فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

نگاهی به ویژگی های بنیادین زیارت: تحلیلی دینی - روان شناختی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
عضو گروه اخلاق و اسرار پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
پژوهش حاضر به منظور مطالعه برخی از مهم ترین ویژگی های زیارت که اموری بنیادین در امر زیارت به شمار می روند، انجام گرفته است. در این مطالعه، روش تحقیق، توصیفی تحلیلی و نوع تحقیق، کتابخانه ای است.
برای زیارت مراقد مطهر اهل بیت: می توان ویژگی های بسیاری برشمرد؛ اما ویژگی های اصلی معدودند و مابقی ویژگی های فرعی اند و ذیل ویژگی های اصلی و پایه می گنجند. یافتن این ویژگی های بنیادین و توجه به آنها در امر زیارت، نقش مهمی در ارتقای عمل زیارت اماکن مقدس خواهد داشت.که در این نوشتار به ویژگی های اصلی همچون تجلی توجه به خدا، نمایش تام به اهل بیت، احساس حضور، معنابخشی به زندگی، کاهش دلبستگی به دنیا، و ایجاد ارتباط با خدا و اولیای الهی دست یافته ایم
 
کلیدواژه‌ها

مقدمه

«زیارت» در لغت دیدار کردن با قصد را گویند. در ریشه این واژه مفهوم میل و گرایش نهفته است؛ گویی زائر از دیگران روی گردانیده و به سوی زیارت شونده میل کرده است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص۳۸۷). زیارت همچنین بزرگداشت کسی یا چیزی است که در قلب زائر از تقدس برخوردار است.

زیارت را می توان یکی از مهم ترین و اثرگذارترین «شعائر اسلامی» دانست. گاهی زیارت قبور بزرگان و اولیای الهی موجب دگرگونی روحی و معنوی بسیاری از زائران می شود؛ بدین صورت که زائرانی در تأثیرپذیری از زیارت قبور اولیای الهی غرق در سودای همانندی با آنان شده و بر اثر مجاهدت های پیگیر، چشم اندازی از شخصیت علمی و معنوی آنان شده اند. نیز چه بسا زائرانی که کبوتر دلشان سخت در دام دلدادگی به مزور گرفتار آمده و در پی آن برای همیشه دل از خانه و کاشانه کنده، تا پایان عمر در جوار او اقامت گزیده و در نهایت همان جا به خاک سپرده شده اند. بنابراین اگر زیارت پیراسته از آفات و آمیخته با معرفت باشد، می تواند در سرنوشت شخص و جامعه نقش آفرین باشد و چشم انداز درخشانی فراراه آنان قرار دهد (طاهری، ۱۳۹۳، ص۱۵-۱۶).

سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که زیارت اماکن مقدس (مانند زیارت خانه خدا) و مراقد مطهر اولیای الهی چگونه است که از چنین آثار و کارکردهایی برخوردار است و چه ویژگی هایی دارد که این کارکردهای مهم را در پی می آورد؟

برخی ویژگی های زیارت اهمیتی بنیادین دارند و بعضی نیز در درجه دوم اهمیت اند. آثار و کارکردهای اصلی زیارت عمدتاً برخاسته از ویژگی های دسته اول است. در این نوشتار، به توضیح این ویژگی های پایه زیارت با تحلیلی دینی - روان شناختی می پردازیم.

۱. زیارت؛ نمود و تجلی یاد خدا

ما مسلمانان اعتقاد راسخ داریم که خدای متعال، به همه مکان ها و زمان ها اشراف دارد، به همه چیز آگاه است، بندگان خود را می بیند و رفتارهایشان را زیر نظر دارد. پس روی خود را به هر سو که برگردانیم همان سو «وجه الله» است؛ چنان که خداوند می فرماید: (وَ لِلهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ إِنَّ اللهَ واسِعٌ عَلیمٌ) «مشرق و مغرب، از آن خداست و به هر سو رو کنید خدا آنجاست. خداوند بی نیاز و داناست» (بقره: ۱۱۵).

بر این اساس ما بندگان نیز باید خود را همواره در محضر خداوند ببینیم. این امر در موقعیت زیارت به بهترین وجه حاصل می شود؛ بدین شکل که زیارت صرفاً گفت وگو و عرض ارادت به اولیای الهی نیست، بلکه زائران اهل بیت:، با خدای خود نیز سخن می گویند و او را با تمام وجود حس می کنند، خود را در عالمی برتر می بینند، عقده دل در برابر خدا می گشایند و آنچه را به دیگران نمی توانند بگویند با خدای خود در میان می گذارند و از این طریق به بهره معنوی کامل می رسند.

