نوع مقاله : مقاله پژوهشی
از ویژگیهای بسیار مهم و ضروری برای همگان «عزت» و شرافت است. اصل واژه «عزّت» به معنای شکستناپذیری و سخت و محکم بودن است (ابن منظور، ۱۴۱۴ق؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ذیل ماده «عزّ»). از نظر راغب اصفهانی عزت حالتی است که نمیگذارد شخص، مغلوب کسی شود و شکست بخورد. نیز «عزیز» کسی است که پیروز میشود و شکست نمیخورد (همان، ص۵۶۳-۵۶۴). مصطفوی نیز درباره «عزّ» و مشتقات آن مینویسد: اصل ماده «عز» در مقابل ذلت و خواری است. در «العزة» برتری و چیرگی بر غیر خودش نهفته است و کسی که تفوق دارد... . عزت کامل در خداوند متعال است؛ زیرا نور، علم، قدرت، حیات و صفاتش نامتناهی است و او بر جمیع عالم و آسمان و زمین برتری دارد (مصطفوی، ۱۳۶۰ش، ج۸، ص۱۱۵). مطابق فرمایش امام صادق۷، «الْعِزَّةُ ضِدُّهَا الذِّلَّة» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۱۲). «ذلیل» در لغت به معنای پست، حقیر، خوار و زبون است (دهخدا، ۱۳۷۵ش، ذیل واژه «ذلیل»)؛ بنابراین «عزت»، که در مقابل ذلت قرار دارد، حالتی روحی در انسان به معنای برتری، سرافرازی، گرانقدر بودن، قدرت و صلابت است. انسان عزتمند کسی است که در جامعه خود احترام و تکریم ببیند، احساس شرافت، بزرگواری و کرامت کند و شاخص و الگوی دیگران معرفی شود.
از سوی دیگر اسلام به مسلمانان دستور میدهد که با اهل بیت: دوستی کنند (شوری،۲۳)، با آنان ارتباط داشته باشند و از ایشان اطاعت کنند (محمدی ریشهری، ۱۳۸۵ش، ص۷۸۴، ح ۹۰۸ - ۹۰۹). دوستی اهل بیت و اطاعت از ایشان مایه سعادت انسان و نجات یافتن از هلاکت در روز قیامت معرفی شده است (همان، ص۷۸۵، ح ۹۱۰). پیامبر اکرم۹ فرمود: «لا یَتِمُّ الإِیمانُ إلّا بِمَحَبَّتِنا أهلَ البَیتِ.» (خزاز رازی، ۱۴۰۱ق، ص۱۱۰)؛ «ایمان، کامل نمىشود، مگر با دوست داشتن ما اهل بیت». این دوستی و اطاعت میتواند به صور گوناگونی (مانند ذکر صلوات، زیارت از نزدیک یا دور، شرکت در مجالس جشن یا عزای اهل بیت:، عمل به دستورهای دینی که اهل بیت بیان یا تبیین میکنند) ابراز شود.
سؤال قابل توجه در اینجا این است که آیا بین دوستی و اطاعت اهل بیت: با عزتمندی (به معنایی که در اینجا منظور است؛ یعنی برخوردار بودن از وجاهت و محبوبیت اجتماعی) ارتباطی وجود دارد؟ آیا دوستی و ارتباط با ایشان موجب افزایش عزتمندی آدمی میشود یا نه؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه؟
آنچه ما بهاجمال میدانیم این است که دوستی با اهل بیت:، این مقربان درگاه خداوند، و اطاعت از ایشان نقش انکارناپذیری در عزت و وجاهت شخصیت افراد ایفا میکند؛ برای مثال افرادی که به زیارت مراقد مطهر اهل بیت: مشرف میشوند و از این طریق به ایشان ابراز دوستی و اعلام وفاداری و اطاعت میکنند، در دل احساس خوبی از برخوردار شدن از عزت و کرامت نفس پیدا میکنند؛ بنابراین به نظر میرسد در این قسمت، جای تردید برای ما، که خود را دوستداران ایشان میدانیم، وجود ندارد. مهم پرداختن به قسمت دوم یعنی تبیین این امر است؛ بدین معنا که دوستی با اهل بیت: و حرفشنوی از ایشان چگونه موجب عزت و کرامت نفس و وجاهت شخصیت افراد میشود؟ در این نوشتار به این موضوع خواهیم پرداخت و در حد ظرفیت این مقاله مشخص خواهیم کرد که محبت اهل بیت: ارتباط و اطاعت از آن بزرگواران چگونه عزت و شرافت آدمی را افزایش میدهد؟
۱. تقویت بندگی
مهمترین و عامترین وظیفه انسانها در طول زندگی اطاعت از خداوند است. بسیاری از آیات قرآن کریم انسانها را به اطاعت از خداوند دستور داده است. تعبیر «أَطیعُوا اللهَ» در آیات فراوانی آمده است (مانند: آل عمران، ۳۲، ۱۳۲؛ نساء،۵۹؛ مائده،۹۲؛ انفال، ۱، ۲۰، ۴۶؛ نور،۵۴).
همچنین رسول خدا۹ فرمود: «إِنَّهُ لَا یُدْرَکُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِطَاعَتِه» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۷۴)؛ «امکان رسیدن به آنچه نزد خداست جز با اطاعت [او] وجود ندارد».
از جمله اموری که با اطاعت خداوند به دست میآید عزت و شرافت است. روایات در این باره فراوان است؛ برای مثال پیامبر۹ میفرماید: «إِنَّ رَبَّکُمْ یَقُولُ کُلَّ یَوْمٍ أَنَا الْعَزِیزُ فَمَنْ أَرَادَ عِزَّ الدَّارَیْنِ فَلْیُطِعِ الْعَزِیزَ» (طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۶۲۸)؛ «همانا پروردگار شما هر روز میفرماید: من عزیز هستم؛ پس کسی که به دنبال عزت دنیا و آخرت است باید از عزیز اطاعت کند».
رسول خدا۹ همچنین به اباامامه فرمود: «یا أبا أمامَة! أعِزَّ أمْرَ اللهِ یُعِزُّکَ اللهُ» (متقی هندی، ۱۴۰۱ق، ج۱۵، ص۷۸۵، ح۴۳۱۰۲)؛ «ای ابا امامه، امر خدا را عزیز بدار (به دستور خدا عمل کن) تا خدا تو را عزیز گرداند».
امام علی۷ نیز عزت خود را در بنده خدا بودن میداند و میفرماید: «إِلَهِی کَفَى لِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً» (شیخ صدوق، ۱۳۶۲ش، الف، ج۲، ص۴۲۰)؛ «معبودا، برای عزتمندی من همین بس که بنده تو باشم و افتخار من همین بس که تو پروردگار من باشی».
در واقع مادام که این رابطه میان مخلوق و خالق هستى وجود دارد و انسان در مدار اطاعت خداست، عزت نیز هست و چون از این عهد الهى خارج شود، جز ذلتى خفتبار بهرهاى نخواهد داشت.
از سوی دیگر خداوند دستور میدهد که مؤمنان کنار اطاعت از خدا از پیامبر اکرم۹ و اولیالأمر نیز اطاعت کنند: (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ...) (نساء، ۵۹)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر (خدا) و پیشوایان (معصوم) خود را». در واقع اطاعت از پیامبر و خاندان او: اطاعت از خدا شمرده میشود؛ چنانکه در زیارت جامعه کبیره اینگونه وارد شده است: «مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۷).
