نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
بدرالدین لؤلؤ حاکم شیعهمذهب شهر موصل در نیمه نخست سده هفتم هجری است که حدود چهل سال قدرت و حکومت را در این شهر در اختیار داشت. از آنجایی که خاستگاه او حکومت آلزنگی یا اتابکان موصل بوده، در تقسیمبندی ادوار تاریخی معمولاً دوره پادشاهی وی را امتداد دوره اتابکان موصل به شمار میآورند. دوره نسبتاً کوتاه حکومت بدرالدین لؤلؤ (و فرزندانش) باعث شده است تا به دولت وی، در مقایسه با سایر دولتهای شیعی کمتر توجه شود.
بدرالدین ابوالفضایل لؤلؤ اتابکی نوری، مشهور به «الملک الرحیم»، غلامی اصالتاً ارمنی، و متعلق به مردی خیاط بود؛ اما بعداً به غلامی نورالدین ارسلانشاه بن عزالدین مسعود (حکومت: 589 - 607ق) از ملوک آلزنگی موصل در آمد. او بسیار خوشچهره و زیبارو بود و از اینرو در دستگاه پادشاه آلزنگی ارتقای مرتبه یافت، تا جایی که در زمان حیات او اختیار امور را در دست داشت و تصمیمگیرنده نهایی بود. (ابن کثیر، 1997م، ج17، ص383)
بدرالدین لؤلؤ پس از درگذشت ارسلانشاه، در دوره حکومت فرزندش ملک القاهر عزّالدین مسعود (حکومت: 607 - 615) نیز اداره امور را در اختیار داشت. پس از درگذشت این پادشاه نیز دو فرزند وی را یکی پس از دیگری به پادشاهی گماشت؛ اما سرانجام از سال 630 قمری خود را پادشاه مطلق اعلام کرد. (ذهبی، 2003م، ج14، ص864 - 865) هرچند نام پدر مسیحی وی مشخص نیست، اما در شماری از متون و اسناد تاریخی همچون کتیبهها از وی به صورت «لؤلؤ بن عبدالله» یاد شده است.
گزارشهای مورخان در باب سیره بدرالدین لؤلؤ تا حدودی تناقضآمیز به نظر میرسد. قطبالدین یونینی (م 726ق) او را پادشاهی پُر ارج، بلندهمت و بسیار باهیبت و سیاستمدار توصیف کرده است که برای پاکسازی قلمرو خود (و برقراری امنیت در آن)، به قتل و اعدام و مجازاتهای بینهایت دست زد. با این حال نزد مردم خود چنان محبوبیتی داشت که به او سوگند میخوردند و در حق او غلو میکردند .(ذهبی، ج14، ص865)
ذهبی بدرالدین لؤلؤ را به قصد مقابله با مظفرالدین کوکبوری (حکومت: 586 - 630ق) حاکم اربل (شهر اربیل امروزی در کردستان عراق) که به برگزاری مراسم مولد نبوی اهتمام و مبالغه داشت، دست به بزرگداشت جشن «شعانین» (از اعیاد مسیحیان) میزد و در این جشن از انواع ملاهی فروگذار نمیکرد - متهم کرد. حتی برخی از شعرا نیز وی را بابت این کار سرزنش کرده و وی را به مسیحیگری متهم کردهاند. (ذهبی، ج14، ص865 - 866)
ذهبی در جای دیگری بدرالدین لؤلؤ را شخصیتی دوستدار علم و علاقمند به تقرّب جستن به علما توصیف کرده و درباره سیره فرهنگی بدرالدین لؤلؤ چنین گزارش داده است:
او [در موصل] کتابخانهای بزرگ و چندین مدرسه بنا کرد و به خواندن سرگذشتنامهها و کتابهای تاریخ علاقه داشت؛ و عزّالدین ابن اثیر، مورخ مشهور، تاریخ مشهور خود [الکامل فی التاریخ] را برای او تدوین کرد. (ذهبی، 1986م، ص78)
البته در مقدمه این کتاب چنین اشارهای دیده نمیشود.
جلوههایی از حمایت بدرالدین لؤلؤ از علما را میتوان در نگارش آثار علمی و ادبی به نام وی سراغ گرفت. ابن فضلالله عمری (م 749ق) گزارش داده است که علاءالدین علی بن مشرف ماردینی کتابی به نام بدرالدین لؤلؤ نوشته بود؛ اما به نام این کتاب اشاره نکرده است. او همچنین از سفرنامهای به نام تفضیل الرحلة یاد کرده است که مؤلف، آن را به نام بدرالدین لؤلؤ نگاشته، و نام خود را در آن نبرده بود. (عمری، 2010م، ج3، ص126 - 127)
بدرالدین لؤلؤ از جمله حاکمان و پادشاهانی است که به مشاهد مقدس ائمه:، به ویژه دو آستان علوی و حسینی توجه داشته است. مورخان گزارش دادهاند که بدرالدین لؤلؤ تا پایان عمر خود، هر سال یک قندیل طلا به ارزش هزار دینار و یک شمعدان طلا و نقرهکوب به حرم امام علی7 ارسال میکرد؛ به گونهای که پس از مرگ او شمار قندیلها و شمعدانهایی که نام وی بر آنها بود به چهل میرسید. (ابن دقماق، 1999م، ص258)
همچنین بهاءالدین علی بن عیسی اربلی (م 692ق) ادیب برجسته شیعه گزارش داده است که بدرالدین لؤلؤ از محدث حنبلی، عزالدین عبدالرزاق بن رزقالله رسعنی موصلی (مقتول در 660ق) خواسته بود که احادیث صحیح در فضیلت امام علی7 را استخراج کند و این احادیث را بر شمعدانهای ارسالی به حرم آن حضرت بنویسند که موضوع یکی از این احادیث وصف شمایل و صفات ظاهری امام7 بود. (اربلی، 1985م، ج1، ص75)
