نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
زیارتنامههای اهلبیت: از مهمترین و غنیترین متون دینی هستند که در منابع روایی وجود دارند. شناخت خداوند و صفات او، معرفت به اهلبیت: و اوصاف آنان، تا حدودی آشنایی با تاریخ اسلام و تاریخ اهلبیت: و ایجاد ارتباط عمیق با خداوند و اهلبیت:، از مهمترین و محوریترین موارد در این زیارت نامهها است. این زیارات در انتقال معارف گسترده اسلامی، هم از جهت متن و هم از جهت روش، از غنای بالایی برخوردارند لذا یکی از بهترین شیوههای انتقال معارف و اعتقادات صحیح اسلامی از طریق زیارات اهلبیت: است.
زیارت وارث از زیارت نامههای مشهور امام حسین7 است که در المزار شیخ مفید (مفید، 1413ق، ص106)، مصباح المتهجد شیخ طوسی (طوسی، 1411ق، ج2، ص720) و دیگر منابع معتبر شیعه ذکر شده است. این زیارت نامه بخشی از دستورالعملِ زیارت امام سوم شیعیان است که امام صادق7 به صفوان بن مهران تعلیم داد. (همان، ص717) برخی این زیارت نامه را برای زیارت در شب و روز عرفه (ابن مشهدی، 1419ق، ص462) و عید قربان (کفعمی، 1405ق، ص501) آوردهاند، هر چند طبق روایت میتوان آن را در هر زمان برای زیارت امام حسین7 قرائت کرد. (ابن طاوس، 1376ش، ج2، ص63)
با توجه به جایگاه و اهمیت زیارت وارث، ضروری است که تحقیق و بررسی شود ابعاد و آموزههای کلامی و اعتقادی این زیارت چیست؟ با خواندن این زیارت چه معارف و آموزههای اعتقادی به زائر منتقل می شود؟ لذا با روش توصیفی و تحلیلی ابعاد و آموزه های کلامی و اعتقادی زیارت وارث تبیین شده است
در زیارت وارث وجود عناصری مانند حمد، تسبیح و ثنای الهی، تکبیر، تهلیل، شهادت به وحدانیت خداوند؛ سبب القای آموزههای صحیح توحیدی به انسان میشود. منزلت و جایگاه توحید در زیارت آن چنان متعالی است که اهمیت موضوعات دیگر و حتی توجه به امام7 را در مراتب بعد قرار می دهد. در زیارت وارث، رسالت همه پیامبران بزرگ تاریخ بر دوش امام حسین7 است، گرچه امامت اعم از وراثت انبیاست. امام حسین7 وارث انبیای الهی در مقام خلافت و دعوت مردم به توحید بوده و میراث دار علم، و کمالات رسولان الهی است و معرفت به مقام امامتش موجب کمال زیارت است. زیارت امام حسین7 یادآور عالم آخرت؛ و معیت و همراهی با ایشان در دنیا و آخرت آرزوی هر زائر است.
در این مقاله به تشریح عناصر توحیدی زیارت وارث و مفاهیم مربوط به نبوت و امامت و معاد در زیارت پرداخته شده است.
1. عناصر توحیدی زیارت وارث
توحید، شناخت خداوند و صفات او از محورهای مهم در زیارتنامههای اهل بیت: است. توحید، مهمترین و فراگیرترین اصل دینی است که همه اصول و معارف دیگر بر آن بنا شده و بدون آن، همه آموزههای دینی معنا و مفهوم واقعی خود را از دست خواهند داد بنابراین زیارتنامههای اهل بیت:، ازجمله زیارت وارث، به توحید و صفات خداوند متعال توجه دارند؛ مهمترین و محوریترین عناصر توحیدیِ زیارت وارث به شرح ذیل است:
الف) تکبیر، حمد و تسبیح خداوند: از شاخصهای مهم درباره جایگاه و منزلت بالای توحید در زیارت وارث، تکبیر، حمدگویی، تسبیحگویی و ثناگویی برای خداوند متعال است در ابتدای این زیارت میخوانیم:
اللهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِله کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلا الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدَانَا اللهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ.