متن زیارتنامه ها مملو از عبارات و دعاهایی است که در آنها زائر روی خود را مستقیماً متوجه پروردگار می سازد و با او به راز و نیاز و گفت وگو و دعا می پردازد؛ مثلا در زیارت امین الله می خوانیم:

اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ، رَاضِیَةً بِقَضَائِکَ، مُولَعَةً بِذِکْرِکَ وَ دُعَائِکَ، مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِیَائِکَ، مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِکَ وَ سَمَائِکَ، صَابِرَةً عَلَی نُزُولِ بَلَائِکَ، شَاکِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِکَ، ذَاکِرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِکَ، مُشْتَاقَةً إِلَی فَرْحَةِ لِقَائِکَ، مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَی لِیَوْمِ جَزَائِکَ، مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِیَائِکَ، مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِکَ، مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیَا بِحَمْدِکَ وَ ثَنَائِک (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۴۰).

خداوندا، مرا برخوردار از آرامش در برابر تقدیرت، راضی به قضایت، حریص به ذکر و دعایت، دوستدار دوستان برگزیده ات، محبوب در زمین و آسمانت، شکیبا بر نزول بلایت، سپاسگزار در برابر نعمت های بسیارت، به یاددارنده نعمت های فراوانت، مشتاق شادی دیدارت، بردارنده توشه تقوا برای روز جزایت، پیرو روش های اولیایت، دوری گزیننده از اخلاق دشمنانت و سرگرم از دنیا به حمد و ثنایت قرار بده.

همچنین نماز زیارت و دعاهای واردشده برای خواندن پس از آن به بهترین وجه ما را متوجه حضور در محضر پروردگار و ساییدن سر بر آستان وی می سازد؛ برای مثال در بخشی از دعای پس از زیارت امام جواد۷ می خوانیم:

اللَّهُمَّ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْمَالِکُ وَ أَنَا الْمَمْلُوکُ وَ أَنْتَ الْمُعْطِی وَ أَنَا السَّائِلُ وَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ وَ أَنَا الْعَاجِزُ وَ أَنْتَ الْقَوِیُّ وَ أَنَا الضَّعِیفُ وَ أَنْتَ الْمُغِیثُ وَ أَنَا الْمُسْتَغِیثُ وَ أَنْتَ الدَّائِمُ وَ أَنَا الزَّائِلُ وَ أَنْتَ الْکَبِیرُ وَ أَنَا الْحَقِیرُ وَ أَنْتَ الْعَظِیمُ وَ أَنَا الصَّغِیرُ وَ أَنْتَ الْمَوْلَی وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْعَزِیزُ وَ أَنَا الذَّلِیلُ وَ أَنْتَ الرَّفِیعُ وَ أَنَا الْوَضِیعُ وَ أَنْتَ الْمُدَبِّرُ وَ أَنَا الْمُدَبَّرُ وَ أَنْتَ الْبَاقِی وَ أَنَا الْفَانِی وَ أَنْتَ الدَّیَّانُ وَ أَنَا الْمُدَانُ وَ أَنْتَ الْبَاعِثُ وَ أَنَا الْمَبْعُوثُ وَ أَنْتَ الْغَنِیُّ وَ أَنَا الْفَقِیرُ وَ أَنْتَ الْحَیُّ وَ أَنَا الْمَیِّتُ، تَجِدُ مَنْ تُعَذِّبُ یَا رَبِّ غَیْرِی وَ لَا أَجِدُ مَنْ یَرْحَمُنِی غَیْرَکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَرِّبْ فَرَجَهُمْ وَ ارْحَمْ ذُلِّی بَیْنَ یَدَیْکَ وَ تَضَرُّعِی إِلَیْکَ وَ وَحْشَتِی مِنَ النَّاسِ وَ أُنْسِی بِکَ یَا کَرِیمُ.

خدایا، تویی پروردگار و منم پرورش یافته [لطف و احسان تو]. تویی آفریدگار و منم آفریده. تویی مالک [مُلک هستی] منم مِلک و مملوک. تویی بخشنده و منم خواستار عطا و بخشش. تویی روزی بخش و منم روزی خور. تویی توانا و منم ناتوان. تویی قوی و منم ضعیف. تویی فریادرس و منم فریادخواه. تویی جاودان و منم فناپذیر. تویی بزرگ و منم حقیر. تویی عظیم و منم کوچک. تویی مولا و منم بنده. تویی عزیز و منم ذلیل. تویی بلندمرتبه و منم پست و دون پایه. تویی تدبیرکننده [جهان] و منم تحت تدبیر [تو]. تویی باقی و منم فانی. تویی حاکم و منم محکوم به گناه. تویی برانگیزاننده مردگان از گور و منم برانگیخته. تویی بی نیاز و منم فقیر. تویی زنده جاودان و منم محکوم به مرگ. تو کسی جز من را می یابی که عذابش کنی، ولی من جز تو را نمی یابم که به من ترحم ورزد. خدایا، بر محمد و آل محمد درود فرست و فرج آنان را نزدیک فرما و به ذلتم در پیشگاهت، و زاری ام به درگاهت، و احساس بیگانگی و دلتنگی ام از مردم، و انس و الفتم به تو به من رحم کن (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۹۹، ص۲۱-۲۲).