درباره اقدامات وی در حرم امام حسین7 و سایر مشاهد ائمه: گزارشی در منابع تاریخی به دست نیامد. اما در پایان نسخهای خطی از امالی شیخ طوسی، که به شماره 9439 در کتابخانه ملی ایران نگهداری میشود، یادداشتی افزوده شده که در آن به سنگفرش کردن حرم امام حسین7 در سال 646 یا 647 قمری به دستور بدرالدین لؤلؤ اشاره شده است.[1]
با توجه به علایق شیعی بدرالدین لؤلؤ و اهتمام وی به احیا و ساخت مشاهد اهل بیت: قاعدتاً میبایست در دوره حکومت وی آثاری نیز در فضایل اهل بیت: به رشته تحریر درآمده باشد. مورخان در شرح حال عزالدین عبدالرزاق حنبلی گزارش دادهاند که بدرالدین لؤلؤ وی را به تألیف کتابی در مقتل حضرت سیدالشهداء7 مکلف کرده بود. او نیز کتاب مصرع الحسین7 را نگاشته بود و در این کتاب، تنها اخبار صحیح در باب شهادت ایشان را گردآورده بود. (محقق طباطبائی، 1417ق، ص547 - 548)
یکی از آثار موجود در فضایل اهل بیت:، که به نام بدرالدین لؤلؤ نگاشته شده کتاب النعیم المقیم لعترة النبأ العظیم، اثر عمر بن محمد بن عبدالواحد موصلی (م 678ق) است که در این کتاب به شرح مناقب و فضایل دوازده امام پرداخته است. موصلی در مقدمه کتاب نوشته است که پس از زیارت دو مشهد مقدّس (علوی و حسینی) و رؤیت آثار و خدمات بدرالدین لؤلؤ در آنجا به نگارش این کتاب تصمیم گرفته تا آن را به این پادشاه تقدیم کند. (موصلی، 2003م، ص15 - 16)
بیشتر مورخان، سال درگذشت بدرالدین لؤلؤ را 657 قمری تعیین کردهاند (ذهبی، ج14، ص864 - 866؛ ابن دقماق، 1420ق، ص257؛ زرکلی، 2002م، ج5، ص245)، اما برخی از منابع نیز سال 565 قمری گفتهاند. (از جمله: ابن کثیر، 1419ق،ج17، ص382) درباره محل دفن بدرالدین لؤلؤ نیز در منابع تاریخی اضطراب و آشفتگی به چشم میخورد. به گفته نویسنده کتاب الحوادث الجامعة بدرالدین لؤلؤ را پس از مرگ، در ابتدا در قلعه موصل دفن کردند و سپس به مدرسه بدریه، که در ساحل دجله ساخته بود، منتقل کردند. (ابن قوطی، 1997م، حوادث سال 656ق)
طبق نوشته سعید الدیوهجی با توجه به اینکه مدرسه بدریه داخل قلعه موصل قرار داشته، گزارش فوق از این جهت که از انتقال پیکر بدرالدین لؤلؤ از قلعه به مدرسه بدریه سخن گفته دچار اشکال است. (دیوهجی، 1958م، ص148) او همچنین به گزارش ابن خلّکان (همانجا)، که گفته است بدرالدین لؤلؤ در مشهدی در قلعه موصل به خاک سپرده شد، استناد کرده و مشهد یاد شده در گزارش ابن خلّکان را مشهد یحیی بن قاسم دانسته است که به مدرسه بدریه متصل بوده است. (دیوهجی، همانجا)
با این حال بر اساس روایت دیگری، که مورخ مصری ابن دقماق نقل کرده است، بدرالدین لؤلؤ را پس از مرگ چندی در موصل به خاک سپردند و سپس به حرم امام علی7 منتقل کردند. (ابن دقماق، 1420ق، ص257) درباره این روایت این ابهام وجود دارد که در صورت انتقال جنازه وی به حرم امام علی7 چرا سایر مورخان قبلی، که در زمان نزدیکتری به دوره بدرالدین لؤلؤ میزیستند، به این مسئله اشارهای نکردهاند!
بیتردید بسیاری از آثار عمرانی بدرالدین لؤلؤ در موصل و شمال عراق در گذر زمان از بین رفته و امروزه به دست ما نرسیده است. بر روی طاق «باب سنجار» از دروازههای قدیمی شهر موصل کتیبهای سنگی به خط ثلث وجود داشته که بر اساس آن این دروازه به دستور بدرالدین لؤلؤ در سال 641 قمری ساخته شده بود. این کتیبه در حال حاضر در موزه ملی عراق در بغداد نگهداری میشود. (سلمان و دیگران، 1975م،ص54) همچنین در کتیبههای درِ چوبی مسجد جامع عمادیه،[2] که امروزه در موزه ملی عراق نگهداری میشود، نام بدرالدین لؤلؤ به چشم میخورد. (همو، ص124)
از جمله اقدامات بدرالدین لؤلؤ ساخت مشاهد و زیارتگاههای شیعی در موصل و گاه در دیگر شهرهای قلمرو حاکمیت وی، همچون سنجار، بوده است. موصل در بیشتر ادوار تاریخی شهری سنینشین به شمار میآمده و شیعیان در آن اقلیت بودهاند، اما در این شهر تا دوره اخیر شمار قابل توجهی از مشاهد منسوب به اهل بیت: وجود داشته است که برخی از آنها نمونههای بسیار مهم و ارزشمند آثار معماری اسلامی در این شهر و شمال عراق بودهاند.
مطالعه سبک آثار هنری و معماری این مشاهد - همچون فرم معماری بناها و شکل گنبد آنها، تزئینات هنری ساختمان بناها و صندوقهای روی قبور، نوع خطوط کتیبهها و تواریخ آنها - به وضوح نشاندهنده آن است که بیشترین تعداد بهجا مانده از این مشاهد، عموماً در سده هفتم هجری و گاه در سده هشتم هجری ساخته شدهاند. در کتیبههای موجود در شماری از این مشاهد، نام بدرالدین لؤلؤ به عنوان بانی آنها و تاریخ ساخت آنها در دوره حکومت وی به چشم میخورد.