خدا بزرگتر است، بزرگتر، و سپاس بسیار خدا را که هر صبح و شب منزّه است. سپاس خدای را که ما را به این مسیر هدایت کرد و ما کسانی نبودیم که هدایت شویم، اگر خدا هدایتمان نمیکرد. همانا رسولانِ پروردگار ما به حق آمدند.
هنگام ورود و نزدیک شدن به قبر مطهر امام حسین7 نیز میگوییم:
الْحَمْدُ لِلهِ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الَّذِی هَدَانِی لوِلایَتِکَ وَ خَصَّنِی بِزِیَارَتِکَ وَ سَهَّلَ لِی قَصْدَکَ.
سپاس خدای را آن یگانه و یکتا و فرد و بینیازی که مرا به ولایتت هدایت کرد و به زیارتت اختصاصم داد و آهنگ به سوی تو را برایم آسان کرد.
تکبیر، حمد، تسبیح و ثناگویی خداوند در زیارت وارث، موجب یادآوری نعمتهای خداوند و بهویژه نعمتهای خاص و مهمی مانند نبوت و هدایت است و ذکر هرگونه نعمتی موجب توجه افزونتر انسان به خداوند میشود. البته مهمترین فلسفه گفتن این اذکار، و به ویژه تکبیرها، آن است که از هر فکر و اعتقاد غلوّ آمیز درباره اهل بیت: جلوگیری، و از اعتقاد توحیدی انسان صیانت شود (جوادی آملی، 1381ش، ج3، ص128)؛ چون این اذکار مانع میشود که توجه به اهل بیت: و صفات والای ایشان انسان را از خداوند یگانه و صفات نامتناهی او غافل سازد و انحرافی در اعتقادش به وجود آورد. (شبرّ، 1427ق، ص17؛ مجلسی، بی تا، ج5، ص453)
ب) دعا: دعا توجه به خداوند و درخواست از او، و بهترین و افضلترین آنهاست. برخی روایات، دعا را مغز و عصاره عبادت ذکر کردهاند (قمی، 1377ش، ص901)؛ چون مشتمل بر اعتراف به توحید و بزرگی خداوند، و همچنین مالکِ مطلق بودن اوست. (مازندرانی، 1421ق، ج10، ص245) با این اوصاف یکی دیگر از دلایلِ توحیدمحور بودنِ زیارتنامههای اهل بیت:، دعاهایی است که به صورت گسترده در آنها وجود دارد. چنانچه در فرازهای پایانی زیارت وارث آمده است:
أَسْأَلُ اللهَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکَ عِنْدَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الَّذِی لَکَ لَدَیْهِ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة
از خدا درخواست میکنم به مقامی که برایت و نزد اوست و منزلتی که برای تو پیش اوست که درود فرستد بر محمّد و خاندان محمد و مرا در دنیا و آخرت همراه شما قرار دهد.
همچنین در دعای بعد از نماز زیارت وارث آمده است:
اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَیْهِ وَ تَقَبَّلْ مِنِّی وَ أْجُرْنِی عَلَى ذَلِکَ بِأَفْضَلِ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیِّکَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ.
خدایا، بر محمد و آن حضرت درود فرست و از من بپذیر و بر آن پاداشم ده ، بر اساس بهترین آرزو و امیدم درباره تو و ولیات ای سرپرست مؤمنان.
در قسمت زیارت شهدا نیز همراهی با آنها را آرزو میکنیم: «فَیَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ مَعَکُم»؛«ای کاش من هم با شما بودم تا همراه شما به رستگاری میرسیدم».
یکی از مسائل بسیار مهم هنگام ارتباط با خداوند، آن است که انسان بداند چه میخواهد و چگونه بخواهد. دعاهای موجود در زیارت وارث امام حسین7 علاوه بر ایجاد ارتباط عمیق زائر با خداوند، به این سئوال به خوبی پاسخ داده و همراهی با اهل بیت: و شهدا و بهترین آرزویی را که نسبت به اهل بیت: داریم به عنوان خواسته زائر مطرح کرده است.
