نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
شهر کربلا به عنوان یکی از مکانهای مقدس مذهبی جهان اسلام، همواره جایگاهی ویژه در قلب مؤمنان و پژوهشگران داشته است. این شهر، که روزگاری صحنه یکی از تأثیرگذارترین رویدادهای تاریخ بشریت بود، امروزه به نمادی فراملّی و فرامذهبی از مقاومت، آزادگی و پایمردی در برابر ظلم تبدیل شده است. واقعه عاشورای سال 61 هجری قمری و شهادت امام حسین7 و یاران وفادارش در دشت کربلا، نه تنها یک رویداد تاریخی، بلکه منشأ تحولات عمیق فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جهان اسلام شد.
نویسنده در این پژوهش با نگاهی تحلیلی به بررسی ابعاد گوناگون فرهنگ کربلا میپردازد. از سویی تحولات تاریخی این شهر را از دوران پیش از اسلام تا عصر حاضر واکاوی، و از دیگر سو تأثیرات عمیق این واقعه بر هنر، ادبیات و معماری اسلامی را کنکاش میکند.
بررسی جایگاه کربلا در متون کهن تاریخی و جغرافیایی اسلامی و همچنین تحلیل نگاه محققان غربی به این شهر مقدّس، از دیگر ابعاد این تحقیق است. اهمیت این مطالعه از آنجا ناشی میشود که کربلا به عنوان پدیدهای چندوجهی، همواره کانون توجه مورخان، ادیبان، معماران و جامعهشناسان بوده است. شناخت دقیق این ابعاد میتواند تصویری جامع از تأثیرات عمیق و ماندگار واقعه عاشورا بر تمدن اسلامی ارائه دهد. همچنین نویسنده در این تحقیق میکوشد تا نقش کربلا را در شکلدهی به هویت فرهنگی جهان اسلام و تقویت گفتمان مقاومت و عدالتخواهی تبیین کند.
پژوهشهای پیشین درباره کربلا عمدتاً بر جنبههای مذهبی و تاریخی متمرکز بودهاند و کمتر به تحلیل جامع فرهنگ کربلا در بسترهای مختلف توجه کردهاند، اما این مقاله با تکیه بر منابع دست اول تاریخی و ادبی شکاف موجود را پُر میکند.
نویسنده در این مقاله پس از مروری بر پیشینه تحقیقات انجامشده، روششناسی پژوهش را تشریح میکند. سپس یافتههای تحقیق در قالب تحلیلی جامع از جغرافیا و سیر تحولات تاریخی شهر کربلا، ویژگیهای معماری و شهرسازی حرمهای مقدس، بازتاب این واقعه در ادبیات و فرهنگ اسلامی و نگاه پژوهشگران غربی به این پدیده را ارائه میدهد. این پژوهش بر آن است تا با نگاهی علمی و مستند، گامی در جهت شناخت بیشتر این شهر مقدس و تبیین پیام جاودانه عاشورا بردارد.
جغرافیای تاریخی شهر کربلا
موقعیت مکانی
کربلا در صد کیلومتری جنوب غرب بغداد و نزدیک فرات قرار دارد. در مرکز شهر کربلا، که محل تجمع ساکنان شهر و کانون زندگی آنهاست، بازارها و ساختمانهای امور دینی، حرمین شریفین را احاطه کرده و این بازارها تا جلوی درهای ورودی حرمها امتداد یافته است؛ به گونهای که زائر نمیتواند به حرمها برسد، مگر اینکه از وسط این بازارها عبور کند. از مهمترین و معروفترین این بازارها میتوان به سوق الحسین، سوق العرب، سوق المُخیّم و سوق العباس اشاره کرد. علاوه بر اینکه در داخل بازارها و در فواصل معین، جایی برای استراحت وجود دارد.
شهرداری کربلا از سال 1354 تا 1367 قمری به بهانه ایجاد نظم در عبور و مرور زائران، در چندین مرحله خیابان اطراف حرم امام حسین7 را توسعه داد و به سبب تخلفات فنی و عملیاتی مسئولان وقت، زیباترین آثار معماری اسلامی و باستانی و بخشی از صحن حرم حسینی، از دست رفت. یکی از این آثار مهم و معروف، مناره «عَبِد» است که به عنوان یکی از زیباترین سازههای معماری شهر کربلا به حساب میآمد، درحالیکه میتوانستند با مطالعه و برنامهریزی دقیق و علمی، طرح توسعه را عالمانه انجام دهند و از تخریب بناهای مذهبی و میراث تاریخی شهر جلوگیری کنند. (آل طعمه، 1435ق، ص34) ژاک برک، مستشرق فرانسوی، مینویسد:
کربلا شهری با جمعیت 217 هزار نفری است که هشتاد درصد در هستهٔ مرکزی شهر، و بیست درصد در حومه کربلا هستند. شهرهای معروفی مانند نجف و کوفه در نزدیکی کربلا واقع شدهاند. کربلا دارای زمینهای کشاورزی و حاصلخیزی است و بلافاصله پس از منطقه بیابانی در کنار رود فرات در سمت چپ امتداد مییابد. این شهر از نظر ساختوساز شبیه به بقیه شهرهای عراق است که در آن خانههای برجسته و بالکنهای شیشهای توسط ستونهای چوبی ساده نگه داشته شدهاند. در کنار این خانههای سنتی، خانههای مسکونی ساختهشده با مصالح جدید، مثل سیمان، نیز وجود دارد. اینها محلههایی است که کارمندان دولت و درجهداران نظامی در آن زندگی میکنند. در سال 1954 میلادی عملیات ساخت شهرک اِسکان توسط دولت آغاز شد که به کارمندان دولت اختصاص مییافت. این شهرک در جهت جنوب غربی کربلا و در فاصله سه کیلومتری قرار دارد. (برک، 1398ق، ص65)
تحولات شهری کربلا
کربلا در مسیر این تحولات از یک منطقه بیابانی در صدر اسلام به یک شهر مهم مذهبی تبدیل شد. در سال 1978 میلادی نقشهکشی برای اجرای پروژه خیابان بین الحرمین و مخصوص به عابران پیاده به عرض چهل متر آغاز شد. این خیابان، حرم حسینی و عباسی را به یکدیگر متصل میکرد و ساخت آن در سال 1980 میلادی به پایان رسید. این پروژه باعث تخریب معماری زیبای مرکز شهر کربلا شد و با بیتوجهی به اصالت فرهنگی محیط اسلامی، که مشخصه این شهر و همچنین بافت شهری آن بود، همراه شد که منجر به تخریب بسیاری از بناهای برجسته معماری اسلامی شد؛ مانند بازار معروف الحسین، مسجد صافی، مدرسه علمیه بادکوبه، مدرسه حَسنخان، خانههایی با آثار باستانی زیبا. همچنین بدون مطالعه و برنامهریزی قبلی و بدون درک ویژگیهای مدنی- اسلامی شهر کربلا، ساختمانهای نامنظمی در دو طرف خیابان بینالحرمین ساخته شد. (آل طعمه، 1388ش، ص67)
حملات تاریخی به کربلا
الف) تخریب حرم امام حسین7 در دوره عباسیان
بارگاه امام حسین7 که به دست مختار بن ابوعبید ثقفی بنا شد، بارها و در سالهای متمادی با حملات افراد و گروههای مختلف تخریب شد. خلفای عباسی - از جمله منصور، هارون و متوکل - هر یک در دورههای مختلف به تخریب بارگاه اقدام کردهاند. منصور دوانقی دومین (خلیفه عباسی) پس از تسلط بر اوضاع و کشتن سادات، بقعۀ امام حسین7 را تخریب کرد. پس از آن دوستداران اهل بیت: در دوران خلافت مهدی و هادی عباسی به بازسازی حرم حسینی اقدام کردند. (مدرس، 1380ش، ص196)
بنا بر برخی از گزارشهای تاریخی، هارون در دوران حکومتش گاهی خادمان حرم امام حسین7 را فرا میخواند و از آنان بازجویی میکرد. (طبری، 1408ق، ج5، ص21) نقل شده است که به دستور هارون درخت سدری که بر مرقد مطهر امام حسین7 سایه افکنده بود، از ریشه کنده، و قبر تخریب، و زمین شخم زده شد.
با روی کار آمدن مأمون، سیاست بنیعباس تا حدود زیادی تغییر کرد. وی در دوره حاکمیتش به دلیل ابراز علاقه ظاهری به علویان، بر مرقد امام بنایی احداث کرد. ساختمان احداثشده در زمان مأمون، در دوران خلافت معتصم و واثق عباسی از گزند حوادث محفوظ ماند. (مدرس، 1380ش، ص203)
در زمان خلافت متوکل نیز به مرقد امام حسین7 تجاوز شد؛ زیرا متوکل کنیز آوازه خوانی را، که همیشه برای مجالس عیشونوش دعوت میکرد، به حضور طلبید، اما او به زیارت قبر امام حسین7 رفته بود و این امر باعث ناراحتی متوکل شد و دستور تخریب بقعه امام حسین7 را صادر کرد. (اصفهانی، بیتا، ص478)
اما شیخ طوسی علت تخریب را ترس متوکل از اجتماع طرفداران اهل بیت: میداند. (طوسی، 1414ق، ص328) وی شخصی به نام دیزج یهودی را برای این کار اعزام کرد. در تخریب بقعه، مسلمانان همراه وی احتیاط کردند بدین جهت دیزج، یهودیان منطقه را به خدمت گرفت و مرقد را تخریب کرد. (اصفهانی، بیتا، ص479) پس از تخریب قبر، زمین آن را شخم زدند و آب روی آن بستند، ولی آب در اطراف مرقد به گردش درآمد (و به تعبیری متحیّر ماند) و روی قبر را فرا نگرفت. (طوسی، 1414ق، ص238) حتی متوکل گروهی از مأموران خود را گرداگرد مرقد و راههای منتهی به آن گماشت و زائران را از زیارت قبر باز داشت و آنان را تحت پیگرد قرار داد. (طبری، 1408ق، ج5، ص321) بنا بر یک قول، متوکل دو بار نسبت به تخریب بقعه اقدام کرد: یکبار در سال 233 قمری و یکبار در سال 236 قمری و در این فاصله بقعه تعمیر شده بود که ویرانی دوم مهمتر بوده است. (مدرس، 1380ش، ص206)
ب) انتفاضه شعبانیه
در شعبان 1411قمری قیام مردمی علیه صدام و رژیم بعثی در کشور عراق شکل گرفت و بیشتر استانها از سلطه حکومت خارج شد و به دست مردم افتاد. رژیم بعث برای نابودی این شورشها با استفاده از نیروی هوایی و سلاحهای سنگین شهرها را نابود کرد؛ از جمله این شهرها کربلا بود که نیروهای بعثی به فرماندهی حسینکامل (داماد صدام) به آنجا یورش بردند. (تبرائیان، 1391ش، ص230 و 289) نیروهای صدام، سدّ مقاومت مردم را شکستند و مردم را دستهدسته اسیر و اعدام کردند. بعثیها به حرم امام حسین7 و حضرت عباس7 آسیبهای جدی رساندند. آنها داخل حرم حسینی و حضرت ابوالفضل7 شدند و از روی اجساد شهدا عبور کردند و جواهرات و اشیای گرانبهای آن دو حرم را به تاراج بردند. (حلی، بیتا، ص170) به مدت شش ماه در حرمها بسته شد و اجازه زیارت داده نمیشد. (آل طعمه، 1433ق، ص47)
معماری و شهرسازی کربلا
حرم امام حسین7:
بنا بر گزارشهای تاریخی، اولین بنای حرم حسینی با آجر و گچ در اواخر سال 65 قمری به اتمام رسید. به گفته عبدالجواد کلیددار، بنای نخستین شامل یک سایهبان و یک مسجد بود که دو در داشت: یکی از آنها در شرق بود. بنای مذکور تا پایان دوره بنیامیه همچنان پابرجا بود. از تشویق امام صادق7 به زیارت امام حسین7 و چگونگی زیارت آن حضرت استفاده میشود که قبر امام در آن زمان دارای بنا و ساختمان بود. در روایت امام صادق7 آمده است:
هرگاه قصد زیارت قبر امام حسین7 داشتی، بیرون حرم بایست و به طرف قبر بنگر، آنگاه وارد روضه منوره بشو و مقابل سر حضرت7 بایست و هنگام بیرون رفتن از دری که پایین پای علی بن حسین قرار دارد، بیرون برو. سپس به مرقد شهیدان رو کن، آنگاه به مرقد حضرت عباس7 برو، در باب السقیفه توقف کن و به او سلام بده.
تعابیری همانند «بیرون روضه بایست»، «آنگاه وارد روضه شو» و «از در پایین پای علی اکبر بیرون برو» گویای وجود بنایی بر قبر امام حسین7 در آن اوایل بوده است. (کلیددار، 1338ش، ص65)
بازسازی حرم در دوران آل بویه
در دوران آل بویه، به ویژه عصر حکومت عضدالدوله دیلمی، توجه و اهتمام زیادی به مرقد امامان در عتبات عالیات شد. عضدالدوله در 371 قمری حرم بزرگ و باشکوهی برای سالار شهیدان ساخت و قسمتهای زیادی از بنا را تجدید کرد. او برای نخستین بار در هر چهار سمت حرم، رواقها و شبستانهایی ساخت و قبه و رواقها را به زیبایی با هزینههای فراوان تزیین کرد. او ضریحی را، که از چوب ساج ساخته و با عاج تزیین شده بود، روی قبر آن امام نصب کرد و با پارچههای گرانقیمت دیباج قبر را پوشاند.
