فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

راهبردهای تبلیغی ابناء الرضا در تحریف زدایی از مکتب تشیع

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانش آموخته سطح چهار رشته تاریخ و سیره اهل بیت:، جامعة الزهرا، قم، ایران؛
چکیده
مکتب تشیع از ابتدای شکل گیری به دلایل مختلف مورد هجمه دشمنان بوده است و برخی افراد و جریان ها، به غفلت یا به عمد، در آموزه ها و باورهای شیعی انحرافاتی ایجاد کرده اند. به همین دلیل از وظایف و برنامه های تبلیغی امامان معصوم: تحریف زدایی و بیان عقاید حقه شیعیان بود. در این زمینه ابناء الرضا: نیز به تناسب شرایط عصر خویش راهبردهایی را جهت تبلیغ و اشاعه فرهنگ شیعی به کار گرفتند. یافته های این تحقیق، که با روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، حاکی است راهبردهای تبلیغی ابناء الرضا : در قالب دو راهبرد نظری و راهبرد عملی قابل رصد است.
تبیین و گفتمان سازی امامت الهی، تبیین اندیشه مهدویت و جایگاه زیارت، برنامه ریزی جهت تربیت نیروهای کارآمد، شبکه سازی و انجام کارهای تشکیلاتی، نمونه هایی از راهبردهای نظری و عملی ابناء الرضا: جهت تحریف زدایی از مکتب تشیع است.
 
کلیدواژه‌ها

مقدمه

تبلیغ دین و تحریف زدایى از مکتب تشیع از اصلی ترین وظایف امامان معصوم: در طول حیات ایشان بود. ازاین رو ایشان به جهت تحقق این هدف، به تناسب اوضاع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه برنامه های خاصی را تنظیم و عملیاتی کردند. این برنامه ها، که می توان از آنها در قالب راهبردهای تبلیغی یاد کرد، در عصر هر معصوم به صورت جداگانه قابل رصد و بررسی است.

در عصر ابناء الرضا: نیز با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان راهبردهای تبلیغی ائمه: با مطالعه و بررسی سیره و سخن ایشان در منابع متقدم تاریخی و رجالی قابل استنباط و بهره برداری است. همچنین در این عصر با توجه به فعال شدن برخی جریان ها و فرق شیعی، انحرافاتی در مکتب تشیع ایجاد شد که در صورت بی توجهی و نداشتن برنامه تبلیغی برای آن، ممکن بود این انحرافات در مکتب باقی بماند. بنابراین ایشان با به کارگیری راهبردهای تبلیغی متناسب، مسیر را جهت پیشبرد اهداف اسلام ناب محمدی هموار کردند و توانستند اصول و فروع تبیین شده در قرآن و سنّت سلف صالح خویش را به درستی تبلیغ کنند.

شناخت این راهبردها و ارائه طرح جامع از برنامه های تبلیغی ائمه: جهت الگوگیری، امری ضروری و حائز اهمیت است. هرچند تلاش هایی از سوی محققان و پژوهشگران علوم دینی در این زمینه صورت گرفته است، اما همچنان خلأ پژوهشی در بحث راهبردهای تبلیغی امامان، به ویژه در برخی از بازه های زمانی، وجود دارد. در ادامه به برخی از نزدیک ترین پیشینه ها در این موضوع اشاره می شود؛

- کتاب درآمدی بر روش های تبلیغی ائمه:، نوشته سیدعلیرضا واسعی و محمدشمس الدین دیانی سال ۱۳۸۶. در این کتاب پس از ذکر مباحث مقدماتی به شیوه های تبلیغی ائمه: در دو قالب تبلیغ گفتاری و رفتاری اشاره، و در پایان به لزوم الگوگیری از شیوه های تبلیغی ائمه: در رسانه های جدید پرداخته شده است. هرچند مؤلفان این اثر تلاش ارزشمندی جهت ارائه شیوه های تبلیغی امامان: داشته اند، اما اغلب مصادیق و نمونه های ذکرشده مربوط به عصر رسول خدا۹ تا امام هشتم۷ است و متأسفانه نمونه های تبلیغی ابناء الرضا: در آن کمتر دیده می شود. وجه تمایز این کتاب با اثر حاضر در همین جهت است.

-کتاب جریانات فکری شیعه در عصر ابناء الرضا:، نوشته لیلا همایون فرد در سال ۱۳۹۹ هرچند به طور خاص به موضوع تبلیغ و راهبردهای آن نپرداخته، اما مواضع و عملکرد این ائمه بزرگوار: را نسبت به جریان های شیعی تبیین کرده است. از این جهت می تواند پیشینه این مقاله قرار گیرد.

- مقاله «راهبردهای تبلیغی امام صادق۷»، نوشته فرشته معتمد لنگرود ی شماره ۱۴، در سال ۱۴۰۱. هرچند موضوع این مقاله مباحثی پیرامون تبلیغ امام صادق۷ است اما به جهت پرداختن به راهبردها به طور خاص می تواند پیشینه این اثر محسوب شود.

با توجه به موارد ذکرشده، نگارنده در اثر پیش رو بر آن است به طور خاص راهبردهای تبلیغی ابناء الرضا: را در تحریف زدایی از مکتب تشیع بیان کند. وجه نوآوری این اثر با آثار تدوین شده پیشین در همین موضوع است. در ادامه پس از مفهوم شناسی، این راهبردها در دو قالب راهبردهای نظری و عملی تشریح خواهد شد.

مفهوم شناسی

۱. راهبرد

«راهبرد» به معنای عمل، تجهیز و به کارگیری نیروها و توانایی ها جهت دستیابی به هدفی معین، و نیز به معنای استراتژی است. (انوری،۱۳۸۱ش، ج۴، ص۳۵-۶۹) در حقیقت راهبرد از تصمیم ها، برنامه ها و قواعد مرتبط ساختن اقدامات به یکدیگر برای رسیدن به هدف تشکیل شده است. (غفاریان، ۱۳۸۰ش، ص۲) معنای مختار نویسنده از کلمه «راهبرد» در این مقاله، معنای اخیر است؛ یعنی اقدامات و برنامه های مرتبطی که ابناء الرضا: برای رسیدن به هدف مشترک، که همان تحریف زدایی از مکتب تشیع بود، انجام می دادند.

