نوع مقاله : مقاله پژوهشی
کاظمیه
کتابهاى بسیارى درباره کاظمیه نوشته شده که برخى از این آنها مختصر و برخى مفصل هستند. همچنین در زمینه دایرةالمعارف نویسى و موسوعه نگارى که در قرن اخیر در ممالک اسلامى رواج یافته، برخى آثار موسوعه اى پیرامون ناحیه مقدس کاظمیه تهیه و تألیف شده است. علاوه بر این آثار مستقل، کتابها و نوشته هاى دیگرى نیز وجود دارد که مؤلف، بخشى از اثر را به کاظمیه اختصاص داده است.
مرحوم «جعفر الخلیلى» از نویسندگان و روزنامه نگاران نامدار قرن بیستم عراق است که اصالتى ایرانى داشته و از خاندان مشهور «خلیلى رازى تهرانى» است. آیت الله ملا على خلیلى رازى (درگذشته 1297 ق) جدّ وى بوده و علامه میرزا حسین خلیلى تهرانى (درگذشته 1326 ق)، از آیات ثلاث نجف در عهد مشروطه و از مراجع معظم تقلید در عصر قاجار و عموى پدرش مى باشد. خلیلى تألیفاتى دارد که از همه مشهورتر «موسوعة العتبات العالیات» او و «هکذا عرفتُهم» مى باشد. وى در موسوعه عتبات عالیات، به کاظمیه نیز پرداخته که در این نوشتار، گزارشى از مجلدات اختصاص یافته به کاظمیه در موسوعه او تهیه کرده ایم.
بخش کاظمیه در 3 جلد آمده و مجموعا مجلد نهم و دهم از موسوعه خلیلى را تشکیل داده است. از محاسن کار خلیلى، کمک گرفتن از محققان اهل فن در زمینه نگارش محتویات این موسوعه است. کتاب وى مصور بوده و اگرچه کیفیت تصاویرش پایین است، ولى برخى تصاویر و عکسهاى نادر و ارزندهاى در کتاب وى آورده شده است. ناگفته نماند که معرفى این کتاب بر اساس چاپ دوم از موسوعه خلیلى (چاپ مؤسسه اعلمى، بیروت، 1407 ق) مىباشد و در سه بخش، هر کدام از جلدهاى سهگانه اختصاص داده شده به کاظمین را به صورت مختصر معرفى مىکنیم.
جلد اول
جلد اول کاظمیه در واقع مجلّد نهم از موسوعه عتبات خلیلى است و شامل چندین مقاله مىباشد. اولین مقاله این جلد با عنوان «الکاظمیة قدیماً» درباره گذشت کاظمیه و نوشته دکتر مصطفى جواد است. وى در این مقاله از سابقه کاظمین و اینکه مکان شهر کاظمین داراى قدمتى در حدود 4000 سال است، سخن مىگوید. سپس به براثا و مسجد آن، مسجد عتیقه و مقابر قریش مىپردازد که مکان دفن باب الحوائج امام موسى بن جعفر (ع) در ابتدا در همین مقابر قریش بوده و سپس نام کاظمیه بر مقابر قریش غلبه مىکند. خطیب بغدادى از علماى سنى قرن چهارم هجرى از ابوعلى حسن بن ابراهیم خلال نقل مىکند: «هیچ چیزى مرا مغموم و اندوهناک نساخت، الا اینکه با زیارت مزار موسى بن جعفر و توسل به او، خداوند متعال گرفتارى و اندوهم را بدان صورت که دوست داشتم، رفع مىکرد». از نکات این بخش نامگذارى نادر و کمکاربرد «کاظمَین» به «جوادَین» است.