در زمان سلطان الدوله دیلمی هنگامی که حرم مطهر در آتش سوخت، وزیر شیعی این پادشاه، ابومحمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهرمزی، به تعمیر آن اقدام کرد. او در 407 تا 412 قمری به بازسازی و نوسازی حرم مطهر، رواقها و گنبد آن پرداخت. ابن بطوطه این بنا را در 727 قمری به چشم خود دیده و در سفرنامهاش توصیف کرده است. او همچنین دیوار و قلعه محکمی برای شهر ساخت تا امنیت مردم را از هجوم دشمن تأمین کند. این دیوار دروازههای آهنی سنگینی داشت. (آل طعمه، 1388ش، ص102)
عصر سلجوقیان و بازسازی حرم حسینی
در عصر سلاجقه مجدالملک براوستانی (وزیر شیعی سلطانملکشاه سلجوقی) در سال 479 قمری دیوار اطراف حرم حسینی را بازسازی کرد. در این دوران یکی از شورشیها به نام خفاجه در سال 489 قمری کربلا را دستخوش تاختوتاز قرار داد، حرم حسینی را غارت کرد و زائران را به قتل رساند. سیفالدوله (فرمانروای حلب و مؤسس سلسله حمدانیان)، که نقش مؤثری در جهاد با مسیحیان در آزادسازی بیتالمقدس ایفا کرد، شخصاً با سپاهیانش به کربلا آمد و پس از محاصره خفاجه او را به قتل رساند. همچنین با این کار امنیت مردم را برقرار، و خسارت و زیانهای وارده به شهر و حائر حسین را جبران کرد. مؤیدالدین محمد قمی (وزیر شیعی ناصر عباسی) بنایی را که ابن سهلان ساخته بود، تزیین، و بخشی از آن را در سال 620 قمری تعمیر کرد. او صندوقی چوبی روی قبر قرار داد و آن را با پارچههای زیبا و حریر پوشاند و دیوارهای حرم و رواقها را با چوب ساج تزیین کرد. (همان، ص105)
بازسازی حرم در دوره جلایریان
با حمله مغول به بغداد، خلافت عباسی در سال 656 قمری ساقط شد. مغولها در آن تهاجم، حرمت مکانها و شهرهای مقدس را حفظ کردند و هیچ تعرضی نسبت به آنها انجام ندادند. بنایی که ابن سهلان در ابتدای قرن پنجم ساخته بود تا پایان قرن هشتم استواری و استحکام خود را حفظ کرد و حدود سه قرن، بدون آنکه بازسازی جدیای روی آن صورت بگیرد، هم چنان پا برجا ماند.
حدود یک قرن پس از حمله مغولها، در سال 767 قمری سلطان اویس (مؤسس سلسله جلایریان) که از دستنشاندههای ایلخانان مغول بود، حرم را تعمیر و بازسازی کرد. دو فرزند او به نامهای سلطانحسین و سلطاناحمد نیز در این بازسازی نقش داشتند. تاریخ این بنا و تعمیر آن در بالای سر حرم مطهر (در قسمت جنوب غربی، محلی که به نام «نخله مریم» مشهور است) روی ستونی کنار محراب ثبت شده بود. این تاریخ تا سال 1216 قمری محفوظ ماند و در آن سال پس از تهاجم و غارت وهابیان، محراب و آثار آن محو شد.
در این بازسازی بنای مسجد و حرم نوسازی شد، گنبدی نیمدایرهای بر فراز ضریح قرار گرفت که بر چهار طاق در چهار سمت استوار بود و سمت بیرونی هر یک از این طاقها را رواقی تشکیل میداد. این گنبد، به لحاظ شکل هندسی، زیبا و بسیار ماهرانه ساخته شد و تجلی معماری اسلامی بود. ضریح و رواقها به گونهای قرار گرفته بودند که زائران میتوانستند دور ضریح و مزار شهیدان بچرخند، ولی امروزه چنین امکانی برای زیارت مزار آنان نیست. سلطان احمد جلایری، ایوان روبهروی صحن معروف به ایوان طلا، و مسجد صحن واقع در اطراف حرم را ساخت. در آن دوران آینه، خاتمکاریها و کاشیها با منظرههای طبیعی اوج معماری اسلامی را در رواقها و حرم به نمایش گذاشت. کتیبهای از کاشی با آیه و سورههای قرآن کریم به خط ثلث، روی دیوار رواقها جلوه زیبایی به حرم بخشید. به فرمان سلطان احمد، دو گلدسته حرم نیز با آجرهای زرد کاشانی تزیین، و تاریخ بنا بر ساقه منارهها به زبان فارسی و در قالب حروف ابجد (عدد 793) ثبت شد. (سماوی، بیتا، ص304)
بازسازی حرم در دوره صفویه
پادشاهان صفوی، که ترویجکننده مذهب تشیع بودند، در بسیاری از سرزمینهای زیر سلطه خویش به تعمیر و ساخت بناهای مربوط به امامان شیعه و امامزادهها و تکریم آنان پرداختند. شاهاسماعیل صفوی (مؤسس سلسله صفوی) از کسانی بود که در این راه تلاش زیادی کرد. او در سال 914 قمری حرم امام حسین7 را تزیین کرد. او صندوقی از خاتم بسیار نفیس و گرانبها روی قبر مطهر قرار داد و تمامی رواقهای حرم را با فرشهای گرانبهای ایرانی پوشاند و دوازده چهلچراغ شیشهای و طلایی، از جنس طلای خالص، به حرم تقدیم کرد. از جمله کارهای مهم شاهاسماعیل در تزیین حرم، طلا و آینهکاری رواقها و آرایش حرم با سنگهای مرمر و رخام در 920 قمری بود که قبل از آن به صورت گچ و آجر بود. (مدرس، 1380ش، ص314) او همچنین دستور داد حاشیههای ضریح را طلاکاری کنند.
شاهعباس صفوی از دیگر پادشاهان صفوی است که اقدامهای شاهاسماعیل را تداوم بخشید و به تزیین حرم پرداخت. او ضریح مسی بر قبر مطهر ساخت و آن را با پردههای حریر قیمتی پوشاند. همچنین او گنبد حرم را از قسمت نمای خارجی نوسازی کرد و از داخل نیز با کاشی به آن زینت داد. شاه عباس پول فراوانی در اختیار متولی و خادمان حرم قرار داد و صندوق زیبایی بر قبر مطهر نصب کرد. شاهصفی نیز هنگام زیارت حرم، دستور داد مسجد پشت سر را توسعه دهند و رواق شمالی را بنا کنند که بعد از بنا به رواق شاه معروف شد. همچنین به دستور او دیوار صحن از سمت شمال خراب شد و مساحت آن گسترش یافت. این کار را وزیر شاهصفی به نام قزّاقخان بیگلربیگی انجام داد. او در سراسر دیوار شمالی حجره ساخت و مقابل هر حجره ایوانی ایجاد کرد که با کاشیهای گرانبهایی تزیین شده بود؛ این ایوانها به «صافی صفا» معروف است. شاهسلیمان صفوی در سال 1048 قمری به توسعه مسجد پشت سر، و صحن از سمت شمال و احداث رواق شمالی پرداخت. راضیه سلطان بیگم (دختر شاهسلطانحسین) نیز هزینهای برای تعمیر و تزیین ضریح مطهر تقدیم کرد. (همان، ص316)
بازسازی حرم در دوره افشاریه
نادرشاه افشار در سال 1135 قمری کربلا را زیارت کرد و بودجه فراوانی برای نوسازی حرم امام حسین7 اختصاص داد و فرمان داد بناهای موجود را تزیین کنند. او هدیههای گرانبهایی به گنجینه حرم هدیه کرد. پادشاهان عثمانی نیز با وجود اینکه سنیمذهب بودند، اما به مقبرهها توجه ویژهای داشتند و چون در آن دوران کربلا و دیگر شهرهای عراق زیر سلطه پادشاهان عثمانی بود، آبادانی آن شهر را وجهه همت خود قرار میدادند. سلطانسلیمان قانونی پس از زیارت بقعه امام حسین7 به مرمت، سفیدکاری و گچ کاری خارجی گنبد دستور داد. بعدها سلطانمراد سوم عثمانی نیز علیپاشا (والی بغداد) را مأمور نوسازی آستانه کرد. (همان، ص318)
بازسازی حرم در عصر قاجار
عمدهترین بازسازیها و توسعهها و تزیین حرم در عصر قاجار صورت گرفت که اثرهای آن همچنان تا عصر حاضر باقی مانده است. نخستین اقدام در این عصر طلاکاری گنبد به دستور آقامحمدخان قاجار در سال 1211 قمری بود. دو سال بعد، سیدمحمدمهدی شهرستانی حرم را از سمت شمال توسعه داد و دیوار حائل مسجد شمالی و روضه را برداشت . در سال 1216 قمری حرم دستخوش تجاوز و هجوم وهابیان قرار گرفت، ضریح و رواق آن ویران شد و اشیاء نفیس آن به غارت رفت. اما در سال 1217 قمری سیدعلی طباطبایی (صاحب ریاض) حرم را از سمت غربی گسترش داد؛ به گونهای که مزار سیدابراهیم مجاب داخل رواق و شبستان قرار گرفت. این دو بزرگوار حرم را از شرق، شمال - با ادغام مزار شهیدان و مسجد شمالی - و اندکی نیز از سمت جنوب وسعت دادند. (مدرسی، 1380ش، ص409)
فتحعلیشاه قاجار نیز در سالهای 1227 و 1250 قمری بنای فرسوده حرم را نوسازی، و پوشش طلای گنبد را بازسازی کرد. او ضریح نقرهای جدیدی را برای قبر مطهر ساخت و گنبد داخل ایوان را طلاکاری کرد. بنابراین به این صورت تمامی آنچه را وهابیان تخریب کرده بودند، بازسازی کرد.
فتحعلیشاه همچنین در سال 1232 قمری فرمان داد تا روی ضریح مسی مرقد، که شاه عباس ساخته بود، ضریح نقرهای بسازند و صندوق خاتم روی مرقد را با چوب ساج روکش کنند. این صندوق را هم آقامحمدخان نصب کرده بود. در این دوران، کربلا دیواری محکم با چهار دروازه داشت؛ دروازه بغداد در شمال، دروازه خیمهگاه در جنوب، دروازه نجف اشرف در مشرق و دروازه حُر در مغرب. (همان، ص464)
در سال 1285 قمری ناصرالدین شاه نیز برای توسعه، ترمیم و تزیین بقعه کوششهایی انجام داد. او به زیارت عتبات آمد و شرح کامل این سفر را در سفرنامه عتبات خود نگاشت. وی صحن را از سمت غربی آن توسعه داد و گنبد و بخشی از پوشش طلای آن را بازسازی کرد. همچنین ایوان بزرگی را در سمت قبله احداث کرد که به نام خود او (ایوان ناصری) مشهور شد. در همان دوران داخل حرم تعمیر، و حجرههای صحن از نو ساخته شد. (همان، ص475)
بازسازی حرم در دوره معاصر
در سال 1360 قمری سیفالدین طاهر هندی یکی از منارهها را، که خراب شده بود، از نو ساخت و سپس هر دوی آن را طلا کاری کرد. در سال 1367 قمری خانهها و مدرسههای دینی مجاور صحن، از جمله جامع یا مدرسه ناصری که آن را ناصرالدینشاه در 1301 ساخته بود و در سمت غربی صحن امام حسین7 قرار داشت، تخریب شد. این مدرسه از شمال به مدرسه زینبیه و درِ ساعت، و از جنوب به مدرسه صدراعظم نوری (معروف به صدر) متصل بود. این مسجد و دو مدرسه را عبدالرسول خالصی تخریب کرد.
برای این تعمیرات کامیونهایی حامل 55 تن سنگ مرمر از یزد از سوی سیدمحمدآقا یزدی و مصطفوی، و شصت کامیون از طرف جمعی از بازرگانان تهران ارسال شد. این مرمرها همه در کف حرم مطهر و تمامی دیوارهای داخل آن تا ارتفاع سه متر کار گذاشته شد و در سال 1368 قمری عملیات روکاری با سنگ مرمر به پایان رسید. در این توسعه علاوه بر مدرسهها آثار دیگری از جمله مسجد و مقام رأس الحسین، مدرسه و مسجد سردار حسنخان، که محمدحسنخان قاجار (پدر آقامحمدخان) در سال 1180 قمری ساخته بود، به دستور عبدالرسول خالصی ویران شد. همچنین تکیه بکتاشیه، ورودی باب قاضی الحاجات و مأذنههای مزار پادشاهان آل بویه نیز تخریب شد. (کرباسی، 1422ق، ج2، ص411)
تمامی این تخریبها به بهانه ساخت یک فلکه بود، ولی آثار علمی، تاریخی و فرهنگی را به شدت تحت تأثیر قرار داد. در سال 1370 قمری مرحوم صبری هلالی به خطاطی آیههای سوره دهر در حرم پرداخت. ضلع شرقی حرم در این سال ساخته و ایوانها و طاقها نیز با کاشیهای زیبا و نفیس تزیین شد. یک سال بعد بنای گنبد و پوشش طلای آن مرمت شد و در سال 1373 قمری سقف رواقهای حرم به طور کامل بازسازی، و کاشیهای معرقی از اصفهان زینتبخش حرم شد. همچین قسمت بالای ایوان ناصری نیز طلاکاری شد.
