فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

نقش اربعین در احیاء و گسترش نهضت امام حسین (علیه السلام)

نویسنده
چکیده
 
چکیده‏
اجتماع بزرگ و کم‏نظیر مردم در روز اربعین در کنار مرقد شریف امام حسین (ع) پدیده‏اى شگفت‏آور و شکوهمند است و هرگاه دشمنان اهل‏بیت (علیهم السلام) در صدد منع شیعیان از حضور در این مراسم برآمدند، نه‏تنها از شمار زائران کاسته نشده؛ بلکه بر آنها بسیار افزوده شده است.
امام حسین (ع) با فداکارى و جان‏فشانى خود، حقایق بسیارى را جاودانه کرد و بدین وسیله براى مستضعفان، اشک و عبرت را در کنار هم به یادگار نهاد تا با این دو سلاح در برابر دشمنان بایستند و آنها را از ستم در حق بیگناهان و مستضعفان بازدارند. در طول تاریخ، مبارزان و مجاهدان بسیارى به خون‏خواهى سیدالشهدا (ع) و اقامه شعائر حسینى برخاسته‏اند. مراسم شیعیان در عاشورا و اربعین و نیز اجتماع عظیم اربعین حسینى، براى کسانى که فکر تعرض به عواطف و احساسات حسینى را در سرمى‏پرورند، یک تهدید و هشدار است.
این نوشتار ضمن برشمردن ابعاد گوناگون قیام امام حسین (ع) به نقش این قیام در گسترش نهضت‏هاى آزادى‏خواهانه شیعیان در طول تاریخ اشاره مى‏کند.
واژگان کلیدى: امام حسین (ع)، عاشورا، اربعین، اشک، عبرت.
امروزه در دنیا کمتر کسى است که نام «کربلا» و دو حرم شریف واقع در آن و آیین‏هاى حسینى و روز اربعین را نشنیده باشد. این نام‏ها و عناوین، همه به حسین بن على بن ابى‏طالب (ع)، نواده رسول خدا (ص) اشاره دارد که در روز دهم محرم‏الحرام سال 61 هجرى، در سرزمین کربلا در عراق، به شهادت رسید و هر سال به مناسبت فرا رسیدن اربعین شهادت آن حضرت (ع) این محفل و گردهمایى عظیم به نام «اربعین» برگزار مى‏شود.
در یکى از این دو حرم شریف امام حسین (ع) و تعدادى از اهل‏بیت و یاران شهید او در روز عاشورا به خاک سپرده شده‏اند و حرم دیگر، مرقد برادر بزرگوار امام، یعنى حضرت عباس (ع) است که در همان روز بر ساحل رود فرات شهید گردید.
امام حسین (ع) با فداکارى و جان‏فشانى خود، حقایق بسیارى را جاودانه ساخت که به مناسبت، دو مورد از آن را که به حیات امت اسلامى مربوط است و بر عهده دو گروه وسیع، یعنى مستضعفان و انقلابیون مجاهد قرار گرفته، یادآور مى‏شویم:
نخست، غم و اندوهى است که در واکنش به مصائب وارد شده بر امام حسین و اهل‏بیت و اصحابش (علیهم السلام) نشان داده مى‏شود؛ فاجعه‏اى در کمال خشونت و وحشى‏گرى که در تاریخ اسلام، بلکه در تاریخ جهان بى‏نظیر بود.
دوم، مبارزه قهرمانانه و شهادت‏طلبانه‏اى است که امام حسین (ع) و همراهان اندکش که کمتر از صد نفر بودند، در راه رسیدن به هدف والاى خود، در آن معرکه نابرابر از جهت تعداد و تجهیزات، به نمایش گذاشتند؛ امّا سیدالشهدا و یارانش با تمام توان مقاومت کردند و با جهاد در راه خدا، خود را در آغوش مرگ افکندند و با دلیرى و رشادت، در رسیدن به مقام شهادت، بر یکدیگر سبقت مى‏جستند.
