فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

زیارت حضرت ابوالفضل، علی اکبر و قاسم (علیهم السلام)

نویسنده
پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
مرگ از نظر اسلام و مکتب قرآن، پایان زندگى انسان‏ها نیست؛ بلکه دریچه‏اى به جهان دیگر است. روح انسان با مرگ، از بدن مادى جدا مى‏گردد و به جهانى دیگر که بسیار گسترده‏تر و همه چیز آن برتر از این جهان است، هجرت مى‏کند. انسان در آن جهان زنده و بینا و شنواست؛ به‏ویژه شهدا و صالحان، که قرآن کریم صریحاً درباره شهدا فرمود:
«کسانى را که در راه خدا کشته شدند، مرده مپندارید؛ بلکه زنده‏اند و نزد پروردگارشان روزى مى‏خورند. از فضیلتى که خدا نصیبشان کرده خوشحالند و به آنها که هنوز به آنان نپیوسته‏اند، بشارت مى‏دهند که بیمى براى آنان نیست و اندوهگین نباشند؛ آنان را مژده به نعمت و فضل خدا مى‏دهند و خدا پاداش مؤمنان را تباه نمى‏سازد».[1]
از این رو مى‏بینیم که همه مسلمانان، به قبور مؤمنان به‏ویژه به قبور اولیاى الهى و پیامبر گرامى اسلام (ص) و ائمه (ع) احترام مى‏گذارند. حتى برادران اهل سنت هم نسبت به قبر مطهر پیامبر گرامى و روضه منوّره آن حضرت پس از گذشت قرن‏ها احترام خاصّى قائلند و اگر کسى کوچک‏ترین بى‏احترامى را روا دارد، با او به شدت برخورد مى‏کنند؛ زیرا پیامبر گرچه ظاهرا در میان ما نیست و روح بلندش به ملکوت اعلى پیوست و از جسم او جدا شد، ولى او زنده است و ناظر اعمال و کردار ماست؛ چنان‏که خود ایشان بنابر نقل برادران اهل سنت فرمود:
«صلّوا علىّ فانّ صلاتکم تبلغنى حیثما کنتم»
؛ بر من درود فرستید، که درود شما در هر جا که باشید، به من مى‏رسد.[2]
به همین دلیل است که مفسران معتقدند احترام به رسول خدا (ص)، به دوران حیات او اختصاص ندارد و پس از مرگ نیز احترام او باید حفظ شود. حتى آیه‏اى که مسلمانان را به آهسته سخن گفتن در محضر پیامبر دعوت مى‏کند نیز به قوّت خود باقى است که مى‏فرماید: اى مؤمنان! بلندتر از رسول خدا سخن نگویید.[3] لذا در حرم آن حضرت نباید داد و فریاد کرد و این آیه مبارکه بر بالاى ضریح آن حضرت نوشته شده و قرن‏هاست که نصب‏العین زوّار مسلمان قرار دارد.[4]
آرى، نه تنها پیامبر و شهدا و اولیاى خدا زنده‏اند، بلکه ارواح همه انسان‏ها پس از مرگ هم زنده‏اند و درک و شعور دارند؛ لذا در روایات تأکید شده است که به زیارت اهل قبور بروید تا آنان شاد شوند. امیرمؤمنان (ع) فرمود: «مردگان خود را زیارت کنید؛ زیرا آنان با زیارت شما خوشحال مى‏شوند» و فرمود: «نه تنها زیارت کنید، بلکه در کنار قبر پدر و مادر، حاجت خود را بخواهید و براى آنها هم دعا کنید».[5]
در حدیث دیگر اسحاق بن عمار روایت مى‏کند: به امام هفتم (ع) عرض کردم: آیا مؤمن زائر خود را مى‏شناسد؟ امام فرمود: «بله، بلکه همواره تا وقتى که مؤمن کنار قبر برادر خود باشد، با او مأنوس مى‏شود و هنگامى که برخاست تا از کنار قبر او بازگردد، وحشت او را مى‏گیرد».[6]
در روایت دیگر تأکید شده است اگر کسى نمى‏تواند به زیارت قبور معصومین (علیهم السلام) برود، به زیارت قبور مؤمنان برود.
امام کاظم (ع) فرمود:
«من لم یستطع أن یزور قبورنا فلیزور قبور صلحا إخواننا»
[7] و امام صادق (ع) هم فرمود:
«من لم یقدر على زیارتنا فلیزور صالحى موالینا یکتب له ثواب زیارتنا»؛
[8] هر کسى توان زیارت ما را ندارد، پس به زیارت شایستگان از دوستان ما برود که خداوند ثواب زیارت ما را به او مى‏دهد.
بنابراین مسلمانان همواره وظیفه خود مى‏دانند که زیارت قبور پیامبران و معصومین (علیهم السلام) و فرزندان آنان و اولیاى الهى و سایر مؤمنان را در برنامه عبادى خود قرار دهند تا در زندگى با روش و منش آنان آشنا شوند و درس انسان‏سازى و پیروى از آنان بگیرند. البته در روایات بسیارى که در مورد اجر و پاداش زیارت آنان آمده، به این نکته اشاره شده که زیارت آنان در صورتى مفید و انسان‏ساز است که عارفاً بحقّه باشد؛ یعنى پیش از زیارت او و راه او را بشناسند و در زندگى خود پیاده کنند و عقل هم این را مى‏پسندد. مرحوم محدث قمى در مورد زیارت آنان مى‏فرماید:
علماى اعلام تصریح فرموده‏اند به استحباب زیارت قبور ایشان و بحمدلله تعالى در غالب بلاد شیعه، قبورشان موجود است.[9]
در این‏جا به امام‏زادگانى که بر زیارت آنان تأکید شده و زیارت‏نامه خاص نیز براى آنان وارد شده، به اختصار مى‏پردازیم:

زیارت عباس بن على (ع)

آنچه که از سیره ائمه بزرگوار و علما و عاشقان اهل‏بیت (علیهم السلام) به دست ما رسیده، حاکى از آن است که همه آن بزرگواران پس از زیارت قبر مطهر سرور و سالار شهیدان در کربلا و یارانش، عاشقانه به حرم حضرت ابالفضل عباس (ع) برادر آن بزرگوار که جان خود را در رکاب او فدا کرد مى‏شتابند. بنابر نوشته نویسنده متعهد، مرحوم باقر شریف قرشى، امام صادق (ع) به زیارت کربلا سرزمین شهادت و فداکارى رفت و پس از زیارت امام حسین (ع) و اهل‏بیت و اصحاب برگزیده‏اش، با شوق به زیارت قبر عمویش عباس شتافت و بر سر مرقد آن بزرگوار ایستاد و زیارت‏نامه‏اى را که منزلت حضرت عباس (ع) را نشان مى‏دهد خواند.[10]
حضرت ابالفضل کسى است که به تعبیر مرحوم قرشى، دل و اندیشه بزرگان را مسخّر خود کرد و براى آزادگان در همه جا و هر زمان سرمشقى جاودانه گشت.[11] لذا امروز جایگاهى را یافته که هرکس در هر مقام و منزلتى به سرزمین کربلا وارد شود و به زیارت سرور آزادگان جهان موفق شود، بى‏اختیار و با عشقى سرشار به زیارت قبر مطهر و باصفاى قمر بنى‏هاشم مى‏رود و ضریح مطهر او را مى‏بوسد و درس فداکارى و عزت مى‏گیرد و شاید به سبب همین روى آوردن همه عاشقان امام حسین (ع) به قبر مطهر آن برادر بزرگوار باشد که در روایات ذکرى از تشویق و بیان ثواب زیارت قبر مطهر قمر بنى‏هاشم به میان نیامده است؛ چون نیازى نبوده و کسى در عالم نیست که به زیارت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و اهل‏بیت او و یارانش برود، ولى با عشق و علاقه و بى‏اختیار به زیارت آن بزرگوار نشتابد و بدون زیارت او از کربلا خارج گردد؛ چون عظمت و بزرگى و شخصیت حضرت ابالفضل به‏قدرى بالا و عالى است که همیشه در کنار حضرت ابى‏عبدالله (ع) مى‏درخشد. افزون بر این، احادیثى‏ که درباره زیارت سرور و سالار شهیدان و پدر بزرگوارش و برادر باوفایش وارد شده که هر کس تو یا پدرت یا برادرت را زیارت کند، فلان قدر ثواب و پاداش دارد، نیز مى‏تواند شامل حضرت ابالفضل (ع) شود.
در احادیث چنین آمده است:

«قال الحسین صلوات الله علیه:

یا ابتاه ما لمن زارنا؟ قال یا بُنىّ، من زارنى حیّاً و میتاً و من زار أباک حیّاً و میّتاً و من زار أخاک حیّاً و میّتاً و من زار حیّاً و میّتاً، کان حقیقاً علىّ أن أزوره یوم‏القیامة وأخلصّه من ذنوبه و أدخله الجنة»؛
[12] امام حسین (ع) که درود خدا بر او باد، به پیامبر عرض کرد: اى پدر! کسى که ما را زیارت کند، چه پاداشى دارد؟ فرمود: اى فرزندم! کسى که مرا هنگامى که زنده‏ام یا از دنیا رفتم زیارت کند، و کسى که پدرت را زیارت کند و کسى که تو را و برادرت ر ا زیارت کند، چه در حال حیات باشد یا ممات، بر عهده من است که او را روز قیامت زیارت کنم و او را از گناهانش خلاص گردانم و او را وارد بهشت کنم.

عن ابى‏جعفر (ع) قال ... انّ النّبى (ص) قال‏للحسین (ع):

«لا یزورنى و یزور أباک و أخاک و أنت إلا الصدیقون من أمّتى»؛
[13] امام باقر (ع) فرمود: رسول خدا (ص) به امام حسین (ع) فرمود: مرا و پدرت را و برادرت و تو را جز صدیقان از امت من زیارت نمى‏کند.
از این احادیث و احادیث دیگرى که با تعابیرى چنین آمده، به خوبى استفاده مى‏شود که ثواب زیارت برادر سرور و سالار شهیدان همانند زیارت خود آن حضرت است و ثواب و پاداش زیارت او را دارد؛ زیرا حضرت ابالفضل برادر واقعى اوست و حق برادرى را به طور کامل شناخت و ادا کرد.
در نقلى چنین آمده است: یکى از مؤمنان که هر روز حرم امام حسین (ع) را زیارت مى‏کرد، اما حرم حضرت عباس (ع) را هفته‏اى یک بار زیارت مى‏کرد، در خواب حضرت زهرا (علیها السلام) را مى‏بیند؛ به آن حضرت سلام مى‏دهد، اما آن بانوى گران‏قدر به او اعتنایى نمى‏کند. مى‏گوید: پدر و مادرم به فدایت! چه کرده‏ام که از من اعراض مى‏کنى؟! مى‏فرماید: چون تو از زیارت فرزندم اعراض مى‏کنى. مى‏گوید: من فرزندت را هر روز زیارت مى‏کنم. حضرت زهرا سلام‏الله علیها مى‏فرماید: پسرم حسین را زیارت مى‏کنى، اما پسرم عباس را کم زیارت مى‏کنى.[14] این احتمال وقتى استوار و قطعى مى‏شود که انسان زیارت‏نامه مشهور آن بزرگوار را که امام صادق (ع) به خواندن آن فرمان داده، مرور کند؛ زیرا تعبیراتى که در آن زیارت‏نامه آمده، شبیه تعبیراتى است که در زیارت ائمه بزرگوار آمده است.
مرورى بر زیارت‏نامه حضرت ابالفضل (ع)
