فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

احترام اهل بیت در نزد اهل تسنن

نویسنده
چکیده
یکی از ویژگیهای مشترک میان شیعیان و اهل سنت، احترام و ارج نهادن به مقام والای اهل بیت است. تمامی اهل سنت امامان اهل بیت را به عنوان فرزندان فرزندان پیامبر دوست دارند و به جز وهابیان ، به زیارت قبور آنها میروند. جوامع حدیثی اهل سنت، سرشار از روایاتی است که در آنها فضایل اهلبیت برشمرده شده و به محبت و دوستی این بزرگواران سفارش شده است.
اهل سنت بااینکه همانند شیعیان به امامت فرزندان پیامبر معتقد نیستند، احترام ویژهای برای مزار امامان قایلاند و گاهی به زیارت این قبور مطهر میروند. حتی برخی از اهل سنت مانند شیعیان به امامان اهل بیت توسل می‌جویند و ایشان را واسطه فیض پروردگار میدانند.
در کتابهای اهل سنت به موضوع شفاعت نیز پرداخته شده و روایات بسیاری دراینباره در آنها به چشم میخورد.
این نوشتار به یکی از مشترکات میان شیعیان و اهل سنت، یعنی احترام به اهل بیت پرداخته و بر پایه برخی روایات در کتابهای اهل سنت، آن را در چهار محور «محبت اهل بیت»، «زیارت»، «توسل» و «شجاعت» بررسی کرده است.
 
 
کلیدواژه‌ها

هنگامی که موضوع احترام به اهل بیت رسالت: و اظهار علاقه و محبت به ایشان مطرح میشود، خودبه خود این پرسش نیز طرح میگردد که همانطور که شیعیان به اهلبیت رسول خدا٩ علاقهمند هستند و به اولاد پیامبر و قبور این بزرگان اظهار علاقه میکنند، آیا اهل تسنن هم به همین شکل احترام قائلند یا خیر؟

در پاسخ به این پرسش بهتر است مقدمهای را عرض کنم: اولا باید توجه داشته باشیم که اگر با اهل تسنن، در مسئله امامت اختلاف داریم، معنایش این نیست که در همه مسائل مربوط به اهلبیت با هم اختلاف داشته باشیم. بله، در مسئله امامت با هم اختلاف داریم ـ و امیدواریم که با بحثهای آزاد و سازنده به جایی برسیم که حقایق آنگونه که هست، برای همه روشن گردد ـ اما در مورد اهلبیت: و احترام به آنها مشترکات بسیار است.

از سوی دیگر باید توجه داشته باشیم که وقتی از اهل تسنن سخن میگوییم, «وهابی»ها از دایره این بحث خارجند؛ یعنی نباید آنها را در کنار عامه مسلمین آورد و نظر آنها را مطرح کرد؛ زیرا آنها یک سلسله عقاید انحرافی دارند که نه شیعه آن عقاید را قبول دارد و نه سنّی. پس بحث درباره آنها جداست.

پس این دو مطلب باید روشن بشود که وقتی میگوییم اهل تسنن، ائمه اهلبیت و فرزندان پیامبر٩ و فرزندان علی و زهرا٣ را دوست دارند و به زیارت قبور آنها میروند و احترام میگذارند, منظورمان همه اهل تسنن است؛ مگر وهابیها که حساب جداگانهای دارند. وقتی هم که میگوییم عقیده اهل تسنن درباره اهلبیت مثل ماست، یعنی فضایل بیشمار آنان را قبول دارند, امّا مسئله «امامت» مستثنی میشود یعنی در غیر مسئله امامت، صحبت میکنیم.

محبت اهلبیت:

پس از بیان این مقدمه، مسئله اول این است که آیا سنیها مثل ما شیعیان، به امیر مؤمنان علی٧ و به فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین و ائمه اطهار:، محبت دارند یا ندارند؟ آیا این محبت را از ارزشها حساب میکنند یا خیر؟

اگر کسی به کتابهای حدیثی اهل تسنن، یعنی کتابهای دست اولشان مراجعه کند ـ همان کتابهایی که از هر حیث برای خود آنها، و از جهتی هم برای دیگران معتبر است ـ میبیند این کتابها پر از احادیثی است که درباره محبت اهلبیت: است و به ارزش محبت اهلبیت و اینکه هر کسی آنان را دوست داشته باشد، نزد خدای متعال محبوب است، تصریح میکند. مثلاً «جارالله زمخشری» از علمای بزرگ اهل تسنن در نه قرن پیش از این است که تألیفات بسیاری هم دارد. یکی از معروفترین کتابهای او، «تفسیر کشاف» است که از تفاسیر معروف میباشد. حتی در حوزههای شیعه هم این تفسیر در برخی زمانها مورد توجه بوده و بعضی از علمای بزرگ شیعه بر این تفسیر حاشیه نوشتهاند. در همین کتاب در تفسیر آیه ٢٣ سوره شوری: {قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى} این حدیث نقل شده است١:

