نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
وادیالسلام نجف بهعنوان بزرگترین و کهنترین قبرستان جهان اسلام، جایگاهی ممتاز در تاریخ، فرهنگ و اعتقادات شیعه دارد. با وجود اشارات فراوان روایی به فضیلتهای این سرزمین، همچون انتقال ارواح مؤمنان، رفع عذاب قبر و قداست ویژه آن، بررسیها درباره پیشینه تاریخی، مستندات روایی، زیارتگاهها و همچنین تمایز میان باورهای معتبر و رفتارهای خرافی در این قبرستان بهصورت منسجم و یکجا کمتر انجام شده است. از این جهت ضرورت دارد شناختی صحیح، مستند و عالمانه از ویژگی ها ، تاریخچه و آداب مرتبط با این قبرستان ارائه شود. از سوی دیگر، رواج برخی رفتارهای خرافی و انتسابهای فاقد پشتوانه روایی، لزوم بازخوانی نقادانه منابع و تفکیک آموزههای اصیل از باورهای نادرست را دو چندان میکند .
درباره وادیالسلام آثاری در قالب کتابهای تاریخی نجف، مجموعههای روایی و مقالات پژوهشی نگاشته شده است؛ از جمله آثار، برّاقی، آل محبوبه، شوشتری و مقالاتی مانند نوشته مهدیپور درباره اماکن منتسب به امام زمان/ در وادی السلام. با این حال، بیشتر این آثار یا به تاریخ عمومی نجف پرداختهاند یا تنها به نقل فضائل بسنده کردهاند .
سؤال اصلی آن است که در روایات اسلامی چه ویژگی هایی برای قبرستان وادی السلام ذکر شده و چه زیارتگاه هایی در آن وجود دارد . این مقاله، با روش تحقیق توصیفی و مبتنی بر مطالعه کتابخانهای است. دادهها از منابع روایی، تفسیری، تاریخی و رجالی شیعه گردآوری شده و سپس با رویکرد تحلیلی، روایات مربوط به ویژگی های وادیالسلام، پیشینه تاریخی آن و اعتبار انتساب اماکن بررسی شده است. در موارد لازم، به نقد سندی و محتوایی روایات نیز توجه شده است.
مفهوم شناسی
کلمه «وادی» در عربی به معنای سیلگاه و جایی است میان دو کوه و آبراهی که سیلاب در آن جاری میشود و اندکاندک در زمین فرومیرود. در فارسی، این کلمه را برای بیابان و صحرا به کار میبرند (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ص۸۶۲). کلمه «السلام» نیز از نامهای خدا (حشر: 23)، و به معنای سلامت و مصون ماندن از آسیب و آفات ظاهری و باطنی است (همان، ص421).
در روایتی که از امیرالمؤمنین7 نقل شده از واژه «وادی السلام» برای اشاره به این قبرستان استفاده شده است (کلینی، 1365، ج3، ص 243). برخی منابع این نامگذاری را به رسول خدا ص و جبرئیل نسبت دادهاند (براقی، 2009م، ص 243).
به جز کلمه «وادی السلام»، در برخی روایات با عبارت «ظَهر الکوفَه»: (پشت کوفه) به این قبرستان اشاره شده است؛ براى مثال در روایتی که مجلسی دوم از عیاشی نقل کرده امیر مؤمنان7 مىفرماید: نخستین مکانی که خدا را در آن عبادت کردند پشت کوفه بود. وقتی که خداوند فرشتگان را امر به سجده بر آدم کرد آنان در پشت کوفه سجده کردند (مجلسی، 1404ق، ج 22، ص 37).
ویژگیهای وادی السلام
1. انتقال ارواح مؤمنان به آن
وادی السلام آرامگاه ارواح مؤمنان، و بنا بر نظر بعضی بزرگان بهشت روی زمین برای ارواح مؤمنان است (کلینی، 1365، ج3، ص 243). امیرالمؤمنین 7 برای خلوت با خدا از کوفه خارج میشد و به منطقه نجف و وادی السلام میآمد (همان) حضور حضرت در اینجا دلیل بر اهمیت این قبرستان است.