۲. زیارت؛ نمایش تام و تمام توجه به اهل بیت:

در فرمایشات معصومانبر توجه به اهل بیت: بسیار تأکید شده است؛ برای مثال امام علی۷ فرمود: «ذِکْرُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ شِفَاءٌ مِنَ الْعِلَلِ وَ الْأَسْقَامِ وَ وَسْوَاسِ الرَّیْبِ»؛ (شیخ صدوق، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص۶۲۵)؛ «یاد ما اهل بیت شفابخش بیماری ها و ناخوشی ها و درمانگر وسوسه شک است».

زیارت توجه به اهل بیت: در همه اشکال آن است؛ چنان که زائر از ایشان یاد می کند، با آنان گفت وگو می کند و ارادت و محبت خود را ابراز می دارد، مصائبی را که متحمل شده اند بیان می کند، فضایل ایشان را توصیف می کند و به آنان در برآورده شدن حاجت های دنیوی و اخروی توسل می جوید. زیارتنامه های اهل بیت: در واقع ابزارهایی برای توجه به اهل بیت: هنگام زیارت ایشان است؛ برای مثال زیارت جامعه کبیره - که در همه اعتاب مقدسه ائمه بزرگوار خوانده می شود - به بهترین وجه همه گونه یاد اهل بیت: را با خود دارد. به بخشی از فقرات آغازین این زیارت عظیم القدر توجه می کنیم:

السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلَائِکَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْیِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَی الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْکَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِیَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْکَانَ الْبِلَادِ وَ أَبْوَابَ الْإِیمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلَالَةَ النَّبِیِّینَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِینَ وَ عِتْرَةَ خِیَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُه؛ (شیخ صدوق، ۱۴۱۳، ج ۲، ص۶۰).

زیارت حضور در دیار دوست، دیدار مشتاقانه با مزور، عرض ارادت و خضوع و فروتنی در برابر اوست. امام رضا۷ در این باره می فرماید:

إِنَّ لِکُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِی زِیَارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (کلینی، ۱۴۰۷، ج ۴، ص۵۶۷).

همانا برای هر امامی پیمانی بر عهده دوستان و پیروان اوست و وفای کامل به آن پیمان و ادای نیک آن اقتضا می کند که قبور ایشان را زیارت کنند. پس کسی که با رغبت و تصدیق به آنچه ایشان به آن رغبت داشتند آنان را زیارت کند امامانشان نیز در روز قیامت شفیعانشان خواهند بود.

۳. زیارت؛ تجربه دینی و احساس حضور

یکی از مباحث روان شناسی دین تجربه دینی است. درباره معنای تجربه دینی بحث های بسیاری میان صاحب نظران درگرفته است. برای درک مفهوم این اصطلاح، لازم است ابتدا منظور از «تجربه» را در اینجا بدانیم. به طور خلاصه می توان گفت تجربه واقعه ای است که شخص از سر می گذراند (خواه در مقام عامل و خواه در مقام ناظر) و به آن آگاه است. ما تجربه های بسیار متنوعی داریم؛ اما در اینجا تجربه دینی در نظر است. تجربه دینی را غیر از تجربه های متعارف می دانند؛ یعنی شخصْ متعلق این تجربه را موجود یا حضوری مافوق طبیعی (خداوند یا تجلی خداوند در یک فعل) می داند یا آن را موجودی که به گونه ای با خداوند مربوط است می انگارد (تجلی خداوند یا شخصیتی مانند یکی از اهل بیت:) یا آن را حقیقتی غایی و توصیف ناپذیر می پندارد. بنابراین تجربه دینی مستلزم نوعی مواجهه با خداوند یا امر الوهی است (آذربایجانی، ۱۳۹۰، ص۱۷۷).

