مقدمه
«علم اوائل» شاخهاى از علم تاریخ است که به شناسایى اوّلینها در هر موضوعى مىپردازد. انسانها معمولًا دوست دارند افراد پیشگام در هر پدیدهاى را بشناسند و در واقع یکى از مهمترین و جدّىترین پرسشهاى آدمى این است که اوّلین انجام دهنده کارى یا گوینده سخنى یا کاشف چیزى را بشناسد.
مورخان در گذشته و حال، اهتمام بسیارى در تدوین مقالات و کتابهایى در این زمینه داشتهاند. در دورههاى ابتدایى اسلامى این دانشمندان مسلمان بودند که اصول و مبانى این علم را تدوین کردند و آنها را به شکلى دقیق تبیین نمودند. آنها به ثبت اوّلینها در هر امرى پرداختند و مبادله این مطالب، نقل هر محفل و مجلسى گردیده بود.
«کربلا» و موضوعات و مسائل مرتبط با این شهر مقدّس مىتواند سوژه خوبى براى این موضوع باشد؛ هم از جهت اهمیتى که دارد، هم از جهت ابعاد گوناگون آن و هم از جهت اتّفاقات منحصر به فردى که در این سرزمین رُخ داده است که مانندش نخواهد آمد. آنچه در این مجال مىآید، تنها نمونههایى است که به خوانندگان محترم تقدیم مىشود.
اوّلینها پیش از عاشوراى سال 61 هجرى
- اوّلین خاک و اولین آبى که خداوند به آنها برکت داده و تقدّس بخشیده، خاک کربلا و آب فُرات است.[1] شاید به همین دلیل است که بسیارى از روایات و احادیث از کربلا به «قُبّةالاسلام» یاد مىکنند. این سرزمین همان جایى است که کشتى حضرت نوح به اذن خداوند در آن آرام گرفت. خاک کربلا به فرموده امام صادق (ع) تقدّسش را از ذات بارى تعالى وام دارد.
- سرزمین کربلا اوّلین زمینى است که به پیامبرى حضرت ختمىمرتبت محمّد مصطفى (ص) شهادت داد و به همین سبب خداوند «شفا» را در خاکش قرار داد.[2]
- اوّلین کسى که در این سرزمین توقّف کرد و سالها پیش از عاشوراى 61 هجرى، خبر واقعه خونین کربلا را داد، أمیر مؤمنان على (ع) بود.
- اوّلین فاتح منطقه کربلا «عبدالله بن عرفطه» به هنگام فتح عراق در دوره خلیفه دوم بود. همو بود که براى اولین بار این منطقه را به یک پایگاه نظامى مبدّل نمود، ولى پس از مدّتى این پایگاه به کوفه منتقل شد.[3]
اوّلینها در عاشوراى سال 61 هجرى
- اوّلین دعاى امام حسین (ع) در روز عاشورا زمانى بود که حضرت به جمعیت دشمن که به مانند سیلى خروشان پیش مىآمدند، نگریست و دست به آسمان بلند کرد و به پروردگار چنین عرضه داشت:
خدایا! تو در هر مصیبتى پناهگاه من هستى و تو بودى که لحظه به لحظه بر قلب من آرامش را فرو فرستادى! چه بسیار نگرانى که دل را تُهى و راه چاره را مىبندد و دوست را ذلیل و دشمن را خُرسند مىکند. به تو پناهنده مىشوم و شکایتم را به نزد تو مىآورم. از هر آنچه غیر توست بیزارم. پس سختى و گرفتارى را از من دور کن که تو منشأ هر نعمت و آرزوى هر آرزومندى.[4]
