مقدمه
در بخشهاى گذشته به توضیح کلمات، اصطلاحات و موضوعاتى که به نوعى به زیارت و مزارها و عتبات و اماکن زیارتى مربوط مىشد پرداختیم و به ترتیب الفبا تا مدخل «شمعگردانى» شرح داده شده.
شهادت
«شهادت» که کشته شدن در راه خدا در پى جهاد و رزم براى اسلام است، مقامى بس ارجمند و فضیلتى بسیار عالى است. امامان معصوم (علیهم السلام) همه شهید راه خدا شدند و زنده جاوید گشتند. خداوند متعال، شهدا را «زنده جاوید» مىداند که نزد خدا رزق و روزى مىخورند (بقره، آیه 154) شهادت چنان مقامى است که مزار شهید را هم قداست و ارزش مىبخشد. (شهادت سنگ را بوسیدنى کرد).
در مکتب وحى، «شهادت» مطلوب و معشوق آنان بوده و مرگ امامان ما چه با شمشیر و چه با زهر، «شهادت» است. سیدالشهدا (ع) جان عزیز خود را در این راه فدا کرد و سرور شهیدان گشت. وقتى به سوى کربلا مىرفت، «خط شهادت» را اعلام کرد. امام سجاد (ع) هم که وارث آن امام شهید است، در برابر تهدید ابنزیاد فرمود: آیا نمىدانى که کشته شدن براى ما عادت است و کرامت ما به شهادت است؟!
«اما علمت انّ القتل لنا عادة وکرامتنا الشهاده».
زیارت شهید، زائر را در خط شهادتطلبى قرار مىدهد و این فرهنگ را در تداوم نسلها حفظ مىکند.
شهید
«شهید» به کشته راه خدا گفته مىشود. در زیارتنامهها خطاب به امام حسین (ع) و امامان دیگر: «شهید» مىگوییم و به زیارت شهدا مىرویم. زیارت شهید، ارج نهادن به فداکارى او و الهام گرفتن از جانبازى و جهاد در راه خداست. زیارت با شهادت عجین و همراه است و زائر براى ارج نهادن به مقام شهید و شهادت به زیارت مىرود.
صحن
حیاط و محوطه وسیع میان خانه و حرمها و مساجد، عرصه و میدان و فضا را «صحن» گویند. اصطلاح «در صحنه بودن» هم از همین ریشه است. به فضاهاى روباز و غیرمسقف در حرمها گفته مىشود. در اماکن مذهبى مثل حرمها و مساجد و حسینیهها و مدارس علمیه، اغلب از درِ ورودى تا بقعه اصلى و شبستانها، حیاط و محوّطه روبازى است که صحن نامیده مىشود و از آن براى اجتماعات عظیم، نماز جماعت و عزادارى هیئتهاى مذهبى استفاده مىشود. گاهى یک حرم مقدس، مثل حرم رضوى، چندین صحن با نامهاى مختلف دارد. صحن انقلاب، صحن قدس، صحن آزادى، صحن جامع رضوى در مشهد، صحن عتیق و صحن اتابکى در قم از این جملهاند. در آداب زیارت، براى ورود به صحنهاى مطهر ائمه (ع) نیز دعاهاى خاصى نقل شده است؛ مثل دعا براى ورود به صحن علوى و صحن اباعبدالله الحسین (ع).
صُفّه
جایى بلندتر از سطح زمین که مثل ایوان، محل اسکان و استراحت، یا دعا و نماز باشد. ابتدا در مسجد النبى در مدینه، مسلمانان بىخانه و مهاجر و غریب زمان پیامبر خدا (ص) آنجا مىخوابیدند و براى نماز به مسجد مىآمدند. اکنون در ضلع شمالى حرم نبوى و بیرون از ضریح مطهر پیامبر قرار دارد و زائران براى نشستن و تلاوت قرآن از آن استفاده مىکنند. به آن گروه از مسلمانان مهاجر و بىخانمان هم «اصحاب صُفّه» گفته مىشد و در منابع، شمار آنان را تا چهارصد نفر هم نقل کردهاند.[1]
صُفّه به معناى ایوان مسقف و غرفهمانندى هم هست که درون اتاق بزرگ یا داخل مساجد جامع درست مىشد و کف آن کمى از سطح زمین بالاتر بود و بزرگان در آنجا مىنشستند و به آن «شاهنشین» هم مىگویند.[2] در حرم حضرت رضا (ع) هم صفّه وجود دارد و مخصوص قرآنخوانى و برگزارى برخى مراسم خاصّ است که با قرار دادن تعدادى قرآن و رحل و شمعدان، با حضور خدّام حرم و مسئولان آستان قدس اجرا مىشود.
