فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

نگاهی به زیارت و حقیقت آن - در گفت و گو با آیت الله محمدحسین احمدی فقیه یزدی

چکیده
نگاه شما درباره حقیقت زیارت چیست؟
(وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ). آنچه در زمینه برنامه مناجات و دعا و توجه به پرودگار متعال مهم است، حضور قلب و توجه به حق متعال است و اگر به انبیا و اولیاى عظام خصوصا خاتم المرسلین و خاندان پاک و منزه و معصوم او توجه مى‏شود، در طول و در عداد رسیدن به حق متعال است و چیزى جداى از آن مسیر سلوک و سیر اصلى حضور به مقام قرب پرودگار متعال نیست. هر چه هست، همان مسیر و همان طریق است و مسیر سیر و سلوکى است که خداوند متعال مهیا نموده است. بنا بر آنچه در کلمات بزرگان دین مطرح شده، محققا تمام‏ حرکت به سوى سیر و سلوک و رسیدن به خداوند متعال است و به گونه‏اى عمل شده است که تمام قواى روحى و نفسانى و طبیعى انسان در این برنامه‏ریزى سیرو سلوک، همه به سوى خداى متعال و توسل به حقیقت ذات ربوبى پرودگار باشد و به تعبیر ى که نقل کرده‏اند کسانى که «ذوالابصار النافذه» در حقایق و معارف بودند، غایت سیر و سلوک خود را رسیدن به جامعیت و کامل بودن قرب الهى در همه مراحل ذکر مى‏کنند و در نهایت هم با لسان قال و حال همواره مى‏گویند:
«مَا شَاءَ اللهُ کَانَ وَ مَا لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ»
و حتى در سیر و سلوک و حرکاتشان جز تعظیم و تقدیس قدرت پرودگار و دور بودن از نواقص و خضوع، چیز دیگرى مدّ نظرشان نبوده است و اگر هم در بعضى عبارات فرموده‏اند:
«الدُّعَاءُ سِلَاحُ الْمُؤْمِن»
[1] میزان سلاح مؤمن به شناختن دعا و نوع دعاى اوست و اینها همه براى آن است که سیر و حرکت عارفان و شخصیت‏هاى ممتاز براى درک محضر ربوبى از این مسیر است؛ لذا حقیقت زیارت در عبارتى که از امام رضا (علیه السلام) نقل شده، زیارت الله است. در روایت آمده است‏
: «أیّما مُؤْمِنٍ زَارَ مُؤْمِناً کَانَ زَائِراً لِله»
[2] اصل زیارت، زیارت خدا و قرب و منزلت نزد حق تعالى است؛ لذا این قرب، قرب به خداست و به هر حیثیتى هم زیارت حاصل شود، در نهایت همان است که انسان مى‏گوید: (هُوَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ* هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ یُسَبِّحُ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ)[3] و همه چیز را به نزد پرودگار محاسبه مى‏کنند؛ پس در مرحله اول باید بدانیم که اصل زیارت، زیارت حق متعال است و حقیقت زیارت، حقیقت قربیه مى‏باشد و اصل زیارت، قرب الى الله و دورى از نواقص و هر چه که ما را از قرب دور مى‏کند است و زیارت جز براى حضور قلب نیست.
مهم‏ترین آداب زیارت کدامند؟
در زیارت دو نکته مورد توجه است:
الف) قرب الهى:
از آداب زیارت، قرب به خداست. از منزل که بیرون مى‏آییم، با توسل و توکل به خدا براى گرفتن این فیض از محضر حق متعال حرکت کنیم و به تعبیر بعضى از بزرگان از اساتیدمان که فراوان به زیارت ائمه علیهم‏السلام اهمیت مى‏دادند، مى‏فرمودند: ما قرب آنها- معصومین علیهم‏السلام- را مى‏خواهیم تا واسطه‏اى براى قرب خودمان قرار دهیم؛ یعنى توجه و توسل به ایشان، واسطه‏اى است براى این‏که قرب الهى حاصل گردد.
آیت‏الله العظمى اراکى مى‏فرمودند: کسى که مى‏خواهد به زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام برود، اول به زیارت میرزاى قمى برود. ایشان باب الرحمه حضرت معصومه است و واقعا هم مطلب درستى است. وقتى انسان به زیارت مى‏رود و به شخصیت بزرگوارى توسل مى‏کند، براى آن است که قرب و منزلت او نزد حق متعال طریقیت پیدا مى‏کند و این طریقیت باعث مى‏شود که انسان یک امر مسبوق به قرب را وسیله قرار داده باشد و از همین جهت خود را منسوب به قرب الهى مى‏کند و نتیجه قرب الهى را براى خود مهیا مى‏کند.
