محمد على سدید بوشهرى ملقب به سدید السلطنه در سال 1293 قمرى متولد شد. در بوشهر به تحصیل زبان و ادبیات و معارف اسلامى مشعول شد و پس از پایان تحصیلات به فعالیتهاى ادارى و خدمات دولتى پرداخت. بیشتر فعالیتها و خدمات وى در بنادر و جزایر خلیج فارس بوده است. پس از روى کار آمدن رضا خان، وى به علت ناهماهنگى با حکومت، به زندان افتاد. وى در این باره چنین سرود:
|
بى گنه افتادم اندر محبس تاریک و تنگ |
این هم از خوابیده بخت و درد بى درمان ماست |
|
وى اهل تحقیق و نگارش بود و بیش از بیست کتاب به رشته تحریر درآورد.
کتاب «التدقیق فى سیر الطریق» گزارش مسافرت او به مشهد و عتبات عراق است که گزارشى از آن را مىخوانید.
گزارشى از سفرنامه سدید السلطنه
سدید السلطنه بوشهرى، چهارشنبه ششم صفر 1315 قمرى از تهران به مقصد زیارت مشهد مقدس، عازم خراسان مىشود؛ اما نخست در بارگاه حضرت عبدالعظیم حسنى توقفى دارد و در وصف آن مىنویسد:
امامزاده واجب التعظیم، حضرت عبدالعظیم از نبایر حضرت امام حسن مجتبى (ع) است. احادیث زیادى در فضیلت زیارت آن حضرت از ائمه (علیهم السلام) آمده است. اکابر و بزرگان سلف و حال، آن چه را شایسته شئون آن حضرت است، از گنبد، ایوان مذهب، ابواب نقره و رواق آینهکارى شده و ... غیر از خود به یادگار نهادهاند.[1]
اولین منزلى که او به آن گام مىنهد، خاتون آباد از توابع ورامین است. سپس از طریق شریف آباد، ایوان کى، ده نمک و لاسجرد، وارد سمنان مىشود ودر این شهر با برخى رجال ادبى، عرفانى و حکومتى، ملاقاتهاى انجام مىدهد و بعد از پشت سر نهادن منازل آهوان و بىتوشه، به دامغان مىرود. در این شهر، مقارن طلوع آفتاب در منزل سیدزین العابدین، متولى امامزاده جعفر فرود مىآید؛ خانهاى که متصل به بقعه امامزادگان است و ضمن زیارت این بناهاى مقدس، گزارشى دقیق از بقعه آنان ارائه مىدهد و مىنویسد:
گنبد و بارگاه مذکور در سلطنت گورکانیان (تیموریان) بنا شده است. ضریح امامزاده، چوبین است و در مغرب صحن، بقعه امامزاده محمد است.[2]
میرزا محمد على، دامغان را پشت سر مىگذارد و از طریق راه کاروانى مهماندوست و ده ملا، به شاهرود قدم مىنهد و در کاروانسراى کربلایى اکبر، فرود مىآید و گزارشى از اوضاع فرهنگى و اقتصادى این شهر ارائه مىدهد. منازل دیگرى که وى تا سبزوار، از آنها عبور مىکند، عبارتند از: خیر آباد، حسن آباد، میامى، دهنه زید، میان دشت، عباسآباد، مزینان، سوخرد، ریبد و مهر. وى در سبزوار به زیارت بارگاه امامزاده یحیى، فرزند موسىبن جعفر (ع) مىرود و مرقد حاج ملاهادى سبزوارى را هم زیارت مىکند و دربارهاش مىنویسد:
تعریف آن مرحوم، از قوه نگارنده بیرون و از طاقت بنده فزون است. تالیفات و تصانیف لطیفه آن بزرگورا بر جلالت و شئون آن توحید آثار، دلیل کافى و گواه صادق است.[3]
منزل بعدى وى، زعفرانیه است و پس از آن از راه شوراب، وارد شهر نیشابور مىشود و سپس راهى قدمگاه مىشود و درباره آن مىنویسد:
مىگویند آثار قدمین حضرت امام رضا (ع) است. تاریخ بنایش 1091 قمرى و بر حسب امر شاه سلیمان صفوى بنا شده است.[4]
وى در روز جمعه سیزدهم ربیع الاول 1315 قمرى وارد مشهد معظم مىشود. هنگام اقامت در جوار بارگاه مقدس رضوى، از این مکان مقدس و بناهاى ضمیمه آن، گزارشهایى ارائه مىدهد و تاکید مىکند که این مطالب غیر از نکاتى است که در کتاب مطلع الشمس،