حَبَّة ْعُرَنِی میگوید: در محضر امیرمؤمنان 7 بودم. در وادی السلام ایستاد و شروع به راز دل گفتن کرد؛ گویی با کسی سخن میگفت. به احترام آن حضرت مدتی ایستادم تا خسته شدم؛ پس نشستم تا حوصلهام سر رفت. باز همایستادم تا خسته شدم. باز هم آن قدر نشستم که حوصلهام سر رفت. این بار ایستادم و عبایم را تا کردم و گفتم: ای امیرمؤمنان،از طول قیام شما من نگران شدم؛ ساعتی استراحت بفرمایید؛ پس عبای خود را روی زمین پهن کردم تا بر روی آن بنشینند. فرمود: ای حبّه، این چیزی جز گفتوگوی با مؤمن و انس با مؤمن نمیباشد. گفتم: آیا آنها نیز با یکدیگر چنین گفتوگویی دارند؟ فرمود: آری، اگر پرده از مقابل دیدگانت کنار برود، خواهی دید که آنها نیز جامه به خود پیچیده، حلقهحلقه نشسته، با یکدیگر سخن میگویند. پرسیدم: آیا ارواح مؤمنان در اینجا گرد آمدهاند یا پیکرهای آنها؟ فرمود: «أَرْوَاحٌ وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَمُوتُ فِی بُقْعَةٍ مِنْ بِقَاعِ الْأَرْضِ إِلَّا قِیلَ لِرُوحِهِ الْحَقِی بِوَادِی السَّلَامِ وَ أَنّها لَبُقْعَةٌ مِنْ جَنَّةِ عَدْنٍ»؛ «ارواح مؤمنان در اینجا گرد آمدهاند. هیچ مؤمنی در هیچ بقعهای از بقعههای روی زمین از دنیا نمیرود، جز اینکه به روحش گفته میشود: به وادی السلام بپیوند. بهراستی آنجا بقعهای از بهشت برین میباشد» (همان).
در روایتی دیگر اصبغ بن نباته روایت میکند: مولای متقیان، امیرمؤمنان 7، روزی از کوفه بیرون رفتند تا به سرزمین «غَرِیّ» (نجف فعلی) رسیدند و در آنجا روی خاکها دراز کشیدند. ما به حضرت ملحق شدیم. قنبر عرضه داشت: اجازه دهید جامهام را پهن کنم تا روی آن استراحت کنید. امام 7 فرمود: نه، این خاک چیزی جز تربت مؤمن و یا مزاحمتِ مجلس او نمیباشد.
اصبغ بن نباته میگوید: عرض کردم: مولای من، تربت مؤمن را متوجه شدیم که اینجاست و در آینده خواهد بود، ولی منظور شما را از مزاحمت مجلس مؤمن متوجه نشدیم. فرمود: «یا ابنَ نُباتَة، لَوْ کُشِفَ لَکُمْ لَرَأَیْتُمْ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِینَ فِی هَذَا الظَّهْرِ حَلَقاً یَتَزَاوَرُونَ وَ یَتَحَدَّثُونَ إِنَّ فِی هَذَا الظَّهْرِ رُوحَ کُلِّ مُؤْمِنٍ»؛ «ای پسر نباته، اگر پرده از برابر دیدگان شما کنار برود، خواهید دید که ارواح همه مؤمنان در این پشت گرد آمده، حلقه زده، با یکدیگر دیدار میکنند و از هر دری سخن میگویند که ارواح همه مؤمنان در این نقطه گرد آمدهاند» (مجلسى، 1404ق، ج27، ص307).
