فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

نقش اربعین در شکل گیری ظرفیت های تمدنی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه قم
چکیده
در دوران حاضر، از مهم ترین ظرفیت های تمدنی اسلام، در اربعین حسینی شکل می گیرد. ابعاد گوناگون مذهبی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مراسم اربعین چنان ظرفیتی ایجاد کرده که می توان آن را مهم ترین تجمع دینی بر پایه هم گرایی در جامعه اسلامی دانست؛ چراکه این مراسم به مذهب خاصی محدود نیست و خیل عظیم مردم را به نام فرزند رسول خدا و تحت لوای پرچم اسلام گرد آورده است.
محور اصلی این پژوهش، سنجش میزان ظرفیت تمدنی اربعین است که تلاش می شود با روش کتابخانه ای و اسنادی به ترسیم و تبیین آن پرداخته شود. شایسته است این مراسم از منظر جامعه شناختی، فرهنگ شناختی، مردم شناختی، ارتباط شناختی، روان شناختی و مانند آن نیز واکاوی شود یافته های این پژوهش نشان می دهد که با نگاه تمدنی، مجموعه فعالیت های اربعینی می تواند در قالب هویت بخشی، حیات بخشی، انسجام بخشی و تعمیق عبودیت و معنویت راهبری شود.
 
کلیدواژه‌ها

مقدمه

در دهه اخیر، مراسم اربعین که به سرعت در حال تبدیل شدن به یک کلان پدیده فرهنگی و تمدنی در مقیاسی فراتر از جهان اسلام است، نشان داده که سوگیری آن به برگزارى یک همایش بزرگ انسانی بر مدار اخلاق و فرهنگ والای دینی است. ازاین رو می توان از پیدایش ظرفیت های عظیم فرهنگی و تمدنی در اربعین یاد کرد.

در یک نگاه کلی باید مناسک دینی، همچون حج و اربعین، را گنجینه ای عظیم دانست که به ابعاد عبادی و معرفتی آن زیاد پرداخته شده است؛ اما به ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و جایگاه و ظرفیت های آن در مسیر تحقق تمدن اسلامی و تعمیق معارف دینی در جان مسلمانان توجه زیادی نشده است.

آنچه در اربعین رخ می دهد روابط انسانی فراتر از ملاک دنیوی، و بلکه بر محور امر متعالی، عبودی، معنوی و الهی است؛ زیرا در این نظام ارتباطی، هویت هر فرد با محور اباعبدالله الحسین۷ در قالب زائر الحسین، خادم الحسین و خادم زائر الحسین معنا می یابد.

مفهوم شناسی

درک درست از مفهوم تمدن و فرایند دستیابی به آن می تواند معیار و راهنمای ما در هر نوع فعالیت معطوف به تمدن و همچنین تمدن اسلامی باشد. به همین جهت در ادامه به مفهوم شناسی تمدن توجه می شود.

۱. تمدن

واژه «تمدن» از ریشه «مُدن»، و به معنای خو کردن به اخلاق شهرنشینى و رسیدن به انسانیت است (البستانی، ۱۳۷۵ش، ص۲۵۸) که در زبان انگلیسی «civilization» و در عربی «الحضاره» خوانده می شود. این واژه از ریشه «مدینه» و «مدنیت» گرفته شده است. (کاشفی، ۱۳۸۹ش، ص۳۳) در اصطلاح، تمدن را بالاترین گروه بندی فرهنگ و گسترده ترین سطح هویت فرهنگی به شمار آورده اند. (هانتینگتون، ۱۳۷۴ش، ص۴۷)

۲. تمدن اسلامی

فرهنگ اسلامی، که از هستی شناسی خاص اسلام نشئت گرفته، پیروانش را به سوی ایجاد تمدنی بزرگ رهنمون ساخته است. (کاشفی، ۱۳۸۹ش، ص۵۳) این تمدن و پیشرفت که بر مبانی، اساس و ایده های اصول اسلامی صورت گرفته، تمدن اسلامی خوانده می شود. (جان احمدى، ۱۳۸۶ش، ص۵۱) از تمدن اسلامی تعریفی وجود دارد که کمتر به آن توجه شده و آن عبارت است از اینکه مدنیت انسانی تابعی از پیشرفت تکنیک و تکنولوژی و علم مادى نیست؛ بلکه عمدتاً ناظر بر روابط انسانی، اخلاقی و معنوی در جامعه است. (خاکرند، ۱۳۹۲ش، ص۷۵) با این نگاه، شاخصه های تمدنی خوبی برای ارزیابی جوامع اسلامی به دست خواهد آمد؛ چراکه فرهنگ و تمدن اسلامی بیش از ملاک مادی، دارای ملاک های معنوی است.