در سال 1388 قمری سقف قدیمی ایوان را برداشتند و ستونهای سنگی را، که از ایران وارد شده بود، نصب کردند. این کار دو سال به طول انجامید و پس از آن به بنای جدید ایوان طلا پرداختند. در سال 1394 قمری طرح نوسازی و هماهنگسازی صحن شریف تدوین شد. این طرح شامل احداث مجدد ایوان، خراب کردن ضلع غربی صحن و تزیین دیوارها با کاشی بود که اجرای آن تا سال 1396 قمری طول کشید.
صحن حرم امام حسین7 محدوده مستطیلی شکلی را در بر میگیرد که ضلع شمال به جنوب آن از بیرون 125 متر، و ضلع شرق به غرب آن 95 متر است. این محدوده همه بناهای حرم را در خود جای داده و در داخل یک صحن به مساحت 385 متر مربع قرار دارد. حرم و بقعه در وسط این صحن قرار دارد که با کاشی پوشانده شده است. (همان، ص412)
ارتفاع دیوار حرم دوازده متر، طول دو ضلع شمالی و جنوبی 55 متر، و طول ضلع شرقی و غربی آن 445 متر است. حاشیه دیوارهای حرم از سمت بیرون با آیههای قرآن تزیین شده است. کف داخل آن سنگ مرمر است و دیوارها نیز کاشیکاری شده و به سوره هل اتی، یس و سورههای کوچک با خط ثلث سفید در متن کاشی لاجوردی مزین شده است. این تزیینها در سالهای 1363 تا 1369 قمری انجام داده شد. در ضلع جنوبی صحن، بالای ورودی اصلی صحن (یعنی باب القبله) ساعت بزرگی روی یک پایه سیمانی بلند قرار دارد که آن را تولیت آستان حسینی، در سال 1382 قمری از آلمان خریداری کرده است. این ساعت جایگزین ساعت قدیمیتری شده است که آن را ناصرالدینشاه قاجار در سال 1312 قمری هدیه کرده بود. بدنه پایه یا برج ساعت نیز در سال 1383 قمری کاشیکاری، و بالای آن گنبد کوچکی از طلا نصب شد. (همان، ص413)
نقش ستاد بازسازی عتبات
بعد سقوط رژیم صدام حرکتهای مردمی و اقدامات سازنده «ستاد بازسازی عتبات عالیات» با هدف ترمیم، بهسازی، نوسازی و توسعه وسیع حرمهای مطهر در عراق شکل گرفت. این اقدامات، که به دلیل عدم آمادگی کافی عراق از جنبههای مالی و مهندسی بسیار ضروری بود، با مشارکت نهادهای مردمی و خیرین پیگیری شد. بیتردید این همکاریها نهتنها در عمران و آبادی این اماکن اثرگذار بود، بلکه موجب تقویت مناسبات و هماهنگیهای دوجانبه میان ملتهای ایران و عراق شد. گسترش پرشکوه راهپیمایی اربعین در سالیان اخیر، مصداق بارز این پیونداست.
توسعه شهری کربلا
در آغاز قرن هجدهم بغداد تحت سلطه عثمانی نظام سیاسی آشفتهای داشت. جنگهای همیشگی با ایران، سلطه عثمانی را بیشتر تضعیف کرده بود. این منطقه میدان جنگ بین عثمانی و ایران بود. به این ترتیب، حسن پاشا در سال 1704 میلادی از سوی قسطنطنیه برای ایجاد ثبات در منطقه به فرمانداری منصوب شد. حسن پاشا به حرمهای نجف و کربلا علاقهمند شد و در سال 1705 میلادی برای زیارت حرم امام حسین7 به کربلا رفت. او کربلا را به عنوان نقطه آغازی برای احیای شهرهای تحت سلطهاش برگزید و دستور داد نهرهای آب کربلا را لایروبی ،و کاروانسرای خانحَمِد، بین کربلا و نجف، را بازسازی کنند. (انصاری، 1426ق، ص45)
در سال 1914 میلادی پس از جنگ جهانی اول، ساختمانهای جدید و خیابانهای عریض با معماری نسبتاً جدید در کربلا ساخته شد. پیش از آن در سال 1217 قمری و با تلاش آیتالله سیدعلی طباطبایی (صاحب ریاض) سومین دیوار با شش دروازه، که هر یک نامی مخصوص داشت، ساخته شد.
از حدود سال 1330 قمری و تقریباً همزمان با استقلال نسبی دولت عراق و کوتاه شدن دست استعمار پیر، شیوههای معماری غربی به این کشور، و به تبع به کربلا، راه یافت. معماری غربی نیز به معنای فرار از کوچههای تنگ و پُر پیچوخم و واردات مصالح ساختمانی جدید، مثل سیمان و بتن، در ساختار معماری این شهر بود. کاروانسرای هندیان، که «بُهْرهها» آن را ساختند، و ساختمان اداره آب و برق، اداره پست، کتابخانهها و شهرداری به وجود آمد. همچنین میدانی بزرگ در بین الحرمین برای تجمّعات اهالی شهر کربلا و زائران ساخته شد. برای این منظور خانههای در مسیر تخریب شد و به جای آنها در دو طرف مغازهها و خانههایی ساخته شد. بازار عرب، بازار حسین، بازار خیمهگاه و بازار عباس نیز در نقاط مختلف این میدان ساخته شد. (همان)
شهرداری کربلا در طی سالهای 1935 تا 1948 میلادی اقدام به ساخت خیابان کمربندی دور حرم مطهر حسینی و عباسی ساخت. از 1954 تا 1992 میلادی شهرکهای متعددی در فواصل معینی از کربلا ساخته شد. نامهای برخی از این شهرکها عبارت است از: معلّمین، اسکان، حسین و عباس8، حُرّ، رمضان، شهداء، سلام، انتصار و تعاون. در نقشه این شهرکها صرفاً از معماری جدید استفاده شده و به معماری اصیل عراقی- اسلامی توجه نشده است. در طول دو دهه گذشته نیز ساختمانهایی، مخصوصاً در میدان بزرگ بین الحرمین، ساخته شد که هیچ ارتباطی با فرهنگ اسلامی ندارد. در سال 2006 میلادی کمیتهای فنی در کربلا تأسیس شد که وظیفهاش ارائه شروطی لازم الاجرا برای طرح نقشهکشی بناهای جدید به دفاتر مشاوره مهندسی عراقی بود؛ به این دلیل که از آن پس در ساخت ابنیه، به اصول معماری قدیم توجه شود تا اگر همان سبک قابل اجرا نیست، حداقل ویژگیهای آن در معماری جدید تا حد ممکن پیاده شود. (همان، ص46)
ارتش انگلیس در سال 1339 قمری به سوی کربلا حرکت کردند و جلوتر از آنها هواپیماهای جنگنده به پرواز درآمدند و کربلا را در محاصره شدیدی قرار دادند. دور تا دور کربلا را سیم خاردار کشیدند و از ورود و خروج منع میکردند. خانههای کسانی را که فرار کرده یا در حال بازگشت بودند خراب کردند و شاید در این بین برخی از خانههای بیگناهان نیز تخریب شد. ارتش انگلیس اسلحه اهالی کربلا را جمعآوری،و اشخاص متهم و مظنون به فرماندهی انقلاب را دستگیر کرد. آنها نزدیک پانزده نفر را دستگیر کردند که برخی عالم و برخی رئیس طایفه بودند. آنها محاصره را بر مردم شهر تنگ کردند. این محاصره شش روز طول کشید. ارتش انگلیس در چهارم ربیعالاول به سمت نجف حرکت کرد و نجف را در مقایسه با کربلا در محاصره شدیدتری قرار داد و تمام کارهایی را که در کربلا انجام داده بودند، به گونهای شدیدتر در نجف تکرار کردند. این کار بر اهالی نجف بسیار گران آمد. ارتش انگلیس بین مردم و آب، فاصله انداخت تا آنچه میخواستند و در نظر داشتند، قطعاً انجام داده شود. آنها برخی رؤسای انقلاب، از جمله شیخحسن (فرزند آیتالله شیخالشریعه) و شیخجواد (از نوادگان مرحوم صاحب جواهر) را دستگیر کردند. ورود ارتش انگلیس، همزمان با ورود ده فروند هواپیمای جنگی به آسمان نجف بود. (همان، ص47)
ساخت شهرکهای جدید در قرن بیستم
در سال 1955 میلادی استاندار کربلا (حسن السعد) شهرک «الحسین» را تأسیس کرد. این شهرک در جنوب غربی مرکز شهر و در سه کیلومتری جاده جدید کربلا - نجف، در مجاورت محله اِسکان، قرار گرفته است. هماکنون شهرک «الحسین» یکی از شهرکهای بزرگ حومهٔ کربلا به شمار میرود. این شهرک در نقشه به صورت دایرهوار طراحی شده و هتلهای «گردشگری» در وسط آن ساخته شده است. در دهه شصت محلههای جدیدی ایجاد شد؛ از جمله:
محله معلمان که در سال 1960 میلادی در غرب این شهر ساخته شد و تا مرکز شهر تقریباً چهار کیلومتر فاصله دارد.
شهرک شهرداری که در سال 1961 میلادی در محدوده بین خیابان شهرک الحسین و خیابان بیمارستان قدیم ساخته شد.
شهرک العباس که در سال 1964 میلادی در جاده جدید کربلا - بغداد ساخته شد و حدود سه کیلومتر با مرکز شهر کربلا فاصله دارد. (خلوصی، 1426ق، ص123)
در اوایل دهه هفتاد و در نتیجه افزایش جمعیت شهر کربلا و جابهجایی گروههای بزرگ جمعیتی از مناطق اطراف شهر و برخی از شهرها و روستاهای دیگر، گسترش شهر به صورت افقی در خارج از محیط قدیم آغاز، و شهرکهای جدیدی احداث شد که بیشتر آنها در ضلع غربی و جنوب غربی شهر واقع شدهاند؛ از جمله:
شهرکهای «حرّ»، «العامل»، «نقیب»، «اصلاح زراعی» و «جمعیت» در سال 1970 میلادی.
شهرکهای «رمضان»، «أسرة»، «ملحق»، «صحة» و «بنوک» در سال 1975 میلادی.
شهرک «موظّفین» در سال 1976 میلادی.
شهرک «سیف سعد» در سال 1977 میلادی.
دو شهرک «عروبه» و «ثوره» در سال 1978 میلادی.
در نتیجه افزایش جمعیت و هجوم سایر گروههای جدید از دیگر شهرهای عراق در جنگ تحمیلی عراق بر ایران در سال 1980 میلادی، جمعیت شهر کربلا در سال 1985 میلادی به 575 هزار نفر رسید. درحالیکه این جمعیت در سال 1971 میلادی حدود 213 هزار نفر بود؛ یعنی میزان افزایش در طی 14 سال 81 درصد بوده است. در ضمن این آمار مربوط به شهر کربلا است . (همان)
از سوی دیگر در نتیجه گسترش برخی از خیابانها (مانند خیابان باب قبله (ابوفهد)، سدره و جمهوری) و پیدایش خیابانهای جدید در داخل شهر (مانند باب سلطانی و محیط)، بسیاری از خانوادهها مجبور شدند خانههای خود در این شهر را تخلیه کنند و نتوانستند خانههای جدید دیگری در این محل بسازند. شهر کربلا با این وضع موجود نیز گنجایش این جمع زیاد از ساکنان و ساخت خانههای جدید اضافه را ندارد. بنابراین مسئولان شهر بار دیگر توسعهٔ افقی شهر را از ضلع غربی و جنوب غربی در خارج از محدوده را به گونهای خاص آغاز ، و بارِ دیگر شهرکهای جدید دیگری تأسیس کردند که عبارتند از:
دو شهرک «انتصار» و «بهادلیّه» در سال 1980 میلادی؛
شهرک «عسکری» با دو بخش در حُرّ و خلف الطاقه، یکی در سال 1980 میلادی و دیگری در سال 1983میلادی؛
دو شهرک «ضبّاط» و «شهدا» در سال 1983میلادی؛
شهرک «سلام» در سال 1989میلادی؛
شهرک «صمود» در سال 1990میلادی؛
شهرک «تحدّی» در سال 1992 میلادی؛
شهرک «تعاون» در سال 1992میلادی.