ج) اهل بیت:، بندگان مخلص خداوند: یکی از موضوعاتی که در زیارتنامههای اهل بیت7 به آن بسیار توجه شده،آن است که اهل بیت: بهعنوان بندگان خداوند معرفی شدهاند و به اطاعت اوامر و نواهی پرداختهاند؛ چنانچه در زیارت وارث میخوانیم:
أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَطَعْتَ اللهَ وَ رَسُولَهُ حَتَّى أَتَاکَ الْیَقِینُ.
شهادت میدهم که تو نماز به پا داشتی و زکات پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر کردی و خدا و رسولش را اطاعت کردی، تا مرگ تو را در رسید.
توصیف اهل بیت به اطاعت از اوامر و نواهی خداوند، نشان از ارتباط عمیق اهل بیت: با ذات باری تعالی است و جایگاه خاص توحید و خدامحوری در زیارتنامهها را نیز نشان میدهد. همچنین الگوهای کامل در اطاعت خداوند را به دیگران نشان میدهد؛ در عین حال توجه به بندگی ایشان، مانع از ایجاد غلو درباره آنان هم میشود.
د) نماز: برایند بسیاری از آیات (بقره: 45؛ اعراف: 170؛ هود: 114؛ رعد: 22؛ نور: 56؛ عنکبوت: 45) و روایاتی (برقی، 1330ش، ج1، ص286؛ کلینی، 1363ش، ج3، ص268؛ مفید، 1414ق، ص267) که به موضوع نماز پرداختهاند، آن است که نقش نماز در برقراری ارتباط با خداوند از هر عمل دیگری بالاتر است و کاملترین و جامعترین عبادت در میان عبادات به شمار میرود. (موسوی خمینی، 1370ش، ص5)
از سوی دیگر اجزای نماز -همچون سجده و رکوع - نمایانگر خضوع، خشوع و اظهار بندگی در پیشگاه خداوند متعال، و تمام اذکار نماز نیز مشتمل بر حمد، تسبیح، تکبیر و تعظیم خداوند متعال هستند؛ بههمین دلیل نماز واقعی، تجلیگاه توحید ناب است.
اقامه نماز، یکی از شاخصها و نمادهای بزرگ توحید در زیارتنامههاست؛ چنانکه در دعایی که بعد از نمازِ زیارت وارث خوانده میشود، به این مطلب تصریح شده است:
اللهُمَّ إِنِّی صَلَّیْتُ وَ رَکَعْتُ وَ سَجَدْتُ لَکَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ لِأَنَّ الصَّلاةَ وَ الرُّکُوعَ وَ السُّجُودَ لا یَکُونُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ.
خدایا، نماز خواندم و برای تو، که یگانه و بیشریکی، رکوع و سجود کردم؛ زیرا نماز و رکوع و سجود نیست مگر برای تو. همانا تویی خدا که معبودی جز تو نیست.
ه) شهادت به وحدانیت خداوند: یکیدیگر از شاخصهای روشن و صریح بر جایگاه رفیع توحید در زیارتنامههای اهل بیت: شهادت به وحدانیت خداوند متعال است که در واقع میتوان از آن به توحید ناب تعبیر کرد. (جوادی آملی، 1381ش، ج1، ص83) البته شهادت به وحدانیت خداوند در بسیاری از زیارتنامهها، همراه با شهادت به ملائک، انبیا و اهل بیت: است؛ همانطور که در زیارت وارث نیز چنین آمده است: «وَ أُشْهِدُ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ وَ أَنْبِیَاءَهُ وَ رُسُلَهُ»؛ «و گواه میگیرم خدا و فرشتگان و پیامبران و رسولانش را که من به شما ایمان دارم».
بنابراین با تأمّل در مطالب فوق در مییابیم که زیارتنامههای اهل بیت:، با توحید هماهنگی کامل دارند و پیوند مستحکمی میان این دو برقرار است. از همین رو میتوان گفت که جایگاه توحید در زیارات اهل بیت: آن چنان رفیع است که شاکله اصلی و محور این زیارات با آن شکل میگیرد و اهمیت موضوعات دیگر و حتی توجه به اهل بیت: را در مراتب بعد قرار میدهد.