نکته قابل توجه درباره این مشاهد آن است که بیشتر آنها به امامزادگانی منسوباند که این انتسابها از نظر شواهد و مستندات تاریخی قابل پذیرش نیست. حتی برخی از شخصیتهایی که این مشاهد به آنها منسوب شدهاند، همچون یحیی بن قاسم بن امام حسن7 و عونالدین بن امام حسن8، وجود خارجی ندارند. برخی دیگر از این امامزادگان نیز، همچون محسن بن علی7 و زینب بنت علی7 در سنجار، از نظر تاریخی امکان اثبات دفن آنها در این مزارها وجود ندارد.
ممکن است گفته شود که انتسابهای رایج و مشهور این بناها، بعدها شکل گرفته است؛ درحالیکه کتیبههای اصیل موجود در بناها نشاندهنده آن است که بیشتر انتسابهای کنونی از زمان ساخت آنها شکل گرفته و در این کتیبهها ثبت شده است. از اینرو این سؤال مطرح میشود که انتسابهای این مشاهد به امامزادگانی که شاهدی بر دفن آنها در موصل وجود ندارد یا حتی در تاریخ وجود خارجی نداشتهاند، چگونه و در چه شرایطی شکل گرفته است و اساساً بدرالدین لؤلؤ و دیگر بانیان این مشاهد با چه انگیزهای به ساخت این مشاهد اقدام کردهاند؟
به نظر نمیرسد که بتوان به این سؤالها پاسخ روشن و قانعکنندهای داد. مرحوم سعید الدیوهجی بر این باور است که بیشتر این مشاهد در محل بناهای قدیمیتری شکل گرفتهاند و در واقع تغییر کاربری یافته از مدارس دینی و مقابر اهل سنت از دورههای قبلی بودهاند. به باور دیوهجی انگیزه بدرالدین لؤلؤ از ساخت و گسترش این مشاهد یا تغییر مدارس اهل سنت به مشاهد شیعی، مبارزه با نفوذ «طریقت عدویه» و جلوگیری از گسترش آن بوده است. (دیوهجی، 1958م، ص134)
طریقت عدویه منسوب به عدیّ بن مسافر (م 557ق) از مشایخ تصوف اهل سنت است که نسب به امویان میبرده است. عدیّ بن مسافر در منطقه هکاریه (لالش کنونی در ناحیه کردستان عراق) اقامت کرد و از دنیا رفت و طریقت صوفیانه وی در آن زمان با اقبال کردها مواجه شد و میان آنها گسترش یافت. حتی چنین به نظر میرسد که فرقه یزیدیه (یا ایزیدیه)، امتداد تاریخی و صورت تحول یافته طریقت عدویه در دورههای بعدی است.
در منابع تاریخی به برخی از اقدامات بدرالدین لؤلؤ در مبارزه با عدویه اشاره شده است؛ از جمله صفدی (م 764ق) گزارش داده است که بدرالدین لؤلؤ در سال 644 قمری شیخحسن عدوی، شیخ طریقت عدویه، را دستگیر کرد و در زندان به قتل رساند؛ چراکه از آن بیم داشت که کردها به فرمان وی به سرزمین موصل حمله و آنجا را تخریب میکنند. (صفدی، 2000م، ج12، ص63) پیشتر اشاره شد که مورخان اهل سنت لؤلؤ را به مقابله با سیاستهای دینی مظفرالدین کوکبری در برگزاری مراسم مولد پیامبر9 متهم ساختهاند.
بههر حال فارغ از زمینههای تاریخی پیدایش و ساخت مشاهد شیعی موصل، آنچه امروز در این باره اهمیت دارد آن است که شماری از آنها به عنوان نمونههای مهم بهجا مانده از معماری آرامگاهی دوران اسلامی در موصل و شمال عراق، محل توجه و موضوع مطالعه بسیاری از پژوهشگران و باستانشناسان قرار گرفتهاند؛ هرچند در کمال تأسف، بیشتر این بناها در حدود یک دهه گذشته به دست گروه تروریستی داعش تخریب و ویران شدند. در ادامه به معرفی مهمترین مشاهد ساخته شده به دست بدرالدین در موصل و شمال عراق میپردازیم.
1. مزار یحیی بن قاسم
این زیارتگاه، که در گویش محلی اهل موصل به نام «یحیی ابوالقاسم» شناخته میشود، منسوب به یحیی بن قاسم بن امام حسن مجتبی7 است. بیتردید این انتساب از نظر تاریخی قابل پذیرش نیست؛ چراکه میدانیم قاسم بن امام حسن8 در نوجوانی در واقعه عاشورا به شهادت رسیده و در زمان شهادت هیچ فرزندی نداشته است. برخی از پژوهشگران تلاش کردهاند صاحب این مزار را بر برخی از نقبای سادات موصل تطبیق دهند، اما به نظر میرسد این ادعا به شواهد محکمتری نیاز دارد.