ب) حضور قلب:
از لحظه‏اى که قدم در مسیر زیارت برمى‏دارد، مهم رعایت حضور قلب است. بداند براى چه دارد این قدم را برمى‏دارد و از خدا بخواهد که حضور قلب کامل نصیب او شود و با معرفت کاملى به سمت مطلوب که زیارت حقیقى و زیارت حق متعال است راه یابد.
حضور قلب، چگونه حاصل مى‏شود؟
حضور قلب با رعایت چند امر اتفاق مى‏افتد:
الف) طهارت قلب:
قلبى که معاصى و گناه در آن است، از معرفت الهى و تجلى الهى منقطع است.
ب) جلب لطف الهى:
آنچه که باعث لطف عنایت حق تعالى است را باید انجام داد. اگر گناهانى بوده، باید توبه کرد. اگر دیونى دارد، ادا نماید و ابراء ذمه کند.
ج) طلب:
از امورى که انسان در کل نظام وجود و وجود خود حس مى‏کند، طلب کردن است. حقیقت زیارت و دعا هم طلب است. به حقیقت از خدا بخواهد. خیلى اوقات ظاهر خود را اهل مطالبه قرار مى‏دهیم، اما باطنا اهل طلب نیستیم. آیت‏الله بهاءالدینى مى‏فرمود: طلبه‏اى بود مى‏گفت دعا مى‏کنم و مستجاب نمى‏شود. به او گفتم: به حقیقت نخواسته‏اى! و اگر به حقیقت خواسته بودى، لبیک از جانب خدا حاصل مى‏شد. زمانى لبیک مى‏شنوى که واقعا خواسته باشى و اگر خواستن از طرف خدا بود، خدا تو را به درگاه خویش طلب کرده؛ اما حقیقتا لبیک نگفته‏اى! اگر لبیک واقعى گفتى، طلب هم مى‏کنى و خدا هم لبیک تو را پاسخ مى‏گوید. این‏که دعا و زیارت را «قرآن صاعد» خوانده‏اند، مطلب درستى است و گفته‏اند لطف خدا در قرآن نازل است، اما قرآن صاعد، بالاتر از لطف است؛ چراکه اجابت و پذیرفتن است‏ (وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ)[4] چقدر آیات قرآن ظریف نقل کرده است: (بِما غَفَرَ لِی رَبِّی وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ)[5] اول خداوند مى‏آمرزد و پاک مى‏کند و سپس از مکرمین قرار مى‏دهد. حق متعال انسان را کرامت داد تا عبادت نفس اماره نکند و اگر گناهى دارد، خدا مى‏آمرزد.
از کجا بدانیم زیارت و دعاى ما مقبول است؟
ملاک را امام صادق (علیه السلام) در حدیثى فرموده‏اند. شخصى از امام سئوال کرد از کجا بدانیم شما ما را دوست دارید و قرب و منزلت ما نزد شما چقدر است؟ حضرت فرمود: ببین خودت چقدر احساس آن محبت و قرب و منزلت را نسبت به ما دارى؛ به همان مقدار که مى‏فهمى، در طرف ما هم همان‏گونه است. اگر بخواهیم بدانیم چقدر نزد خدا برترى داریم، باید دید خدا نزد ما چقدر منزلت دارد. در قبولى زیارت هم این‏گونه است. باید ببینیم چقدر قرب و منزلت در عبادت و زیارتمان بوده، به همان میزان هم جایگاه و قبولى زیارتمان را درک مى‏کنیم و این معیارى است براى ما. اگر مى‏خواهى بدانى چقدر فلانى تو را دوست دارد، ببین تو چقدر او را دوست دارى و در باب محبت، امر طرفینى است.