بنابراین واقعه عاشورا با توجه به امر نخست، براى مستضعفان و محرومان دنیا، به‏ویژه شیعیان که آن حضرت را مى‏شناختند، مایه اندوه و مصیبت و عزادارى شد و با توجه به امر دوم، امام حسین (ع) و اصحابش، براى انقلابیون و مبارزین راه آزادى و عدالت و اصلاح در دنیا در طول تاریخ، به‏ویژه براى آنان که به امام حسین (ع) همچون یک الگو و مقتدا باور دارند، سرمشق و درس‏آموز و اسباب آگاهى و تنبّه شدند.
مستضعفان و انقلابیون، همواره اکثریتى خاموش و سرکوب شده، بوده‏اند؛ اما از ابزارى قوى‏تر و مستحکم برخوردارند که همان امید به وعده یارى خداوند و اتکا به سلاح اراده است که خداوند در فطرت آنها به ودیعت نهاده است.
حکومت‏هاى قدرت‏ طلب و زورگو با وجود قدرت‏ نمایى ‏هاى ظاهرى‏شان، همیشه در اقلیت بودند، هرچند قدرت مالى و سلاح داشتند، ولى پیوسته از توده مردم در هراسند، با اینکه آنان دستشان از ثروت و سلاح خالى است؛ زیرا توده‏ها که در اکثریتند، آرمان‏ها و گرایش‏هاى مقدسى دارند که نسبت به آنها بى‏تفاوت نیستند و واکنش نشان مى‏دهند. همچنین ایمان و اعتقادى دارند که به واسطه آن، به حرکت و جنبش درمى‏آیند. اما مستکبران و سلطه‏جویان، نه عواطف و گرایش‏هاى مقدس دارند و نه ایمان و اعتقادى.
به یقین حاکمان جور، قدرتشان منحصر در به‏کارگیرى زر و زور است؛ لکن اراده انسان هر سلاحى را از کار مى‏اندازد و بى‏اثر مى‏گرداند. اما اعتقادى که مردم خود را به آن مسلح ساخته‏اند و اراده‏اى که بر آن تکیه زده‏اند، پیوسته در حال استحکام بیشتر است و عواطف و گرایش‏هاى مقدس آنان پیوسته در جوشش و خروش. تاریخ نیز گواه است که حکومت‏هاى خشن و بى‏رحم، زودتر سرنگون مى‏شوند و به خوارى و ذلّت مى‏افتند و این معناى تحقق‏ «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» است.
گروه‏هاى انقلابى و جهادى که از زمره مستضعفانند، از پیشگامى در عرصه‏هاى خطر و رویارویى با حاکمان و سلطه‏گران و گذشتن از همه امکانات و راحتى‏ها و تقدیم شهدا، از دیگران متمایز مى‏شوند. اینان همان گروهى هستند که آنچه امام حسین (ع) در میان امت‏ اسلامى بر جاى نهاد، محقق مى‏سازند. البته این گروه‏ها در فعالیت‏هاى انقلابى خود، با خطرها و آسیب‏هایى روبه‏رو هستند؛ از جمله:

همواره از سوى قدرت‏هاى ظالم، در معرض بى‏رحمى و تعقیب و آوارگى قرار دارند و با روش‏هاى گوناگون سرکوب و کشتار، تهدید مى‏شوند.
خطر دیگر، افتادن در ورطه یأس و ناکامى است که با طولانى شدن کار و به تأخیر افتادن پیروزى و انتظار درازمدت، بروز مى‏یابد.
پس از پیروزى نیز این خطر وجود دارد که انقلابیون سرگرم دنیا شوند و حکومت و ثروت و مقام، آنها را به فتنه اندازد و عقبگرد کنند.

کمتر در تاریخ اتفاق افتاده که فاتحان به راه و روش نخستین خود پایبند مانده باشند؛ بلکه بى‏درنگ، اکثر ایشان دگرگون شده، حتى از ا هدافى که خود تعریف کرده و براى آن به مبارزه و جهاد برخاستند، رویگردان شده‏اند. این اکثریت عقبگرد کرده، البته در مقابل اقلیتى که مى‏خواهد به سیره و شعار نخستین انقلابى خود ملتزم بماند، مى‏ایستد و این‏جاست که اختلافات شکل مى‏گیرد و شقاق و جدایى میان انقلابیون آهسته آهسته خود را نشان مى‏دهد.