2. نبوت در مضمون زیارت وارث
«وارث» در لغت به معنای «ارث برنده، میراثدار و کسی که مال، خانه، زمین، صفات یا افتخاراتی را از پدر یا اجداد و گذشتگان به ارث میبرد» آمده است؛ این ارث هم میتواند مادی باشد و هم معنوی. (ابن فارس، 1418ق، ج6، ص105؛ مصطفوی، 1368ش، ج13، ص78)
در زیارت وارث امام حسین7 وارث انبیای الهی ذکر شده است:
السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُوسَى کَلِیمِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِیسَى رُوحِ اللهِ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللهِ.
در این جملات اسم انبیای الهی7 آمده و آنان به مثابه مورّث سالار شهیدان معرفی شدهاند، اما وصف مذکور بعد از هر یک، نشانگر ویژگی میراث است؛ یعنی امام حسین7 وارث «صفوة» و برگزیده بودن آدم7، «نبوت» نوح7، «خلّت» و دوستی ابراهیم7، «کلیم» بودن موسی7، «روحالله» بودن عیسی7، «حبیب الله» بودن پیامبر اکرم9 و «امیرمؤمنان» بودن علی7 بود. بدین ترتیب مجموع کمالات گذشته در یکجا جمع شده است؛ «آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری». (جوادی آملی، 1381ش، ج2، ص94)
با استفاده از منابع اسلامی میتوان فهمید، آنچه از وراثت انبیا در این زیارت مد نظر است، وراثت معنوی و مادی است که میتوان آنها را در امور زیر بیان کرد:
الف) مقام خلیفة اللهی: یعنی همانطور که خداوند حضرت آدم7 را بهعنوان خلیفۀ خود روی زمین برگزید، دیگر انبیا و جانشینان آنان نیز بهعنوان خلیفه خداوند روی زمین، چراغی پرفروغ برای هدایت مردم بودند و این مقام را یکی پس از دیگری به ارث میبردند. امام حسین7 نیز این مقام معنوی را پس از جدّ، پدر و برادر خود عهدهدار شد.
ب) دعوت به توحید: مسئولیت مهم انبیای الهی: و برجستگی ویژه رهبری آنان، بعد از مقام شامخ نبوّت، دعوت مردم به توحید و یکتاپرستی در تمام شئون علمی و عملی است: (وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ). (انبیاء: 25) سایر کمالات - مانند برتری علمی، عصمت، وحییابی، افضلیت و... - از شرایط یا آثار دعوت به توحید است . (جوادی آملی، 1381ش، ج2، ص94)
ائمّه: ادامهدهنده راه مستقیم رسالت و نبوت، استمراربخش و زنده نگهدارنده آن هستند. بدین ترتیب آنها وارث انبیای الهی در دعوت به حق و توحید خواهند بود. در قرآن کریم به پیغمبر اکرم9 مأموریت داده شد تا بگوید: (قُلْ هَٰذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللهِ ۚ عَلَىٰ بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی)؛ «بگو این راه من است؛ من و پیروانم با بصیرت کامل به سوی خدا دعوت میکنیم»: (یوسف: 108)
انبیادر مسیر ابلاغ رسالت خویش رنجها، اهانتها، تحقیرها و شکنجههای جسمی را به جان خریدند، (فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ). «صبر کن آنگونه که پیامبران اولواالعزم صبر کردند». (احقاف: 35) در زیارت وارث هم به بزرگی مصیبتی که بر سیدالشهداء7 وارد شده است اشاره کرده که این مصیبت برای همه اهل آسمانها و زمین، بزرگ و سنگین است:
بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا ابْنَ رسولالله بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا أَبَا عَبْدِ اللهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِیبَةُ بِکَ عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَلَعَنَ اللهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَهَیَّأَتْ لِقِتَالِکَ.
پدر و مادرم فدایتای فرزند رسول خدا، پدر و مادرم فدایت ای اباعبداللّه، عزا و مصیبت تو بر ما و بر همه اهل آسمانها و زمین بزرگ شد. خدا لعنت کند قومی که اسبها را زین کردند و دهانه زدند و آماده پیکار با تو شدند.