۲. تبلیغ

«تبلیغ» در لغت به معنای ابلاغ و ایصال و رساندن پیغام یا خبر به مقصد است. (ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ج۸، ص۴۱۹؛ جوهری، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۱۸۱) در اصطلاح نیز عبارت است از رساندن پیام به دیگری به منظور اقناع و ایجاد دگرگونی در بینش و رفتار. تبلیغ بر سه عنصر اصلی پیام دهنده، پیام گیرنده و پیام استوار است. (رهبر، ۱۳۷۱ش، ص۸۶)

۳. ابناء الرضا:

آنچه در نگاه اول از مفهوم ابن الرضا به ذهن متبادر می شود، نام مبارک فرزند بزرگوار امام رضا۷، امام جواد۷ است؛ اما در کتب تاریخی و روایی سه امام بعدی از نسل امام رضا۷، یعنی امام جواد، امام هادی و امام حسن عسکری: را اصطلاحاً ابناء الرضا می خواندند؛ چنان که در نقل های بسیاری، از امامان مذکور با این لقب یاد شده است؛ (طبرسی، ۱۳۹۰ق، ص۳۶۷؛ مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۲۲؛ ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶ق، ص۴۲۲) از جمله در کتاب مناقب آل ابی طالب، ذیل معرفی امام عسکری۷ آمده است: «وکان هو وابوه وجده یعرف کل منهم فی زمانه بابن الرضا»؛ (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶ق، ص۴۲۲) «امام عسکری و پدرش امام هادی و جدش امام جواد:، همه شان در زمان خود معروف به ابن الرضا: بودند». شیخ مفید نیز در کتاب خود مکرراً عنوان ابن الرضا را آورده است. (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۸۲، ۳۰۷ و ۳۲۱)

۴. تحریف

«تحریف» در لغت به معانی دگرگونی، میل، گشتن از چیزی، کرانه و لبه ذکر شده و در اصطلاح، به معنای دگرگون کردن و وارونه سازی آمده است و مصادیق گوناگونی دارد. (خوئی، بی تا ب، ج۱، ص۱۹۷)

با توجه به این معنا، بسیاری از عقاید و آموزه های مکتب تشیع در طول تاریخ با اغراض گوناگون مورد تحریف و دگرگونی قرار گرفته است. این تحریف ها در عصر ابناء الرضا: نیز قابل رصد و مشاهده است؛ براى نمونه:

الف) تحریف در جایگاه امامت

با شهادت امام رضا۷ در صفر سال ۲۰۳ هجری، مقام امامت به امام جواد۷ منتقل شد؛ درحالى که از سن ایشان هفت سال و چند ماه بیشتر نمى گذشت.(مفید،۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۶۳؛ ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶ق، ج۴، ص۴۱۱) این مسئله سبب اختلافات و مشاجراتى میان اصحاب و کسانى شد که حتی در عهد حضرت رضا۷ مدعى پیروى آن حضرت بودند. آنان سن کم حضرت را بهانه اى براى جدا شدن از پیکره تشیع و ایجاد اختلاف میان شیعیان قرار دادند.

هرچند انتقال امامت به شخصى با چنین سنى تا آن زمان سابقه نداشت، ولى امام رضا۷ پیش از شهادت خود با تصریحات متعدد و اتمام حجت بر شیعیان به شیوه های گوناگون، توانسته بود این مسئله را تا حدى بر همگان مسلم و روشن سازد؛ اما با این وجود، عدم فهم صحیح از جایگاه امام در اندیشه شیعی برای برخی شیعیان، منجر به ایجاد انحرافاتی در این زمینه گردید که بسامد آن تا عصر امام هادی و امام حسن عسکری۸ نیز دیده می شود.

ب) تحریفات عقیدتی جریان ها و فرق

در عصر ابناء الرضا: به دلیل شرایط سیاسی و فرهنگی جامعه، برخی جریان ها و گروه های منحرف حضور فعال داشتند و با ابراز عقاید و اندیشه های خود میان مردم، برای مکتب تشیع تهدید جدی محسوب می شدند. از جمله فرق شیعی فعال در این زمان می توان به واقفیه اشاره کرد. آنان کسانی بودند که پس از شهادت امام کاظم۷ بر آن حضرت توقف کردند و امامت فرزندش، علی بن موسی الرضا۷، را نپذیرفتند. (نوبختی، ۱۴۰۴ق، ص۸۰ و۸۱)

پیوستن شخصیت های بزرگ شیعه به این گروه، زمینه گمراهی و انحراف طیف وسیعی از شیعیان را فراهم ساخت؛ زیرا آنها با در اختیار داشتن سازمان وکالت از موقعیتی که داشتند، به نفع خود استفاده کردند و با تألیف کتاب هایی در باب غیبت به دفاع از عقاید خود پرداختند. (حسین زاده شانه چی، ۱۳۸۴ش، ص۳۰) از مهم ترین کتاب های آنها می توان به کتاب الغیبه حسن بن محمد بن سماعه کوفی و الغیبه حسن بن علی بن ابی حمزه اشاره کرد. (نجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۳۷ - ۴۱) این تألیفات نشان می دهد که سران واقفیه در این دوران، فعالیت گسترده ای را برای اشاعه مذهب خود انجام دادند؛ اما با تبیین و اقدامات امامان معصوم:، پس از غیبت صغری حضور فعالی از این جریان مشاهده نمی شود.

زیدیه نیز از دیگر جریان هاى فعال این عصر هستند که تنازعات لفظى و ردّ و نقض متقابل آنها با شیعیان امامیه از زمان امام جواد۷ به بعد و در قرن سوم به اوج خود رسید؛ تا بدان جا که یکی از رهبران و پیشوایان این جریان به نام قاسم رسی به تألیف ردیه بر علیه شیعیان اقدام کرد. دو کتاب الرد على الرافضة و الرد على الروافض من اهل الغلو از رسی، مى تواند به عنوان الگویى از تفکر زیدیان و چالش آنان با امامان شیعى مورد ملاحظه قرار گیرد؛ براى نمونه وی به نقد این دیدگاه امامیه که معتقد به ضرورت همیشگى وصى و حجّت هستند پرداخته و آن را گمراهى و نسبت دروغ به خدا و پیامبر و اعتقادى بدون دلیل و برگرفته از کفار دانسته است.(رسى، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۵۲۲)

جریان دیگری که در این عصر فعالیت داشتند غالیان بودند. این گروه نیز به دلیل انحرافات و بدعت های زیادی که به نام تشیع در دین ایجاد کردند به شدت از جانب ائمه: مورد انتقاد واقع شدند. امامان معصوم: با اقدامات روشنگرانه خویش، شیعیان را از گرایش به آنها بر حذر می داشتند.

ج) تحریف در بحث مهدویت

از مباحثی که در اندیشه شیعی از عصر رسول خدا۹ مورد توجه بود، اندیشه مهدویت و ظهور منجی آخرالزمانی است. به دلیل اهمیت این موضوع، رسول خدا۹ مسائل مختلف مربوط به ویژگی ها، دوران غیبت و ظهور حضرت را به مناسبت های مختلف بیان فرمود؛ چنان که حدود ۵۶۳ روایت مهدوی منسوب به رسول خدا۹ در دو جلد اول معجم احادیث الامام المهدی/ گردآوری شده است. (کورانی عاملى، ۱۴۱۱ق، ج۱و۲، ص۱۵ - ۵۳۰) این تبیین از زبان رسول خدا۹ و ائمه هدی: توانست زمینه تعمیق و تثبیت باور مهدوی را میان مسلمانان، به ویژه شیعیان، فراهم آورد؛ اما این اندیشه در گذر زمان و رخداد حوادث از گزند آسیب ها و سوء استفاده مهدی نمایان مصونیت نداشت و برخی افراد و جریان ها، به غفلت یا به عمد، در مسیر صحیح این اعتقاد نجات بخش و انتظار سازنده شیعیان انحراف ایجاد کردند. ظهور مهدی نمایان متعدد در فاصله کوتاهی پس از رحلت رسول خدا۹ و در برهه های مختلف تاریخ مؤید این مطلب است. این مسئله از جدی ترین انحرافات مکتب تشیع محسوب می شد که لازم بود امامان معصوم: در عصر حضور خود در این رابطه تحریف زدایی کنند.