هرگاه مبارزان مقاوم و پایبند به اصول، تنها بمانند، دشمنان و منافقان و باقى‏مانده‏هاى رژیم گذشته آنها را هدف قرار مى‏دهند و با سوء قصد و ترور شخصیت از میان بر مى‏دارند. حتى اکثریت انقلابیون منحرف و از راه باز مانده، اقلیت صبور و مقاوم را تاب نمى‏آورند و چون آنها را در برابر زیاده‏خواهى‏ها و تمنیات و شهوات خود مانع مى‏بینند، مى‏کوشند تا برکنارشان کنند و از سر راه خود بردارند.
در چنین هنگامه‏اى همان اکثریت از مجاهدان که با مستضعفان بودند و اینک از آنها و اهدافشان جدا شده‏اند، به سلطه‏اى نو رسیدند، بلکه به همان اندازه حکومت جبّارانه پیشین تبدیل مى‏شود؛ با این تفاوت که اینان جهاد و مردم‏گرایى و دین و نام امام حسین (ع) را شعار خود قرار مى‏دهند و خود را والى و حاکم بر سایر مستضعفان مى‏شمارند و دلیل و حجتشان این است که مجاهدت کرده‏اند و شکنجه‏ها و زندان‏ها و تبعیدها چشیده‏اند و اینک به آن پیروزى که مى‏خواسته‏اند، نائل شده‏اند و اکنون استفاده و بهره‏مندى از نتایج مبارزه‏هاى‏ سرسختانه و طاقت‏فرسا حق ایشان است! یعنى این اکثریت طلبکار، هدف‏هایى را که خود مشخص کرده بودند، یکسره از یاد مى‏برد و مستضعفانى را که با پشتیبانى آنان، حرکت انقلابى خویش را آغاز کرده و به قدرت رسیده بودند، همه را به فراموشى مى‏سپارد.
هرگاه انقلابیون از تحقق اهداف والایى که حسین بن على (ع) نشان داده و به خاطر آن پیامبران و رسولان و ائمه و عالمان و شهدا به مسلخ کشیده شدند، ناتوان گردد، بار همه مشکلات و سختى‏ها بر عهده مستضعفین که تنها مانده‏اند، قرار مى‏گیرد؛ همان جماعتى که تکیه و اعتمادشان بر عقیده و ایمان است و هیچ امکانات و سرمایه‏اى جز ایمان و شور انقلابى خود ندارد و همچنان که گفتیم، این شور انقلابى، شعله‏اى است که خاموش نمى‏شود و گرمایش به سردى نمى‏گراید. آنها به آنچه دارند، قناعت مى‏کنند، بى‏آن‏که نسبت به دنیا و حکومت دنیایى چشم طمع دوخته باشند.
مصیبت امام حسین (ع) در نگاه این گروه، شعله‏اى است که سرد و خاموش نمى‏شود و حرارتى است که فرو نمى‏نشیند. حسین (ع) در جان و دل این مردم زنده است؛ از این رو تا چشمانشان اشک دارد و راه و روش سیدالشهدا (ع) چراغ راه ایشان است، بر او مى‏گریند و سوگوارى مى‏کنند و چندان که خون در رگ‏هاشان جارى و در بدن‏هاشان توان و نیرو هست، در حقّش خون‏ها بذل مى‏کنند تا بگویند در راه حسین (ع) و اهداف او جان خود را تقدیم مى‏دارند و هر چه مى‏توانند، در استمرار یاد و فکر او و گسترش علوم و معارفش مى‏کوشند.
و اینک همان مردم شیفته و عاشق‏اند که رو به سوى دو بارگاه شریف دارند و در فاصله حرمین، پابرهنه هروله مى‏کنند تا نشان دهند که در راه حسین (ع) و نهضت مقدسش، آمادگى هر حرکتى در آنها هست و هرگز از پاى نمى‏نشینند.
