نجف قدیم، بیضوى شکل و روى زمین بلندى واقع شده بود و در میان خود، مرقد نورانى امیر مؤمنان على (علیه السلام) را در بر داشت و چهار محلّه مسکونى اصلى به نامهاى عماره، حویش مِشراق و بُراق و بازارى بزرگ به نام مسقّف دور تا دور آن را احاطه کرده بود؛ محلّاتى داراى بافت و سبک معمارى قدیم. در زاویه شمال غربى نجف، قبرستان وادىالسّلام و در ضلع غربى، دریاچهاى نیمهخشک موسوم به «بحر نجف» یا «دریاى قدیمى نجف» قرار گرفته است.
منطقه نجف در ابتداى پیدایش، تنها دو درصد نجف کنونى را تشکیل مىداده است. توسعه این ناحیه با از میان برداشتن آخرین دیوار شهر کلید خورد؛ به گونهاى که نقطه ارتباط هر چه بیشتر با جهان پیرامونش شد.
شبکه حمل و نقل تجارى و مُسافرى در شکل ابتدایى آن، سیاق منظمترى یافت و رو به افزایش گذاشت و فرصت مغتنمى براى همگرایى بافت شهر با این پیشرفت پیدا شد.
نوسازى بافت فرسوده خانهها و محلّهها مطابق با نیاز روز، به برطرف شدن تراکم شدید اطراف حرم مطهر علوى انجامید. خانهها مقدارى از حرم فاصله گرفتند و کوچه و خیابان عریضترى ساخته شد و ظرفیت لازم براى پاسخ در خور و شایسته به نیاز مُجاورین و زائرین را به دست آورد.
در چند دهه گذشته تغییرات مهمّى در این شهر صورت گرفته که البته هر یک تأثیراتى بر بافت شهر بر جاى گذاشته است؛ از جمله:
اما با این تغییر و تحوّل، مشکل جدیدى رُخ نمود و آن، تداخل حرکت عابران پیاده با خودروهاى عبورى در ساعتهاى پررفتوآمد بود؛ مخصوصا بعد از ایجاد امکانات و کاربرىهاى تجارى در اطراف حرم مطهر.
آنچه مىخوانید، مختصرى است از تاریخ گذشته بافت شهرى نجف اشرف که برخى از آثار آن تاکنون باقى مانده است.
واکاوى عوامل محیطى
نجف از همان ابتدا تبدیل به منطقه مسکونى شد. چهار محلّه اصلى نجف در اثناى حکومت عثمانى به سال 1875 م شکل گرفت. محلّه عماره در غَرب، محلّه حویش در جنوب، محلّه مِشراق در شمال و محلّه بُراق در شرق نجف قرار دارد. آنچه نجف را شهرى تأثیرگذار در اسلام و داراى ارزشهاى معنوى قرار داده، وجود مرقد نورانى مولى الموحدین امیر مؤمنان (علیه السلام) است که نقطه عطف همه این ارزشهاست. این حرم نورانى محور حیات مادّى و روحى این شهر مىباشد. نه فقط نجف، بلکه تمام سرزمین عراق، حیات خود را وامدار مرقد مولاست.
یکى از عناصر تأثیرگذار در تربیت فرد و جامعه، عوامل محیطى و فرهنگى است و از جمله آن، شکل و ظاهر خانهها و ساختمانها، خیابانها و کوچههاست. این مؤلّفه اجتماعى و محیطى، روابط میان انسانها با یکدیگر و با خداوند تنظیم مىکند. هر چه محیط زیست مطابقت بیشترى با نیازهاى بشر و خُلق و خوى فطرىاش داشته باشد، راهش به سوى خیرات و مبرّات هموارتر مىشود.
خانههاى قدیمى نجف دو بخش «اندرونى» و «بیرونى» داشت. اندرونى بخش محفوظ و خصوصى خانه بود و با ورود شخص به خانه در زاویه نگاه او قرار نداشت. از طرفى تقسیم خانه به اندرونى و بیرونى، مانند تنظیمکننده گرما و سرما در طول روز عمل مىکرد. اختلاف دما در نجف در یک شبانهروز به 25 درجه نیز مىرسد؛ یعنى روز گرمترین دما و شب خنکترین دما را داشت. اندرونى و بیرونى به گونهاى ساخته مىشد که اندرونى هواى خنک شب را در خود نگه دارد و آن را تا ساعتهاى نزدیک به ظهر فردایش در اوج گرما حفظ کند. همچنین سرما را به دیوارهاى اطراف سرایت مىداد و این خود عایقى براى حفظ سرماى اندرونى بود. سرماى اندرونى به تدریج به بیرونى منتقل مىشد و فضاى بیرونى را در یک اعتدال دما نگه مىداشت تا اینکه سرماى اندرونى تمام مىشد و دوباره در طول شب این فرایند تکرار مىشد.