در روایتی دیگر امام صادق 7 هم به انتقال ارواح مؤمنان به وادی السلام تصریح کرده است. مروان بن مسلم به امام صادق 7 عرض کرد: برادرم در بغداد زندگی میکند. میترسم که اجلش در آنجا فرارسد. امام 7 فرمود: «مَا تُبَالِی حَیْثُمَا مَاتَ أَمَا إِنَّهُ لَا یَبْقَى مُؤْمِنٌ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا إِلَّا حَشَرَ اللَّهُ رُوحَهُ إِلَى وَادِی السَّلَامِ قُلْتُ لَهُ وَ أَیْنَ وَادِی السَّلَامِ قَالَ ظَهْرُ الْکُوفَةِ»؛ «چرا در اندیشه هستی که کجا بمیرد؟ بدون تردید هیچ مؤمنی در مشرق و یا مغرب زمین نمیمیرد، جز اینکه خداوند روحش را به وادی السلام محشور میکند راوی پرسید: وادی السلام کجاست؟ فرمود: وادی السلام پشت کوفه است. (کلینی، 1365ق، ج3، ص243).
اگرچه این روایات از نظر سندی ضعف دارند، از مجموعه روایاتی که در این زمینه وارد شده میتوان گفت مسئله انتقال روح مؤمنان به وادی السلام پذیرفتنى است.
2. برداشته شدن عذاب و سؤال و جواب
یکی دیگر از ویژگیهای سر زمین نجف و وادی السلام این است که خداوند با مؤمنانی مدفون در این خاک با محبتی خاص معامله میکند؛ چنانکه روایت شده است: «أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ7 نَظَرَ إِلَى ظَهْرِ الْکُوفَةِ فَقَالَ مَا أَحْسَنَ مَنْظَرَکَ وَ أَطْیَبَ قَعْرَکَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ قَبْرِی بِهَا» «امیرالمؤمنین 7 نگاهی به پشت کوفه کرد و فرمود: چه زیباست چشمانداز تو و چه پاک است خاک تو. خدایا، قبر مرا در آن قرار ده» (دیلمی، 1371ش، ج2، ص 439).
دیلمی در ارشاد القلوب نقل میکند: از خواص خاک نجف آن است که عذاب قبر و سؤال نکیر و منکر از مدفونین آن برداشته میشود (همان).
3. پرواز ارواح مؤمنان از وادی السلام
وادی السلام سرزمینی است که ارواح مؤمنان در آن اجازه پیدا میکنند به پرواز درآیند و به سوی دوستان خود سفر کنند. امام صادق7 فرمود: هر روز جمعه و عید قربان و فطر خداوند به رضوان نگهبان بهشت درباره ارواح مؤمنین در حالی که در بهشت هستند ندا میکند. خداوند به شما برای زیارت بستگانتان و دوستانتان از اهل دنیا اجازه داده است. سپس خداوند به رضوان امر میکند برای هر روح ناقهای از ناقههای بهشتی بیاورد که بر پشت آن قبهای از زبرجد سبز و زین آن از یاقوت تازه زرد (همراه با زینتهای بهشتی مختلف) در فضای بهشت اجتماع میکنند. خداوند به جبرئیل امر میکند در میان اهل آسمانها ندا دهد که از این مؤمنین استقبال کنید. همه ملائکه آسمان از آنها استقبال میکنند [و آنها را مشایعت میکنند] تا آسمان دیگر تا اینکه به وادی السلام، که وادی در پشت کوفه است، فرود میآیند. سپس از آنجا به شهرها و بلاد اهل خود پراکنده میشوند تا با کسانی که در دنیا با آنها زندگی میکردند دیدار کنند. همراه آنان ملائکهای هستند که صورت مؤمنین را از آنچه کراهت دارند بازمیگردانند، به سوی آنچه که دوست دارند متمایل میکنند و قبور بدنها را زیارت میکنند تا اینکه مردم نماز بخوانند و از مصلاها به سوی منازلشان باز گردند. در این هنگام جبرئیل در میان آنها ندا میدهد که بهسوی غرفههای بهشت کوچ کنید و همه بهسوی بهشت کوچ میکنند (جمعی از علما، 1381ش، ص187- 188).