- اوّلین خطیب روز عاشورا امام حسین (ع) بود؛ آنگاه که به سپاه ابنزیاد چنین فرمود:
اى مردم! حرف مرا بشنوید و در تصمیمگیرى عجله نکنید تا شما را به آنچه به نفعتان است ارشاد نمایم و علّت آمدنم به این سرزمین را براى شما بگویم. اگر عذرم را پذیرفتید و مرا تصدیق کردید، راه درست را رفتهاید و اگر از انصاف دور شوید و سخنم را نپذیرید، خدا ولى من است.[5]
- اوّلین خطیب از اصحاب امام حسین (ع) در روز عاشورا «زهیر بن قین بجلى» بود؛ آنهنگام که به سوى سپاه ابنزیاد حرکت کرد. او در برابر آنان ایستاد و گفت:
اى اهل کوفه! واى بر شما؛ مىدانید چه مىکنید؟! حقّ مسلمان بر مسلمان این است که او را نصیحت کند. ما یک دین داریم، امّا این تا زمانى است که بین ما شمشیر حاکم نشده باشد.[6]
- اوّلین کسى که به سوى سپاه حضرت حسین (ع) تیراندازى کرد «عمر بن سعدبن ابىوقّاص» فرمانده لشکر عبیدالله بن زیاد بود. او مىگفت: «نزد امیر شهادت دهید که من اوّلین تیر را پرتاب کردم و دیگران پس از من بودند.» در منابع تاریخى آمده است که هیچ یک از اصحاب امام (ع) نبود، مگر اینکه مورد اصابت تیرى از سوى دشمن قرار گرفت.[7]
- اوّلین ملعون از لشکر عمر سعد که در روز عاشورا کشته شد «عبدالله بن حوزه تمیمى» بود. او با گروهى به سمت خیمهگاه آمد و فریاد کشید: آیا حسین در میان شماست؟ اما پاسخى نشنید. براى بار دوم که پرسید، باز پاسخى نیامد. بار سوم اصحاب گفتند: این حسین است؛ از او چه مىخواهى؟ گفت: اى حسین! تو را به دوزخ بشارت مىدهم. حضرت فرمود: دروغ مىگویى؛ بلکه من به نزد پروردگار کریم و بخشنده مىروم. تو کیستى؟ گفت: ابنحوزهام. حضرت دستش را به آسمان بالا برد و او را نفرین کرد و فرمود: «اللهمَّ حُزَّهُ إلى النّار.» عبدالله عصبانى شد و با اسبش به سوى حضرت تاخت. بین ایشان نهر آبى بود و هنگام پریدن از آن، کنترل خود را از دست داد و بر زمین افتاد، اما پایش در رکاب اسب گیر کرد و آنقدر بر زمین کشیده شد تا هلاک گردید.[8]
- اوّلین شهید از اهل بیت (ع) در روز عاشورا على بن الحسین (ع) ملقّب به علىاکبر بود که 27 سال از عمر شریفش مىگذشت. به فرموده امام حسین (ع) شبیهترینِ مردم به رسول خدا (ص) بود. امام در نَقلى مىفرماید: «هرگاه مشتاق زیارت رسول خدا (ص) مىشدیم، به على اکبر نگاه مىکردیم».[9]
- اوّلین شهید از اصحاب امام حسین (ع) حرّ بن یزید ریاحى بود؛ پس از آنکه پشیمان به حضور حضرت شرفیاب شد و امام توبهاش را پذیرفت.[10]
- اوّلین شاهد واقعه کربلا از عالم بالا، پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) بوده است.