صلوات
درود و تحیتى که بر پیامبر و خاندان او نثار مىشود: «اللّهم صلّ على محمد و آل محمد». از آنجا که زیارتگاهها معمولًا مرتبط با خاندان پیامبر و ذریّه پاک اوست، در حرمها و هنگام طواف بر گرد ضریح یا بوسیدن آن، صلوات فرستاده مىشود. هنگام ورود به شهرهاى مذهبى و زیارتى هم به محض دیده شدن گنبد و بارگاه حرم، زائران صلوات مىفرستند. در قدیم، مراسم «چاووشخوانى» براى بدرقه یا استقبال از زوّار، با اشعار خاصّى همراه سلام و صلوات برگزار مىشد.[3]
در متن بسیارى از زیارتنامههاى معصومین، تحیت و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) آمده است و سرآغاز بعضى از زیارتها هم صلوات است؛ مانند زیارت امام موسىبنجعفر (ع): «اللّهم صلّ على محمد و اهل بیته و صلّ على موسى بن جعفر وصىّ الأبرار ...». در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده است که هرگاه نام یکى از پیامبران برده مىشود، ابتدا بر حضرت محمد (ص) صلوات فرستاده شود، سپس بر آن پیامبر.[4] در حرمها و زیارتگاهها هم به طور طبیعى، زائر به یاد حضرت رسول و اهلبیت: او مىافتد و بهترین ذکر در آن هنگام، صلوات است.
صندوق
هرچند که صندوق، به جعبه چوبى یا فلزى گفته مىشود که درون آن، لباس و اشیاء دیگر را مىگذارند، ولى در اصطلاح دیگر، به جعبه چوبى یا خاتمکارى شدهاى که روى قبر امام یا بزرگان دیگر گذاشته مىشود نیز مىگویند. معمولًا این صندوق، آراسته به آیات قرآن و اشعار است و روى آن را هم پارچهاى سبز و منقوش به آیات و ادعیه مىپوشانند. اولین صندوقى که بر مزار حضرت رضا (ع) قرار گرفت، مربوط به اوایل قرن ششم هجرى است و آخرین آن، مربوط به سال 1311 شمسى مىباشد.[5]
«صندوق شهادت» یا تابوت عهد و تابوت سکینه که در فرهنگ قوم یهود جایگاه خاصّى دارد، صندوقى بود که حضرت موسى (ع) به امر پروردگار آن را ساخت و ویژگىهایى داشت و بنىاسرائیل هنگام جنگ با دشمنان، آن را با خود مىبردند و ضامن پیروزى و غلبه بر دشمن بود. بعدها آن صندوق را که برایشان بسیار مقدس بود، در معبد هیکل سلیمان در قدس قرار دادند.[6]
ضریح
خانهاى چوبین یا ساخته شده از مس، نقره، طلا و غیر آن که به صورت مشبّک است و روى قبر امام یا امامزاده و شهیدى ساخته مىشود. معناى لغوى آن «شکافتن» است. حفره و شکافى را که درون قبر پدید مىآورند و جسد را درون آن مىگذارند و کلّاً به قبر، که ایجاد شکافى در زمین براى دفن اجساد است، ضریح گفته مىشده است.[7] جمع آن «ضرایح» به معناى لحد است.
ضریح که جنبه احترام به صاحب قبر و براى حفاظت از مدفن اولیا ساخته مىشود، از چوب محکم و بادوام است که پوششى از مس، نقره و طلا و داراى نقش و نگارى زیبا و آراسته به آیات و احادیث و اسامى متبرک است و کار هنرى و نگارگرى زیبا و ماندگار بر آن انجام مىشود. زائران هنگام زیارت، آن را مىبوسند و تبرک مىجویند. اغلب، ضریحها پس از مدتى که کهنه و فرسوده مىگردند، بازسازى مىشوند. ضریحهاى قدیمى نیز بیشتر در موزهها نگهدارى مىشود.