ج) علم الوراثه: انبیا دارای علم گسترده به حقایق جهان هستی بودند که خداوند به آنها اعطا کرده بود. این علم را انبیا برای امامان7 به ارث گذاشتند. در بسیاری از روایات و زیارات آمده که امام حسین7 و دیگر ائمۀ اطهار:، وارثان علم پیامبران، بهویژه پیامبر اسلام9، بودهاند: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا إِمَامَ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَارِثَ عِلْمِ النَّبِیِّینَ وَ سُلَالَهَ الْوَصِیِّین» (ابن قولویه، 1417ق، ص318) امام صادق7 در این باره میفرماید:
«إِنَّ دَاوُدَ وَرِثَ عِلْمَ الْأَنْبِیَاءِ وَ إِنَّ سُلَیْمَانَ وَرِثَ دَاوُدَ وَ إِنَّ مُحَمَّداً9 وَرِثَ سُلَیْمَانَ وَ إِنَّا وَرِثْنَا مُحَمَّداً9» (کلینی، 1363، ج1، ص225)
حضرت داود7 علم پیامبران را به ارث برد و سلیمان7 نیز این علوم را از پدرش به ارث برد. حضرت محمد9 نیز این علوم را از سلیمان به ارث برد و ما نیز از حضرت محمد9 به ارث بردهایم.
زیارت وارث به ما درس «علمالوراثه» میدهد؛ ارث بردن علم از حضرت آدم تا حضرت خاتم9 در ارثِ مال تا مُورِّث نمیرد چیزی به وارث نمیرسد، ولی در ارث عقل، عدل و علم تا وارث نمیرد چیزی به او نمیدهند و اگر کسی خواست از حسین بنعلی8 ارث ببرد، تا نمیرد ارث نمیبرد؛ یعنی تا با مرگِ ارادی نمیرد، شهوت، غضب و خواستههای خودش را خاموش نکند، چیزی به او نمیدهند؛ این «علمالوراثه» است. اینکه میگویند زیارت وارث بخوانید، یعنی شما هم مظهر این فرازها باشید و از نوح، آدم و خاتم ارث ببرید. (جوادی آملی، 1384ش، ج4، ص220)
د) کتابهای آسمانی: طبق زیارتی که برای نیمۀ ماه شعبان و نیز اول ماه رجب ذکر شده امام حسین7 وارث تورات، انجیل و زبور است: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُور» (ابن طاووس، 1376ش، ج3، ص341)؛ چرا که اصل و حقیقت این کتابها مطالبی است که در آنها نوشته شده و امام حسین7 نیز آگاه به آن مطالب است.
ه) برگزیده خداوند: انبیاء مصطفا و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند آنها را برای نبوت برگزیده بود:
- (وَإِنَّّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ). (ص: 47)
آنها (ابراهیم، اسحاق و یعقوب) نزد ما از برگزیدگان و نیکاناند.
- (فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصََّالِحِینَ). (قلم: 50)
ولی پروردگارش (پروردگار یونس) او را برگزید و از صالحان قرار داد.
امامان: اجمعین نیز مصطفا و مجتبای خدایند. در زیارت وارث درباره امام حسین7 این چنین آمده است:
أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا، وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیَابِهَا.
گواهى مى دهم که تو نورى در صلب والاى پدران و رحم پاک مادران بودى و هرگز عصر جاهلیت با تمام آلودگیهایش تو را آلوده نساخت و جامههاى سیاه آن بر تو پوشانده نشد.