زیارتگاههای وادی السلام
1. قبر حضرت هود و حضرت صالح 8
در قبرستان وادی السلام مزار دو تن از پیامبران الهی، حضرت هود و صالح8، قرار دارد. از امام حسن 7 سؤال شد: امیرالمؤمنین 7 کجا دفن گردید؟ فرمود: در ناحیه سیلگاه. [با پدرم] شبی از مسجد اشعث عبور میکردیم. پدرم فرمود: «فإذا متّ ادْفِنُونِی فی هذا الظّهر فِی قَبْرِ أَخَوَیَ هُودٍ وَ صَالِحٍ» (ابن طاووس، بیتا، ص39). در بعضی روایات فقط قبر هود آمده است: «ادْفِنُونِی فِی قَبْرِ أَخِی هُودٍ» (طوسی، 1407ق، ج6، ص 34).
حضرت هود، از نوادگان حضرت نوح، یکی از ۲۶ پیامبری است که نام او در قرآن کریم آمده است (نجار، 1406ق، ص۴۹)؛ بدین صورت که خداوند هفت مرتبه از این پیامبر در قرآن کریم یاد کرده است. (اعراف: ۶۵؛ هود: ۵۰، ۵۳، ۵۸، ۶۰ و ۸۹؛ شعراء: ۱۲۴؛ نیز نجار، ۱۴۰۶ق، ص۴۹). همچنین سورهای به نام این پیامبر، «هود» در قرآن موجود است.
محل زندگی قوم هود در منطقهای میان عمان و حضر موت قرار داشت. خداوند هود7 را مأمور کرد که قوم عاد را به پرستش خداوند دعوت کند و از پرستش بتها بازدارد (ابن کثیر، 1388ق، ص۹۳).
پس از سرپیچی قوم عادو درخواست عذاب الهی (اعراف: ۷۰)حضرت هود به آنان از عذاب الهی خبر داد (اعراف: ۷۱). به امر خداوند در سرزمین احقاف، که سرزمین سرسبز و آبادی بود، هفت سال باران نبارید و آنها دچار قحطی شدند (جزایری، ۱۳۸۱ق، ص۱۳۶). پس از آن خداوند برای عذاب قوم عاد ابر سیاهی فرستاد. قوم عاد گمان کردند که این ابر مقدمه باران است و خدایانشان آن را فرستادهاند؛ اما حضرت هود به آنان گفت: این عذابی است که خداوند برای شما مقرر کرده است؛ همان عذابی که شما از خدای من درخواست کردهاید (احقاف: ۲۴). سپس باد شدید سردی وزید. قدرت آن چنان بود که کافران را مانند تنههای نخل از زمین جدا میکرد و اجساد آن را به زمین میانداخت (قمر: ۱۸ - ۲۱).
خداوند حضرت صالح 7 را برای هدایت قوم ثمود، که در ناحیه حِجر در ساحل دریای سرخ نزدیک وادی القری و در مسیر حجاز به شام (طبری، ۱۳۸۷ق، ج۱، ص۲۲۶ - ۲۲۷) زندگی میکردند، فرستاد.
قوم ثمود از صالح پیامبر خواستند که شتر مادهای (کلینی، 1365ق، ج۸، ص۱۸۷) از دل کوه به عنوان معجزه بیرون بیاورد تا آنان ایمان بیاورند (شعرا: ۱۵۴). خدا خواسته آنان را برآورد و ناقهای از دل کوه بیرون آمد. صالح به آنان هشدار داد که متعرض ناقه نشوند؛ اما قوم ثمود ناقه را کشتند (اعراف: ۷۳؛ هود: ۶۴؛ شعراء: ۱۵۶). سپس حضرت صالح به آنان خبر داد که پس از سه روز به عذاب خدا گرفتار میشوند (هود: ۶۵). بنا بر برخی گزارشها، در روز اول رنگ رخسار آنان زرد، روز دوم سرخ، و روز سوم سیاه شد و سپس به عذاب الهی گرفتار و نابود شدند. (طبرسی، ج۶، ص۲۱). قرآن از عذاب قوم ثمود با نامهای «صاعِقَه» (فصلت: 17، «صَیحه» (هود: ۶۵) و «رَجفه» (اعراف: ۷۸) یاد کرده است.