از پیامبر اکرم۹ روایت شده است که فرمود:
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَحْیَا حَیَاتِی وَ یَمُوتَ مِیتَتِی وَ یَدْخُلَ جَنَّةَ عَدْنٍ مَنْزِلِی فَکَانَ یَتَمَسَّکُ قَضِیباً غَرَسَهُ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ فَلْیَتَوَلَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ لْیَأْتَمَّ بِالْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ عِتْرَتِی خُلِقُوا مِنْ طِینَتِی» (همو، ۱۳۷۶ش، ص۳۶)؛
کسى که خوشحالیاش در این است که به روش زندگى من زندگى کند و بر آنچه من بر آن مىمیرم بمیرد و در بهشت عدن، که پروردگار من درختان آن را غرس کرده سپس به آن گفته ایجاد شو پس ایجاد شده، جاى گزیند، باید ولایت على۷ را اختیار کند و امامت جانشینان از فرزندان او را بپذیرد؛ زیرا آنان خاندان من هستند و از سرشت من آفریده شدهاند.
بدین ترتیب اطاعت از اهل بیت: نیز موجب عزت و شرافت است، همانگونه که اطاعت از خداوند چنین نتیجهای دارد. در واقع بین اطاعت از خدا با اطاعت از پیامبر و اهل بیت: فاصلهای نیست و همان نتایج مرتب بر اطاعت از خدا بر اطاعت از رسول اکرم۹ و خاندان او نیز مترتب میشود.
۲. دستور خداوند
خداوند متعال صراحتاً به دوستی با نزدیکان پیامبر اکرم۹، یعنی اهل بیت عصمت و طهارت:، دستور داده است: (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى) (شوری،۲۳)؛ «بگو من هیچگونه اجر و پاداشی از شما درخواست نمیکنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)».
ملاحظه میشود که در این آیه شریفه دوست داشتن اهل بیت:، مزد رسالت و زحمات رسول گرامی اسلام۹ برای امت خود شمرده شده است. در کنار این آیه، فرمایشات بسیاری نیز از اهل بیت: در لزوم دوستی با ایشان نقل شده است؛ از جمله پیامبر اکرم۹ فرمود: «مَن أحَبَّ أن یَتَمَسَّکَ بِالعُروَةِ الوُثقى فَلیَتَمَسَّک بِحُبِّ عَلِیٍّ وأهلِ بَیتی» (شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق، ص۵۸)؛ «هر که دوست دارد به دستگیره محکم [الهی] چنگ زند به دوستى على و اهل بیت من چنگ درزند».
همچنین امام علی۷ فرمود:
«عَلَیکُم بِحُبِّ آلِ نَبِیِّکُم، فَإِنَّهُ حَقُّ اللَّهِ عَلَیکُم وَ الموجِبُ عَلَى اللَّهِ حَقَّکُم، ألا تَرَونَ إلى قَولِ اللَّهِ تَعالى: (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى)» (لیثی واسطی، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۲)؛ «بر شما باد دوست داشتن خاندان پیامبرتان؛ زیرا آن حق خدا بر گردن شماست و موجب حق شما بر خدا مىشود. آیا نمىبینید این سخن خداى متعال را که بگو: من در ازاى این از شما مزدى نمىخواهم، مگر دوستى با خویشاوندان؟»
اینگونه روایات در منابع اهل سنت نیز نقل شده است؛ از جمله ترمذی از پیامبر اکرم۹ نقل میکند که آن حضرت فرمود: «أَحِبُّوا اللهَ لِمَا یَغْذُوکُمْ مِنْ نِعَمِهِ، وَ أَحِبُّونِی بِحُبِّ اللهِ، وَ أَحِبُّوا أَهْلَ بَیْتِی بِحُبِّی» (ترمذی، ۱۴۱۹ق، ص۴۷۹)؛ «خدا را به خاطر نعمتهایش، که به شما مىدهد، دوست بدارید و مرا به خاطر خدا دوست بدارید و اهل بیتم را به خاطر من دوست بدارید».
دوست داشتن اهل بیت: چیزی جدا از دوست داشتن خدا نیست و کسانی که اهل بیت را دوست دارند در واقع خدا را دوست دارند. در حدیثی از امام صادق۷ میخوانیم: «مَن عَرَفَ حَقَّنا وَ أحَبَّنا فَقَد أحَبَّ اللَّهَ تَبارَکَ وتَعالى» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۲۹)؛ «کسی که حق ما را بشناسد و ما را دوست داشته باشد خدای تبارک و تعالی را دوست داشته است».
همچنین در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: «مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۳)؛ «کسی که شما را دوست داشته باشد خدا را دوست داشته و کسی که با شما بغض و دشمنی ورزد با خدا بغض و دشمنی کرده است».
از سوی دیگر میدانیم که عزت و شرافت تنها در سایه دوستی و ارتباط با خداوند و مقربان درگاه او به دست میآید و کسانی که با دوستی و پذیرش ولایت کافران به دنبال کسب عزتاند چیزی نصیب نخواهند برد. قرآن کریم میفرماید:
(الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلهِ جَمیعا) (نساء،۱۳۹)؛
همانها که کافران را، بجای مومنان، دوست خود بر میگزینند، آیا اینها میخواهند از آنان کسب عزت و آبرو کنند با اینکه همه عزتها مخصوص خدا است!!
بدین ترتیب دوست داشتن اهل بیت: از شأن و جایگاه والای دوستداران ایشان حکایت میکند. انسانی که با دوست داشتن آنان محبت خود به خدا را آشکار میکند از عزت و شرافت بالایی برخوردار است؛ چنانکه امام صادق۷ فرمود:
وَاللهِ لا یُحِبُّنا مِنَ العَرَبِ وَالعَجَمِ إلّا أهلُ البُیوتاتِ وَ الشَّرَفِ وَ المَعدِنِ، وَ لا یُبغِضُنا مِن هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ إلّا کُلُّ دَنِسٍ مُلَصَّقٍ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۱۶)
به خدا سوگند که از عرب و عجم، ما را دوست ندارند، مگر کسانى که خانوادهدار و شریف و اصیل باشند؛ ازاینرو از اینان و آنان، ما را دشمن نمىدارد، مگر کسى که آلوده و بىنسب باشد.
۳. یاری خداوند
خداوند از مسلمانان میخواهد او را یاری کنند و به آنان وعده میدهد که در مقابل، خداوند نیز آنان را یاری خواهد کرد: (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُم) (محمد،۷)؛ «ای کسانی که ایمان آوردید، اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد».
حال این سؤال مطرح میشود که آیا خدا نیازی به یاری دیگران دارد؟ خداوند، که خالق همه عالم از جمله آفریننده انسانهاست، یاری او چه معنایی میتواند داشته باشد؟ در پاسخ به این پرسش به زیارتی که مرحوم شهید اول در کتاب مزار برای اصحاب امام حسین۷ نقل کرده، توجه میکنیم. در آنجا اینگونه به آن بزرگواران سلام میکنیم: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَنْصَارَ اللَّهِ وَ أَنْصَارَ رَسُولِهِ وَ أَنْصَارَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ أَنْصَارَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ وَ أَنْصَارَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ أَنْصَارَ الْإِسْلَامِ» (شهید اول، ۱۴۱۰ق، ص۱۴۷).
اصحاب سیدالشهدا۷ در عین اینکه انصاراللهاند، انصار نبی اکرم، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، حسنین: و انصار اسلام نیز هستند. نصرت خدا یعنی نصرت سیدالشهدا و نصرت دین خدا. البته این دو بههم پیوستهاند؛ بدینمعنا که نصرت دین خدا جدا از نصرت اولیای خدا نیست. اگر کسی بخواهد دین خدا را یاری کند، باید ولی خدا را یاری کند؛ به تعبیر دیگر نقطه محوری این است که اصحاب، سیدالشهدا را یاری کردند. این هم نصرت خدا و دین خدا و هم نصرت نبی اکرم، امیرالمؤمنین، صدیقه طاهره و امام مجتبی: است. همه اینها به نصرت سیدالشهدا۷ بر میگردد.