مقاله دوم این جلد با عنوان «عرض جامع»، نوشتهاى از خود جعفر خلیلى در رابطه با زندگى حضرت کاظم (ع) و نوه بزرگوارش امام جواد (ع) است. وى از علم، حلم، کرامت، اخلاق، زهد، ادب، حکمت و دیگر فضایل امام کاظم (ع) سخن گفته و مىنویسد:
اینکه وى را «باب الحوائج» مىخوانند بدین سبب است که عطایا و بخشهاى او بسیار بوده و حاجات مردم را برآورده مىساخت و مشکلاتشان- حتى مشکلات غیر شیعیان- را حل مىفرمود.
خلیلى پس از بازگویى برخى مناظرات امام هفتم و شهادت حضرت، به بیان زندگانى امام جواد (ع) و ازدواج اجبارى ایشان با امفضل پرداخته و از علم و رشادت و مناظرات حیرتانگیز ایشان مطالبى را بیان مىکند.
مقاله سوم این جلد «کاظمین در شعر فؤاد عباس» است که بر اساس حروف ابجد تنظیم شده و مضمون آن اشعارى در مدح یا رثاى کاظمین و نیز گزارش تعمیرات و حوادث آستانه مقدس کاظمین است. در این بخش، اشعارى از شیخ کاظم جابرى، سید حیدر حلّى، دعبل خزاعى، سید رضى، سید صالح قزوینى، عبدالباقى فاروقى، عبدالغفار اخرى، شیخ عبدالمحسن کاظمى (اعجوبه ایرانى اهل تبریز در زمینه ادبیات و شعر عرب)، مهیار دیلمى و عدهاى دیگر از ادبا و شعرا نقل گشته است. بدیهى است که حجم اشعار سروده شده پیرامون حضرات کاظمین (علیهم السلام) به دهها برابر این حجم مىرسد، ولى نویسنده در پى استقصاى تام نبوده است.
مقاله بعد، از زندهیاد حسینعلى محفوظ است که به یاد و نام کاظمیه در منابع عربى اختصاص دارد. چیزى شبیه شناختنامهنگارى کاظمین در منابع عربى. وى از «الکامل فى التاریخ» ابناثیر حوادث و وقایع گوناگونى را در سالهاى مختلف بیان مىکند. جنگها، حوادث طبیعى، دفن بزرگان در این مکان، احوال علما و فتنههاى مذهبى، از مطالب این بخش است. برخى دیگر از منابع نگارنده این مقاله از این قرار است:
الجامع المختصر؛ مختصر الاخبار (ابنساعى)؛ فرحة الغرى (عبدالکریم طاووسى)؛ الفخرى؛ حوادث جامعه (منسوب به ابنفوطى مروزى)؛ تاریخ بغداد (خطیب بغدادى)؛ منتظم (ابنجوزى)؛ مرآة الزمان؛ منتخب المختار (سلامى)؛ دوحة الوزراء.
از تلخترین حوادثى که در کاظمیه روى داده، داستان شیعه بغداد در عصر شیخالطائفه طوسى است که حتى منجر به نبش مزار مبارک امامین کاظمین (ع) براى دستیابى به جسد مبارکشان مىشود. امرى که غیرت خداوند آن را برنتافته و به انجام نمىرسد. در زمانى نیز حاکمى معاند یا غافل براى اثبات ادعاى شیعیان در عدم پوسیده شدن اجساد امامان، قصد حفر مزار کاظمیه را داشت که حفر قبر شیخ کلینى (ره) و نمودار شدن جسد مطهر و سالم وى پس از مرگ، حاکم را به حقانیت ادعاى شیعیان معترف کرد.
در نیمه اول قرن پنجم هجرى، شیعیان بغداد و کاظمیه در گرفتارى فراوان بودند و توسط نابخردان آزار بسیار مىیدند و برخى مجادلات مذهبى و فشارهاى عامه بر شیعیان باعث حوادث ناگوارى مىشد. بهویژه سال 443 هجرى که ابناثیر درباره حوادث این سال مىنویسد: «جرى من الامر الفظیع ما لم یجر مثله فى الدنیا»؛ یعنى ماجراى دردناک این سال در دنیا مانند نداشت. در همین عصر است که کتابخانه رهبر شیعیان جهان، یعنى شیخ طوسى آتش زده مىشود. اما از آنجا که «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» وى به نجف رفته و حوزهاى بىنظیر در سایهسار فیوضات حضرت امیرالمؤمنین (ع) تأسیس مىکند.
