عالم بزرگوار و متتبع عالیمقام و محدث عظیمالشأن شیخ عباس قمى (رحمه الله) آثار گرانسنگ و جاودان بسیارى از خود به یادگار نهاده است که همه آنها منشأ اثر و برکت بوده است. او با نگارش «سفینةالبحار» بر کشتى نجات سوار شد و از دریاهاى نور و معرفت بهرهها برد و با نگارش «مفاتیح الجنان» به خانههاى تمامى مؤمنان راه یافت. از کتابهاى دیگر او «الکنی و الالقاب»، «منتهی الآمال»، «تتمةالمنتهی»، «لبّ الوسائل»، «غایةالقصوی»، «الفوائد الرضویه»، «تحفةالاحباب» و «هدیة الاحباب» است. کتاب ارزشمند دیگر وى «هدیة الزائرین و بهجةالناظرین» است که گویا آن را قبل از «مفاتیح الجنان» تألیف کرده و کتابى است جامع و ارزشمند در باب دعا و زیارت که مطلب زیر از این کتاب برگزیده و تلخیص شده و با توضیحاتى تقدیم خوانندگان محترم میشود.
بدان که زمین نجف اشرف مملو است از علما و اعاظم و مؤمنین؛ بهخصوص وادىالسّلام که بقعهاى است از جنّت عدن و محلّ ارواح مؤمنین؛ چنانکه در «کافى» به سند معتبر منقول است: شخصى به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد: برادرم در بغداد است و میترسم که در آنجا بمیرد. فرمود: «پروا مکن که هر جا خواهد، بمیرد. بهدرستى که نمیمیرد مؤمنى در مشرق و مغرب زمین، مگر آنکه حق تعالى روحش را به سوى وادى السّلام محشور میگرداند». پرسید: وادىالسّلام کجاست؟ فرمود: «پشت کوفه است؛ گویا میبینیم که ایشان حلقه حلقه نشستهاند و با یکدیگر سخن میگویند».[1]
پس باید زیارت آنها را غنیمت دانست و خود را از فیض آن محروم نکرد؛ زیرا بر زیارت آنها ثواب بسیار و اجر بیشمار و فواید عظیمه مترتّب است.
ثقة الاسلام کلینى در «کافى» به سند معتبر از حبه عرنى نقل کرده که گفت:
با حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) به پشت کوفه رفتم. چون به صحراى نجف رسیدند، ایستادند؛ گویا با جماعتى مخاطبه میکردند. من نیز در خدمت آن حضرت آنقدر ایستادم که خسته شدم. پس نشستم، به اندازهاى که از نشستن هم ملالى به هم رسانیدم. باز برخاستم و ایستادم تا خسته شدم و باز نشستم تا دلتنگ شدم. پس برخاستم و رداى خود را جمع کردم و عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! میترسم بر شما که از بسیارى ایستادن، به زحمت بیفتید؛ ساعتى استراحت فرمایید. پس رداى خود را انداختم که آن حضرت بر روى آن بنشیند. فرمود: «این ایستادن نیست، مگر براى سخن گفتن با مؤمنى یا انس گرفتن با مونسى». عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! ارواح مؤمنین چنین است؟ فرمود: «بلى، اگر پرده از پیش دیده تو برداشته شود، هرآینه خواهى دید ایشان را که گروه گروه و حلقه حلقه نشسته و با یکدیگر سخن میگویند.» عرض کردم: بدنند یا روحند؟ فرمود: «روحند و هیچ مؤمنى نمیمیرد در بقعهاى از بقعههاى زمین، مگر آنکه به روحش میگویند به وادى السّلام ملحق شو که صحراى نجف است، و آن بقعهاى است از جنّت عدن».[2]
و مخفى نماند که زیارت اموات و مجاورت و انس با آنها وقتى نفع دهد که انسان تفکر در حال آنها کند و عبرت و آگاهى از حال آنها نماید؛ نه چنانکه بعض از غافلین و جهّال میکنند و در غالب بلاد رسم شده که قبرستان را موضع گشت و سیر خود قرار دهند و دسته دسته تفرّج کنان با قهقهه و گفتوگوهاى لغو و سخنان ناشایسته- که از هر چیز اثرش در قساوت قلب بیشتر است- به آنجا رفته و با این حال بازگردند. و باید امتیاز داد بر تعظیم و تکریم و کثرت تلاوت قرآن و ادعیه مقرّره آتیه علما و مشایخى که در آن بلد شریف مدفونند؛ مانند: ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسى (رحمه الله)[3] معروف به «شیخالطائفه» و علّامه عصر خود، صاحب کرامات باهره السید مهدى طباطبایى، معروف به «بحرالعلوم»[4] که این هر دو بزرگوار با بعض دیگر در مسجد طوسى در نزدیکى صحن مقدّس مدفونند.
