چکیده
زیارت اربعین که یکى از پنج علامت مؤمن شمرده مىشود، تجدید میثاق با امام حسین (ع) و اهلبیت (علیهم السلام) است. هدف این زیارت، نشان دادن دوستى و وفادارى به راه این بزرگواران و اعلام آمادگى براى جانفشانى در این راه، ابراز دشمنى و برائت از قاتلان و دشمنان آنان، بیان مواضع و همبستگى با خط اهلبیت (علیهم السلام)، ابراز ایمان و تبعیت و تسلیم در برابر آن حضرت، شناخت چهرههاى حق و باطل و ترسیم سیماى امام حسین (ع) و ویژگىهاى ایشان و فلسفه نهضت عاشوراست.
دقت و تدبر در متن و محتواى زیارت اربعین، زائران و محبان سیدالشهدا (ع) را از معارف ناب و مفاهیم بلند آن بهرهمند مىکند. این مقاله مضامین و محورهاى اصلى این زیارت را در چهارده بند ترسیم کرده که با ترسیم سیماى امام حسین (ع) آغاز مىشود و با درخواست صلوات خدا و درودهاى پروردگار به آن حضرت و خاندان پاکش پایان مىیابد.
واژگان کلیدى: زیارت اربعین، امام حسین (ع)، اهلبیت (علیهم السلام)، معارف ناب، مفاهیم بلند.
در حدیث معروف امام حسن عسکرى (ع) «زیارت اربعین»، یکى از پنج علامت مؤمن شمرده شده است؛ چه بر سر تربت و مزار سیدالشهدا (ع) خوانده شود و چه از راه دور؛ بنابر آنچه به دست ما رسیده است. مهم، توجه به مفاهیم مطرح شده در این زیارت است. پیش از پرداختن به مضامین بلند این زیارت شریف، لازم است اشارهاى به سند آن کنیم.
متن زیارت اربعین را حضرت صادق (ع) به صفوان بن مهران (معروف به صفوان جمّال) آموخته است و فرموده که این زیارتنامه را هنگامى که آفتاب روز اربعین برآمد و روز بلند شد، بخواند. این توصیه، اهمیت این زیارت مأثور را مىرساند.
حدیث را سید بن طاووس با سند خویش از صفوان روایت مىکند. متن زیارت، در «اقبال الاعمال» سید بن طاووس، «المزار الکبیر» محمد بن جعفر مشهدى، «المصباح» کفعمى و «مصباح المتهجد» شیخ طوسى آمده است. علامه مجلسى هم در جلد 98 بحارالانوار، به نقل از تهذیب شیخ طوسى آن را نقل کرده است. گرچه در بعضى کلمات، تفاوتهاى جزئى میان نقلها دیده مىشود، ولى کلیت آن ثابت و یکسان و معتبر مىباشد.[1]
بنابراین شایسته است که در متن و محتواى «زیارت اربعین»، دقت و تدبّر شود، تا زائران و محبان سیدالشهدا (ع) از معارف ناب و مفاهیم بلند آن مستفیض شوند. محورهاى عمده این زیارتنامه را مىتوان چنین برشمرد:
ترسیم سیماى امام حسین (ع)
زیارت اربعین، همچون بسیارى از زیارتنامههاى دیگر با «سلام» آغاز مىشود که نشانه تولّاى شیعى نسبت به اولیاى دین است و مخاطب این سلام، با اوصاف و القابى یاد مىشود که هر کدام، بُعدى از ابعاد شخصیت سیدالشهدا (ع) را نشان مىدهد. از آن حضرت، با عناوینى همچون ولى خدا، حبیب خدا، خلیل خدا، برگزیده خدا، شهید مظلوم، گرفتار رنجها و مصیبتها و کشته اشکها یاد مىشود:
«... السلام على اسیر الکُرُبات و قتیل العَبَرات ...».
پس از بیان این اوصاف و مقامات، زائر در پیشگاه خدا شهادت مىدهد که آن امام شهید، ولى خدا و فرزند ولى خدا و صفى پروردگار و فرزند صفى خداست، تا این گواهى، عمق ایمان و باور زائر را نشان دهد و این اعتقادات را در جان او بنشاند.
