مرگ از نظر اسلام و مکتب قرآن، پایان زندگى انسانها نیست؛ بلکه دریچهاى به جهان دیگر است. روح انسان با مرگ، از بدن مادى جدا مىگردد و به جهانى دیگر که بسیار گستردهتر و همه چیز آن برتر از این جهان است، هجرت مىکند. انسان در آن جهان زنده و بینا و شنواست؛ بهویژه شهدا و صالحان، که قرآن کریم صریحاً درباره شهدا فرمود:
«کسانى را که در راه خدا کشته شدند، مرده مپندارید؛ بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزى مىخورند. از فضیلتى که خدا نصیبشان کرده خوشحالند و به آنها که هنوز به آنان نپیوستهاند، بشارت مىدهند که بیمى براى آنان نیست و اندوهگین نباشند؛ آنان را مژده به نعمت و فضل خدا مىدهند و خدا پاداش مؤمنان را تباه نمىسازد».[1]
از این رو مىبینیم که همه مسلمانان، به قبور مؤمنان بهویژه به قبور اولیاى الهى و پیامبر گرامى اسلام (ص) و ائمه (ع) احترام مىگذارند. حتى برادران اهل سنت هم نسبت به قبر مطهر پیامبر گرامى و روضه منوّره آن حضرت پس از گذشت قرنها احترام خاصّى قائلند و اگر کسى کوچکترین بىاحترامى را روا دارد، با او به شدت برخورد مىکنند؛ زیرا پیامبر گرچه ظاهرا در میان ما نیست و روح بلندش به ملکوت اعلى پیوست و از جسم او جدا شد، ولى او زنده است و ناظر اعمال و کردار ماست؛ چنانکه خود ایشان بنابر نقل برادران اهل سنت فرمود:
«صلّوا علىّ فانّ صلاتکم تبلغنى حیثما کنتم»
؛ بر من درود فرستید، که درود شما در هر جا که باشید، به من مىرسد.[2]
به همین دلیل است که مفسران معتقدند احترام به رسول خدا (ص)، به دوران حیات او اختصاص ندارد و پس از مرگ نیز احترام او باید حفظ شود. حتى آیهاى که مسلمانان را به آهسته سخن گفتن در محضر پیامبر دعوت مىکند نیز به قوّت خود باقى است که مىفرماید: اى مؤمنان! بلندتر از رسول خدا سخن نگویید.[3] لذا در حرم آن حضرت نباید داد و فریاد کرد و این آیه مبارکه بر بالاى ضریح آن حضرت نوشته شده و قرنهاست که نصبالعین زوّار مسلمان قرار دارد.[4]
آرى، نه تنها پیامبر و شهدا و اولیاى خدا زندهاند، بلکه ارواح همه انسانها پس از مرگ هم زندهاند و درک و شعور دارند؛ لذا در روایات تأکید شده است که به زیارت اهل قبور بروید تا آنان شاد شوند. امیرمؤمنان (ع) فرمود: «مردگان خود را زیارت کنید؛ زیرا آنان با زیارت شما خوشحال مىشوند» و فرمود: «نه تنها زیارت کنید، بلکه در کنار قبر پدر و مادر، حاجت خود را بخواهید و براى آنها هم دعا کنید».[5]
در حدیث دیگر اسحاق بن عمار روایت مىکند: به امام هفتم (ع) عرض کردم: آیا مؤمن زائر خود را مىشناسد؟ امام فرمود: «بله، بلکه همواره تا وقتى که مؤمن کنار قبر برادر خود باشد، با او مأنوس مىشود و هنگامى که برخاست تا از کنار قبر او بازگردد، وحشت او را مىگیرد».[6]
در روایت دیگر تأکید شده است اگر کسى نمىتواند به زیارت قبور معصومین (علیهم السلام) برود، به زیارت قبور مؤمنان برود.
امام کاظم (ع) فرمود:
«من لم یستطع أن یزور قبورنا فلیزور قبور صلحا إخواننا»
[7] و امام صادق (ع) هم فرمود:
«من لم یقدر على زیارتنا فلیزور صالحى موالینا یکتب له ثواب زیارتنا»؛
[8] هر کسى توان زیارت ما را ندارد، پس به زیارت شایستگان از دوستان ما برود که خداوند ثواب زیارت ما را به او مىدهد.