- اوّلین بانوى شهیده در عاشوراى 61. امّوهب همسر عبدالله بن عمیر کلبى بود. زمانى که شوهرش روى خاک افتاد، سرش را به دامن گرفت و خون و خاک از چهرهاش پاک کرد و به او گفت: «بهشت گوارایت باد. از خدا مىخواهم که مرا در بهشت همجوار تو قرار دهد.» در اینجا شمر بن ذى الجوشن به غلامش رُستم دستور داد تا عمود بر سر این بانوى گرامى بکوبد. او نیز چنین کرد و او را به فیض عالى شهادت رساند.[11]
اوّلینها پس از عاشوراى سال 61 هجرى
- اوّلین عزادارى در شهر مدینه منوره توسّط امّسلمه همسر گرامى رسول خدا (ص) منعقد شد. پیامبر خدا (ص) ظرف شیشهاى کوچکى به او داده بود که مقدارى از خاک کربلا در آن قرار داشت. پیامبر (ص) به امّ سلمه چنین فرموده بود که برادرم جبرئیل به من خبر داده که امتم، حُسینم را مىکشند و این خاک را به من داده و سفارش کرده که هرگاه این خاک به خون تبدیل شد، بدان که حسین کشته شده. این ظرف نزد امّ سلمه بود و او هر روز به آن مىنگریست تا اینکه روزى مىبیند خاک درون آن به خون پُررنگ برگشته است. اینجاست که فریاد مىکشد: «وا حسیناه ...» سپس شیون و ناله در میان تمام زنان مدینه به راه مىافتد، تا جایى که در شهر صدایى بلند مىشود که تا آن زمان مانند آن شنیده نشده بود.[12]
- اوّلین کسى که عزاى حسینى را در خود کربلا اقامه کرد «رُباب» همسر گرامى امام حسین (ع) بود. از امام صادق (ع) نقل شده است: آنگاه که حسین (ع) کشته شد، همسرش رُباب که از طایفه بنىکلب بود، در کربلا ماند و یک سال تمام بر حسین (ع) گریست.[13]
- اوّلین زائرِ پشیمان «عبدالله بن حرّ جُعفى» بود که وقتى به کربلا رسید که دید کار تمام شده و دیر رسیده است. پس در کنار قبور شهدا ایستاد و این مرثیه براى آنان خواند:
|
وَقَفْتُ عَلى اجْداثِهم وَمَحالّهم
|
|
فَکادَ الحَشى ینْفَضُّ وَالعَینُ ساحِبة
|
| |
|
|
ایستادم در کنار قبور شهدا و مقتلِ آنان. نزدیک است (که از غم) آنچه در میان دارم، از هم بپاشد، در حالى که چشم اشکبار است.
و در بیت دیگر مىگوید:
«پشیمانم از اینکه چرا از یارىکنندگانِ حسین (ع) نبودم! این حسرتى است که هیچگاه از من جدا نخواهد شد».[14]
- اوّلین بیمارى که با تبرّک جستن از خاک کربلا شفا یافت «محمد بن مسلم» از یاران گرانقدر امام محمدباقر (ع) بود.[15]
- اوّلین کسى که سرزمین کربلا را حَرَم امن نامید، امام على بن الحسین زین العابدین (ع) بود.[16]
- اوّلین کسى که در مصیبت امام حسین (ع) شعر سرود «عقبة بن عمرو» از قبیله بنىسهم بود. در بخشى از قصیده او آمده است:
|
مَرَرْتُ عَلى قَبْر الحُسَینِ بِکَرْبَلا
|
|
فَفاضَ عَلَیهِ مِنْ دُمُوعِى غَزِیرُها
|
|
سَلامٌ عَلى أَهْلِ القُبُورِ بِکَرْبَلا
|
|
وَلَها مِنّى السَّلامُ یزُورُها
|
| |
|
|
از کنار مرقد حسین (ع) در کربلا گذشتم، در حالى که سیل اشکم براى ایشان جارى است. سلام بر اهل قبور در کربلا و این سلام به نیابت از من به زیارتِ آنان مىرود.[17]
- اوّلین معترض بر قتل امام حسین (ع) «عبدالله بن عمر بن خَطّاب» بود. آنگاه که خبر فاجعه کربلا و آن اتفاقات هولناک به شهر پیامبر یعنى مدینه رسید، فرزند خلیفه دوم نامهاى به یزید در اعتراض به این جنایت نوشت. در بخشى از این نامه آمده است:
«مصیبتى بزرگ به وقوع پیوست و در جهان اسلام واقعهاى سخت محقّق شد ...».
یزید در پاسخ به عبدالله نوشت: «اى احمق! ما به کاخ آبادى با فرشهاى گسترده و پُشتىهاى آماده وارد شدیم و به خاطرش جنگیدیم. اگر حق با ما بوده که هیچ و اگر حق با آنان بوده، پس پدر تو (عمر بن خطّاب) اوّلین کسى بود که سنگبناى این ظلم را گذاشت».