طلبیدن
کنایه از عنایت خدا و پیامبر و اهلبیت (علیهم السلام) براى فراهم شدن شرایط و زمینه براى زیارت مشاهد مشرفه یا خانه خداست. اصطلاحى است که براى توفیق یافتن به زیارت معصومین (علیهم السلام) گفته مىشود؛ یعنى زائر، از سوى امام معصوم طلب شده است. گاهى کسانى مىگویند: «آقا طلبید و به پابوس حضرت مشرّف شدیم». این اصطلاح، برگرفته از رسمى است که وجود داشته و بزرگان، افراد را به حضور مىطلبیدند و آنان به محضر مىرسیدند و تشرّف بدون طلب و فراخواندن انجام نمىگرفته است. گویا به زیارت امام رفتن هم اذن و اجازتى مىطلبد و باید از سوى او کششى باشد، وگرنه «کوشش عاشق بىچاره به جایى نرسد».
عاشورا
روز دهم محرمالحرام، روز شهادت امام حسین (ع) در کربلا را «عاشورا» نامیدهاند. نام یکى از زیارتهاى امام حسین (ع) «زیارت عاشورا» است که مستحب است هر روز، بهویژه در روز عاشورا خوانده شود.
عتبات عالیات
«عتبات» جمع عَتَبه، به معناى آستانه و درگاه است. در اصطلاح، به حرم معصومین و امامزادگان (علیهم السلام) که داراى بقعه و درگاه و آستانه است، «عتبه» گویند. وقتى درگاهى بلند و رفیع باشد، نشانه شکوه و جلال صاحب آستان است. در حرم ائمّه، هم بلندى فیزیکى و رفعت ساختمانى است، هم والایى مقام و بلندى جایگاه معنوى. از این رو «عتبات عالیات» گفته مىشود و اغلب، مقصود از آن، حرمهاى مقدس امامان در سرزمین عراق است؛ مثل نجف، کربلا، کاظمین و سامراء، که «اعتاب مقدسه» هم گفته مىشود. از آنجا که از آداب اداى احترام به اولیاى الهى، بوسیدن درگاه حرم آنان است، زیارت قبورشان را «عتبهبوسى» گویند.
عَتَبهبوسى
کنایه از تشرف به زیارت پیشوایان معصوم (علیهم السلام) است. «عَتَبه» به معناى درگاه و آستان است. یکى از آداب زیارت، بوسیدن درگاه حرم امامان است که نشانه شکرگزارى به درگاه خداوند و احترام و ادب نسبت به صاحب مزار است. نه تنها نسبت به ائمه، در مورد هر یک از شخصیتها و بزرگان هم هنگام زیارت و دیدار، بوسه زدن بر درگاه، علامت احترام و تواضع بوده است. در سرودههاى عالمان عارف در مورد زیارت حرمها نیز به عتبهبوسى اشاراتى شده است.
شهید اول، یکى از آداب زیارت را بوسیدن درگاه دانسته، ولى مىافزاید که دلیل و مستندى بر استحباب شرعى آن نداریم؛ ولى سجود براى خدا و به عنوان شکر الهى بر توفیق زیارت، مانعى ندارد.[8] البته باید توجه داشت که بوسیدن زمین و درگاه حرمها براى اداى شکر و احترام، به عنوان سجده بر امام تلقّى نشود و بهانهاى به دست مخالفان نیفتد که بگویند شیعیان در پیشگاه امامان خود سجده مىکنند، در حالى که سجده بر غیرخدا جایز نیست. مىدانیم که عتبهبوسى به شکرانه توفیق زیارت، غیر از سجده به یک انسان است. صورت نهادن بر زمین، یا بوسه بر آستان زدن، نهایت ادب و ارادات و محبت نسبت به یکى از اولیاى مقرّب درگاه خداوند است و هیچ ربطى به شرک و سجود به غیر خدا ندارد که وهّابیان تبلیغ مىکنند.
عزادارى
سوگوارى بر مظلومیت اهلبیت (علیهم السلام)، مستحب است و زمینهاى براى احیاى یاد آنان و ذکرمناقبشان به شمار مىرود. این عزادارى، گاهى در حرمها انجام مىگیرد. گاهى برخى افراد وقف یا نذر مىکنند که در عتبه مقدس امامان و امامزادگان، مراسم سوگوارى و اقامه عزا و خواندن روضه بر مصائب این خاندان انجام گیرد. بهویژه در جاهایى مثل حرم حسینى، اقامه عزا در ماتم سرور شهیدان مطلوبتر است.