تعریف ارائه شده صرفاً به حوزه شناختی انسان مربوط می شود که به معنای شناخت و دریافت مستقیم و حضوری است؛ اما دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که تجربه دینی را شامل احساسات شهودی و عاطفی هم می داند. متفکرانی همچون شلایرماخر (Schleiermacher، F) و ویلیام جیمز (William James) مفهوم تجربه را وسیع تر گرفتند تا شامل همه محتوای آگاهی - به ویژه با توجه به احساسات شهودی و عاطفی که سهم به سزایی در زندگی مذهبی دارند - بشود. این دانشمندان مفهوم تجربه دینی را به گونه ای تعریف کردند که دایره شمولی گسترده تر از احوال و مکاشفات عرفانی داشته باشد تا بتوانند تجربه عرفانی را نوع پیشرفته تجربه دینی معرفی کنند (لگن هاوسن، ۱۳۷۹، ص۶-۷). مطابق این دیدگاه، تجربه دینی تجربه هر انسانی در ارتباط با خداست. به طور خلاصه مهم ترین عناصر تجربه دینی به معنای عام آن را می توان چنین برشمرد:

الف) برخوردار شدن از احوال عرفانی (مهم ترین و محوری ترین ویژگی تجارب دینی)؛

ب) احساس حضور خداوند یا موجودی روحانی؛

ج) برخوردار شدن از التفات و توجه (لطف و عنایت و رحمت و محبت) از عالم بالا؛

د) برانگیختگی عاطفی - هیجانی و احساس بهجت و لذت توأم با وقار و هیبت (آذربایجانی، ۱۳۹۰، ص۱۹۹).

از آیات و روایات استفاده می شود که انسان در این عالم می تواند از تعلقات مادی و دنیوی دل بکند؛ تا آنجا که همه حجاب ها از فراروی او کنار روند و بین او و خداوند [یا اولیای الهی] حجابی باقی نماند و به مشاهده و درک کامل جلوات الهی نایل آید (مصباح یزدی، ۱۳۹۲، ص۲۳۰).

توجه به این نکته لازم است که افزون بر عبادت و بندگی و تلاش در راه قرب الهی، قرار گرفتن در حال وهوای معنوی والا تأثیر به سزایی در تجربه حال خوش معنوی و عرفانی دارد. بین فضای معمولی و مکان مقدس تفاوت بسیاری است. به یقین در موقعیت دوم امکان وقوع تجربه دینی و عرفانی بسیار بیشتر از موقعیت اول است. بر این اساس برخی زائران، که از آمادگی روحی و معنوی لازم برخوردارند، با حضور در اماکن مقدس و در پی عبادت به کشف و شهود عرفانی نائل می آیند؛ چنان که ارتباطی قوی و بی واسطه با خداوند یا معصوم زیارت شده برقرار، و او را با تمام وجود احساس می کنند (حیدری، ۱۳۹۷، ص۸۴).

این احساس حضور لذتی وصف ناپذیر و مقایسه ناشدنی با لذت های دنیایی دارد؛ به علاوه می تواند با حالاتی هیجانی همچون خشوع و خضوع، شکرگزاری و قدردانی، خوف و خشیت و شرم و خجالت همراه باشد و آزاد متناسب با حال و روحیه خود از این موقعیت نهایت بهره را ببرند. در فرازهایی از دعای ندبه، که در واقع زیارتنامه امام زمان/ است، می توان این حس حضور را مشاهده کرد:

بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَکَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَی،... لَیْتَ شِعْرِی، أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوَی، بَلْ أَیُّ أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ ثَرَی، أَ بِرَضْوَی أَوْ غَیْرِهَا مِنْ ذِی طُوَی، عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَ أَنْتَ لَا تُرَی، وَ لَا أَسْمَعُ لَکَ حَسِیساً وَ لَا نَجْوَی، عَزِیزٌ عَلَیَّ أَن تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ الْبَلْوَی، وَ لَا یَنَالَکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَ لَا شَکْوَی... مَتَی نَرِدُ مَنَاهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوَی، مَتَی نَنْتَفِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِکَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَی، مَتَی نُغَادِیکَ وَ نُرَاوِحُکَ فَتُقِرَّ عُیُونَنَا، مَتَی تَرَانَا وَ نَرَاکَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَی. أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلًا، وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَکَ هَوَاناً وَ عِقَاباً، وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ، وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَکَبِّرِینَ، وَ اجَتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ، وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (ابن مشهدی، ۱۴۱۹ق، ص۵۸۰-۵۸۲).

۴. زیارت؛ معنابخش به زندگی

خلأ وجودی، پدیده ای بسیار گسترده و شناخته شده در دوران ماست؛ چنان که امروزه افراد بی شماری از احساسی به نام بی معنایی زندگی رنج می برند و زندگی را پوچ می بینند. بر این اساس تلاش برای یافتن معنای زندگی نیرویی اصیل و بنیادی است (فرانکل، ۱۳۸۵، ص۱۴۱) و چیزی بیش از این انسان را در زندگی یاری نمی کند (همان، ص۱۵۶).