زیارتگاه یحیی بن قاسم را میتوان از نظر معماری و تزیینات هنری شاخصترین بنای تاریخی بهجا مانده از دوره بدرالدین لؤلؤ در موصل به شمار آورد. این زیارتگاه در نقطهای در ساحل رود دجله، اما بالاتر از سطح رودخانه قرار داشته است. متأسفانه ساختمان زیبا و ارزشمند آن در نخستین روزهای مرداد ماه سال 1393 به دست نیروهای گروه تروریستی داعش با مواد منفجره کاملاً ویران، و با خاک یکسان شد. (خامهیار، 1393ش، ص155)
به اعتقاد مرحوم سعید الدیوهجی زیارتگاه یحیی بن قاسم بخشی از «مدرسه بدریه»، یا به عبارتی دیگر گنبد و زیارتگاه متصل به آن بوده است. ساختمان این زیارتگاه بر اساس کتیبههای موجود در آن در سال 637 قمری ساخته شده است. سعید الدیوهجی با استناد به گزارشی تاریخی مبنی بر تدریس ابن علوان موصلی (در 615ق) در مدرسه بدرالدین لؤلؤ (ابن کثیر، 1998م، ج17، ص78) نتیجه گرفته است که این مدرسه پیش از این تاریخ ساخته شده و مشهد یحیی بن قاسم بعداً به مدرسه الحاق شده است. (دیوهجی، 1958م، ص147)
مدرسه بدریه احتمالاً مهمترین مدرسه دینی ساختهشده به دست بدرالدین لؤلؤ در موصل بوده است و گزارشهای منابع تاریخی، نشان از جایگاه علمی و آموزشی این مدرسه در دوره وی دارد. در متون تاریخی گاه از برخی علمایی که در این مدرسه به تدریس علوم دینی و ادبی اشتغال داشتهاند (برای مثال؛ ر. ک: ابن شعّار، ج1، ص137؛ ابن خلّکان، ج5، ص313)، یا کتابدار کتابخانه آن - همچون فقیه شافعی، عمادالدین ابن باطیش (د. 640ق) -بودهاند (ابن فوطی، 1416ق، ج2، ص43) ،یاد شده است.
ساختمان زیارتگاه به شکل مقبرهای معظم با پلان مربع و گنبد رُک دوازده ترک بر فراز آن بوده است. نمای بیرونی ضلع شمالی مقبره حاوی کتیبههایی به خط کوفی و ثلث، و طاقنماهایی حاوی نقوش و تزئینات هندسی و گیاهی زیبا تشکیل یافته از گچ و آجر لعابدار بوده است. در کتیبهای به خط ثلث در جبهه بیرونی بنا، که گویا ادامه آن در سمت دیگر بنا امروزه از بین رفته است، نام بدرالدین لؤلؤ وجود داشته و متن آن چنین بوده است: «تطوّع بعمارته لوجه الله تعالی العبد الفقیر لؤلؤ بن عبدالله».
پوشش گنبد از داخل شامل مقرنسهای آجری زیبایی بود؛ و در بالاترین نقطه دیوارهای مقبره در زیر گنبد، کتیبهای نواری در گرداگرد اضلاع چهارگانه بنا وجود داشت. متن کتیبه شامل سوره توحید و برخی از آیات قرآنی مرتبط با اهل بیت و ولایت بود؛ از جمله آیه (رَحْمَتُ اللهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ إِنَّّهُ حَمِیدٌ مَّجِیدٌ) و آیه (إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّّذِینَ آمَنُوا الَّّذِینَ یُقِیمُونَ الصََّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) .(سیوفی، 1956م، ص143)
کتیبه نواری دیگری به خط ثلث، روی سنگ مرمر آبیرنگ در بالای ازاره بنا به ارتفاع یک متر از سطح زمین وجود داشته که متن آن حاوی صلوات بر چهارده معصوم بوده است. در زاویه جنوب غربی بنا نیز محرابی از سنگ سیاه، با نقش یک طاق و قندیل آویخته از آن، و کتیبهای به خط ثلث در اطراف آن وجود داشته که متن آن پس از آیه بسمله، شامل آیات هفتم تا نهم سوره انسان[3] (از آیات نازلشده در شأن اهل بیت: )بوده است .(سیوفی، 1376ق، ص142 - 143)
روی قبر صندوق چوبی نفیسی از جنس ساج وجود داشته که بدنه آن با نقوش اسلیمی و گیاهی و کتیبههایی به خط نسخ و کوفی پوشیده بوده است. روی پوشش فوقانی صندوق در قسمت بالاسر، کتیبهای در سه سطر حاوی اسامی معصومان به شرح زیر وجود داشته است: «محمد، علی، الحسن، الحسین، علی، محمد، جعفر، موسی، علی، محمد، علی، الحسن، محمد، صلوات الله علیهم». (نقشبندی، 1950م، ص199)
در یکی از کتیبههای صندوق نیز از صاحب مزار به نام یحیی بن قاسم بن امام حسن7 یاد شده و به ساخت صندوق به دستور بدرالدین لؤلؤ در سال 637 قمری اشاره رفته است. متن این کتیبه بدین شرح بوده است:
هذا قبر یحیی بن القسم بن الحسن بن علی بن ابیطالب صلوات الله علیهم اجمعین. تطوّع بعمله العبد الفقیر الراجی رحمة ربّه لؤلؤ بن عبدالله ولیّ آل محمّد سنة سبع وثلاثین وستمائة. (نقشبندی، 1950م، ص200)
سایر کتیبههای صندوق نیز حاوی آیات قرآن - از جمله آیة الکرسی، بخشی از آیه سی و سوم سوره احزاب (موسوم به آیه تطهیر)،[4] آیات هفدهم و هجدهم سوره آل عمران[5] و آیات 55 - 56 سوره مائده (که تا عبارت «فإنّ» به پایان رسیده)-[6] بوده است .(نقشبندی، 1950م، ص99 1- 200) واضح است که وجه مشترک بیشتر این آیات، شأن نزول آنها درباره اهل بیت: است که معمولاً در مناقشات دینی و کلامی شیعه به آن استناد میشود .
