میان شهر کربلا و فرهنگ اسلامى خدمات متقابلى صورت گرفته است. از سویى این شهر در ساخت و تحکیم پایههاى تمدّن اسلامى و بلکه در نشر آن نقش بهسزایى داشته و از سوى دیگر فرهنگ اسلامى نیز تاثیر چشمگیرى در ساختار کربلا بر جاى گذاشته و فضاى این شهر، اعم از مسجد و مدرسه و حسینیه و بازار و کاروانسرا، آکنده از جلوههاى زیباى فرهنگ و معمارى اسلامى بوده و هست.
هدف از بررسى ابعاد و ویژگىهاى معمارى شهر مقدس کربلا سیر تاریخى آن در دورههاى مختلف و نیمنگاهى به تأثیرات معنوى و روحانى آن است. شکل معمارى بناهاى قدیمى شهر نشان مىدهد که طرّاحى آنها از معمارى عراقى- اسلامى الگو گرفته است.
مهمترین نشانههاى معمارى کربلا را مىتوان در گنبد و گلدسته و طاق و رواق و صحن و اندرونىها دید. تزئیناتى شامل مُقرنَسکارى، آجرنما کردن و گچبرى با پنجرههاى کوچک با شیشههاى رنگى بسیار چشمنواز است. خوب است بدانیم که شهرهاى اسلامى به سه دسته تقسیم مىشوند: شهرهایى که پیش از ظهور اسلام تأسیس شدهاند و اسلام به آنها راه یافت و آنها اسلام را پذیرفتند؛ مثل دمشق در سوریه، اسکندریه در مصر و استانبول در ترکیه، و شهرهایى که پس از ظهور اسلام و به دست مسلمانان تأسیس شدند؛ مثل بصره و کوفه در عراق و قاهره در مصر، و شهرهایى که به واسطه وجود حرم اهلبیت (علیهم السلام) به وجود آمدند؛ مثل نجف و کربلا در عراق.
در دسته سوم، شهرها اینگونه به وجود آمدهاند که ابتدا پیکر یکى از امامان یا امامزادگان در زمینى به خاک سپرده شده و به مرور دوستداران ایشان در اطراف آن مرقد ساکن شدهاند و به تدریج بر جمعیتشان افزوده شده است.
منطقه کربلا و حومه آن به دلیل داشتن هواى معتدل، آب فراوان و خاک حاصلخیز، حتى پیش از اسلام نیز محلّ سکونت مردمانى بوده است. پیدا شدن آثار باستانى گوناگون دلالت بر قدمت شهر کربلا دارد. در محرّم سال 61 هجرى امام حسین (ع) و اهل بیت و یارانش در زمین کربلاى امروز که غیرمسکونى بود، فرود آمدند؛ ولى در اطراف این سرزمین روستاهاى آباد و قابل سکونتى وجود داشت؛ مثل روستاى «عین تمر» که خُرما یکى از محصولات معروف آن است و روستاى «غاضریّه» که اکنون به منطقه «حسینیه» شناخته مىشود و میوههاى فراوانى دارد. در زاویه شمال غربى کربلاى کنونى خرابههاى متراکمى وجود دارد که گفته مىشود از آثار کربلاى قدیم است. قدیمىترین آنها غارهاى دستسازى است که در سمت راست «وادى طار» واقع شده است. این منطقه قبل از ایجاد دریاچه «رزازه»[1] جزء فرات قدیم بوده است. قدمت این غارها به حدود هزاره سوم پیش از میلاد بازمىگردد که احتمالًا در آغاز براى اهداف نظامى بوده و بعدها به گورستان تبدیل شده است، موقعیّت این غارها در 30 کیلومترى جنوب غرب کربلاست.
در این مجال گزارش کوتاهى از معمارى کربلا ارائه و به برخى نمونهها اشاره شده است.
پیشینه و سبک معمارى در کربلا
در کربلا دو سبک معمارى به چشم مىخورد: یکى معمارى عراقى (از این جهت که کربلا بخشى از خاک عراق است) و دیگرى فنون معمارى اسلامى است که به تأثیر از سبک اول و مرحله به مرحله به پیش رفته است، بسیارى از این تأثیرات در دوره خلافت عبّاسیان بوده است. در ساخت بناها از مصالح بومى و محلّى کربلا استفاده شده که این نمونهاى براى سبک معمارى عراقى است و شهرهاى متمدن اطراف کربلا مثل «اور»[2] و «ورکة»[3] از این روش پیروى کردهاند که آثارش تاکنون باقى است. همچنین تمام کوچهها و خیابانها و بازارهاى شهر به حرمین حسینى و عبّاسى منتهى مىشود که این نیز نمونهاى براى سبک معمارى اسلامى است و در حقیقت کربلا یک نمونه کامل معمارى در دورههاى اولیّه اسلامى مىباشد. در بناهاى فرهنگى شهر نیز فقط از موادّ اولیّه محلّى بهرهبردارى نشده، بلکه «مرمر» و دیگر سنگهاى تزئینى و خشتهاى کمیاب وارداتى در این ابنیه براى تزئین یا مواد اصلّى ساخت به کار گرفته شده است.
عظمت و وسعت حرمها، ارتفاع دیوار و میادین روباز، استفاده از سرامیک و موزائیک و آجر و گچ و کاشى در ساخت بنا در کربلا نشاندهنده تأثیرات هنر اسلامى است. استفاده از کاشىهاى رنگى بهخصوص در قرون سه و چهار، استفاده از سفّال برّاق براى آراستن حرمهاى مطهّر در قرن هفتم و هشتم و استفاده از آجر و گچ در قرن نُهم و دهم در این فهرست جاى مىگیرد.
نقشهاى هندسى و نوشتارى مخصوصاً خطّ عربى از این جُمله است. این نوشتهها با دو خط بوده است: خط کوفى که داراى حروفى کشیده و زاویهدارست، و خطّ نسخ که حروفى انعطافپذیر دارد.
مُقرنسکارى با آجر و گچ، از عناصر مهم تزئینات در معمارى بومى کربلاست. استفاده از تختههاى مشبّک بر روى مراقد مطهر و بهره بُردن از قطعات مسى همراه با یک لایه طلا براى پوشاندن گنبد و گلدسته در دوره صفوىها از نمادهاى بارز این هنر شگرف است.