از منطقه سکونت قوم عاد و ثمود، که این دو پیامبر به سوی آنها مبعوث شدند، معلوم میشود که بدن این دو پیامبر به سر زمین نجف منتقل شد یا این دو پیامبر در اواخر عمر به این سر زمین کوچ کردند؛ اما محل دقیق دفن آنها معلوم نبوده یا در مکان فعلی شناخته نمیشده است.[1] علامه بحرالعلوم (متوفای 1212ق) اولین بار نقطهای را مشخص کرد تا حفر کنند. لوحی یافت شد که روی آن نوشته شده بود: «هذا قَبْرُ هُودٍ وَ صالحٍ» (مهدیپور، 1391).
بر طاق گنبد حضرت هود و صالح8 نوشته شده است: «اولین سایبانی که بر فراز قبور مطهر هود و صالح ساخته شد به فرمان سید بحرالعلوم بود»؛ چنانکه نخستین ضریح چوبی نیز به دست ایشان تهیه و نصب شد. آنگاه یکی از افراد خیّر گنبد آن را با کاشی تزیین کرد. و تولیت آن را به محمدعلی قسام، جد اعلای تیره آل قسام، واگذار کرد و برخی زمینهای زراعتی ناحیه کفل را برای آن وقف کرد. (همان).
به سال 1333 قمرى قبور مطهر هود و صالح 8 به دست نیروهای انگلیسی ویران شد (همان) پس از رفع محاصره انگلیسیها، در سال 1337قمرى در همان نقطهای که سیدبحرالعلوم تعیین کرده بود بنای فعلی تجدید شد.
2. مقام امام صادق 7
کنار مقام امام زمان/ در وادی السلام بنایی کاشیکاری با محرابی کوچک وجود دارد که به مقام امام صادق 7 شهرت دارد. از زمان ساخت آن و علت انتساب آن به امام صادق7 هیچ دلیل و نشانهای وجود ندارد. اگرچه امام صادق 7 به زیارت امیرالمؤمنین7 مشرف شدند و در سه نقطه نماز خواندند (ابن قولویه، 1417ق، ص34)، هیچ نشانه تاریخی و رواییاى وجود ندارد که شاهد حضور و اقامه نماز توسط امام صادق7 در این مکان از وادی السلام باشد. ابان بن تغلب میگوید:
کُنْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ7 فَمَرَّ بِظَهْرِ الْکُوفَةِ فَنَزَلَ وَ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ تَقَدَّمَ قَلِیلًا فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ سَارَ قَلِیلًا فَنَزَلَ فَصَلَّى رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مَوْضِعُ قَبْرِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا الْمَوْضِعَیْنِ اللَّذَیْنِ صَلَّیْتَ فِیهِمَا قَالَ مَوْضِعُ رَأْسِ الْحُسَیْنِ7 وَ مَوْضِعُ مِنْبَرِ الْقَائِمِ.
با امام صادق 7 بودم. به پشت کوفه گذر کرد، از مرکب پیاده شد و دو رکعت نماز خواند. سپس مقدار کمی جلوتر آمد و باز دو رکعت نماز خواند. مجدداً پیش رفت و پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و فرمود: اینجا محل قبر امام امیرالمؤمنین7 است. عرض کردم: فدایتان شوم، دو موضعی که در آن نماز خواندید چه بود؟ فرمود: جایگاه سر مبارک امام حسین 7 و محل منبر حضرت مهدی/.
به احتمال بسیار یکی از این مکانها مسجد حنانه بوده است که امام صادق7 در آن موضع نماز خوانده و سفارش به نماز کرده است. (طوسی، 1414 ق، ص 682).