تمدن اسلامى حاصل پیشرفت و اعتلاى تمامى ملت هاى اسلامى است. شاخصى که این تمدن بر مبناى آن شکل گرفته، دین اسلام است؛ یعنى همه این اقوام و ملل مسلمان در پرتو دین اسلام به ایجاد و بالندگى این تمدن موفق شده اند. این تمدن، که نمونه کامل تمدن دینى است، ویژگى هایى دارد که آن را از دیگر تمدن ها متمایز مى کند؛ از جمله: قوانین دینى، نگرش توحیدى، خردورزى، علم و دانش اندوزى و تساهل و تسامح. افزون بر این، خلافت و حکومت و فرمانروایى در جهان اسلام عمده ترین تأثیر را بر شکل گیرى و پویایى تمدن اسلامى نهاده است. (فیرحى، ۱۳۸۶ش، ص۲۱ - ۲۴)

از تفاوت های بنیادین تمدن مادی و تمدن اسلامی در این است که تمدن اسلامی باید توانایى لازم براى سوق دادن انسان ها به تعالى مادى و معنوى را داشته باشد و در جهت پاسخ به نیازهاى فردى و اجتماعى جوامع بشرى و نیز رشد و تعالى انسان بکوشد.

بررسی تمدنی اربعین

آرنولد توین بی، تاریخ نگار معروف انگلیسی، در کتاب تمدن در بوته آزمایش، درباره تمدن اسلامى می نویسد:

پان اسلامیزم خوابیده است؛ اما اگر مستضعفین جهان بر ضد سلطه غرب شورش کنند و تحت یک رهبری قرار گیرند، این خفته بیدار خواهد شد و بانگ این شورش ممکن است در برانگیختن روح اسلامی مؤثر افتد و اسلام بار دیگر برای ایفای نقش تاریخی خود قیام کند. (توین بی،۱۳۵۳ش، ص۱۹۹ - ۲۰۰)

اربعین بیانگر این نکته است که آرمان های بشریت دست یافتنی است و دین قدرت بسیج نیروهای مردمی در مسیر حرکت جمعی صحیح را دارد؛ به طوری که در اربعین همه انسان ها از هر زبان و ملیتی دور هم جمع می شوند. با این نگاه، اربعین یک گام مؤثر و راهبردی در راستای تمدن، و همچنین گامی مهم برای وحدت دنیای اسلام با ایجاد روحیه فرهنگ جهاد و شهادت است.

اربعین نشانگر بروز و ظهور اتفاق بزرگی است که در پرتو این حرکت و تفکر، دل ها برای تحقق تمدن اسلامی روشن تر از همیشه است؛ چنان که افراد با سنین مختلف و سطح توانایی های گوناگون در این مراسم حضور مى یابند. ازاین رو اربعین از مظاهر فرهنگ و تمدن اسلامی است.

از درس های این رویداد، حرکت به سوی انسان کامل است و از آنجا که امام حسین۷ انسان کامل است، افراد از سرتاسر جهان در این رویداد جهت نزدیک شدن به اخلاق و صفات انسان کامل قدم برمی دارند. در واقع خاستگاه حرکت در مسیر اربعین، جهان بینی توحیدی است که از بینش و گرایش دینی سرچشمه مى گیرد و در پرتو ولایت الهی قرار دارد. جلوه های تمدنی اربعین در حوزه فضائل اخلاقی بسیار زیاد است که از میان آنها عدالت، معنویت و محبت به زیبابی هرچه تمام قابل مشاهده است.

بنابراین اربعین را باید آغازی بر فصل زیارت حضرت سیدالشهدا۷ پنداشت که تا به امروز همچون مشعلی پرفروغ نورافشانی می کند. این آغاز از طرف اهل بیت: بود که با تأکیدات فراوان کم کم به یک فرهنگ دینی مبدل گشت. ازاین رو اربعین نقطه اتصال گذشته تاریخ به آینده تاریخ است. اربعین تنها برای عده محدودی از انسان ها نبوده و در حال حاضر گستره میلیونی یافته است. این پدیده، اتفاق بزرگی در مقیاسی فراملی، فراادیانی، فرازبانی و فرافرهنگی است و ظرفیت بالای تمدنی را در خود دارد؛ حرکت بزرگ اجتماعی که نه به جهت خواسته های مادی و پست، بلکه معنویت مدار و روحانی سرشت می باشد و با عمق و پشتوانه تاریخی همراه است. در این مسیر نه تنها همه نیازهای این جمع تأمین می شود، بلکه این رفع نیازها همگی با اوج انسانیت و روحیه اخلاقی همراه است.