به طور کلی در معارف اهل بیت: چنین بیان شده است که انصارالله و امثال اینها باید به نصرت ولی خدا و مشابه این تعابیر تفسیر شود. خداوند میفرماید: (فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعینَ) (زخرف،۵۵)؛ «اما هنگامی که ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم و همه را غرق کردیم». روایت ذیل این آیه توضیح داده است که معنای «خدا را به اسف آوردند» چیست. مگر خداوند خوشحال و غصهدار میشود؟ اگر این تحولات در خدای متعال پیدا شود، دیگر خدا نیست. امام صادق ۷ در این خصوص فرمودند:
إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَأْسَفُ کَأَسَفِنَا وَ لَکِنَّهُ خَلَقَ أَوْلِیَاءَ لِنَفْسِهِ یَأْسَفُونَ وَ یَرْضَوْنَ وَ هُمْ مَخْلُوقُونَ مَرْبُوبُونَ فَجَعَلَ رِضَاهُمْ رِضَا نَفْسِهِ وَ سَخَطَهُمْ سَخَطَ نَفْسِهِ لِأَنَّهُ جَعَلَهُمُ الدُّعَاةَ إِلَیْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ عَلَیْهِ فَلِذَلِکَ صَارُوا کَذَلِکَ وَ لَیْسَ أَنَّ ذَلِکَ یَصِلُ إِلَى اللَّهِ کَمَا یَصِلُ إِلَى خَلْقِهِ لَکِنْ هَذَا مَعْنَى مَا قَالَ مِنْ ذَلِکَ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۴۴)
«خدای متعال مانند ما متأسف نمیشود؛ اما اولیایی را برای خودش خلق کرده که تأسف میخورند و خشنود میشوند؛ مخلوقاند و تحت ربوبیت خدا میباشند. خدای متعال خشنودی و خشم آنها را خشنودی و خشم خود قرار داده است. چون خدا آنها را دعوتکننده و راهنما به سوی خودش قرار داده است، در نتیجه اینگونه گشتهاند [و از چنین جایگاهی برخوردار شدهاند]».
خدای متعال مانند ما متأسف نمیشود؛ اما اولیایی را برای خودش خلق کرده که به او اختصاص دارند؛ دنبال هیچ چیزی نیستند و همه توجهشان به خداست؛ مانند دیگران نیستند که دنبال همه چیز باشند و حداکثر دنبال خدا هم باشند، بلکه آنها همه توجهشان مستغرق در خداست. آن اولیایی که خدا برای خودش خلق کرده هم رضا دارند و هم متأسف میشوند، ولی در عین اینکه اولیای خدا هستند مخلوقاند و تحت ربوبیت خدا میباشند. ایشان از آنجا که ولیّ خدا هستند (فَجَعَلَ رِضَاهُمْ رِضَا نَفْسِهِ وَ سَخَطَهُمْ سَخَطَ نَفْسِه) اینها در مقامی هستند که خشنودی و خشمشان خشنودی و خشم خداست. خدای متعال تکویناً و حقیقتاً چنین قرار داده که رضای آنها و سخط آنها رضای او و سخط اوست. پس «آسفونا» یعنی اولیای ما را به اسف آوردند؛ ولی این اسف همان اسف الله است؛ نه به معنای اینکه در خدای متعال تحول ایجاد میشود، بلکه این اولیا در مقامی هستند که رضایشان رضای خداست و سخط آنها سخط خداست؛ چون خدا آنها را دلیل و داعی به سوی خودش قرار داده است (سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری، ۱۱/۰۹/۱۳۹۴ش، در http://mirbaqeri.ir/articles).
در نتیجه ارتباط با اهل بیت: یاری ایشان و حرکت در مسیر رضایت آنان، یاری خدا و حرکت در مسیر الهی است و جدایی میان آن دو وجود ندارد.
از سوی دیگر خداوند میفرماید: (... وَ لَیَنْصُرَنَّ اللهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزیز) (حج،۴۰)؛ «و خداوند کسانی را که او را یاری کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری میکند. خداوند قوی و شکستناپذیر است است». یاری خدا در حقیقت همان یاریِ فرستادگان او و نیز ترویجِ دین و آیینی است که او از طریق انبیا و رسولانش برای هدایت و عبودیتِ خلقش فرستاده است؛ پس اگر میخواهیم خدا را یاری کنیم، باید پیامبر اکرم۹، و در غیاب او جانشینان آن حضرت را یاری کنیم؛ چرا که قوام و بقای دین الهی پس از پیامبر۹ به بقای حجت خداست و نصرت دین الهی به نصرت اوست. در نتیجه نصرت خدا نیز به نصرت او خواهد بود؛ بنابراین بهترین راه و بلکه تنها راه نصرت حق متعال نصرت پیامبر۹ و جانشینانِ او خواهد بود. یاری خدا توفیقی است که نصیب هر کس نمیشود؛ ازاینرو دعا برای آن در روایات وارد شده است؛ از جمله در حدیثی از امام باقر۷ میخوانیم: «قُلِ اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی... وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۸۹)؛ «بگو: خدایا، روزی من را وسیع گردان... و مرا از کسانی قرار ده که دین خود را با آنها یاری میکنی و دیگری را جایگزین من نساز».
همچنین در زیارت جامعه کبیره میگوییم: «وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى یُحْیِیَ اللَّهُ دِینَهُ بِکُمْ وَ یَرُدَّکُمْ فِی أَیَّامِهِ» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۴)؛ «و یاری من برای شما آماده است تا خداوند دینش را با شما زنده کند و شما را در ایام خودش بازگرداند...».
به دنبال آن میدانیم که خداوند یاریکنندگان دینش و اهل بیت پیامبرش را به حال خود رها نخواهد کرد، بلکه به آنان یاری خواهد رساند و در دنیا و آخرت از عزت، سربلندی، شرافت و کرامت برخوردار خواهد ساخت. در آیه ۴۰ سوره حج دیدیم که خداوند پس از وعده به یاری کسانی که او را یاری کنند میفرماید: (إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزیز). پس کسانی که او یعنی دین او و اولیای الهی را یاری کنند نیز از قوت و عزت الهی برخوردار میشوند و عزت و کرامت الهی به آنان نیز عطا خواهد شد.
۴. پذیرش ولایت الله
بی تردید موضوع اصلی رسالت تمام انبیای الهی که افراد بشر را به سوی آن دعوت کردهاند اصل توحید و پذیرش ولایت خداوند بر تمامی شئون و عمل به دستورهای اوست.
از سوی دیگر خداوند در مسیر اطاعت از خود مجاری و شرایطی را مشخص کرده است که باید به آنها توجه کرد. در واقع خداوند اطاعت از خود را فقط از طریق و مجاری و شرایطی که خود تعیین فرموده است میپذیرد. قرآن کریم میفرماید: (وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ) (مائده،۵۶)؛ «و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند (پیروزند زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز میباشد». مطابق روایات منظور از «وَ الَّذینَ آمَنُوا» در این آیه امام علی۷ است (برای مثال ر.ک. عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۲۹). همچنین امام رضا۷در حدیث معروف به «سلسلةالذهب» از قول خدای تعالی میفرمایند: «کَلِمَۀُ لا اِلهَ الَّا اللهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُرُوطِها وَ اَنَا مِنْ شُرُوطِها» (صدوق، ۱۳۹۸ق، ص۲۵)؛ «کلمه «لا اله الا الله» دژ و حصار محکم من است؛ پس هر کس داخل حصار من شود از عذاب من در امان است؛ به شرطهایی که من از آن شرطها هستم».