«قال رسول الله٩ ألا مَن مات علی حبّ آل محمّد مات شهیداً»؛ هر کسی با محبت آل پیغمبر از دنیا برود؛ شهید از دنیا رفته است. یعنی ارزش و فضیلت شهید را دارد.

«الا و مَن مات علی حبّ آل محمد مات مغفوراً له»؛ کسی که با دوستی آل محمد٩ از دنیا برود؛ آمرزیده از دنیا رفته است.

«الا و مَن مات علی حبّ آل محمّد مات تائباً»؛ کسی که با دوستی آل محمد از دنیا برود، تائب از دنیا رفته است که شاید معنایش این باشد که دوستی اهلبیت، باعث میشود که توفیق توبه پیدا کند و اگر کارهای خلافی هم انجام داده است، تائب از دنیا برود.

«الا و مَن مات علی حبّ آل محمد مات مؤمناً مستمکمل الایمان»؛ هر کسی با دوستی اهلبیت از دنیا برود؛ با ایمان کامل از دنیا رفته است.

«الا و مَن مات علی حبّ آل محمّد بشّره ملک الموت بالجنة»؛ هر کسی با دوستی اهلبیت از دنیا برود، ملک الموت یعنی حضرت عزرائیل یا اعوان او هنگام مرگ، او را مژده و بشارت بهشت میدهند و آن دو فرشتهای که نکیر و منکر نام دارند و مأمور سؤال قبر هستند، او را به بهشت مژده میدهند.

«الا و مَن مات علی حبّ آل محمّد جعل الله قبره مزار ملائکته الرحمة»؛ هر کس با دوستی اهلبیت از دنیا برود، خداوند قبر او را مزار فرشتگان رحمت خود قرار میدهد.

همچنین درباره بغض آل محمد در این روایت نقل شده:

«الا و مَن مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامة مکتوب بین عینیه آیس من رحمة الله»؛ هر کسی با دشمنی اهلبیت از دنیا برود، روز قیامت در حالی وارد میشود که بر پیشانیاش نوشته شده: از رحمت خدا مأیوس است؛ یعنی رحمت خدا با آن وسعت و گستردگی شامل کسی که دشمن اهلبیت باشد نمیشود.

این نمونه از روایات مربوط به محبت اهلبیت است که در کتابهای معتبر اهل تسنن نقل شده و ایشان به این روایات معتقدند و همانطور که شیعه علاقه و محبت به اهلبیت دارد، آنها هم علاقه و محبت به اهلبیت دارند و چنان که عرض شد، مسئله «امامت» امری جداگانه است.

مسئله زیارت

مزارهای اهلبیت و حتی مزارهای تعدادی از امامزادههایی که در ایران و بعضی از مناطق دیگر بوده، همواره مورد توجه شیعه و سنّی قرار داشته است. هر کس با تاریخ اسلام آشنا باشد، میداند که تمام این مزارها مثل نجف، کربلا، کاظمین، مشهد و حرم امام علی النقی و امام حسن عسکری٨ در سامراء همیشه مورد احترام همه مسلمانها بوده است و بعضی از این مزارها در مناطق اهل تسنن قرار گرفته است. مثلاً مزار امام هادی و امام عسکری٨ در شهر سامراء که تمام ساکنین آن شهر سنّی بودهاند, ولی این دو امام بزرگوار در آنجا حرم و صحن و بارگاه دارند و مورد توجهاند. تمام این مزارها چه در نجف و کربلا و کاظمین و سامراء و مشهد امام رضا٧ و چه در مدینه و قبرستان بقیع، زیارتگاه همگان است.