ویژگىهاى امام حسین (ع)
در فراز بعد، به برخى از اوصاف ویژه و کرامتها و ارجمندىهاى آن امام شهید اشاره شده است. از جمله این که:
آن حضرت، به کرامت الهى در سایه شهادت، نائل آمده است؛
آن حضرت، از سعادت ویژهاى که عنایت الهى است برخوردار است؛
طینت و سرشت او و ولادتش، پاک و پاکیزه و دور از هر آلودگى است؛
او یکى از سروران و یکى از رهبران و یکى از مدافعان حق و دین است؛
او، میراثدار خط انبیا و حجّت الهى بر همه بندگان خداست.
فلسفه قیام عاشورا
درباره نهضت عاشورا تحلیلهاى گوناگونى ارائه مىشود و اهداف مختلفى براى آن قیام خونین بیان شده است. آنچه در این زیارتنامه مطرح است، «هدف هدایت و نجات و بیدارى امّت» است. آن حضرت در دعوت مردم به راه خدا و سنّت پیامبر (ص) و احکام قرآن چنان عمل کرد که راه عذر و بهانه را بر همه بست و اتمام حجّت نمود:
«فَاعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ، وَمَنَحَ النُّصْحَ».
گاهى بیدارى جامعه و شکستن جوّ خفقان و مبارزه با بدعتها و انحرافها، «خون» مىطلبد. امام، خون قلب خویش را در راه خدا نثار کرد:
«وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیک»،
با این هدف که مردم را از جهالت و گمراهى درآورد و فضاى حیرت و سرگشتگى را بشکند و تکلیف بندگان خدا را روشن کند:
«لِیسْتَنْقِذَ عِبادَک مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیرَةِ الضَّلالَةِ».
درباره عبرتهاى عاشورا و جهل و بىبصیرتى مردم بسیار سخن مىتوان گفت. وضع جامعه به گونهاى شده بود که تنها خون مطهّر فرزند رسول خدا (ص) مىتوانست انقلابى ایجاد کند و زلزلهاى در ارکانِ حکومت اموى که بر پایه جهل مردم استوار بود، بیافکند.
شناخت چهره مخالفان
چه کسانى، با چه ویژگىهایى و با چه اهدافى به جنگ با امام حسین (ع) آمدند و دست به آن جنایت عظیم زدند؟ هدفشان چه بود که جز با کشتن ثارالله به آن نمىرسیدند؟ در فراز بعدى، ویژگىهاى گروههاى ائتلافى بر ضدّ ولى خدا را- که در حقیقت بروز بغض و کینههاى دیرینشان از صدر اسلام بود- ترسیم مىکند:
- فریب خوردگان دنیا:
«غَرَّتْهُ الدُّنْیا»؛
- فروختن آخرت به بهاى ناچیز دنیا:
«وَشَرى آخِرَتَهُ»؛
- هواپرستى: «وتردّى فى هواه»؛
- به خشم آوردن خدا و پیامبر و امام؛
- پیروى از منافقان و تفرقهافکنان و گنهکاران.
جهاد تا شهادت
جهاد در راه خدا، همراه با صبر بر اداى تکلیف و اخلاص در مبارزه و ادامه جهاد تا مرز شهادت و حتّى پس از شهادت، یعنى اسارتِ آزادىبخش آل الله، تضمین کننده حیات و بقاى دین و خنثى کننده توطئه امویان ضد اسلام بود:
«فَجاهَدَهُمْ فیک صابِراً مُحْتَسِباً، حَتّى سُفِک فى طاعَتِک دَمُهُ، وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ».
احیاى دین و مبارزه با بدعتهاى ضد اسلامى، قربانى و فدایى مىخواهد. آنکه گام در این راه مىنهد، هم باید اهل جهاد باشد، هم صبر و مقاومت، هم اخلاص، هم آمادگى براى فدا کردن خون و تحمّل هتک حرمتها نسبت به خودش و خانوادهاش. امام، عزیز خدا و رسول خدا (ص) بود، امّا در صحرایى سوزان به محاصره آن نامردان گرفتار شد. تشنگى خود و فرزندان و یارانش، عریان کردن پیکر پاکش، بریدن سرش، بر نیزه کردن سر مطهرش، آتش زدن خیمهها، اسب تاختن بر جسد مطهّرش، غارت خیام، به اسیرى گرفتن اهل بیت (علیهم السلام) و ... همه در راه خدا بود و آن حضرت، با گفتن
«الهى رضىً بقضائک»
خود را براى همه این مصائب آماده ساخته بود.