ابوحمزه ثمالى گوید: امام صادق (ع) فرمود: هنگامى که اراده کردى قبر عباس‏بن على (ع) را که در کنار فرات، محاذى حایر حسین است زیارت کنى، بایست و چنین بگو:
«سلام خدا و سلام فرشتگان مقرّب و انبیاى مرسل و بندگان صالح و همه شهیدان و صدیقان و ... بر تو باد اى فرزند امیرمؤمنان، و من به تسلیم، تصدیق، وفادارى و فداکاریت در راه جانشین پیامبر مرسل، سبط برگزیده راهنماى عالم، وصىّ ابلاغ کننده و مظلوم ستمدیده شهادت مى‏دهم ... پس خداوند از سوى پیامبرش و امیر مؤمنان و حسن و حسین (علیهم السلام) که درود خدا بر آنان باد، بر آنچه پایدارى، خویشتندارى و یارى کردى، به تو بهترین پاداش را بدهد که بهشت بهترین فرجام است ... خداوند قاتل تو و کسى که حق تو را نشناخت و به تو بى‏حرمتى کرد و کسى را که بین تو و آب فرات حایل شد، لعنت کند. من شهادت مى‏دهم که تو مظلومانه شهید شدى و خداوند به وعده‏اى که به شما داده است، وفا خواهد کرد ... اى فرزند امیرمؤمنان! من به سوى شما آمدم، در حالى که قلبم تسلیم شما و پیرو شما هستم و یارى من‏ آماده و ذخیره براى شماست تا این‏که خداوند حکم کند؛ در حالى که او بهترین حاکمان است. من با شما هستم، نه با دشمنان شما، و من به شما و پدران شما ایمان دارم و به مخالفان شما و قاتلان شما کفر مى‏ورزم. خداوند بکشد کسانى را که با دست و زبان شما را کشتند».
سپس افزود که پس از این سلام‏ها و دعا و نفرین‏ها وارد روضه مطهر مى‏شوى و چنین مى‏گویى:
«سلام بر تو اى بنده صالح خدا؛ اى کسى که مطیع خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و حسن و حسین که درود خدا بر آنان باد بودى؛ سلام و رحمت و برکات خدا و رضوان و غفران الهى بر روح و بدن تو باد».
آرى شهادت امام صادق (ع) بر تسلیم و تصدیق و فداکارى حضرت در مقابل برادر بزرگوارش و شهادت او بر این‏که بنده شایسته و صالح خداست و در همه عمر مطیع بى‏چون و چراى خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان و حسن و حسین (علیهم السلام) است، در مورد چه کسى غیر از معصومان به جز ابالفضل مى‏توان گفت و شهادت داد و آیا این تعبیرات را در مورد غیر امام معصوم و کسى که پس از امام، بالاترین مقام را دارد، مى‏شود به‏کار برد؟! هرگز.

زیارت حضرت على‏اکبر (ع)