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج18، ص: 132
در اینباره آمده است. وصف سدید بوشهرى از ارض قدس، با توضیحاتى درباره دارالسیاده آغاز مىشود و آن گاه به توضیحاتى درباره ویژگىهاى معمارى، تاریخى و جلوههاى هنرى دار الحفاظ، دار السعاده، گنبد خاتم خان، گنبد الله وردى خان، رواقهاى حرم، مسجد بالاسر، مسجد پشت سر، مسجد زنانه و صحن جدید مىپردازد.[5]
عزیمت به عتبات عراق
میرزا محمد على سدید بوشهرى، بعد از زیارت بارگاه قدس رضوى، از همان مسیرى که به مشهد آمده بود، به تهران باز مىگردد و در روز دوشنبه سیزدهم جمادى الاول 1315 قمرى، وارد تهران مىشود و در این دیار، توقفى مىکند. اقامت وى در دار الخلافه تهران تا چهارشنبه هیجدهم محرم 1316 قمرى به درازا مىکشد. در این زمان، به قصد زیارت عتبات عراق، عازم سفر زیارتى دیگر مىشود. وى در جوار بارگاه حضرت عبدالعظیم (ع). پس از نماز صبح، حرکت مىکند. او در این باره مىنویسد:
مقارن زوال آفتاب، به حسن آباد رسیدیم. در خلوت کاروانسرا منزل گرفتیم و مقارن طلوع آفتاب 21 محرم الحرام، به شهر قم رسیدیم و قریب دار الشفاء در خانه سید فتح الله نامى منزل گرفتیم. شبانگاهى به زیارت حضرت فاطمه معصومه نایل آمده، نصر الله خان امیر تومان که حکومت قم را در اختیار دارد، از امین السلطان که مجددا به صدارت ایران نایل آمده است، وقت خواسته که نگارنده شرفیاب شوم. دوشنبه 23 محرم الحرام موقع زوال به زیارت مرقد حضرت فاطمه معصومه نایل و آن عتبه مقدسه را وداع نمودم. امروز (24 محرمالحرام) به تاج خاتون مىرویم و بعد از یک فرسنگ و نیم، به تپه سلام رسیده که سر حدّ خاک قم و خاک عراق عجم است.[6]
مرحوم سدید بوشهرى از طریق جیرو و سیاوشان، وارد ساروق مىشود و ضمن زیارت امامزادگان این شهر، با دقت ویژهاى به وصف بقعه و بارگاه آن بزرگواران مىپردازد. دقت نظر در ثبت کتیبهها و الواح تاریخى و ذکر اسلوب معمارى کهن، از مختصات یاداشتهاى اوست و مشخصات کتیبهها، کنده کارى چوب ضریح و صندوق مرقد امامزاده معروف ساروق را که از قرن ششم و هفتم هجرى است، یاداشت مىکند.
این سیاح سخنور و دانشور از راه دیزآباد، قزان، حمیل آباد، فرسفج (از توابع ملایر)، کنگاور، صحنه، بیستون، کرمانشاه، ماهیدشت، هارون آباد، کرند و سر پل ذهاب، قدم به قصر شیرین مىگذارد و چهارم صفر قمرى پس از صرف شام، خاک مملکت خود را وداع کرده و به طرف عراق عرب رهسپار شده، وارد خانقین مىشود. وى در وصف این شهر مىنویسد:
خانقین از بلاد معموره و سرحد مملکت ایران و خاک عثمانى است و رود خانهاى از وسط شهر مىگذرد که آن را به دو قسمت مىنماید و پل محکمى بر روى آن بسته اند. امروز پانزدهم صفر به قزل رباط مىرویم که از قصبات معتبره عثمانىهاست و مهر على بیک، نایب کار پردازى ایران در آنجاست. شانزدهم صفر، وارد شهر مىشویم. منزل بعدى این سیاح، یعقوبیه یا بعقوبه است که در بامداد 17 صفر در کاروانسراى آن فرود آمد و در وصف این دیار مىنویسد:
میانه شهر و جاده بغداد، رودخانهاى فاصله است و پلى بر آن بستهاند و از قوافل در موقع عبور، حق عبور دریافت مىنمایند. از یعقوبیه تا بغداد، دلیجان آمد و شد مىنماید که یک نوع گارى است و در آن دوازده مسافر جاى دهند که کرایه هر نفر، نصف مجیدى است. دلیجان را اهل بعقوبیه، عربانه گویند.