2. مزار عونالدین بن حسن7
زیارتگاه شاخص دیگر دوره بدرالدین لؤلؤ در موصل، مشهد «امام عونالدین» یا «ابن حسن» بوده که در باور اهالی این شهر به فرزند امام حسن7 منسوب است. برای این انتساب شواهد تاریخی کافی وجود ندارد؛ چراکه میدانیم امام حسن7 فرزندی به این نام نداشته است. متأسفانه این بنای ارزشمند، که در کنار زیارتگاه یحیی بن قاسم از بناهای نفیس آرامگاهی موصل به شمار میآمد، در آغاز مرداد ماه 1393 به دست نیروهای داعش تخریب شد .(خامهیار، 1393ش، ص156)
ساختمان مزار امام عونالدین به صورت مقبرهای معظّم و مرتفع با پلان مربع، و تا حدود زیادی قابل مقایسه با ساختمان مزار یحیی بن قاسم بود؛ با این تفاوت که شکل گنبد آن مخروطی شیاردار بود. به نظر میرسد این شکل گنبد، از سده ششم به بعد، از دوره حکومت آلزنگی و در قلمرو تحت حکومت آنان رواج یافته است و تا به امروز نمونههای دیگری شبیه آن در موصل و شمال عراق بهجا مانده است.[7]
ساختمان زیارتگاه امام عونالدین مانند زیارتگاه یحیی بن قاسم، حاوی تزئینات غنی و کتیبههای متعدّد بوده است. ارکان داخلی قبه حاوی مقرنسهایی با تزیینات گچبری، و فضای داخل گنبد نیز با تزیینات هندسی متقارن پوشیده بوده است. ورودی زیارتگاه دارای دری دو لنگه با پوششی از صفحات مسین با تزیینات هندسی بوده (دیوهجی، 1958م، ص167 - 168) که با استناد به کتیبه روی آن به دست شخصی به نام عمر بن الحصر الملکی البدری، که خود را «ولیّ آل محمد» شناسانیده، ساخته شده بود. (سیوفی، 1376ق، ص102)
بر سردر بنا کتیبهای بیانگر ساخت آن به دست بدرالدین لؤلؤ به شرح زیر وجود داشته است: «أمر بعمله تقرّباً الی الله تعالی الملک الرحیم بدر الدنیا والدین ابوالفضایل، عزّ نصره». (سیوفی، 1376ق، ص99) داخل بنا نیز کتیبهای نواری بر گرداگرد ازاره داخلی بنا، در ارتفاع یک متر از سطح زمین، حاوی نام و القاب تفصیلی بدرالدین لؤلؤ ،و بیانگر ساخت زیارتگاه به دستور وی در سال 646 قمری وجود داشته است که متن آن به شرح زیر بازخوانی شده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم. (إِنََّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصََّالِحَاتِ إِنَّّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا). أمر بعمارته تطوّعاً وأنشأ تبرّعاً، طلباً لما عند الله واعتصاماً بحبل الله، وموالاةً لاب رسول الله، راجیاً رحمة الله، وامتثالاً لقوله تعالی: (قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرَىٰ لِلْعَالَمِینَ)، العبد الفقیر الراجی عفو الله الملک الرحیم العالم العادل المؤیّد المظفّر المنصور المجاهد المرابط المثاغر الغازی، بدر الدنیا والدین، رکن الاسلام والمسلمین، قاهر المتمرّدین، قاتل الکفرة والمشرکین، حامی حوزة الدین، ناصر الحقّ بالبراهین، منصف المظلومین من الظالمین، جامع کلمة الموحّدین، مبید الطغاة والمارقین، کاشف المظالم، الآخذ للمظلوم من الظالم، حامی البلاد، ماحی البغی والفساد، ناصر الملّة، تاج الامّة، ذخر الخلافة، قیّم الدولة، حافظ... . امراء المشرق والمغرب، بهلوان جهان خسرو ایران آلب غازی اینانج[8] قتلغ بک طغرلتکین اتابک الاعظم ابوالفضایل لؤلؤ ابن عبدالله نصیر امیرالمؤمنین، تقبّل الله منه وأثابه، وجعل الجنّة منقلبه ومأواه، بمحمّدٍ وآله الطاهرین، وذلک فی شهور سنة ستّ وأربعین وستّمائة». (سیوفی، 1376ق، ص101 - 102)
همچنین روی قبر، صندوق چوبی نفیسی از جنس ساج، به طول و عرض 250×110، و ارتفاع 110 سانتیمتر وجود داشت که سطح آن با تزیینات و نقوش گیاهی و اسلیمی و کتیبههایی به خط نسخ پوشیده بود. این صندوق شبیه صندوق روی قبر یحیی بن قاسم بود و طبق کتیبههای آن، به دستور ملک بدرالدین لؤلؤ در سال 646 قمری ساخته شده بود. (نقشبندی، 1950م، ص200 - 201)
کتیبههای روی صندوق در چهار سطر نوشته شده بود که سطر نخست حاوی آیه بسمله و سپس آیة الکرسی تا عبارت قرآنی (لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) بوده است. سطر سوم نیز حاوی آیه 55 سوره مائده: (إِنَّّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّّذِینَ آمَنُوا الَّّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) بوده است؛ (نقشبندی، 1950م، همانجا) چنانکه میدانیم این آیه به آیه ولایت نامیده شده و در شمار آیاتی است که شیعیان برای اثبات ولایت امیر مؤمنان علی7 به آن استناد میجویند.
سطر دوم و چهارم کتیبههای روی صندوق حاوی نام و القاب بدرالدین لؤلؤ بوده است. سطر دوم با حروف کوچکتری نوشته شده و بخشی از آن محو شده و قابل تشخیص نبوده است. نقشبندی متن این سطر را به شرح زیر بازخوانی کرده است: «بدر الدنیا والدین ابوالفضایل نصیر امیرالمؤمنین تقبّل الله صالح الاعمال..... بمحمّد صلّی الله علیه وآله. هذا ما تطوّع بعمله تقرّباً الی الله تعالی ابتغاء مرضاته الملک الرحیم». (نقشبندی، 1950م، ص200)
سطر چهارم صندوق مزار امام عونالدین نیز حاوی ساخت صندوق به دست بدرالدین لؤلؤ در سال 646 قمری بوده و متن آن به شرح زیر خوانش شده است:
(إِنَّ اللهَ اصْطَفَىٰ آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ ٭ ذُرِّیَّّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ). اللهم صلّ علی احمد وآل محمد وتقبّل من عبدک الراجی عفوک المستمـ..... الملک الرحیم بدر الدنیا والدین رکن الاسلام والمسلمین ابوالفضایل لؤلؤ بن عبدالله نصیـ..... ستّ وأربعین وستمائة». (نقشبندی، 1950م، ص201)
3. مزار زینب بنت علی7 در سنجار
این زیارتگاه در میان قبرستانی وسیع، بر فراز تپهای در ورودی شهر سنجار قرار دارد و مهمترین زیارتگاه این شهر به شمار میآمده است. (شمیسانی، 1983م، ص333). این زیارتگاه به زینب دختر امام علی7 منسوب بوده و با اینکه دارای ساختمان کهن و تاریخی است، اما در منابع تاریخی به آن اشاره نشده است. متأسفانه ساختمان قدیمی آن در مرداد 1393 به دست نیروهای داعش منفجر و تخریب شد. (خامهیار، 1393ش، ص164). در حال حاضر ساختمان زیارتگاه به شیوهای جدید و بدون هیچ نسبتی با ساختمان قبلی آن بازسازی شده و گویا پس از بازسازی، انتساب مزار به زینب صغری دختر امام زینالعابدین7 تغییر یافته است.