وقتى پاسخ نامه یزید به عبدالله رسید، او با فریاد و آه و ناله از خانه بیرون آمد و بر سر و صورت مىزد و گریبان خود را درید و گفت:
«اى بنىهاشم! اى قریش! اى مهاجر و انصار! آیا درست است که اهلبیت رسول خدا خونشان چنین ریخته شود و شما زنده باشید و راه بروید و بخورید و بخوابید؟!».
نقل است که در تاریکى شب به بیرون مدینه مىرفت و در دل صحرا فریادى از عمق جان مىکشید و گاهى با مردم علیه یزید و حکومتش سخن مىگفت.[18]
- اوّلین کسانى که شعار «یا لَثارات الحسین» را سر دادند «حکیم بن منقذ کندى» و «ولید بن عصید کنانى» بودند. آن هنگام که سلیمان بن صُرد خزاعى به سوى نخیله حرکت کرد و تعداد یارانش را اندک یافت، این دو را به کوفه فرستاد تا این شعار را فریاد کنند و مردم را به حضور در نُخیله تشویق کنند.[19]
- اوّلین عزادارى عمومى از سوى کوفیان در کنار مرقد امام حسین (ع) توسّط «گروه توّابین» به فرماندهى سلیمان انجام شد. آنان یک شبانهروز در کنار این مضجع شریف بودند و سپس به سوى میدان نبرد حرکت کردند.[20]
- اوّلین جنگ به عنوان خونخواهى از قاتلان امام حسین (ع) و اصحاب و فرزندانش در منطقه «عین الورده» میان سپاه سُلیمان بن صُرد خزاعى و سپاه ابنزیاد صورت گرفت.[21]
- اوّلین سازندگان مرقد امام حسین (ع) «طایفه بنىاسد»[22] بودند. زائده مىگوید: «تعدادى از این امّت هستند که خداوند از آنان میثاق مخصوصى گرفته است. آنها میان آسمانیان معروفترند تا میان اهل زمین! آنها این اعضاى جدا شده از بدن و پیکرهاى چاک چاک و به خون غلتیده را جمع کرده و به دل خاک مىسپارند و در این صحرا نشانهاى براى قبر سیدالشهدا مىگذارند که اثرش هیچگاه کهنه و فراموش نخواهد شد».
سید بن طاووس در کتاب اقبال مىنویسد: «بنىاسد در این صحرا نشانهاى گذاشتند که تا ابد نشان اهل حقّ و حقیقت خواهد بود».
- اوّلین سازنده گنبد و بارگاه بر روى مرقد امام حسین (ع) «مختار ثقفى» بود. مسعودى مىنویسد:
زمانى که حکومت کوفه به دست ابوعبیده مختار ثقفى افتاد، دستور داد تا بر روى قبر امام حسین (ع) اتاقکى ساخته شود. ساخت این اتاقک با آجر و گچ به پایان رسید. مسجدى نیز در کنار آن براى محلّ نشستن و عبادت زائران بنا شد ... در همان زمان نیز به دستور مختار، گنبدى بر روى این اتاق ساخته شد و روایات مربوط به نحوه زیارت حضرت اشاره به این اتاق و گنبد دارد.[23]
این بنا چندین مرتبه مورد مرمت و بازسازى قرار گرفت. «موسى بن عباس هاشمى» و «منتصر عباسى» پسر متوکّل و «معتضد عباسى» نامشان در زمره این افراد دیده مىشود. حتى معتضد با بازسازى حَرَم امیر مؤمنان على (ع) نیز موافقت کرد. شخصى به نام محمّد بن زید معروف به «داعى صغیر» نیز اموال و عطاهاى فراوانى از ایران به همین قصد به عراق فرستاد و معتضد به تشویق و پیشنهاد او دست به این بازسازىها زد. «عضدالدوله بویهى» نیز در سال 369 ق گنبد جدیدى براى حرم حسینى نصب کرد و داخل حرم را بسیار آراست و آزین بست و پارچهاى از حریر بر روى ضریح چوبى آن حضرت انداخت و خدمات بسیارى به مردم کربلا داشت؛ از جمله طرح آبرسانى به کربلا.[24]