به همین دلیل انسان ها از راه های مختلف تلاش می کنند برای خود معنایی در زندگی بیابند و از احساس پوچی رها شوند. مهم ترین راه یافتن معنا در زندگی دین است؛ به عبارت دیگر ادیان الهی به دنبال بازگویی بهترین و کامل ترین معنا برای زندگی انسان اند و تفسیر نظام عالم و معنابخشی به آن را در صدر تعالیم خود قرار داده اند؛ چراکه یکی از معیارهای اصلی مقبولیت یک جهان بینی معنا بخشیدن به زندگی است (مطهری، ۱۳۹۲، ج ۲، ص۸۴).

روان شناسان و فیلسوفان اگزیستانسیالیست نیز یکی از دلایل مهم گرایش به دین را معناجویی برای زندگی می دانند. آنان بر این باورند که علت عمده نابسامانی های روانی ما بی معنا بودن زندگی است. به باور آنان، اگر ندانیم چرا باید زندگی کنیم، در حقیقت زندگی نمی کنیم و فقط به حیات بیولوژیک خود ادامه می دهیم. پس انتظار آدمیان از دین این است که از طریق معنا بخشیدن به زندگی آنان را از وضع و حال موجود نامطلوب به وضع و حال مطلوب برساند (ملکیان، ۱۳۸۰، ص۱۱۲).

دین، با به حساب آوردن حیات اخروی انسان، به رنج های او در زندگی دنیوی معنا می بخشد و از این طریق انسان را در تحمل آن یاری می دهد. دین با ارائه تعاریفی جدید از کامیابی و ناکامی نشان می دهد که اگر انسان با نگاهی عمیق تر و با در نظر داشتن حیات اخروی در حال اهل رذیلت و فضیلت بنگرد، درمی یابد که خوشی های اهل فسق و فجور دوامی ندارد و خوشی پایدار فقط نصیب صاحبان فضیلت خواهد بود (امینی و دیگران، ۱۳۷۹، ص۳۱). تنها با یاد خداوند و گام نهادن در صراط مستقیم است که قلب انسان آرامش می یابد و از غلتیدن در ورطه پوچی و بی معنایی می رهد: (الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللهِ أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُ الْقُلُوب) (رعد: ۲۸).

آنچه گفتیم درباره اسلام نیز به اعلی درجه صدق می کند. اسلام در مقام کامل ترین دین الهی، و کتاب آسمانی آن قرآن کریم در مقام آخرین کتاب الهی بیشترین توجه را به مسئله معناداری زندگی داشته است. این دین بزرگ الهی همواره به دنبال آن بوده است که با به کارگیری ابزارهایی معنادار بودن زندگی را به پیروان خود گوشزد، و به این طریق از احساس تحیر، پوچی و افسردگی در آنان جلوگیری کند. یکی از این ابزارها اعمال عبادی به ویژه زیارت اماکن مقدس است.

اصولاً زیارت اماکن مقدس، به ویژه مراقد اهل بیت:، بدون اعتقاد به هدفمندی جهان و نیز روز بازپسین - که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و مجرمان به کیفر اعمال خود می رسند - معنا ندارد، زیارت این اعتقاد را تقویت، و از فراموشی آن جلوگیری می کند؛ از جمله زیارت خانه خدا به زائران گوشزد می کند که آنان بیهوده آفریده نشده اند و وظایف و مسئولیت هایی دارند که عمل به آنها بی پاداش نمی ماند و کوتاهی در آنها نیز مجازات الهی را در پی خواهد داشت. زیارت اماکن مقدس همچنین هدف اصلی زندگی دنیایی را به زائران یادآور می شود و به آنان می گوید که برای رسیدن به سعادت و کمال واقعی - که همان دستیابی به قرب الهی است - آفریده شده اند و هر گونه کوتاهی در این مسیر به زیان خود آنها تمام خواهد شد.

این امر درباره زیارت مراقد اهل بیت: نیز صادق است. آن پیشوایان مقدس از اعتبار بالایی نزد زائران برخوردارند و این اعتبار را از مقام و منزلتی که نزد خداوند دارند گرفته اند. حضور افراد در مراقد مطهر معصومان: موجب معنا یافتن زندگی آنان و ارزشمند شدن آن است. در واقع زیارت مراقد اهل بیت: معنا داشتن و هدفمندی زندگی را به افراد یادآور می شود.