بنابراین مسلمانان همواره وظیفه خود مىدانند که زیارت قبور پیامبران و معصومین (علیهم السلام) و فرزندان آنان و اولیاى الهى و سایر مؤمنان را در برنامه عبادى خود قرار دهند تا در زندگى با روش و منش آنان آشنا شوند و درس انسانسازى و پیروى از آنان بگیرند. البته در روایات بسیارى که در مورد اجر و پاداش زیارت آنان آمده، به این نکته اشاره شده که زیارت آنان در صورتى مفید و انسانساز است که عارفاً بحقّه باشد؛ یعنى پیش از زیارت او و راه او را بشناسند و در زندگى خود پیاده کنند و عقل هم این را مىپسندد. مرحوم محدث قمى در مورد زیارت آنان مىفرماید:
علماى اعلام تصریح فرمودهاند به استحباب زیارت قبور ایشان و بحمدلله تعالى در غالب بلاد شیعه، قبورشان موجود است.[9]
در اینجا به امامزادگانى که بر زیارت آنان تأکید شده و زیارتنامه خاص نیز براى آنان وارد شده، به اختصار مىپردازیم:
زیارت عباس بن على (ع)
آنچه که از سیره ائمه بزرگوار و علما و عاشقان اهلبیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده، حاکى از آن است که همه آن بزرگواران پس از زیارت قبر مطهر سرور و سالار شهیدان در کربلا و یارانش، عاشقانه به حرم حضرت ابالفضل عباس (ع) برادر آن بزرگوار که جان خود را در رکاب او فدا کرد مىشتابند. بنابر نوشته نویسنده متعهد، مرحوم باقر شریف قرشى، امام صادق (ع) به زیارت کربلا سرزمین شهادت و فداکارى رفت و پس از زیارت امام حسین (ع) و اهلبیت و اصحاب برگزیدهاش، با شوق به زیارت قبر عمویش عباس شتافت و بر سر مرقد آن بزرگوار ایستاد و زیارتنامهاى را که منزلت حضرت عباس (ع) را نشان مىدهد خواند.[10]
حضرت ابالفضل کسى است که به تعبیر مرحوم قرشى، دل و اندیشه بزرگان را مسخّر خود کرد و براى آزادگان در همه جا و هر زمان سرمشقى جاودانه گشت.[11] لذا امروز جایگاهى را یافته که هرکس در هر مقام و منزلتى به سرزمین کربلا وارد شود و به زیارت سرور آزادگان جهان موفق شود، بىاختیار و با عشقى سرشار به زیارت قبر مطهر و باصفاى قمر بنىهاشم مىرود و ضریح مطهر او را مىبوسد و درس فداکارى و عزت مىگیرد و شاید به سبب همین روى آوردن همه عاشقان امام حسین (ع) به قبر مطهر آن برادر بزرگوار باشد که در روایات ذکرى از تشویق و بیان ثواب زیارت قبر مطهر قمر بنىهاشم به میان نیامده است؛ چون نیازى نبوده و کسى در عالم نیست که به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و اهلبیت او و یارانش برود، ولى با عشق و علاقه و بىاختیار به زیارت آن بزرگوار نشتابد و بدون زیارت او از کربلا خارج گردد؛ چون عظمت و بزرگى و شخصیت حضرت ابالفضل بهقدرى بالا و عالى است که همیشه در کنار حضرت ابىعبدالله (ع) مىدرخشد. افزون بر این، احادیثى که درباره زیارت سرور و سالار شهیدان و پدر بزرگوارش و برادر باوفایش وارد شده که هر کس تو یا پدرت یا برادرت را زیارت کند، فلان قدر ثواب و پاداش دارد، نیز مىتواند شامل حضرت ابالفضل (ع) شود.
در احادیث چنین آمده است:
«قال الحسین صلوات الله علیه:
یا ابتاه ما لمن زارنا؟ قال یا بُنىّ، من زارنى حیّاً و میتاً و من زار أباک حیّاً و میّتاً و من زار أخاک حیّاً و میّتاً و من زار حیّاً و میّتاً، کان حقیقاً علىّ أن أزوره یومالقیامة وأخلصّه من ذنوبه و أدخله الجنة»؛
[12] امام حسین (ع) که درود خدا بر او باد، به پیامبر عرض کرد: اى پدر! کسى که ما را زیارت کند، چه پاداشى دارد؟ فرمود: اى فرزندم! کسى که مرا هنگامى که زندهام یا از دنیا رفتم زیارت کند، و کسى که پدرت را زیارت کند و کسى که تو را و برادرت ر ا زیارت کند، چه در حال حیات باشد یا ممات، بر عهده من است که او را روز قیامت زیارت کنم و او را از گناهانش خلاص گردانم و او را وارد بهشت کنم.