- اوّلین کسى که براى حرم حسینى رواق ساخت «عمران بن شاهین» امیر وقت حجاز بود و رواقى که ساخت، به «رواق عمران» معروف شد که پس از مدتى به رواق «ابراهیم مُجاب» تغیر نام یافت. او این بنا را به دستور عضدالدوله بُویهى ساخت. وى بعدها بانى ساخت چند رواق دیگر شد.[25]
- اوّلین کسى که به عنوان جهانگرد وارد کربلا شد «ابن بَطوطه» مراکشى بود که در سال 727 ق (1326 م) به این امر همّت گماشت. او مشاهداتش از این شهر مقدّس را در سفرنامهاش نوشته است. در بخشى از این سفرنامه آمده است:
به شهر کربلا مشهد حسین بن على (ع) مسافرت کردم. شهر کوچکى که نخلستانها آن را دربرگرفته است و منبع آب آن نهر فرات است. حرم مطهر در میان شهر قرار گرفته است. در کنار حرم، مدرسهاى بزرگ واقع شده و اتاقکى دارد که به زائرین غذاى گرم مىدهند. خادمان در کنار درب ورودى حرم ایستادهاند و افراد را راهنمایى مىکنند. مردم هنگام ورود به این مکان، عتبه نقرهاى آن را مىبوسند.[26]
- اوّلین منارهاى که در حرم حسینى ساخته شد «مناره عَبِد» و بانى آن «امینالدین اولجیائى» بود. او از طرف «سلطان اویس» ایلخانى در سال 767 ق به ولایت بغداد رسیده بود. مناره عَبد با کاشى معرق تزئین شد. شاه طهماسب صفوى دو قرن بعد یعنى در سال 982 ق آن را بازسازى و تعمیر نمود.
در سال 1308 قمرى «اوغربلاط عثمانى» به بازسازى دوباره این مناره همّت گماشت و در سال 1357 ق «یاسین هاشمى» نخستوزیر وقت عراق به بهانه احتمال سقوط، دستور تخریب آن را صادر کرد.[27]
- اوّلین کسى که مرقد مطهر امام حسین (ع) را تخریب کرد، منصور دوانیقى و پس از او هارون الرشید (در 193 ق) بود. هارون دستور داد تا زمین را شخم بزنند و درخت سدر نزدیک مرقد را قطع کرد تا نشانه این قبر شریف هم از بین برود.[28] متوکّل در سال 236 ق دوباره دست به تخریب این حرم مطهر زد و خانههاى اطراف را ویران کرد و آب در زمین و محل قبر مطهر رها کرد و مردم را از زیارت آن بازداشت.[29] نقل است که متوکّل عباسى تا چهار بار دستور تخریب حرم مطهر امام حسین (ع) را صادر کرد که اوّل بار در سال 233 ق بوده؛ آنهنگام که سراغ یکى از زنان آوازخوانش را مىگیرد و به او مىگویند که براى درک زیارت شعبانیه امام حسین (ع) به کربلا رفته است.[30]
- اوّلین خانواده علوى ساکنِ کربلا، خانواده سید ابراهیم مُجاب یا همان سید ابراهیم کوفى بودند. سید ابراهیم، از نسل امام موسى بن جعفر (ع) بود که در قرن سوم هجرى مىزیسته است. پیش از وى سادات و علویان به سبب ترس از سرکوب شدن نمىتوانستند در کربلا ساکن شوند. شاید علّت ملقّب شدن فرزندان سید ابراهیم به «حائرى» نیز سکونتِ آنان در کنار حائر حسینى بوده باشد.[31]
- اوّلین بار که شیعیان توانستند آزادانه به زیارت امام حسین (ع) بروند، در زمان امامت على بن موسى الرضا (ع) و پس از پذیرش ولایتعهدى از سوى آن حضرت بود.