لعن و تبرّى از دشمنان
در بسیارى از زیارتنامهها، در کنار سلام به عنوان موالات و همسویى، «لعن» دشمنان هم دیده مىشود که نشانه تبرّى از ظالمان و دشمنان اهلبیت (علیهم السلام) است. هم لعن زائر بر قاتلان و کافران و هم درخواست لعن الهى بر آنان که نمونهاش در این زیارت وارد شده است:
«اللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلًا».
درخواست لعنت و عذاب خدا بر جنایتکاران عاشورا، روح معادات و تبرّى را مىرساند و زائر را در خطّ دشمنى با دشمنان خدا و پیامبر (ص)، ثابتقدمتر مىسازد.
پیوند امام با خطّ رسالت
وقتى در زیارت امام حسین (ع)، پیامبر و امیرمؤمنان و خاندان نبوت و عصمت (علیهم السلام) را مىخوانیم، تأکیدى بر ارتباط آن شهید با این خاندان رفیع و نورانى است. در زیارت دیگر نیز چنین است که بر امام حسین (ع) به عنوان فرزند پیامبر، فرزند فاطمه (علیها السلام)، فرزند امیر مؤمنان (ع)، وارث انبیا (علیهم السلام)، امین خدا، فرزند امین خدا، فرزند وصى خدا، فرزند وصى پیامبر سلام مىدهیم
تا این پیوند را آشکار و علنى سازیم و این نکته، خنثى کننده توطئه دشمنان است که مىکوشند شهداى کربلا را جدا از دودمان نبوت و آل الله معرّفى کنند.
حیات سعادتمندانه
از سخنان امام حسین (ع) است که فرمود:
«موتٌ فى عزٍّ خیراً من حیاةٍ فى ذلّ»؛
مرگ عزتمندانه بهتر از زندگى ذلیلانه است.
در فراز دیگرى از زیارت، از آن امام شهید به عنوان کسى یاد مىشود که زندگىاش سعادتمندانه «عِشتَ سَعیدا» و مرگش ستوده و خدا پسند «مَضیتَ حمیداً» و شهادتش مظلومانه «مظلوماً شهیداً» بود.
خداوند هم وعده نصرت و عزت و حیات ابدى به کشتگان راه خدا و مجاهدان راه حق و هم وعده نابودى مستکبران و کیفر ظالمان را داده است؛ چه به سرعت و چه در زمانى طولانى؛ چه در دنیا و چه در آخرت. این است که زائر، بر حتمى بودن وعدههاى الهى در این موارد تأکید مىکند:
«وَاشْهَدُ انَّ اللهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَک، وَمُهْلِک مَنْ خَذَلَک».
بیزارى از همفکران اهل ظلم
در فرهنگ دینى، هم جنایتکاران و ظالمان مطرود و ملعونند و هم کسانى که هرچند در ظاهر ساکت بودهاند و با جنایتکاران همکارى نداشتهاند، ولى در دل و باطن به کار آنان راضى بودهاند، شریک جرماند. این حقیقت، در زیارتهاى متعددى (از جمله زیارت عاشورا) آمده است. در اینجا هم لعنت خدا بر کسانى است که امام را کشتند و به او ظلم کردند و بر جماعتى است که این واقعه را شنیدند، ولى به آن راضى و خشنود بودند. ساکتان در برابر فتنه و رضایت دهندگان قبلى به عمل دشمنان خدا و رسول (ص)، با آنان همسو و همسرنوشت شمرده مىشوند:
«وَلَعَنَ اللهُ امَّةً سَمِعَتْ بِذلِک فَرَضِیتْ بِهِ».