در نتیجه خدای متعال ولایت ائمه: را واجب کرده و تنها راه پذیرش اعمال عباد را پذیرش «ولایت» ایشان قرار داده است. در واقع تنها ایشان باباللهاند و طریق دیگری برای قرب به خدا وجود ندارد و تمام راهها به غیر از صراط مستقیم چیزی جز گمراهی نیست. طبق روایات اگر کسی روز قیامت به اندازه اعمال اهل زمین عمل داشته باشد، اما ولایت امام علی۷ را نپذیرفته باشد، خداوند او را به رو در دوزخ میاندازد (دیلمی، ۱۴۲۷ق، ص۳۰۹)؛ چنانکه در فقراتی از زیارت امام زمان/ میگوییم:
وَ أَشْهَدُ أَنَّ بِوَلَایَتِکَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ وَ تَزْکُو الْأَفْعَالُ وَ تُضَعَّفُ الْحَسَنَاتُ وَ تُمْحَى السَّیِّئَاتُ فَمَنْ جَاءَ بِوَلَایَتِکَ وَ اعْتَرَفَ بِإِمَامَتِکَ قُبِلَتْ أَعْمَالُهُ وَ صُدِّقَتْ أَقْوَالُهُ وَ تَضَعَّفَتْ حَسَنَاتُهُ وَ مُحِیَتْ سَیِّئَاتُهُ وَ مَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَایَتِکَ وَ جَهِلَ مَعْرِفَتَکَ وَ اسْتَبْدَلَ بِکَ غَیْرَکَ أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِی النَّارِ وَ لَمْ یَقْبَلْ لَهُ عَمَلًا وَ لَمْ یُقِمْ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْنا (کفعمی، ۱۴۱۸ق، ص۲۸۵).
و شهادت میدهم که با ولایت تو اعمال پذیرفته میشود و رفتارها پاکیزه میگردد و اعمال نیک مضاعف میشود و گناهان زدوده میگردد؛ پس کسی که ولایت تو را پذیرفته باشد و به امامت تو اعتراف کند اعمالش پذیرفته میشود و سخنانش تصدیق میگردد و اعمال نیک او مضاعف میگردد و گناهانش زدوده میشود و کسی که از ولایت تو روی بگرداند و نسبت به تو شناخت نداشته باشد و دیگری را به جای تو برگزیند خداوند او را به رو در آتش میاندازد و هیچ عملی را از او نمیپذیرد و در روز قیامت برای او هیچ جایگاهی قائل نخواهد بود.
بدین ترتیب اصلیترین مجرا و شرط خداوند برای پذیرش طاعات و عبادات بندگان پذیرش ولایت اهل بیت: است؛ چراکه ولایت دلیل و راهنمای دیگر ارکان اسلام است و انسان بدون ولایت گمراه خواهد شد و نخواهد توانست به اصل و حقیقت عبادات، از جمله نماز و روزه و حج و زکات، برسد (ر. ک: کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۸).
در زیارت جامعه فقراتی وجود دارد که بر بابالله بودن اهل بیت: و لزوم اعتقاد به ایشان در اعتقاد به توحید دلالت میکند.
السَّلَامُ عَلَى مَحَالِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ وَ مَسَاکِنِ بَرَکَةِ اللَّهِ وَ مَعَادِنِ حِکْمَةِ اللَّهِ وَ حَفَظَةِ سِرِّ اللَّهِ وَ حَمَلَةِ کِتَابِ اللَّهِ وَ أَوْصِیَاءِ نَبِیِّ اللَّهِ... السَّلَامُ عَلَى الدُّعَاةِ إِلَى اللَّهِ وَ الْأَدِلَّاءِ عَلَى مَرْضَاةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَقِرِّینَ فِی أَمْرِ اللَّهِ وَ التَّامِّینَ فِی مَحَبَّةِ اللَّهِ وَ الْمُخْلِصِینَ فِی تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ الْمُظْهِرِینَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ... (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۰).
سلام بر جایگاههای شناخت خدا و مکانهای برکت خدا و معدنهای حکمت خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان کتاب خدا و جانشینان پیامبر خدا و فرزندان رسول خدا۹... . سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا و راهنمایان بر خشنودی خدا و استقراریافتگان در امر خدا و کاملان در محبت خدا و مخلصان در توحید خدا و آشکارکنندگان امر و نهی خدا... .
ملاحظه میشود که پذیرش ولایت اهل بیت: چیزی جدا از پذیرش ولایت الهیه نیست. ولایت الهیه آنگاه تحقق مییابد که ولایت اهل بیت: نیز نزد شخص پذیرفته شده باشد. بدون پذیرش ولایت اهل بیت: ولایت الهیه مقبول واقع نمیشود؛ بنابراین همانطور که پذیرش ولایت الهیه به انسان موحد عزت و شرافت میدهد، پذیرش ولایت اهل بیت: نیز شرافت و کرامت را برای موحدان و موالیان اهل بیت: به دنبال دارد.
دوستی و ارتباط با اهل بیت قرار گرفتن زیر بیرق دینی است که خداوند به آن رضایت داده است. مشخص است که خداوند این افراد را از عزت و شرافت دنیا و آخرت بهرهمند میگرداند. در واقع این فرمایش خداوند شامل آنان نیز میشود: (مَنْ کانَ یُریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً) (فاطر،۱۰)؛ «کسی که خواهان عزت است [باید از خدا بخواهد] که تمام عزت برای خداست».
پذیرش ولایت اهل بیت: همان پذیرش ولایت خداوند است و کسانی که به دنبال عزت و شرافتاند با پذیرش ولایت اهل بیت: به آن دست مییابند. در دعای افتتاح بهواسطه امام عصر/ از خدا طلب عزت میکنیم: «اللَّهُمَّ... وَ أَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنَا» (کفعمی، ۱۴۱۸ق، ص۱۹۵)؛ «خدایا، ... و خواری ما را به او عزت ده». از سوی دیگر میدانیم که میزان ولایتپذیری و اطاعت افراد از اهل بیت: به یک اندازه نیست؛ بنابراین هر قدر سطح ولایتپذیری افراد از اهل بیت: بیشتر باشد، از عزت و شرافت بیشتری برخوردار خواهند بود.
۵. همنشینی با بهترین و عزیزترین انسانها
انتخاب دوست و همنشین اهمیت بسیاری دارد. ویژگیهای همنشین آدمی نیز آثار و پیامدهای انتخاب دوست و همنشین خوب یا بد از اموری است که در منابع دینی آمده ؛ از جمله در حدیثی از رسول خدا۹ وارد شده است که فرمودند: «قَالَتِ الْحَوَارِیُّونَ لِعِیسَى یَا رُوحَ اللَّهِ مَنْ نُجَالِسُ قَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُهُ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۹)؛ «حواریان به عیسى گفتند: اى روح خدا، با چه کسى همنشینى کنیم؟ فرمود: آن کس که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش بر دانش شما بیفزاید و عمل او میل شما را به آخرت بیشتر کند».
همچنین امام علی۷ در توصیهنامه خود به امام حسن مجتبی۷ میفرمایند: «قَارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ وَ بَایِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُم» (نهج البلاغه، ۱۴۱۴ق، نامه ۳۱، ص۴۰۲)؛ «به اهل خیر نزدیک شو تا از آنها شوى و از اهل شر دور شو تا از آنها جدا گردى».