ظرفیت های تمدنی اربعین

تمدن اسلامی، مرحله کمال یافته معنوی و مادی حرکت بیداری و اصلاحی دینی جهان معاصر اسلام است و روزی امت اسلامی بدان دست خواهد یافت. این تمدن در یک فرایند به دست می آید و لازمه رسیدن به آن، عبور از مراحل و منزلگاه هایی است و اربعین نمودی از طی این مسیر است.

همواره باید توجه داشت که اربعین یک فرصت کاملاً مردمی است و طبعاً نباید این ویژگی را در معرض آسیب قرار داد. مردمی بودن یک ظرفیت است برای انواع بناهایی که می توان روی آن ساخت.

بنابراین ظرفیت تمدنی اربعین بسیار مهم است. اربعین می تواند به کاهش عوامل پیرامونی تهدیدکننده منافع شیعی و حتی جهان اسلام و تقویت عوامل پیش برنده آن و تحکیم انسجام اسلامی و نیز تدوین الگویی برای تمدن اسلامی مطرح شود.

باید توجه داشت که بهره مندی درست از ظرفیت تمدنی اربعین در سطح مسائلی که مطرح شد، نیازمند مدیریت صحیح این مراسم عظیم است. تحولات دهه های اخیر در نظریه ها و مفاهیم روابط بین الملل، زمینه ساز ارائه تعاریفی نو از روابط بین الملل با بن مایه های دین، فرهنگ، هویت ملی، قدرت نرم و به ویژه پشتوانه های مردمی است و اربعین برای به نمایش گذاشتن نمونه ای موفق در این زمینه، ظرفیت بسیار بالایی دارد.

در ادامه برخی از ظرفیت های تمدنی که در حرکت اربعینی وجود دارد، مطرح می شود.

۱. هویت بخشی و حیات بخشی

مناسک اجتماعی، اعم از مناسک دینی و غیر دینی، به دلیل سرشت جمعی خود همواره نقش هویت ساز برجسته ای دارند. زیارت اربعین و زوار اربعینی در چنین فضایی قرار می گیرند. بر این اساس راهپیمایی اربعین نیز تنها یک حرکت عبادی صرف برای ادای احترام و بزرگداشت امام حسین۷ و واقعه عاشورا نیست؛ بلکه افزون بر آن، رویدادی مستقل و دارای اثرات و کارکرد ویژه است؛ به طوری که زوار اربعینی در بستر راهپیمایی باشکوه خود، به نوعی یکسان انگاری با پیروان امام حسین۷ دارند که نتیجه آن مشارکت در بازتولید حماسه بزرگ عاشورا در زمان معاصر با رویکرد تمدنی، و حیات بخشی به آن حماسه بزرگ است. (الویری، ۱۳۹۷ش/الف، ص۸)

مقصود از هویت بخشی نیز حس مشارکت و یکسان پنداشتن حرکت خود با یاران امام حسین۷ و حس عضویت در مجموعه اصحاب آن حضرت و قرار گرفتن در جبهه حسینی است. بنابراین اربعین به عنوان یک حرکت دینی و ریشه داشتن در مبانی اندیشه اسلامی، به تقویت روح هویتی میان همه مسلمانان و بلکه انسان های آزاده مى پردازد.

۲. انسجام بخشی

پس از هویت بخشی، که بیشتر یک حس درونی است، باید از انسجام بخشی یاد کرد که بیشتر یک ویژگی اجتماعی بوده و ظهور و بروز آن در گرو وجود دسته های جمعی است. در حرکت اربعینی شاهد حضور تنوع قومی، مذهبی و حتی گرایش های سیاسی هستیم که به صورت هماهنگ در مسیری واحد گام برمی دارند. چه بسا بسیاری از این افراد و گروه ها در صحنه سیاست و اجتماع و حتی فعالیت های علمی، نسبت به یکدیگر در حالت واگرا قرار دارند، اما در اربعین با محوریت نام مقدس امام حسین۷ همگرایی را تجربه می کنند و برای همه آنان خوشایند است.

نکته بسیار مهم اینکه مراسم اربعین توان بالایی در انسجام بخشی به گروه های مختلف دارد و این کارکرد بسیار فراتر از انسجام ملی است و باید برای آن زمینه انسجام دینی و اسلامی قائل شد؛ چراکه به ملیت خاصی همچون ایران و عراق اختصاص ندارد.