از این رو، شیعه زائر، موضع خود را شفاف و روشن بیان مىکند و خود را در خطّ اولیاى خدا و در مقابل دشمنان خدا و اهلبیت (علیهم السلام) اعلام مىدارد و خدا را هم بر این موالات و معادات، گواه مىگیرد:
«اللّهُمَّ انّى اشْهِدُک انّى وَلِىٌّ لِمَنْ والاهُ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ».
و سرانجام این پیروى از خاندان عصمت و ولایتپذیرى از آنان، آمادگى براى بذل جان خود و پدر و مادر و عزیزانش در راه آنان است:
«بِابى انْتَ وَامّى یا بْنَ رَسُولِ اللهِ».
باز هم تأکید بر دودمان پاک
«اشْهَدُ انَّک کنْتَ نُوراً فىِالْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ»
این فراز، گواهى بر دودمان پاک پیامبر (ص)، طهارت و شرافت نسبت اهلبیت (علیهم السلام)، دورى از آلودگىهاى اعتقادى و اخلاقى دوران جاهلیت است. آیه تطهیر در قرآن (احزاب/ 33) بر طهارت کامل و عصمت اهلبیت پیامبر (ص) گواهى مىدهد. بحث از نیاکان پاک و موحّد ائمّه اطهار (علیهم السلام) و تبارشناسى توحیدى این خاندان، نکته دیگرى است که در این زیارت بر آن تأکید شده است.
جایگاه والاى امامت و ائمّه (علیهم السلام)
نقشى که امامان شیعه، از جمله سیدالشهدا (ع) در جامعه اسلامى داشتهاند، نقش هدایت، رعایت، اعانت و حفاظت از آیین و اهل ایمان بوده است. این خاندان، هم تکیهگاه مسلمانان، هم ستونِ اسلام و هم پناهگاه شیعه بودند. امام در این فقره از زیارت، یکى از دعائم دین، ارکان مسلمین و معقِل مؤمنین به شمار آمده و با اوصافى چون: بَرّ، تقى، رضى، زکى، هادى و مهدى معرفى شده است، که همه امامان چنین بودهاند؛ افزون بر اینکه امام حسین (ع) پدر بقیه امامان بعدى است. این از ویژگىهاى آن حضرت در روایات بیان شده که ائمه، از نسل اویند. این ویژگىها، بهخصوص حجّت بودنشان
«والحجّة على اهل الدّنیا»
جایگاه رفیع آنان را در منظومه فکرى و عملى و اجتماعى و سیاسى امت پیامبر (ص) نشان مىدهد و تبعیت از این نشانههاى هدایت را ضامن درستى راه و رسیدن به مقصد مىداند.
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج20-19، ص: 111
ایمان، تسلیم، تبعیت
این سه عنصر، عوامل اصلى هدایت و سعادت در خطّ ائمه (علیهم السلام) است. ما شیعیان، به امامت آنان ایمان داریم «مؤمن بکم» و رجعت آنان در آخرالزّمان را باور کردهایم
«وَبِایابِکمْ مُوقِنٌ»
و با همه آیینها و سنتهاى دینى آن را ابراز مىکنیم و تسلیم و محض و تبعیت کامل نسبت به آنان داریم؛ چه در مرحله قبلى، چه در مرحله عملى:
«وَقَلْبى لِقَلْبِکمْ سِلْمٌ، وَامْرى لِأَمْرِکمْ مُتَّبِعٌ».
این ایمان و تسلیم و تبعیت، عنصر دیگرى را مىطلبد به نام «نصرت». همانگونه که یاران امام حسین (ع) در کربلا به او ایمان داشتند و تسلیم فرمان و تابع حرکت امام بودند و با همه توان از آن حضرت دفاع کردند تا به فیض شهادت رسیدند، زائر حسینى در اربعین هم، همین مراتب و مراحل را ابراز مىدارد و همه توان و امکانات خویش را در راه ائمه (علیهم السلام) قرار مىدهد، تا خداوند اذن دهد و دولت کریمه اهل بیت، با رهبرى حضرت ولى عصر (عج) شکل گیرد:
«وَنُصْرَتى لَکمْ مُعَدَّةٌ، حَتّى یاْذَنَ اللهُ لَکمْ».