بر اساس توصیفهای پژوهشگران عراقی از این مزار در دوره پیش از تخریب داعش، ساختمان قدیمی آن از چند اتاق گنبددار تشکیل شده بود. در نمای بیرونی بنا کتیبهای بیانگر بازسازی آن در سال 1105ق وجود داشت و در این کتیبه از صاحب مزار به نام زینب بنت امام علی7 یاد شده بود. سردر بیرونی بنا دارای تزییناتی به شیوه حجّاری روی سنگ بود. (حدیثی و عبدالخالق، 1974م، ص152 - 153 و 162 و تصویر 44)
سردر بیرونی به فضایی به ابعاد 30/3 × 30/4 داشت. این فضا نیز به اتاقی با پلان مربع به ابعاد 40/3 × 62/3 متر و دارای گنبدی به شکل نیمکره متصل بود. (شمیسانی، 1403ق، ص334) در دیوار جنوبی این اتاق، محرابی از سنگ و گچ وجود داشت که پژوهشگران عراقی، قدمت آن را از دوره بدرالدین لؤلؤ دانسته بودند. در طاق و پشت بغلهای این محراب، آثار تزیینات گچبری، و در داخل محراب نقش قندیل دیده میشد. در کنار محراب کتیبهای قرآنی به خط نسخ به عرض 30 سانتیمتر، و بالای محراب نیز کتیبه نواری به خط ثلث، حاوی آیات قرآن وجود داشت که در چهار ضلع اتاق امتداد یافته بود. (توتونجی، 1976م، ص181 - 183، شکل 61 و 62، تصویر 35)
در طرفین این اتاق دو درگاه سنگی وجود داشت که درگاه سمت راست به اتاق دیگری با پلان مربع به ابعاد 30/3 × 40/3 متر متصل بود و درگاه سمت چپ شامل طاقی سنگی با نقوش گیاهی حجاری شده بود که به اتاق مقبره راه مییافت. (شمیسانی، 1403ق، همانجا) در طرفین هر دو درگاه، عبارت «الراجی رحمة ربّه المعروف بالرشید» در قالب دو کتیبه مدوّر حجاریشده روی سنگ نقش بسته بود. (حدیثی و عبدالخالق، ص156 - 159)
اتاق مقبره دارای پلان مستطیل به ابعاد 73/3 × 40/5 متر بود و بر فراز آن گنبد مخروطی شیاردار به سبک گنبدهای رایج در مقابر موصل و شمال عراق وجود داشت. در میان اتاق قبر برجستهای از سنگ و گچ با کتیبهای حاوی آیة الکرسی، که بخشهایی از آن از بین رفته بود، و در ضلع جنوبی اتاق نیز محرابی کوچک و فاقد تزیینات وجود داشت. (شمیسانی، 1403ق، ص334 - 335) در سمت راست اتاق مقبره، درگاهی سنگی با تزییناتی هندسی در بالای آن وجود داشت. (حدیثی و عبدالخالق، ص160 - 161)
در پشت اتاق مقبره از سمت چپ راهرویی وجود داشت که به اتاق کوچک دیگری با پلان مربع و دارای گنبدی به شکل نیمکره راه داشت که تزیینات آن به علت پوشش سیمانی جدید آن از بین رفته بود. این اتاق مربع به اتاقی با پلان مستطیل متصل بود که روی طاق ورودی آن کتیبهای حجاریشده روی سنگ وجود داشت که در آن نام بدرالدین لؤلؤ و سال ساخت بنا (644ق) دیده میشد. (شمیسانی، 1403ق، ص336؛ حدیثی و عبدالخالق، 1974م، ص162 - 163)
4. سایر زیارتگاههای موصل
در موصل مشاهد و زیارتگاههای متعدد دیگری منسوب به اهل بیت: وجود داشته است که برخی از آنها به مسجد تبدیل شده و قبر یا مزار در گوشه یا حاشیه این مساجد قرار گرفته، و برخی دیگر از آنها در گذر زمان از بین رفته یا در سالهای اخیر به دست داعش تخریب شده است. آثار و بخشهای قدیمی برخی از زیارتگاههای از بین رفته، به موزههای بغداد و موصل انتقال یافته و برخی از زیارتگاههای تخریبشده نیز به طور کامل بازسازی (نوسازی) شده است.
دیوهجی بر این باور است که بیشتر مشاهد اهل بیت: به دست بدرالدین لؤلؤ و با تغییر کاربری مدارس دینی و مقابر اهل سنت در این شهر شکل گرفته است. اما امروزه شواهدی بر اینکه سایر زیارتگاهها به دست بدرالدین لؤلؤ ساخته شده باشد، وجود ندارد. حتی تواریخ موجود در کتیبههای برخی از این زیارتگاهها به پس از دوره بدرالدین لؤلؤ متعلق است؛ اما دیوهجی وجود این تواریخ را ناشی از بازسازی آنها در دورههای بعدی و نه ساخت و پیدایش آنها به دست بدرالدین لؤلؤ، تفسیر کرده است.