توّابین به رهبرى «سلیمان بن صرد خزاعى» که در سال 65 هجرى به خونخواهى شهداى کربلا قیام کردند، ابتدا در «نُخیله» جمع شدند و اردو زدند. پس از سه روز با تکمیل نیروها و سازماندهى افرادشان، به کرانه فرات رفتند و سپس در کربلا حاضر شدند. وقتى به محل قبر سیدالشهدا (ع) رسیدند، یکصدا صیحه زدند و به شدّت گریستند و در عزاى سالار شهیدان اشک ریختند؛ گریهاى که پیرامون قبر حسین (ع) نظیرش دیده نشده بود. آنگاه با فریاد «یا لثارات الحسین» قیام خود را آغاز کردند.[9]
در قیام مختار درسال 66 هجرى نیز چنین شد. مختار به زیارت قبر اباعبدالله (ع) رفت و قبر او را بوسید و گریست و پس از تجدید پیمان با شهیدان کربلا، قیام خود را آغاز کرد.[10]
علقمه
نام نهرى که از فرات منشعب مىشد و یاران امام حسین (ع) در کربلا نزدیک آن اردو زدند. پس از ورود امام به آن سرزمین، چندهزار نیروى سپاه کوفه از سوى عمر سعد بر نهر علقمه گماشته شدند تا مانع آب برداشتن سپاه امام حسین (ع) بشوند. عباس بن على (ع) روز عاشورا براى آوردن آب به خیمهها به علقمه رفت، ولى نتوانست آب بیاورد و در کنار آن نهر به شهادت رسید. نهر علقمه در ادبیات عاشورایى، با عطش و عباس و تشنگى و دستان قطع شده ابالفضل (ع) گره خورده است. امروز گرچه نشان و آثارى از آن نهر نیست و وضع جغرافیایى منطقه کربلا تغییر یافته، لکن باز هم زائران کربلا از هرچه که یادآور آن مصیبت جانگداز باشد، مىسوزند و اشک مىریزند.
عَلَم، علمدار
در گذشته، علم و پرچم، نشانه یک لشکر شمرده مىشد و علمدار، مسئولیت برافراشته نگه داشتن آن را در طول نبرد بر عهده داشت. به آن بیرق، رایت و پرچم هم گفته مىشود. حضرت عباس در کربلا علمدار سپاه اباعبدالله (ع) بود. از شعارهاى عراقیان عزادار نیز این است: «رَفَعَالله رایَةَ العباس»؛ پرچم عباس برافراشته باد. امام حسین (ع) نیز به برادرش لقب علمدارى داده بود: «انتَ صاحبُ لوائى».[11]
اگر بر فراز گنبد منوّر اباالفضل و امام حسین (علیهما السلام) بیرقى در اهتزاز است، و اگر در دستههاى عزادارى و هیئتهاى عاشورایى، ابزار و نشانه خاصى به نام «علامت» و «علمات» وجود دارد و آن را در روزهاى عزا حمل مىکنند، الهام گرفته از عَلَم در کربلا و صحنه عاشوراست. زائران هم گاهى علم بر دوش، راه زیارت را طى مىکنند. علم و علمات را در حسینیهها و تکیهها و حرمها نگه مىدارند و در ایام عاشورا و مناسبتهاى دینى به صحنه مىآورند.
عمورا
نام دیگر سرزمین کربلاست که در برخى روایات آمده است. از جمله اباعبدالله الحسین (ع) در شب عاشورا خطبهاى خواند و در آن فرمود: جدّم رسول خدا (ص) مرا خبر داده است که مرا به سرزمین عراق فرا مىخوانند و من در سرزمینى که به آن عمورا و کربلا گفته مىشود فرود مىآیم و در آن مکان به شهادت مىرسم.[12]
عهد
به معناى پیمان و میثاق. در روایات، زیارت امام، عهدنامهاى میان شیعه و پیشواى خود دانسته شده و به حفظ پیمان توصیه شده است. به فرموده امام رضا (ع):
«انّ لِکلّ امامٍ عهداً فى عُنُقِ اولیائه و شیعتِه، و انّ مِن تمامِ الوفاءِ بالعهدِ و حُسنِ الأداءِ زیارةُ قُبورهم»؛
[13] براى هر امامى در گردن و بر عهده هواداران و شیعیانش عهد و پیمانى است و از جمله نشانههاى وفاى کامل به این پیمان و اداى نیکوى این عهد، زیارت قبور آنان است.