بیشتر شهرکهای جدید کربلا فاقد ابتداییترین امکانات زندگی مدنی است؛ با امکاناتی مانند مراکز تجاری، بازارهای جدید مردمی، مراکز دولتی (شهرداری، بهداشت، حملونقل و ...)، مراکز اجتماعی و فرهنگی، زمینهای بازی و ورزشی و فضای سبز. (همان، ص124)
ساختمانهای این شهرکها با سبک و سیاق معماری متفاوت با بنای قدیمی رایج در شهر کربلا متمایز میشوند. سازندگان بدون توجه به محیط شهری اصیل شهر به سمت مدرنیته شهری شتافتهاند که باعث شده ساختمانهای شهرکهای جدید بخشی از ویژگیهای معماری خود را از دست بدهند. شاید تخریب مناطق وسیعی از مرکز شهر کربلا (ساختمان حرمهای مطهر و خانههای اطراف آن) به دست رژیم سابق پس از انتفاضه شعبانیه مردم کربلا (1991م /اسفند 1370ش)، نشاندهنده اوج تخریب عمدی در از بین بردن همهٔ نشانههای شاخص معماری اسلامی بود که باعث شد این شهر بسیاری از میراث معماری خود را از دست بدهد؛ مانند مساجد، مؤسسات، مدارس علمیه، حسینیهها، بازارها، کاروانسراها و خانههای قدیمی زیبا.
زمین بین دو حرم مطهر به یک میدان وسیعی به طول 350 و عرض 160 متر تبدیل شد. در ابتدای سال 1997 میلادی (1376ش) شهرداری کربلا این میدان عریض را سنگفرش کرده و در قسمتهایی از آن درخت نخل کاشت؛ بدون برنامهریزی و طراحی، و بدون اتخاذ روشهای مهندسی برای بهسازی محوطه، مجوز ساخت هتل در اطراف این میدان صادر شد. به همین ترتیب ساختمانهایی در بین الحرمین ساخته شد که با معماری ویژهٔ زیارتگاهها و بافت قدیمی شهر همخوانی نداشت. (همان، ص125)
طی دهههای گذشته ساختوسازهای خودسرانه و تخریب بناهای مذهبی و باستانی به بهانه بازآفرینی منطقه، به تضعیف جایگاه حرمهای مطهر و تحت تأثیر قرارگرفتن قداست آنها در محیط ناهمگون شهری منجر شده است. در سالهای گذشته ساختمانهای زیادی در مجاورت حرمهای مطهر و بین الحرمین ساخته شدهاند که بخش اعظمی از آنها هتلهای ناهمگون با آثار باستانی است و اصالت و ویژگیهای معماری اسلامی را، که از شاخصههای اصلی این شهر بوده، ندارد.
در آوریل 2006 میلادی کمیتهای مهندسی در کربلا تشکیل شد که مأموریت آن طراحی نقشه جدید شهری در شهر مقدس کربلا بود. این کمیته از دفاتر مشاوره مهندسی عراقی و بین المللی دعوت کرد تا پیشنهادات خود را برای طراحی مجدد شهری با توجه به ویژگیهای اصلی آن ارائه کنند. (همان، ص125)
بازتاب کربلا در ادبیات و فرهنگ عاشورایی
در ادبیات عرب
ابوفراس حمدانی و کربلا در قصیدهٔ پنجاه و هفت بیتی میمیّه خود، که از بحر بسیط شروع میشود، به کربلا اشاره کرده است. (کرباسی، 1422ق، ج41، ص568) در بخشی از این قصیده آمده است:
الدینُ مُختَرَمٌ وَ الحَقُّ مُهتَضَمُ
وَ فَیْءُ آلِ رسولالله مُقتَسَمُ
یا لِلرِجالِ أَما لِلَّهِ مُنتَصِفٌ
مِنَ الطُغاةِ أَما لِلدینِ مُنتَقِمُ
بَنو عَلِیٍّ رَعایا فی دِیارِهِمُ
وَ الأَمرُ تَملِکُهُ النِسوانُ وَ الخَدَمُ
لا یُطغِیَنَّ بَنیالعَبّاسِ مُلکُهُمُ
بَنوعَلِیٍّ مَوالیهِم وَ إِن زَعَموا
قامَ النَبِیُّ بِها یَومَ الغَدیرِ لَهُم
وَ اللَهُ یَشهَدُ وَ الأَملاکُ وَ الاُمَمُ
ثُمَّ اِدَّعاها بَنو العَبّاسِ إِرثَهُمُ
وَ ما لَهُم قَدَمٌ فیها وَ لا قِدَمُ
أَ أَنتُمُو آلِهٌ فیما تَرَونَ وَ فی
أَظفارِکُم مِن بَنیهِ الطاهِرینَ دَمُ
یاعُصبَةً شَقِیَت مِن بَعدِما سَعِدَت
وَ مَعشَراً هَلَکوا مِن بَعدِما سَلِموا
لَبِئسَ ما لَقِیَت مِنهُم وَ إِن بَلِیَت
بِجانِبِ الطَفِّ تِلکَ الأَعظُمُ الرِمَمُ
ترجمه: دین تضییع میشود، حق تعرض میشود و غنایم خاندان پیامبر خدا تقسیم میشود.
آهای مردان، آیا خداوند از ظالمان انتقام نمیگیرد؟ آیا از جانب دین انتقام نمیگیرد؟
فرزندان علی در خانههای خود زیردست هستند و کار در دست زنان و خدمتکاران است. عباسیان نباید بگذارند سلطنتشان تابع حکومت موکلانشان، خاندان علی، باشد؛ هر چند ادعا کنند.
پیامبر در روز غدیر برای آنها این کار را کرد و خداوند شاهد است و پادشاهان و امتها نیز شاهد هستند.
سپس عباسیان آن را به عنوان میراث خود ادعا کردند، هرچند که در آن جای پا و هیچ محل سکونتی نداشتند.
آیا شما در آنچه میبینید متحیر هستید، درحالیکه خون فرزندان پاک او در زیر ناخن شماست؟
ای گروهی که بعد از شادی بدبخت شدهاید، و ای گروهی که بعد از سلامتی هلاک شدهاید،
چه بد است آنچه از آنها گرفتار شدهام؛ هر چند آن استخوانها در کنار الطاف از بین رفته باشد.
دو بیت آخر به تخریب مرقد امام حسین7 به فرمان متوکل در سال 236قمری اشاره میکند. چنانکه در کتاب طبری، مروج الذهب، و فخری آمده است. آنچه ابوفراس را به سرودن این قصیده واداشت، سرودن شعری از طرف محمد بن سکره هاشمی برای تحقیر فرزندان علی7 بود که آغاز آن این است:
بَنِی عَلیٍّ دَعُوا مَقالَتَکُم
لا یُنْقِصُ الدُرَّ وَضْعُ مَن وَضَعَه
ای پسران علی، سخن خود را رها کنید، ارزش مروارید توسط فرودستی که آنرا کنار قرار میدهد کم نمیشود.
ابوفراس به دلیل سبکی شعرش جوابی به او نداد و درباره مقامات اهل بیت: گفت که چند بیتی از آن را آوردیم. (همان، ص569)
توصیفات مستشرقان
الف) تاریخ العرب الأدبی
یزید بدوی با همه غرایز و ذائقه بادیهنشینان، عشق به لذت دنیایی، نفرت از تقوا و بیتفاوتی و بیپروایی نسبت به دین بزرگ شد و آنقدر اباحهگری داشت که در تاریخ کمتر روایت شده است. او تخلّفاتی مرتکب شد که مو به تن راست میکند؛ به برخی از این وقایع به طور مختصر اشاره میکنیم. در سال 680 میلادی حسین بن علی همراه همهٔ خانواده و تعدادی از دوستان وفادارش از مکه خارج شد؛ زیرا نوه پیامبر مدعی خلافت حقّه برای خودش بود. او نمایندهای به کوفه فرستاد و انتظار داشت که کوفیان، که تقریباً همه شیعه بودند، در زیر پرچم او جمع شوند و از آرمان او حمایت کنند، اما کوفه شهری پُرخطر و ناامن بود.
فرزدق شاعری بود که سرشت و ذات متقلّب هموطنانش را میشناخت، به حسین گفت: «دلهای کوفیها با شما و شمشیرهایشان با بنیامیه است». ولی هشدار او فایده نداشت و در همین زمان بود که ابن زیاد (والی کوفه) با بریدن سر رهبر انقلابیون، مسلم بن عقیل (پسرعموی حسین) انقلابیون شهر را به وحشت انداخت. امکان عقبنشینی همچنان برای حسین باز بود، اما یارانش فریاد میزدند که انتقام خونِ سالم لازم است. حسین هیچ تردیدی به خود راه نداد و به موازات فرات به سمت شمال حرکت کرد و با گروه اندک خود، که حدود دویست نفر از جمله زنان و کودکان بودند، در کربلا فرود آمد.
شمر بن ذیالجوشن، که برای ابد به بدی از او یاد میشود، پیشنهاد داد که حسین بدون هیچ قید و شرطی تسلیم شود، ولی حسین و یارانش این پیشنهاد را رد کردند و آماده شدند که برابر لشکر ابنزیاد بایستند. (نیکلسون، 1966م، ص196)
بیان همه جزئیات هولناکی که در کربلا به وقوع پیوست مقدور نیست، اما به نظر میرسد سپاه بنی امیه میخواستند کسی را نکشند و امیدوار بودند که نوهٔ پیامبر را زنده بگیرند، اما شمر برای حمله و هجوم آنچنانی هیچ منعی نمیدید و حتی از تأخیر جنگ خشمگین بود. در نهایت، در یک جنگِ نابرابر، حسین و یاران دلیر او همگی کشته شدند.
روایات اسلامی به استثنای نمونههای نادر، دائماً با خاندان بنی امیه دشمنی دارند؛ حسین را شهید و یزید را قاتلِ او میدانند. موضع مسلمانان را نحوهٔ رابطه امویان با اسلام تعیین میکند. امویها با این پردهدری که نسبت به احکام اسلام نشان دادند، و تمسخری که نسبت به معالم اسلام روا داشتند، دیگر نمیتوانستند عنوانی غیر از جنایتکار داشته باشند و با این عنوان حق نداشتند که دست به خون مؤمنینی رنگین کنند . با بررسی دقیقتر درمییابیم که آنچه تاریخ درباره آنان حکم خواهد کرد، همان حکم دین و قضاوت الهی اسلام است و بر این اساس، بنی امیه در طول تاریخ، به حق محکوم شدهاند. (همان، ص466)
مسلماً بنی امیه دلایل محکمی برای پشیمانی از جنایات در کربلا داشتند؛ چرا که پس از مدتی اجازه عزاداری به شیعیان داده شد و آنان شعار انتقام خون حسین، یعنی «یا لَثاراتِ الحُسین»، را بر سر زبانها انداختند؛ به طوری که از هر سویی شنیده شد. (همان، ص196) کربلا برای شیعیان، همان نهروان برای خوارج بود. شاعری به نام «کثیر عزة» (م 105ق / 723م) چنین میسراید:
ألا إنّ الأئمّة مِن قُریشٍ
وُلاةُ الحقّ أربَعةٌ سواءُ
علیٌّ وَ الثَلاثَة مِن بَنِیْه
هُم الأسباطُ لیسَ بهِم خِفاءُ
فسِبطٌ سِبطُ إیمانٍ وَ برّ
وَ سِبطٌ غَیَّبَتْهُ کَربَلاءُ
وَ سِبطٌ لا تَراهُ العَینُ حتّى
یَقودُ الخَیلَ یُقَدّمُها اللّواءُ
یَغِیبُ لا یُرىٰ عَنهم زَمانا
بِرَضوىٰ عِنْدهُ عسلٌ وَ ماءٌ
همانا امامان از قریش هستند. اولیای حق چهار نفر شبیه هم هستند. علی و سه پسرش هستند و پنهان نیستند. پس فرزندی از ایمان و مصلحت، و فرزندی که زمین کربلا او را پنهان کرد، و فرزندی که از چشمها پنهان میشود تا روزی که سوارکاران را رهبری کند، و غیبتی دارد و برای مدتی دیده نمیشود، و در رَضویٰ زندگی میکند، و عسل و آب به همراه دارد. (اصفهانی، بیتا، ج8، ص14)
چیزی از قتل حسین نگذشته بود که مدفن او در کربلا به مقصدی تبدیل شد که شیعیان بارها به سوی آن سفر میکردند. وقتی توّابین در سال 65ق (684م) قیام کردند، ابتدا به کربلا آمدند و پرچمهای خود را برافراشتند. آنها یک صدا گریه میکردند و از خدا میخواستند که آنها را به دلیل تنها گذاشتن نوه پیامبر در شدّت و بلا ببخشد. در این هنگام رهبرشان فریاد زد:
پروردگارا، بر حسین درود فرست؛ شهید پسر شهید و هدایتشده پسر هدایتشده، راستگو پسر راستگو. پروردگارا، گواه باش که ما پیرو دینِ آنها و راهِ آنها هستیم و دشمن قاتلانِ آنها و دوستانِ دوستانِ آنها هستیم. (نیکلسون، 1966م، ص216)
در اینجا اولین مجلس عزاداری تشکیل شد و پس از آن هر سال در دهم محرم نیز هر کجا که شیعهای باشد، تشکیل میشود. آن بزرگمرد شیعه بود که توانست این قیام را به سرمنزل مقصود برساند و راه را نشان دهد و اگر او نبود، قیام شیعه با شکست مواجه میشد. (همان، ص218؛ طبری، 1408ق، ج2، ص546)
سرنوشت غمانگیز حسین در کربلا تأثیر عمیقی بر فرزدقِ شاعر گذاشت، ازاینرو وی از هموطنان خود خواست تا از این مسئولیت خود به نحوی خارج شوند؛ به همین دلیل چیزی گفت تا غیرت مردم را به جوش آورد. او گفت:
اگر عربها بر پسر مولای خود و بهترینشان خشمگین شوند، بدانید که عزتشان پابرجاست و حیثیتشان باقیاست. ولی اگر زندگی طبیعی را به همین منوال پیش برند و تغییر نکنند، خداوند بر زبونی و ذلّتشان تا آخرالزمان میافزاید.