مصالح ساختمانى و معمارى در کربلا
الف: آجر
شهرهاى جنوبى و مرکزى عراق داراى زمینهاى رسوبى است که از خاک تشکیل شده است. بدین ترتیب گل اصلىترین ماده سازنده بناها بوده است. بلوکهاى آماده شده از گِل را «طوف» یا «طابوق» مىنامند. قالبهاى گِلى با نور خورشید زود خشک مىشد و مخلوطى از کاهوگِل که در فارسى به آن «خشت» مىگویند.
از ویژگىهاى مهم «طابوق» ارزان بودن و مقاومت زیاد و انعطافپذیرى بود و به همراه گچ که براى اتّصال آجرها به کار مىرفت، امکان ساخت اشکال هندسى مثل طاقهاى قوسى شکل و گنبدها را فراهم مىکرد.[4] این خشتها با اشکال و رنگهاى مختلف و در اندازههاى گوناگون ساخته مىشد که به «طواف کربلایى» معروف بود و گاهى به همین نام صادر هم مىشد. امروزه نیز براى ساختن خانههاى روستایى حومه کربلا از «طوف» استفاده مىشود.
ب: قیر
از جمله مصالح بومى دیگر «قیر» است که در برخى مناطق عراق مثل «هیت» و «قیاره» روى زمین به طور شناور و طبیعى وجود دارد. قیر یک ماده چسبان است که از آن براى پوشش کف و بدنه حوض و کانال آب استفاده مىشود. همچنین این ماده را در عایقکارى پشت بام و سطح بیرونى دیوار به کار مىبرند.
ج: چوب
تنه درختان خرما از چوبى محکم و مقاوم تشکیل شده است و مقاومت بیشترى نسبت به سایر چوبها دارد. در معمارى گذشته، چوب به مقدار زیاد در اسکلت همه بناها مخصوصاً سقف استفاده مىشد، امّا امروزه طبقه متوسّط و پایین اقتصادى جامعه از چوب در ساخت خانهها استفاده مىکنند.
درخت سپیدار یا همان صنوبر نیز در مناطق شمالى عراق به وفور یافت مىشود و از نظر استحکام، از تنه درخت خرما بهتر است و براى ساخت در و پنجره و نما و دیوار و بالکن کاربُرد دارد. علت استفاده از چوب، سبک بودن بالکن و حفظ خنکى داخل اتاق در تابستان است.
د: آهن
در گذشته به ندرت از «آهن» استفاده مىشد و آن مقدار اندک هم براى ایمنسازى خانه در برابر سرقت و دستبرد بوده است. امّا در حال حاضر تیرآهنها جایگزین مناسبى براى الوارهاى چوبى است، تا جایى که از چوب نه در اسکلت خانه، بلکه براى زینت استفاده مىشود. با روى کار آمدن آهن، به طبع کمکم معمارى و کار با چوب کمرنگ شد.
ه: مخلوط مصالح
مخلوطى از آهک و خاکستر چوب و خرده سرامیک در ساخت پایهها و ستونها و براى جلوگیرى از نفوذ رطوبت در بناى ساختمان استفاده مىشد.
و: سنگ مرمر
عمدتاً وارداتى بود و جنبه زینتى داشت.
ز: بوره
یک ماده شیمیایى بود که به عنوان برّاقکننده به کار مىرفت؛ یعنى بعد از گچکارى و خشک شُدن آن، روى گچ لایهاى از «بوره» مىکشیدند.
معمارى کربلا در گذر تاریخ اسلام
الف: از قرن اوّل هجرى تا ابتداى قرن دهم
در 12 محرّم سال 61 هجرى، یعنى دو روز پس از واقعه عاشورا بناى تأسیس شهر کربلا نهاده شد. خانههایى گرداگرد حرم امام حسین و حضرت عباس (علیهما السلام) ساخته شد و به مرور گسترش یافت. در سال 280 قمرى چند واحد مسکونى مخصوص زُوّار ساخته شد. در زمان عضدالدوله، پادشاه شیعى آلبویه براى اولین بار به دور شهر کربلا دیوارى با سه دروازه کشیده شد.[5] مساحت شهر در این زمان 2400 متر مربع بود. ساختن این دیوار، آبادانى و رونق اقتصادى کربلا را با رکود مواجه کرد، امّا در عوض، از گزند حوادثى چون دستبرد و تخریب توسّط دشمنان در امان ماند.[6] براى جبران این نقیصه، به دستور عضدالدوله دیلمى چند واحد تجارى تأسیس شد که در رفع این مشکل بسیار مؤثر بود.
در سال 412 قمرى به دستور حسن بن فضل که از وزراى آلبویه بود، دیوار وسیعترى براى کربلا ساخته و دیوار قدیمى تخریب شد. در چهار طرف شهر چهار دروازه آهنى نصب گردید که به حفاظت بیشتر شهر کمک مىکرد.
در سال 767 قمرى «سلطان اویس بهادرخان جلایرى»[7] به آبادانى کربلا اهتمام فراوان داشت و تلاش بسیار کرد که به نوبه خود قابل توجه است. فعالیتهاى او رونق و آبادانى بسیارى براى شهر در پى داشت.[8] اصلىترین فنون معمارى اسلامى در عصر جلایرى در کربلا به کار گرفته شد. سبک تزئین بناهاى مذهبى با استفاده از نقش و نگار و به کار بردن قطعههاى کوچک خاتمکارى شده و سفالهاى رنگارنگ در مساجد و دیگر ابنیه بسیار شهره گردید.
ب: از ابتداى قرن دهم هجرى تا نیمه قرن چهارده
در دوره صفوىها بنّاها و معماران و هنرمندان در تخصّصهاى گوناگون، از اقصى نقاط سرزمینهاى اسلامى در کربلا گرد هم آمدند و گرانترین مصالح ساختمانى مثل سنگ مرمر و چوبهاى گرانبها وارد کربلا شد.
در سال 1914 میلادى پس از جنگ جهانى اول، ساختمانهاى جدید و خیابانهاى عریض با معمارى نسبتاً جدید ساخته شد. پیش از آن در سال 1217 قمرى و با تلاش آیتالله سید على طباطبائى (صاحب ریاض) سومین دیوار با شش دروازه که هر یک نامى مخصوص داشت، ساخته شد.