آن حضرت در جای دیگری میفرمایند: «فَمَنِ اشْتَبَهَ عَلَیْکُمْ أَمْرُهُ وَ لَمْ تَعْرِفُوا دِینَهُ فَانْظُرُوا إِلَى خُلَطَائِهِ فَإِنْ کَانُوا أَهْلَ دِینِ اللَّهِ فَهُوَ عَلَى دِینِ اللَّهِ وَ إِنْ کَانُوا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَا حَظَّ لَهُ فِی دِینِ اللَّهِ» (شیخ صدوق، ۱۳۶۲ش، ب، ص۶)؛ «اگر حال کسى بر شما مشتبه شد و دین او را نشناختید، به همنشینانِ او نگاه کنید. اگر [همنشینانِ او] اهل دین الهى باشند، او هم بر دین خداست و اگر بر غیر دین الهى باشند، او نیز بهرهاى از دین الهی ندارد».
یکی از آثار مجالست با بزرگان و حکیمان عزت و شرافت نفس است. در حدیثی از امام علی۷ میخوانیم: «جَالِسِ الْحُکَمَاءَ یَکْمُلْ عَقْلُکَ وَ تَشْرُفْ نَفْسُکَ وَ یَنْتَفِ عَنْکَ جَهْلُکَ» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق، ص۳۴۱)؛ «با حکیمان مجالست کن تا عقلت کامل شود و نفست شرافت یابد و جهل از تو دور گردد».
اهل بیت: نزد خداوند جایگاهی والا و شرافت و عزت بینظیری دارند؛ چنانکه برای دیگران دستنیافتنی مینماید. در این باره به فقراتی از زیارت جامعه کبیره توجه میکنیم: «فَبَلَغَ اللَّهُ بِکُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمِینَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِینَ... حَتَّى لَا یَبْقَى مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ... إِلَّا عَرَّفَهُمْ جَلَالَةَ أَمْرِکُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِکُمْ وَ کِبَرَ شَأْنِکُمْ وَ تَمَامَ نُورِکُمْ وَ صِدْقَ مَقَاعِدِکُمْ وَ ثَبَاتَ مَقَامِکُمْ وَ شَرَفَ مَحَلِّکُمْ وَ مَنْزِلَتِکُمْ عِنْدَهُ وَ کَرَامَتَکُمْ عَلَیْهِ وَ خَاصَّتَکُمْ لَدَیْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِکُمْ مِنْه» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۳-۶۱۴).
در فقرات دیگری از زیارت جامعه کبیره بر عزت و شرافت ائمه اطهار: تأکید شده است: «ِبِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی ذِکْرُکُمْ فِی الذَّاکِرِینَ وَ أَسْمَاؤُکُمْ فِی الْأَسْمَاءِ وَ أَجْسَادُکُمْ فِی الْأَجْسَادِ وَ أَرْوَاحُکُمْ فِی الْأَرْوَاحِ وَ أَنْفُسُکُمْ فِی النُّفُوسِ وَ آثَارُکُمْ فِی الْآثَارِ وَ قُبُورُکُمْ فِی الْقُبُورِ فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَکُمْ وَ أَکْرَمَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَعْظَمَ شَأْنَکُمْ وَ أَجَلَّ خَطَرَکُمْ... إِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه» (همان، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۶۱۶).
بر این اساس و با توجه به روایاتی که در بالا گذشت، همنشینی با اهل بیت: شرافتآور و کرامتآور است و موجب سرایت عزت و شرافت از ایشان به آدمی میشود و فرد همراه و همنشین با آنان، به عزت و شرافت در دنیا و آخرت دست مییابد. امام حسن عسکری۷ در این باره فرمودند: «نَحنُ کَهفٌ لِمَنِ التَجَأَ إلَینا، ونورٌ لِمَنِ استَضاءَ بِنا، وعِصمَةٌ لِمَنِ اعتَصَمَ بِنا، مَن أحَبَّنا کانَ مَعَنا فِی السَّنامِ الأَعلى، ومَنِ انحَرَفَ عَنّا فَإِلَى النّارِ» (کشی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۸۱۴)؛ «ما پناهگاه هستیم براى کسى که به ما پناه آورَد و نور هستیم براى آنکه از ما پرتو طلبد و موجب مصونیت کسى هستیم که از ما پناه جوید. هر که ما را دوست بدارد در مراتب بالا با ما خواهد بود و هر که از راه ما کج گردد، به سوى آتش ره خواهد برد».
همچنین امام صادق۷ فرمود: «مَنْ أَحَبَّنَا کَانَ مَعَنَا أَوْ جَاءَ مَعَنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ هَکَذَا ثُمَّ جَمَعَ بَیْنَ السَّبَّابَتَیْنِ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۱۰۶)؛ «کسی که ما را دوست بدارد روز قیامت اینگونه با ما خواهد بود [یا با ما خواهد آمد]. سپس بین دو انگشت سبابه خود جمع کردند».
بدین ترتیب یکی از علل بهرهمندی از عزت و کرامت ارتباط با اهل بیت: از طریق همنشینی با ایشان است که موجب عزت و کرامت میشود.
۶. اصلاح اخلاق و رفتار
یکی از مهمترین وظایف انسانها در طول حیات روی کره خاکی خودسازی و تهذیب نفس است. تنها از این راه است که آدمی به سعادت نائل میشود. خداوند در قرآن کریم میفرماید: (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها) (شمس،۹-۱۰)؛ «که هر کس نفس خود را تزکیه کرده رستگار شد و آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخته نومید و محروم گشته است».
از آثار بسیار مهم تهذیب نفس در ابعاد گوناگون آن همراهی با اهل بیت: و در آمدن در زمره شیعیان ایشان است. اصولاً کسی میتواند خود را از همراهان و شیعیان اهل بیت: بداند که در خودسازی در مسیر ایشان حرکت کند. روایات بسیاری در این باره وارد شده است؛ از جمله پیامبر اکرم۹ فرمود: «مَا نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى وَلِیٍّ لَهُ یُجْهِدُ نَفْسَهُ بِالطَّاعَةِ لِإِمَامِهِ وَ النَّصِیحَةِ إِلَّا کَانَ مَعَنَا فِی الرَّفِیقِ الْأَعْلَى» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۰۴)؛ «خداوند به دوست خود، که خودش را با اطاعت از امام خود و خیرخواهی برای او به رنج و زحمت میافکند، از روی رحمت نگاه نمیکند، مگر آنکه در آستان قدس الهی با ما خواهد بود».
همچنین امام سجاد۷ فرمود: «مَنْ أَحَبَّنَا وَ عَمِلَ بِأَمْرِنَا کَانَ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى» (خزاز رازی، ۱۴۰۱ق، ص۲۳۷)؛ «کسی که ما را دوست داشته باشد و به دستورات ما عمل کند در درجات بالا با ما خواهد بود».
امام صادق۷ نیز در توصیهاش به عبدالله بن جندب فرمود:
یَا ابْنَ جُنْدَبٍ بَلِّغْ مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا وَ قُلْ لَهُمْ لَا تَذْهَبَنَّ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ لَا تُنَالُ وَلَایَتُنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ فِی الدُّنْیَا وَ مُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ فِی اللَّهِ وَ لَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا مَنْ یَظْلِمُ النَّاسَ یَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّمَا شِیعَتُنَا یُعْرَفُونَ بِخِصَالٍ شَتَّى بِالسَّخَاءِ وَ الْبَذْلِ لِلْإِخْوَانِ وَ بِأَنْ یُصَلُّوا الْخَمْسِینَ لَیْلًا وَ نَهَاراً (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴ق، ص۳۰۳)
اى پسر جندب، به شیعیان ما [این پیام را] برسان و به آنان بگو: مبادا راههاى گوناگون، شما را به بیراهه بکشاند؛ زیرا به خدا سوگند که ولایت و دوستى ما جز با پارسایى و سختکوشى در دنیا و همیارى و همدردى با برادران دینى به دست نمىآید و کسى که به مردم ستم کند شیعه ما نیست. ای پسر جندب، همانا شیعیان ما به خصلتهای چندگانهای شناخته میشوند: به سخاوتمندی و نیکی به برادران [دینی] و به اینکه در شبانهروز پنجاه رکعت نماز میخوانند... .