در فضای راهپیمایی اربعین، حجم قابل توجهی از اطلاعات در زمینه های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تبادل مى شود که به صورت طبیعی بخش فراوانى از آن به افزایش دامنه آگاهی زائران می انجامد و بر انسجام بخشی فرامرزی کمک می کند. (الویری، ۱۳۹۷ش/الف، ص۹)

همچنین در مراسم اربعین، افزون بر شیعیان، زائران اهل سنت، مسیحیان، ایزدیان، زرتشتیان و صابئین نیز حضور دارند و همپای دیگر زائران گام برمی دارند و حتی در قالب خدمت به زائران به ایفای نقش می پردازند. این نیز ظرفیت بالایی برای تبادل فرهنگی و گام برداشتن در انسجام بخشی است. وجود زائرانی از مذاهب، ادیان و نژادها و از سرزمین های گوناگون و در مقیاسی بسیار گسترده می تواند نگاه گسترده و کلان تمدنی را نویدبخش باشد. این نگاه گسترده و جامع و جهانی در متون و منابع دینی، درباره عاشورا نیز وجود دارد. اربعین فرصت بسیار مغتنمی است که خودآگاهی زائران به این کارکرد تمدنی را به ارمغان می آورد.

۳. تعمیق عبودیت و معنویت در جامعه

جایگاه عبودیت انسان در برابر خدای سبحان ایجاب می کند که او در برابر احکام الهی خضوع و تعبد و فرمانبرداری داشته باشد؛ ولی وقتی معصومان: خود به تحلیل عقلی و توجه به مصالح اوامر و مفاسد منهیات می پردازند، عملاً دریچه ای به سوی اجازه یافتن عقل بشری برای اظهار نظر در این موارد می گشایند و چنین فضایی یک فضای تمدنی است؛ زیرا احکام و آموزه های دینی را در سطح بشری (در گسترده ترین سطح مناسبات انسانی) قابل فهم و استدلال می کند.

حضرت اباعبدالله الحسین۷ برای بشریت چنین جایگاهی دارد و چنان که از کنیه ایشان (اباعبدالله) نیز پیداست، ایشان در مقامی والا از بندگان خدای متعال قرار دارد. ازاین رو از مهم ترین ظرفیت های تمدنی اربعین را باید زمینه سازی ژرفا بخشیدن به عبودیت و معنویت در جامعه اسلامی دانست.

در آموزه های اسلامی ارزش زیادی برای مناسک و عبادات جمعی به عنوان یکی از روش های کسب معنویت و عبودیت جمعی وجود دارد؛ چراکه تأثیر جمع و حضور در اجتماعات در روحیه افراد جامعه امری روشن و انکارناپذیر است. جمع درمانی که در روانشناسی جدید به صورت «گروه درمانی» به آن اقبال زیادی شده (اسدی نوقابی، ۱۳۸۴ش، ص۶۰) از همین خصلت جمع های بشری است. بی تردید لذت معنوی که در عبادت جمعی به دست می آید بسیار ارزشمندتر و پایدارتر است.

در حرکت اربعینی، شخص افزون بر تجربه معنوی فردی، بیش از همه مجذوب و شیفته حرکت جمعی بر معیار رفتارهای عبادی و معنوی می شود که در بیشتر اوقات با دشواری های جسمی نیز همراه است. آنچه در خاطر افراد باقی می ماند تعمیق معنویت و عبودیت جمعی است و این همان هم افزایی یا سینرژی2 است که به اثر تصاعدی فعالیت های هم خانواده بر یکدیگر گفته می شود. (مروتی، ۱۳۹۲ش، ص۱۶-۱۷) این ظرفیت عظیم از مهم ترین کارکردهای تمدنی حرکت اربعینی است که مرزهای سیاسی نیز در آن دیده نمی شود و ملیت های مختلف از جوامع گوناگون آن را تجربه می کنند.

۴. ایجاد اعتماد به نفس و اقتدارآفرینی

در تبیین این معنا لازم است ابتدا به یک نکته اساسی توجه داشت. گرایش ها ، عاطفه ها و احساس های بشری از مهم ترین ارکان یک جامعه و تمدن بشری است که در حیات اجتماعی خود بدان پایبندند و تعلق خاطر دارند. هر جامعه ای متناسب با حس زیباشناسی خود، گاه به موضوعات و مسائلی علاقه روحی و میل و کشش درونی پیدا می کند و گاه از مطالبى متنفر است و مى گریزد، زمانی که همین امیال با اندیشه ها تعامل پیدا کند، مبدأ بروز رفتارها و موضع گیری های گوناگون می گردد.

در این راستا باید اربعین را از محوری ترین و مهم ترین ظرفیت های حال حاضر در شکل دهی تمایل تمدنی پنداشت؛ زیرا زیست مؤمنانه و ایجاد همدلی امت اسلامی بر محور زیارت فرزند رسول خدا۹ فرصت کافی برای ایجاد پایگاه لازم در شکل گیری تمدن اسلامی را با خود دارد.