ج: از نیمه قرن چهاردهم قمرى به بعد
از حدود سال 1330 قمرى و تقریباً همزمان با استقلال نسبى دولت عراق و کوتاه شدن دست استعمار پیر، شیوههاى معمارى غربى به این کشور و به تبع به کربلا راه یافت. معمارى غربى نیز به معناى فرار از کوچههاى تنگ و باریک و پُر پیچ و خم و واردات مصالح ساختمانى جدید مثل سیمان در ساختار معمارى این شهر بود. در این دوره، ساختمانهاى مهمّى بنا نهاده شد. کاروانسراى هندیان که «بُهْرهها» آن را ساختند و ساختمان اداره آب و برق و اداره پست و کتابخانهها و شهردارى به وجود آمد. همچنین میدانى بزرگ در بینالحرمین براى تجّمعات اهالى شهر کربلا و زائران ساخته شد. براى این منظور خانههاى در مسیر تخریب شد و به جاى آنها در دو طرف مغازهها و خانههایى ساخته شد. بازار عرب، بازار حسین، بازار خیمهگاه و بازار عباس در نقاط مختلف این میدان به وجود آمد.[9]
شهردارى کربلا در طى سالهاى 1935 تا 1948 میلادى اقدام به ساخت خیابان کمربندى به دور حرم مطهر حسینى و عبّاسى نمود. از 1954 تا 1992 میلادى شهرکهاى متعددى در فواصل معینى از کربلا ساخته شد. نامهاى برخى از این شهرکها عبارت است از: معلّمین، اسکان، حسین و عباس (ع)، حُرّ، رمضان، شهداء، سلام انتصار و تعاون.[10]
در نقشه این شهرکها صرفاً از معمارى جدید استفاده شده و معمارى اصیل عراقى- اسلامى مورد توجّه قرار نگرفت. در طول دو دهه گذشته نیز ساختمانهایى مخصوصاً در میدان بزرگ بین الحرمین ساخته شد که هیچ ارتباطى با فرهنگ اسلامى ندارد.
در سال 2006 میلادى کمیتهاى فنّى در کربلا تأسیس شد که وظیفهاش ارائه شروطى لازم الاجرا براى طرح نقشهکشى بناهاى جدید به دفاتر مشاوره مهندسى عراقى بود تا از آن پس در ساخت ابنیه، به اصول معمارى قدیم توجّه شود تا اگر همان سبک قابل اجرا نیست، حداقل ویژگىهاى آن در معمارى جدید تا حدّ ممکن پیاده شود.
معمارى در بناهاى مذهبى و فرهنگى کربلا
الف: حرم مطهر امام حسین (ع)
معمارى کنونى حرم امام حسین (ع)[12]
مهمترین و بارزترین ویژگى این حرم وسعت و عظمت بنا و سبک معمارى آن است. در اطراف روضه منوّره صحن بزرگى وجود دارد که از هر سو ایوانهایى بر آن اشراف دارد. بر بالاى هر ایوان، طاقهایى نیمدایره ساخته شده است. مصالح اصلى ساختمان، آجر و گچ است و تزئیناتى مثل طلاکارى و نقرهکارى و آیینهکارى و کاشىکارى روى آن را پوشانده است. نماى خارجى گنبد با لایهاى از طلا پوشیده شده؛ به جز حاشیه آن که با کاشى آبىرنگ به آیات قرآن کریم منقش است و به مانند تاجى بر سر گنبد خودنمایى مىکند. نماى داخلى گنبد با آیینه و کریستال زیور بسته شده است.
بر روى قبر مطهّر صندوقى نقرهایست که دریچهاى زرّین دارد. چهار طرف ضریح چهار رواق بزرگ قرار گرفته است که با سنگ مرمر پوشیده شده. رواق شمالى به «رواق شاه» معروف بوده؛ چون قبور شاهان قاجار در گوشه آن واقع گردیده. این رواق به مانند مسجد است و در آن نماز اقامه مىشود. رواق غربى به «رواق سید ابراهیم مُجاب» در رواق سمت قبله به رواق «حبیب» (بن مظاهر) شُهره است.
این چهار رواق، هشت درب دارد که به صحن مطهّر باز مىشود. مهمترین درب معروف به «درب طلا» است که در رواق حبیب قرار گرفته و جلوى آن ایوان طلا واقع شده است. قطر هر گلدسته در پایچه چهار متر است و 65 حجره دور تا دور صحن ساخته شده و مقابل هر یک، ایوانى کوچک وجود دارد. در اکثر این حجرهها قبور بزرگان و عُلما و شخصیتهاى مذهبى قرار دارد و برخى نیز مقابر خانوادگى است.
حرم مطهر داراى ده درب است:
چهار درب دیگر جدید التأسیس هستند:
ب: حرم مطهّر حضرت ابالفضل (ع)
این حرم دومین اثر مهم معمارى اسلامى پس از حرم سیدالشهداء (ع) است. اولین بنا بر روى مرقد مطهر در سال 372 قمرى به دستور عضدالدوله بویهى به همراه گنبدى از آجر و گچ ساخته شد.[13]
در سال 683 قمرى گنبد مطهر با کاشى آبى رنگ پوشیده شد و ضریحى روى مرقد مطهر قرار گرفت و ایوانى در ضلع قبله ساخته شد.[14]
در سال 1221 قمرى دو گلدسته کاشىکارى شده و در سال 1375 قمرى گنبد حرم مُطلّا گردید.[15] نقشه آستان مقدس حضرت ابالفضل (ع) از نظر معمارى تفاوت زیادى با آستان قُدس حسینى ندارد؛[16] تنها تفاوت در اندازه رواقها و دربهاى حرم است. تفاوت دیگر، وجود یک کانال مستطیل شکل است که حرم مطهر عباسى را دربرگرفته و به زیرزمین یعنى مکانى که بدن مطهر حضرت قرار دارد، ختم مىشود.[17]
دربهاى حرم مطهّر یازده باب است:
مهمانخانه حرم مطهّر داراى سه طبقه است، زیرزمین انبار مواد غذایى، همکف آشپزخانه و طبقه اوّل سالن غذاخورى است.