زیارت، نوعى میثاق و پیمان با امام و تجدید عهد با اوست. «دعاى عهد» هم که خطاب به امام زمان (ع) خوانده مىشود، نوعى زیارت آن حضرت در دوره غیبت و تجدید پیمان و عهد با ایشان است تا زائر، همواره در خط اطاعت و حمایت و نصرت او باقى بماند. حضور بر سر تربت امامان، عملًا نشان مىدهد که پیروان اولیاى معصوم، آنان را از یاد نبردهاند و بر میثاقشان استوارند.
غبار روبى
تمیز کردن گرد و غبار از حرمها، حسینیهها و مساجد. اصطلاحاً وقتى از سوى تولیت آستانهاى مقدّس، درب ضریح باز مىشود و با حضور بعضى از مشاهیر و شخصیتها و افراد خاص، هدایاى نقدى زائران را از داخل ضریح مطهر جمع مىکنند و سپس با دستمال و گلاب، قبر مطهّر و داخل ضریح را تمیز و معطّر مىکنند، به این مراسم «غبارروبى» گفته مىشود و حضور در این مراسم، یک افتخار است. درب خانه خدا (کعبه) را هم در ایام حج مىگشایند و با حضور مقامات و مهمانان، آن را با گلاب ناب قمصر کاشان شستوشو مىدهند. در این مراسم، وقتى داخل کعبه یا ضریح را غبارروبى و جارو مىکنند، مقدارى هم گرد و غبارهاى نرم نشسته بر روى قبر یا زمین مرقد وجود دارد که آن را جمع مىکنند و براى تبرّک به اشخاص مىدهند. از این رو مراسم تمیز کردن قبر مطهّر به «غبارروبى» شهرت یافته است.
غسل زیارت
غسلى که پیش از رفتن به زیارت و حضور در حرم امام معصوم (ع) انجام مىشود. یکى از آداب زیارت است و ثواب دارد و نشان احترام به معصومى است که به حضورش شرفیاب مىشویم. علاوه بر طهارت ظاهرى بدن و لباس، طهارت روحى هم لازم است و آن، دورى از ریب و ریا و آراستگى به اخلاص و یقین است. به علاوه، غسل زیارت، بدن و لباس را از آلودگى و بوى بد پاک مىسازد و براى حضور در محافل عمومى و جمع مؤمنان، خوب است که مشام دیگران آزرده نشود و بوى عرق بدن ایجاد نفرت نکند.
غسل زیارت، هم پیش از آغاز سفر و هنگام بیرون رفتن از خانه و شهر و پیش از مسافرت مستحب است، و هم پیش از تشرف به حرمهاى مطهر معصومین (علیهم السلام). امام صادق (ع) مىفرماید: هرگاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان (ع) رفتى، وضو بگیر، غسل کن و با آرامش راه برو. امام هادى (ع) نیز در روایتى، به موسى بن عبدالله نخعى «غسل زیارت» پیش از تشرف به حرم را آموزش داده است.[14] از امام صادق (ع) نیز درباره آیه خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ) پرسیدند که مقصود چیست؟ فرمود:
«الغُسل عندَ لقاءِ کُلِّ امامٍ»؛
[15] غسل کردن هنگام زیارت هر امام، آراسته شدن هنگام عبادت است. حافظ گوید: «شستوشویى کن و آنگه به خرابات خرام».