جایگاه تبلیغ ائمه

از مهم ترین برنامه های امامان معصوم: صیانت از باورهای دینی شیعیان و تلاش برای پیراستن دین از تحریف هایی است که مکتب تشیع را در معرض تهدید قرار می داد؛ زیرا اهل بیت: مفسران واقعی دین و حافظان و خزانه داران حقیقی علم الهی میان مردم هستند؛ چنان که امام صادق۷ می فرماید:

نحن خزان علم الله ونحن معادن وحى الله ومن تبعنا نجى و من تخلف عنا هلک(صدوق، ۱۴۱۷ق، ص۲۵۲)

ما گنجینه داران علوم خداوندیم، ما معدن هاى وحى خداوندیم. هرکس از ما تبعیت کند، نجات مى یابد و هرکس از ما تخلف کند نابود مى شود.

ازاین رو بر اساس وظیفه ای که خداوند به عنوان حافظان دین بر عهده معصومین: قرار داده، این حضرات هر کدام به تناسب شرایط و مقتضیات زمانی خویش برنامه ها و راهبردهایی جهت تبلیغ دین الهی و رفع تحریف ها از باورهای اسلامی داشتند. در عصر ابناء الرضا: نیز با توجه به توسعه فضاى باز فرهنگى آمیخته با تسامح مذهبى، زمینه ابراز عقاید و اظهار نظرهاى مختلف فرهنگى و مذهبى فراهم بود و انحرافاتی را ایجاد مى کرد. این مسئله ضرورت برنامه ریزی جهت تبلیغ و زدودن انحرافات در این عصر را دو چندان می نمود. در ادامه به برخی از مهم ترین اقدامات ابناء الرضا: در راستای رفع این تحریفات اشاره خواهد شد:

۱. راهبردهای نظری

از راهبردهای تبلیغی ابناء الرضا: توجه به بعد نظری تبلیغ و تبیین و تشریح جایگاه امامت در اندیشه شیعی است. واژه «تبیین» در بسیارى از آیات قرآن به معناى ظهور، انکشاف و وضوح آمده است. (مکارم شیرازی، ۱۳۸۶ش ، ج۱، ص۲۱۳) این واژه در این تحقیق، اخص از واژه تبلیغ لحاظ شده و این بدان معناست که ائمه: به جهت رسالت تبلیغی خود، تبیین و تشریح مباحث دینی برای مردم را در رأس برنامه های خود قرار می دادند. از موارد تبیین شده در جامعه عصر مورد نظر عبارت اند از:

الف) تبیین نظریه امامت الهی

امامت در اندیشه شیعی، به معنای زعامت و سرپرستی فردی خاص بر امور دین و دنیای مردم است که با نصب الهی به این مقام رسیده و شئونی همچون رهبری سیاسی، زعامت اجتماعی، مرجعیت دینی، تبیین و تفسیر وحی و... را در جامعه بر عهده دارد. بدین جهت از وظایف ائمه: در عصر حضور خویش نیز تقویت نظریه «امامت الهی» بود که خط ممیز شیعه از دیگر گروه ها و فرق محسوب می شد؛ زیرا عدم آگاهی مردم نسبت به این مهم، موجب تحریف مکتب تشیع توسط معاندین و دشمنان می گردید. در عصر ابناء الرضا: این موضوع مورد توجه ویژه ایشان قرار داشت و اهتمام به تبیین این بحث برای مردم، از راهبردهای تبلیغی این حضرات بود.

پس از شهادت امام رضا۷ مهم ترین چالش شیعیان بحث جانشینی حضرت بود که به دلیل خردسالی امام جواد۷ شبهاتی را به وجود آورده بود. حضرت در راستای رفع ابهام و آگاهی دادن به مردم، به تبیین این موضوع پرداختند؛ براى نمونه ایشان در پاسخ به علی بن اسباط که قصد توصیف امام برای شیعیان مصر را داشت، فرمود: «خدای متعال امامت را همچون نبوت قرار داده است». سپس درباره حضرت یوسف۷ فرمود: (وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا)؛ (یوسف: ۲۲) «و هنگامی که به بلوغ و قوت رسید، ما حکم نبوت و علم را به او دادیم». (اربلی،۱۳۸۲ش، ج۳، ص۲۱۳) بر اساس این روایت، هرچند حضرت در پی پاسخ و رفع ابهام درباره امامت خویش در سن کودکی هستند، اما در ضمن آن به این نکته مهم اشاره می کنند که امامت همچون نبوت است و ازاین رو نصب آن الهی است و هیچ کس در این انتخاب مدخلیتی ندارد. ایشان بدین وسیله بر ادعاهای دروغین این منصب خط بطلان کشیدند.

نمونه دیگر از تبیین جایگاه امامت در کلام امام جواد۷، خطاب ایشان به محمد بن سنان است. وی می گوید:

روزی محضر امام جواد۷ نشسته بودم و مسائلی از جمله اختلافات شیعیان را مطرح می کردم. امام فرمود: «ای محمّد! خداوند پیش از هر چیز نور پیامبر۹، علی و فاطمه۸ را خلق کرد. سپس اشیا و موجودات دیگر را آفرید و طاعت اهل بیت: را بر آنان واجب کرد و امور آنها را در اختیار اهل بیت: قرار داد. بنابراین فقط آنان حق دارند چیزی را حلال، و چیزی را حرام کنند و حلال و حرام ایشان نیز به اذن و اراده خداوند است. ای محمد! دین همین است؛ کسانی که جلوتر بروند منحرف شده اند و کسانی که عقب بمانند پایمال و ضایع خواهند شد. تنها راه نجات همراهی با اهل بیت: است و تو نیز باید همین راه را طی کنی». (کلینی، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۴۴)

عمده فعالیت های امام هادی۷ در راستای تقویت نظریه امامت نیز در قالب زیارت جامعه کبیره قابل رصد است. این زیارت، که به اذعان صاحب نظران جامع ترین دعا در حوزه امام شناسی است، مضامینى بسیار عالی در این باب دارد. چیستی امام، راه تعیین و تشخیص امام، صفات، ویژگی ها و وجوه ممیزه امام نسبت به دیگران، از مؤلفه های مطرح شده در وصف امام است که در این زیارت ذکر شده است؛ براى نمونه در فرازی از این زیارت می خوانیم: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ کَمَا شَهِدَ اللَّهُ لِنَفْسِهِ وَشَهِدَتْ لَهُ مَلَائِکَتُهُ وَأُولُو الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ وَرَسُولُهُ الْمُرْتَضَی». دراین فراز امام با تأکید بر یگانگی خدا و مسئله توحید، بر این عقیده باطل غلات مبنی بر الوهیت رهبر یا امام یا اعتقاد به حلول جوهر نورانی در امام خط بطلان مى کشد و تأیید می کند که رسول خدا و ائمه: بندگان خدا هستند.