ج: آرامگاهها
د: مقامات
«مقام» مکانى است که انبیا و ائمه و صحابه و اولیاء در آنها حضور داشتهاند؛ حتى اگر این حضور به اندازه به جا آوردن یک نماز دو رکعتى بوده باشد. در کربلا 14 مقام وجود دارد که برخى گمنام است. مقامات داراى بناهاى سادهاى هستند که برخى مانند مقام مهدى و تلّ زینبیه ساختمانى مستقل دارد و برخى جزئى از یک عمارت بزرگتر هستند. بیشتر مقامات از آجر و گچ ساخته شدهاند و با کاشى مزین شدهاند.
ه: مساجد
شهرت کربلاى مُعلّى علاوه بر حرمین شریفین مرهون مساجدى است که مرکز انتشار فرهنگ دینى بوده است. تاریخ اولین مسجدى که در کربلا ساخته شد، به سال 369 ق بازمىگردد که مسجد «رأس الحسین» نام دارد.[25]
ساخت مساجد، جدا از تأثیرات شگرف معنوى، پیشرفت و شکوفایى چشمگیرى را در هنر معمارى اسلامى به ارمغان آورد. سبک و هنر برخى از ملّتهایى که در قلمروى اسلام بودند، در بروز و ظهور معمارى در کربلا سهیم بوده است. با توجه به نقشهکشى مساجد در کربلا شناخت این تأثیرات آسان است. برخى از این مساجد از ابتداى تأسیس تاکنون به همان شکل باقى ماندهاند و برخى تمام اصالت خود را به علت بازسازى یا بىتوجّهى از دست دادهاند و برخى مساجد نیز به بهانه ساماندهى مرکز شهر، تخریب شدهاند. بسیارى از این مساجد شاهکارهاى معمارى اسلامى بودهاند.
مساجد کربلا در مقایسه با مساجد شهرهاى دیگر عراق از مساحت کمترى برخوردار است. سقف عمده مساجد کربلا روى ستونهاى آجرى یا سنگى یا چوبى قرار مىگیرد. از ستونهاى عمودى موازى دیوار قبله و محراب تشکیل مىشود. حیاط درونى مسجد روباز است که ستونهایى دور تا دور آن را احاطه کرده است. برخى مساجد به علّت کوچکى، حیاط ندارند؛ مخصوصاً مساجد نزدیک حرمهاى مطهّر.
بیشتر مساجد کربلا گلدسته ندارند. مصالح ساخت مساجد، آجر و گچ است. بیشتر مساجد کربلا از تزئینات زیباى سرامیک براى پوشش درهاى ورودى و دیوارهاى بیرونى استفاده مىکنند. سطح ستونها با مرمر یا گچ پوشیده مىشود. خطوط چشمنواز آیات قرآن کریم را به نسخ نوشتهاند. چوبهاى کمیاب وارداتى نیز کم و بیش در مساجد دیده مىشود. هیچ خیابان اصلى و هیچ محلّهاى در کربلا نیست که خالى از مسجد باشد. مهمترینِ آنها عبارتاند از:
ز: مدارس
کربلا چندین قرن، مرکز علم و ادب و اندیشه بوده و در دورههاى گوناگون، فقیهان بزرگ و دانشمندان برجستهاى در این شهر حضور داشتهاند. اولین مدرسه در کربلا به دستور عضدالدوله بویهى در سال 369 ق ساخته شد که به مدرسه «عضدیه» شهره شد.
مدارس کربلا عمدتاً داراى صفات و ویژگىهاى معمارى خاصّى هستند که با هدفى که براى آن ساخته شدهاند، هماهنگى دارند. طرّاحى آنها نشاندهنده نوعى سبک معروف معمارى در عراق است که به علت انتسابش به شهر «حیره» که نزدیک کوفه واقع شده، سبک «حیرى» نامیده مىشود.
در این سبک معمارى، حیاط مدرسه نقشى چشمگیر در بناى مدرسه دارد و سپس ایوانهاى مسقّف و اتاقها و نمازخانه، راهرو و درب ورودى نسبت به حیاط سنجیده مىشود. این سبک، نشاندهنده نظامى است که در همه بناهاى اسلامى از آن پیروى شده و نیز شیوهاى از طرّاحى بوده که براساس نیازهاى زندگى اجتماعى تدارک شده است.
معمولا در میان حیاط حوضى با فوّاره قرار دارد که به خنکى فضاى مدرسه کمک مىکند و جلوه بصرى هم دارد. نماى بیرونى شامل درهاى ورودى است که گاهى پنجرههایى در آن تعبیه شده است. در نماى بیرونى دیوار برخى مدارس دینى و روى سطح مشخّصى از آنها اشکالى از آجر دیده مىشود که ظاهرى زیبا و جالب به این ساختمانها داده است.
در ساخت برخى مدارس دینى کربلا از آجرهاى بزرگ و گچ استفاده شده است. این مدارس از داخل با سرامیک رنگى و گچ که در میان آنها نوشتههایى از آیات قرآن کریم به چشم مىخورد، زینت داده شده است. همچنین با ابزار زینتى گوناگون مثل چوب و شیشههاى رنگى پنجرهها و آشپزخانه را جلوه مىدهند. غالب مدارس داراى حجرهها و اتاقهایى براى سکونت طلّاب هستند و برخى نیز از این امکان بىبهرهاند.
مدارس معروف کربلا
معمارى در بناهاى تاریخى و باستانى کربلا
بناهاى تاریخى شامل بازار، بازارچه، کاروانسرا، حمامهاى عمومى و خانههاى قدیمى است که هر یک شیوه معمارى خاصّ خود را دارد. از نوع ساخت بناهاى تاریخى مىتوان به عادتها، سنتها، شیوه زندگى، روابط اجتماعى، ارزشهاى مذهبى و جنبههاى تمدّن بشرى و شرایط جغرافیایى و اقلیمى و طبیعى آن پى بُرد. بناهاى تاریخى داراى ویژگىهاى منحصر
به فردى هستند. این ویژگىها حاصل مهارتهاى هنرى جوامع اسلامى در طى قرنهاست. وجود گنبدهاى کوچک و بزرگ نشاندهنده این مهارت در سازندگان آنهاست. تنوّع، یکى از عناصر اصلى تشکیلدهنده معمارى این شهر بوده است.