این مطلب درباره صفات و رفتارهای اخلاقی بیشتر طرف توجه قرار گرفته است؛ چنانکه پیامبر اکرم۹ فرمود:
أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِأَشْبَهِکُمْ بِی قَالُوا بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَحْسَنُکُمْ خُلُقاً وَ أَلْیَنُکُمْ کَنَفاً وَ أَبَرُّکُمْ بِقَرَابَتِهِ وَ أَشَدُّکُمْ حُبّاً لِإِخْوَانِهِ فِی دِینِهِ وَ أَصْبَرُکُمْ عَلَى الْحَقِّ وَ أَکْظَمُکُمْ لِلْغَیْظِ وَ أَحْسَنُکُمْ عَفْواً وَ أَشَدُّکُمْ مِنْ نَفْسِهِ إِنْصَافاً فِی الرِّضَا وَ الْغَضَبِ (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۴۰، ح ۳۵)
روزی پیامبر اکرم۹ از اصحاب خود پرسید: آیا شما را از شبیهترین شما به من مطلع نکنم؟ گفتند: بلی، ای رسول خدا. فرمود: شبیهترین شما به من کسی است که خوشاخلاقترین، نرمخوترین، نیکوکارترین به نزدیکانش، دوستدارترین نسبت به برادران دینیاش، صبورترین بر حق، کظمغیظکنندهترین، در عفو و گذشت نیکوترین و در خشنودی و خشم باانصافترین نسبت به خود باشد».
پیامبر اکرم۹ همچنین فرمود: «إِنَّ أَحَبَّکُمْ إِلَیَّ وَ أَقْرَبَکُمْ مِنِّی یَوْمَ الْقِیَامَةِ مَجْلِساً أَحْسَنُکُمْ خُلُقاً وَ أَشَدُّکُمْ تَوَاضُعاً» (حر عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۵، ص۳۷۸)؛ «همانا محبوبترین شما نسبت به من و نزدیکترین شما به من در روز قیامت خوشاخلاقترین و متواضعترین شماست».
میبینیم که برای همراهی با اهل بیت: و شباهت به ایشان باید در اخلاق و عبادت و همه رفتارها مانند آنان بود. مطابق روایات، خوبی و خوشاخلاقی علاوه بر پیامد مزبور عزت و شرافت آدمی را به دنبال میآورد. ازاینرو میبینیم در برخی فرمایشات آن بزرگواران بر نقش حسن خلق در افزایش عزت و شرافت انسان تأکید شده است؛ چنانکه امام علی۷ فرمود: «رُبَّ عَزِیزٍ أَذَلَّهُ خُلُقُهُ وَ ذَلِیلٌ أَعَزَّهُ خُلُقُه» (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۰۰)؛ «چه بسیار انسان عزیزی که اخلاقش او را ذلیل کرد و [چه بسیار] انسان ذلیلی که اخلاقش او را عزیز کرد».
امام علی۷ همچنین فرمود: «عَلَیْکُمْ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّهَا رِفْعَةٌ وَ إِیَّاکُمْ وَ الْأَخْلَاقَ الدَّنِیَّةَ فَإِنَّهَا تَضَعُ الشَّرِیفَ وَ تَهْدِمُ الْمَجْدَ» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴ق، ص۲۱۵)؛ «بر شما باد به رعایت مکارم اخلاق؛ چراکه آنها موجب بزرگی آدمی میشوند و از اخلاق پست بپرهیزید؛ چرا که آنها انسان شریف را خوار میکنند و مجد و بزرگی او را از بین میبرند».
در نتیجه خودسازی در ابعاد مختلف آن، از جمله در اخلاق و عبادت، موجبات همراهی و همنشینی با اهل بیت: و رضایت ایشان را به دنبال میآورد و از این طریق موجبات عزت و شرافت و کرامت فرد را نیز فراهم میکند.
۷. همراهی با حق و حقیقت
پیروی از حق و راه درست، که آدمی را به سعادت میرساند، حکم فطری عقل هر انسانی است؛ بنابراین اگر انسان احیاناً از آن منحرف، و به غیر حق مایل شود، به علت هوای نفس یا شبهه و اشتباهی است که برای او رخ میدهد؛ ازاینرو خداوند در قرآن همگان را به ایمان به خدای متعال، که امری حق است، دعوت میکند و میفرماید: (قُلْ یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکیل) (یونس،۱۰۸)؛ «بگو: اى مردم، حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده. هر کس [در پرتو آن] هدایت یابد، براى خود هدایت شده و هر کس گمراه گردد به زیان خود گمراه شده و من مأمور [به اجبار] شما نیستم».
به دلیل آشکار بودن ضرورت پیروی آدمی از حق و حقیقت، عزت و شرافت آدمی نیز در گرو آن است. اگر آدمی از این امر سر باز زند و راه باطل در پیش گیرد، جز ذلت و خواری نصیب او نخواهد شد. امام حسن عسکری۷ در این باره فرمود: «مَا تَرَکَ الْحَقَ عَزِیزٌ إِلَّا ذَلَ وَ لَا أَخَذَ بِهِ ذَلِیلٌ إِلَّا عَزَّ» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴ق، ص۴۸۹). بنابراین عزت و شرافت آدمی جز در سایه تبعیت از حق به دست نمیآید. شرافتمندان عالم عموماً کسانیاند که به دنبال حق و حقیقت و پیروی از آن بودهاند و معاندان و دشمنان حق و حقیقت چیزی جز ذلت و خواری نصیب نبردهاند؛ چنانکه امام علی۷ فرمود: «مَنْ یَطْلُبِ الْعِزَّ بِغَیْرِ حَقٍ یَذِلَّ... وَ مَنْ عَانَدَ الْحَقَّ لَزِمَهُ الْوَهْنُ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۰)؛ «کسی که به دنبال عزت باشد از غیرمسیر حق ذلیل شود... و کسی که با حق دشمنی کند خوار گردد».
همچنین امام صادق۷ فرمود: «الْعِزُّ أَنْ تَذِلَ لِلْحَقِ إِذَا لَزِمَکَ» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۵، ص۲۲۸)؛ «عزت آن است که هنگامی که حق ملازم تو شد در برابر آن خضوع کنی».
از سوی دیگر پیروی از اهل بیت: دستور خدا و پیامبر اکرم۹ است و هیچ شکی در آن وجود ندارد. پیروی از اهل بیت: سعادت و بهروزی دنیا و آخرت را برای انسانها به دنبال دارد. بدین ترتیب این کار امر حقی است که همه باید به آن پایبند باشند. عزت انسانها در دوستی، ارتباط و پذیرش ولایت اهل بیت: و تبعیت از آنان است؛ چرا که این کار حق است و تبعیت از حق با این کار تحقق مییابد. بهعلاوه اهل بیت: پیشوایان برحق انسانها و منصوب خداوندند؛ بنابراین آنان ائمه حقاند که باید از ایشان تبعیت کرد؛ چنانکه امام علی۷ میفرماید: «النَّاسُ أَتْبَاعُ مَنِ اتَّبَعُوهُ مِنْ أَئِمَّةِ الْحَقِّ وَ أَئِمَّةِ الْبَاطِلِ... فَمَنِ ائْتَمَّ بِالصَّادِقِینَ حُشِرَ مَعَهُمْ وَ مَنِ ائْتَمَّ بِالْمُنَافِقِینَ حُشِرَ مَعَهُمْ» (همان، ۱۴۰۳ق، ج۶۶، ص۸۱)؛ «مردم [در قیامت] دنبالهروى آن پیشواى حق یا پیشواى باطلى هستند که [در دنیا] پیرو او بودهاند... . هر کس راستگویان را به پیشوایى بگیرد با آنان محشور و هر کس منافقان را به پیشوایى برگزیند با آنان محشور مىگردد».