ب) تبیین اندیشه مهدویت

در عصر ابناء الرضا:، با توجه به نزدیک شدن به عصر غیبت، اهمیت تبیین و روشنگری در رابطه با اندیشه مهدویت و تحریف زدایی در این عرصه ضرورت دوچندان یافت. ازاین رو امام جواد، امام هادی و امام عسکری: با مدیریت این فضا به تداوم روند بسترسازی و آماده سازی اذهان عمومی برای پذیرش مسئله مهدویت پرداختند و با بیان روایات و احادیثی درباره اهمیت و برخی از ویژگی های دوران غیبت امام زمان/، ضمن معرفی مصداقی آن حضرت، بازتعریف روشنی از انتظار و تفکر مهدوی ارائه کردند. این اقدامات علاوه بر آنکه موجب شد شیعیان از غلتیدن در ورطه انحراف و تمایل به مدعیان مهدویت مصون بمانند، باعث شد تبیین صحیحی از اندیشه مهدویت در تفکر شیعی باقی بماند.

در اینجا تنها به چند نمونه از این احادیث اشاره می شود:

- امام جواد۷ در باب تولد حضرت مهدی/ فرمود: «هو الذی تخفی علی الناس ولادته»؛ (صدوق، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۳۷۷) «او کسی است که ولادتش بر مردم مخفی است». این گونه فرمایشات علاوه بر اینکه می توانست از حیرت مردم در عصر غیبت بکاهد، راه را بر مدعیان دروغین مهدویت که ولادتشان آشکار بود می بست.

- صقر بن ابی دلف مى گوید: «از امام هادى۷ شنیدم که فرمود: امام پس از من، فرزندم حسن است و پس از حسن، فرزند او قائم؛ کسى که زمین را از عدل و داد آکنده سازد؛ همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد». (همان، ج۲، ص۳۸۳) این روایت نیز با تعیین خاص مهدی از جهت نسب، تبیین صحیحی برای تشخیص مخاطب ایجاد می کرد.

- امام عسکری۷ نیز همزمان با سیاست پنهان کردن تولد فرزندش میان عامه مردم، درباره نزدیکان و دوستانْ سیاست متفاوتی انجام مى داد و به شیوه های مختلف، خبر متولد شدن مهدی/ را به اطلاع ایشان می رساند. (همان، ج۲، ص۴۳۴) این سیاست به تدریج منجر به انتشار و اطلاع این خبر میان شیعیان شد و زمینه های انحراف در بحث امامت را میان آنها از بین برد.

علاوه بر این روایات، ائمه هدی: در راستای ارتقای کیفی باور به آموزه مهدویت، با ابزار دعا نیز به این مسئله پرداختند؛ براى نمونه در زیارت جامعه کبیره، امام هادی۷ برخی از مصادیق ایمان را، ایمان به سرّ و علن و حضور و غیاب ائمه: برمى شمرد: «مُؤْمِنٌ بِسِرِّکمْ وَعَلَانِیَتِکمْ وَشَاهِدِکُمْ وَغَائِبِکُمْ»؛ یا در فراز دیگری انتظار برای برپایی حکومت جهانی امام عصررا مطرح مى کند و می فرماید: «مُؤْمِنٌ بِإِیَابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ»؛ « به بازگشتتان مؤمنم، رجعتتان را تصدیق دارم، چشم به راه فرمان شمایم، در انتظار حکومت شما به سر می برم».

آنچه از مجموع این بیانات می توان برداشت کرد آن است که تقویت باور و اندیشه مهدویت در عصر ابناء الرضا:، از محورهای اصلی تبلیغ این حضرات بوده و روایات ایشان درباره تولد مخفیانه، معرفی شخصیت امام مهدی/ و نسب او، انتظار در زمان غیبت، حتمیت ظهور، وجوب اطاعت، همنام بودن با نام رسول خدا۹، حرمت تسمیه و... از اهمیت این موضوع در تحریف زدایی از مکتب تشیع حکایت دارد.

ج) تبیین جایگاه زیارت

«زیارت» در لغت به معنای روی گرداندن، عدول و مایل شدن از چیزی به چیزی دیگر است؛ به عبارتی شخص زیارت کننده وقتی به زیارت می رود از غیر او روى برمی گرداند. (مصطفوی، ۱۴۱۶ق، ج ۴، ص۳۸۴؛ ابن فارس، ۱۳۹۹ق، ذیل واژه «زور») این توجه و روى آوردن، هنگامی که به سمت ولایت و امامت الهی سوق پیدا کند، توسعه مفهومی مى یابد و کارکردهایی فراتر از معنای لغوی را شامل مى شود. این مسئله در عصر معصومین: مورد توجه و تأکید امامان بود و ایشان به مناسبت های مختلف به این مهم اشاره داشتند؛ (ابن قولویه،۱۴۱۷ق، ص۲۳۲) زیرا حفظ ارتباط مستدام مردم با امامان معصوم: موجب تحکیم رابطه ولایی و افزایش معرفت نسبت به این حضرات مى شود و از بسیاری از انحرافات پیشگیری می کند.

به دلیل اهمیت این موضوع، یکی از برنامه های تبلیغی ابناء الرضا: نیز حول این محور شکل گرفت و ایشان علاوه بر اینکه خود به زیارت قبر رسول خدا۹ و اجداد مطهرشان می رفتند، بر انجام این عمل توسط شیعیان نیز تأکید داشتند. توصیه به خواندن زیارتنامه و آموختن معارف شیعی از خلال این متون، تجدید بیعت با مکتب و اقرار به عقاید شیعی، تنها برخی از ره آوردهای زیارت ائمه: است که بسیاری از اهداف تبلیغی آنان را پوشش می داد؛ براى نمونه امام جواد۷ برنامه روزانه خود را در مدینه چنین تنظیم کرده بود: هنگام ظهر نماز را در مسجد می خواند، از آنجا به زیارت قبر رسول خدا۹ مى رفت و برایش سلام می داد و سپس به خانه حضرت فاطمه۳ مشرف مى شد و آنجا نماز می خواند. (ابن شهرآشوب،۱۳۷۶ق، ج۴، ص۴۲۷) تکرار این عمل به صورت روزانه در انظار عمومی، در حقیقت از راهبردهای تبلیغی امام جهت نشان دادن اهمیت ارتباط با معصومان پس از حیات ایشان است که در راستای تبیین جایگاه زیارت انجام می پذیرد ومخاطب را متوجه آن می کند.