عن ابىجعفر (ع) قال ... انّ النّبى (ص) قالللحسین (ع):
«لا یزورنى و یزور أباک و أخاک و أنت إلا الصدیقون من أمّتى»؛
[13] امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص) به امام حسین (ع) فرمود: مرا و پدرت را و برادرت و تو را جز صدیقان از امت من زیارت نمىکند.
از این احادیث و احادیث دیگرى که با تعابیرى چنین آمده، به خوبى استفاده مىشود که ثواب زیارت برادر سرور و سالار شهیدان همانند زیارت خود آن حضرت است و ثواب و پاداش زیارت او را دارد؛ زیرا حضرت ابالفضل برادر واقعى اوست و حق برادرى را به طور کامل شناخت و ادا کرد.
در نقلى چنین آمده است: یکى از مؤمنان که هر روز حرم امام حسین (ع) را زیارت مىکرد، اما حرم حضرت عباس (ع) را هفتهاى یک بار زیارت مىکرد، در خواب حضرت زهرا (علیها السلام) را مىبیند؛ به آن حضرت سلام مىدهد، اما آن بانوى گرانقدر به او اعتنایى نمىکند. مىگوید: پدر و مادرم به فدایت! چه کردهام که از من اعراض مىکنى؟! مىفرماید: چون تو از زیارت فرزندم اعراض مىکنى. مىگوید: من فرزندت را هر روز زیارت مىکنم. حضرت زهرا سلامالله علیها مىفرماید: پسرم حسین را زیارت مىکنى، اما پسرم عباس را کم زیارت مىکنى.[14] این احتمال وقتى استوار و قطعى مىشود که انسان زیارتنامه مشهور آن بزرگوار را که امام صادق (ع) به خواندن آن فرمان داده، مرور کند؛ زیرا تعبیراتى که در آن زیارتنامه آمده، شبیه تعبیراتى است که در زیارت ائمه بزرگوار آمده است.
مرورى بر زیارتنامه حضرت ابالفضل (ع)
ابوحمزه ثمالى گوید: امام صادق (ع) فرمود: هنگامى که اراده کردى قبر عباسبن على (ع) را که در کنار فرات، محاذى حایر حسین است زیارت کنى، بایست و چنین بگو:
«سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّب و انبیاى مرسل و بندگان صالح و همه شهیدان و صدیقان و ... بر تو باد اى فرزند امیرمؤمنان، و من به تسلیم، تصدیق، وفادارى و فداکاریت در راه جانشین پیامبر مرسل، سبط برگزیده راهنماى عالم، وصىّ ابلاغ کننده و مظلوم ستمدیده شهادت مىدهم ... پس خداوند از سوى پیامبرش و امیر مؤمنان و حسن و حسین (علیهم السلام) که درود خدا بر آنان باد، بر آنچه پایدارى، خویشتندارى و یارى کردى، به تو بهترین پاداش را بدهد که بهشت بهترین فرجام است ... خداوند قاتل تو و کسى که حق تو را نشناخت و به تو بىحرمتى کرد و کسى را که بین تو و آب فرات حایل شد، لعنت کند. من شهادت مىدهم که تو مظلومانه شهید شدى و خداوند به وعدهاى که به شما داده است، وفا خواهد کرد ... اى فرزند امیرمؤمنان! من به سوى شما آمدم، در حالى که قلبم تسلیم شما و پیرو شما هستم و یارى من آماده و ذخیره براى شماست تا اینکه خداوند حکم کند؛ در حالى که او بهترین حاکمان است. من با شما هستم، نه با دشمنان شما، و من به شما و پدران شما ایمان دارم و به مخالفان شما و قاتلان شما کفر مىورزم. خداوند بکشد کسانى را که با دست و زبان شما را کشتند».