در برخى روایات، توصیه شده که پیش از زیارت کربلا، زائر از آب فرات غسل کند و هنگام غسل هم دعاى خاص آن
(بسم الله و بالله اجعله نوراً و طهوراً)
را بخواند.[16] جابر بن عبدالله انصارى نیز که همراه عطیّه عوفى در اربعین شهادت امام حسین (ع) در کربلا به زیارت قبر شریف او رفت، از آب فرات غسل کرد و جامه اى پوشیده و عطر زد و آرام آرام گام برداشت تا به قبر مطهر سیدالشهدا رسید.[17]
فرات
نهرى در سرزمین عراق است که حادثه عاشورا نزدیک آن اتفاق افتاد و امام حسین (ع) با لب تشنه در کنار آن به شهادت رسید. در روایات، از رود فرات به عنوان نهرى پربرکت و بافضیلت یاد شده و نوشیدن از آب آن و برداشتن کام نوزاد با آب فرات مستحب است. امام صادق (ع) فرمود: هرکس از فرات بنوشد، یا از آب آن، کام نوزاد را بردارد، دوستدار ما اهل بیت خواهد شد.[18] نیز یکى از چهار نهر بهشتى به شمار مىآید.[19]
براى زائران کربلا، نهر فرات تداعى کننده حوادث و مسائلى است که نزدیک آن یا مرتبط با آن روى داده است. شهادت امام حسین (ع) در کنار فرات با لب تشنه؛ شهادت ابالفضل العباس (ع) و قطع شدن دستهایش در کنار علقمه که منشعب از فرات بود؛ محاصره شط فرات در روز عاشورا و جلوگیرى از برداشتن آب و بسیارى وقایع دیگر. امروز هم نهر پرآب فرات که در سرزمین عراق و در نزدیکى کربلا جارى است، دل و جان زائران را مىرباید و عبور زوّار در نزدیکى مسیب از روى پلى که بر روى فرات است، اشکها را از چشمها جارى مىسازد. آب فرات و خاک کربلا هر دو آموزگار شجاعت و الهامبخش وفا و فداکارىاند.
فراش
صیغه مبالغه از کلمه «فرش» است؛ کسى که فرش و بساط را مىگسترد. به پیشخدمت و خدمتکار و جاروکش و مأمور نظافت یک ساختمان و مسجد و حرم نیز گفته مىشود. در زیارتگاهها، به کسانى که مأمور پهن کردن و جمعکردن فرشها و زیلوها و جارو کردن حرم و صحنها و رواقهایند، «فرّاش» گفته مىشود.
«فرّاشان، خدّامى هستند که وظیفه آنان حفظ نظافت و طهارت و غبارروبى رواقها، حفظ نظم و آرامش و تقسیم گلهاى بالاى ضریح بین زائران است. علاوه بر این، ارائه راهنمایىهاى لازم به زائران و برفروبى حرم و بیوتات بر عهده فرّاشان است. فرّاشان در مراسم خطبه صبح، رواقهاى دارالسیاره یا دارالحکمه را (در مشهد) براى مراسم آماده مىکنند و در هنگام برگزارى مراسم صفّه و خطبه، مراقبت بر حفظ نظم و زمان را بر عهده دارند. تنظیم لوح و لاله و قرآن براى اجراى مراسم صفّه صبح و شام و هدایت زائران در رواقهاى دارالحفّاظ و دارالسّلام را هم انجام مىدهند».[20]
منصب فرّاشى و جاروکشى در مزارهاى معصومین (علیهم السلام) افتخار است و زائران گاهى به صورت افتخارى به آن مىپردازند. در گذشته به سرپرست فرّاشان «فرّاشباشى» گفته مىشد.
ادامه دارد ...
[1] . محدث قمى، سفینة البحار( چاپ فراهانى)، ج 2، ص 35.
[2] . فرهنگ فارسى، محمد معین.
[3] . ر. ک: چاووشخوانى( از همین سلسله مقالات).
[4] . شیخ صدوق، امالى، جلسه 60.
[5] . جزوه« حرم در واژهها»، آستان قدس، ص 32.
[6] . لغتنامه دهخدا، واژه« تابوت عهد» به نقل از قاموس کتاب مقدس.
[7] . فخرالدین طریحى، مجمع البحرین، واژه« ضرح».
[8] . علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 97، ص 134 و 136.
[9] . سیدصالح شهرستانى، تاریخ النیاحة علىالامام الحسین( ع)، ج 1، ص 138 134.
[10] . همان، ص 126.
[11] . حائرى مازندرانى، معالى السبطین، ج 1، ص 441.
[12] . شیخ مفید، الارشاد، ص 231.
[13] . شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 10، ص 346.
[14] . همان، ص 304.
[15] . همان، ص 303.
[16] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، زیارت هفتم امام حسین( ع).
[17] . بحارالأنوار، ج 65، ص 130.
[18] . وسائل الشیعه، ج 10، ص 314.
[19] . همان، ص 215.
[20] . راهنماى جامع اماکن متبرکه، ص 59.