وى با اجاره یک عربانه بعد از دو ساعت وارد بغداد شد و با عبور از پل این شهر، خود را به کاظمین رسانید و در خانه سید على زواید، فرود آمد. خاندان زواید از خادمان قدیمى بارگاه امام کاظم (ع) مىباشند. او مىنویسد:
پس از صرف نهار، حمامى کرده، به آستان بوسى حضرت موسى بن جعفر و امام جواد (علیهما السلام) نایل آمدیم. سید على زواید، براى زیارت اربعین، به کربلا رفته اند. شام را مهمان خانواده و شیخ سلمان بودیم. امروز محمد کریم خان، نایب کارپردازى دولت ایران و آقا محمد هشام، تاجر شیرازى به دیدن آمدند. امروز نوزدهم صفر، به زیارت حرم مطهر مشرف شده و یازده قافله براى مسافرت به کربلاى معلى از همان همکارى که ما را از تهران به بغداد رسانیده بود، به زیارت حرم مطهر نایل آمده، چون سید على زواید حاضر نبودند، منزل را به خانه اولاد شیخ سلیمان انتقال دادیم و یک ساعت به غروب مانده، غافله ما حرکت نمود.
وى ذیل سه شنبه 23 صفر 1316 قمرى مىنویسد:
وارد مسیب شده، از پل گذشته، در خانهاى که کرایه شده بود، فرود آمدیم. مسیب از قصبات معتبره است وآبادى آن بیشتر در طرف بغداد افتاده است. هور الحسین که نخلستان معتبرى است، در طرف کربلا واقع شده و در میانه آبادى و آن نخلستان، رودخانه فرات مىگذرد.
نایب کار پردازى دولت ایران به دیدن آمد. شیخ یوسف از خدام نجف اشرف و سید جواد از خادمان حرم کربلاى معلى تا مسیب به استقبال نگارنده آمده اند. دو بقعه در شهر مسیب دیده مىشود از کاشى سبزى که منسوب به محمد و ابراهیم که اولاد حضرت مسلمبن عقیل مىباشند. از کاظمین به کربلاى معلاى، دلیجان، آمد و شد مىنماید و از هر مسافر یک مجیدى کرایه دریافت مىنمایند و در ایام متبرکه، کرایه هر مسافر، یک لیره عثمانى خواهد رسید.[7]
توقف در کربلا و نجف
در چهارشنبه 23 صفر 1316 قمرى، سدید بوشهرى به اتفاق همراهان، از شهر مسیب به سوى کربلاى معلى حرکت کرده، موسى چاوش از جانب حکومت، براى احترام، با این قافله همراه گردید. سدید السلطنه مىنویسد:
از خانقین تا کربلاى معلى حرکت مسافر در شب ممنوع بود؛ ولى اولیاى دول آل عثمان به نگارنده اجازه دادند و هر شب چهار نفر عبور کرد در ملازمت ما بودند. ساعت دوازده، وارد کربلا شدیم و در خانه حاج میرزا آغاسى فرود آمدیم. آن خانه پس از رحلت آن مرحوم به میرزا ابوالحسن خان مشیر الملک شیرازى انتقال یافت و حال تعلق به ورثه مشیر الملک دارد و قدیم الناست و حل آن مطبوع، پسندیده و پنجاه قدم دور از حرم مطهر و قریب باب قبله واقع است و در این جا قرار داریم که سید جواد براى نگارنده و سید عبدالحسین پسر سید رضا براى والده معظمه، زیارت بخوانند. پنجشنبه 24 صفر، میرزا حسن کازرونى که نه ماه است از بوشهر به عراق آمده، به دیدن آمد و پس از آن به زیارت حرم مطهر نایل آمدیم. امروز تب نوى باز معاودت نموده است. میرزا محمد على موید الاطبا را براى معالجه خود خواستم آمد؛ ولى حکیم مخصوص انیس الدوله، زوجه مرحوم ناصرالدین شاه بود و چهار سال به کربلاى معلى مهاجرت کردهاند. دو مرتبه بر زیارت حرم مطهر مشرف شدیم. آقا سید على کلید دار به دیدن آمدند. چند قاطر براى بنه و ملتزمین به کرایه گرفتیم براى حرکت از کربلا به نجف. امروز دوشنبه 28 صفر، به زیارت حرم مطهر امام حسین (ع) مشرف شده و دو ساعت به غروب مانده، براى رفتن به نجف اشرف، دلیجان حرکت نمود.