در امتداد این سیره، فرزند بزرگوار امام جواد۷ نیز به توسعه متنی و محتوایی بحث زیارت در قالب زیارتنامه های ارزشمندی، چون زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه و...، مى پردازد و بسیاری از اندیشه های ناب تشیع در زمینه امامت را در این قالب مطرح مى کند تا شیعیان به این مسئله آگاهی داشته باشند که زیارت واقعی صرفاً یک عمل ظاهری نیست؛ بلکه به باطن و محتوای آن نیز باید توجه شود.

امام هادی۷ هنگام زیارت جدش، امیر المؤمنین۷، این گونه سلام می داد: «سلام بر تو ای ولی خدا! شهادت می دهم که تو اول مظلوم عالم هستی و نخستین کسی هستی که حقش غصب گردید». (ابن قولویه،۱۴۱۷ق، ص۴۱؛ مجلسی،۱۴۰۴ق، ج۱۰۰، ص۲۶۵) در واقع امام از به کار گرفتن این عبارات و جملات اهداف تبلیغی خاصی را دنبال می کرد؛ چراکه مهم ترین تحریف پس از رحلت رسول خدا۹ غصب خلافت بود و امام با یادآوری و تکرار آن در قالب زیارتنامه، ریشه بسیاری از انحرافات جامعه اسلامی را تبیین می کند.

نکته مهم دیگری که درباره زیارت در سیره امام هادی۷ قابل توجه است، سفارش و دستور به شیعیان برای زیارت و درخواست برآورده شدن حوائج در آنجاست. ابوهاشم جعفری می گوید:

همراه محمد بن حمزه به عیادت امام هادی۷ -که بیمار بود -رفتیم. امام۷ فرمود: «با مال من گروهی را به حائر حسینی بفرستید [تا برای شفای من دعا کنند]». ما از نزد امام خارج شدیم. محمد بن حمزه خطاب به من گفت: «ما را [برای دعا] به حرم امام حسین۷ می فرستد، درحالی که خود او [در شأن و مرتبت] همچون صاحب حرم است!» برگشتم و سخن او را برای امام۷ بازگفتم. فرمود: «مطلب آن گونه که او می پندارد نیست. خداوند جایگاه هایی دارد که دوست دارد در آن جایگاه ها عبادت شود و حائر حسینی از جمله این مکان هاست».(ابن قولویه،۱۴۱۷ق، ص۲۷۳)

د) تبیین در مورد جریان های تحریفگر

از عوامل تحریف در مکتب تشیع، ایجاد فرق و نحله های انحرافی است که با انگیزه ها و دلایل مختلف تشکیل می گردید. متأسفانه فعالیت این گروه ها گاهی محدود به عصر و زمان مؤسسان و بانیان نبود و منجر به تشکیل جریان های انحرافی می شد. ازاین رو تبیین و روشنگری در مورد این جریان ها از اهم برنامه های تبلیغی امامان معصوم: محسوب می شد تا مانع جریان سازی و پیشرفت فعالیت های این افراد شوند.

در ادامه به برخی از مواضع تبیینی و روشنگری های ابناء الرضا: در مورد این جریان ها اشاره می شود.

وقتی از امام جواد۷ درباره خواندن نماز پشت سر واقفی مذهبان سؤال شد، آن حضرت در جواب، شیعیان خود را از این کار نهی کرد.(صدوق، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۷۹) همچنین محمد بن رجاى حناط از امام جواد۷ نقل مى کند: «واقفی ها، چهارپایان شیعه اند». سپس حضرت این آیه کریمه را خواند: (إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلاً)؛ (فرقان: ۴۴) «تنها نه فقط همچون چهارپایان اند، بلکه گمراه ترند». (کشی، ۱۳۴۸ش، ص۴۶۰) همچنین ابن ابی عمیر گفت: «از امام جواد۷ در خصوص آیه شریفه (وُجُوه یَومَئِذٍ خاشِعَةٌ عَامِلَةنَّاصِبَة) (غاشیه: ۲و۳)» پرسیدم. حضرت فرمود: درباره ناصبی ها و ... نازل شده است و واقفیه هم از نواصب هستند». (کشی، ۱۳۴۸ش، ص۴۶۰)

امام هادی۷ نیز ضمن نامه اى، از پیشوایان این جریان ها بیزارى جست و درباره آن چنین نوشت:

من از فهرى (محمد بن نصیر) و حسن بن محمد بن باباى قمى بیزارى مى جویم و تو و تمام شیعیان را از فتنه او بر حذر مى دارم و آنان را لعن مى کنم. این دو تن، مال مردم را به نام ما مى خورند و فتنه انگیز و مزاحم هستند. خداوند آنان را عذاب کند و گرفتار فتنه سازد. «ابن بابا» گمان برده که من او را به نبوت برانگیخته ام و او «باب» من است! خداوند او را لعنت کند! شیطان بر او مسلط شده و او را گمراه ساخته است. (کشی، ۱۳۴۸ش، ص۵۲۰)

امام حسن عسکری۷ نیز در پاسخ به سؤال کننده درباره واقفیان فرمود: «من از آنها نزد خدا بیزاری می جویم. پس تو هم آنها را دوست مدار و با آنها دوستی و مجالست مکن و بر جنازه هایشان حاضر نشو و بر آنها هیچ وقت نماز میّت مگذار». (اربلی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص ۴۲۹-۴۳۰)

تبیین و توصیه به عدم مجالست، ترک دوستی، عدم شرکت در تشییع جنازه و قرار دادن این افراد در ردیف ناصبی ها، در واقع خدشه دار کردن مسلمانی پیروان این فرق بود و ماهیت اصلی این جریان ها را مشخص می کرد تا از این رهگذر اولاً شیعیان درگیر این انحرافات نشوند و ثانیاً تحریفات اعتقادی این جریان به مکتب تشیع راه نیابد.

۲. راهبردهای عملی

راهبرد تبلیغی دیگری که ابناء الرضا: در راستای تحریف زدایی در مکتب تشیع به آن توجه داشتند، اقدامات عملی است که در قالب تربیت نیرو، شبکه سازی و انجام دادن کار تشکیلاتی و به کارگیری ابزار مناسب تبلیغ، قابل پیگیری است.