حضرت على‏اکبر (ع) فرزند بزرگوار امام حسین (ع) در روز یازدهم شعبان سال 33 هجرى در مدینه منوره به دنیا آمد و مادرش لیلا دختر ابى‏مرّه بود که از خاندان‏هاى ریشه‏دار، بزرگ و باشرافت عرب به شمار مى‏رفت. او که بزرگ‏ترین فرزند سرور و سالار شهیدان بود، به نام «على اکبر» مشهور شد و حضرت امام سجاد (ع) که پس از ایشان متولد شد، «على الاوسط» و برادر کوچکش «على اصغر» نام گرفتند. مرحوم سید محسن امین مى‏نویسد:
اول کسى که از خاندان پیامبر (ص) آماده نبرد شد، على‏اکبر، فرزند امام بود. او زیباترین مردم زمان خود بود که از عمر شریف او نوزده یا هجده یا بیست‏وپنج سال مى‏گذشت. ایشان نخستین شهید آل ابوطالب در روز عاشورا بود که به خدمت پدر آمد و اذن میدان خواست و امام (ع) هم اجازه داد و چون رهسپار میدان شد، امام با ناامیدى به او نگریست و اشک از دیدگان مبارکش جارى شد.[15] خوارزمى مى‏گوید: «چون امام (ع) او را دید (که رهسپار میدان است)، صورت به سوى آسمان بالا برد و فرمود: بارالها! بر این قوم گواه باش که به جانب ایشان نوجوانى رهسپار است که در صورت و سیرت و گفتار، شبیه‏ترین مردم به پیامبر است و ما هر گاه مشتاق دیدار پیامبرت بودیم، به چهره او مى‏نگریستیم».[16]
آرى، او به تعبیر پدر بزرگوارش امام حسین (ع) میوه دل او و نور دیده او بود که در روز عاشورا پیش از همه جوانان بنى‏هاشم و با اجازه پدر به سوى میدان رفت و پس از جنگ نمایانى که کرد و عده زیادى از دشمنان را به درک واصل کرد، به درجه رفیع شهادت رسید. پس از واقعه کربلا، ایشان در پایین پاى مبارک پدر بزرگوار دفن گردید که به همین سبب ضریح مطهر امام حسین (ع) شش‏گوشه شد و امروزه مدفن و مزار سرور و سالار شهیدان و جوان رشیدش على اکبر و دیگر شهداى کربلا، قبله‏گاه عاشقان معنویت و آزادگى است و زیارت او الهام‏بخش رشادت و فداکارى در راه مکتب قرآن است؛ لذا جا دارد که همه محبان اهل‏بیت که به زیارت امام بزرگوار مى‏روند، با کمال ادب و احترام، پس از زیارت امام حسین (ع) همان‏گونه که ائمه بزرگوار تأکید کرده‏اند، قبر فرزند امام حسین (ع) را هم زیارت کنند و با خواندن زیارت‏نامه‏هاى مخصوص آن حضرت، با شخصیت والاى آن بزرگوار آشناتر شوند و او را الگوى خود قرار دهند. در کتاب‏هاى زیارتى و حدیثى، زیارت‏هاى گوناگونى نقل شده که در این‏جا به نمونه‏هایى از آنها اشاره مى‏کنیم:

امام صادق (ع) به ابوحمزه ثمالى که از اصحاب بزرگوار و راویان مشهور است چنین فرمود: پس از زیارت امام حسین (ع) به سوى قبر على اکبر که پایین پاى حسین بن على (ع) است برو و هنگامى که مقابل او ایستادى چنین بگو:

«سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد اى پسر پیامبر؛ اى پسر جانشین رسول خدا، و پسر دختر رسول خدا؛ رحمت و برکات مضاعف او بر تو باد؛ هرگاه که خورشید طلوع و غروب مى‏کند، سلام بر تو و روح و جسم تو باد؛ پدر و مادرم به فدایت اى شهید و اى کشته شده بى‏گناه؛ پدرم و مادرم فداى تو باد اى شهیدى که پیش روى پدرت به میدان رفتى؛ او به خاطر خدا از تو گذشت و بر تو گریست و دلش براى تو سوخت و خون تو را با کف دست خود به آسمان پرتاب کرد که حتى قطره‏اى هم از آن برنگشت و هرگز سوز دل پدر بزرگوارت در داغ تو آرام نگرفت. جاى شما دو تن (یعنى پدر و پسر) نزد خدا با پدران شهید شماست و با مادرانتان در بهشت برین از نعمت‏ها برخوردار خواهید بود ...».[17]

در زیارت ناحیه مقدسه چنین آمده است: هنگامى که خواستى شهدا- که رضوان الهى بر آنان باد- زیارت کنى، پایین پاى اباعبدالله الحسین (ع) که قبر على بن الحسین- که درود خدا بر آنان باد- قرار دارد برو و رو به قبله بایست و اشاره به على اکبر کن و چنین بگو:

«سلام بر تو اى اولین کشته از نسل بهترین فرزند ابراهیم خلیل؛ سلام و درود خدا بر تو و بر پدر بزرگوارت باد؛ همان پدرى که در مورد تو فرمود: خدا بکشد گروهى را که تو را کشتند؛ اى فرزندم! چه چیزى آن دشمنان را وادار کرد که بر خداوند رحمان و هتک حرمت رسول خدا جرئت پیدا کنند؟! خاک بر سر دنیا بعد از تو باد ... شهادت مى‏دهم که تو فرزند رسول خدا و فرزند حجت و امین خدا هستى ... و من از خدا مى‏خواهم که در جهانِ همیشگى و جاودان با تو باشم و از دشمنان تو برائت مى‏جویم. سلام و رحمت خدا و برکات خدا بر تو باد».[18]

شیخ مفید/ مى‏فرماید: پس از زیارت امام حسین (ع) به طرف ضریح حضرت على‏اکبر (ع) برو و بایست و چنین بگو:

سلام بر تو اى راست‏گوى پاک و پاکیزه و اى دوست و مقرّب درگاه الهى و اى فرزند گل‏ خوش‏بوى رسول خدا حضرت زهرا؛ سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد؛ بدان جهت که تو شهیدى بودى که در راه خدا شهید شدى؛ مقام و منزلت و عاقبت تو چه قدر بالا و باشرافت و باکرامت است؛ شهادت مى‏دهم که خدا از تلاشى که تو کردى، قدردانى کرد و پاداش تو را زیاد نمود؛ چنان‏که از قبل هم بر تو منّت نهاد و تو را از خاندانى قرار داد که خداوند از آنان پلیدى را دور کرد و آنان را پاک و پاکیزه کرد؛ درود خدا و رحمت و برکات و رضوان خدا بر تو باد ...».[19]

زیارت حضرت قاسم (ع)

در این‏که چند تن از فرزندان امام حسن مجتبى (ع) در کربلا بودند و شهید شدند، بین مورخین اختلاف است که بعضى از آنها را سه و بعضى چهار تن و بعضى هفت فرزند براى آن امام بزرگوار نام برده‏اند که همه آنان یا شهید شدند یا اسیر گردیدند.[20] مرحوم شیخ مفید و مرحوم شیخ عباس قمى نام سه نفر از آنان را آورده به شهادت آنان در کربلا تصریح کرده‏اند. قدر مسلّم این است که یکى از فرزندان بزرگوار آن حضرت که در کربلا بوده و به شهادت رسیده قاسم بن الحسن (ع) است که بیشتر مقتل‏نویسان شرح حال او و کیفیت شهادتش را بیان کرده‏اند.
حضرت قاسم بن حسن در کربلا، نوجوانى بود که هنوز به بلوغ نرسیده بود.[21] شب عاشورا، هنگامى که امام حسین (ع) به اصحاب خود فرمود: فردا همه شما کشته خواهید شد، قاسم نزد عمویش آمد و عرض کرد: عموجان! من هم فردا کشته مى‏شوم؟ امام او را به سینه‏اش چسباند و فرمود: مرگ در نظر تو چگونه است؟ حضرت قاسم عرض کرد: از عسل شیرین‏تر است. امام به او فرمود: تو بعد از آزمایشى عظیم کشته مى‏شوى و عبدالله شیرخوار هم شهید مى‏شود.[22]
حضرت قاسم در روز عاشورا پس از شهادت جمعى از جوانان بنى‏هاشم به خدمت امام حسین (ع) رسید و اجازه رفتن به میدان خواست، ولى امام اجازه نداند. قاسم به گریه و التماس افتاد و بر دست و پاى امام بوسه‏ها زد تا رضایت ایشان را جلب کرد و با اجازه امام وارد میدان شد و تعدادى از دشمنان را به درک واصل کرد و سپس خود به شهادت رسید. امام حسین بر بالین او حاضر شد و بدن خونین او را برداشت و در میان شهداى اهل‏بیت قرار داد و خطاب به آنها فرمود: اى عموزادگانم! صبر کنید؛ اى خاندانم! صبر کنید که پس از این هرگز خوار نخواهید شد.[23]
آرى، قاسم، این تربیت شده دامان پرمهر و محبت امام حسین (ع) به درجه رفیع شهادت رسید و شهادتش درسى براى همه جوانان آزاده و حق‏طلب قرار گرفت. او در سنین نوجوانى، به بصیرتى تام و آگاهى رسید و جان خود را در دفاع از دین و یارى امام خویش در طبق اخلاص نهاد و به سعادت ابدى و مقامى رسید که در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (ع) او را چنین مورد خطاب قرار داده و مى‏فرماید:
«سلام بر قاسم بن حسن، همان کسى است که وقتى فرق سرش شکافته شد، عمویش او را چنین خطاب کرد: دور باد مردمى که تو را کشتند و خون‏خواه از ایشان در قیامت، رسول خدا صلى‏الله علیه و آله خواهد بود ...».[24]
زائران عتبات عالیات همواره پس زیارت سرور و سالار شهیدان، به زیارت شهداى کربلا ازجمله حضرت قاسم که در کنار قبر مطهر او آرمیده‏اند مى‏روند و به پیروى از مولاى خود حضرت مهدى (ع) قبور شهدا را زیارت مى‏کنند و درس فداکارى و ایثار از آنان مى‏آموزند. رزقنا الله زیارتهم ان‏شاء الله.
 