سپس افزود که پس از این سلامها و دعا و نفرینها وارد روضه مطهر مىشوى و چنین مىگویى:
«سلام بر تو اى بنده صالح خدا؛ اى کسى که مطیع خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و حسن و حسین که درود خدا بر آنان باد بودى؛ سلام و رحمت و برکات خدا و رضوان و غفران الهى بر روح و بدن تو باد».
آرى شهادت امام صادق (ع) بر تسلیم و تصدیق و فداکارى حضرت در مقابل برادر بزرگوارش و شهادت او بر اینکه بنده شایسته و صالح خداست و در همه عمر مطیع بىچون و چراى خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و حسن و حسین (علیهم السلام) است، در مورد چه کسى غیر از معصومان به جز ابالفضل مىتوان گفت و شهادت داد و آیا این تعبیرات را در مورد غیر امام معصوم و کسى که پس از امام، بالاترین مقام را دارد، مىشود بهکار برد؟! هرگز.
زیارت حضرت علىاکبر (ع)
حضرت علىاکبر (ع) فرزند بزرگوار امام حسین (ع) در روز یازدهم شعبان سال 33 هجرى در مدینه منوره به دنیا آمد و مادرش لیلا دختر ابىمرّه بود که از خاندانهاى ریشهدار، بزرگ و باشرافت عرب به شمار مىرفت. او که بزرگترین فرزند سرور و سالار شهیدان بود، به نام «على اکبر» مشهور شد و حضرت امام سجاد (ع) که پس از ایشان متولد شد، «على الاوسط» و برادر کوچکش «على اصغر» نام گرفتند. مرحوم سید محسن امین مىنویسد:
اول کسى که از خاندان پیامبر (ص) آماده نبرد شد، علىاکبر، فرزند امام بود. او زیباترین مردم زمان خود بود که از عمر شریف او نوزده یا هجده یا بیستوپنج سال مىگذشت. ایشان نخستین شهید آل ابوطالب در روز عاشورا بود که به خدمت پدر آمد و اذن میدان خواست و امام (ع) هم اجازه داد و چون رهسپار میدان شد، امام با ناامیدى به او نگریست و اشک از دیدگان مبارکش جارى شد.[15] خوارزمى مىگوید: «چون امام (ع) او را دید (که رهسپار میدان است)، صورت به سوى آسمان بالا برد و فرمود: بارالها! بر این قوم گواه باش که به جانب ایشان نوجوانى رهسپار است که در صورت و سیرت و گفتار، شبیهترین مردم به پیامبر است و ما هر گاه مشتاق دیدار پیامبرت بودیم، به چهره او مىنگریستیم».[16]
آرى، او به تعبیر پدر بزرگوارش امام حسین (ع) میوه دل او و نور دیده او بود که در روز عاشورا پیش از همه جوانان بنىهاشم و با اجازه پدر به سوى میدان رفت و پس از جنگ نمایانى که کرد و عده زیادى از دشمنان را به درک واصل کرد، به درجه رفیع شهادت رسید. پس از واقعه کربلا، ایشان در پایین پاى مبارک پدر بزرگوار دفن گردید که به همین سبب ضریح مطهر امام حسین (ع) ششگوشه شد و امروزه مدفن و مزار سرور و سالار شهیدان و جوان رشیدش على اکبر و دیگر شهداى کربلا، قبلهگاه عاشقان معنویت و آزادگى است و زیارت او الهامبخش رشادت و فداکارى در راه مکتب قرآن است؛ لذا جا دارد که همه محبان اهلبیت که به زیارت امام بزرگوار مىروند، با کمال ادب و احترام، پس از زیارت امام حسین (ع) همانگونه که ائمه بزرگوار تأکید کردهاند، قبر فرزند امام حسین (ع) را هم زیارت کنند و با خواندن زیارتنامههاى مخصوص آن حضرت، با شخصیت والاى آن بزرگوار آشناتر شوند و او را الگوى خود قرار دهند. در کتابهاى زیارتى و حدیثى، زیارتهاى گوناگونى نقل شده که در اینجا به نمونههایى از آنها اشاره مىکنیم:
امام صادق (ع) به ابوحمزه ثمالى که از اصحاب بزرگوار و راویان مشهور است چنین فرمود: پس از زیارت امام حسین (ع) به سوى قبر على اکبر که پایین پاى حسین بن على (ع) است برو و هنگامى که مقابل او ایستادى چنین بگو:
«سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد اى پسر پیامبر؛ اى پسر جانشین رسول خدا، و پسر دختر رسول خدا؛ رحمت و برکات مضاعف او بر تو باد؛ هرگاه که خورشید طلوع و غروب مىکند، سلام بر تو و روح و جسم تو باد؛ پدر و مادرم به فدایت اى شهید و اى کشته شده بىگناه؛ پدرم و مادرم فداى تو باد اى شهیدى که پیش روى پدرت به میدان رفتى؛ او به خاطر خدا از تو گذشت و بر تو گریست و دلش براى تو سوخت و خون تو را با کف دست خود به آسمان پرتاب کرد که حتى قطرهاى هم از آن برنگشت و هرگز سوز دل پدر بزرگوارت در داغ تو آرام نگرفت. جاى شما دو تن (یعنى پدر و پسر) نزد خدا با پدران شهید شماست و با مادرانتان در بهشت برین از نعمتها برخوردار خواهید بود ...».[17]
در زیارت ناحیه مقدسه چنین آمده است: هنگامى که خواستى شهدا- که رضوان الهى بر آنان باد- زیارت کنى، پایین پاى اباعبدالله الحسین (ع) که قبر على بن الحسین- که درود خدا بر آنان باد- قرار دارد برو و رو به قبله بایست و اشاره به على اکبر کن و چنین بگو:
«سلام بر تو اى اولین کشته از نسل بهترین فرزند ابراهیم خلیل؛ سلام و درود خدا بر تو و بر پدر بزرگوارت باد؛ همان پدرى که در مورد تو فرمود: خدا بکشد گروهى را که تو را کشتند؛ اى فرزندم! چه چیزى آن دشمنان را وادار کرد که بر خداوند رحمان و هتک حرمت رسول خدا جرئت پیدا کنند؟! خاک بر سر دنیا بعد از تو باد ... شهادت مىدهم که تو فرزند رسول خدا و فرزند حجت و امین خدا هستى ... و من از خدا مىخواهم که در جهانِ همیشگى و جاودان با تو باشم و از دشمنان تو برائت مىجویم. سلام و رحمت خدا و برکات خدا بر تو باد».[18]
شیخ مفید/ مىفرماید: پس از زیارت امام حسین (ع) به طرف ضریح حضرت علىاکبر (ع) برو و بایست و چنین بگو:
سلام بر تو اى راستگوى پاک و پاکیزه و اى دوست و مقرّب درگاه الهى و اى فرزند گل خوشبوى رسول خدا حضرت زهرا؛ سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد؛ بدان جهت که تو شهیدى بودى که در راه خدا شهید شدى؛ مقام و منزلت و عاقبت تو چه قدر بالا و باشرافت و باکرامت است؛ شهادت مىدهم که خدا از تلاشى که تو کردى، قدردانى کرد و پاداش تو را زیاد نمود؛ چنانکه از قبل هم بر تو منّت نهاد و تو را از خاندانى قرار داد که خداوند از آنان پلیدى را دور کرد و آنان را پاک و پاکیزه کرد؛ درود خدا و رحمت و برکات و رضوان خدا بر تو باد ...».[19]
زیارت حضرت قاسم (ع)
در اینکه چند تن از فرزندان امام حسن مجتبى (ع) در کربلا بودند و شهید شدند، بین مورخین اختلاف است که بعضى از آنها را سه و بعضى چهار تن و بعضى هفت فرزند براى آن امام بزرگوار نام بردهاند که همه آنان یا شهید شدند یا اسیر گردیدند.[20] مرحوم شیخ مفید و مرحوم شیخ عباس قمى نام سه نفر از آنان را آورده به شهادت آنان در کربلا تصریح کردهاند. قدر مسلّم این است که یکى از فرزندان بزرگوار آن حضرت که در کربلا بوده و به شهادت رسیده قاسم بن الحسن (ع) است که بیشتر مقتلنویسان شرح حال او و کیفیت شهادتش را بیان کردهاند.