3. مقام صاحب الزمان/
داخل وادی السلام پس از عبور از مرقد حضرت هود و صالح 8 و رسیدن به خیابان اصلی موقعیتی وجود دارد که به مقام صاحب الزمان 7 مشهور است. این مقام دارای گنبد و بارگاه کاشیکاریشده است، اما درباره تاریخ پیدایش این مقام و علت انتساب آن به ولی عصر/ و زمان ساخت و پایهگذار آن مطلب مشخص و مستندی وجود ندارد. آنچه مشخص است این است که سید بحرالعلوم (متوفای 1212 ق) آن را تجدید بنا کرده (شوشتری، ۱۳۶۳ش، ج 1، ص 319) و در سال 1310 قمرى شخصی به نام سیدمحمدخان، یکی ازپادشاهان هند، آن را تعمیر و اصلاح کرد.
علامه محمدتقی مجلسی (متوفای 1070 ق) در لوامع صاحبقرانی، که در سال 1066 قمرى تألیف شده، از وجود این مقام در سال 1038 قمرى یاد کرده است (مجلسی، 1414ق، ج 8، ص 817). نیز در محراب مقام حضرت مهدی7 سنگی موجود است که زیارتنامه حضرت بقیةاللّه 7 بر آن نقش بسته است. تاریخ کندهکاری این سنگ نهم شعبان 1200 قمرى است (آل محبوبه، 1406ق، ج 1، ص 96).
4. قبور علما و مشاهیر مدفون در وادی السلام
به دلیل روایات موجود درباره فضایل وادی السلام و آثار دفن در این قبرستان بسیاری از دوستداران امیرالمؤمنین 7 جهت بهرهمندی از آثار این قبرستان و همجواری با امیرالمؤمنین7 وصیت میکردند که در این قبرستان دفن شوند؛ حتی جنازه آنان از کشورهای دیگر به نجف منتقل، و در این قبرستان به خاک سپرده میشد. بسیاری از مشاهیر دینی، سیاسی و اجتماعی شیعه به وصیت خود یا به خواست نزدیکانشان، در این قبرستان دفن شدهاند که برخی از ایشان عبارتاند از: آیتالله آقاسیدجمالالدین گلپایگانی شارح صحیفه سجادیه، آیتالله آقاسیدجمالالدین افجهای عارف وارسته، آیتالله سیدعلیآقا قاضی طباطبائی، آیتالله شهید سیدمحمدباقر صدر، آیتالله آقامحمدرضا تنکابنی، آیتالله آصفی مرزدار آبهای نیلگون خلیج فارس، شهید رئیسعلی دلواری و شهید ابومهدی المهندس.
شیوه زیارت اهل قبور
1. سلام کردن: امام صادق 7 فرمود: هنگامی که انسان وارد قبرستان میشود و یا بالای قبری حاضر میشود خوب است به اموات این گونه سلام دهد: «السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّیَارِ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ نَحْنُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِکُمْ لَاحِقُونَ» (کلینى، 1375ش، ج3، ص229).
یا این سلام را که امیرالمؤمنین7 میخواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مِنْ أَهْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ یَا أَهْلَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ کَیْفَ وَجَدْتُمْ قَوْلَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مِنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ اغْفِرْ لِمَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَةِ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» (شعیری، بیتا، ص 50).
2. تلاوت هفت بار سوره قدر: امام رضا7 فرمود: «مَنْ أَتَى قَبْرَ أَخِیهِ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ سَبْعَ مَرَّاتٍ أَمِنَ یَوْمَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ أَوْ یَوْمَ الْفَزَعِ»؛ «کسی که به زیارت قبر برادرش بیاید و دست خود را بر روی قبر او بگذارد و سوره (انا انزلناه فی لیلة القدر) را هفت مرتبه بخواند از عذاب و سختی روز قیامت نجات مییابد» (کلینى، 1375ش، ج3، ص 229).
3. تلاوت یازدهباره سوره توحید: امام علی بن موسی الرضا8 فرمود: «مَنْ مَرَّ عَلَى الْمَقَابِرِ وَ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً ثُمَّ وَهَبَ أَجْرَهُ لِلْأَمْوَاتِ أُعْطِیَ مِنَ الْأَجْرِ بِعَدَدِ الْأَمْوَاتِ»؛
«کسی که به قبرستان برود و سوره (قل هو الله احد) را یازده مرتبه بخواند و ثواب آن را برای اموات بفرستد به عدد مردگان به او پاداش داده میشود» (شعیری، بیتا، ص167).