حاکمان ستمگر در طول تاریخ کوشیده‏اند تا با انواع مکر و نیرنگ، حرکت مستضعفان در مسیر سیدالشهدا (ع) را فرو بنشانند و پرتو نورانى انقلاب او را خاموش کنند؛ اما جز خسارت و زیان بهره‏اى نبرده‏اند و برعکس، آتش اشتیاق مردم به حسین بن على (ع) و نهضت روشنگرانه او را شعله‏ورتر نموده‏اند. کار به جایى رسید که متوکل زمین کربلا را شخم زد و با خاک یکسان کرد تا آثار مرقد حسینى را به کلى نابود گرداند، که البته به هدفش نرسید و ناکام ماند. دشمنان اهل ‏بیت (علیهم السلام) هر گاه خواسته‏اند مردم را از روى آوردن به دو مرقد و حرم شریف مانع شوند، هرگز از شمار زائران کاسته نشده؛ بلکه بر آنها بسیار افزوده شده است؛ چندان‏که از همه گروه‏ها و اصناف و از نقاط مختلف جهان، جمعیتى چندمیلیونى راهى کربلا مى‏شوند و پابرهنه خود را به بارگاه ملکوتى حضرت سیدالشهدا (ع) مى‏رسانند.
این تاریخ معاصر عراق است؛ عراقى که نواصب و تکفیرى‏ها تکریت و الانبار را در آن به اشغال خود درآوردند و سفّاح سفّاک و خون‏ریز و ستم پیشه تکریت (صدام)، در همه عراق، مردمان شیفته امام حسین (ع) را مورد هجوم و کشتار قرار داد و در طول حاکمیت ظالمانه خود نزدیک به شش میلیون نفر را به قتل رساند و بسیارى را نیز مورد شکنجه و بازداشت و ترور و زندان و تبعید و مصادره اموال قرار داد. روحیه پلید طایفه‏گرى در وجود این انسان خبیث کار را به جایى رساند که بعضى شهرهاى عراق (به‏ویژه شهر مقدس کربلا) را بمباران کرد و پناهندگان به مرقد امام حسین (ع) را در داخل حرم مورد ضرب و شتم قرار داد و عده‏اى را در همان‏جا به شهادت رساند. آثار جنایت او هنوز بر دیوارهاى مرقد مقدس باقى و آشکار است.
افزون بر این، ویران کردن مساجد و مدارس دینى و حسینیه‏ها و نیز از بین بردن ابزارها و نشانه‏هاى عزادارى و هدف قرار دادن دیوانه‏وار شهر کربلا با موشک‏ها و گلوله‏ها و خمپاره‏ها، از دیگر جنایات صدّام و حزب بعث در دشمنى با مظاهر دین‏دارى و محبت به اهل‏بیت پیامبر (ص) بود. صدام مى‏خواست یاد و خاطره امام حسین (ع) را ریشه‏کن نماید و شعائر حسینى را نابود سازد و وجود مقدس او را از ذهن و زبان مردم مستضعف یکسره بزداید؛ اما هرگز به هدف پلیدش نرسید؛ همچنان که اسلاف او از بنى‏امیه و مروانى‏ها و عباسى‏ها نیز نتوانستند محبّت حسین (ع) را از دل‏هاى مردم ریشه‏کن سازند. بلکه مى‏بینیم مردم مستضعف در همه کشورهاى جهان، از بالاترین نقطه شمال تا پایین‏ترین منطقه جنوب، و از مشرق تا مغرب، با وجود اختلاف در آیین و مذهب و فرقه و گروه، بیدار شده‏اند و به نهضت امام حسین (ع) و اهداف آن آگاهى یافته‏اند و در مناسبت‏هاى مختلف، به صورت انفرادى و گروهى، سواره و پیاده، رو به حرم و مرقد سیدالشهدا (ع) مى‏آورند تا از روح و حقیقت حسینى توشه برگیرند.