جنبههاى اقتصادى علاوه بر مراعات جنبههاى هنرى متأثر از شیوههاى معمارى (میناکارى تزئینات آجرى، کاشىکارىها و تزیینات چوبى) مورد توجه بوده است. برخى از این ابنیه سالم باقى مانده؛ برخى مقدارى از آن مانده و برخى کاملًا از بین رفته است.
مهمترین بناهاى تاریخى کربلا
الف: بازارها
بازارهاى کربلا یکى از مهمترین آثار تاریخى این شهر بوده که هم نشاندهنده قدمت این شهر و هم نشاندهنده حجم فعالیت تجارى و بازرگانى آن است. اوّلین بازار کربلا در قرن سوم هجرى به وجود آمد. عضدالدوله در طى سالهاى 369 تا 371 قمرى در بین الحرمین بازارهایى را ایجاد نمود.[28] تعدادى از بازارها تا درب ورودى حرمهاى مقدّس کشیده مىشد و زائران در برخى مسیرها براى ورود به حرم مىبایست از این بازارها عبور مىکردند. این کار به نوعى باعث درهمآمیختگى دین و دنیا مىشد. حتّى هیئتهاى مذهبى نیز گاهى از این بازارها عبور مىکردند.[29]
علاوه بر بازار مرکزى، بازارهاى سنتى هم وجود داشت که از یک سو با بازار مرکزى و از سویى دیگر با مناطق مسکونى در ارتباط بود. بازار اصلى و مرکزى کنونى شهر کربلا که شمال و جنوب شهر را از هم جدا مىکند، در واقع همان دکّانهاى سرپوشیدهاى بودند که در گذشته در منطقه بین الحرمین وجود داشتند. بازارهاى کربلا با تقسیمبندى خاصشان، هر یک به کار معینى اختصاص داشتند. این تقسیمبندى و تنوّع، یکى از ویژگىهاى بارز بازارهاى اسلامى بوده است. بازارهاى قدیمى شهر کربلا مانند موزههاى مردمى و اسلامى است که به ندرت مىتوان نمونه آن را در شهرهاى دیگر یافت.[30]
بازارهاى کربلا از جلوههاى مهم معمارى و یکى از نیازهاى ضرورى مردم این شهر است که ویژگىهاى خاص و گسترش معمارى آنها در توسعه این شهر و شهرهاى همجوار نقش داشته است. بازارهاى کربلا تنگ و تقریباً به خط مستقیم و بیشترشان سرپوشیده بودند تا از باران و آفتاب و باد در امان بمانند.[31]
در ساخت این بازارها به چند اصل مهم معمارى توجّه شده است؛ مثل داشتن نور کافى با کمترین حرارت در روز. تهویه هواى بازارها نیز به راحتى صورت مىگرفت. معمارى این بازارها به گونهاى بود که حرکت عابران و وسایل نقلیه ابتدایى به راحتى ممکن باشد.[32] یکى دیگر از ویژگىهاى بازار قدیمى معمارى ساده آن، بهخصوص طاقها و سقفهاى آجرى محکم، نماى بیرونى بازار و معمارى محلّى و داخلى آنها بوده است؛ امّا تعدادى از بازارهاى مرکزى و قدیمى به دلیل بازسازى غیراصولى، برخى ویژگىهاى تاریخى مانند سقفهاى سنتى را از دست دادهاند.
عضدالدوله بویهى در سال 369 ق حیاط کوچکى ساخت که به صحن حرم مطهّر امام حسین (ع) متصل بود و سپس بازارى ساخت که از درب صحن کوچک آغاز مىشد. وسط این بازار، به سمت شرق منشعب و به حرم مطهر عبّاسى مىرسید. این بازار سه طبقه داشت. این بازار به «بازار بین الحرمین» معروف شد.
در بازار عباس هم دکانهاى بزرگترى بود که در آنها طلا و نقره معامله مىکردند؛ امّا بسیارى از این بازارها در سال 1991 با حمله بعثىها ویران شد. بازار حسین مخصوص فروش کالاهاى تزئینى بود، امّا در این بین، مغازههایى هم بود که کالاهاى متنوع دیگرى مىفروختند.[33]
بازار «عرب» مخصوص فروش پارچه بود. بازار «میدان» مخصوص فروش میوه و سبزى و گوشت بود. در بازار «علاوى» برنج و حبوبات و آرد به فروش مىرسید. بازار «نعلجیه» مخصوص ساخت و فروش و تعمیر کفش و نعلین بود. برخى بازارها از بین نرفتند، بلکه نقل مکان کردند؛ مثل بازار مُخیم، بازار بابخان و بازار صفّارین.[34]
ب: بازارچه
«بازارچه» ساختمانى بود که مغازههاى مختلف در آن قرار داشت. بازارچهها را در عربى «قیصریه» مىگویند.[35] بازارچهها از جمله بناهاى قدیمى هستند که شکل معمارىشان شبیه کاروانسراها بود. بازارچهها بودند که کالاهاى داخلى و وارداتى را در خود جاى مىدادند.
بازارچههاى شهر کربلا ساختمانهایى به شکل مربّع یا مستطیل بودند و بیشتر آنها در پشت بازارهاى مرکزى قرار داشتند. بازارچهها غالباً در دو طبقه ساخته مىشدند. طبقه همکف شامل یک سالن وسیع بود. در اطراف این سالن، مغازههاى مختلفى قرار داشت که درب آنها به سمت سالن باز مىشد. در هر کدام از این مغازهها اجناس تجارى مخصوصى عرضه مىشد. طاقهاى دایره شکل که از آجر و گچ ساخته مىشد، نیز بر سر در بعضى از این مغازهها به چشم مىخورد.
طبقه اوّل نیز که از اتاقهاى مختلف تشکیل شده بود، دفاتر تجارى، انبارها و کارگاههاى سنتى و محلّى کفشدوزى، خیاطى و صحّافى را در خود جاى مىداد. در مقابل این اتاقها راهرویى وجود داشت که به سالن طبقه همکف مشرف بود. برخى از بازارچهها فقط داراى طبقه همکف و متعلق به یک نفر بود. در غرفههاى آنها نیز اجناس متنوعى دیده مىشد. دربهاى ورودى بازارچهها مستقیماً به سمت بازار باز مىشد و جلوى آنها دربهاى چوبى محکمى قرار داشت که در طول شب بسته بودند.