4. خواندن آیتالکرسی: امام علی 7 فرمود: «إِذَا قَرَأَ الْمُؤْمِنُ آیَةَ الْکُرْسِیِّ وَ جَعَلَ ثَوَابَ قِرَاءَتِهِ لِأَهْلِ الْقُبُورِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى مِنْ کُلِّ حَرْفٍ مَلَکاً یُسَبِّحُ لَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»؛ «هنگامی که مؤمن آیتالکرسی را بخواند و ثواب آن را به اهل قبرستان هدیه کند خداوند به ازاى هر حرف آن ملکی قرار میدهد که تا روز قیامت برای او تسبیح میکنند» (دیلمی، 1371ش، ج1، ص176).
5. خواندن سوره یس: رسول خدا 9 فرمود: «مَنْ دَخَلَ الْمَقَابِرَ فَقَرَأَ سُورَةَ یس خَفَّفَ اللَّهُ عَنْهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ کَانَ لَهُ بِعَدَدِ مَنْ فِیهَا حَسَنَاتٌ»؛ «کسی که وارد قبرستان شود و سوره یس را تلاوت کند خداوند بر اهل قبرستان تخفیف میدهد و به عدد مردگان قبرستان به او حسنه میدهد» (ابن فهد حلی، 1410ق، ص 105).
6. خواندن دعا: از امام باقر 7 خواندن این دعا بالای قبر وارد شده است: «اللَّهُمَ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ وَ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ وَ آمِنْ رَوْعَتَهُ وَ أَفِضْ عَلَیْهِ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ أَسْکِنْ إِلَیْهِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِکَ وَ سَعَةِ غُفْرَانِکَ وَ رَحْمَتِکَ رَحْمَةً یَسْتَغْنِی بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاکَ وَ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ کَانَ یَتَوَلَّاه»؛ «خدایا، به بیکسی او رحم کن و تنهایی او را به وصلت برسان، وحشت او را به انس مبدل ساز و اضطرابش را به امنیت بدل گردان و از رحمت خود بر او افاضه کن و از عفو گوارایت و بخشش وسیعت بر او برکت فرست. رحمتی که بهواسطه آن از رحمت دیگری بینیاز گردد و او را با کسانی که دوست دارد محشور فرما» (کلینى، 1375ش، ج3، ص 229).
رفتارهای خرافی در وادی السلام
در این قبرستان بعضی رفتارها صورت میگیرد که هیچ ریشه شرعی ندارد و خرافه و بیاساس است؛ براى مثال بعضی افراد نام خود را روی سنگهای این قبرستان حک میکنند تا روحشان پس از مرگ به این قبرستان منتقل شود یا از قبرستان برای تبرک خاک برمىدارند یا خاک برمىدارند ناخن و موی خود را در آنجا دفن میکنند. همان طور که گفته شد بر اساس روایات اگر فردی صالح و مومن از دنیا برود، هر کجای عالم باشد روحش به وادی السلام منتقل میشود، اما در صورتى که مؤمن و صالح نباشد، حتی اگر در وادی السلام دفن شود، هیچ ثمرهای نخواهد برد و بنا بر بعضی روایات روح او به برهوت منتقل میشود.
نتیجهگیری
وادی السلام از قبرستانهای قدیمی و بزرگ شهر نجف است. در این قبرستان قبر دو تن از پیامبران الهی، هود و صالح8، قرار دارد. نامگذاری این قبرستان به وادی السلام به حدیث رسول خدا9 بازمیگردد. در روایات به انتقال ارواح مؤمنان به این قبرستان اشاره شده است؛ چنانکه امیرالمؤمنین7 از خداوند میخواهد که در این سرزمین دفن شود. در این قبرستان مقاماتى زیارتی وجود دارد که در انتساب آنها و تاریخچه دقیق پیدایش آنها سند و دلیل معتبری وجود ندارد.