البته روشن است که تمام شخصیت‏هاى بزرگ و باعظمت، به میزان قرب ایشان نزد حق متعال، عظمت زیارت ما را هم تغییر مى‏دهند و اى بسا براى بعضى این‏گونه باشد که در زیارت یکى از اولیاءالله بالخصوص براى او یک ظرفیت و حقیقتى پیدا کند که نسبت به زیارت دیگر بزرگان حاصل نگردد؛ لذا گاهى ممکن است زیارت یک امام‏زاده براى شخصى کارگشا باشد؛ مثلا مى‏گوید من نتیجه و حاجتم را از این امام‏زاده گرفتم و این‏جا یک ارتباط معنوى ایجاد شده است؛ مانند رادیویى که مى‏خواهد گیرنده امواج باشد؛ باید طول موج متناسب با آن گیرنده داشته باشد تا ارتباط برقرار شود. انسان هم در معنویات این‏گونه است که ممکن است به زیارت ائمه برود، اما این قرب حاصل نگردد و ممکن است در زیارت امام‏زاده‏اى این قرب حاصل شود. لذا امام‏زادگان واسطه فیض هستند.
زیارت موجب ارتقاى رتبه وجودى زائر مى‏گردد؛ لطفا تبیین فلسفى و عقلانى این امر را بازگو کنید.
بحث اتحاد عالم و معلوم و عاقل و معقول در مباحث فلسفى حرف عمیقى است که کلید حل این سئوال مى‏باشد. ارتقا یافتن عالم این‏گونه است که او به حدى رسیده که وجود علمى معلوم را درک کرده است؛ لذا عالم با درک آن معلوم، به درجاتى مى‏رسد و هر چه آن معلوم درجاتش بالاتر باشد، باید این انسان هم درجه‏اش بالاتر برود و باید خود را به درجه معلوم برساند و اگر توانست به آن درجه برسد، آن اتحاد واقع مى‏گردد. لذا مى‏گوییم اتحاد عاقل و معقول و این رشد و کمال در زیارت، رسیدن به آن مقام معنوى و مقام مزور است و اگر این ارتباط واقع شد، حقیقت زیارت اتفاق مى‏افتد. در غیر این صورت حقیقت زیارت محقق نشده است. لذا حقیقت زیارت آن ارتباط معنوى و آن افق صحیحى است که بین زائر و مزور ایجاد مى‏شود.
البته آن کسانى که به تعبیر بزرگان «طائر قدسى» هستند، روح خود را در حالت خاصى مى‏بینند که پرواز کرده است و در حال زیارت این علو را مى‏یابند و از تنگناى وجود خود به یک فضاى گسترده و معنوى متصل مى‏گردند و اگر این امر حاصل شد، حقیقت زیارت را درک مى‏کند و تجلى معنویت هم از جانب حق متعال به او مى‏شود. زمانى که ما به زیارت قبور ائمه علیهم السلام مى‏رویم، این حرکت براى این است که آن‏جا تجلى‏گاه آن جلوه‏هاى حقیقى است؛ چون مکانى براى تجلى‏گاه الهى است. ما هم مى‏خواهیم‏ خود را به آن حقیقت برسانیم و اگر در آن‏جا وجود ما هم ظرفیت آن پایگاه را داشت، آن تجلى براى ما نیز حاصل مى‏گردد.
آیا هدف از زیارت، ثواب است؟
همان‏طور که در روایات آمده، زیارت قبور ائمه علیهم السلام ثواب دارد. روایات زیادى از فریقین در ثواب زیارت رسیده است و این هم یکى از اهداف زیارت مى‏باشد. رفتن به مجالس ذکر ثواب دارد و آن ثواب هم نصیب ما مى‏گردد. زیارت تعظیم شعائر است و خود تعظیم شعائر ثواب دارد و ما هم با زیارت، در این ثواب شریک مى‏شویم. لذا ثواب یکى از اهداف زیارت است و صرف همین قصد و توجه به حفظ شعائر ثواب خودش را مى‏دهند.
اگر از احوالات بزرگان درباره زیارت خاطراتى به یاد دارید بیان کنید؟
همراه آیت‏الله بهاءالدینى با اخوى، براى زیارت خانه دل و امید همه مردم ایران به مشهد مى‏رفتیم. زمانى که وارد مشهد مى‏شدیم، ایشان با توجه و آداب خاصى زیارت مى‏کردند. وقتى مى‏رسیدند، حتى گاهى به اندازه‏اى که مزاحم مردم بشوند و مردم را کنار بزنند، مزاحم کسى نمى‏شدند و دیگران را نیز از این کار منع مى‏کردند و مى‏فرمودند توجه حضرت هست و در گوشه‏اى از حرم مى‏نشستند و سلام بااخلاصى مى‏دادند و هر چه باید دریافت مى‏کردند، مى‏گرفتند و مى‏فرمودند برگردیم.