حضرت قاسم بن حسن در کربلا، نوجوانى بود که هنوز به بلوغ نرسیده بود.[21] شب عاشورا، هنگامى که امام حسین (ع) به اصحاب خود فرمود: فردا همه شما کشته خواهید شد، قاسم نزد عمویش آمد و عرض کرد: عموجان! من هم فردا کشته مىشوم؟ امام او را به سینهاش چسباند و فرمود: مرگ در نظر تو چگونه است؟ حضرت قاسم عرض کرد: از عسل شیرینتر است. امام به او فرمود: تو بعد از آزمایشى عظیم کشته مىشوى و عبدالله شیرخوار هم شهید مىشود.[22]
حضرت قاسم در روز عاشورا پس از شهادت جمعى از جوانان بنىهاشم به خدمت امام حسین (ع) رسید و اجازه رفتن به میدان خواست، ولى امام اجازه نداند. قاسم به گریه و التماس افتاد و بر دست و پاى امام بوسهها زد تا رضایت ایشان را جلب کرد و با اجازه امام وارد میدان شد و تعدادى از دشمنان را به درک واصل کرد و سپس خود به شهادت رسید. امام حسین بر بالین او حاضر شد و بدن خونین او را برداشت و در میان شهداى اهلبیت قرار داد و خطاب به آنها فرمود: اى عموزادگانم! صبر کنید؛ اى خاندانم! صبر کنید که پس از این هرگز خوار نخواهید شد.[23]
آرى، قاسم، این تربیت شده دامان پرمهر و محبت امام حسین (ع) به درجه رفیع شهادت رسید و شهادتش درسى براى همه جوانان آزاده و حقطلب قرار گرفت. او در سنین نوجوانى، به بصیرتى تام و آگاهى رسید و جان خود را در دفاع از دین و یارى امام خویش در طبق اخلاص نهاد و به سعادت ابدى و مقامى رسید که در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (ع) او را چنین مورد خطاب قرار داده و مىفرماید:
«سلام بر قاسم بن حسن، همان کسى است که وقتى فرق سرش شکافته شد، عمویش او را چنین خطاب کرد: دور باد مردمى که تو را کشتند و خونخواه از ایشان در قیامت، رسول خدا صلىالله علیه و آله خواهد بود ...».[24]
زائران عتبات عالیات همواره پس زیارت سرور و سالار شهیدان، به زیارت شهداى کربلا ازجمله حضرت قاسم که در کنار قبر مطهر او آرمیدهاند مىروند و به پیروى از مولاى خود حضرت مهدى (ع) قبور شهدا را زیارت مىکنند و درس فداکارى و ایثار از آنان مىآموزند. رزقنا الله زیارتهم انشاء الله.
[1] . آل عمران، آیه 169- 171.
[2] . مجموعه مقالات هماندیشى زیارت، ج 1 ص 53، به نقل از: منصور على ناصف، التاج الجامع الاصول فى احادیث الرسول، ج 2، ص 189.
[3] . حجرات، آیه 2؛ کلینى، کافى، ج 3، ص 230، ح 10.
[4] . مجموعه مقالات هماندیشى زیارت، ص 504.
[5] . کافى، ج 3، ص 230، ح 10.
[6] . همان، ص 288، ح 4.
[7] . مجلسى، بحارالانوار، ج 74، ص 311، ح 65.
[8] . همان، 354، ح 29.
[9] . مفاتیحالجنان، ص 562.
[10] . باقر شریف قرشى، زندگانى حضرت ابالفضلالعباس( ع)، ص 45.
[11] . همان، ص 42.
[12] . بحارالانوار، ج 100، ص 141، ح 829.
[13] . موسوعة زیاراة المعصومین( علیهم السلام)، به کوشش مؤسسه پیام امام هادى( ع)، ج 3، ص 89، ح 830.
[14] . مدرک ندارد.
[15] . سید محسن امین، اعیانالشیعه، ج 1، ص 607.
[16] . مقتل الحسین( ع)، ج 2، ص 30.
[17] . ابنقولویه قمى، کامل الزیارات، ص 339، بحارالانوار، ج 101، ص 185، ذیل ح 30.
[18] . بحارالانوار، ج 101، ص 269.
[19] . همان، ص 337.
[20] . محمدى اشتهاردى، سوگنامه آل محمد( ص)، ص 282.
[21] . بنابر قول مشهور او سیزده ساله بود.
[22] . سوگنامه آل محمد( ع)، ص 283، به نقل از: محمدباقر ملبوبى، الوقایع والحوادث، ج 3، ص 62.
[23] . فرهنگ جامع سخنان امام حسین( ع)، به کوشش پژوهشکده باقرالعلوم، ترجمه على مؤیدى، ص 523، ح 422.
[24] . بحارالانوار، ج 101، ص 270.