فَإنْ أنتُم لَمْ تَثأرُوا لِابْنِ خَیْرکُم
فَألقُوا السِّلاح وَ اغزِلُوا بِالمَغازِل
اگر انتقامِ فرزندِ بهترین خلق خدا را نمیگیرید، پس اسلحه بر زمین بگذارید و [مانند زنان] با دوکها مشغول ریسندگی شوید. (همان؛ اصفهانی، بیتا، ج19، ص34)
در سال 1801 میلادی وهابیان حرم امام حسین را غارت کردند، پنج هزار نفر را کشتند و به گنبد حرم آسیب زدند. (نیکلسون، 1966م، ص466)
ب) بلاد العرب
و هنگامی که دو پسر امام علی (حسن و حسین) در عرض بیست سال بعد از پدر به قبورِ خویش رفتند، برای یکی از آنها - اگر نگوییم برای هر دو - با خشونت، بدون اینکه هیچ یک از آنها، از حقش برخوردار شود، اهل بیت پیامبر به عنوان گروهی از پهلوانان بیرقیب روزگارِ خویش بود. صف زائرانی که به زیارت حرم علوی در نجف و حرم حسینی در کربلا آمدند، و احساساتی که هنوز از مصیبتهای روز دهم محرم سراسر جهان اسلام را شعلهور میکنند، همه این مظاهر نشان میدهد که مرگ بیش از مجموع روزهای زندگیاش به نفع آن امام بوده است. (هوکارت، بیتا، ص75) وهابیها در چند نوبت به کربلا حمله کردند. (هوکارت، 1922م، ص102)
ج) الاسلام فی القرون الوسطیٰ
فرزند علی و نوه پیامبر در سال 680 میلادی در کربلا در پی انقلابی ناموفق کشته شد. شمر بن ذیجوشن خود را توصیف میکند و اینکه مادرش او را فقط برای کشتن حسین به دنیا آورده است. این صحنه مانند نمایشنامهای دراماتیک ما را خیلی جدی به یاد وفات مسیح میاندازد. (گوستاو، 1954م، ص191 و 193)
د) تاریخ العرب
انبوه زائرانی که پیوسته به حرم علی در نجف، و حرم فرزندش حسین - سرور اولیاء و شهدا در نگاه شیعیان - در کربلا، نزدیک نجف، و اینکه برای نمایش مذهبی هر ساله دهم محرم در سراسر جهان تشیع هجوم میآورند، گواه بر این است که گاهی مرگ انسانهای مقدس سودمندتر از زندگیشان است. (هیتی، 1949م، ص183)
در دهم محرم سال 61 قمری (10 اکتبر 680 م) عُمَر فرزند فرمانده مشهور سعد بن ابیوقّاص با چهار هزار جنگجو، حسین و گروه کوچک دویست نفری او را در کربلا محاصره کرد؛ تقریباً در بیست و پنج مایلی شمال غربی کوفه، و چون حاضر به تسلیم نشدند، شمشیرها در بینِ آنها به کار افتاد و نوه پیامبر پس از تحمل چندین جراحت به شهادت رسید، و سرش برای یزید فرستاده شد. سپس سر را نزد خواهر حسین و پسرش، که به دمشق رفته بودند، فرستادند و در نهایت در کربلا دفن شد. شیعیان به مناسبت شهادت حسین هرساله با برگزاری مراسم عزاداری در ده روز اول محرم، نمایش مذهبی و دراماتیک را به اجرا گذاشتند و بر مصیبت، و در عین حال بر قهرمانی او تأکید داشتند. (همان)
این نمایش مذهبی سالانه در دو پرده انجام داده میشود که پرده اول در روز دهم محرم معروف به عاشورا در کاظمین - نزدیک بغداد - ، و پرده دوم چهل روز بعد از آن، تحت عنوان «بازگشت سر» در کربلا اجرا میشود . خون حسین بیش از خون پدرش ثابت کرد که ستونی وجود دارد که مذهب شیعه بر آن استوار است و آن امامت در خاندان علی به عنوان یک اصل اعتقادی در عقاید شیعه است. «روز خونین کربلا» شعاری در جنگها به شیعیان داد که در خونخواهی حسین خلاصه میشد و روزهای بعد ثابت کرد که همین شعار، یکی از عوامل سستی پایههای دولت اموی بوده است. (همان، ص190)
در سال 850 میلادی متوکل رسم قدیمی آزار و اذیت شیعیان را از سر گرفت و ضریح علی در نجف، و ضریح حسین در کربلا را تخریب کرد و بدینوسیله شامل لعن ابدی شیعیان قرار گرفت. (همان، ص440)
منابع لغوی: بررسی ریشهشناسی واژه «کربلا»
الف) المنجد فی اللغة و الأدب و العلوم
«کربلا» شهری در عراق بین شهرهای حلّه، دلیم، دیوانیّه، نجف، کوفه و عینتمر است که 35 هزار نفر جمعیت دارد و مشهد حسین بن علی، مقام فاطمه بنت الحسین، مقام میرزا شفیع خان (رئیس فرقه شیخیه)، مقام سیدکاظم الرشتی (رئیس فرقه کشفیّه)، مرقد حسینعلیشاه (رئیس فرقه صوفیه)، و مرقد مؤمن دهده (رئیس فرقه بکتاشیان) در آنجا قرار دارد. در دهم محرم سال 61 قمری، برابر با 10 اکتبر سال 680 میلادی حسین بن علی در کربلا کشته شد. (لوئیس معلوف، 1956م، ص453، واژه کربلاء)
ب) قاموس الإسلام
«کربلا» یا مشهد حسین: شهری است در عراق که به خاطر مقتل حسین معروف شد. آرمگاه او در فاصله پنجاه مایلی جنوب غربی بغدادْ و حدود شش مایلی غرب فرات قرار گرفته است. (توماس هیوز، 1930م، واژه کربلاء)
ج) فرهنگ لاروس
«کربلا» شهری در عراق، نه چندان دور از فرات که 65 هزار نفر جمعیت دارد و برای شیعیان مقدس است. (خلیل الجرّ، 1393ش، ج2، واژه کربلاء)
د) القاموس المحیط
«کربلا» نام مکانی است که حسین بن علی رضی الله عنه در آن کشته شد. (فیروزآبادی، 1415ق، واژه کربلاء)
هـ) لسان العرب
«کربلا» نام مکانی است که قبر حسین بن علی8 در آنجاست. (ابنمنظور، 1414ق، ج11، ص587، واژه کربلاء)
و) کتاب العین
«کربلا» سرزمینی است که حسین بن علی بن ابیطالب8 در آن کشته شد. (فراهیدی، بیتا، ج5، ص432، واژه کربلاء)
ز) تاج العروس من جواهر القاموس
«کربلا» نام سرزمینی است که حسین رضی الله عنه در آن کشته شد که خدا قاتلش را لعنت کند و بنا بر نظر صحیح در همان سرزمین به خاک سپرده شد و سر شریفِ او به شام انتقال داده شد و سپس به عَسقلان و مصر برده شد و در مصر بنای باعظمتی به همین مناسبت ساخته شد. گفته شده که سر مطهر او به پیکر شریفش بازگردانده شد. روایت شده که وقتی حسین رضی الله عنه به این منطقه رسید و از نامش پرسید و شنید که میگویند: «کربلا»، با حالت خاصی فرمود: «کرب و بلا». (زبیدی، 1414ق، ج15، ص654، واژه کربلاء)
«کربلا» در برگزیده اماکن
الف) معجم البلدان
«کربلاء» نام بیابانی نزدیک کوفه است که حسین بن علی رضی الله عنه در آن سرزمین به شهادت رسید. (یاقوت حموی، 1324ق، ج7، ص229، واژه کربلاء)
ب) أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم
مرقد مولای ما حسین بن علی رضی الله عنهما در کربلا و نزدیک قصر ابن هبیره واقع شده است. (جرجی زیدان، بیتا، ج2، ص379، واژه کربلاء)
ج) الروض المِعطار فی خبر الأقطار
«کربلا» نام سرزمینی در عراق است که حسین بن علی رضی الله عنهما در آن کشته شد و به آن سرزمین «طفّ» هم گفته میشود. (حمیری، 1363ق، ص490، واژه کربلاء)
د) معجم ما استعجم من أسماء البلاد و المواضع
«کربلا» نام سرزمینی در عراق است که حسین بن علی رضی الله عنهما در آن کشته شد و به آن سرزمین «طفّ» هم گفته میشود. (بکری، 1403ق، ج4، ص1123، واژه کربلاء)
ه) المعالم الأثیرة فی السنّة و السیرة
«کربلا» نام مقتل حسین بن علی رضی الله عنه است. (شرّاب، 1411ق، ص175، واژه کربلاء)
و) دوحة الوزراء
در ماه ذی القعده سال (1216ق - 1801م) بیماری طاعون در شهر بغداد گسترش یافت و به حومه و اطراف آن سرایت کرد. سلیمانپاشا وزیر را مجبور کرد که به سمت شهر الخالص فرار کند و تا برطرف شدن کابوس طاعون از بغداد در آنجا بماند. در همین حال نامهای از سوی حمود الثامر (شیخ عشیره) به او رسید و به او اطلاع داده شد که سعود بن عبدالعزیز و جمع بزرگی از وهابیها به سمت عراق حمله کردند. بنابراین او به علیپاشا دستور داد که برای دفع حملات آنها سفر کند. برخی از قبایل به او پیوستند. درحالیکه قصد ادامه سفر را داشت، خبر رسید که وهابیها به کربلا حمله کردند و تأسیسات آن را غارت کردند و حدود هزار نفر را به قتل رساندند. علیپاشا محمد بیگ الشاوی را نزد وزیر فرستاد تا او را از این ماجرا آگاه کند. او نیز به سرعت به سمت کربلا حرکت کرد و به امید شکست وهابیان و انتقام از آنها، شهر را از آنان باز پس بگیرد. (کرکوکلی، بیتا، ص216)
اما زمانی که علی پاشا در حله بود، خبر رسید که وهابیان پس از غارت و کشتار، پیش از ظهر به سوی قصر اخیضر حرکت کردهاند، بنابراین علیپاشا به دلایلی به اجبار در حله ماند و پس از فرار وهابیها از کربلا دیگر برای او دلیلی برای سفر به کربلا وجود نداشت. از سوی دیگر خبر آمد که طاعون از مردم بغداد تلفات زیادی گرفته است. این خبرهای غمانگیز حملهٔ وهابیها را متوقف کرد و مانع از ادامهٔ آن شد، لذا علیپاشا برای احتیاط به اعزام نیرو به کربلا بسنده کرد و ابراهیمپاشا والی منطقهٔ بابان و یارانش نیز به این نیروها پیوستند. آنها خزانهٔ حرم نجف اشرف را از ترس غارت وهابیها به خزانهٔ حرم موسی الکاظم رضی الله عنه انتقال دادند.
پس از آنکه علیپاشا حدود دو ماه و نیم در هندیه ماند، دستوری دریافت کرد که نیروهای تحت امر و فرماندهی خود را به چند بخش تقسیم کند که بخشی در ذوالکفل، بخشی در کربلا و بخشی در حله ساکن شوند و در این مکانها استحکامات را بگیرند و سپس به بغداد برگردند. او نیز همان کاری را کرد که به او دستور داده شده بود. (همان، ص217)
ز) حدیقة الزوراء فی سیرة الوزراء
در شوال امسال (1117ق - 1705م) عَلَم سفر به کربلا را برافراشت؛ برای زیارت سید و سالار شهیدان، امام صالحین، نور چشم اهل سنت و سرور جوانان اهل بهشت «اباعبدالله الحسین رضی الله عنه»، و برای زیارت شیر غیور شجاع، جسور و قطعکنندهٔ نفسها از گمراهی یعنی حضرت ابوالفضل العباس، پس وارد کربلا شد و با خرقه پوشان ملاقات کرد و به فیض حضورش عودسوزها افروخته و چراغها روشن شد، پس نسبت به خادمانش سخاوتمند و با فقرای آن مهربان بود و برای رسیدن به مصیبت و تلاشش دعا کرد و سپس به قصد نجف رهسپار شد.