زیارت حقیقى آن است که انسان این ارتباط را دریافت کند. حالات روحى ایشان نشان مى‏داد زمانى که حضور قلب به حد قابل قبول براى ایشان اتفاق افتاد، توقف بیش از آن را به خود اجازه نمى‏دادند و گاهى مى‏فرمودند: بیش از این مزاحم حضرت نمى‏شویم.
یکى از علماى یزد، عالم ربانى و سید سند میرزا حسین صدرالساداتى، جد مادرى ما هستند و ایشان انسانى مستجاب الدعوه بودند و در سن 90 سال به بالا از دنیا رفتند. ایشان مى‏گفتند: این همه دعا در مفاتیح و ... آمده و باید کسى اینها را بخواند و ما را تشویق مى‏کردند این دعاها را بخوانیم و اثرات این دعاها را مکرر براى ما بازگو مى‏کردند. در سفرى که در محضر ایشان به مشهد رفتیم، مکرر این مطلب خدمت ایشان گفته مى‏شد که شما دعا زیاد مى‏خوانید. از منزل که خارج مى‏شدند تا برگردند، مشغول دعا بودند. ایشان مى‏فرمود: دستور رسیده است که این دعاها خوانده شود و شاید اگر یکى از این دستورات را عمل کنیم، به آن نتایجى که وعده داده شده، برسیم و این مطلب هم مطلب درستى است. اگر کسى جمع بین هر دو کند و حضور قلب واقعى و آن دستورى که براى رسیدن به هدف هست، هر دو را دریافت کنیم، موجب مى‏شود به هدف دست بیابیم.
مناسب است از استاد بزرگوارمان علامه طباطباییرحمه الله هم یادى کنم. ایشان وقتى به مشهد مقدس مى‏آمد در نماز آیت‏الله میلانى شرکت مى‏کردند، وقتى محضر ایشان مى‏رسیدیم، ایشان هم مثل سایر مردم زیارت مى‏کردند و مکرر دیدیم که همان زیارت عادى که مردم مى‏خوانند را ایشان مى‏خواند و این‏که به شکل خاصى زیارت کنند نبود؛ بلکه مثل همه مردم عادى زیارت مى‏خواندند و با همین توجه زیارت مى‏کردند و گاه مدت‏ها در گوشه اى مى‏نشستند در حالت فکر و عالم ذکر بودند و توسل به آن حضرت داشتند؛ یعنى در ضمن زیارت، ذکر هم داشتند؛ اما ذکر نفسانى، نه لفظى. ذکر لفظى را به همان زیارت کوتاه اکتفا مى‏کردند. همچنین در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام بیشتر حالت تذکر و ذکر بود. زیارت با تذکر و تفکر، و گاهى طلاب که طلب نصیحتى مى‏کردند، مى‏فرمودند: اهل محاسبه و مراقبه باشید و با این دو بال، انسان خود را به مقام حقیقى زیارت مى‏رساند تا اثر زیارت در وجود انسان ظاهر شود.
چگونه از زیارات، بیشتر نتیجه بگیریم؟
براى این‏که نتیجه بیشترى از زیارت ببریم، یکى از راهها، دعاى جمعى است؛ یعنى هر کسى براى دیگرى دعا کند. اگر همه یکدیگر را دعا کنند، اثر دعا بیشتر مى‏شود و به استجابت هم نزدیک‏تر است. خداى متعال اجتماع و هم‏بستگى مؤمنین را بسیار دوست دارد؛ لذا زمانى که از خدا چیزى مى‏خواهیم، به جمعى به محضر ربوبى برویم و از صلحا و علما التماس دعا داشته باشیم. این از دستورات دین است. آیت‏الله بهاءالدینى مى‏فرمود: ما با ارواح مؤمنین سروکار داریم و همراه با ارواح مؤمنین دعا مى‏کردند. شاید دعاى چهل مؤمن که در نماز شب توصیه شده، یعنى از روح ایشان هم استمداد مى‏گیریم و حالت جمعى که عرض شد، به این نحو حاصل بشود. لذا اگر کسى مى‏خواهد به زیارت برود، با خانواده و با توجه جمعى به زیارت برود تا اثر بیشترى نصیب او گردد.
 
[1] . صحیفة الإمام الرضا( علیه السلام)، ص 65.
[2] . میرزاحسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 2، ص 76.
[3] . حشر، آیه 22 و 24.
[4] . غافر، آیه 60.
[5] . یس، آیه 27.