از جمله این زیارتگاهها مزار مشهور به علیاصغر یا «ابن حنفیه» منسوب به علیاصغر بن محمد حنفیه فرزند امام علی7 است که بر اساس کتیبه بالای پنجره بنا، به دست یکی از نقبای سادات موصل در سال 731 قمری بازسازی شده بود. (سیوفی، 1376ق، ص106) با توجه به موقعیت این مزار، روبهروی مسجد جامع نوری شهر موصل، دیوهجی بر این باور است که اصل این مزار مدرسه نظامیه این شهر بوده که به دست بدرالدین لؤلؤ به مزار تبدیل شده است. (دیوهجی، 1958م، ص134)
زیارتگاه دیگر مشهد امام عبدالرحمان است که از نظر معماری شبیه زیارتگاه یحیی بن قاسم بوده و سردر تاریخی زیبا و ارزشمند آن، به موزه ملی عراق در بغداد منتقل شده است. بر کتیبه این سردر، نام عزّالدین مسعود بن مودود بن زنگی (حکومت: 565 - 576ق) از ملوک آلزنگی موصل وجود دارد که بر این اساس دیوهجی اصل این مزار را بخش بازمانده از «مدرسه عزّیه»، که به دست پادشاه یادشده ساخته شده بود، دانسته است .(سیوفی، 1376ق، ص145؛ دیوهجی، 1958، ص142)[9]
نزدیک مشهد امام عبدالرحمان، زیارتگاه دیگری به نام امام محسن وجود دارد که در دورههای اخیر، در کنار آن مسجدی شکل گرفته و مزار به مسجد متصل شده است. به باور دیوهجی این مزار نیز در اصل بخش بازمانده از «مدرسه نوریه»، از دیگر مدارس دوره اتابکان موصل، است که به دست ملک نورالدین ارسلانشاه (فرزند عزالدین مسعود بن مودود بن زنگی) (حکومت: 589 - 607ق) ساخته شده بود. (دیوهجی، 1958، ص142 - 143)
زیارتگاه دیگر مزار امام باهر منسوب به [عبدالله] باهر بن امام جعفر صادق7 است که بر اساس کتیبهای داخل مزار، در سال 689 یا 699 قمری ساخته شده است. (سیوفی، 1376ق، ص194؛ دیوهجی، 1958ق، ص169) با این حال دیوهجی این مزار را نیز از بناهای دوره بدرالدین لؤلؤ دانسته است. (دیوهجی، 1958، همانجا). در ضلع جنوبی بنا سنگ مرمری سیاهرنگ وجود داشته که روی آن کتیبه صلوات بر چهارده معصوم حجّاری شده بود. (سیوفی، 1376ق، ص146)[10]
نتیجهگیری
بدرالدین لؤلؤ از معدود حاکمان شیعهای است که در سدههای میانی نقش بسیار قابل توجهی در ساخت آثار معماری و یادمانهای شیعی داشته است. از میان آثار و یادمانهای شیعی ساخته شده به دست وی، لااقل سه اثر مهم، شامل دو مزار یحیی بن قاسم و عونالدین بن حسن7 در موصل و مزار زینب بنت علی7 در سنجار، را سراغ داریم که این آثار در شمار بناهای معماری آرامگاهی بسیار ارزشمند بهجا مانده از نیمه نخست سده هفتم هجری به شمار میآید؛ اما متأسفانه همه این آثار در سالهای اخیر به دست گروه تروریستی داعش تخریب شد و از بین رفت.
احتمالاً تعداد یادمانهای شیعی ساختهشده به دستور بدرالدین لؤلؤ در موصل و شمال عراق بیش از این بوده است. اما با توجه به تحولات ساختمانی گسترده بیشتر این یادمانها، و بازسازی آنها در دورههای بعدی و گاه نوسازی کامل ساختمان آنها در دوره اخیر، کتیبهها و شواهدی دال بر نقش بدرالدین لؤلؤ در ساخت این بناها بهجا نمانده است و بر این اساس نمیتوان درباره نسبت سایر آثار شیعی موصل و شمال عراق به وی، به قطع و یقین اظهار نظر کرد.
یادمانهای شیعی دوره حکمرانی بدرالدین لؤلؤ معمولاً از عناصر و ویژگیهای معماری مشترکی برخوردار بوده است؛ عناصری همچون گنبدهای رُک چند ترک یا مخروطی شیاردار، صندوقهای چوبی فاخر با تزیینات گیاهی و اسلیمی و کتیبههای متعدد به خط کوفی و نسخ روی قبور. همچنین قابل ملاحظه است که در کتیبهنگاری داخل این بناها و نیز روی صندوقهای قبور، به طور گسترده آیات قرآنی و گاه شعارهای دینی شیعی، همچون صلوات بر چهارده معصوم، بهکار رفته است.
منابع
ابن دقماق، ابراهیم بن محمد، (1420ق / 1999م)، نزهة الانام فی تاریخ الاسلام، تحقیق: سمیر طبّارة، بیروت، المکتبة العصریة.
ابن فضلالله عمری، احمد بن یحیی، (2010م)، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، تحقیق: کامل سلمان الجبوری، بیروت، دار الکتب العلمیة.
ابن فوطی، عبدالرزاق بن احمد، (1416ق)، مجمع الآداب فی معجم الالقاب، تحقیق: محمد الکاظم، طهران، وزارة الثقافة والارشاد الاسلامی مؤسسة الطباعة والنشر.
ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، (1419ق / 1998م)، البدایة والنهایة، تحقیق: عبدالله بن عبدالمحسن الترکی، جیزه، دار هجر.
اربلی، علی بن عیسی، (1405ق / 1985)، کشف الغمّة فی معرفة الائمة، بیروت، دار الاضواء.
توتونجی، نجاة یونس، (1976م)، المحاریب العراقیة (منذ العصر الاسلامی الی نهایة العصر العباسی)، بغداد، مدیریة الآثار العامة.