در ساخت بازارچهها از مصالح محلّى مانند آجر و گچ استفاده مىشد. برخى از بازارچهها داراى سقفهاى آجرى گنبدى شکل و بعضى دیگر سقفهاى چوبى داشتند که صفحههاى فلزى روى آنها قرار گرفته بود. نور و تهویه داخلى این بازارچه نیز از طریق روزنههاى اطراف سقف و ورودىهاى اصلى تأمین مىشد.
اسامى بازارچههاى معروف از این قرار است: ابومعاش، حاج على وکیل، حاج کاظم، حاج مهدى عطّار، حسن نصرالله، شیخ الشریعه، حسان شعیب و رضا صحّاف.
ج: کاروانسراها
کاروانسرا جایى براى اقامت مسافران یا کاروانهاى تجارى بود. این کاروانسراها در دوره اسلامى پیشرفت و رونق بسیار داشت و علاوه بر ساختن کاروانسراى بین راهى، کاروانسراهاى کوچکترى هم داخل شهرها تأسیس شد.
«خان» یک کلمه فارسى بوده و «کاروان» عربى شده آن است.[36] کاروانسراها که در دوره صفوى بر تعدادشان افزوده شد، به سه دسته تقسیم مىشدند: کاروانسراهاى مرکز شهر، کاروانسراهاى حومه شهر و کاروانسراهاى بین شهرها.
از اتاقهاى این طبقه معمولًا به عنوان انبارى براى نگهدارى کالاهاى تجارى استفاده مىشد. بخشى از حیاط براى استراحت مسافران و بخشى براى بستن حیوانات مقرّر شده بود. طبقه اول شامل اتاقهاى متعدّدى بود که محلّ اسکان، استراحت و خواب زائران به شمار مىآمد. درب این اتاقها به سمت یک راهروى طولانى باز مىشد. این راهرو به شکل یک رواق و از چهار جهت مُشرف به حیاط بود. در زیر سقف این رواق، ستونهاى چوبى قرار داشت که در بالاى آن کلاهک تزئینى و زیبایى دیده مىشد. سقف رواق نیز مثل سقف طبقه همکف گنبدىشکل بود. در ساخت طبقه بالا از مصالحى که معمولًا سبکتر از مصالح طبقه همکف بود، استفاده مىکردند تا بدین وسیله از فشار و سنگینى وارد بر طبقه همکف بکاهند. گاهى با استفاده از سقفهاى موقتى حیاط را سرپوشیده مىکردند تا فضاى بیشترى براى نگه داشتن کالا فراهم شود. نور خورشید نیز از کنارههاى این سقفها به فضاى داخلى حیاط وارد مىشد. دروازههاى کاروانسراها بلند و محکم بود و معمولًا در طول شب بسته مىماند.[38]
این کاروانسراها از نظر نقشههاى معمارى تفاوتهایى نیز با هم داشتند. اسامى چند کاروانسراى مرکزى از این قرار است: پاشا، عصفور، حمید، حاج عباس وکیل، نقیب، عبدالرزاق، هندى، صالح عوید، محمد شیخ على، حاج ابراهیم بارودى، ابن هذان.[39]
آنها براى نشانه، گنبدهایى با شکل خاصّ داشتند. حیاطها، اتاقها و تزئینات همانند انواع قبلى کاروانسراهاست. چند ویژگى اختصاصى در این نوع کاروانسرا مىتوان یافت: معمولًا چاه آبى در وسط حیاط قرار داشت که آبِ کاروانسرا را تأمین مىکرد. در اطراف این چاه سکّویى بلند براى خواندن نماز وجود داشت. از دیگر ویژگىهاى آن مىتوان به وسعت کاروانسرا و دیوارهاى بلند آن که از چهار جهت با بُرج و بارو محافظت مىشد، اشاره کرد. بالاى این بُرجها روزنههایى تعبیه شده بود که براى تیراندازى جهت محافظت از کاروانسرا استفاده مىشد. این کاروانسراها ورودىها و دربهاى محکم و قفلهاى متعدّد بودند. در بالاى ورودىها اتاقهاى مخصوصى قرار داشت که به مسافران برجسته اختصاص داشته است.[41]
مهمترین کاروانسراهاى بین شهرى اینها بودند:
د: حمّامهاى عمومى
حمّامهاى عمومى، از پدیدههاى معمارى اسلامى در قرن اول هجرى هستند. «امانوئل فتحالله» در نوشتههایش به وجود حمّامهاى بسیار در کربلا اشاره مىکند.[43] اصول معمارى این حمّامها برگرفته از شیوه مردمان فارس و تُرک است. این حمّامها مانند سایر بخشها ویژگىهاى منحصر به فردى داشتهاند. در ساخت این حمامها از آجر و گچ و آهک و قیر سیاه استفاده مىشده است. دیوار حمام بسیار ضخیم بوده و سقف گنبدى شکل دارد.[44] حمّامهاى عمومى از سه قسمت تشکیل شده است:
«رختکن»: سالن بزرگى با هواى نسبتاً خنک که در آن نیمکتهایى از چوب یا سنگ مرمر براى نشستن قرار داشت. در وسط سالن، یک حوض کوچک آب به همراه یک فوّاره دیده مىشود. سقف رختکن به شکل گنبد و روزنهدار بود. نور آفتاب از بالا به سالن وارد مىشد.
«اتاق میانى»: مردم از رختکن وارد اتاقى مىشدند که به شکل مربع یا دایره بود و هوایى معتدل براى تغییر دماى بدن داشت. دوشهاى کوچکى در آن تعبیه شده بود که آب سرد و گرم به آن متّصل مىشد. کف این قسمت با سرامیک و یک لایه قیر سیاه پوشانده مىشد. دیوارها تا یک متر و نیم با قیر عایقکارى شده و بالاى آن با گچ سفید خالص سفید مىشد.
«خزینه»: در این بخش حوض بزرگى از آب داغ قرار داشت. در برخى حمّامها چند خزینه وجود داشت تا افراد فرصت نظافت پیدا کنند. حمامهاى عمومى کربلا به وسیله آتشدانهایى که در زبان محلّى به آن «کوره» مىگفتند، گرم مىشد. کوره در زیرزمینِ حمام مستقر بود و به وسیله هیزم روشن نگه داشته مىشد.