این جماعت‏ها و دسته‏ها که امسال (1392 ش) تعدادشان به 6331 موکب و دسته عزادارى رسیده بود، از داخل و خارج عراق، خود را به کربلا رسانده و جلوه‏هایى عظیم از عشق و دلدادگى به ابى‏عبدالله الحسین (ع) را به نمایش گذاشته بودند. اجتماع بزرگ و کم‏نظیر مردم در روز اربعین، در کنار مرقد شریف امام حسین (ع) از جهت تعداد عزاداران و نیز حضور طیف‏هاى مختلف مردم، از نژادها و رنگ‏ها و ادیان و مذاهب گوناگون، پدیده‏اى شگفت‏آور و شکوهمند را آفریده است. البته باید توجه داشت که اجتماع روز اربعین، بى‏هیچ اعلان و دعوت و سازمان‏دهى خاصى صورت مى‏گیرد و مردم به خواست و رغبت خود آن را برپا مى‏کنند.
اجتماع عظیم و منحصربه‏فرد روز اربعین در عصر ما بزرگ‏ترین دلیل و گواه است بر این سخن که: آنچه امام حسین (ع) با نهضت بزرگ و متعالى خود در تاریخ ماندگار کرد، بر شانه‏هاى امت مستضعف به سرمنزل خود مى‏رسد و اقامه مى‏گردد.
مبارزان و مجاهدان بسیارى در طول تاریخ به خون‏خواهى اباعبدالله و اقامه شعائر حسینى برخاسته‏اند. اولین حرکت با شعار «یا لثارات الحسین» توسط توابین صورت گرفت و سپس ابوالاحرار زید شهید (ع) و سادات برگزیده‏اى همچون حسین شهید فخ و دیگر فرزندان نمونه پیامبر (ص) این راه را ادامه دادند و در ماندگار کردن نام امام حسین (ع) و قیام او، جانفشانى‏ها و از خودگذشتگى‏هاى بسیار نشان دادند و به دنبال ایشان، شیعیان اصیل و شرافتمند به هر شهر و حکومتى که وارد شدند و در آن اقامت کردند یا از آن گذشتند، در تحقق این هدف از هیچ کوشش و ایثارى دریغ نورزیدند. مجاهدین بسیارى نیز با حاکم جبّار و درنده‏خوى عراق درافتادند و جنگیدند و شهداى بزرگى از اهل علم و معرفت و فضیلت را تقدیم کردند تا این‏که به یارى خدا و همت مردم سرافراز عراق، حکومت را در اختیار گرفتند. امید که خداوند آنها را توفیق دهد در خدمت مردم عراق و رشد و تعالى ایشان، اهدافى را که اعلان کرده‏اند، تحقق ببخشد؛ به‏ویژه در گسترش شعائر حسینى و پیام‏ها و اهداف نهضت او، به وعده‏هاى خود عمل کنند و مردم را در برپایى مراسم عاشورا و اربعین و مانند آن، تنها نگذارند؛ بلکه با کمک‏هاى دولتى و حمایت‏هاى مادى و معنوى، آنها را پشتیبانى و تقویت کنند. مبادا براى روشنفکران مدعى آزادى و جامعه مدنى و دموکراسى فرصتى فراهم شود که به مواهب ایمانى و عقیدتى مردم و عواطف ایشان نسبت به شعائر و برنامه‏ها و عزادارى‏هاى حسینى دست‏درازى کنند؛ چراکه مردمِ هواخواه امام حسین (ع) همواره در کمین و مراقب کسانى هستند که بخواهند متعرض این شعائر حسینى و نهضت و قیام کربلا شوند و در هر کجا و در هر زمان و از سوى هر کس چنین خطایى سر بزند، با آن مبارزه مى‏کنند.
مراسمى که شیعیان در عاشورا و اربعین برگزار مى‏کنند و نیز اجتماع میلیونى‏اى که با حضور مسلمانان و توده مردم از ادیان و مذاهب گوناگون تشکیل مى‏شود، براى کسانى که در مخیله‏شان فکر تعرض به عواطف و احساسات حسینى را مى‏پرورند، یک تهدید و هشدار است. فرد فرد عزاداران امام حسین (ع)، براى تعدى کنندگان به شعائر حسینى، یک تهدید و خطر بزرگ است و هر گام ایشان، گلوله‏اى است که سینه‏ عاندین را نشانه گرفته است. صدام با همه وحشى‏گرى‏اش نتوانست یاد و نام حسین را از دل مردم ببرد و اینک که سال‏هاست طاغوتش درهم شکسته، این شب‏پره‏هاى کورباطنى که شبانه و مخفیانه عمل مى‏کنند، نیز نخواهند توانست با ترور و ایجاد وحشت و انفجار، در شعائر و آیین‏هاى حسینى اخلال کنند.