در نهایت مطابق فرمایشی از رسول خدا۹ امام علی۷ با حق همراه است و حق نیز با اوست. اگر کسی میخواهد از حق تبعیت کند، باید از ایشان پیروی کند. ابن عباس از رسول خدا۹ در این باره نقل میکند که فرمود: «عَلِیٌ مَعَ الْحَقِ وَ الْحَقُ مَعَ عَلِیٍ وَ هُوَ الْإِمَامُ وَ الْخَلِیفَةُ مِنْ بَعْدِی فَمَنْ تَمَسَّکَ بِهِ فَازَ وَ نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُ ضَلَّ وَ غَوَى» (خزاز رازی، ۱۴۰۱ق، ص۲۰)؛ «علی با حق است و حق با علی است و او امام و جانشین پس از من خواهد بود؛ پس هر کس به او تمسک جوید رستگار شود و نجات یابد و هر کس از او تخلف کند گمراه و هلاک میشود».
بدین ترتیب پیروی از اهل بیت: و در رأس ایشان امام علی۷ تبعیت و همراهی با حق است و همانطور که گفتیم، این کار عزت و شرافت را برای آدمی به دنبال خواهد داشت.
۸. فروتنی در برابر اهل بیت:
«تواضع» نقطه مقابل «تکبر» است؛ بدین معنا که انسان نزد خویش، خود را از دیگران پایینتر بداند و واقعاً برای خودش برتری و مزیتی قائل نباشد و عملاً نیز در ارتباط با دیگران به شأنی کمتر از آنچه مردم برای امثال او قائلاند بسنده کند (جمعی از نویسندگان، ۱۳۹۰ش، ص۲۲۷). تواضع صفتی بسیار نیکوست که انسانهای دارای عزت و شرافت به آن اقدام میکنند؛ چنانکه در حدیثی از امام علی۷ میخوانیم: «زِینَةُ الشَّرِیفِ التَّوَاضُعُ» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۷۲، ص۱۲۰)؛ «زینت انسانِ شریف فروتنی است».
همچنین امام سجاد۷ در دعای مکارم اخلاق این گونه دعا میکنند:
اللّهم... وَ لَا تَرْفَعْنِی فِی النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِی عِنْدَ نَفْسِی مِثْلَهَا، وَ لَا تُحْدِثْ لِی عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِی ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِی بِقَدَرِهَا (صحیفه سجادیه، ۱۳۷۶ش، ص۹۲)
خدایا،... و مرا در میان مردم درجهای بالا نبر، مگر اینکه به همان اندازه نزد خودم پایین آوری و به من عزتی ظاهری عطا مفرما، مگر آنکه مرا در درون جان خودم به همان اندازه افتادگی عطا فرمایی.
تواضع آثار بسیار مهمی برای انسان دارد که برخی از آنها را که به بحث ما (کسب عزت و شرافت) مربوط میشود در ادامه میآوریم: یکی از ثمرات تواضع جلب دوستی و محبت دیگران است. در حدیثی از امام علی۷ در این زمینه میخوانیم: «ثَمَرَةُ التَّوَاضُعِ الْمَحَبَّةُ» (آمدی، ۱۴۱۰ق، ص۳۲۷)؛ «ثمره و میوه تواضع کسب محبت دیگران است».
نتیجه دیگر تواضع کسب بزرگی و شرافت است. خداوند کسی را که تواضع کند بالا میبرد و به او عزت و کرامت میبخشد. در حدیثی از رسول اکرم۹ میخوانیم: «إِنَّ التَّوَاضُعَ یَزِیدُ صَاحِبَهُ رِفْعَةً فَتَوَاضَعُوا یَرْفَعْکُمُ اللَّهُ» (کلینی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۱۲۱)؛ «فروتنی بر رفعت و جایگاه فرد فروتن میافزاید. پس فروتنی بورزید تا خدا شما را بالا برد».
بر این اساس تواضع در برابر اهل بیت:،که مقربترین بندگان به خدای متعالاند، موجب ارتقای جایگاه فرد میشود و بر عزت و شرافت او میافزاید. خداوند کسی را که در برابر آن بزرگواران فروتنی ورزد و کوچکی کند دوست میدارد و او را بالا میبرد.
دیگر آنکه تواضع را میتوان دو گونه دانست: تواضع در برابر انسانها و تواضع در برابر خداوند. همانطور که تواضع در برابر انسانهای دیگر موجب رفعت جایگاه انسان میشود، تواضع در برابر خداوند نیز بر عزت و شرافت آدمی میافزاید و او را بالا میبرد. پیامبر اکرم۹ در این باره فرمود: «مَن تَواضَعَ للّهِ رَفَعَهُ اللّهُ، فهُو فی نَفسِهِ ضَعیفٌ وفی أعیُنِ النّاسِ عَظیمٌ، ومَن تَکبَّرَ وَضَعَهُ اللّهُ، فهُو فی أعیُنِ النّاسِ صَغیرٌ وَ فی نَفسِهِ کَبیرٌ؛ حتّى لَهُو أهوَنُ علَیهِم مِن کَلبٍ أو خِنْزیرٍ» (متقی هندی، ۱۴۰۱، ج۳، ص۱۱۳، ح۵۷۳۷)؛ «هر که براى خدا فروتنى کند خداوند او را بالا مىبرد؛ پس او در نظر خودش ناچیز است، ولى در چشم مردم، بزرگ و هر که بزرگى بفروشد خداوند او را پست مىگرداند؛ پس او در چشم مردم کوچک است، ولى در نظر خودش بزرگ. او حتى از سگ و خوک هم در نظر مردم پستتر است».
در حدیث دیگری منقول از امام صادق۷ آمده است: «مَنْ تَوَاضَعَ لِلهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَى کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ» ([منسوب به] جعفر بن محمد۸، ۱۴۰۰ق، ص۷۲)؛ «کسی که در برابر خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت و بزرگی میبخشد».
از سوی دیگر میدانیم یکی از شعب تواضع در برابر خدا فروتنی در برابر اهل بیت: است. همانطور که اطاعت از اهل بیت: اطاعت خدا شمرده میشود، تواضع در برابر ایشان نیز تواضع در برابر خدا به حساب میآید. در نتیجه کسی که در برابر آن بزرگواران فروتنی ورزد خداوند او را شرافت، عزت و کرامت میبخشد. تواضع در برابر عزیزترین و شریفترین انسانها نهتنها موجب ذلیل شدن نمیشود، بلکه آدمی را عزیز و شریف میگرداند.
۹. وعده به محبان و اطاعتکنندگان از اهل بیت:
درباره دوستی و همراهی با اهل بیت: روایات بسیاری وارد شده است که برخی از آنها را پیش از این ذکر کردیم. در اینجا به یکی دو نمونه دیگر توجه میکنیم:
امام زینالعابدین۷ فرمود: «مَنْ أَحَبَّنَا وَ عَمِلَ بِأَمْرِنَا کَانَ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى» (خزاز رازی، ۱۴۰۱ق، ص۲۳۷)؛ «هر که ما را دوست بدارد و به دستور ما عمل کند در مراتب بالا با ما خواهد بود».