۵. زیارت؛ کاهش دل بستگی به دنیا

دل بستگی یا عدم دل بستگی به امور مادی و دنیوی در زندگی انسان اهمیت فوق العاده ای دارد؛ اما با وجود ارتباط با رفتار و فرایندهای روانی انسان چندان طرف توجه روان شناسان قرار نگرفته است. البته در روان شناسی مرضی، یکی از علایم مهم افسردگی کاهش سطح علاقه به امور دنیوی دانسته شده است (دادستان، ۳۸۶، ج ۱، ص۲۷۱). چنین دیدگاهی هرچند می تواند به جای خود صحیح باشد، منظور ما در اینجا عدم دلبستگی به دنیا و امور مادی و در مقابلْ توجه به خداوند و امور معنوی است. قرآن کریم و اهل بیت: به این امر توجه کرده اند و در این باره اصطلاح «زهد» در مفاهیم اخلاقی اسلام مطرح شده است.

زهد بی رغبتی به دنیا و رغبت به خدا در مقابل رغبت به دنیا و بی رغبتی به خداست. علت تقابل این دو با هم نیز ناسازگاری آنهاست؛ زیرا انسان خالی از رغبت نیست، اما نمی تواند هم به دنیا و هم به خدا رغبت داشته باشد؛ چراکه رغبت به دنیا مانع رغبت به خدا و بندگی خداست؛ به عبارت دیگر انسان بنده خداست و اگر بخواهد در این بندگی صداقت داشته باشد و ثابت قدم بماند، باید رغبتش به دنیا کم شود؛ زیرا اگر عاشق و راغب به دنیا باشد، نمی تواند به وظایف خود در مسیر بندگی خداوند عمل کند و از رشد و کمال و سعادت بازمی ماند؛ چنان که در حدیث معراج می خوانیم:

یَا أَحْمَدُ لَوْ صَلَّی الْعَبْدُ صَلَاةَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ صَامَ صِیَامَ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ طَوَی مِنَ الطَّعَامِ مِثْلَ الْمَلَائِکَةِ وَ لَبِسَ لِبَاسَ الْعَارِی ثُمَّ أَرَی فِی قَلْبِهِ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا ذَرَّةً أَوْ سُمْعَتِهَا أَوْ رِئَاسَتِهَا أَوْ حُلْیَتِهَا أَوْ زِینَتِهَا لَا یُجَاوِرُنِی فِی دَارِی وَ لَأَنْزِعَنَ مِنْ قَلْبِهِ مَحَبَّتِی.

ای محمد، اگر بنده به اندازه نماز همه اهل آسمان و زمین نماز بگزارد و به اندازه روزه اهل آسمان و زمین روزه بگیرد و چون فرشتگان از طعام کناره گیرد و جامه فقرای برهنه را بپوشد، اما ذره ای از حب دنیا یا رفاه آن یا ریاست آن و یا زیور و زینت آن را در دلش مشاهده کنم، هرگز در سرا و جوار من نخواهد بود و محبت خود را از دلش برخواهم کند (دیلمی، ۱۴۱۲ق، ج ۱، ص۲۰۶).

زهدْ نداشتن نیست، بلکه دل نبستن به دنیا برای دل بستن به خداست. همچنین زهدْ هیچ مالی نداشتن یا خیلی ساده زندگی کردن نیست، بلکه یک فضیلت اخلاقی درونی است؛ به عبارت دیگر شخصی ممکن است بسیار ساده زندگی کند، اما زاهد نباشد؛ زیرا نتوانسته است بهتر از این زندگی کند و شدیداً دل بسته دنیاست. از طرف دیگر فرد ثروتمندی ممکن است در درون خود زاهد باشد و دل بسته به مالش نباشد. بنابراین بنده بودن و ایفای درست وظایف بندگی و طی مسیر کمال و سعادت در انسان مستلزم زهدورزی و قطع علاقه به دنیاست و اصولاً خداپرستی با دل بستگی به دنیا جمع نمی شود.

اما به هر حال انسان ها همگی در درجات بالای ایمان و دل بستگی به خدا و محبوبان او قرار ندارند، بلکه در عین محبت به خدا و بزرگان دین دوستدار دنیا و زر و زیور آن نیز هستند. با این حال گاهی در برخی موقعیت ها چنان محبت به خدا و اولیای الهی بر قلب آنان جاری می شود که جایی برای دوست داشتن غیر خدا در آن نمی ماند. یکی از این موقعیت ها زیارت اماکن مقدس و مراقد ائمه اطهار: است.

