فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

آداب زیارت در نخستین رساله عملیه فارسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
در میان رساله‏هاى موجود فقهى، کتاب گرانسنگ جامع عباسى داراى امتیازات خاصى است که در برداشتن بحث «زیارت» آن را ممتاز ساخته است. به بهانه طرح آداب زیارت، ضمن معرفى این کتاب، به نویسنده این بخش از متن نیز اشاره مى‏شود؛ بدیهى است مراجعه به کتاب، حلاوت و جذبه خاص خود را داراست.
رساله جامع عباسى‏
جامع عباسى، یک رساله فقهى به زبان فارسى است که به ابتکار شیخ بهایى، طراحى و تدوین شد.
این اثر، یک دوره کامل فقه شیعى، از طهارت تا دیات است و اضافه بر آن مسائل امر به معروف و نهى از منکر و مباحثى در باب زیارت را در بردارد. این متن جامع را مى‏توان یک کتاب فتوایى برشمرد که دیدگاه فقهى مصنف در آن ارائه شده است و از این رو آن را مى‏توان نخستین رساله عملیه به زبان فارسى برشمرد که احکام شرعى مورد نیاز مردم، با قلمى ساده و روان، تبیین و ترسیم شده است‏[1] بدان حد که جامع عباسى، نقطه عطفى در سیر نگارش متون فقهى فارسى به شمار مى‏آید؛[2] حرکتى که در سده‏هاى بعد، به تدوین رساله‏هاى توضیح المسائل منتهى شد.
جامع عباسى، مرجعى مطمئن براى عامه مردم و اثرى مقبول براى فقهیان دوره‏هاى بعد بود؛ اقبال فقها به این اثر را مى‏توان به حاشیه‏هاى آنان بر این کتاب جستجو کرد، به گونه‏اى که بسیارى از فقها براى بیان دیدگاه فقهى خود، به جاى تالیف کتابى مستقل، تنها به حاشیه زدن و تعلیقه نوشتن بر متن جامع عباسى اکتفا نمودند. محمدبن على عامِلى معروف به ابن خاتون (متوفى 1057)، مولى حسینعلى اصفهانى (متوفى 1286) و ملا عبداللّه مامقانى (متوفى 1351) بر این کتاب حاشیه نوشته‏اند[3]؛
همچنین مى‏توان به جامع عباسى با حاشیه چهار مجتهد نامى؛ ملا عبداللّه مازندرانى (متوفى 1330)، محمدکاظم طباطبائى یزدى (متوفى 1338)، سیداسماعیل صدر (متوفى 1338) و ابوالقاسم دهکردى اصفهانى (متوفى 1353)، اشاره کرد که در سال 1328 ق. منتشر گردید.
رساله‏اى با دو مولف‏
شیخ بهایى، کتاب جامع عباسى را در بیست باب طرح ریزى کرد و خود نیز پنج باب نخست آن را نوشت، اما با درگذشت آن فقیه در 1031 ق. شاگرد او، نظام الدین ساوجى، پانزده باب باقیمانده کتاب را مطابق طرح استادش به پایان رساند؛[4] از این رو جامع عباسى را مى‏توان رساله‏اى با دو مولف دانست.
شیخ بهایى درباره علت تدوین کتاب چنین مى‏نویسد:
«اراده خاطر اقدس (کلب آستان علىّ بن ابى طالب شاه عبّاس الحسینى الموسوىّ الصّفوى) آنست که جمیع خلایق و شیعیان و غلامان حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام عارف به مسائل دین مبین و واقف بر احکام حضرات ائمّه معصومین صلوات اللَّه علیهم اجمعین باشند لهذا امر اشرف اقدس عزّ صدور یافت که این بنده دعا گوى بهاء الدّین محمّد عاملى کتابى ترتیب نماید که مشتمل باشد بر مسائل