بنابراین امام حسین7 هم چون دیگر حجتهای الهی از پاک بودن ولادت و اصالت خانوادگى، برخوردار بود که این همان برگزیدگی امام حسین7 است؛چنانچه در فرازی از زیارتنامۀ اربعین اینگونه به امام حسین7 سلام میدهیم: «السَّلَامُ عَلَی صَفِی اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیهِ»؛ «سلام بر بندۀ برگزیدۀ خدا و فرزند برگزیده اش». و در جایی اینگونه شهادت میدهیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ صَفِیک وَ ابْنُ صَفِیک». (قمی، 1377ش، زیارت اربعین)
3. امامت و حجت الهی در زیارت وارث
یکی از سفارشهای مهم در آداب زیارت، شناخت حق و مقام زیارتشونده است؛ امام جواد7 زیارت با معرفت را چنین بیان میکند: «عَارِفاً بِحَقِّهِ یَعْلَمُ أَنَّهُ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ بَابُهُ اَلَّذِی یُؤْتَى مِنْهُ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ» (مجلسی، 1403ق، ج102، ص37)؛ یعنی بداند که او حجت خداوند روی زمین، و بهترین طریق شناخت و ارتباط با حضرت حق است.
انسان در سایهسار زیارت، در مییابد که زندگی بدون پیروی و پذیرش امامت، جهالت و گمراهی است. (جوادی، 1383ش، ص93): «مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً». (مجلسی، 1403ق، ج8، ص368) بنابراین آنچه مایه کمال زیارت میشود، معرفت و شناخت مقام و موقعیت زیارتشونده است. فرازی از زیارت وارث، شهادت به مقام امامت امام حسین7 است:
أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا.
شهادت میدهم که تویی پیشوای نیکوکارِ با تقوای پسندیده پاکیزه هدایتگر و رهیافته، و شهادت میدهم که امامان از فرزندانت ریشه تقوا و نشانههای هدایت، و دستاویز محکم و حجّت بر اهل دنیا هستند.
یکی از اوصاف امام حسین7، که در زیارت وارث آمده، حجت بودن امام برای اهل دنیاست. «حجّة» در لغت به معنای «برهان (مصطفوی، 1368ش، ج2، ص168)، دلالتی روشن بر اساس راه مستقیم، با قصد و هدف مستقیم و چیزی که بر صحّت و درستی یکی از دو نقیض، اقتضا و حکم میکند» آمده است. (راغب اصفهانی، 1374ش، ج1، ص450)
در متون روایی شیعه، پیامبر9 و ائمۀ اطهار: از مفهوم «حجت الله» برای تبیین و توصیف حقیقت مقام امامت استفاده کردهاند (کلینی، 1363ش، ج2، باب الحجه) و قلمرو حجیت ائمه «خلق» است؛ نه اینکه مختص به مسلمانان یا شیعیان باشد. (فاریاب، 1391ش، ص260)
حجت در اصطلاح به چیزی گفته میشود که هر یک از دو طرف دعوا برای اثبات مدعای خویش آن را اقامه، و به آن احتجاج میکنند؛ خواه به بحث و مناظرۀ علمی یا به عمل مربوط باشد. به این صورت خداوند هم در روز قیامت به محتوای کتاب (حجت مکتوب) و سنت معصومان - اعم از گفتار، کردار و تقریر آنان - احتجاج میکند.
از سوی دیگر وجود مبارک معصوم، حجت عملی و عینی خداوند است؛ به این معنا که اگر کسی مثلاً بگوید مبارزه با شیطان، ترک گناه و... برای آدمی مقدور نیست، وجود معصوم حجت عینی بر ضد اوست که توانمندی و قدرت انسان را در این میدانها اثبات میکند. (جوادی آملی، 1381ش، ج2، ص126)
در صحرای کربلا حجت خدا بر خلقش، به شهادت میرسد؛به همین دلیل در زیارت وارث مصیبت شهادت امام حسین7، بزرگترین مصیبت شمرده شده است:
یَا أَبَا عَبْدِ اللهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتِ الْمُصِیبَةُ بِکَ عَلَیْنَا وَ عَلَى جَمِیعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ.
فدایت ای ابا عبداللّه، عزا و مصیبت تو بر ما و بر همه اهل آسمانها و زمین بزرگ شد.
4. قیامت و رجعت در زیارت وارث
زیارت مرقدهای نورانی اهل بیت: یادآور عالم آخرت و قیامت است. چنانچه از پیامبر9 نقل شده است:
- «قد کنت نهیتکم عن زیارة القبور فزوروها فانها تذکرة الاخری. (ترمذی، 1403، ج3، ص361)
شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم، از این پس زیارت کنید که آخرت را به یاد شما میآورد».