اینکه امروز یارى ما به این خاندان چگونه مىتواند باشد، جاى تأمل و سخن بسیار دارد. کدام عمل، در راستاى مواضع ائمّه به شمار مىآید؟ امکانات قابل عرضه ما براى «نصرت» چیست؟ زیرا فقط با شعار «گوش به فرمان توییم» مشکلى حلّ نمىشود.
اعلام مَواضع
در زیارت جامعه کبیره، زیارت عاشورا و زیارتهاى دیگر، از جمله در همین زیارت اربعین، این تعبیر دیده مىشود:
«فَمَعَکمْ مَعَکمْ لامَعَ عَدُوِّکمْ»؛
این یعنى داشتن موضع، اعلام موضع، پایدارى بر سر موضع، همسو نشدن با دشمنان و حمایت از خطّ ائمّه (علیهم السلام).
این «معیت» و همراهى با أئمّه چگونه است؟ اگر امامان در عصر ما حضور داشتند، در جناحبندىهاى سیاسى در کدام جهت بودند؟ در مسائل بینالمللى چه موضعى داشتند؟ با استکبار جهانى و صهیونیسم بینالملل و گروههاى تکفیرى و حکومتهاى مزدور بیگانه و حاکمان وابسته به استکبار چه برخوردى داشتند و نسبت به مسائلى همچون فلسطین چه موضعى مىگرفتند؟ شناخت ما از ائمّه، موضع آنان را به ما نشان مىدهد.
خطّ ائمّه، امروز هم جلوهها و نمادهایى دارد؛ همچنان که خطّ دشمنانشان نیز، در اشکال گوناگون ظهور و بروز دارد. این فراز زیارت، باز هم تأکیدى بر تولّى و تبرّى است.
درود پایانى
پایانبخش زیارت، این فراز است:
«صَلَواتُ اللهِ عَلَیکمْ، وَعلى ارْواحِکمْ وَاجْسادِکمْ، وَشاهِدِکمْ وَغآئِبِکمْ، وَظاهِرِکمْ وَباطِنِکمْ، آمینَ رَبَالْعالَمینَ».
در این فراز، اوّلًا در احترام و بزرگداشت آنان، «صلوات خدا» را بر آنان خواستار شدهایم، که برتر از درودهاى ما بندگان است. ثانیاً درودهاى الهى را نسبت به همه آنان و همه جوانب حیاتشان خواستار شدهایم؛ چه بر روح و جانشان، چه بر پیکرهاى مطهرشان، چه بر آنان که هستند یا نیستند، چه ظاهر و چه باطن، که شامل امامان معصوم شهید (علیهم السلام) نیز مىشود که آمدهاند و رفتهاند، هم بر امام عصر که هم «ظاهر» است (هرچند از دید ما غایب است) و هم «شاهد» است. (هرچند ما او را نمىبینیم).
نتیجهگیرى
زیارت اربعین، نوعى «تجدید میثاق» با امام حسین (ع) و اهلبیت و امامان معصوم (علیهم السلام) است. ابراز وفادارى نسبت به آنان و راه و مرامشان، ابراز عداوت و برائت نسبت به قاتلان و دشمنان آنان، تولّى و تبرّى، اعلام آمادگى براى جانفشانى در راه مقدّس آنان، بیان مواضع و همبستگى با خطّ نورانى اهلبیت پیامبر، تبعیت و تسلیم و نصرت، شناخت چهرههاى حق و باطل و رهبران «نور» و «نار» و مسئله جهاد و شهادت و خطّ ایثارگرى در راه مکتب و عقیده، که دستاورد شناخت فلسفه عاشورا و قیام حسینى است. این سرفصلها در زیارت اربعین بازگویى مىشود و زائر حسینى این باورها را از دل بر زبان جارى مىکند، تا زمینه رسوخ قلبى و نمود اجتماعى آن فراهم آید.
توفیق الهى نصیبمان باد تا در اربعین حسینى، آن امام شهید را با این زیارتنامه زیبا و پرمعنا که آموزه حضرت صادق (ع) به شیعه است، در کنار حرم باصفایش زیارت و عرض ادب کنیم؛ آمین
[1] .. ر. ک: موسوعة زیارات المعصومین( علیهم السلام)، مؤسّسة الامام الهادى، ج 3، ص 429.