از مهم ترین مؤلفه هاى نوسازى تمدن اسلامى، «خودباورى و اعتماد به نفس» مسلمانان است. اعتماد و اتکاى به نفس در عرصه تلاش علمى، سیاسى و فرهنگى، رسم کننده خط و جهت اصلى است. تمدن اسلامى اگر بخواهد اوج بگیرد، باید به این خودباورى برسد و تجمع اربعین بهترین زمینه برای رسیدن به چنین فضایی برای خودباوری و اعتماد به نفس است. (الویری، ۱۳۹۷ش/ب، ص۱۱)

ظرفیت این کارکرد در سال های اخیر ظهو و بروز بسیاری پیدا کرده است؛ به طوری که شرکت در مراسم اربعین علاوه بر اینکه برای همه علاقه مندان امام حسین۷ حس اعتماد به نفس را به ارمغان می آورد، اقتدار در صحنه جهانی را به نمایش مى گذارد.

۵. حس وحدت و تشکیل امت واحده

در متون دینی واژگانی چون تعاون، جماعت، اجتماع، مودّت، اخوّت، الفت، تألیف قلوب و مانند آن کاربرد زیادی دارد و دربردارنده معنای وحدت و اتحاد اسلامی در مسیر صحیح است، چنان که در قرآن به صراحت به تعاون و همراهی،3 مودت و رحمت با یکدیگر4 و حفظ پیوند دینی5 توصیه شده است. از بهترین نمونه های ایجاد حس وحدت اسلامی را می توان در اربعین نظاره گر بود؛ به طوری که حرکت در اربعین را باید از شعائر بنیادین اسلامی و حرکتی اجتماعی بر پایه دین دانست.

مهم ترین راهکارها برای تقویت بینش تمدنی در اربعین مستلزم بالا بردن آگاهی تاریخی درباره فرایند گسترش اسلام و تحقق تمدن پیشین اسلامی، توجه به امتداد اجتماعی عبادات و آموزه های دینی، استخراج نمونه های کلان نگری در روایات و آشنا کردن مردم با آن، افزایش اطلاعات جهانی و تحلیل مسائل سیاسی روز در پرتو آن، اخلاق گرایی، عدم برخورد گزینشی با روایات و احادیث و انس با روح دیدگاه های ائمه اطهار:، تشویق همگان به ترجیح منافع امت اسلامی بر منافع فردی و جناحی و منافع ملی و پایبندی واقعی به وحدت اسلامی است.

اربعین بستری کاملاً مناسب برای ظرفیت اجتماعی و تشکیل امت واحده اسلامی است؛ چنان که از مهم ترین اهداف و ظرفیت های اجتماعی اربعین نیز تشکیل امت واحده اسلامی است.

عبادات و فرایض، افزون بر جنبه فردی و تأثیری که در دگرگونی روحی و فکری و اخلاقی و رفتاری افراد برجای می نهند، به نوعی با مسائل اجتماعی و حقوق جمعی نیز در ارتباط هستند. اربعین در این میان نقش برجسته ای دارد. این نگاه به اربعین و ویژگی ها و نقش های محوّل آن، که از جمله آنها رساندن پیام اسلام به دیگر امت هاست، آشکارا امت اسلامی را در یک مقیاس تمدنی مورد توجه قرار می دهد.

۶. گسترش ارزش های دینی

هر فرهنگ و تمدنی برای حفظ و بازآفرینی خود نیازمند گسترش هنجارها و ارزش های خود از طریق هنجارهای خاص اجتماعی است. اربعین از این جهت هنجاری اسلامی است که به گسترش ارزش های اسلامی می پردازد. اربعین می تواند به عنوان یک سنت همیشگی، سالیانه در احیای هویت اسلامی و نفی هویت های ساختگی قومی-ملی کاملاً مؤثر باشد.

از عوامل ایجاد وحدت، همدلی، تعاون و همکاری است. در موسم اربعین افراد و گروه های زیادی از مناطق، نژادها و سلیقه های گوناگون کنار یکدیگر قرار می گیرند و وحدت و همدلی میانشان به وجود مى آید و دل هایشان را به یکدیگر نزدیک می کند. تلاقی و همدمی افراد و گروه های مختلف در حرکت اربعین، ظرفیت مهم تمدنی محسوب می شود.