هنگام زیارت، گاه برای زائر حالتی رخ می دهد که در آن چنان خود را به خدا یا اولیای او نزدیک می بیند که مهم ترین امور مادی - که تا آن زمان برای او بسیار ارزشمند بودند - در نظرش ناچیز می شود و خود را کاملاً فارغ از محبت آنها، و در مقابل مستغرق در دریای عظمت و کرامت خدا و جانشینان او بر روی زمین می بیند. بدین ترتیب می توان گفت یکی از حالاتی که برخی زائران در اماکن مقدس و هنگام زیارت خانه خدا یا مراقد اهل بیت: تجربه می کنند قطع یا کاهش دل بستگی به دنیا و مواهب آن است که البته منحصر به هنگام زیارت نیست. زیارت اماکن مقدس و مراقد مطهر اهل بیت: شناخت و درک افراد را اصلاح می کند و آنان را به شناختی عمیق از جایگاه والای خدا و معنویت، و در مقابلْ لزوم دل نبستن به زندگی دنیوی می رساند و همراه دائم آنان در زندگی خواهد بود.

۶. زیارت؛ صفای باطن و طهارت نفس

یکی از صفات نیک آدمی صفای باطنی و طهارت نفس از هر گونه صفت اخلاقی ناپسند است. اصولاً یکی از ویژگی های مهم انسان های سالم این است که وجود آنان از هر آلودگی (مثل صفات اخلاقی ناپسند از قبیل حسد، بخل، تکبر، حرص و طمع، کینه توزی، ترسو بودن و بدبینی) - که باعث تیرگی وجود و مانع صعود به درجات بالای معنوی و روحانی می شود - پاک است.

روان شناسی نیز صفات اخلاقی نامطلوب را با رویکردهای گوناگون توجیه و تبیین می کند؛ برای مثال روان تحلیلگری فروید (Freud، S)، بسیاری از این صفات را معلول تثبیت (fixation) در مراحل پایین تحول روانی - جنسی (psycho-sexual development) قلمداد می کند که باعث می شود فرد از رشد شخصیت کافی برخوردار نشود. آلفرد آدلر (Adler، A)، صفات اخلاقی ناپسند را با طرح انواع سبک زندگی (life style) یا نقصان علاقه اجتماعی (social interest) تبیین می کند. رفتارگرایان عموماً آن را محصول یادگیری قلمداد می کنند و راه رهایی از آن را نیز آموزش و تربیت می دانند. نظریه های صفات، صفات فرضی یا واقعی در وجود فرد را ریشه ویژگی های اخلاقی ناپسند معرفی می کنند. نظریه های شناختی این صفات را معلول روان بنه های شکل گرفته در دوران کودکی می دانند که اصلاح آنها از طریق تغییر آن روان بنه ها میسر است (برای مثال، ر.ک: فیست و دیگران، ۱۳۹۴).

به هر حال وجود این گونه خصلت های غیر اخلاقی برای خود فرد و نیز دیگران آزاردهنده و دارای عواقبی است. از نگاه اسلام، انسان موجودی مختار و برخوردار از اراده آزاد است و می تواند ویژگی های اخلاقی خود را اصلاح، و آنها را برطرف کند. در روایات اسلامی و نیز در کتب اخلاق راه هایی برای نجات از این صفات ناپسند و آزاردهنده ارائه شده است (برای مثال، ر.ک: نراقی، ۱۴۰۰). یکی از این راه ها زیارت اماکن مقدس است؛ چراکه زیارت این اماکن، به ویژه مراقد مطهر اهل بیت:، باعث می شود زائر جایگاه بسیار والای خداوند به عنوان خالق هستی را یاد کند، موقعیت ممتاز اهل بیت: در عالم آفرینش را بادقت بنگرد، به ارزش و جایگاه بالای خود پی برد، به هدف اصلی زندگی خویش توجه کند و در نهایت بی ارزشی امیال و گرایش های نفسانی خود را با تمام وجود درک کند. اینها همه به انسان در جهت زدودن خصلت های ناپسند نفسانی یاری می رساند و انگیزه او را در این مسیر تقویت می کند. لذا می توان گفت یکی از نتایج مهم زیارت اماکن مقدس خلاصی نفس از ویژگی های نامطلوب اخلاقی و رسیدن به صفای باطن است. در بسیاری از دعاهایی که در زیارتنامه ها یا دعاهایی که پس از زیارتنامه ها خوانده می شوند، بر درخواست طهارت نفس و پاکی روح تأکید شده است؛ برای مثال در زیارت امین الله می خوانیم:

اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِی مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ رَاضِیَةً بِقَضَائِکَ مُولَعَةً بِذِکْرِکَ وَ دُعَائِکَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِیَائِکَ مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِکَ وَ سَمَائِکَ صَابِرَةً عَلَی نُزُولِ بَلَائِکَ شَاکِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِکَ ذَاکِرَةً لِسَوَابِغِ آلَائِکَ مُشْتَاقَةً إِلَی فَرْحَةِ لِقَائِکَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَی لِیَوْمِ جَزَائِکَ مُسْتَنَّةً بِسُنَنِ أَوْلِیَائِکَ مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِکَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْیَا بِحَمْدِکَ وَ ثَنَائِکَ (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۴۰).