مستضعفان شیفته سیدالشهدا (ع) سرسخت‏تر از آنند که این‏گونه اعمال در عزم و اراده‏شان مؤثر افتد. برنامه‏ها و اهداف و فرهنگ ایشان در مقایسه با آن ناصبى‏هاى نادان و آدم‏کش، بسیار برتر و متعالى‏تر است و خود باشرافت‏تر و خوددارتر از آنند که به اعمال پست و حقیرانه و سطحى‏اى چون ترور و انفجار و آدم‏کشى ناحق دست بزنند.
دوستداران ابى‏عبدالله (ع) در روشنایى روز چنین اجتماع میلیونى را برپا مى‏کنند و عقاید راستین و اندیشه‏هاى پاک خود را فریاد مى‏زنند و با بلندترین و رساترین صدا، ولایت و مودّت خود نسبت به اشرف مخلوقات، یعنى حضرت محمد (ص) و خاندان پاکش (علیهم السلام) را ابراز مى‏دارند و در پرتو تعالیم قرآن و اهل‏بیت (علیهم السلام) راه اسلام را خواهند پویید.
این تظاهرات و راهپیمایى مردمى، به این شکل و روش و با این هدف بلند و والا چیزى است که اهل دنیا را به حیرت و شگفتى واداشته و مردم به حقیقت تشیع و روحیه پایدارى و مقاومت و محبت در آن پى برده‏اند. همچنین این تجمع عظیم نشان مى‏دهد که شیعیان در این‏که باید با مدیریتى قوى و سازمان‏دهى تشکیلاتِ خود، از اصول و عقاید خویش محافظت کنند، دیدگاه واحد دارند؛ چندان که قدرتمندان و حاکمان خودسر و زورگو نتوانند در این تشکیلات نفوذ کنند و اثر بگذارند، و این همه از سر اقتدا به قیام حسینى و اهداف و نتایج آن است؛ چون این قیام، مستند به امام حسین (ع) است که پیشوایى الهى بود، نه پادشاه و خلیفه و حاکم نظامى؛ بلکه الگو و سرمشق و حق‏طلبى الهى و اصلاح‏گرى دینى بود و همه آنچه داشت را در راه خدا تقدیم کرد و خداوند به پاداش این اخلاص و فداکارى، ولایت و محبت مؤمنان نسبت به او و به قیام و نهضتش را عطا فرموده و چنان منزلت و مکانت عظیم و قدرتى به او بخشیده که مى‏تواند هر ساله مردم را در چنین گردهمایى باشکوه و بى‏نظیرى گرد آورد.
سیدالشهدا (ع) براى مستضعفان هم اشک را به یادگار نهاد و هم عبرت را تا با این دو سلاح، با دشمنان مقابله کنند و آنها را از تعدى و ظلم در حق بى‏گناهان و مستضعفان بازدارند. به یقین این دو یعنى «اشک» و «عبرت» دیرى نمى‏پاید که ریشه‏هاى ظلم و عداوت را برمى‏کَند و حکومت‏هاى بیدادگر را در هر موقعیتى که به نام فرهنگ و تمدن و دموکراسى جلوه‏گرى کنند و به طرق گوناگون قساوت و وحشى‏گرى به خرج دهند، از میان برمى‏دارد.
پس جنبش مستضعفان باید شکل بگیرد و تداوم یابد تا آن مُصلحِ وعده داده شده که در امامت و کرامت و اهداف و قیام، وارث حسین بن على (ع) است، ظهور نماید و دولتى کریمه و ممتاز را پایه‏گذارى کند و مسلمانان را عزّت ببخشد و حاکمان ظلم و شرک و هودارانشان را هلاک سازد و نعمت را «بر کسانى که در زمین به استضعاف کشانده شده‏اند و ما آنان را پیشوایان و میراث بر روى زمین قرار مى‏دهیم»، کامل گرداند.