فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

کاظمینیات

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
«المشهد الکاظمى» که بعدها به «کاظمین» شهرت یافت، مدفن امام موسى کاظم (ع) و امام جواد (ع) است؛ این شهر که در طول تاریخ، فراز و نشیب‏هاى فراوانى را پشت سر گذاشته، در یک فرسخى بغداد قرار دارد. امام موسى کاظم (ع) به قدرى اهل بخشش و سخاوت و رسیدگى به نیازمندان بود که خانه او «باب الحوائج» خوانده مى‏شد. در برهه‏هایى از تاریخ، میان شیعیان و اهل سنّت بغداد، درگیرى‏هاى مذهبى به وجود آمده و شمار فراوانى از مردم این شهر کشته شدند. این شهر در سال 656 هجرى مورد هجوم مغولان قرار گرفت. در دوران خلافت «الناصر» عباسى که گرایش‏هاى شیعى داشت، زائران حرم آن دو امام- بر خلاف دوره‏هاى دیگر- مورد آزار و اذیت حکومت قرار نمى‏گرفتند. در دوران صفویه ضریحى فولادى براى حرم شریف کاظمین ساخته و با کاروانى بزرگ از ایران به کاظمین انتقال یافت. نوبسنده در این مقاله بر آن است آنچه درباره این شهر شایان ذکر است، در قالب بیست بند کوتاه بیان کند.
 
کلیدواژه‌ها

 

  1. نام قدیمى کاظمین، «المشهد الکاظمى» بود است. نام «کاظمین» یا «جوادین» یا «کاظمیّه» در دهه‏هاى اخیر درباره این حرم شریف شهرت یافت. بقعه کاظمین هم در اصل، از املاک «کشّى‏ها» بوده است؛ قومى که در اواخر قرن پانزدهم میلادى از رشته‏کوه‏هاى شرقى منطقه لرستان به آن‏جا مهاجرت کردند و در سرزمین بابل مستقر شدند و حکومتى تشکیل دادند.[1]
  2. پیش از آن‏که امام کاظم (ع) در این منطقه دفن شود و پیش از آن‏که به نام «مقابر قریش» شهرت یابد، معروف به «قبور الشهداء» بود. گروهى از یاران حضرت على (ع) که در رکاب آن امام، با خوارج نهروان جنگیدند، در هنگام بازگشت، وقتى به این منطقه رسیدند، از دنیا رفتند و امام على (ع) آنان را در همان‏جا به خاک سپردند.[2]
  3. ممنوعیت زیارت قبور امامان (علیهما السلام) در دوره سلطه خلفا به کربلا محدود نمى‏شد. از سوى حکومت دستورى صادر شده بود که از زیارت «مقابر قریش» و «حائر» جلوگیرى شود. خلیفه به وزیر خود دستور داده تا اهل منطقه فرات و برسى‏ها را از زیارت مقابر قریش نهى کنند و هر که را که به زیارت آن مقابر مطهر مى‏رفت، دستگیر کنند.[3]
  4. از اوایل قرن سوم هجرى، اندکى پس از دفن امام کاظم و امام جواد (علیهما السلام) در منطقه‏ «مقبرة الشهدا»، به تدریج آن‏جا حالت شهر به خود گرفت و پناهگاه و مأواى مظلومان و فراریان از چنگ حکومت‏هاى ظالم گشت و اولین ساکنان آن هم کسانى بودند که به قصد

خدمت به مزار این دو امام و مراقبت از این مقابر شریف به آن‏جا رفتند. این مکان به تدریج توسعه یافت و تبدیل به یک شهر شد. در قرن ششم یتیم‏خانه‏اى در کاظمین ساخته شد که محلّ نگه‏دارى کودکانى بود که پدران و بستگانشان از سوى حاکمان جور کشته مى‏شدند و سرپرستى نداشتند که به آنان رسیدگى کند.[4]