توجه گسترده به مباحث اخلاقی و معنوی فردی و اجتماعی و نیز تبدیل تهدیدها به فرصت برای روشن نگاه داشتن چراغ حق، به ویژه هنگام مواجهه با مصائب، از دیگر مواردی است که می توان به وجه تمدنی آنها اشاره کرد. روا نیست اندیشه ها و سیر حرکت اربعینی، که ظرفیت جامعه سازی و هدایت جامعه به سوی تمدن را دارد، اسیر برخى محدودنگری ها باشد. بایسته است که مبلغان حسینی پرچمداران شناساندن این ظرفیت عظیم برای جامعه بشریت باشند؛ به ویژه در تحولات تمدنی جهان امروز که تشنگان حقیقت بسیارند. (اکوانی، ۱۳۹۹ش، ص۱۳۵)

اربعین این ظرفیت را دارد که در شوراندن تفکر در مسیر پیاده روی و عقلانیت معرفتی و اخلاقی و اجتماعی در تعاملات را تقویت کند و محلی برای بارورسازی آن باشد. تحقق این مهم نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزی در نهاد های متولی است. هرگز عشق شورانگیز در این جامعه بزرگ انسانی، موجب غفلت از عقلانیت و خودآگاهی در این حرکت نمی شود. عشاق الحسین در اوج عشق و احساسشان، به آنچه می کنند آگاهی دارند و کاملاً فلسفه «حب الحسین» و کارکرد اجتماع حسینی را می فهمند و آن را در قالب شعارهای مختلف و متنوع مانند «حب الحسین یجمعنا»، «یوحدنا حب الحسین» یا «عشیرة الحسین فوق العشیره» برجسته مى کنند و نصب العین خود قرار مى دهند.

۷. توسعه فرهنگی در حرکت اربعینی

فرهنگ را باید نزدیک ترین کلمه به تمدن دانست که با یکدیگر سنخیت و هماهنگی بسیاری دارند؛ چراکه تمدن در مسیر فرهنگ شکل مى گیرد و زمانی که به کلان شکل فرهنگی مبدل گردد، به تمدن تبدیل می شود. در واقع باید گفت اگر این حرکت را راهی در نظر بگیریم، فرهنگ ابتدای آن، و تمدن انتهای آن است؛ به عبارتی تمدن نمونه عالی فرهنگ است. استاد مطهری تمدن را جنبه مادی فرهنگ، و فرهنگ را جنبه معنوی تمدن مى داند. (مطهری، ۱۳۹۶ش، ج۱۳، ص۸۰۱) این تعبیر را می توان این گونه تفسیر کرد که وقتی فرهنگ به صورت گسترده ظهور و جلوه اجتماعی پیدا کند، به تمدن تبدیل می شود.

این معنا در مناسبات اجتماعی نیز دیده می شود؛ بدین گونه که وقتی ما در خانه سازی و شهرسازی فرهنگ خاصی مانند فرهنگ اسلامی را دنبال می کنیم، شهر اسلامی بنا می شود که جلوه تمدن اسلامی است. ازاین رو زمانی که فرهنگ ظهور اجتماعی پیدا کند، تمدن بر پا می شود.

درباره ظرفیت سازی تمدنی راهپیمایی اربعین باید توجه داشت که فرهنگ و توسعه فرهنگی در این زمینه نقش بسیار جدی دارد. ازاین رو حضرت آیت الله خامنه ای درباره نقش تمدنی اربعین فرمود:

اگر ظرفیت های کشورهای اسلامی بر روی هم مجتمع بشود، آن وقت امّت اسلامی نشان خواهد داد که عزّت الهی یعنی چه؛ تمدّن عظیم اسلامی را به جوامع عالَم نشان خواهند داد. باید هدف ما این باشد و این راهپیمایی اربعین می تواند یک وسیله گویایی برای تحقّق این هدف باشد. (بیانات در دیدار جمعی از موکب داران عراقی -۲۷/۶/۱۳۹۸)

تمدن ویژگی های زیادی دارد و در جایی که فرهنگ و تمدن وجود دارد، عقلانیت رشد می کند. رشد ابزار، عقلانیت و فرهنگ جلوه های تمدن است که در اربعین شکل می گیرد. فرهنگ اربعین در شکل اجتماعی و سیاسی، خود را نشان می دهد؛ در سال های آغازین ناقص بود؛ ولی هر سال که گذشت، کامل تر شد.

نقطه کانونی اربعین را باید در تحول روحی کسانی که در این مسیر قرار می گیرند، دید. از سویی نقطه عزیمت و شکل گیری یک حرکت جمعی به سمت تمدن، تحول روحی است؛ چنان که این فرایند در ضمن شکل گیری تمدن جدید غرب نیز تجربه شد؛ همان طورکه پیش از آنکه انقلاب صنعتی رخ دهد، تحول روحی پدید آمده بود. در دوران معاصر ما نیز اربعین توانسته است در فرهنگ عمومی، سبک زندگی جدیدی را وارد کند که تحول درونی و روحی انسان در آن بسیار برجسته است.

در نظام فرهنگی اسلام، دین عنصری در کنار سایر عناصر نیست؛ بلکه محور و اساس فرهنگ اسلامی است و تجلی آن در تمامی مظاهر فرهنگی، از معماری تا ادبیات و از پزشکی تا آداب و رسوم، قابل مشاهده است.