در سال 1153 قمری نادرشاه به همراه یکی از خوانین و نیز نمایندهای از اطرافیانش درهم فراوان و بی شماری را برای حرم مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و فرزندش حسین بن علی، و همچنین برای موسی بن جعفر الکاظم رضی الله عنهم فرستادند. (سویدی، بیتا، ص311)
در سال 1154 قمری راهها ناامن و ترسناک شد؛ زیرا راهزنانی بودند که جلوی رهگذران را سد میکردند و بارهایشان را میگرفتند و معلوم نبود که از کدام طایفهاند. این وضع ادامه داشت و روز به روز بدتر میشد. خبر به حکومت رسید و حکومت نیز مخبرینش را فرستاد تا از اوضاع خبر بیاورد. معلوم شد که این راهزنان از قبایل پراکنده هستند. حکومت یک گروهان مخفی به فرماندهی سلیمانپاشا فرستاد تا رگ حیات آنها را قطع کند و پولها و اموال مردم را پس بگیرد و بدینوسیله همهٔ اموال غارتشدهٔ از مردم حله و نجف و کربلا برگشت. (همان، ص320)
با مقدار کمی از این گندم نان درست کردیم و بقیه گندم را به بستگان دادیم و سپس به حرم رفتیم. ما در آنجا ماندیم و از نزدیکی آن بزرگواران شادمان، و مورد غبطهٔ دیگران بودیم. درحالیکه ما در شادی و سرور بودیم، از بغداد خبر رسید که نادرشاه، آن نابکار خبیث، به جای خود برگشت. (همان)
ح) موجز تاریخ البلدان العراقیّة
شهر کربلا به خاطر قداستش بین شهرهای عراق متمایز است و در بین حله، دلیم و دیوانیه محصور شده است. کربلا امروز دو تاریخ قدیم و جدید دارد. شهری است که قبل از اسلام به این نام شهرت داشت. حتی آنچنان که از اخبار دینی پیداست، این نام برای این نقطه به زمان آدم ابوالبشر برمیگردد؛ همانطور که در روایات طوفان نوح آمده است ... .
احتمال دارد که کلمهٔ «کربلا» از کلمهٔ عربی «کُوربابل» به معنای گروهی از روستاهای بابلی از جمله نینوا، و از سرزمینهای سد هندی، و از جمله غاضریه -معروف به اراضی حسینی -،یا از کلمهٔ «کربله» - به تفخیم لام -، باشد که نزدیک شهر کربلا از مشرق و جنوب است. کربلا (یا همان عقربابل) روستایی است در شمال غربی غاضریه و دارای آثار باستانی مهمی است. ...و آن را حائر میگویند و در روایات مربوط به تخییر بین قصر و تمام آمده است که «حائر» نام مکانی است که مرقد حسین7 در آن قرار دارد و لسان روایات درباره تعیین محدوده آن مختلف است؛ مرقد حسین7 به سمت رواق یا تا صحن مطهر. (شهرستانی، 1389ق، ص66)
برخی معتقدند که نام کربلا ترکیبی از «کرب» به معنای حرم، و «إیل» به معنای خدا، و معنای آنها «حرم خداست» که یک کلمه آشوری است که نشان میدهد مراسمی به نام (حرم خدا) وجود دارد ولی این درست نیست. در دستنوشتهای از جناب صدر این احتمال را خواندم که کلمه «کربلا»:
از «کربة» به معنای «نرمی» گرفته شده است و چون زمین این مکان، خاک بسیار نرمی دارد، آن را کربلا نامیدهاند.
یا به معنای «پاکی» است؛ چون در لغت گفته میشود: «کربتُ الحنطة به این معناست که گندم را به باد میدهند تا از پوست جدا، و پاک شود و چون خاک این زمین از شن و ماسه پاک است، به آن کربلا میگویند». به نظر میرسد که بهترین احتمال همین است.
یا به خاطردلیل این است که در این سرزمین گیاه خاکشیر بسیار میروید و خاکشیر را در عربی «أکَرْبَل» میگویند و کلمه «کربلا» از آن گرفته شده است.
روایت شده است که وقتی امام حسین7 به کربلا رسید و سپاه عبدالله بن زیاد او را احاطه کرد، فرمود: «نام آن قریه چیست؟» به ایشان گفتند: «نامش عقر است». حضرت فرمود: «ما از عقر به خدا پناه میبریم، نام این سرزمینی که در آن هستیم چیست؟» گفتند: «کربلا». حضرت فرمود: «سرزمین کرب و بلا». و خواست از آن خارج شود که مانع شدند و آن وقایع تلخ به وقوع پیوست و (حموی، 1324ق، ج6، ص195)
البته از مدتها پیش حضرت علی بن ابیطالب7 در سفر به صفین، در این منطقه فرود آمد. یارانِ حضرت در آنجا خرابهها و آثاری را دیدند و علت آنها را از امام پرسیدند. حضرت فرمود: «این سرزمین اهمیت زیادی دارد، اینجاست بارانداز کسانی که خونشان در همینجا ریخته میشود». و وقتی از حقیقتِ مسئله سؤال شد، فرمود: «باری است بر دوش خاندان محمد که در اینجا آن را بر زمین میگذارند». (دینوری، 1430ق، ص250)
کربلا 74 مایل با بغداد فاصله دارد که با یک خط آهن به هم متصل میشوند. کربلا شهری بزرگ در ساحل سمت چپ کانال حسینی است که با درختان سرسبز نخل و باغهای میوه از انواع مختلف احاطه شده است. کربلا از نظر شهرنشینی به دو قسمت تقسیم میشود: قسمت اول «کربلای قدیم» نام دارد و مشهور است و دومی به نام «کربلای جدید» است که در زمان مدحتپاشا در سال 1285 قمری طراحی شد و پس از سال 1300 قمری به سبکی متفاوت از سبک قدیمی ساخته شد. اما بیشتر آن متأسفانه در زمین باتلاقی، که آب در ابنیهاش نفوذ کرده و پایهٔ دیوارها رطوبت خورده و پوسیده شده، است. این روزها حصار بزرگی در بیرون این شهر کشیده شده است.
میانگین زائران از آن در مناسبتها به 250 هزار نفر میرسد. وهابیها در سال 1216 قمری ( 1801م) به این شهر مقدس حمله کردند و ستونهای حرم حضرت حسین و حضرت عباس را ویران کردند و اخبار حاکی از این است که اشیای قیمتی و جواهرات گرانبهای موجود در حرم امام حسین7 را به غارت بردند. حرم حسین امروز در وسط صحن بزرگی قرار دارد که در آن گنبد با دو مناره پوشیده از طلای نفیس میدرخشد. (همان، ص251)
تاریخ تأسیس حرم امام حسین7 به ایام شهادت حضرت برمیگردد. آنطور که ابنقولویه در کتاب کامل الزیارات گفته کسانی که حسین7 را دفن کردند، یک نشانی برای قبر او گذاشتند تا مرقدش پنهان نماند. این بنا را آنطور که محمد بن ابیطالب در کتاب تسلیة المُجالس و زینة المَجالس گفته هارون ویران کرد. (خلیلی، بیتا، ج8، ص81)
مسجدی در دورهٔ بنیامیه بر مرقد امام ساخته شد و تا دوره بنیعباس نیز وجود داشت تا اینکه هارون آن را ویران کرد و درخت سدری را که در کنار مرقدش روییده بود قطع، کرد و قبر را تخریب کرد، تا زمان حکومت متوکل که دستور داد برای چندمین مرتبه مرقد امام حسین7 و اصحابش را ویران کنند و روی آن آب بستند.
متوکل کشته شد و به عکس، فرزندش (منتصر) که به حکومت رسید، با خاندان ابوطالب بنای بر مدارا و لطافت را گذاشت و به ایشان مواجب میداد. بنایی که منتصر روی مرقد امام حسین7 ساخته بود در سال 273ق ( 886 م) تخریب شد. همانطور که سیدعلی بن طاووس در کتاب أمان الأخطار نوشته است. به دنبال این حادثه والی طبرستان (محمد بن زید راعی)، آنطور که در کتاب فرحة الغری آمده، در سالهای حکومت معتضد (از 279 تا 289ق) آن را بازسازی کرد و عضدالدوله بویهی نیز حدود یک قرن بعد آن را تجدید بنا کرد.
در چهاردهم ربیع الاول از سال 407ق (1016م) حرم به آتش کشیده شد، پس حسن بن اسماعیل وزیرالدوله دیلمی آن را تجدید کرد. اما آنچه اکنون وجود دارد در سال 767ق (1365م) ساخته شده، همانطور که بالای محراب نوشته شده است. بخش داخلی ضریح امام حسین7 با چوبی منبتکاری شده، که روی آن دو پنجره از جنس فولاد قیمتی است، و بخش بیرونی از طلا و نقره ساخته شده است. (همان، ص105)
علی بن الحسین، که در همان روز به همراه پدرش به شهادت رسید، در زیر پای پدر به خاک سپرده شد. در مقابل این ضلع ضریح، فضای مقدسی برای شیعیان قرار دارد که هیچکس نمیتواند بر آن پا بگذارد؛ زیرا معتقدند این میدان، آرامگاه شهدایی است که با امام زمان/ به شهادت رسیدهاند.
در صحن امام حسین منارهای به نام «مناره عَبِد» وجود دارد که با کاشیهای رنگین پوشیده شده است و میگویند علت ساختن آن در این مکان دورافتاده این است که سیاه پوستی در حرم زندگی میکرده و درآمد کمی داشته است، تا اینکه نیت میکند ثروتی به دست آورد که بتواند این بنای تاریخی را تجدید بنا کند. در فاصله اندکی از حرم امام حسین، مرقد عباس بن علی بن ابیطالب را میتوان دید که در یک روز به همراه برادرش حسین کشته شد، آن هم در وسط حرم بزرگی که از نظر معماری و وسعت کمتر از بقیه حرمها نیست. (همان، ص136)
در سه مایلی غرب کربلا آرامگاه حر بن یزید ریاحی است، رهبر عراقی که در رکاب حسین7 با لشکر یزید بن معاویه جنگید، مرقد او با گنبدی از کاشیهای رنگی پوشیده شده است. بیشتر زائران مرقد امام حسین به زیارتِ او نیز میآیند. در اطرافِ این حرم نیز باغ و بوستانهای متعددی است. بالای یکی از درها نوشته شده: «این مکان به همت آقاحسینخان شجاعالسلطان در ماه محرم 325 قمری بازسازی شد». اولین کسی که این بقعه را کشف کرد و ساخت، شاهاسماعیل صفوی بود. در فاصله هفت مایلی شرق کربلا، بین آن و منطقه مسیّب، میتوان حرم عون بن عبدالله بن جعفر طیار را مشاهده کرد که مادر گرامیاش زینب بنت علی8 بود. (حسنی، 1351ق، ص67)
کربلا در منابع تاریخی
مروج الذهب و معادن الجوهر
وقتی امام حسین رضی الله عنه به قادسیه رسید، حرّ بن یزید تمیمی با ایشان ملاقات کرد و عرض کرد: «ای پسر رسولخدا، کجا میخواهید بروید؟» حضرت فرمود: «عازم کوفه هستم». اینجا بود که حر، خبر شهادت مسلم بن عقیل و آنچه شنیده بود را به سمع و نظر حسین رسانید و گفت: «زیرا من هیچ چیز خوبی را پشت سَرَم (در کوفه) ندیدم که شما را به آن امیدوار کنم!» حسین بن علی با شنیدن این حرف خواست برگردد، اما برادران مسلم جلو آمدند و گفتند: «به خدا سوگند که ما برنمیگردیم تا انتقام مسلم را بگیریم یا ما هم مانند او کشته شویم». حسین گفت: «بعد از [کشتهشدنِ] شما در زندگی دیگر خیر و برکتی نیست »و به سمت کوفه ادامه مسیر داد تا اینکه با سپاه عبیدالله بن زیاد به فرماندهی عَمْرو [عُمَر] بن سعد بن ابیوقّاس مواجه شد و خط مسیر را به سمت کربلا برگرداند.
حسین همراه حدود پانصد مرد جنگی از اهل بیت و حدود صد نفر از اصحابش بود. هنگامی که حسین بن علی رضی الله عنهما در کربلا کشته شد و سرش را ابن زیاد نزد یزید برد، دختر عقیل بن ابیطالب با زنانی از قوم خود دلشکسته بیرون آمد و درحالیکه با شنیدن اخبار کربلا و کشته شدن بزرگان طائفهاش دلشکسته و حیرتزده شده بود، چنین گفت:
ماذا تَقولُونَ إِذْ قالَ النَبیُّ لَکُم
ماذا فَعَلتُم وَ أَنتُم آخِرُ الأُمَمِ
بِعترَتی وَ بِأهلی بَعْدَ مُفْتَقَدِی
نِصْفٌ اُسارىٰ وَ نِصْفٌ ضُرِّجوا بِدَمِ
ما کانَ هَذا جَزائی إِذ نَصَحتُ لَکُم
أَن تَخلِفُونی بِسَوءٍ فی ذَوی رَحِمی
چه پاسخی دارید آنگاه که پیامبر به شما بگوید: حال که آخرینِ امتها بودید، با خانوادهام بعد از من چه کردید؟ نیمی اسیر، نیمی غلتیده در خون. این پاداشِ من نبود، من به شما سفارش کرده بودم که با خویشاوندانم بدرفتاری نکنید. (مسعودی، بیتا، ج3، ص60)
مختار دنبال قاتلان حسین بن علی افتاد و آنها را کشت، از جمله عَمْرو [عُمَر] بن سعد بن ابیوقاص زهری را (همان، ص68)؛ چون او بود که در روز خونین کربلا فرماندهی جنگ با حسین را بر عهده گرفت. مختار او و همدستانش را کشت و پس از آن تمایل مردم کوفه به مختار و علاقهشان به او افزایش یافت. همه کسانی که در کشتن حسین بن علی شرکت کردند، از فرمانده ،سرباز ،سوار و پیاده - از کوفه بودند و هیچ شامی در کربلا حضور نداشته است. همه کسانی که در روز عاشورا در کربلا همراه حسین بن علی کشته شدند، 87 نفر بودند و از جملهٔ آنها فرزندش علی اکبر. (همان، ص74)
فَإنّ قَتِیلَ الطَفِّ مِنْ آلِ هاشِم
أذَلَّ رِقاباً مِنْ قُرَیْشٍ فَذَلّت
به درستی که کشته کربلا از بنیهاشم گروهی از گردنکشان قریش را ذلیل و رسوا کرد. (همان، ص63)
تعبیر «الطفوف» نیز در این کتاب هنگام سخن درباره مسیر نهر فرات آمده است، آنجا که میگوید:
و اما فرات که ابتداى آن از منطقهٔ قالیقلا در مرز ارمنستان است. سپس به بالِس میرسد و از صفین، که محل جنگ مردم عراق و اهل شام است، میگذرد و سپس به سرزمین سوری و قصر ابنهبیره و کوفه و جامعین و احمدآباد و فرس و طوف منتهی میشود. (همان، ص61).