- فزوروها فانها ترق القلب و تدمع العین و تذکر الآخرة و لا تقولوا هجرا. (متقی هندی، 1405ق، ج15، ص646) .
پس قبرها را زیارت کنید که قلب را نرم، و چشم را گریان میکند و آخرت را به یاد میآورد، اما سخن بیهوده نگویید.
- فانها تذکرکم الموت. (حاکم نیشابوری، 1411ق، ج1، ص375)
زیارت [قبور]شما را به یاد مرگ میاندازد.
در زیارت وارث هم آخرت یادآوری شده است و از خدا خواسته شده در معیت و همراه محمد9 و آل محمد9 در دنیا و آخرت باشد:
أَسْأَلُ اللهَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَکَ عِنْدَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الَّذِی لَکَ لَدَیْهِ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ.
از خدا درخواست میکنم به مقامی که برایت و نزد اوست و منزلتی که برای تو پیش اوست که درود فرستد بر محمد و خاندان محمد و مرا در دنیا و آخرت همراه شما قرار دهد.
در فرازی دیگر از زیارت وارث، که به رجعت اشاره دارد، میگوییم: «وَاَشْهَدُ اَنّی بِکمْ مُؤْمِنٌ، وَبِاِیابِکمْ مُوقِنٌ»؛ «و گواهی میدهم که من به یقین مؤمن به شمایم و به بازگشتتان یقین دارم».
«رجعت» از عقائد معروف شیعه است که بعد از ظهور مهدى/ و در آستانه رستاخیز، گروهى از «مؤمنان خالص» و «کفار و طاغیان بسیار شرور» به این جهان بازمى گردند؛ گروه اول مدارجى از کمال را طى مى کنند و گروه دوم کیفر هاى شدیدى مى بینند. (مکارم شیرازی، 1383ش، ج15، ص555) بنابراین امام صادق7 در حدیثى مى فرماید:
إنَّ الرّجعَةَ لَیسَت بعامَّةِ وَ هِیَ خاصَّةٌ لایَرجِعُ اِلاّ مَن مَحَّضَ الإیمانَ مَحضاً». (مجلسی، 1403ق، ج53، ص39)
رجعت عمومى نیست، بلکه جنبه خصوصى دارد. تنها گروهى بازگشت مى کنند که ایمان خالص دارند.
در روایات متواتر، امام حسین7 به عنوان اولین رجعتکننده معرفی شده است. امام صادق7 در این زمینه میفرماید:
إِنَّ أَوَّلَ مَنْ یَکُرُّ فِی الرَّجْعَةِ الْحُسَینُ بْنُ عَلِی8 وَ یَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ أَرْبَعِینَ سَنَةً حَتَّی یَسْقُطَ حَاجِبَاهُ عَلَی عَینَیه. (همان، ص64)
همانا نخستین کسی که در رجعت بازمیگردد، حسین بن علی8 است. او
چهل سال در زمین می ماند تا این که از شدت پیری، ابروانش بر چشمانش فرو میافتد.
نتیجهگیری
زیارتنامههای اهل بیت: از متون مهم و غنی دینی هستند که سرشار از معارفی چون توحید، نبوت، امامت و معاد هستند. یکی از زیارتهایی که برای امام حسین7 ذکر شده است، زیارت وارث نام دارد. در این زیارت، انبیا ی زیادی نام برده شدند و امام حسین7 را وارث آن انبیا معرفی میکنند. در این زیارت به امام7 از منظر وصایت و وراثت در مقوله نبوت، ولایت و امامت توجه شده است.
در زیارت وارث اموری مانند حمد، تسبیح و ثنای الهی، تکبیر، تهلیل و شهادت به وحدانیت خداوند سبب القای آموزههای صحیح توحیدی به انسان میشود. منزلت و جایگاه توحید در زیارت آن چنان متعالی است که اهمیت موضوعات دیگر و حتی توجه به امام7 را در مراتب بعد قرار میدهد.