و مانند سیّدالعلماء والمجتهدین حاجى میرزا محمّد حسن شیرازى[5] (طابثراه) که در جنب باب طوسى صحن شریف، در مدرسه معروف به اسم خود مدفون است.
و مانند خاتم الفقهاء والمجتهدین جناب شیخ محمّد حسن صاحِب «جواهر الکلام»[6] (نوّرالله مرقده) که در محلّه عماره[7] نجف، قبر شریفش با بقعه و قبّه رفیعه معروف است.
در مقابل قبر این بزرگوار قبور جملهاى از اعاظم علماست که داراى قبّه و بقعه هستند که از جمله آنهاست عماد العلما مولانا السید مهدى قزوینى (رحمه الله)[8] ساکن حلّه و جناب آقا سید حسین ترک[9] و غیره.
و در نزدیکى آنها به فاصله چند کوچه، قبر فقیه اهلالبیت شیخ جعفر کبیر کاشفالغطاء (رحمه الله)[10] است و در مقابل او قبر عالم فاضل شیخ راضى عرب است و در مقابل کوچه سلام، قبر عالم جلیل شیخ خضر شلال[11] است و در محلّه براق[12]، قبر شیخ فخرالدین طریحى[13] صاحب «مجمع البحرین» است.
و قبر شیخ اجلّ اعلم شیخ مرتضى انصارى (رحمه الله)[14] در بقعهاى متصل به باب القبله صحن مطهر و در طرف چپ کسى که داخل شود واقع است و در مقابلش قبر آقا سید اسدالله اصفهانى[15] و قبر جناب آقا سید على شیرازى (رحمه الله) قرار دارد.
قبر شیخ و استاد ما ثقةالاسلام حاجى میرزا حسین نورى طبرسى[16] در ایوان سوم از ایوانهاى شرقى باب القبله واقع است و قبر شریف عالم جلیل و مجمع تقوا و ورع جناب حاجى ملّا فتحعلى[17] (طاب ثراه) که از جمله مشایخ شیخ ما علّامه نورى است، با جملهاى از اکابر علما در بقعهاى است که متصل است به باب سلطانیّه، در طرف راست کسى که داخل شود.
قبر محقّق نراقى[18] در زمین صحن، در پشت سر و متصل به درى که گاهى به رواق مطهر باز شود واقع است، و روى قبر با سنگى که از سایر سنگها متمایز است، فرش شده. قبر مرحوم حاجى شیخ جعفر شوشترى نیز در این مکان قرار دارد.[19]
قبر مرحوم حجةالاسلام حاجى میرزا حسن آشتیانى[20] در صحن، در حجره اوّل و در زیر دالان بالاى سر، در سمت یمین[21] کسى که از پشت سر داخل دالان شود، واقع است.
قبر شریف جناب حاج میرزا حبیبالله رشتى[22] (طاب ثراه) در بقعهاى متصل به باب شرقى صحن، در طرف راست کسى که از صحن بیرون رود، واقع است.
شیخ اجلّ اکمل آیةالله فى العالمین، مولانا الحسن بن مطهر الحلّى مشهور به «علّامه»[23] که قبر شریفش در ایوان مطهر در بقعهاى که منتهى میشود به حرم مطهر، در طرف یمین کسى که داخل حرم میشود، واقع است و بقعه دیگر که محاذى و قرین اوست، مدفن حاجى ملّا احمد اردبیلى[24] است و بقعهاى که متصل است به بقعه آیةالله علّامه حلى، مدفن و مروّج مذهب جعفرى آقا شیخ محمد جعفر استرآبادى[25] (طابثراه) است.
و غیر ایشان از علماى دیگر که زیاده از آنند که در این مختصر ذکر شود، بلکه خصوص صحن مطهر و حجرات آن، تمام مملوّ است از بزرگان دین و علما و مجتهدین که ذکر اسامى شریفه آنها باعث تطویل و اطناب است و چقدر سزاوار است از براى ارباب علم و تقوا و قدس که از خاک این بزرگواران بگذرند یا در وقتى که در صحن مطهر، در نزد قبرهاى آنها نشینند، شرط ادب و تعظیم بهجاى آورند و از باطن آن بزرگواران استمداد نمایند و ملاحظه فرمایند که اینها همه شیوخ و مشایخ، مشایخِ کسانى بودهاند که الحال باب مجلس افاده و درس و بحث را بر روى خود بسته و از این نشأت فانیه خود را وارسته نمودهاند؛ پس تأسّف خورند بر فراقشان و اندوهناک شوند براى فقدان ینابیع [و چشمههاى] علم ایشان.