۸. زیست مؤمنانه در حرکت جمعی

تمایلات، عاطفه ها و احساسات را، که از آنها با عنوان تمایلات اجتماعی یاد می شود، خاستگاه شکل گیری تمدن برشمرده اند. این ادعا با مطالعه تاریخی به خوبی قابل اثبات است؛ چراکه نقطه عزیمت هر شکل تمدنی به شکلى دیگر، تغییر در تمایلات، عاطفه ها و زیباشناسی اجتماعی می باشد و به تعبیر ماکس وبر، این اخلاق اجتماعی است که پایه شکل گیری یک تمدن می گردد. (وبر،۱۳۷۴ش، ص۶۲)

اربعین بستری برای الگوی زیست مؤمنانه در فضای سبک زندگی اسلامی است. در این راستا باید کارکرد تمدنی اربعین را شکل دهی سبک زندگی اسلامی و نزدیک کردن فرهنگ های مختلف به فرهنگ اصیل اسلامی دانست. اربعین بستری مناسب برای مبادله اطلاعات فرهنگی، فکری و محلّی برای ارائه طرح سبک زندگی و فرهنگ اصیل اسلامی در همه زمینه های زندگی است. نمایندگان و رهبران مذاهب اسلامی باید با استفاده از این فرصت، از آثار، اخبار و سیره رسول خدا۹ در زمینه های مختلف اعتقادی، سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی بهره بگیرند.

از مشخصه های بارز هر امتی تحقق سبک زندگی است و اسلام به عنوان دینی جامع، خود منادی سبک زندگی خاص خود می باشد. حال رسوخ سبک زندگی غربی در جهان اسلام و بیگانه شدن از سیره نبوی، از موانع جدّی بر سر راه تحقق امت اسلامی است. ازاین رو از ظرفیت هاى مهم اربعین برای انتقال معارف علمی، مطالعات میان فرهنگی، مطالعات جامعه شناختی و روان شناختی و هم افزایی هایی در این راستاست.

ممکن است برخی از زائران در مسیر اربعین به تمام احکام فقهی تقیّد کامل نداشته باشند، اما در چنین تجربه زیستی، زندگی مؤمنانه و نظمی بر پایه ایمان مؤمنانه را تجربه می کنند. در فضای اربعینی، سبک زندگی مقدس دیده می شود و همه با آن نسبتی دارند.

۹. مشارکت جمعی در اربعین

اربعین به کشور، ملیت و حتی مذهب خاصی اختصاص ندارد و در واقع جنبه ای فراملی دارد که نشان دهنده یک زیست تمدنی است.

تمدن اسلامی زیست جغرافیایی محدودی ندارد و بسیار وسیع است. این زیست گسترده در قالب حرکت اربعینی نمود عینی می یابد که باید آن را جلوه ای از زیست تمدنی برشمرد. راهپیمایی اربعین می تواند با فرهنگ های دیگر نسبت برقرار کند. مهم ترین بحث راهپیمایی اربعین جلوه ای است از نظریه پیوستگی که توانسته یک امر سنتی را از گذشته بیاورد و آن را با عبور از عالم مدرن، کاملاً در یک ظهور اجتماعی به این گستردگی و با این ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نشان دهد؛ به طوری که بسیاری از کسانی که در این مسیر قرار گرفتند، معتقدند وحدتی مؤمنانه را در راهپیمایی اربعین تجربه کردند.

تمدن اسلامی، یک مرکز قُدسی دارد. در راهپیمایی اربعین، مرکز قُدسی همان امام حسین۷ است. مردم به سویی روان هستند که امام حسین۷ است. این به شکل یک فرهنگِ فردیِ بسته نیست؛ بلکه به شکل یک فرهنگِ اجتماعیِ عظیم در قالب راهپیمایی و تظاهرات -که خودش امر جدیدی است-بروز قُدسی پیدا می کند.

ظرفیت تربیت اخلاقی با تأکید بر اخلاق اجتماعی از دیگر ظرفیت های تمدنی اربعین است. مراد از این کارکرد فراهم آمدن شرایطی در اربعین است که همه را به انجام کارهای خیر و احساس مسئولیت نسبت به مشکلات احتمالی دیگران سوق می دهد. این رفتارهای اخلاقی - اجتماعی به شکل های مختلفی مانند نذورات و خیرات و مبرات و خدمت به زائران بروز می یابد.

بهره جستن از گفت وگو، به عنوان مؤثرترین روش تعامل بین فرهنگی و بین ادیانی و بین تمدنی، نیز در اربعین بسیار لازم است.