- اوّلین حاکمى که زیارت امام حسین (ع) را جُرم اعلام کرد و براى آن مجازات قرار داد، متوکّل عباسى بود (236 ق).[32]
- اولین نقیب[33] کربلا «ابوجعفر احمد بن ابراهیم» نوه سید ابراهیم مُجاب بود. اسامى نُقباء که سرپرست سادات بودند در کتاب «عمدة الطالب» اثر «احمد بن مهناى داودى» نقل شده است. در اواخر قرن سوم هجرى بود که حضور پرشمار سادات در کربلا موجب پیدایش چنین منصبى شد. این منصب پس از احمد به شخصى به نام «ابو فُویره» رسید.[34]
- اوّلین طلاکارى در حرم حسینى به تاریخ 914 ق بازمىگردد. به دستور شاه اسماعیل صفوى حواشى ضریح مطهر امام حسین (ع) طلاکارى شد. شاه اسماعیل نیز دوازده قندیل طلا به حرم مطهر هدیه کرد.
- اوّلین ضریح نقرهفام مرقد مطهر امام حسین (ع) در سال 932 ق به دستور «شاه اسماعیل صفوى» نصب شد. البته بعدها این ضریح دوباره به صورت چوبى درآمد.
- اوّلین بانى طلا شدن گنبد حرم امام حسین (ع) «سلطان آقا محمدخان قاجار» بود. او اصلاحات وسیعى در حرم مطهر امام حسین (ع) در سال 1207 ق یعنى 9 سال پیش از حمله وهّابىهاى نَجد انجام داد.
- اوّلین بانى طلا شدن دو گلدسته حَرَم مطهر امام حسین (ع) همسر آقا محمدخان قاجار بود.[35]
25 اوّلین خادم حرم حسینى «على بن داود» منسوب از سوى «امّ موسى» مادر هارون الرشید بود. این بانوى گرامى حقوق ماهانهاى براى ابنداود قرار داد؛ امّا پس از مدّتى هارون حرم مطهر را تخریب کرد و بنىاسد خود متعهد حفظ و حراست از آن شدند و در کربلا سُکنى گزیدند. تا اواسط قرن سوم یعنى دوران خلافت معتضد، این وضع ادامه داشت، تا اینکه او افتخار خدمت به زائران حسینى را به علوىها داد.
- اوّلین کلیددار حرم امام حسین (ع) از نوادگان سید ابراهیم مُجاب بود. پس از او ابراهیم مرتضى از نسل حضرت امام موسى بن جعفر (ع) متصدّى این امر شد.[36]
- اوّلین غارت اموال خزانه حرم امام حسین (ع) توسّط متوکّل عباسى صورت گرفت. متوکل مىگفت: «قبر نیاز به مال و خزانه ندارد!» پس از او مسترشد عباسى در سال 536 ق مرتکب این عمل شنیع شد.
- اوّلین کسى که مسروقات را به خزانه بازگرداند، منتصر فرزند متوکّل بود (247 ق).[37]
- اوّلین سارق موقوفات حرم امام حسین (ع) «ضبّة بن محمد اسدى» بود. او به شیوه دزدان و راهزنان همراه با برخى بیماردلان به کربلا حمله کرد و خزانه را تخریب و اموال و اشیاء وقفى در حرم مانند فرش و چراغها را با خود بُرد.[38]
- اوّلین حاکمى که کربلا را تحت الحفظ حکومت قرار داد «عضدالدّوله بویهى» بود (369 ق). او پس از حمله ضبّة به کربلا چنین تصمیمى گرفت. «عضدالدوله» سپاهى را به «عین تمر» مقرّ فرماندهى ضبّة فرستاد و آنان شبانه او را دستگیر کردند؛ امّا کارى با خانوادهاش نداشتند. ضبّة نیز اموال مسروقه و غارت شده را بازگرداند.[39]
- اوّلین کسى که بانى ساخت یک خزانه قفل و بستدار و محکم براى حرم امام حسین (ع) شد، عضدالدوله بویهى بود.[40]
- اوّلین حمله وهّابىها به کربلا که هزاران کشته و مجروح در پى داشت، در سال 1216 ق واقع شد. «مسعود بن عبدالعزیز» وهّابى نجدى سپاهى از منطقه نجد فراهم کرد و به سوى کربلا گسیل داشت. این سپاه متشکل از ششصد پیاده نظام و چهارصد سواره نظام بود که با آنها به عراق حمله کرد و شهر کربلا را محاصره نمود. در این روز بیشتر مردم براى بزرگداشت هجدهم ذىالحجّه (عید غدیر) به نجف رفته بودند و شهر خلوت بود. مسعود بین چهار تا پنجهزار نفر از مردم را اعم از پیر و جوان و زن و مرد و کودک به شهادت رساندند. فقط کسانى نجات یافتند که توانسته بودند فرار کنند یا در پناهگاهى خود را پنهان کنند. حرم مطهر امام حسین (ع) صدمه جدّى دید و اموال حرم به غارت رفت. ضریح چوبى را شکستند و از سوزاندن چوبش براى دُرست کردن قهوه استفاده کردند. سربازان با اسب به داخل حرم و حتّى روضه منوره رفت و آمد داشتند و برخى اسبها را در صحن مطهر رها کردند.