[1] . آل عمران، آیه 169- 171.
[2] . مجموعه مقالات هم‏اندیشى زیارت، ج 1 ص 53، به نقل از: منصور على ناصف، التاج الجامع الاصول فى احادیث الرسول، ج 2، ص 189.
[3] . حجرات، آیه 2؛ کلینى، کافى، ج 3، ص 230، ح 10.
[4] . مجموعه مقالات هم‏اندیشى زیارت، ص 504.
[5] . کافى، ج 3، ص 230، ح 10.
[6] . همان، ص 288، ح 4.
[7] . مجلسى، بحارالانوار، ج 74، ص 311، ح 65.
[8] . همان، 354، ح 29.
[9] . مفاتیح‏الجنان، ص 562.
[10] . باقر شریف قرشى، زندگانى حضرت ابالفضل‏العباس( ع)، ص 45.
[11] . همان، ص 42.
[12] . بحارالانوار، ج 100، ص 141، ح 829.
[13] . موسوعة زیاراة المعصومین( علیهم السلام)، به کوشش مؤسسه پیام امام هادى( ع)، ج 3، ص 89، ح 830.
[14] . مدرک ندارد.
[15] . سید محسن امین، اعیان‏الشیعه، ج 1، ص 607.
[16] . مقتل الحسین( ع)، ج 2، ص 30.
[17] . ابن‏قولویه قمى، کامل الزیارات، ص 339، بحارالانوار، ج 101، ص 185، ذیل ح 30.
[18] . بحارالانوار، ج 101، ص 269.
[19] . همان، ص 337.
[20] . محمدى اشتهاردى، سوگنامه آل محمد( ص)، ص 282.
[21] . بنابر قول مشهور او سیزده ساله بود.
[22] . سوگنامه آل محمد( ع)، ص 283، به نقل از: محمدباقر ملبوبى، الوقایع والحوادث، ج 3، ص 62.
[23] . فرهنگ جامع سخنان امام حسین( ع)، به کوشش پژوهشکده باقرالعلوم، ترجمه على مؤیدى، ص 523، ح 422.
[24] . بحارالانوار، ج 101، ص 270.