الف) نیروسازی جهت تبلیغ

ارشاد و تبلیغ به صورت مباشری در زمان ابناء الرضا: توسط این ائمه بزرگوار، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی این عصر چندان امکان پذیر نبود؛ به ویژه در عصر امام هادی و امام عسکری۸، به دلیل کنترل شدید سیاسی از جانب حکومت، این امر تا حدی ناممکن بود. ازاین رو این حضرات برای تصدی این امر مهم همچون پدرانشان به نیروسازی و پرورش افراد توانا اقدام کردند. این موضوع در سیره عملی ابناء الرضا: به طور جدی دنبال می شد و در واقع از راهبردهای تبلیغی این عصر، تربیت نیروی های کارآمد و پرورش شاگردان توانمندی بود که با احیای فرهنگ ناب شیعی در راستای تحریف زدایی از مکتب تشیع گام بردارند.

على بن مهزیار اهوازی، فضل بن شاذان، حسین بن سعید اهوازى، ایوب بن نوح، ابوعلى (حسن بن راشد)، عثمان بن سعید اهوازى و عبدالعظیم حسنی، نمونه هایی از این نیروها هستند که تحت زعامت امام خویش توانستند در تبلیغ معارف دینی نقش آفرین باشند و علاوه بر تبلیغ مباشری، با تألیف آثار ارزشمندى در زمینه هاى مختلف علوم اسلامى، گام های مثبتی در این عرصه بردارند؛ براى نمونه:

- علی بن مهزیار، که از شاگردان امام جواد۷ است، در راستای تبلیغ معارف شیعی بسیار نقش آفرین و تأثیرگذار بود و توانست در پی گفت وگو و رد و بدل مسائلی با على بن اسباط فطحى مذهب، وی را از عقیده باطل خود برگرداند. (نجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۱۷۷؛ برقی، بی تا، ص۱۳۳)

- عبدالعظیم حسنی، که شیخ طوسی او را از اصحاب امام جواد و امام هادی و امام حسن عسکری: می داند، (طوسی، بی تا، ص۳۷۷، ۳۸۷و۴۰۱) از دیگر تربیت شدگان این مکتب است که در مورد فقاهت و دانش او روایات زیادی نقل شده و بر اساس روایت ابوحماد، امام هادی۷ ایشان را محل رجوع مردم در مسائل و مشکلات دینی قرار داد. (خویی، بی تا، ج۱۱، ص۵۳؛ نوری، بی تا، ج۴، ص۴۰۶) این بدان معناست که وی به عنوان نیروی توانمند و مورد تأیید امام، در عرصه تبلیغ فعالیت می کرده است.

علاوه بر تبلیغ گفتاری، بسیاری از اصحاب امام به تبلیغ نوشتاری نیز روی آوردند و با تألیف و تدوین آثاری درباره موضوعات روز جامعه، بازوی توانمندی برای امامان در عرصه تبلیغ شدند؛ آثارى مانند: کتاب الرد علی الغلات نوشته علی بن مهزیار اهوازی، (نجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۲۵۳) کتاب الرد علی الغالیة المحمدیه از فضل بن شاذان نیشابوری، (همان، ص۳۰۷) کتاب الرد علی الزیدیه نوشته حسین بن اشکیب سمرقندی (همان، ص۴۴) و کتاب مسائل الرجال لابی الحسن الثالث۷ تألیف احمد بن اسحاق اشعری قمی. (طوسی، بی تا، ص۶۳)

نمونه دیگر از نیروهای تبلیغی تربیت شده و از افراد تأثیرگذار این عرصه، احمد بن محمد بن عیسی اشعری است که بر اساس سخنان شیخ طوسی، نجاشی و دیگر رجالیون، شمار تألیفات وی به پانزده عدد می رسید. (خویی، بی تا الف، ج۲، ص۳۰۹)

این موارد تنها بخشی از تألیفات تبلیغی یاران امام در این زمان است که نقش بسزایی در آگاهی بخشی به شیعیان داشت. گفتنى است از جهت آماری، شمار این شاگردان و تربیت یافتگان در منابع رجالى و تاریخى مختلف ذکر شده است؛ اما بر اساس نقل شیخ طوسى شاگردان امام جواد۷ ۱۱۳ نفر، (طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۳۹۷-۴۰۹) شاگردان امام هادی۷ ۱۸۵ نفر (همان، ص۳۷۸) و شاگردان امام عسکری۷ ۱۰۴ نفر (همان، ص۳۹۷) بودند که آثار، تألیفات و فعالیت های تبلیغی این افراد در منابع تاریخ و رجال قابل رصد است.

ب) انجام کارهای تشکیلاتی

تبلیغ، با همه پیچیدگی ها و ظرافت هایی که دارد، در جوامع کوچک که تعامل انسان ها با یکدیگر به صورت مشافهی است چندان دشوار نیست؛ اما آن گاه که این جوامع گسترش می یابد و عملاً امکان ارتباط مستقیم با مخاطبان وجود ندارد، ضرورت استفاده از راهبردهای تبلیغی مناسب نمایان می شود. در عصر ابناء الرضا: نیز به دلیل گسترش جغرافیای انسانی شیعه، امکان ارتباط مستقیم و تبلیغ مباشری امام با شیعیان مناطق مختلف وجود نداشت. بنابراین ایشان توانستند با تقویت شبکه ارتباطی وکالت و انجام دادن امور به صورت تشکیلاتی، در راستای احیای تفکر شیعی و تحریف زدایی از آموزه های این مکتب اقدام کنند. ساختاربندی این تشکیلات به گونه ای بود که امام در رأس این سازمان قرار داشت و وکلا و نمایندگان خاص ائمه: در بدنه هرم، و در قاعده هرم نیز وکلاى مقیم در نواحى مختلف شیعه نشین قرار داشتند. عملکرد این تشکیلات آن چنان مورد توجه و اهتمام امامان معصوم بود که حتی پیش از درگذشت وکیل یک ناحیه، جانشین وی معین و حکم او مرقوم می شد. (ابن شهرآشوب،۱۳۷۶ق، ج۴، ص۳۷۹)

فعالیت این شبکه ارتباطی، که تقریباً همزمان با روی کار آمدن بنی عباس در سال ۱۳۲ قمری ایجاد شده بود، در عصر امامین عسکریین۸ به اوج خود رسید. به گونه ای که این ائمه: در بسیارى از مناطق جزیرةالعرب، شمال افریقا، عراق و ایران نمایندگانی داشتند. (نجاشی،۱۴۰۷ق، ص ۱۹۷ -۲۵۳؛ کشی، ۱۳۴۸ش، ص۵۰۳ - ۶۱۱)

بى شک از مهم ترین اهداف تشکیل سازمان وکالت، تبلیغ معارف اهل بیت: به شیعیان و رفع تردیدها و شبهات توسط مبلغان منطقه ای بود که به عنوان مرجع و ملجأ در حل معضلات علمى و اعتقادى شیعیان عمل می کردند؛ براى نمونه پس از شهادت امام رضا۷ همین مرجعیت بود که سران شیعه را در خانه عبدالرحمان بن حجاج، وکیل برجسته امام در بغداد، گرد هم آورد تا درباره حیرت پدیدآمده میان شیعیان به علت کمى سن امام جواد۷ به عنوان جانشین پدرش مذاکره کنند. (مسعودی، ۱۹۵۵م، ص۲۱۳) پس از شهادت امام جواد۷ نیز منزل وکیل برجسته آن حضرت، یعنى محمد بن فرج، محل تجمع سران شیعه شد تا درباره امر جانشینى امام هادى۷ گفت وگو کنند. (کلینی، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۲۴) تصمیمات اخذشده در این جلسات از طریق این شبکه به اطلاع شیعیان در مناطق مختلف رسانده، و از ایجاد تحریفات عقیدتی به بهانه عدم شناخت امام جلوگیرى می شد.