فاضل اشکورى در کتاب «محبوب القلوب» در احوال خاتم الحکماى یونانیها ارسطاطالیس فرموده است:
چون ارسطو در مدینه اسطاغیرا از دنیا رحلت نمود، اهل آنجا استخوانهاى او را جمع کردند، پس از آنکه پوسیده شده بود و در ظرفى از مس گذاردند و او را دفن کردند در یک موضعى، و آن مکان را مجمع [و محل گردهمایى] خود قرار داده و در آنجا جمع میشدند از براى مشاوره در امور و کارهاى بزرگ و هر وقت از فنون علم و حکمت برایشان مشکل میشد، قصد آنجا را مى نمودند و بر سر قبر او نشسته و مشغول مناظره و مباحثه میشدند تا آنکه واضح میشد برایشان مشکلاتشان، و چنان اعتقاد داشتند به آمدن به موضعى که استخوانهاى ارسطاطالیس در آن دفن شده بر عقل ایشان میافزاید و اذهان ایشان را پاکیزه و تلطیف میکند و نیز این را تعظیمى از براى ارسطو میدانستند بعد از مرگ او و باعث تأسف بر فراق و حزن و اندوه بر آن فجیعه و مصیبت فقدان ینابیع حکمت او میدانستند.
[1] . کلینى، کافى، ج 3، ص 244، ح 2 و مجلسى، بحارالانوار، ج 97، ص 234، ح 27.
[2] . همان، ج 3، ص 243، ح 1.
[3] . شیخ طوسى از بزرگان شیعه است که در سال 460 ه. ق وفات یافت. او مؤسس حوزه علمیه نجف در قرن پنجم است. آثار فقهى و کلامى و تفسیرى بسیارى از او بر جاى مانده؛ مانند: کتاب:« المبسوط»،« الخلاف»،« التبیان»،« النهایة» و ....
[4] . سید مهدى بحرالعلوم از فقیهان بهنام و از شخصیتهاى صاحب مقامات و کرامات بوده است. او در سال 1155 قمرى در کربلا بهدنیا آمد و به سال 1212 در نجف اشرف بدرود حیات گفت. از جمله کتابهاى وى« مصابیح»،« منظومه»،« قواعد الاصول» و« فوائد الرجالیه» است. تشرف او به محضر حضرت بقیةالله الاعظم معروف و مشهور است.
[5] . میرزاى بزرگ شیرازى صاحب فتواى معروف تنباکوست. او به سال 1230 ه. ق در شیراز دیده به جهان گشود. مراحل رشد و ترقى را بهسرعت پیمود و پس از شیخ انصارى، مرجع على الاطلاق شیعه شد. بلندنظرى، دقت علمى، کیاست و مدیریتش از او نامى جاویدان ساخت. وى به سال 1312 قمرى دار فانى را وداع گفت. تقریرات درس اصول وى به چاپ رسیده است.
[6] . صاحب جواهر از فقیهان بهنام شیعه است که امام خمینى نوشتن کتاب گرانسنگ« جواهرالکلام» را کرامت نامید. این کتاب محور درسهاى خارج و کتابهاى فقهى متأخر است. وى در سال 1202 قمرى در نجف اشرف متولد شد و در سال 1266 به رحمت الهى پیوست.
[7] . محله عماره، از محلههاى قدیمى نجف اشرف است که در ضلع شرقى حرم مطهر امیر مؤمنان على( علیه السلام) واقع است.
[8] . علامه سیدمهدى قزوینى نجفى حلّى از عالمان بزرگى است که در سال 1300 قمرى از دنیا رفت. داراى کتابهاى فراوان و مقامات عالیه بوده و از کسانى است که توفیق تشرف به محضر حضرت حجت را یافته است. از جمله آثار او کتاب« فلک النجاة» است.
[9] . فقیه بزرگوار سید حسین حسینى کوهکمرى تبریزى، معروف به« سید حسین ترک» از شاگردان شیخ انصارى، صاحب جواهر و صاحب فصول بوده است که مردم آذربایجان پس از رحلت شیخ انصارى از او تقلید کردند. وى در سال 1299 بدرود حیات گفت.
[10] . فقیه بزرگ شیعه شیخ جعفر کاشفالغطاء، صاحب کتاب« کشف الغطاء» است. وى به سال 1227 قمرى از دنیا رفت.
[11] . شیخ خضر شلال، صاحب کتاب« جنةالخلد» و« ابواب الجنان» است.
[12] . محله« بُراق» از محلههاى قدیمى نجف اشرف است. هنگامى که از در قبله صحن علوى خارج شده و به سمت شارع الرسول میروید، این محله در سمت چپ قرار دارد.