طرف مغرب، 29 صفر به نخلیه رسیده، در آن جا از ثلث مرحوم حاج حسین شمسه کاروان سرایى بنا کردهاند که هنوز به پایان نرسیده است. یک ساعت از شب گذشته، از نخلیه حرکت کرده، ساعت چهار به کاروانسراى شور رسیدیم و سرانجام در ساعت 12 وارد نجف اشرف شدیم و در خانه حاج محمد على شمسه فرود آمده، در طرف خارج آن منزل نمودیم و طرف عصر به آستان بوسى حضرت علىبن ابىطالب (ع) مشرف شدیم. چهار شنبه 30 صفر دو مرتبه به زیارت حرم مطهر مشرف شدیم و در غره ربیعالاول بعد از زیارت حرم به زیارت اهل قبور وادىالسلام رفتیم.[8]
وى ذیل دوشنبه 5 ربیع الاول مىنویسد:
به زیارت حرم مطهر نایل آمده، شام را با والده مهمان رحمت بیگم، دختر سید محمد على، عطیه زوجه شیخ محمد مینایى بودیم. نژادش به قاضى نور الله شوشترى مىرسد و اجدادش از شوشتر به نجف اشرف مهاجرت کرده اند. جمعه 16 ربیع الاول، جناب فاضل شربیانى (1248- 1323 قمرى) فقیه عالم ساکن در عتبات عراق به دیدار آمدند. طرف عصر از ایشان بازدید به عمل آوردیم.
سدید السلطنه از خانواده شمسه این گونه یاد مىکند:
حاج حسن شمسه از اهالى جبل عامل بوده، از خدام محترم و معقول حضرت ولایت پناهى محسوب مىشد و هفت فرزند ذکور داشت که بزرگ ترین آنها حاج محمد على، هنوز در قید حیات است.
وى همچنین مىنویسد:
در نجف اشرف دو طایفه ساکنند؛ شمّر ساکن در مشراق و زگرد که در محلات حویش، عماره و براق مقیمند. ایام توقف نگارنده، شراره شرارت آنان به عابر و مجاور نجف اشرف هم رسید.
او درباره سفر به کوفه مىنویسد:
یکشنبه 18 ربیع الاول، نصف ساعت از مغرب گذشته، وارد کوفه شده، پس از راز و نیاز به درگاه معبود بى نیاز شب را در مسجد سهله بیتوته نمودیم. لطافت هواى کوفه در کمترین نقطه دیده مىشود. هفت ساعت از شب گذشته، شیخ یوسف شمسه و حاج حسن شمسه را وداع کرده، از کوفه حرکت نمودیم و پس از چهار ساعت به خان مصلى رسیدم و بعد وارد خان شور شده، در خانه حاج محسن فرود آمدیم. خان شور از قراى معموره است. طریق میانه نخیله و خان شور، امنیت نداشته و مکاریان، روز، حرکت مىکردند. هشت صبح حرکت کردیم و مغرب به نخیله رسیدم و در کاروانسرایى که خانواده شمسه بنا کردهاند، فرود آمدیم. مقارن طلوع آفتاب 19 ربیع الاول، وارد کربلاى معلى گردیده، در بدو ورود، به زیارت حرم مطهر مشرف شدیم. سه شنبه 20 ربیع الاول، دو مرتبه به زیارت آستانه مقدسه رفته، آقا سید على کلیددار حضرت سید الشهداء (ع) به دیدن آمدند و تکلیف تشرف به داخل ضریح مقدس که کمتر کسى را ممکن شود، نمودند ... روز بعد، والده معظمه به زیارت حرم مشرف شدند و نگارنده نظر به کسالت و نقاهت، از این فیض محروم شد.
بازگشت از کربلا
وى در 22 ربیع الاول 1316 قمرى بار دیگر این توفیق را به دست مىآورد که به زیارت بارگاه مقدس حضرت حسین بن على (علیهما السلام) نایل شود.
در همین روز حاج میرزا کریم شیرازى به دیدار آمد. او همان کسى است که چهار سال است در کربلاى معلى مقیم گردیده و در این دیار مقدس، عمارت عالى بنا کرده است.