گفتنى است کاربرد شبکه وکالت در عصر ائمه: فراتر از این بحث بود و وکلای ائمه: با حفظ امانتداری نسبت به دریافت شبهات شیعیان و انتقال آنها به ائمه: و نیز تحویل پاسخ های امامان به مردم توانستند نقش بزرگی در زائل ساختن شبهات رایج در عصر ائمه: و در نتیجه گسترش معارف اعتقادی شیعه ایفا کنند. (جاسم حسین، ۱۳۶۷ش، ص۱۳۵)

بدین ترتیب انجام کار به صورت تشکیلاتی و شبکه ای توانست در حل و فصل بسیاری از مسائل راهگشا باشد و به پیشبرد امور شیعیان و رفع تحریف ها و شبهات کمک کند.

ج) به کارگیری ابزار مناسب تبلیغ

هدف مشترک برنامه های تبلیغی، اقناع و متقاعد کردن مخاطب است. برای رسیدن به این هدف، در عرصه ها و زمان های مختلف، راه های متفاوتی وجود دارد. برنامه تبلیغی امامان شیعه در دوره های مختلف نیز هرچند محتوای یکسانی داشت، اما با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی، از لحاظ شیوه و روش متفاوت بود. ازاین رو شیوه تبلیغی امیرالمؤمنین۷ با شیوه تبلیغ امام باقر و امام صادق۸ کاملاً متمایز است.

در عصر ابناء الرضا: نیز که ائمه و شیعیان ایشان به نوعی تحت کنترل و مراقبت حاکمان سیاسی قرار داشتند، شیوه و ابزار تبلیغ و انتقال مفاهیم دینی باید متناسب با این عصر و زمان تنظیم می شد. ازاین رو از مهم ترین ابزار استفاده شده در این راستا در این عصر، مکاتبه و مناظره است.

یک - مکاتبه

کم کردن تماس مستقیم شیعیان با ائمه: به دلیل نزدیک شدن به عصر غیبت، از استراژی های تبلیغی ابناء الرضا: بود تا از این طریق شرایط برای تحمل اوضاع و شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم مردم با امام فراهم آید. همچنین توسعه جغرافیای انسانی شیعه در مناطق مختلف، این بستر را فراهم آورده بود که ارتباطات میان امام و شیعیان از طریق نامه نگاری و مکاتبه صورت پذیرد. بنابراین در این عصر، یکی از راه های انتقال آموزه های دینی و تبیین تحریف ها، مکتوب کردن محتوا بود؛ براى نمونه امام هادی۷ در پاسخ به یکی از شیعیان بغداد در رابطه با فتنه خلق قرآن، که از معضلات جامعه شیعی آن عصر شده بود، چنین نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم خداوند ما و تو را از گرفتار شدن در این فتنه نگه دارد که در این صورت بزرگ ترین نعمت را بر ما عطا کرده است؛ وگرنه هلاکت و گمراهی است. به نظر ما گفت وگو و جدال درباره قرآن (مخلوق یا قدیم) بدعتی است که سؤال کننده و جواب دهنده در آن شریک اند؛ زیرا سؤال کننده دنبال چیزی است که شایسته او نیست و پاسخ دهنده نیز برای مسئله ای، بی جهت خود را به زحمت و مشقت انداخته که توان آن را ندارد. خالق، جز خدا نیست و به جز او همه مخلوق ا ند. (صدوق، بی تا، ص۲۲۴)

این پاسخ امام باعث شد یاران و پیروان حضرت از این درگیری ها فاصله بگیرند و خود را گرفتار بدعت و گمراهی نکنند.

نامه ای از جانب یکی از یاران امام عسکری۷ خدمت ایشان ارسال شد که در آن چنین گزارش شده بود:

گروهی پیدا شده اند که برای مردم سخنرانی می کنند. آنها سخنانی از طرف شما و پدرانتان برای شیعیان می گویند. دل های ما گفتار آنان را نمی پذیرد. اینان دو نفر به نام های علی بن حسکه و قاسم یقطینی هستند که می گویند مقصود خدا از نماز، در (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ)، رکوع و سجود نیست؛ بلکه مردی است که مردم را از زشتی بازمی دارد. همین طور مقصود از زکات همان مرد است؛ نه تعدادی درهم که انفاق شود. آنها بقیه واجبات و محرمات را نیز به همین صورت تأویل کرده اند. بر ما شیعیان منت گذاشته، راه سالم را به ما معرفی کنید.

امام به محض دریافت نامه، چنین پاسخ داد: «این دین ما نیست. از این سخنان دوری بجوی». (کشی، ۱۳۴۸ش، ص۵۱۷)

نامه به علی بن حسین بابویه قمی (پدر شیخ صدوق)، نامه به اهل قم و آبه و... نمونه های دیگری از این مکتوبات است که با بررسی محتوای آن اهتمام به تحریف زدایی از مکتب تشیع و تبلیغ عقاید شیعی به صراحت قابل استنباط است. (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶ق، ج۴، ص ۱۵۲-۴۲۶ )

دو - مناظره

از دیگر روش های تبلیغی ابناء الرضا: در تبیین باورها و تحریف زدایی از دین، استفاده از روش مناظره بود. مناظره و گفت وگو زمانی که با استدلال و برهان همراه شود می تواند برای مخاطبان جنبه اقناع گری داشته باشد و حق و حقیقت را آشکار کند. در این عصر به دلیل شرایط خاص سیاسی و مذهبی، از جمله قدرت گرفتن معتزله و مطرح شدن مباحث عقلی و همچنین حمایت برخی حکمرانان عباسی از مجالس مناظره، این روش رونق جدی تری نسبت به عصر دیگر ائمه پیدا کرد. ازاین رو ابناء الرضا: از این فرصت ایجادشده برای رفع تردید ها و تبیین باورهای حقه استفاده، و در این گفت وگو ها شرکت کردند.