همچنین امام صادق۷ فرمود:
لَا یُحِبُّنَا عَبْدٌ إِلَّا کَانَ مَعَنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَاسْتَظَلَّ بِظِلِّنَا وَ رَافَقَنَا فِی مَنَازِلِنَا وَ اللَّهِ وَ اللَّهِ لَا یُحِبُّنَا عَبْدٌ حَتَّى یُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ لَا یُطَهِّرُ قَلْبَهُ حَتَّى یُسَلِّمَ لَنَا وَ إِذَا سَلَّمَ لَنَا سَلَّمَهُ اللَّهُ مِنْ سُوءِ الْحِسَابِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ إِنَّمَا یَغْتَبِطُ أَهْلُ هَذَا الْأَمْرِ إِذَا انْتَهَتْ نَفْسُ أَحَدِهِمْ إِلَى هَذِهِ وَ أَوْمَى بِیَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ (ابن حیون، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۷۳)
هیچ بندهای ما [اهل بیت] را دوست ندارد، مگر آنکه در روز قیامت با ما خواهد بود و در سایهسار ما قرار خواهد داشت و با ما در منازلمان دوست و همنشین خواهد بود. به خدا، به خدا، هیچ بندهای ما را دوست ندارد، مگر آنکه خداوند قلب او را پاک میگرداند و خداوند قلب او را پاک نمیکند، مگر آنکه در برابر ما تسلیم باشد و زمانی که در برابر ما تسلیم باشد خداوند او را در روز قیامت از بدی حساب ایمن خواهد نمود و از روز هول و هراس بزرگ ایمن خواهد بود. همانا اهل این امر (معتقدان به ولایت اهل بیت) زمانی که جانشان به اینجا برسد [و با دستش به حلق اشاره نمود] سود میبرند.
در منابع حدیثی شیعه روایتی نقل شده است که نشان از نقش تأثیرگذار تولّی و تبرّی (دوستی با دوستان اهل بیت و دشمنی با دشمنان آنها) در سرنوشت انسان دارد:
حَکَم بن عُتَیبه میگوید: روزى در محضر امام باقر۷ نشسته بودیم و اتاق نیز مملو از جمعیت بود. ناگاه پیرمردى که تکیه بر عصاى بلندى کرده بود وارد شد؛ دم در ایستاد و گفت: «سلام و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد اى فرزند رسول خدا!» و پس از آن ساکت شد. امام باقر۷ پاسخ داد: «و علیک السّلام و رحمة الله و برکاته». پیرمرد رو به حاضران کرد و به آنان نیز سلام داد و همچنان ایستاد تا همگى جواب سلامش را دادند؛ آنگاه روى خود را به سمت امام باقر۷ کرد و گفت: «اى فرزند رسول خدا، مرا نزدیک خود بنشان که به خدا سوگند من به شما و دوستدارانتان علاقهمندم. به خدا سوگند این دوستیها برای دنیا نیست و به خدا من دشمن دارم دشمنانتان را و از آنان بیزارم. به خدا این دشمنى و بیزارى به این دلیل نیست که آنان فردی از اطرافیانم را کشته باشند. به خدا سوگند من حلال شما را حلال میدانم و حرامتان را حرام میشمارم و چشم به فرمانتان دارم. قربانت گردم، آیا [با این ترتیب[ درباره من امید ]سعادت و نجات] دارى؟»
امام باقر فرمود: پیش بیا، پیش بیا. سپس او را نزد خود نشانده و فرمود: «اى پیرمرد، همانا مردى نزد پدرم على بن حسین۸ شرفیاب شد و همین پرسش را مطرح کرد. پدرم به او فرمود: اگر [با این حال] بمیرى، به رسول خدا۹، على، حسن، حسین و على بن حسین: وارد شوى و دلت خنک شود، قلبت آرام گیرد، دیدهات روشن گردد و به همراه نویسندگان اعمالت با روح و ریحان از تو استقبال شود و این در وقتى است که جان به اینجاى تو رسد- و با دست به گلویش اشاره فرمود- و اگر زنده بمانى، آنچه را موجب چشمروشنیات هست ببینى و در بالاترین درجات بهشت با ما خواهى بود».
پیرمرد گفت: چه فرمودى اى اباجعفر؟! [پیرمرد با تعجب از امام خواست تا کلامش را تکرار کند] امام۷ همان سخنان را براى او تکرار کرد. پیرمرد گفت: «الله اکبر، اى اباجعفر، اگر بمیرم، به رسول خدا، على، حسن، حسین و على بن حسین: درآیم و دیدهام روشن گردد، دلم خنک شود، قلبم آرام گیرد و به همراه نویسندگان اعمالم با روح و ریحان مورد استقبال قرار گیرم، هنگامى که جانم به اینجا رسد و اگر زنده بمانم، ببینم آنچه را دیدهام بدان روشن گردد و با شما باشم در بالاترین درجات بهشت؟» این جملات را گفت و آنقدر گریه کرد تا نقش بر زمین شد. حاضران نیز که حال پیرمرد را دیدند به گریه و زارى پرداختند. امام باقر۷ [که چنان دید] با انگشت خود قطرات اشک را از گوشههاى چشم آن پیرمرد پاک کرد. پیرمرد سر بلند کرد و عرضه داشت: «دستت را به من بده، قربانت گردم!» حضرت دستش را به پیرمرد داد و او دستشان را میبوسید و بر دیده و رخ خود میگذارد. سپس شکم و سینه خود را گشود و دست بر شکم و سینهاش گذارده برخاست و خداحافظى کرده، به راه افتاد.
امام باقر۷ نگاهى به پشت سر پیرمرد کرد و رو به حاضران فرمود: «هر کس میخواهد مردى از اهل بهشت را ببیند به این مرد بنگرد» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۷۶).
آنچه در این روایات، بهخصوص روایت اخیر، آمده بر منزلت و جایگاه والای دوستداران اهل بیت:، که محبت آن بزرگواران وجود آنان را در بر گرفته است، دلالت میکند. آدمی هنگامی که از مرتبت رفیع خود نزد خدا به دلیل عشق و علاقه به اهل بیت: و پیروی از ایشان آگاه میشود، به طور طبیعی درون خود احساس عزتمندی و شرافت میکند و از این امر به خود میبالد.
نتیجهگیری
آنچه میتوان به طور کلی از این نوشتار نتیجه گرفت این است:
۱. تأثیر ارتباط و دوستی با اهل بیت: در برخورداری آدمی از عزت، شرافت و وجاهت شخصیت امری واقعی است، نه صرفاً ساختهوپرداخته خیالپردازی آدمی. مؤمنان راستین به دلیل ارتباط مؤمنانه و برخاسته از اعتقاد راسخ به جایگاه اهل بیت: نزد خداوند و در جهان آفرینش از عزت و شرافت واقعی درون خود و نیز نزد مردم برخوردارند. آنان همچنین به دلیل افاضه نور الهی از مسیر اهل بیت: بر وجودشان نورانیتی بالاتر از دیگران دارند و در هر محیط اجتماعیای که قرار میگیرند فضا را آکنده از نور الهی میکنند.
۲. مسیر ارتباط و دوستی با اهل بیت: کوتاهترین و در دسترسترین مسیر برای برخورداری از عزت، شرافت و نورانیت الهی است. در واقع خداوند اهل بیت: را وسائط فیض خود قرار داده است تا انسانها از این مسیر سریعتر و سهلتر به قرب الهی نائل آیند و از فیض الهی بهرهمند شوند.
فهرست منابع
٭ قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
٭ نهج البلاغه (نسخه صبحی صالح)، به گردآوری محمد بن حسین شریف الرضی، ۱۴۱۴ق، قم، هجرت.
٭ صحیفه سجادیه، على بن الحسین۷، قم، دفتر نشر الهادى.