همچنین از مهم ترین ظرفیت های مهم تمدنی حرکت اربعینی را باید در توسعه روابط خارجی و بهره گیری از آن برای توسعه اقتصادی و افزایش ثروت ملی و تشویق به سرمایه گذاری خارجی و کاهش موانع آن دانست.

جمع بندی

حرکت جمعی اربعین، یک حماسه عاشورایی است که هرساله در سالروز اربعین امام حسین۷ به صورت گروهی عظیم، ظرفیت تمدنی دینی را به نمایش می گذارد و می توان آن را استمرار عاشورا و تداوم آن در بستر زمانی طولانی دید که همواره مشتاقان را به خود جذب می کند.

مراسم اربعین را باید نقطه تلاقی آرمان ها و عقلانیت و منافع ملی با پشتوانه بی نظیر حمایت مردمی در مقیاسی جهانی دید که زائران از ملیت های گوناگون و حتی مذاهب مختلف برای دست یافتن به منافع مشترک در سطح منطقه ای و بین المللی با رویکرد تمدنی آن را دنبال می کنند.

بنابراین آنچه درباره خوانش تمدنی اربعین می توان ارائه کرد، تحلیل و تطبیق معیارهای مختلفی همچون زیست مؤمنانه، الگوی سبک زندگی اسلامی، برانگیختن حس وحدت اسلامی، تشکیل امت واحده اسلامی بر حرکت پربرکت اربعینی است. این نگاه، آمیخته ای از استخراج و برجسته کردن موضوعات تمدنی در بستر حماسه ای دینی است که فهم آن با رویکرد تمدنی ممکن است. بنابر این در این رویکرد باید فهم ما ازاین رویدادها تغییر و ارتقا یابد. این فهم باید به گونه ای باشد که همه انسان ها حتی در آینده هم از آن بهره مند باشند؛ یعنی برجسته ساختن ابعادی از حرکت اربعینی که پیام آن می تواند در همیشه تاریخ و همه زمان ها در گسترده ترین سطح مناسبات انسانی کارایی داشته باشد.

فهرست منابع

قرآن کریم

  1. اسدی نوقابی، احمدعلی (۱۳۸۴ش)، روان پرستاری (بهداشت روان ۲)، تهران، نشر و تبلیغ بشری، چاپ پنجم.
  2. اکوانی، عباس (۱۳۹۹ش)، «بررسی تاثیر راهپیمایی اربعین حسینی درترویج فرهنگ حسینی و تمدن شیعی»، مجله نخبگان علوم و مهندسی، ج۵، شماره ۵.
  3. الویری، محسن (۱۳۹۷ش)، «حکمت مردمی؛ تأملی درباره نظام حِکمی تمدن ساز»، ارائه در همایش روز جهانی فلسفه با عنوان حکمت و تمدن در ایران اسلامی، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ۲۸ آبان.
  4. الویری، محسن و مهدی نژاد، سیدرضا (۱۳۹۷ش)، «رابطه اسلام و تمدن در اندیشه امام خمینی»، اسلام و مطالعات اجتماعی، شماره ۱۲.
  5. البستانی، فؤاد افرام (۱۳۷۵ش)، فرهنگ ابجدى (ترجمه المنجد الأبجدى)، ترجمه رضا مهیار، تهران، انتشارات اسلامى، چاپ سوم.
  6. بیانات در دیدار جمعی از موکب داران عراقی: ۲۷/۰۶/۱۳۹۸.
  7. توین بی، آرنولد (۱۳۵۳ش)، تمدن در بوته آزمایش، تهران، امیرکبیر، چاپ اول.
  8. جان احمدى، فاطمه (۱۳۸۶ش)، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامى، قم، دفتر نشر معارف، چاپ اول.
  9. خاکرند، شکرالله (۱۳۹۲ش)، سیر تمدن اسلامی، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم.
  10. فیرحى، داوود (۱۳۸۶ش)، تاریخ تحول دولت در اسلام، قم، انتشارات دانشگاه مفید.
  11. کاشفی، محمدرضا (۱۳۸۹ش)، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، قم، جامعة المصطفی العالمیه، چاپ سوم.
  12. مروتی، سهراب و یعقوبی، مینا (۱۳۹۲ش)، «بررسی تأثیر مناسک اسلامی بر فرایند معنویت یابی دینی»، معرفت ادیان، سال چهارم، شماره ۱۶، پاییز.
  13. مطهری، مرتضی (۱۳۹۶ش)، مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا.
  14. وبر، ماکس (۱۳۷۴ش)، اخلاق پروتستان و روح نظام سرمایه داری، تهران، انتشارات سمت، چاپ دوم.
  15. هانتینگتون، ساموئل (۱۳۷۴ش)، نظریه برخورد تمدن ها، ترجمه مجتبی امیری، تهران، وزارت امور خارجه.