منابع
قرآن کریم.
ابن طاووس، عبدالکریم بن احمد (بىتا)، فرحة الغری فی تعیین قبر أمیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب7 فی النجف، قم، منشورات الرضی.
ابن فهد حلی، احمد بن محمد (1410ق)، عدة الداعی و نجاح الساعی، دار الکتاب الاسلامی.
ابن قولویه، جعفر بن محمد (1417ق)، کامل الزیارات، به کوشش قیومی، قم، نشر الفقاهه.
ابن کثیر، اسماعیل بن عمر (1388ش)، قصص الانبیاء، مصطفی عبدالواحد، قاهره، دار التحریر.
آل محبوبه، جعفر شیخ باقر (1406ق)، ماضى النجف و حاضرها، بیروت، دار الاضواء.
براقی، حسین (2009م)، تاریخ النجف المعروف بالیتیمة الغرویة و التحفة النجفیة فی الارض المبارکة الزکیة، بیروت، دار المورخ العربی.
جزایری، نعمتالله (1381ش)، النور المبین فی قصصالانبیاء، ترجمه فاطمه مشایخی، تهران، فرحان.
دهخدا، علیاکبر (1373ش)، لغتنامه دهخدا، تهران، روزنه.
دیلمی، حسن بن محمد (1371ش)، ارشاد القلوب، قم، شریف رضی.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412ق)، المفردات فی غریب القرآن، نشر الکتاب.
شعیری، محمد بن محمد (بیتا)، جامع الاخبار، نجف، حیدری.
شوشتری، عبداللطیف (۱۳۶۳ش)، تحفة العالم، به کوشش صمد موحد، تهران.
طبرسی، فضل بن حسن (1415ق)، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، به کوشش گروهی از علما، بیروت، اعلمی.
طبری، محمد بن جریر (1387ق)، تاریخ الطبری (تاریخ الرسل والملوک)، بیروت، دار الکتب العلمیه.
طوسی، محمد بن حسن (1414ق)، الأمالی، قم، منشورات مکتبة الداوری و دارالثقافة لطباعة و النشر و التوزیع.
طوسى، محمد بن حسن (1407ق)، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، تصحیح حسن الموسوى خرسان، تهران، دار الکتب الإسلامیه.
عدهای از علما (1381ش)، الأصول الستة عشر، تصحیح مهدی غلامعلی، قم، دار الحدیث.
قطب راوندى، سعید بن هبةالله(1409ق)، قصص الأنبیاء:، تصحیح غلامرضا عرفانیان یزدى، مشهد، مرکز پژوهشهاى اسلامى.
کلینی، محمد بن یعقوب (1375ش)، الکافی، به کوشش علىاکبر غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
مجلسی، محمدباقر (1423ق)، زاد المعاد - مفتاح الجنان، تحقیق علاءالدین اعلمی، بیروت، الاعلمی للمطبوعات.
مجلسی، محمدتقی بن مقصودعلی (1414ق)، لوامع صاحبقرانی المشتهر بشرح الفقیه، قم، اسماعیلیان.
مهدیپور (1391)، «اماکن زیارتی منتسب به امام زمان/ (بخش: وادی السلام و پیشینه آن)»، مجله انتظار موعود، ش11 و 12، 19 دی.
نجار، عبدالوهاب (۱۴۰۶ق)، قصصالانبیاء، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
[1]. تنها مجلسی در زاد المعاد در زیارتنامه امیرالمؤمنین7 به عنوان مجاوران آن حضرت یاد کرده است: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ عَلَى وَلَدَیْکَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى ضَجِیعَیْکَ آدَمَ وَ نُوحٍ وَ عَلَى جَارَیْکَ هُودٍ وَ صَالِحٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ...»؛ سلام بر تو اى امیرالمؤمنین و بر دو فرزندت حضرت امام حسن و حسین و بر دو همقبرت حضرت آدم و نوح و بر دو همسایهات حضرت هود و حضرت صالح...» (مجلسی،