آب حمّام در انبارهاى بزرگى در کنار حمّام گرم مىشد. تعدادى از این حمّامها هنوز باقى است.[45] فاضلاب این حمّامها در چاههایى که براى هر حمّام، مخصوص بود، سرازیر مىشد. بسیارى از این حمّامها در سال 1977 م در طرح توسعه تخریب شد.
معروفترین حمامهاى عمومى در کربلا از این قرار است:
این حمّام در قرن دهم هجرى ساخته شد. نام دیگر آن حمام «مالح» است.[46]
حمّام نواب و شُرُفى و بغدادى نیز داراى حمام مستقل براى بانوان بودند.
ه: خانههاى قدیمى
خانههاى انبوه و متراکم، از ویژگىهاى شهر کربلا در اطراف حرم امام حسین و ابالفضل العباس (علیهما السلام) است. این خانهها به هم چسبیده و در میانشان کوچههاى پُرپیچ و خم و با بنبست زیاد است. دلیل این نوع معمارى، روابط اجتماعى تنگاتنگ مردم با یکدیگر و محافظت از شهر در برابر هجوم دشمنان و درمان سرماى شدید زمستان و گرماى بالاى تابستان بوده است.
معمارى خانههاى کربلا داراى ویژگىهاى عربى و اسلامى بوده و با سنتهاى مردمى و احکام شرعى سازگارى یافته است. براى نمونه خانهها یک یا دو طبقه ساخته مىشدند تا بر یکدیگر اشراف نداشته باشند، یا اینکه ارتفاع دیوار خانهها و ساختمانهاى نزدیک حرمها از دیوار این حرمها تجاوز نکند. «جان وارن» درباره این سنّتها مىنویسد: «یکى از ویژگىهاى زندگى سنّتى مسلمانان این است که زندگى شخصى آنها با زندگى اجتماعىشان و همینطور زندگى مردان با زنان کاملًا متفاوت است».
بخشهاى مختلف خانههاى قدیمى
حیاط عنصر اصلى معمارى در ساخت خانه است. در کربلا در هنگام نقشهکشى خانه ابتدا موقعیت حیاط مشخص مىشد و سپس اتاقها و سایر قسمتها ساخته مىشد. این، همان
نقشه خانهها در شهر حیره است. خانه متشکّل از دو بخش اندرونى و بیرونى بود و این دو بخش با یک دالان از هم جدا مىشد. حیاط مربع و مستطیل خانه شامل قسمتهایى مثل حوض و باغچه بود. حیاط نقش مهمّى در روشنایى اتاقهاى اطراف ایفا مىکرد. اتاقهاى دور تا دور حیاط، پنجرههایى داشت که تهویه طبیعى هوا را انجام مىداد. سطح حیاط معمولًا با موزائیک پوشیده مىشد. این نوع معمارى امکان سکونت چندین خانواده را در یک خانه فراهم مىکرد. گاهى مساحت زمین از 50 متر تجاوز نمىکرد، امّا از همین مقدار استفاده بهینه مىشد.[47]
ویژگىهاى عمومى معمارى در خانههاى قدیمى کربلا
الف: ارتفاع سقف طبقه بالاى همکف به چهار متر مىرسید. بدینوسیله هواى بیشترى در اتاق نگه داشته و به هواى بیرون که در معرض تغییر و تحوّل بود، کمتر نیاز مىشد. این ارتفاع زیاد، سقف حیاط خانه را کمتر در معرض نور مستقیم خورشید قرار مىداد و در طول روز، سایه بیشترى در حیاط وجود داشت و روشنایىبخشهاى پایینتر خانه به راحتى ممکن مىشد.
ب: تعداد پنجرهها بهخصوص در طبقات بالا بیشتر بود و نورگیر به حساب مىآمد.
ج: قسمتهایى از دیوار اتاقها را به شکل «طاقچه» درمىآوردند تا وسایل غیرضرورى یا اشیائى که براى کودکان خطرآفرین بود را در آن یا روى آن قرار دهند.
د: در مقابل اتاقهاى طبقه اوّل و در امتداد آنها راهرویى رو به حیاط بود. در کنار این راهرو نردهاى چوبى یا آهنى به ارتفاع یک متر یا کمتر نصب مىشد.
ه: طبقه همکف معمولًا کوتاهتر از طبقه بالا بود؛ امّا در عوض پنجرههاى بزرگترى داشت.
و: براى ساخت سقف طبقه همکف و بالا در خانههاى قدیمى کربلا از مصالح سبک مثل چوب از درخت تبریزى و درخت خرما استفاده مىشود. این تختهها را کنار هم قرار مىدادند و سپس با حصیرهاى ساخته شده از نى روى چوبها را مىپوشاندند. براى جلوگیرى از نفوذ آب، یک لایه گِل نرم روى آن مىکشیدند و روى آن را هم یک لایه گِل مخلوط با کاه مىپوشاندند تا از ترکخوردگى سقف جلوگیرى شود. علاوه بر این، براى جلوگیرى از نفوذ رطوبت، یک لایه قیر سیاه و یک سرى سرامیکهاى مربّع شکل به کار مىبردند. گاهى نیز از تختههاى نازک استفاده مىشد. این تختهها به شکلهاى منظم هندسى بود و کنار هم چیده مىشد.
ز: پلّههاى خانههاى قدیمى کربلا که براى اتّصال طبقات مختلف بود، در گوشه خانه قرار مىگرفت و در معرض رؤیت نبود تا بانوان هنگام بالا و پایین رفتن از آن دیده نشوند.
ح: از ویژگىهاى بارز خانههاى کربلا استفاده از پنجرههاى تزئینى با شیشههاى رنگى کوچک بود. این پنجرهها فقط در طبقات بالا وجود داشت و از بیرون به داخل خانه دید نداشت. پنجرههایى هم بودند که به طور عمودى باز و بسته مىشدند و میلهاى جلوى آن مىگذاشتند تا بسته نشود.
و) قلعهها
دور تا دور قلعه دیوارى به ارتفاع بیست متر کشیده شده که شامل چهار بُرج اصلى است و این بُرجهاى اصلى داراى چند بُرج فرعى است. این قلعه یک بناى دفاعى محکم است که در ساخت آن از سنگهاى موجود در اطراف قلعه و گچ استفاده شده است. قسمتهایى نیز با آجرهاى مستطیل شکلى که متعلق به منطقهاى نزدیک کربلا بوده، ساخته شده است.