ضرورى دین مثلا وضو و غسل و تیمّم و نماز و زکاة و حجّ و جهاد و زیارت حضرت رسالت پناه و حضرت امیر المؤمنین و باقى حضرت ائمّه معصومین و ایّام مولود و وفات ایشان و مسائلى که اغلب اوقات بآن واقع مى‏شود احتیاج مثل مسائل وقف و تصدّق و بیع و نکاح و طلاق و نذر و کفّاره دادن و بنده آزاد کردن و مقدار خونبهاى قتل آدمى و مقدار خونبهاى قطع اعضاى او و زخمهاى که شخصى بر شخصى زند و آدابى که از حضرات ائمّة معصومین صلوات اللَّه و سلامه علیهم اجمعین نقل شده در باب طعام خوردن و آب نوشیدن و رخت پوشیدن و شکار کردن و امثال آن امتثالا لأمر الاشرف الارفع این کتاب سمت تحریر یافت و مسائل آن را به عبارات واضح نزدیک به فهم مؤدى ساخت تا جمیع خلایق از خواصّ و عوام از مطالعه آن نفع یابند و بهره‏مند گردند.»[5]
شیخ بهایى در آغاز، به ابواب بیست‏گانه کتاب نیز اشاره مى‏کند که مع الاسف تنها شش باب ذیل را تدوین مى‏نماید؛
باب اوّل، طهارت.
باب دوّم، نمازهاى واجبى و سنّتى.
باب سوم، زکاة و خمس واجبى و سنّتى.
باب چهارم، روزه واجبى و سنّتى.
باب پنجم، حجّ گذاردن.
با درگذشت شیخ بهایى، شیخ نظام ساوجى، به دستور شاه عباس صفوى، تکمیل ابواب باقى مانده کتاب را عهده‏دار مى‏شود و با محوریت طرح ترسیمى استاد خویش، باب‏هاى باقى مانده کتاب را تدوین مى‏نماید:
«استاد بنده اعنى حضرت خاتم المجتهدین و خلاصة المتقدّمین و زبدة المتأخّرین بهاء الملّة و الشّریعة و الحقیقة و الدّین محمّد العاملى رحمه اللَّه را مأمور ساخته بودند به تصنیف کردن کتابى که مشتمل باشد به مسایل وضو و غسل‏ و تیمّم و نماز و زکاة و روزه و حجّ و جهاد و زیارت حضرت رسالت پناهى صلّى اللَّه علیه و آله و حضرات ائمّه معصومین صلوات اللَّه علیهم اجمعین و ایّام مولود ایشان و مسایل ضرورى که بیشتر اوقات بآن احتیاج واقع مى‏شود چون بیع و توابع آن و نکاح و طلاق و غیر آن و حضرت خاتم المجتهدین امتثالا لأمره الاشرف شروع در تالیف آن کتاب نموده آن را موسوم به جامع عبّاسى ساخت مشتمل بر بیست باب و چون بعد از اتمام پنج باب آن در دوازدهم ماه شوّال سنه هزار و سى و یک هجرى به جوار رحمت ایزدى پیوست در ثانى الحال امر اشرف اعلى عزّ صدور یافت که پانزده باب تتمّه آن کتاب سمت اتمام و صورت اختتام پذیرد و داعى دولت قاهره نظام بن حسین ساوجى امتثالا لأمره الأشرف المطاع لا زال نافذا فى الأقطار و الأرباع، شروع در اتمام آن نموده و اللَّه الموفّق للإتمام و المیسّر للاختتام ..»[6]
نظام الدین ساوجى‏
نظام الدین محمد بن حسین قرشى ساوجى، از علماى امامیه و از شاگردان و پروردگان شیخ بهائى است. او در دربار شاه عباس اول صفوى حرمتى خاص داشت و پس از کناررفتن ملا خلیل قزوینى، از مدرسى بقعه حضرت عبدالعظیم (علیه السلام)، عهده‏دار تدریس در آنجا شد و اندکى پس از درگذشت شاه عباس (1038 ق)، در سن چهل سالگى در شهررى درگذشت.[7] به جز تکمیل جامع عباسى، آثار ذیل از تصانیف اوست:

تحفه عباسى، در فضائل و مناقب؛[8]
نظام الاقوال فى احوال الرجال؛[9]
زینة المجالس (همانند کشکول شیخ بهایى)؛[10]
الصحیح العباسى؛[11]
رسالة فى صلاة الجمعة؛[12]
رسالة فى ترجمة سلطان العلماء السید حسین الحسینى المشهور بخلیفة سلطان وزیر الشاه عباس.[13]

ساوجى در سال 1033 ق سفرى به عتبات عالیات نمود، او روزشمار سفر خود را مکتوب کرد و در آن حوادث فتح بغداد و حوادث پیرامونى آن و هم چنین تعداد تشرف خود به حرم ائمه اطهار (علیه السلام) در عتبات را مرقوم کرده است.[14]
ارزش و اهمیت زیارت‏
شیخ نظام ساوجى، باب هفتم کتاب را به زیارت معصومان (علیه السلام) اختصاص داده است و در فصل نخست آن، به تفکیک، از ثواب زیارت پیامبر اکرم (ص) و خاندان طاهرینش یاد مى‏کند؛ او در وصف ثواب زیارت امیرمومنان (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) احادیث ذیل را ارائه مى‏دهد:

وقتى حضرت امام حسن (علیه السّلام) از رسول اکرم (ص) سئوال نمود که یا رسول اللَّه کسى که زیارت ما کند چه ثواب دارد؟ آن حضرت فرمودند:

هر کس که مرا یا پدر ترا یا برادر ترا یا ترا در حیات و ممات زیارت کند هر آینه بر من واجب مى‏شود که او را روز قیامت از آتش دوزخ نگاهدارم.

از حضرت امام بحق ناطق جعفر ابن محمّد الصّادق (علیه السّلام) منقولست که:

کسى که حضرت امیر المؤمنین على (علیه السّلام) را زیارت کند و عارف بحقّ او باشد یعنى یقین داند که امام مفترض الطّاعة است خداى تعالى جهت او حجّ مقبولى و عمره مبرورى بنویسد و به خدا قسم آتش دوزخ نمى‏چشد پاى‏هایى که خاک آلوده شده باشد در زیارت او خواه در سوارى و خواه در پیادکى.

و نیز از آن حضرت منقولست که فرمودند:

هر کس یکى از ما را زیارت کند چنانست که حضرت پیغمبر را زیارت کرده باشد.

و نیز از آن حضرت منقولست در ثواب زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام فرموده که:

هر کس که در مشهد آن حضرت حاضر شود و زیارت او کند و دو رکعت نماز بگذارد در دیوان اعمال او حجّ مبرورى نوشته مى‏شود و اگر چهار رکعت نماز بگزارند حجّ و عمره نوشته مى‏شود و هم چنین است ثواب زیارت کردن هر امامى که اطاعت او واجب باشد.

و در بعضى روایات وارد شده که:

زیارت آن حضرت در روز عرفه با عارف بودن بحقّ او مقابل هزار حجّ مقبولست و هزار هزار جهاد است در راه خداى تعالى با پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) و امام (علیه السّلام) و زیارت آن حضرت در اوّل ماه رجب مغفرت گناهانست و در نصف شعبان مصافحه مى‏کنند با او صد و بیست پیغمبر و در شب قدر سبب آمرزش همه گناهانست و در یک سال جمع کردن زیارات او میان عرفه و فطر و شب نصف شعبان معادل هزار حجّ و هزار عمره مبروره است و قضاى هزار حاجت دنیا و آخرت مى‏کند و زیارت عاشورا با معرفت بحقّ او مثل زیارت خداست در عرش. و مراد از این کلام کنایت از ثواب بسیار است و بزرگى بى‏شمار مثل کسى که خداى تعالى او را به عرش برد.

و زیارت او در هر ماه ثواب هزار شهید دارد از شهداى بدر.
و در روایت وارد شده که:

نماز کردن در مشهد منوّر آن حضرت هر رکعتى معادل هزار حجّ و هزار عمره است و هزار بنده که آزاد کند و هزار جنگ در راه خداى تعالى کند با حضور پیغمبر مرسل و یک نماز واجب گذاردن معادل حجّ است و نماز سنّت معادل عمره.[15]
آداب زیارت‏
ساوجى، فصل دوم باب هفتم کتاب را به «آداب زیارت» اختصاص داده است؛ آدابى که به هنگام زیارت بارگاه و مزار هر معصومى زیبنده است و در متون روایى ما بدان توصیه شده است. او به تفصیل، از 21 ادب حضور یاد مى‏کند:

غسل کردن؛ پیش از دخول به روضه.
تا داخل شدن، با طهارت باشد؛ پس اگر در میانه حدثى واقع شود اعاده غسل باید کرد.
جامه نو و پاک پوشد و بر در مشهد بایستد و دعاى منقول بخواند و اذن دخول بطلبد پس اگر در آن حال او را رقّت (و دلشکستگى) بهم رسد داخل شود و الّا انتظار بکشد که هر گاه رقّت بهم رسد، داخل شود.
داخل شدن به خضوع و خشوع؛ و در حین دخول پاى راست را مقدّم دارد، در وقت بیرون آمدن پاى چپ را.
خود را به ضریح بچسباند؛ و بعضى توهّم کرده‏اند که دور ایستادن بهتر است و این غلط است چه در احادیث وارد شده که بر ضریح تکیه باید کرد و بوسیدن ضریح جایز است و در بوسیدن آستانها حدیثى وارد نشده و بعضى از مجتهدین امامیّه برآنند که جایز است.
رو بقبله نکند؛ بلکه رو به ضریح و پشت بقبله کردن در حالت زیارت بهتر است.
زیارت بطریق منقول کردن؛ و قول «السّلام علیک» کافیست و بعضى از مجتهدین حاضر شدن در آنجا را کافى مى‏دانند.
جانب راست روى خود را بر ضریح نهادن؛ و در وقت فارغ شدن از زیارت دعا کردن.
جانب چپ روى خود را بر ضریح نهادن؛ و سؤال نمودن از خداى تعالى بحقّ او و بحقّ صاحب قبر که او را از اهل بهشت بگرداند به شفاعت صاحب قبر و مبالغه در دعا کردن و الحاح نمودن.
بر سر بالین آمدن و رو بقبله نمودن و دعا کردن.
دو رکعت نماز زیارت کردن؛ بعد از زیارت و اگر زیارت حضرت رسول صلّى اللَّه علیه و آله باشد سنت است که نماز زیارت را در میان منبر آن حضرت و قبر او گذارد و اگر زیارت حضرات ائمه معصومین (علیهم السّلام) باشد در بالین سر باید گذارد.
بعد از نماز زیارت دعاى منقول خواندن؛ و آن چه به خاطرش رسد از امور دین و دنیا طلب نمودن و دعا براى جمیع خلایق نمودن بهتر است چه آن به اجابت نزدیکتر است.
در آن مکان تلاوت قرآن نمودن؛ و ثواب آن را به صاحب ضریح هدیه کردن چه نفع آن باز به او مى‏رسد و سبب تعظیم صاحب قبر است.
احضار قلب است در جمیع احوال؛ بحسب استطاعت و توبه کردن از جمیع گناهان.
تصدّق نمودن بر خدمتکاران و نگاهبانان آن مقام و محتاجان آنجا؛ چه ثواب تصدّق در آن مقام مضاعف مى‏شود.
تعظیم ایشان؛ چه فى الحقیقه تعظیم ایشان تعظیم صاحب قبر است.
هر گاه از زیارت برگردد باز به زیارت رود، تا در آن شهر است.
هر گاه رفتن او نزدیک آید وداع به دعاى منقول کند.
سؤال کند از خداى تعالى عود (و بازگشت) بدان مقام را.
در وقت بیرون آمدن از آن مقام، روى به ضریح کرده پس بیرون آید.
زود از آن مقام بیرون رود؛ چه حرمت و تعظیم در آن بیشتر است و اشتیاق باز آمدن زودتر بهم مى‏رسد.[16]

نظام الدین ساوجى در فصل سوم این باب، به زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام اشاره مى‏نماید؛ حسن ختام این نوشتار را با این متن او پى مى‏گیریم:
هر گاه اراده زیارت حضرت امام حسین علیه السّلام کنى در کربلاى معلّى باید که در نهر فرات غسل کنى و جامه اى پاک بپوشى و پاى برهنه بروى چه در حدیث وارد شده که راه رفتن در آن حرم محترم چنان باشد که در حرم خدا و رسول خدا راه رود و در راه تکبیر و تهلیل و تسبیح بگو و سلام و صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرست تا آن که بدر حایر آن حضرت رسى و مراد به حایر دیواریست که الحال بر دور گنبد حضرت کشیده‏اند و به واسطه آن حایرش مى‏گویند که متوکّل عبّاسى خواست که کسى به زیارت قبر آن حضرت نرود آب را در آنجا سر داد تا قبر آن حضرت را خراب کند آب چون به حوالى قبر رسید بر بالاى یکدیکر جمع شده پیش نرفت و حیران‏وار بر دوران بایستاد پس چون بدر حایر آن حضرت رسى بگو:
السّلام علیک یا حجّة اللَّه و ابن حجّته السّلام علیکم یا ملائکة اللَّه و زوار قبر الحسین بن نبیّ اللَّه ..[17]
سوتیتر:
. شیخ بهایى، کتاب جامع عباسى را در بیست باب طرح ریزى کرد و خود نیز پنج باب نخست آن را نوشت، اما با درگذشت آن فقیه در 1031 ق. شاگرد او، نظام الدین ساوجى، پانزده باب باقیمانده کتاب را مطابق طرح استادش به پایان رساند
. جامه نو و پاک پوشد و بر در مشهد بایستد و دعاى منقول بخواند و اذن دخول بطلبد پس اگر در آن حال او را رقّت (و دلشکستگى) بهم رسد داخل شود و الّا انتظار بکشد که هر گاه رقّت بهم رسد، داخل شود.
. بعضى توهّم کرده‏اند که دور ایستادن بهتر است و این غلط است چه در احادیث وارد شده که بر ضریح تکیه باید کرد و بوسیدن ضریح جایز است و در بوسیدن آستانها حدیثى وارد نشده و بعضى از مجتهدین امامیّه برآنند که جایز است.
 