بررسی محتوایی این مناظرات حاکی است این گفت وگو ها محدود به موضوع خاصی نبود و شامل مباحث فقهی، تفسیری، کلامی و هر آنچه به تبیین عقاید اسلامی و رفع شبهات بینجامد، می شد که با استناد به آیات قرآن و تکیه بر مباحث و استدلال هاى عقلی، با رعایت ادب و احترام به مخالفان، در قالب علمی ارائه می گردید. مناظره امام جواد و امام هادی۸ با یحیی بن اکثم، قاضی القضات شهر، و مناظره امام حسن عسکری۷ با فیلسوفان معروف عراق، همانند اسحاق کندی، تنها برخی از نمونه های استفاده ابناء الرضا: از این شیوه جهت تبلیغ آموزه های دینی است که در منابع متقدم ذکر شده است. (طبرسی، ۱۳۹۰ق، ص۲۴۵؛ مفید، ۱۴۱۳ق، ص۲۸۳)

نتیجه گیری

برنامه و راهبرد تبلیغاتی ابناء الرضا: برای پیشبرد اهداف مکتب تشیع و تحریف زدایی از آن، در دو محور راهبردهای تبیینی و عملی قابل تقسیم است. این امامان معصوم: با تبیین جایگاه امامت، اندیشه مهدویت و ارتباط با امامان پس از شهادت در قالب زیارت، بر این مهم تأکید کردند که امامت محور اصلی مکتب تشیع است و برای رفع هرگونه شک و شبهه و تحریفات، باید این جایگاه از زوایای مختلف تبیین و شناخته شود. همچنین با برنامه ریزی برای تربیت نیروهای کارآمد، انجام کارهای تشکیلاتی و به کارگیری روش های تبلیغی متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی، توانستند در مسیر تبلیغ آموزه های تشیع نتایج خوبی حاصل نمایند.

امروزه نیز می توان با الگوگیری از فعالیت های این ائمه: و به کار بردن راهبردهای تبلیغی ایشان، در راستای تبلیغ موفق گام برداشت. تبیین نقش و جایگاه امام زمان/، تأکید بر اهمیت بحث زیارت و ارتباط گیری با اهل بیت:، معرفی فرق و نحله های انحرافی، انجام کارهای تشکیلاتی بین شیعیان و تبلیغ با روش های کارآمد و به روز، الگوهای کاربردی برای جامعه امروز ماست که می توان با برنامه ریزی دقیق حول این محورها موفقیت هایی جدی در عرصه تبلیغ به دست آورد.

فهرست منابع

قرآن کریم

  1. ابن شهرآشوب، محمد بن علی (۱۳۷۶ق)، مناقب آل ابی طالب، نجف، مطبعة الحیدریه.
  2. ابن فارس، احمد بن فارس (۱۳۹۹ق)، معجم مقاییس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت، دارالفکر.
  3. ابن قولویه، جعفر بن محمد (۱۴۱۷ق)، کامل الزیارات، قم، نشر الفقاهة.
  4. حلى، ابن طاووس (۱۴۱۱ق)، مهج الدعوات، قم، دارالذخائر.
  5. ابن منظور (۱۴۰۵ق)، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
  6. اربلی، علی بن عیسی (۱۳۸۲ش)، کشف الغمة لثمرة المحجة، تهران، اسلامیه.
  7. انوری، حسن (۱۳۸۱ش)، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، مهارت.
  8. برقی، احمد بن محمد (بى تا)، رجال البرقی، تهران، منشورات جامعه.
  9. جاسم حسین (۱۳۶۷ش)، تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم/، ترجمه سیدمحمدتقى آیت اللهى، تهران، امیرکبیر.
  10. جعفریان، رسول (۱۳۸۴ش)، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان.
  11. جوهری، اسماعیل بن حماد (۱۴۰۷ق)، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، تحقیق احمد بن عبدالغفور، بیروت، دارالعلم للملایین.
  12. حسین زاده شانه چی، حسن (۱۳۸۴ش)، «واقفیه»، مجله تاریخ اسلام، شماره ۲۳، پاییز.
  13. خویی، ابوالقاسم (بى تا الف)، معجم رجال الحدیث، نرم افزار درایة النور.
  14. ------ (بى تا ب)، البیان فی تفسیر القرآن، دارالزهرا.
  15. رهبر، محمدتقی (۱۳۷۱ش)، پژوهش در تبلیغ، قم، سازمان تبلیغات.
  16. مریجی، شمس الله (۱۳۸۹ش)، جامعه شناسی در عرصه تبلیغ دینی، قم، بوستان کتاب.
  17. صدوق، محمد بن علی (۱۴۱۷ق)، الامالى، قم، مؤسسة البعثة.
  18. ------ (بى تا)، التوحید، قم، جامعه مدرسین حوزه.
  19. ------ (۱۳۹۵ق)، کمال الدین و تمام النعمة، تهران، اسلامیه.
  20. ------ (۱۳۸۵ش)، من لا یحضره الفقیه، تهران، اسلامیه.
  21. طبرسی، احمد بن علی (۱۳۹۰ش)، الاحتجاج، نجف، المطبعة المرتضویة.
  22. طوسی، محمد بن حسن (بى تا)، الفهرست، به کوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، کتابخانه مرتضویه.
  23. ------ (۱۴۱۵ق)، الرجال، نرم افزار درایةالنور.
  24. عطاردی، عزیز الله (۱۴۱۰ق)، مسند امام حسن عسکری، مشهد، دارالصفوه.
  25. ------ (۱۴۱۰ق)، مسند امام الجواد، مشهد، آستان قدس.
  26. ------ (۱۴۱۰ق)، مسند امام الهادی، مشهد، آستان قدس.
  27. غفاریان، وفا (۱۳۸۰ش)، استراتژى اثربخش، تهران، فرا.
  28. فراهیدی، خلیل بن احمد (بى تا)، العین، بی جا، کتابخانه فقاهت.
  29. رسى، قاسم (۱۴۲۱ق)، مجموع کتب و رسائل الامام قاسم الرسى، صنعا، مؤسسه امام زیدبن علی.
  30. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۳۸۱ق)، الکافى، تهران، مکتبة الصدوق.
  31. کورانی عاملی، علی (۱۴۱۱ق)، معجم احادیث الامام المهدی/، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیه.
  32. کشی، محمد بن عمر (۱۳۴۸ش)، الرجال، مشهد، دانشگاه مشهد.
  33. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۴ق)، بحار الأنوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، مؤسسه الوفا.
  34. نوری (بى تا)، خاتمه مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، قم، آل البیت.
  35. مسعودى، على بن حسین (۱۹۵۵م)، اثبات الوصیة، نجف، بى نا.
  36. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۸۶ش)، پیام قرآن، تهران ، دارالکتب الاسلامیه، چاپ نهم.
  37. مصطفوی، حسن (۱۴۱۶ق)، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت ارشاد.
  38. مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳ق)، الإرشاد فى معرفة حجج الله على العباد، قم، انتشارات کنگره شیخ مفید.
  39. نجاشی، احمد بن علی (۱۴۰۷ق)، رجال النجاشی، قم، نشر اسلامی.
  40. نوبختی، حسن بن موسی (۱۴۰۴ق)، فرق الشیعة، بیروت، دارالاضوا.