جمعه روز بعد مرحوم سدید و همراهان بعد از زیارت مجدد حرم مطهر کربلا نه ساعت از روز گذشته، توسط دلیجان، کربلا را ترک کرده، مغرب همان روز به شهر مسیب رسیدند و سرانجام در 24 ربیع الاول وارد کاظمین شد و مجددا توفیق زیارت مرقد مطهر امام کاظم و جواد (علیهما السلام) را به دست آورد. در هنگام اقامت در این دیار مقدس، بررسىهایى در باره اوضاع اجتماعى و اقتصادى آن به عمل آورد و گزارشى از اوزان شهر، نرخ ارزاق، مسکوکات رایج در بغداد و کاظمین ارائه داد.
سرانجام در 13 ربیع الثانى، مشایعت کنندگان را وداع گفته، از طریق کشتى از بغداد به جانب بصره حرکت کرد؛ اما در نیم روز، وقتى کشتى به باب شرقى رسید، به گل نشست و کاپیتان کشتى مسافر و بارها را پیاده کرد. در فرصت پیش آمده، سدید مرقد سلمان فارسى و حذیفهبن یمان را زیارت کرد و از طاق کسرى دیدار نمود.
چهارشنبه 19 ربیع الثانى یک ساعت از شب گذشته، وارد عماره شدیم. بازارها باز بود؛ فرود آمده و دو سه ساعتى در شهر توقف داشتیم. پول ایران در آن جا رواج نبود؛ ولى سکنهاش به فارسى صحبت مىکنند؛ لیکن فارسى و عربى غریبى بود که ایرانىهاى دیگر چندان ملتفت نشوند. در ساعت 11 روز 20 ربیع الثانى، به عزیر رسیدم که زیارتگاه یهود است؛ یهود را معبد و مهمانخانه در آنجاست و آن نقطه در کناره دجله از طرف مغرب واقع و نخلستانهایى در آنجا بود و عزیر از انبیاى بنىاسرائیل باشد و هر سال یهودیان به زیارت آن روند.
کاروان زیارتى سدید بوشهرى، روز جمعه 21 ربیع الثانى، شش ساعت از شب گذشته، وارد بندر مواصلاتى بصره شد و مقارن اذان صبح، على بیگ تذکره چى به کشتى آمد و تذکرهها را مورد تفتیش قرار داد. مقررات دولت عثمانى این است که هرکس از قلمرو آنان بیرون بیاید، تذکرهاش را ضبط مىکنند. تذکرهها مدتى یک ساله دارند و هرگاه قبل از انقضاى این مدت، مسافر باز به همان نقطه از سرزمین تحت سلطه عثمانى برگردد.، تذکره اش را تحویلش مىدهند. مرحوم سدید چنین مىنگارد:
مقارن طلوع آفتاب، نگارنده تنها در بلم نشسته و از مقام على گذاشته، پس از یک ساعت به بصره رسید و به خانه آقا محمد بهبهانى از تجار معروف بصره رفتم. از محمد حسن خان، پسر نصرت الوزاره هشتاد روپیه براى مخارج سفر تا بوشهر قرض گرفتم و پس از نهار به اداره وکات کشتى رفتم و بلیط کشتى به مقصد بوشهر گرفتم.
سرانجام در 22 ربیع الثانى این کشتى از بصره حرکت کرد و پس از دو ساعت به محمره (خرمشهر) رسید و در آن جا لنگر گرفت و توقفى کوتاه داشت؛ سپس وارد فاو گردید و رفته رفته سیر شط را پیمود و به دریا رسید و در یکشنبه 23 ربیع الثانى 1316 قمرى در لنگر گاه بوشهر
توقف کرد. میرزا محمد على سدید کیابى بوشهرى، مىنویسد:
امروز (23 ربیعالثانى) کشتى به لنگرگاه بوشهر رسید و چون نگارنده را قصد بود ماموریت و خدمتى از دولت قبول ننماید و ایام باقى مانده زندگانى را در املاک خود (واقع در میناب و توابع بندرعباس) به مطالعه و تالیف بگذراند، هرگونه بود، والده ام را متقاعد نمودم که از بوشهر به عباسى برویم.[9]
[1] . على خان سدید السلطنه، التدقیق فى سیر الطریق، تصحیح و تحشیه: احمد اقتدارى، انتشارات به نشر تهران 1362، ص 177- 178.
[2] . ص 192 193.
[3] . همان ص 201.
[4] . همان ص 209.
[5] . همان ص 213- 240.
[6] . همان ص 299- 302.
[7] . همان ص 305- 307.
[8] . همان ص 308 324
[9] . همان ص 423- 327.