خدایا، قرار ده نفسم را آرام در برابر تقدیرت، خشنود به قضایت، حریص به ذکر و دعایت، عاشق به برگزیده دوستانت، محبوب در زمین و آسمانت، شکیبا بر نزول بلایت، سپاسگزار بر فزونی نعمت هایت، یادکننده عطاهای کاملت، مشتاق به شادی لقایت، توشه برگیرنده تقوا برای روز پاداشت، پیرو روش های اولیایت، جداکننده [خویش] از اخلاق دشمنانت، غافل از دنیا به سپاس و ثنایت.

هر جمله این فراز درخواست طهارت و تزکیه نفس و آراسته شدن به فضایل اخلاقی و معنوی است. البته زیارت به طور کلی در این باره نقش ایفا می کند، هرچند زائر این زیارتنامه ها را نخواند.

نتیجه گیری

آنچه از این نوشتار می توان نتیجه گرفت این است که بسیاری از ویژگی ها و آثار و کارکردهای زیارت (مانند استجابت دعا، شکستن دل و پیدا کردن حال خوب، توبه و بازگشت به خدا) عمدتاً در دل همین ویژگی ها قرار دارند. از این رو هنگام بررسی های علمی درباره زیارت و ویژگی های آن (همچون ارزیابی آثار زیارت در افراد و تحول معنوی زائران) مطالعه ویژگی های شش گانه پیش گفته می تواند ما را به مقصود برساند. همچنین در بررسی متون دینی در زمینه زیارت می توان عبارات مربوط را در موارد ذیل جای داد. به هر حال این ویژگی های شش گانه آن قدر وسیع و فراگیر است که ویژگی های جزئی دیگر ذیل آن جای می گیرد.

منابع

قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.

1.آذربایجانی، مسعود (۱۳۹۰ش)، روان شناسی دین از دیدگاه ویلیام جیمز، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

2.ابن قولویه، جعفر بن محمد (۱۳۵۶ش)، کامل الزیارات، نجف، دار المرتضویة.

3.ابن مشهدی، محمد بن جعفر (۱۴۱۹ق)، المزار الکبیر، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ اول.

4.امینی، علیرضا، و دیگران (۱۳۷۹ش)، معارف اسلامی۲، تهران، دفتر نشر و پخش معارف.

5.حیدری، مجتبی (۱۳۹۷ش)، درآمدی بر روان شناسی زیارت، تهران، مشعر، چاپ اول.

6.دادستان، پریرخ (۱۳۸۶ش)، روان شناسی مرضی تحولی: از کودکی تا بزرگسالی، تهران، سمت.

7.راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق)، مفردات الفاظ القرآن، بیروت/دمشق، دار القلم/ دار الشامیة، چاپ اول.

8.شیخ صدوق، محمد بن علی (۱۳۶۲ش)، الخصال، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ اول.

9.------------، (۱۴۱۳ق)، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم.

10.طاهری، سیدمحمود (۱۳۹۳ش)، زیارت از دیدگاه علما و عرفای فریقین، تهران، مشعر، چاپ اول.

11.فرانکل، ویکتور امیل (۱۳۸۵ش)، انسان در جستجوی معنی، ترجمه نهضت صالحیان و مهین میلانی، تهران، درسا.

12.فیست، جس، و دیگران (۱۳۹۴ش)، نظریه های شخصیت (ویراست هشتم)، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، نشر روان.

13.کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق)، الکافی، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم.

14.لگن هاوسن، محمد (۱۳۷۹ش)، «تجربه دینی در نظرخواهی از دانشوران»، فصلنامه نقد و نظر، س۶، ش۲۳-۲۴، قم، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

15.مجلسی، محمد باقر (۱۴۰۳ق)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم.

16.مصباح یزدی، محمدتقی (۱۳۹۲ش)، خودشناسی برای خودسازی/ به سوی خودسازی (مشکات ۲ و ۱ - ۲/۵)، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی=.

17.مطهری، مرتضی (۱۳۹۲ش)، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج ۲ (مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی)، تهران، انتشارات صدرا.

18.مفید، محمد بن محمد (۱۴۱۳ق)، کتاب المزار- مناسک المزار، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید=، قم، چاپ اول.

19.ملکیان، مصطفی (۱۳۸۰ش)، «تأثیر دین در منش آدمی»، فصلنامه علامه، ش۳، تبریز، دانشگاه تبریز.

20.نراقی، محمدمهدی (۱۴۰۰ش)، جامع السعادات، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ اول.