[1] . آقابزرگ تهرانى، الذریعه، ج 5، ص 62.
[2] . مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 494.
[3] . الذریعه، ج 5، ص 63، ج 6، ص 56، 89.
علامه آقابزرگ تهرانى مى نویسد:« نسخه نفیس« جامع عباسى» را که به سال 1079 تحریر شده بود، در کربلا، در کتابخانه سید عبد الحسین دیدم، که حاشیه مولى حسینعلى بن نوروزعلى اصفهانى( متوفى 1286) بر آن مکتوب بود.» الذریعه، ج 5، ص 3.
[4] . همان، ج 5، ص 62 و 63.
[5] . جامع عباسى، ج 1، ص 2 و 3.
[6] . همان، ج 2، ص 139 و 138.
[7] . الذریعة، ج 7، ص: 108؛ امین عاملى، اعیان‏الشیعه، ج 9، ص 252؛ ج 10، ص 222.
[8] . الذریعه، ج 3، ص 453.
[9] . همان، ج 12، ص 95؛ امین العاملى، اعیان‏الشیعة، ج 1، ص 152؛ ج 9، ص 253؛ سید حسن صدر، تکملة امل‏الآمل، ص 320.
[10] . الذریعه، ج 12، ص 95.
[11] .« قال فى الریاض: إنه کتاب طویل الذیل أورد فیه صحاح الاخبار من الکتب الأربعة و غیرها من الکتب کالخصال و معانى الاخبار و الأمالى و العیون و غیرها مع الشرح و التبیین و ذکر الأدلة فى المسائل الفقهیة و خرج منه کتاب الطهارة و الصلاة ثم لما طال الکلام فیه و اشکل اتمامه عدل قبل تمامه الى کتاب آخر بهذا الاسم و کمله الى آخر ابواب الفقه لکن اقتصر فیه على مجرد ذکر الاخبار و شرح مشکلاتها مع نقل بعض الأقوال على سبیل الاختصار.»
الذریعه، ج 15، ص 15.
[12] .« قال فى الریاض: الظاهر انها فى الوجوب العینى.» الذریعه، ج 15، ص 80.
[13] . اعیان‏الشیعة، ج 9، ص 253.
[14] .« وجدت نسخة من کتاب مزار الشهید بخط المترجم و على ظهرها بخطه ما صورته: کان خروجى من ساوه متوجها نحو العتبات العالیات فى السنة الثالثة و الثلاثین بعد الألف یوم السبت السادس عشر من شهر صفر ختم بالخیر و الظفر و وصلت إلى مشهد الکاظمین ع یوم الاثنین العاشر من ربیع المولود و کان السلطان الأعظم الشاه عباس الصفوى بهادر خان خلد الله ملکه حاصر قلعة بغداد و یوم الثلاثاء أتیت للزیارة و زرتهما صلوات الله علیهما و لیلة الجمعة کنت فى الحضرة و یوم الجمعة سمعت الخطبة فى مسجد الکاظمین و أقمت بها احدى و ستین یوما و زرتهما صلوات الله علیهما یوم الاثنین السابع عشر من الشهر المزبور یوم مولد النبى( ص) و الحمد لله و کان فتح بغداد لیلة الأحد و خرجت منه متوجها نحو النجف الأشرف ..» اعیان الشیعة، ج 9، ص 252 و 253.
[15] . جامع عباسى، ج 2، ص 163-/ 165.
[16] . همان، ج 2، ص 167.
[17] . همان، ج 2، ص 168.

دوره 1، شماره 0
فصلنامه فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، تاریخی پیش شماره اول، تابستان 1388
تیر 1388
صفحه 96-104