قلعه اخیضر متشکل از رواق، سالن، ایوان، مسجد، چند خانه، حمام و بخش نگهبانى است. این قلعه دروازه بزرگى دارد. دهانه طاق ورودى آن سه متر عرض دارد. این قلعه درب معلقى داشته که با زنجیر باز و بسته مىشده است. نام این قلعه از «أخضر» به معناى سبز گرفته شده و عمده ساختمان قلعه از سنگهاى سبز ساخته شده است. جهانگرد ایتالیایى «پترو دِلّا والّه» اولین کسى بود که در سال 1635 میلادى از این قلعه دیدن کرد.
گفتههاى جهانگردان
[1] .« رزازه» دومین دریاچه بزرگ کشور عراق است که در یازده کیلومترى غرب کربلا واقع شده و دریاچهاى با آب شور است. طول آن شصت کیلومتر و عرضش نصف این مقدار است.
[2] .« اور» یکى از مهمترین شهرهاى متمدّن قدیمى« سومر» در رُبع اوّل هزاره سوم پیش از میلاد در 365 کیلومترى جنوب بغداد است که در سال 500 پیش از میلاد متروکه شد.
[3] .« ورکه» از شهرهاى باستانى سومر و در 250 کیلومترى جنوب بغداد و اوّلین شهر« سومر» قدیمىترین تمدّن دنیاست. تا دوره اشکانیان نیز مسکونى بوده و پس از آن رو به افول نهاد. حسن الأمین، دائرة المعارف الاسلامى، ج 1، ص 360.
[4] . ابراهیم موسوى، تزئینات در اماکن مقدّس، ص 83.
[5] . شهرى در استان انبار عراق.
[6] . یک میدان نفتى در استان نینوا در شمال عراق است. در روى زمین قیر به شکل طبیعى و روان وجود دارد و به همین دلیل به این منطقه« قیاره» مىگویند.
[7] . محمدحسن کلیددار، مدینة الحسین، ص 19.
[8] . سفرنامه ابن بطوطه، ص 233.
[9] .« آل جلایر» پس از« ایلخانان» بر ایران و عراق پادشاهى کردند و گرایشها و اعتقادات عمیق شیعى داشتند. حکومت آل جلایر در دوران أویس به اوج رسید و با فوت او نیز به ضعف گرایید و پس از مدتى منقرض شد.
[10] . حسین مونس، مساجد، ص 99.
[11] . نعمت اسماعیل، فنون خاورمیانه در معمارى دورههاى اسلامى، ص 47.
[12] . عبدالرزّاق حسینى، خلاصهاى از تاریخ شهرهاى عراق، ص 64.
[13] . سلمان هادى آل طعمه، تراث کربلا، ص 96.
[14] . آرشیو شهردارى کربلا طى سالهاى 1940 تا 1955.
[15] . ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ج 9، ص 295.
[16] . این توصیفات مربوط به سال 1416 قمرى است.
[17] . عمادالدین اصفهانى، درباره تاریخ و جغرافیاى کربلا، ص 182.
[18] . عبدالرزاق مقرم، العبّاس( ع)، ص 62.
[19] . تراث کربلا، ص 68.
[20] . حسین على محفوظ، موسوعه عتبات، ص 158.
[21] . مدینة الحسین، ص 63.
[22] . ابراهیم موسوى، جولة فى الاماکن المقدّسة، ص 89.
[23] . محمد حرزالدین، مراقد معارف، ج 2، ص 142.
[24] . بنا به روایتى این مکان مزار عون بن عبدالله یکى از احفاد امام حسن( ع) است؛ چون عون فرزند حضرت زینب 3 مىبایست در کنار سایر شهداى کربلا باشد.
[25] . شیخ احمد حلّى از فقیهان و محدّثان امامى و صاحب کتاب« عدّة الدّاعى و نجاح الساعى» در آداب دعاست. شهرت وى در اخلاق و عرفان، بیش از فقه و حدیث است.
[26] . مراقد المعارف، ج 1، ص 76.
[27] . سلمان هادى آل طعمه، کربلا فى الذّاکرة، ص 392.
[28] . شیخ مفید، الارشاد، ص 243؛ این مسجد در طرح توسعه از میان رفت.
[29] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 4، ص 320؛ این مسجد در طرح توسعه تخریب شد.
[30] . تاریخ کربلا و حائر حسین( ع)، ص 112.
[31] . نورالدین شاهرودى، تاریخ رکت علم در کربلا، ص 291.
[32] . همان، ص 298.
[33] . مدینة الحسین، ص 106.
[34] . عماد عبدالسلام رؤوف، حضارة العراق، ج 1، ص 185.
[35] . مصطفى موسوى، نشأة و تطوّر شهرهاى عربى اسلامى، ص 339.
[36] . آفاق عربیه،« اصالت شهرهاى عربى»، شماره یک، ص 35.
[37] . هاشم خضیر جنائى، المدینة الاسلامیة، شماره 2، ص 330.
[38] . محمدصادق کرباسى، دائرة المعارف الحسینیة، بخش مربوط به کربلا.
[39] . کربلا فى الذاکرة، ص 176.
[40] . دائرة المعارف الحسینیة، بخش مربوط به کربلا.
[41] . کربلا فى الذاکرة، ص 172.
[42] . ابن منظور، لسان العرب، ج 13، ص 146.
[43] . طارق نافع حمدانى، المدینة والحیاة المدنیّة، ج 2، ص 340.
[44] . همان، ص 344.
[45] . کربلا فى الذّاکرة، ص 172.
[46] . المدینة والحیاة المدنیّة، ج 2، ص 353.
[47] . عیسى سلمان، عمارتهاى عربى- اسلامى در عراق، ص 3، ج 1.
[48] . سورى، ج 38، ص 247.
[49] . مجله لغة العرب، شماره 5، ص 158.
[50] . کربلا فى الذاکرة، ص 171.
[51] . مدینة الحسین، ج 2، ص 99.
[52] . کربلا فى الذاکرة، ص 380.
[53] . سلیمه عبدالرسول، المبانى التراثیّة، ص 24.
[54] . محمد مکیه، الدور والتراث السُکْنى، ص 28.