کتاب مروج الذهب در بابی تحت عنوان «ملوک الطوایف» میگوید:
اولین پادشاهان جهان اشکانیان بودند و از ملوک الطوایف و در عراق در مناطق قصر ابنهبیره و سقی الفرات و جامعین و سورا [سوری] و احمدآباد و نرستا و تلّفخار و طفوف و جاهای دیگری از این سرزمین زندگی میکردند. (همان، ج1، ص118)
التنبیه و الإشراف
حسین بن علی 57 ساله بود که در کربلا به خاک سپرده شد و شش تن از برادرانش - به نامهای عباس، جعفر، عثمان، محمد اصغر، عبدالله و ابوبکر - همراه او کشته شدند. (مسعودی، بیتا، ج1، ص257)
الکامل فی التاریخ
لِهامٍ بِجَنْبِ الطَفِّ أدْنیٰ قَرابةً مِن ابنِزیادٍ العَبْدِ ذیالحَسَب الوَغْلِ
آن سر در کربلا به پیامبر نزدیکتر است از ابن زیاد، آن بردهٔ صاحب نسب زشت. (ابناثیر، 1357ق، ج3، ص201)
الفخریّ فی الآداب السلطانیّة و الدُوَل الإسلامیّة
مؤلف مینویسد: دوست ندارم به شرح و بسط ماجرای کربلا بپردازم؛ زیرا در اسلام جنایتی به بزرگی آن واقع نشده است. به جان خودم سوگند شهادت امیرمؤمنان7 بزرگترین مصیبت است. اما درباره امام حسین7 آنچنان قتل فجیع و مثله و اسارتی به وقوع پیوست که بدن انسان را میلرزاند، و من نیز به این شهرت بسنده میکنم؛ زیرا این معروفترین جنایت بشری است که صورت گرفته. وقتی امام حسین از اتفاقاتِ کوفه آگاه شد و برخی از مردم با او ملاقات کردند و خبر شهادت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را گفتند به ایشان زنهار دادند، ولی امام برنگشت و اتفاقاً عزمِ خود را برای رفتن به کوفه جزم کرد؛ به دلیلی که خودش از مردم به آن آگاهتر بود. (ابنطقطقی، 1923م، ص106)
شَذَرات الذهَب فی أخبار مَن ذهَب
مؤلف مینویسد: اباعبدالله حسین بن علی بن ابیطالب، پسرِ دخترِ پیامبر خدا9 و ریحانهٔ آن حضرت، در سن 56 سالگی در کربلا و در روز عاشورا به شهادت رسید. از جمله دلایل این واقعه آن است که به همراه سه نفر دیگر (عبدالله بن عمر، عبدالله بن زبیر و عبدالرحمان بن ابیبکر) از بیعت با یزید سرباز زد. وقتی معاویه مُرد نامههایی از مردم عراق به حسین بن علی رسید و از او خواستند که نزد آنها برود، پس ایشان هم با خانواده خود حرکت کرد تا به کربلا، جایی در نزدیکی کوفه، رسید. عبیدالله بن زیاد راه را بر ایشان بست و و او را در روز عاشورا، که جمعه یا شنبه یا یکشنبه بوده، در محلی به نام طفّ همراه هشتاد و دو تن به شهادت رساند. (حنبلی، 1350ق، ج1، ص66)
التوقیعات الإلهامیّة
واقعهٔ کربلا در روز دهم ماه محرم بود که در آن مولای ما حسین بن علی بن ابیطالب رضی الله عنهما کشته شد و شمر بن ذیالجوشن او را به قتل رساند و همراه با او از میان برادران پدریاش جعفر ، عتیق، محمد، عبّاس و پسرِ بزرگ حسین به نام علی - که غیر از زینالعابدین است - و جمعی دیگر به شهادت رسیدند. (مختار، 1311ق، ص31)
الموسوعة الإسلامیّة الموجزة
«کربلا» یا همان «مشهد حسین» زیارتگاهی است در غرب فرات، در حدود شصت مایلی جنوب غربی بغداد که در حومه بیابان و نزدیک قصر ابنهبیره قرار گرفته است. ممکن است نام کربلا به کلمه آرامی «کربیلا» یا به کلمه آشوری «کربلاتو»، که نوعی لباس است، مرتبط باشد و نقل شده که خالد بن ولید پس از تسلط بر شهر حیره، اردوگاه خود را در کربلا برپا کرد. در روز عاشورا ی سال 61 قمری (10 اکتبر 680م) امام حسین بن علی8، که به مطالبه حقّش در حکومت قیام کرده بود، در مسیر بازگشت از مکه به عراق در دشت کربلا نزدیک منطقه نینوا به شهادت رسید و در حائر دفن شد. به سرعت جایی که پیکر سر جدای نوه پیامبر در آن دفن شد، معروف به مرقد حسین، به مقصدی برای زیارت شیعیان مبدل شد. کمی بعد در سال 65 قمری سلیمان بن صُرد را میبینیم که همراه با یارانش ابتدا به مرقد حسین7 میرود و یک روز و یک شب را در آنجا میماند.
در سال 236 قمری متوکل عباسی مرقد و بنای آن را ویران کرد و دستور داد که زمین را با خاک یکسان کنند و زیارت عتبات عالیات را با قرار مجازات سخت، منع کرد. کربلا در سال 367 قمری حرمی بزرگ با گنبدی بر بالای آن، و دو در از دوطرف داشت و مردم گروه گروه به زیارتِ آن میآمدند. (کرامرز، 1961م، ص54)
ضبّة بن محمّد اسدی، که عینتمری و شیخ الشیوخِ برخی از قبایل عرب بود، حرم حسینی را همراه تعدادی از بقاع متبرکه ویران کرد؛ به همین دلیل دو سال بعد از طرف حکومت مرکزی ، که دست شیعیان بویهی بود، سپاهی برای تأدیب ضبّة به عینتمر گسیل داشته شد و ضبّة نیز پیش از رسیدن مأموران حکومتی به بیابانهای اطراف فرار کرد. در همان سال عضدالدوله بویهی شیعی، مدیریت حرمین شریفین علوی و حسینی در نجف و کربلا را تحت حمایت ویژه خود درآورد و حسن بن فضل (م414ق) دیواری دور تا دور حرم حسینی بنا کرد.
در ربیع الاول سال 1407 قمری آتشسوزی بزرگی، که بعدها دلیلش افتادن دو شمع عنوان شد، حرم حسینی (گنبد، ساختمان اصلی و شبستانها) را به تلّی از خاکستر تبدیل کرد. سلطان مَلِکْشاه سلجوقی پس از ورود به بغداد از زیارت حرم علوی و حسینی غافل نماند. این دو حرم در آن زمان به نام «مشهدین» معروف بود؛ مانند دیگر اسمهای دوگانه عراقین و بصرتین و حیرتین و مصرین. (همان، ص78)
غازان ایلخانی هدایایی را به این حرم تقدیم کرد و همچنین از طریق کانالی، که تا فرات امتداد مییابد (رودخانه حسینی امروزی)، آب را به این منطقه رساند. ابن بطوطه گردشگر معروف در سال 727 قمری کربلا را زیارت کرد. او از حله به آن شهر آمد و کربلا را شهری کوچک توصیف کرد که در میان نخلستانها قرار دارد و اینکه مرقد مطهر در وسط شهر قرار دارد و آب آن از فرات تأمین میشود و در کنار آن مدرسهای بزرگ و محلّی برای سکونت و استراحت زائران است. ورود به حرم مطهر فقط با اجازه دربانهاست. زائران پوشش نقرهای اطراف ضریح را میبوسند که بر فراز آن چراغدانهای نقرهای و طلایی قرار دارد و بر درها پردههای ابریشمی آویزان شده است. مردم کربلا در آن روز به دو طایفه رخیکی و فائزی تقسیم شده بودند و اینها با اینکه شیعه بودند پیوسته با یکدیگر درگیر بودند و در پی این دعواها، شهر متحمل ضررهای متعددی شده بود. (همان، ص110)
تقریباً در همان زمان، حمدالله مستوفی محیط شهر را 2400 گام تخمین زده و از قبر حر بن یزید نیز یاد میکند که اولین کسی بود که در جنگ در راه حسین در کربلا به شهادت رسید. شاهاسماعیل اول صفوی (م930ق) نجف و کربلا را زیارت کرد. سلطان سلیمان قانونی در سال 941 قمری به مرمت کانال نهر حسینی پرداخت و مزارع مدفون در ریگ را به باغهای عالی دیگری تبدیل کرد.
مناره عَبِد در سال 982 قمری ساخته شد و مراد سوم (والی بغداد) در سال 991 قمری به علیپاشا بن الوند دستور داد تا به شایستهترین وجه حرم حسینی را اندکی پس از تصرف بغداد بسازد. شاه عباس کبیر در دوره خود، و نادرشاه در سال 1743 میلادی از کربلا زیارت کرد و موقوفات زیادی برای عتبات عالیات از جمله طلاکاری گنبد مطهر حرم علوی را به او نسبت دادهاند.
به مناسبت دیدار عبدالکریم، از معتمدان محبوب نادرشاه، رونق فراوانی در محل زیارت پیدا شد و تعداد ساکنان آن افزایش یافت و راضیه سلطان بیگم، (دختر شاهحسین) بیست هزار نادریه برای بازسازی حرم حسینی اهدا کرد. مؤسس سلسله قاجار، آقامحمدخان در حدود اواخر قرن هجدهم زمینهٔ پوشش طلایی گنبد و مناره در حرم حسینی را فراهم کرد. (همان، ص125)
در آوریل سال 1802 میلادی در غیاب زائرانی که به نجف رفته بودند، دوازده هزار وهابی به فرماندهی شیخ سعود وارد کربلا شدند و بیش از سه هزار نفر از ساکنان آنجا را سلاخی کردند و خانهها و بازار را غارت کردند؛ به ویژه ظروف طلایی و گرانبها و سایر اشیای قیمتی را با خود بردند و ناامنی ایجاد کردند. نجیبپاشا در سال 1843 میلادی پس از اشغال موقت کربلا از سوی ایرانیان، موفق شد تا با زور اسلحه، شهر را تحت کنترل عثمانی درآورد. این در حالی است که دیوار قدیم شهر کربلا تا حدّ زیادی تخریب شده است. مدحتپاشا به ساخت و تکمیل ساختمان ادارات دولتی، که ناقص بود، اقدام کرده و بازار مجاور آن را گسترش داد. (همان، ص140)
کربلا در حال حاضر بیش از پنجاه هزار نفر جمعیت دارد و دومین شهر از نظر ظرفیت، و شاید ثروتمندترین شهر عراق باشد که رونق خود را نهتنها مرهون خیل عظیم زائرانی است که به زیارت حرم حسینی مشرف میشوند، بلکه مهمترین نقطه عزیمت کاروانهای زائران ایرانی است که به نجف و مکه میروند و با توجه به موقعیت جغرافیایی آن، بخش مهمی از کشورهای عربی است.
بافت قدیم شهر را خیابانهای پرپیچوخم احاطه کردهاند و ساکنان آن ایرانیها و شیعیان عرب هستند. مهمترین قبایل آن نیز بنیسعد، سلمه، الوزوم، تهامزه، ناصریه و بنیدده است. نام کربلا جز به قسمت شرقی نخلستانهایی که شهر را به صورت نیمدایره در ضلع شرقی آن احاطه کردهاند به طور دقیق نیامدهاند. شهر کربلا به المشهد یا مشهد الحسین معروف است.