پس از این جنایات، تعمیرات بسیارى در حَرَم انجام شد. سلطان فتحعلىشاه قاجار به ارشاد و راهنمایى مرجع بزرگ شیخ جعفر کاشفالغطاء اقدامات وسیعى براى بازسازى این مکان مقدّس انجام داد.
- اوّلین کسى که براى شهر کربلا بُرج و بارو ساخت «آیتالله سید على طباطبائى» (صاحب ریاض) بود. وى به سال 1217 ق و پس از حمله گسترده وهّابىها به کربلا این طرح را اجرا کرد. دور تا دور کربلا دیوارى کشیده شد و مجموعاً شش دروازه تعبیه گردید. بعدها یک دروازه به طرف نجف اشرف باز شد که تعداد دربها به هفت رسید. «محلّه عباسّیه» در کنار درب هفتم شکل گرفت.[41]
- اوّلین سلطانى که در کربلا دفن شد «طاهرشاه» از امراى هند بود (957 ق) که پیکرش با مقدار زیادى از هدایا و اشیاى گرانقیمت به کربلا منتقل شد.[42]
- اوّلین وزیرى که در کربلا دفن شد «ابوعبّاس کافى» وزیر ایرانىتبار بود که این اقدام براساس وصیت او انجام گرفت (399 ق).[43]
- اوّلین بارى که واقعه کربلا به نمایش درآمد، در دوره علامه مجلسى (رحمه الله) و به دستور ایشان بود و علماى پس از ایشان نیز این اقدام علّامه را تأیید کرده و تکرار نمودند.[44] و[45]
[1] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 22، ص 140.
[2] . تاریخ کربلا، ص 50.
[3] . کربلا؛ شهر حسین، ص 11. یاقوت حموى معتقد است اولین کسى که کربلا را به عنوان یک پایگاه نظامى درآورد« خالد بن ولید» بوده است.( معجم البلدان، ج 4، ص 445).
[4] . ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ج 4، ص 25؛ تاریخ ابن عساکر، ج 4، ص 33.
[5] . تاریخ طبرى، ج 6، ص 242.
[6] . همان، ص 243.
[7] . مقریزى، الخطط، ج 2، ص 287.
[8] . الکامل فى التاریخ، ج 4، ص 27؛ تاریخ طبرى، ج 4، ص 327.
[9] . تاریخ طبرى، ج 4، ص 340.
[10] . سلمان هادى آلطعمه، تراث کربلا، ص 262.
[11] . ابن شهر آشوب، مناقب، ج 2، ص 217؛ مقتل خوارزمى، ج 2، ص 13.
[12] . ابراهیم بن عبدالله حموى، اوائل، ص 48.
[13] . محمدباقر مدرس، کربلا شهر حسین، ص 137.
[14] . جعفر خلیلى، موسوعه عتبات المقدسه، ج 8، ص 257. شیخ طوسى در رجالش مىنویسد:« اولین زائر قبر حسین( ع) جابر بن عبدالله انصارى است، ولى ظاهراً جابر اولین زائر مرقد حسین( ع) در اربعین بوده است».