[13] . طُریحى از علماى بزرگ قرن یازدهم به شمار میآید. کتاب لغتشناسى معروف وى به نام« مجمع البحرین» همانند« نهایه» ابن اثیر در شناخت معناى کلمات وارده در روایات کارآیى بسیار دارد. از دیگر آثار وى کتاب« المنتخب» است. او به سال 1085 قمرى بدرود حیات گفت.
[14] . استا الفقها والاصولیین شیخ مرتضى انصارى صاحب دو کتاب درسى معروف« مکاسب» و« رسائل» است. وى در سال 1214 قمرى متولد شد و در سال 1281 دار فانى را وداع گفت.
[15] . سید اسدالله اصفهانى، فرزند عالم بزرگ حجةالاسلام سید محمد باقر شفتى اصفهانى است. او به سال 1290 از دنیا رفت.
[16] . محدث نورى صاحب کتاب« مستدرک الوسائل» و از شاگردان شیخ انصارى و میرزاى شیرازى است. او به سال 1320 قمرى بدرود حیات گفت. در مقابل قبر ایشان قبر مرحوم محدث قمى صاحب این نوشته قرار دارد.
[17] . مرحوم آیتالله سید محسن حکیم در« حقائق الاصول» 1/ 96 مینویسد:« عدهاى از بزرگان، از جمله سید اسماعیل صدر، حاجى نورى و سید حسن صدر به منزل آخوند ملا فتحعلى رفته، آخوند آیه« وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ»( حجرات/ 7) را مطرح ساخته؛ آنگاه به تفسیر« حبّب الیکم» پرداخت. پس از بیان موضع، وجهى را بیان کرد که آنان به تعجب افتاده و توضیح خواستند. روز دوم آمدند و او به تفسیر همان کلمه با وجهى دیگر پرداخت که باز باعث تعجب و حیرت آنان شد و روز سوم نیز چنین بود و تا سى روز ادامه یافت و هر روز حرف نو و تفسیر جدیدى داشت». آیتالله حکیم میافزاید که افراد ثقه، کراماتى را از وى نقل کردهاند.
[18] . ملا محمدمهدى نراقى کاشانى، معروف به« محقق نراقى» صاحب کتاب« مستند الشیعة» و« عوائد الایام» است که در سال 1209 قمرى دار فانى را وداع گفت. شیخ انصارى مدتى در کاشان در درس وى حاضر میشد.
[19] . عالم بزرگ و خطیب توانا و واعظ شهیر، مرحوم شیخ جعفر شوشترى از شخصیتهاى علمى صاحب نفس بوده است. وى در سال 1303 قمرى از دنیا رفت.
[20] . فقیه بزرگ میرزا حسن آشتیانى، از شاگردان شیخ انصارى و صاحب کتاب« بحر الفوائد» و« القضاء» است. او در تهران صاحب نفوذ بود و در جریان فتواى تنباکو، به یارى همدرس خود، میرزاى شیرازى برخاست. وى در سال 1319 قمرى بدرود حیات گفت.
[21] . راست.
[22] . فقیه بزرگ میرزا حبیبالله رشتى، از شاگردان شیخ انصارى و صاحب کتاب« بدائع الاصول»،« الاجارة» و« بدائع الافکار» است. وى در سال 1312 قمرى وفات یافت.
[23] . ابومنصور حسن بن یوسف بن على بن المطهر، معروف به« علامه حلى» از فقیهان بهنام شیعه است و کتابهاى بسیارى در فقه و اصول و کلام و رجال از وى به یادگار مانده است. از کتابهاى وى« مختلف الشیعه»،« منتهى المطلب»،« تحریر الاحکام»،« ارشاد الاذهان»،« الالفین»،« تذکرةالفقهاء»،« قواعد الاحکام» و« نهایةالاحکام» را میتوان نام برد. وى به سال 647 هجرى متولد و در سال 726 از دنیا رفت.
[24] . فقیه بزرگ و مقدس شیعه، ملااحمد معروف به« مقدس اردبیلى» صاحب کتاب« مجمع الفائدة والبرهان» و« زبدة البیان» است. او از بزرگانى است که شرف تشرف به محضر حضرت بقیةالله الاعظم( عجل الله تعالى فرجه الشریف) را یافته است. وى در سال 993 هجرى دار دنیا را وداع گفت.
[25] . عالم و فقیه نامى، ملامحمدجعفر استرآبادى، مشهور به« شریعتمدار» صاحب کتاب« شوارع الاحکام» است که در سال 1263 قمرى از دنیا رفت. از کتابهاى دیگر وى« المقالید الجعفریه» است.