مساحت حرم مرقد امام سوم 270×354 گام است و اطراف آن را تعدادی ایوان و حجره احاطه کرده و دیوارهای آن با نوار آبیرنگ ممتد تزیین شده است که گفته میشود تمام قرآن با حروف سفید در صفحه آبی دورتادور حرم مطهر نوشته شده است. مساحت شبستان 156×138 گام و به شکل مستطیل است که به سالنی متصل میشود که آن هم مستطیلشکل است و در وسط، ضریح امام حسین7 قرار دارد که زائران آن را طواف میکنند. در مجاورت آن، ضلع کوچکتری قرار دارد که مزار پسرش علی اکبر قرار گرفته است. (همان، ص140)
نور بسیاری از لامپها و شمعها در اطراف تزیین نقرهای، که دارای هزاران تکه آیینه از سطوح بیشمار کریستال است، منعکس میشود و جلوهای جادویی ایجاد میکند. ...سطوح کریستالی درخشان اینجا مانند ستارگان در آسمان میدرخشد. نمای جلویی با تزیینات مجلل و گرانبها تزیین شده است و در بالای ورودی آن دو مناره قرار دارد و مناره سوم، که مناره العبد است و مقابل ساختمانهای ضلع شرقی حیاط قرار دارد، مساحت حیاط آن را بزرگ میکند.
در ضلع شمالی، مدرسهای بزرگ با حیاطی به مساحت حدود چهل متر مربع با مسجد اختصاصی و چندین محراب قرار دارد. در حدود هفتصد متر در جهت شمال شرقی حرم حسینی، حرم برادرش ابوالفضل العباس قرار دارد و در جاده منتهی به غرب به بیرون شهر، خیمهگاه قرار دارد. یک راهآهن منشعب از شمال حله، کربلا را به راهآهن بغداد - بصره متصل میکند و مسیرهای کاروانی به حله و نجف منتهی میشود. (همان، ص176)
مِن الاحتلال حتی الاستقلال
حکام سیاسی و دستیاران آنها در مناطق مختلف، همان سیاست خشونت در بغداد را دنبال میکردند. ظهور و بروز این سیاست خطرناک در کربلا و حله و دیوانیه مشهود بود و پیش از همهٔ اینها، سیاست سرکوب در نجف دنبال میشد. (بزاز، 1953م، ص29) دو شهر نجف و کربلا، که دو مرکز بزرگ دینی در عراق بودند، به دو مرکز اصلی برای ابراز احساسات وطندوستی و رهبری انقلاب بزرگی در عراق تبدیل شدند. (همان، ص32) در شهر کربلا دو احساس متضادّ اضطراب و انگیزه مشهود بود؛ به ویژه پس از آنکه نیروهای انگلیس دوازده نفر - از جمله شیخ محمدرضا فرزند آیتالله شیخ محمدتقی شیرازی - را دستگیر، و ابتدا به حله و سپس به بصره، و سپس به جزیره هنگام در خلیج فارس تبعید کردند.
پس از مکاتبات طولانی بین برخی از مجتهدان و مقامات انگلیسی، که هدف از آن وادار کردن انگلیسیها به عقبنشینی از سیاست خودسرانه و به رسمیت شناختن حقوق عراقیها بود، میبینیم که آیتالله شیرازی فتوای معروفِ خود را صادر میکند مبنی بر اینکه:
مردم عراق باید حقوق خود را درخواست کنند و در ضمن بیان مطالبات بر ایشان به صورت مسالمتآمیز واجب است که امنیت و آرامش کشور را حفظ کنند و در صورت امتناع انگلیسیها از پذیرش خواستههای آنها، مجاز به استفاده از ابزار دفاعی هستند.
این فتوا در روح و جان مردم تأثیر عجیبی داشت و پیام آوران انقلاب در سراسر فرات محتوای آن را منتشر کرده بودند. انقلاب فقط به منطقه فرات محدود نشد. گرچه فرات بزرگترین میدان بود، دعوتکنندگانِ انقلاب در بغداد، کاظمین و کربلا توانستند شور حماسی را علیه انگلیسیها برانگیزند و در پی آن گروهی از جوانان انبار ماشینآلات انگلیسی را به آتش کشیدند که تماماً سوخت و همهٔ مهمات ذخیرهشده در آن منهدم شد. (همان، ص37) برخی آقاخان را برای تاج و تخت عراق پیشنهاد کردهاند و این پیشنهاد عجیبی است؛ زیرا او هیچ ارتباط مذهبی و ملی با عراق و عراقیها ندارد و جز افرادی معدود و شاید برخی از قوم و خویشهایش در کربلا و بغداد، طرفداری ندارد. (همان، ص49)
نتیجهگیری
این پژوهش با بررسی جامع ابعاد مختلف فرهنگ کربلا به نتایج علمی قابل توجهی دست یافته است. از دیدگاه تاریخی، کربلا به عنوان یک پدیده تمدنی منحصربهفرد توانسته است در طول چهارده قرن، هویت خود را به عنوان کانون مقاومت و عدالتخواهی حفظ کند. تحلیل دادههای تاریخی نشان میدهد که واقعه عاشورا نهتنها یک رویداد مذهبی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی و سیاسی جهان اسلام بوده است.
از منظر معماری و شهرسازی، مطالعه تطبیقی حرم امام حسین7 در ادوار مختلف تاریخی نشانگر تأثیر عمیق باورهای مذهبی بر شکلگیری فضای شهری است. معماری حرم، تلفیقی هنرمندانه از عناصر سنتی اسلامی و نوآوریهای دورههای مختلف تاریخی است که نیازمند حفاظت و مستندسازی علمی بیشتر میباشد.
در حوزه ادبیات و فرهنگ، پژوهش حاضر نشان میدهد که کربلا به منبع الهامی بیبدیل برای خلق آثار ادبی و هنری تبدیل شده است. بررسی اشعار عاشورایی و متون مذهبی گویای عمق تأثیر این واقعه بر ادبیات فارسی و عربی است.
از دیدگاه جامعهشناختی، کربلا به عنوان یک نماد فراملی توانسته است نقش مهمی در تقویت همبستگی اسلامی ایفا کند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که مطالعه علمی کربلا میتواند زمینهساز تحقیقات میانرشتهای در حوزههای تاریخ، معماری، ادبیات و علوم اجتماعی باشد.
پیشنهاد میشود مطالعات آینده با تمرکز بر ابعاد زیر ادامه یابد:
بررسی اسناد و منابع دست اول تاریخی کمتر مطالعه شده؛
تحلیل تطبیقی معماری حرمهای مقدس کربلا با دیگر بناهای مذهبی جهان اسلام؛
مطالعه میدانی تأثیر فرهنگ کربلا بر هویت اجتماعی شیعیان در جوامع مختلف؛
پژوهشهای بینرشتهای در حوزه جامعهشناسی مذهب و هنرهای آیینی.
این تحقیق نشان میدهد که کربلا به عنوان یک پدیده زنده فرهنگی، ظرفیت بالایی برای مطالعات علمی در حوزههای مختلف دارد و میتواند به عنوان الگویی برای پژوهشهای مشابه درباره دیگر مکانهای مقدس محل توجه قرار گیرد.
منابع
ابن اثیر، علی بن محمّد (1357ق)، الکامل فی التاریخ، قاهره.
ابن سعد، احمد (1421ق)، الطبقات الکبری، قاهره، مکتبة الخانجی.
ابن طقطقی، محمد بن علی (1923م)، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الإسلامیة، قاهره.
ابن منظور، محمّد بن مکرم (1414ق)، لسان العرب، بیروت، دارالفکر.
اسدی، محمد (2001م)، موجز تاریخ العراق السیاسی الحدیث، عراق، مرکز الشهیدین.
اسدی، زبیر بن بکار (1381ق)، جمهرة نسب قریش و أخبارها، چاپخانه مدنی.
اصفهانی، ابوالفرج (1415ق)، اَغانی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت.
اصفهانی، ابوالفرج (1419ق)، مقاتل الطالبیین، تحقیق سیداحمد صقر، بیروت، دارالمعرفة.
انصاری، هادی (1426ق)، «کیف بنیت مدینة کربلاء»، فصلنامهٔ آرشیو حضارة کربلا، عراق.
آل طعمة، سید سلمان هادی (1388ش)، کربلا و حرمهای مطهر، تهران، مشعر.
آل طعمة، سید سلمان هادی (1435ق) ، تراث کربلا، معهد أبحاث حج و الزیارة، تهران، مشعر.
آل طعمه، سید سلمان هادی (1433ق)، الانتفاضة الشعبانیة فی کربلاء، قم.
بحرالعلوم، سیدمهدی (1440ق)، انقلاب مردم عراق بر ضد اشغالگر، کربلا.
برک، مایکل (1398ق)، از فرات تا اقیانوس اطلس، بینا.
بزّاز، احمد (1953م)، من الاحتلال حتی الاستقلال، بینا.
بکری، عبالله (1403ق)، معجم ما استعجم من أسماء البلاد و المواضع، لبنان، عالم الکتب.
توماس، راکل (1930م)، قاموس الاسلام، چاپ دوم.
جوهری، اسماعیل بن حماد (1404ق)، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیّة، دارالعلم للملائین، بیروت.
حسنی، حسین (1351ق)، موجز تاریخ البلدان العراقیة، نشر عرفان، صیدا، چاپ دوم.
حموی، یاقوت بن عبدالله (1399ق)، معجم البلدان، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
حمیری، محمّد بن عبدالمنعم (1363ق)، الروض المِعطار فی خبر الأقطار، بیروت، مکتبة لبنان.
حنبلی، عبدالحیّ بن احمد (1350ق)، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، مکتبة قدسی.
خلوصی، احمد (1426ق)، «مقتطفات عابرة مما ورد فی المظان التاریخیّة و الأدبیّة العامة عن کربلاء»، فصلنامهٔ آرشیو حضارة کربلاء، عتبه عباسی، عراق.
خلیل الجرّ، (1391ش)، فرهنگ لاروس، ترجمه حمید طبیبیان، انتشارات امیرکبیر.
خلیلی، جعفر (بیتا)، موسوعة العتبات المقدسة، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
دادفر، حمید (1392ش)، مراجع ایرانی و قیام 1920 شیعیان عراق، مجله پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال سوم، شماره نهم.
دویهی، خلیل (1363ق)، دیوان ابی فراس الحمدانی، بیروت.
دینوری، ابن قتیبه (1430ق)، الاخبار الطوال، بیروت، دارالکتب العلمیّة.
ذهبی، شمس الدین (1414ق)، سیر اعلام النبلاء، بیروت، نشر مؤسسة الرسالة.
زبیدی، مرتضی (1414ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، دارالفکر، بیروت.
زیدان، جرجی (1992م)، تاریخ آداب اللغة العربیّة، بیروت، دارمکتبة الحیاة.
زیدان، جرجی (بیتا)، تاریخ تمدن اسلامی، محقق: دکتر حسین مونس.
سبحانی، جعفر (1428ق)، بحوث فی الملل و النحل، قم، نشر مؤسسه امام صادق.
سماوی، محمد (بیتا)، مجالی اللطف بارض الطف، بینا.
سویدی، محمدباقر(1962م)، حدیقة الزوراء فی سِیَر الوزراء، بغداد، بینا.
شبّر، جواد (1409ق)، أدب الطَفّ، بیروت، دارالمرتضی.
شرّاب، محمد (1411ق)، المعالم الأثیرة فی السنّة و السیرة، بیروت، دارالشامیة.
شهرستانی، هبة الدین (1389ق)، نهضة الحسین، کربلای معلّی، رابطة النشر الاسلامی.
صادقی، فرامرز (1390ش)، تاریخ انقلاب اسلامی 1920 عراق، قم، نشر شکرانه.
طبری، محمد بن جریر (1408ق)، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، بیروت، دارالکتب العلمیه.
فراهیدی، خلیل بن احمد (1409ق)، العین، قم، نشر مؤسسه الهجرة.
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (1415ق)، القاموس المحیط، بیروت، دارالکتب العلمیّة.
کرامرز، جبیل (1961م)، الموسوعة الإسلامیّة الموجزة، لندن.
کرباسی، محمدصادق (1422ق)، دائرة المعارف الحسینیة، بینا.
کرکوکلی، زورس (بیتا)، دوحة الوزراء فی تاریخ وقائع بغداد الزوراء، مترجم: موسی کاظم نورس، بیروت، دارالکتاب العربی.
کلیدار، عبدالجواد (1338ش)، تاریخ کربلاء و حائر الحسین، مترجم: صدر هاشمی، اصفهان.
گوستاو، براون (1954م)، الإسلام فی القرون الوسطیٰ، بینا.
لوییس، معلوف (1956م)، المنجد فی اللغة و الأدب و العلوم، بیروت.
مختار، احمد (1311ق)، التوقیعات الإلهامیّة، قاهره، بولاق.
مدرس، محمود (1380ش)، شهر حسین7، قم، دارالعلم.
مسعودی، علی بن حسین (1893م)، التنبیه و الإشراف، لیدن، هلند، مطبعة بریل.
مسعودی، علی بن حسین (1425ق)، مروج الذهب و معادن الجوهر، مکتبة العصریة، بیروت.
مقدسی، محمد بن احمد (1906م)، أحسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم، لیدن، هلند، مطبعه بریل.
نیکلسون، رلند (1966م)، تاریخ الأدب العباسی، بغداد.
ویلی، شرمن (1373ش)، نهضت اسلامی شیعیان عراق، مترجم: مهوش غلامی، تهران، نشر موسسه اطلاعات.
هوکارت، هری(1922م)، بلاد العرب، بینا.