  1. امام موسى کاظم (ع) در حال حیات، اهل بخشش و سخاوت و رسیدگى به نیازمندان و حلّ مشکلات گرفتارانى بود که از همه بلاد به محضرش مى‏رسیدند. اموال فراوانى که از اطراف و اکناف به دست آن حضرت مى‏رسید، با سخاوت تمام میان فقرا و نیازمندان تقسیم مى‏کرد و گره از کار آنان مى‏گشود و خانه او، خانه امید حاجتمندان بود. به این سبب به «باب الحوائج» معروف گشت. هنوز هم آنان که ضریح مطهرش را زیارت مى‏کنند و گرفتارانى که بر گرد قبر منوّرش در کاظمین مى‏چرخند، اطمینان دارند که به سراغ «باب الحوائج» آمده‏اند و حاجت‏هاى‏شان برآورده خواهد شد.[5]
  2. دوران خلافت «الناصر» عباسى، از پربارترین ایام براى پیروان اهل‏بیت بود. خلیفه که گرایش‏هاى شیعى داشت و برخلاف پدرانش رفتار مى‏کرد، حرم حضرت موسى بن جعفر (ع) را محلى امن و پناهگاه براى هر کس که به آن‏جا پناه مى‏آورد قرار داده بود. از این رو مردم هم در گرفتارى‏ها و هنگامى که تحت تعقیب بودند، به کاظمین رفته و به قبر امام کاظم (ع) پناهنده مى‏شدند. خلیفه هم از خطاى پناهندگان به این بارگاه چشم مى‏پوشید و به آنان نیکى مى‏کرد و مشکل آنان را برطرف مى‏ساخت.[6]
  3. در سال 1216 قمرى در پى حملات غارتگرانه وهابیان به اماکن مذهبى عراق، گنجینه ارزشمند نجف اشرف را به کاظمین آوردند و در خزانه موسى بن جعفر (ع) قرار دادند تا از دستبرد و غارت وهابیان در امان بماند. عهده‏دار این کار، «حاج محمدسعید بیک» بود. این ماجرا را به حکومت ایران هم خبر دادند و تصمیمات گرفته شده را گزارش کردند.[7]
  4. در برهه‏هایى از تاریخ، نزاع‏هاى مذهبى میان شیعیان و اهل سنّت در بغداد پیش آمده که به قتل و غارت انجامیده است؛ از جمله در ربیع‏الاول 442 فتنه‏اى میان شیعه و اهل سنت در بغداد رخ داد که در پى آن، از زیارت مرقد امام کاظم و امام جواد (علیهما السلام) جلوگیرى کردند و اهالى باب البصره جلوى ورود گروهى از شیعیان را که از شهر مقدس قم براى زیارت این‏ دو امام آمده بودند، گرفتند و سه نفر از زائران هم کشته شدند. در سال 443 هجرى نیز فتنه‏اى بزرگ میان این دو فرقه پدید آمد که به «حادثه بغداد» مشهور شد و تعداد زیادى از دو طرف کشته شدند و غارتگرانى که از اطراف آمده بودند، به حرم مطهر این دو امام تعرض و اهانت کرده و آن را آتش زدند و غارت کردند و قصد نبش قبور را داشتند که خداى متعال، کید آنان را برگرداند.[8]
  5. در سال 554 هجرى، رودخانه دجله در بغداد طغیان کرد و آب، شهر را فرا گرفت و همه خانه‏ها، قبور و اماکن و مقبره‏ها، حتى مقبره احمد بن حنبل به زیر آب رفت؛ اما حرم مطهر این دو امام مصون مانده و آب به آن نرسید و این نشانه‏اى شگفت به شمار آمد.[9]
  6. معزّالدوله دیلمى در سال 334 هجرى به بغداد آمد و حکومت را به دست گرفت. در آن دوران، براى حرم این دو امام صحنى ایجاد شد که با دیوارى بلند، حرم را احاطه کرده بود. معزالدّوله گروهى از سربازان خود را براى حفاظت از حرم گماشت و تا یک کیلومترى مشهد کاظمین را حرم قرار داد و در اطراف صحن هم حجره‏هایى براى سکونت شیعیانِ طالب علم بنا کرد و از عالمانى همچون «ابن قولویه» دعوت کرد که به بغداد آیند و به توسعه فرهنگ تشیع بپردازند. خود او همراه وزرا و شخصیت‏هاى حکومتى هر پنج‏شنبه به زیارت حرم مى‏آمد و شب جمعه را در خانه بزرگى که در اطراف حرم بنا کرده بود مى‏گذراند و عصر جمعه به بغداد بازمى‏گشت.[10]
  7. بغداد در سال 656 هجرى مورد هجوم مغولان قرار گرفت و هشتصدهزار نفر شیعه و سنّى کشته شدند. هلاکوخان فرمان داد تا منجنیق‏ها کاظمین را هدف قرار دهند. حرم طعمه حریق شد و خساراتى به آن وارد آمد. حرم کاظمین، تنها حرمى بود که در هجوم مغولان به عراق آسیب دید؛ چون پس از اقدامات گروه اعزامى از حلّه به دربار هلاکو، توافق شد که نجف و کربلا و دیگر مشاهد، از حمله مغولان در امان باشد.[11]
  8. در دوران صفویه دستور ساخت ضریحى فولادى براى حرم شریف کاظمین داده شد. در سال 1115 قمرى این ضریح که با کاروانى بزرگ از دانشمندان دینى و وزرا به رهبرى «شیخ‏الاسلام شیخ جعفر کمره‏اى» همراهى مى‏شد، از ایران به کاظمین انتقال یافت. ضریح بسیار بزرگ و باشکوه بود و جملاتى از سوره دهر و آیات دیگرى از قرآن مجید و قطعات شعرى بر آن برجسته شده بود. هنگام نصب ضریح، جشنى برپا شد و هزاران ایرانى و عراقى در آن حاضر شدند.[12]
  9. سید جمال‏الدین اسدآبادى در مسیر مبارزات خویش، سفرهایى هم به عراق داشت. او در مدت اقامت سه ماهه‏اش در بغداد، با آن‏که به شدت زیر نظر بود، سفرهاى زیارتى پنهانى هم داشت؛ از جمله روزهایى را که در کاظمین، در خانه «ملا احمد یزدى» به سر مى‏برد و جلسات سرّى در زیرزمین خانه او داشت، در ایجاد شور انقلابى در «عبدالمحسن کاظمى» شاعر حماسى کاظمین داشت؛ چون خانه او متّصل به محلّ اقامت سید بود.[13]
  10. در سفرنامه ادیب الممالک که در 1273 قمرى به کاظمین رفته، چنین آمده است:

از بغداد کهنه تا کاظمین، یک فرسنگ بیشتر است و صفاى راهش بى‏حدّ و مرز. کاظمین به قدر هزار خانوار جمعیت دارد؛ لیکن اهالى آن‏جا شبى سر بر بالین راحت نمى‏گذارند. بى‏نظمى در آن ولایت بسیار است و سارقین بى‏شمار. همه کس باید شب پاس خود بدارد و شبى به روز آورد. پنج رباط و چهار حمّام دارد. باغاتش بسیار است و نخلستان‏هاى آن بیش از عرض اظهار ....[14]

  1. شهید آیت‏الله سید محمدباقر (رحمه الله) صدر در 1353 قمرى در شهر کاظمین به دنیا آمد. سه سال بعد، خواهرش شهید بنت‏الهدى صدر در همین شهر زاده شد. شهید صدر تحصیلات ابتدایى خود را در کاظمین گذراند و به تحصیل علوم دینى در همین شهر پرداخت. سپس به نجف مهاجرت کرد و در محضر بزرگان این حوزه درس آموخت و به مقام اجتهاد رسید. وى و خواهرش بنت‏الهدى در 1400 قمرى به دست حکومت بعثى عراق به شهادت رسیدند.[15]
  2. خواجه نصیرالدین طوسى از دانشمندان برجسته شیعه، پس از عمرى تلاش علمى و تألیف و تحقیق، در بغداد وفات یافت. در آخرین بیمارى که به درگذشت وى انجامید، از او خواستند تا وصیت کند که جسدش را پس از وفات به نجف ببرند و در جوار مرقد حضرت امیر (ع) به خاک سپرده شود؛ ولى خواجه نصیر گفت: «نه، من چنین وصیت نمى‏کنم؛ چون از آقا و سرورم امام موسى بن جعفر (ع) شرم دارم.»[16] از این رو در جوار حرم کاظمین دفن شد. مقبره او در رواق غربى حرم مطهّر قرار دارد.
  3. در 1332 قمرى که سربازان انگلیسى از راه بصره وارد عراق شدند، مردم از علماى‏ دین کسب تکلیف و درخواست فتواى جهاد با متجاوزان کردند. علما به درخواست مردم پاسخ مثبت دادند. پیشاپیش آنان سید مهدى حیدرى از عالمان بزرگ کاظمین بود که فتوا به وجوب دفاع داد و مردم را به تجمع در حرم امام کاظم (ع) کرد. صحن کاظمى پر از جمعیت شد. ایشان به منبر رفت و اعلام کرد که خودم و فرزندان و بستگانم آماده جهاد با قواى انگلیسى هستیم. به علماى نجف و کربلا و سامراء هم تلگراف زد. گروهى از علما هم به نداى او لبّیک گفتند که از آن جمله مى‏توان از میرزا محمدتقى شیرازى در سامراء و شیخ الشریعه از نجف و سید کاظم یزدى و دیگران نام برد. جمعیتى عظیم به رهبرى علما با سر دادن شعارهایى به سمت بغداد عزیمت کردند تا از آن‏جا به میدان نبرد با انگلیسى‏ها بروند. پایان این جهاد با شکست و عقب‏نشینى انگلیسى‏ها همراه بود. آن نبرد که به «جنگ روطه» یا «نبرد چهارشنبه» معروف شد، از کاظمین آغاز شد.[17]
  4. در کتاب «الدرّ النظیم» آمده است: امام کاظم (ع) محلّ بقعه‏اى که در آن مدفون است را پیش از وفاتش خریده بود. وقتى امام جواد (ع) هم وفات یافت، در همان بقعه کنار جدّش موسى بن جعفر (ع) و پشت قبر آن حضرت به خاک سپرده شد. بر قبر این دو امام، بنایى ساخته شد که به آن «کاظمین» مى‏گفتند. زائران شیعه، آن دو امام را از مسجدى که در آن نزدیکى بود و به «مسجد باب التِّبن» شهرت داشت، یا از پشت دیوار آن بقعه زیارت مى‏کردند؛ چون