با اینکه وهابیها، قبور ائمه بقیع: را خراب کردهاند، اما کسانی که در این سالها مشرف میشوند، میبینند همانطور که شیعیان کنار قبور ائمه بقیع میروند و میایستند و زیارت میکنند و قرآن میخوانند و عرض ادب میکنند، بسیاری از سنّیها هم که توجه دارند، وقتی وارد قبرستان بقیع میشوند، در مقابل قبور امام مجتبی و امام سجاد و امام باقر و امام صادق٨ میایستند و احترام میکنند. در مصر، حرمی است که انتسابی به امام حسین٧ دارد و نیز حرمی منسوب به حضرت زینب٣ است. آنها که به مصر رفتهاند، میگویند آنجا غوغا میشود؛ یعنی در بعضی مواقع، مثل حرم حضرت معصومه در قم ازدحام میشود؛ در حالی که شیعه خیلی اندک است. پس کسانی که در آنجا به زیارت میروند، همان اهل تسنن هستند که علاقه به اهلبیت و امام حسین: دارند.

نمونه دیگر حرم حضرت زینب و حضرت رقیه٣ در دمشق است. درست است که در طول تاریخ، شیعیانی در دمشق بودهاند، ولی چنین نبوده که این حرمهای مطهر فقط مورد توجه شیعیان بوده باشد؛ بلکه مورد توجه اهل تسنن نیز بوده است. همین حرم امام رضا٧ در مشهد مقدس، همیشه مورد احترام اهل تسنن بوده و به زیارت آن حضرت میآمدهاند.

تشیّع در بخشی از شهرهای ایران، سابقه سیصد یا چهارصد یا پانصد سال دارد و پیش از آن ساکنان این مناطق همه سنّی بودهاند؛ اما در عین حال این مزارها را احترام میکردهاند و شاید بسیاری از کارهایی که قرنها پیش، در حرم و اطراف حرم امام رضا٧ انجام شده، کار اهل تسنن باشد. پس این یک اشتباه است که کسی خیال کند چون ما با سنّیها در مسئله «امامت» اختلاف داریم، پس در همه مسائل مربوط به اهلبیت: با هم اختلاف داریم.

البته چون شیعه معتقد به امامت است، علاقه و اظهار علاقهاش، یک معنای عمیقتری دارد؛ ولی آنها که معتقد به امامت نیستند، فقط به این دلیل که پسر پیغمبر یا نواده پیغمبرند و دارای فضایلی هستند احترام میکنند.

مسئله توسّل

ما شیعیان ائمه اطهار: را برای برآورده شدن حوائجمان واسطه میکنیم. شاید بعضی خیال کنند که این توسل فقط در شیعه هست و اهل تسنن چنین نمیکنند؛ این هم اشتباه است. یکی از بزرگان علمای سده پنجم اهل تسنن که بسیار معروف است، در کتاب خود به نام «تاریخ بغداد» که از مهمترین کتابهای اهل تسنن است، وقتی امام موسی کاظم٧ را مطرح میکند و صحبت از قبر آن حضرت میشود، عبارتی قریب به این مضمون دارد که: هر وقت حاجت داشتم، کنار این قبر رفته و از خداوند حاجت خود را گرفتهام.٢

این توسل به اهلبیت: به معنای عمومیاش، همان طوری که در میان ما شیعیان مرسوم است؛ در میان اهل سنّت هم وجود دارد. باز تأکید میکنم که نباید اهل تسنن را عموماً با وهابیها اشتباه بگیریم. وهابیها میگویند توسّل و زیارت، کار درستی نیست؛ ولی به مدینه مشرّف میشویم، وقتی شیعیان اظهار علاقه میکنند که به پنجره ضریح رسول خدا٩ نزدیک شوند و دستشان را به آن ضریح برسانند، اهل تسنن هم این کار را میکنند و وهابیها هم مانع شیعیان و هم مانع سنّیها میشوند. بنابراین همان ناراحتی که ما از وهابیها در این باره داریم، اهل تسنّن نیز دارند.

مسئله شفاعت

اصل مسئله شفاعت هم در بین اهل تسنّن مطرح است و روایات آن در کتابهای آنها آمده است. در کتابی به نام «شفاعت از دیدگاه قرآن و روایات» صد روایت درباره شفاعت نقل شده که حدود نیمی از این روایات از طریق شیعه است و نیم دیگر از طریق اهل تسنن. پس همانطور که ما شفاعت را قبول داریم و پیامبر٩ را شفیع میدانیم، آنها نیز قبول دارند.

1. «قال سمعت الحسن بن إبراهیم أبا على الخلّال یقول: ما همنی أمر فقصدت قبر موسى بن جعفر فتوسّلت به إلا سهل اللّه تعالى لی ما أحب». خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج‏١، ص ١٣٣.