حدیثی، عطا و عبدالخالق، هناء، (1974م)، القباب المخروطیة فی العراق، بغداد، مدیریة الآثار العامة.
خامهیار، احمد، (1393ش)، «گزارشی مستند از تخریب زیارتگاههای اسلامی در استان نینوا به دست داعش»، تحلیلی بر جریان بعثی تکفیری داعش (گزارش راهبردی شماره 5)، قم و تهران، مجمع جهانی اهل بیت:.
دیوهجی، سعید، (1958م)، الموصل فی العهد الاتابکی، بغداد، وزارة المعارف العامة.
ذهبی، شمسالدین محمد بن احمد، (1406ق / 1986م)، الامصار ذوات الآثار، تحقیق: قاسم علی سعد، بیروت، دار البشائر الاسلامیة.
ذهبی، شمسالدین محمد بن احمد، (1424ق / 2003م)، تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام، تحقیق: بشّار عوّاد معروف، بیروت، دارالغرب الاسلامی.
زرکلی، خیرالدین، (2002م)، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین، ط 5.
سلمان، عیسی و دیگران، (1975م)، نصوص فی المتحف العراقی المجلّد الثامن: نصوص عربیة، بغداد، مدیریة الآثار العامة.
سیوفی، نقولا، (1376ق / 1956م)، الکتابات المُحرّرة فی ابنیة مدینة الموصل، تحقیق: سعید الدیوهجی، بغداد، مطبعة شفیق.
شمیسانی، حسن، (1403ق / 1983م)، مدینة سنجار من الفتح العربی الإسلامی حتی الفتح العثمانی، بیروت، دار الآفاق الجدیدة.
صفدی، خلیل بن ایبک، (1420ق / 2000م)، کتاب الوافی بالوفیات، تحقیق: احمد الارناؤوط و ترکی مصطفی، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
کتاب الحوادث [منسوب به ابن فوطی]، (1997م)، تحقیق: بشّار عواد معروف و عماد عبدالسلام رؤوف، بیروت، دار الغرب الاسلامی.
محقق طباطبائی، السید عبدالعزیز، (1417ق)، اهل البیت: فی المکتبة العربیة، قم، مؤسسة آلالبیت: لإحیاء التراث.
موصلی، عمر بن محمد، (2003م)، مناقب آل محمّد المسمّی بالنعیم المقیم لعترة النبأ العظیم، تحقیق: علی عاشور، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات.
نقشبندی، ناصر، (1950م)، «صنادیق مراقد الائمة فی العراق»، سومر، مجلد 6، جزء 2.
[1]. تصویر این یادداشت را پژوهشگر گرامی جناب آقای رسول جزینی در اختیار من قرار دادند که از این بابت از ایشان قدردانی میکنم؛ چنانکه ایشان در کانال تلگرامی «کتابدار» توضیح دادهاند، متن چند برگ پایانی این نسخه در واقع بخشی از کتاب ارشاد شیخ مفید است که به نسخه امالی شیخ طوسی الحاق شده است. گفتنی است کاتب یادداشت، رقم صدگان تاریخ یادشده را به صورت «تسعمائه» (900) نوشته است که قاعدتاً نادرست، و صورت درست آن «ستمائه» (600) باید باشد.
[2]. «عمادیه» شهر و قلعه تاریخی کوچکی است که در شمال عراق، در هفتاد کیلومتری شمال شهر دهوک و 530 کیلومتری شمال بغداد قرار دارد و به دستور عمادالدین زنگی در سال 537 قمری بر فراز سطح صخرهای وسیع و بیضی شکل بر فراز کوهی به ارتفاع حدود 1400 متر از سطح دریا ساخته شده است.
[3]. متن کتیبه بدین شرح بوده است: (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ ٭ یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا ٭ وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ٭ إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاءً...).
[4]. (إِنَّمَا یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا).
[5]. (الصَّابِرِینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحَارِ ٭ شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ).
[6]. (إِنَّمَا وَلِیُّّکُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ ٭ وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ).
[7]. برای مثال میتوان به گنبد زیارتگاههای امام باهر، شیخ فتحی (فتح موصلی) و قضیبالبان در موصل، گنبد مزار زینب بنت علی7 در سنجار، گنبد مقام خضر در کبیسه (در استان انبار) و گنبدهای شماری از مزارات مقدس ایزیدیه، همچون عدیّ بن مسافر در لالش و «مام رشان» در سنجار، اشاره کرد.
[8]. گویا نقولا سیوفی به خوانش درست و کامل عبارت پس از «امراء الشرق والمغرب» موفق نشده و این کلمات را به صورت «نهرواز جهان خسروا ابن الب غازی اینا...» ثبت کرده است. سعید الدیوهجی در پاورقی کتاب، اشتباه سیوفی را یادآور شده و خوانش وی را چنین تصحیح کرده است: «نهاواز جهان خسرو ایران الغازی». نگارنده این سطور هرچند تصویر کتیبه فوق را در اختیار نداشته، اما به قرینه کاربرد این القاب در متون و اسناد تاریخی دیگر، اشتباهات خوانش سیوفی و دیوهجی را مطابق آنچه در بالا ثبت شده تصحیح کرده است.
[9]. این زیارتگاه همچنین دارای محراب زیبایی از سنگ مرمر با نقوش اسلیمی و کتیبههای کوفی بوده است. این محراب نیز به موزه ملی بغداد انتقال یافته است. در کتیبه بالای طاق محراب عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله»، و در کتیبه درون طاق محراب نیز سوره توحید نوشته شده است . (ر. ک: سلمان و دیگران، 1975م، ص48)
[10]. گفتنی است محراب و درگاه ورودی این زیارتگاه از آثار هنری و معماری نفیس سده هفتم بوده که به موزه ملی عراق در بغداد انتقال یافته و در آنجا نگهداری میشود. (ر. ک: سلمان و دیگران، 1975م، ص60 - 63)