در زیارت وارث رسالت همه پیامبران بزرگ تاریخ بر دوش امام حسین7 گذاشته شده، گرچه امامت اعم از وراثت انبیاست. امام حسین7 وارث انبیای الهی در مقام خلافت و دعوت مردم به توحید بود او همچنین میراثدار علم و کمالات رسولان الهی است.
امام حسین7 حجت عینی و عملی خداوند بر مردم، و معرفت به مقام امامتش موجب کمال زیارت است. زیارت مرقدهای نورانی اهل بیت:، مخصوصاً امام حسین7، یادآور عالم آخرت و قیامت است. در زیارت وارث نیز معیت و همراهی با امام حسین7 در دنیا و آخرت از خداوند خواسته شده است.
منابع
٭ قرآن کریم
٭ نهجالبلاغه
ابن طاووس، علی بن موسی، (1376 ش). الإقبال بالأعمال الحسنة، محقق و مصحح: قیومى اصفهانى، جواد، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول.
ابن فارس، احمد، (1418ق). معجم المقاییس فی اللغة، بیروت، دارالفکر.
ابن قولویه، جعفر بنمحمد، (1417ق). کامل الزیارات، قم، مؤسسة نشر الفقاهة، چاپ اول.
ابن مشهدی، محمد بن جعفر، (1419ق). المزار الکبیر، محقق و مصحح: جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول.
برقی، احمد بن محمد بن خالد، (1330ش). المحاسن، تحقیق: السید جلالالدین الحسینی، تهران، دارالکتب الاسلامیّه.
ترمذی، محمد بنعیسی، (1403ق). سنن الترمذی، تحقیق: عبدالرحمنمحمد عثمان، بیروت، دارالفکر، چاپ دوم.
جوادی آملی، عبدالله، (1381ش). ادب فنای مقربان، قم، مرکز نشر اسراء.
جوادی آملی، عبدالله، (1384ش). سروش هدایت، مرکز نشر اسرا.
جوادی، مرتضی، (1383ش). فلسفه زیارت و آیین آن، قم، مرکز نشر إسراء، چاپ پنجم.
حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، (1411ق).المستدرک على الصحیحین، تحقیق مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول.
خمینی، روح الله، (1372ش). سرّ الصلوة، معراج السالکین و صلوة العارفین، قم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، (1374ش). ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مترجم: غلامرضا خسروی، محقق/مصحح: غلامرضا خسروی حسینی، تهران، مرتضوی، چاپ دوم.
سید رضی، نهج البلاغه، (1374ش). مترجم: مرحوم دشتی، قم، انتشارات نسیم کوثر، چاپ سوم.
شبرّ، سیدعبدالله، (1427ق). الأنوار اللامعة فی شرح زیارة الجامعة، قم، دارالانصار.
طوسی، محمد بن حسن، (1411ق). مصباح المتهجد و سلاح المتعبّد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، چاپ اول.
فاریاب، محمدحسین، (1391 ش).معنا و چیستی امامت در قرآن، سنت و آثار متکلمان، انتشارات مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، چاپ اول.
قمی، عباس، (1377ش). مفاتیح الجنان، قم، عصمت، چاپ اول.
کفعمی، ابراهیم بن علی ، (1405ق). المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، قم، دارالرضی (زاهدی)، چاپ دوم.
کلینی، محمد بن یعقوب، (1363ش).الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیّة، چاپ چهارم.
مازندرانی، محمد صالح، (1421ق). شرح اُصول الکافی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول.
متقی هندی،(1405ق). کنزالعمال، مؤسسه الرساله، بیروت.
مجلسی، محمد باقر، (1403ق). بحارالأنوار، تحقیق: سید هدایت الله مسترحمی، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم.
مجلسی، محمد تقی، (بی تا). روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه، بنیاد فرهنگ اسلامی، بیجا.
مصطفوی، حسن، (1368 ش). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول.
مفید، محمد بن محمد، (1413ق). کتاب المزار، محقق و مصحح: سید محمدباقر ابطحی، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول.
مفید، محمد بنمحمد، (1414ق). الأمالی، بیروت، دار المفید، چاپ دوم.