» بود. ایلخان ابوسعید او را والى آسیاى صغیر قرار داد، اما وى در سال 1339 م حکومت خودمختار اعلام کرد..

[4] . وى به شاه سلطان حسین معروف است. هنگام دست یافتن افاغنه به ریاست محمود افغان بر پایتخت دولت صفویه یعنى اصفهان، در سال 1135 ه/ 1722 م، از تخت شاهى به زیر کشیده شد و به زندان افتاد و در تاریخى که یادآور شدیم، در زندان کشته شد. از این رو در واقع سلطان حسین را باید آخرین شاه صفویه دانست. با این‏که پس از او فرزندش طهماسب ثانى بر تخت نشست و بعد از شاه عباس دوم به شاهى رسید. اما این دو نفر اسم شاه را داشتند و عملًا هیچ کاره بودند. براى اطلاع بیشتر ر. ک: فرهنگ فارسى( دکتر معین)، ج 5، ص 462 و 1006 بخش اعلام..