بافت نجف قدیم
آنچه اساساً در پیدایش این شهر نقش اساسى داشت، حرم مطهر أمیر مؤمنان على (علیه السلام) است و نجف را در ردیف مهمترین شهرهاى مذهبى جهان اسلام قرار داده است. مدارس و مساجد در گِرد آن ساخته شد و تمدّن اسلامى درخشانى را از خود برجاى گذاشت. نقل است که أمیر مؤمنان على (علیه السلام) گاهى به منطقه غربى (نجف) مىآمد و چنین مىفرمود: «چه خوشمنظرى و چه پاکسرشتى! خدایا! قبرم را در این منطقه قرار بده».[1]
تا سال 170 قمرى، نجف روستایى کوچک با تعداد کمى خانه بود؛ چون تا دهها سال پس از شهادت امیرالمؤمنین در سال چهل هجرى، مرقد مطهّر مخفى بود و امام صادق (علیه السلام) آن را آشکار کرد. پس از آن، مسلمانان و بهویژه شیعیان در جوار مرقد حضرت مسکن گزیدند و حتى پس از فوتشان نیز وصیت مىکردند که پیکرشان از نجف خارج نشود و همانجا به خاک سپرده شود. نجف قدیم اینطور بود که وقتى عابرى از کوچههاى تنگ و تو در تو به سمت حرم حرکت مىکرد، از بالاى بام خانهها گنبد و گلدستهها را مىدید و پس از دقایقى به ناگاه خود را در برابر مرقد منور أمیر مؤمنان (علیه السلام) مىیافت و عظمت و ابّهت این مکان مقدّس تمام وجود انسان را مىگرفت و حسّى معنوى به او مىداد. از درب حرم که وارد مىشدى، گویى دریچه قلبت را به بهشت گشودهاى. در بافت قدیم، تمام کوچهها به حرم مطهر مىرسید و اگر زائرى یا مسافرى راهش را گُم مىکرد، از هر کجاى شهر که بود، با ادامه حرکت به حرم علوى مىرسید.
دیوار قدیم
از آنجا که شورش و حملاتى از سوى طوایف بیاباننشین، بهویژه وهّابىها به نجف صورت مىگرفت، دور آن دیوارى کشیده بودند که تا سال 1357 قمرى پس از چند مرحله بازسازى وجود داشت.[2] پس از تخریب آن، دیوار جدیدى ساخته نشد و به جاى آن، خیابانى ساختند که به خیابان دیوار شهر (شارع سور) معروف گردید. در سال 1359 قمرى وادىالسلام را در حصار دیوارى قرار دادند و از محیط شهرى و خانهها جدا کردند.
با برداشتن دیوار شهر، خدمات عمومى مانند مدارس و شرکتها و ادارهجات و مؤسسات بهداشتى- پزشکى و سامانه حملونقل رو به بهبودى گذاشت. این دیوار مردم را از صدمات حفظ مىکرد، ولى در عین حال آنان را در تنگناى شدیدى قرار داده بود. حتى پایانه مسافرى نجف- کربلا با همان شکل ابتدایىاش در ضلع شرقى و پشت دیوار شهر قرار داشت. مردم آنقدر در فشار قرار گرفته بودند که تصمیم گرفتند روزنهاى در ضلع غربى دیوار ایجاد کنند و مصالح ساختمانى و زراعى را به آن سوى دیوار انتقال داده و مشغول ساخت خانه در پَس دیوار شهر شدند. به مرور زمان، این روزنه به دروازهاى بزرگ تبدیل شد و محلّهاى جدید به وجود آمد که به محلّه روزنه (ثُلقه) معروف گردید و با پیدایش نواحى مسکونى و زراعى، امنیّت آن نیز تأمین شد. از طرفى دیوار گرد شهر به انتشار سریع بیمارىهاى عفونى و خطرناک کمک مىکرد؛ به همین علّت نجف بارها در معرض بیمارىهاى مسرى قرار گرفت.[3]
سرداب قدیم
زمین نجف به گونهاى است که پس از چند متر کَندن، به صفحات بزرگ سنگى مىرسید و این وضعیت، براى ساخت سرداب و زیرزمین در خانهها بسیار مناسب است. سردابها پناهگاهى براى در امان ماندن از گرماى تابستان بود؛ امّا در شهرهایى مانند کربلا به دلیل بالا بودن سطح آبهاى زیرزمینى، امکان ساخت سرداب وجود ندارد؛ برخلاف نجف که غالب خانهها از سرداب بهره مىبرند. ظاهراً آمار خانههاى سردابدار، بیش از نود درصد است؛ امّا در حال حاضر پنجاه درصد این سردابها قابل استفاده نیستند.[4]
سردابها انواع گوناگون داشته و هر یک نام و کاربرى مشخّصى دارند و عمق آنها از حداقل شش متر تا حداکثر سى متر مىرسد. مساحت متوسّط هر سرداب 25 متر مربع مىباشد[5] و به طور تخمینى، سردابهاى نجف مساحتى بالغ بر 50 هزار متر مربع را در بر مىگیرد که نزدیک به 5 درصد مساحت کل شهر مىباشد.