[15] . تاریخ کربلا، ص 50.
[16] . کربلا، شهر حسین، ص 228.
[17] . بحارالانوار، ج 10، ص 167.
[18] . محمدمهدى حائرى، شجره طوبى، ص 187.
[19] . تاریخ طبرى، ج 7، ص 66؛ کامل ابن اثیر، ج 2، ص 635.
[20] . کامل ابن اثیر، ج 2، ص 637.
[21] . کربلا شهر حسین، ص 149.
[22] . بنىاسَید یا بنىاسَد قبیلهاى عرب و مشهورند که به جدّشان« اسد بن خُزَیمه» منسوب هستند. آنها چند زیرشاخه دارند، امّا مهمترینشان بطنى است که به ابنحسن على بن مزید اسَدى مىرسد و فرزندانش به« بنى مزید» معروف هستند. پیامبر گرامى اسلام( ص) به دامادى این طایفه درآمده است. برخى مىگویند این طایفه در قرن هشتم( 545 ق) منقرض شده است.
[23] . کربلا، شهر حسین، ص 17 و 21، به نقل از کنز المصائب اثر ابن قولویه و کتاب المزار اثر شیخ مفید روایتى از ابى حمزه ثمالى و دیگرى به نقل از صفوان بن مهران جَمّال نقل کرده که مىگویند:« هرگاه خواستى قبر حسین( ع) را زیارت کنى( زیارت بخوانى) از زیر سقف بیرون برو و چنین بگو ...» یا روایتى که مىگوید:« در کنار درب شرقى حرم بایست و تکبیر بگو ...».
[24] . موسوعه عتبات، ج 8، ص 259.
[25] . همان؛ کربلا شهر حسین، ص 37.
[26] . سفرنامه ابن بطوطه، ص 233.
[27] . کربلا شهر حسین، ص 34.
[28] . سید محسن امین عاملى، اعیان الشیعه، ج 4، ص 304؛ بحارالانوار، ج 10، ص 294.
[29] . تاریخ طبرى، حوادث سال 236 ق.
[30] . موسوعه عتبات، ج 8، ص 258. در صفحه 199 از کتاب« کربلا شهر حسین» آمده است: اولین کسى که قبر مطهر امام حسین( ع) را از روى دشمنى« نبش» کرد، موسى بن عباس هاشمى، امیر کوفه بوده است.( فیه تأمّل)
[31] . سید حسین صدر، نزهة الحرمین، ص 36.
[32] . موسوعه عتبات، ج 8، ص 258.
[33] . از جمله شرایط نقیب، این است که به انساب سادات نسلى پس از نسلى دیگر مطلع باشد و خیرات و موقوفات را میان فقراى از سادات توزیع کند. نقیب دفتر مخصوصى داشت که اسامى تمامى سادات در آن ثبت شده بود.
[34] . کربلا شهر حسین، ص 92.
[35] . تاریخ کربلا، ص 435.
[36] . کربلا شهر حسین، ص 65.
[37] . میرزا محمدتقى سپهر، ناسخ التواریخ، ص 438.
[38] . تاریخ کربلا، ص 113.
[39] . کامل ابن اثیر، حوادث سال 369 ق.
[40] . همان.
[41] . موسوعه عتبات، ج 8، ص 259.
[42] . کربلا شهر حسین، ص 15.
[43] . همان، ص 37.
[44] . در نقلى آمده است که پسرش به علوىهاى ساکن کربلا نوشت که در ازاى پانصدهزار دینار قبرى را به او بفروشند تا جسد پدرش را در آن دفن کند؛ امّا پاسخ علوى ها این بود که این مرد به جدّ ما پناهنده شده و ما در ازاى آن قبر، پولى از شما نمى خواهیم و حتّى مقدارى از خاک کربلا را نیز براى پسر ابوعبّاس فرستادند.
[45] . تا این اواخر نیز علماى کربلا همچون شیخ زُبیدى نمایشهاى دینى مانند بازسازى غدیر یا بعثت پیامبر( ص) را در کربلا اجرا مى نمودند و خود کارگردانى آن را بر عهده داشتند.