ناامن بود و از اهل غرض و مرض بیم داشتند. «زبیده» همسر هارون‏الرشید هم قطعه زمینى در آن نزدیکى داشت که بعدها محل سکونت جمعى از شیعیان شد و کارشان غسل مردگان و حفر قبر و امور دیگر مربوط به دفن مردگان بود. سپس شیعیان دیگرى در آن‏جا اقامت گزیدند تا به زائران قبر آن دو امام بزرگوار خدمت کنند و پس از مدتى کوتاه، آن منطقه (مقابر قریش و اطرافش) به یک آبادى تبدیل شد و دو ضریح جداگانه بر قبر آن دو امام نهاده شد. در زمان دیلمیان که بیم و خطر و ممنوعیت‏ها از زائران برطرف گشت، بر ازدحام جمعیت و سکونت در آن‏جا افزوده شد.[18]
  5. علامه مجلسى (رحمه الله) در ذیل روایاتى که مى‏گوید: «زیارت امام حسین (ع) مقدم بر دیگر ائمه است، امّا زیارت امام کاظم و امام جواد (علیهما السلام) در کاظمین، جامع‏تر و اجرش بیشتر است»، مى‏نویسد: یا به این معناست که زیارت امام حسین (ع) با این دو امام، جامع‏تر است، یا به این معناست که زیارت این دو امام، جامع‏تر از زیارت امام حسین (ع) به تنهایى است؛ زیرا اعتقاد به امامت این دو امام، مستلزم اعتقاد به امامت سیدالشهدا (ع) است، ولى عکس آن نیست (چه‏بسا کسانى امام حسین (ع) را به امامت قبول داشته باشند، ولى این دو امام را نه) پس گویا زیارت این دو امام، شامل زیارت آن امام مى‏شود. افزون بر این‏که زیارت امام کاظم و امام جواد (علیهما السلام) مخصوص به خواصّ شیعه است.[19]
  6. در روایاتى از حضرت رضا (ع) درباره زیارت قبر امام کاظم (ع) آمده است: «قبر آن حضرت را از پشتِ حجاب، یا بیرون و پشت دیوار، یا از مساجد اطراف، یا از پشتِ پل و ... زیارت کنید.»[20] این‏گونه توصیه‏ها اشاره به بیم و خطر براى زائران از سوى حاکمان و مخالفان دارد و در شرایط تقیّه بیان شده است.

 

[1] . جعفر الخلیلى، موسوعة العتبات المقدسه، ج 10، ص 30.

[2] . همان، ص 33.

[3] . على کورانى، الامام الکاظم، سید بغداد، ص 27.

[4] . موسوعة العتبات المقدسه، ج 10، ص 52.

[5] . همان، ج 9، ص 44.

[6] . همان، ص 109.

[7] . همان، ص 126.

[8] . سید قاسم حسینى جلالى، کامل مزارات اهل البیت فى العراق، ص 315.

[9] . همان، ص 316 به نقل از: حسن الأمین، دائرة المعارف الاسلامیه الشیعیه، ج 9، ص 322.

[10] . میرزا عباس فیض قمى، تاریخ کاظمین، ص 74- 77( به نقل از: حسین آیدرم، سیماى کاظمین، ص 42).

[11] . سیماى کاظمین، ص 56( به نقل از: موسوعة العتبات المقدسه).

[12] . همان، ص 64.

[13] . همان، ص 69( به نقل از: على، الوردى، لمحات اجتماعیه، ج 3، ص 296).

[14] . سفرنامه ادیب الممالک، ص 92( به نقل از: سیماى کاظمین).

[15] . مصطفى قلى‏ زاده، شهید صدر، بر بلنداى اندیشه و جهاد، ص 155- 157.

[16] . محمدباقر موسوى خوانسارى، روضات الجنّات، ج 6، ص 319.

[17] . موسوعة العتبات المقدسه، ج 9، ص 137.

[18] . همان، ص 162.

[19] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 99، ص 3.

[20] . همان، ص 4.