برخى سردابها در چند طبقه ساخته مىشوند که علاوه بر جانپناه بودن از گرما، مخزن مواد غذایى، هیزم و وسایل اضافى نیز هست. گاهى فضاى داخلى سرداب تا زیر کوچه امتداد دارد که امروزه براى حفر کانال آب توسط شهردارى مشکلاتى پدید آورده است و بدین ترتیب مساحت یک سرداب ممکن است از مساحت کل خانه بیشتر باشد.
قنوات و چاهها
حفر قنات در نجف براى اتصال به فرات بوده و میانگین عمق آنها شصت متر و قطر آن یک متر و نیم است. آب از قنات کشیده شده و به درون حوض وسط حیاط خانه ریخته مىشده است. قنواتى نیز موسوم به «قنوات عباسى» وجود دارد که نقل است با هزینه شاهعباس و به دستور او براى تأمین آب ساخته شده است. میانگین عمق آنها چهل متر و قطرش 5/ 2 متر مىباشد. این نوع از قنات دریچهاى نیز به سرداب خانه دارد تا براى آب کشیدن نیازى به بیرون رفتن نباشد.
جالب این است که با وجود امکانات کم آن روزها، غالب خانهها در نجف دو مسیر فاضلاب داشتهاند: یکى براى سرویس بهداشتى و یکى براى مصارف دیگر.
اقتصاد قدیم
طبیعت اجتماعات انسانى، مقتضى وجود بازارى براى تبادل کالا و خدمات است و در حقیقت جزء جدانشدنى یک شهر مىباشد. در نجف قدیم بازار بزرگ شهر یکچهارم مساحت کلّ شهر را به خود اختصاص داده بود. وجود چنین بازارى با این مساحت، حاکى از میزان بالاى تجارت کالا و خدمات است. بازار هر شهرى معمولًا در مرکز آن شهر واقع مىشود و قلب تپنده هر شهر مىباشد. یکى از درهاى بازار بزرگ و مسقّف به حرم مطهر امیر مؤمنان على (علیه السلام) باز مىشود. بازارى به عرض تقریبا شش متر و سقفى قوسى شکل با روزنههایى منظم و دایره مانند براى نورگیرى و تصفیه هواى بازار. تابش نور خورشید از این روزنهها ستونهایى از نور را تا انتهاى بازار ایجاد مىکند که جلوه بصرى بسیار زیبایى را رقم مىزند.
در معمارى ساختمان بازار سعى بر این بوده تا متناسب با حرم مطهّر باشد. این بازار از درب اصلى حرم شروع شده و در یک خط از بین دو محلّه بُراق و مشراق گذشته و تا بیرون شهر ادامه مىیابد و اصحاب حِرَف و صنایع و مشاغل گوناگون را در خود جاى داده است.
علاوه بر بازار بزرگ، بازارها و بازارچههاى دیگرى هم در نجف فعال است:
این سه بازار در درجه اهمیّت پس از بازار بزرگ قرار مىگیرد. بازارچههاى دیگرى از جمله بازارچه ریختهگرها، خیاطها، قصّابها، آهنگران و کفاشها، دبّاغها، سفالگران و شیرینىپزها در حاشیه بازار بزرگ به فعالیّت مشغولند. این بازارها و بازارچهها از گذشتههاى دور در نجف بودهاند و این حجم بالاى تجارت در تعداد زیاد زائر و مسافر و در عین حال نظام یافته بودن و چارچوب مشخّص اقتصادى این شهر نهفته است. شبکه حمل و نقل بار و مسافر نیز قابل توجه است. کاروانسراها نیز به عنوان محلّ اسکان مسافرین و انبار کالا سهم عمدهاى در این بازار گسترده خدمات دارند.
در آمارى که به سال 1984 میلادى در یک مطالعه میدانى به دست آمد، معلوم شد روزانه به طور میانگین دههزار نفر به زیارت آستان قُدس علوى مشرف شدهاند. این تعداد در روزهاى جمعه و تعطیلى به بیش از چهلهزار و در مناسبتهاى خاصّ مانند عید قربان و عاشورا به صدهزار نیز مىرسد. 43 درصد مسافرین یک روز، 52 درصد ایشان تا دو روز و پنج درصد نیز بین سه تا هفت روز در نجف اقامت داشتهاند،[6] تا جایى که مسافرخانهها و کاروانسراها ظرفیّت گنجایش این تعداد را ندارد.
[1] . به نقل از کتاب« فرحة الغرى» نوشته سید بن طاووس.
[2] . جعفر باقر محبوبه، ماضى النجف و حاضرها، ص 227.
[3] . همان، ص 408.
[4] . گزارشى از سردابهاى محلّه عماره، اداره شهردارى نجف، شماره 142.
[5] . عبدالمُحسن شلاش، آمار نجف و مجاریها، ص 7.
[6] . مجلة مهندسى، شماره اوّل، سال نهم، ص 13.