از نکات بارز در میان برگزیدههاى منابع متأخر، بیان حوادث زمان مشروطه و جنگ جهانى اول تا انقلاب 1920 عراق و نقش علماى کمنظیر و مجاهد شیعه در دفاع از ممالک اسلامى است؛ علمایى چون آخوند خراسانى، سید سعید حبّوبى، محمدتقى شیرازى، شیخ مهدى خالصى، سید مهدى حیدرى و دیگر علماى عتبات نجف، کربلا، کاظمیه و سامراء. زندهیاد محفوظ در بخش سوم مقاله به یادکرد کاظمیه در دایرةالمعارفها و منابع عمومى مىپردازد. مثلا خواند و «اعیان الشیعه» که آن به «احسن الودیعه» که کاظمین را معدن شیعه و ابرار و مرکز علما و اخیار مى
جا را «کثیر البرکات» نامیده و «تاریخ الشیعه» مظفر که علاوه بر نکاتى چند، از جلوه درخشان شعر و ادب در گذشته و حال کاظمیه خبر مىدهد. «زهر الربیع» و «وفیات الاعیان» نمونههایى از مصادر محفوظ در این بخش است.
قسمت دیگر مقاله، یادکرد کاظمیه در سفرنامههاست؛ از جمله سفرنامه ابنجبیر، سفرنامه ابنبطوطه، سفرنامه ادیبالملک و سفرنامه عبدالوهاب عزامى. این بخش بسیار ناقص است؛ در حالى که براى یادکرد کاظمیه در سفرنامههاى فارسى، آن هم تنها در عهد قاجار مىتوان یک کتاب قطور تدوین کرد. بخش آخر مقاله، مختص جغرافیاى کاظمیه در کتب جغرافى و اطلس است.
مقاله بعدى با عنوان «الکاظمیه فى المراجع الغربیه» از جعفر الخیاط است. او در چند بخش و در اعصار مختلف وضع کاظمیه و شرح حال دو امام معصوم مدفون در آنجا را بررسى کرده و گاه تعلیقاتى بر منتخبات داشته و نکاتى را هم توضیح داده و اشکالاتى را بر نوشتهها وارد مىکند. بخش مهمى از اواخر این مقاله طولانى به حوادث جنگ جهانى اول، اشغال عراق توسط انگلیس و جهاد علماى شیعه علیه استعمار پیر، حوادث ثورة العشرین (انقلاب 1920 عراق) و برخى اتفاقات پس از آن در نیمه اول قرن بیستم مىپردازد که از نوشتههاى غربىهاى مقیم عراق یا سفر کرده بدانجا یا نویسندگان غربى صاحب تألیف پیرامون آن حوادث برداشت شده است.
جلد دوم
جلد دهم موسوعه که حجمش تقریبا دو برابر جلد نهم است نیز مختص کاظمین است. در واقع این مجلد، خود دو جلد جداگانه است و بنابر این 3 جلد از موسوعه خلیلى، به کاظمین اختصاص یافته است.
«السلک الناظم لدفناء مشهد الکاظم (ع)»، مقالهاى در جزء دوم بخش کاظمین است که مصطفى جواد آن را در اواخر زندگانىاش نگاشته است. تا پیش از شهادت امام کاظم (ع) به منطقه کاظمیه، «مقابر قریش» گفته مىشد، ولى پس از شهادت حضرت امام کاظم (ع) و دفن مظلومانه ایشان در این منطقه، «مشهد الکاظم (ع)» بر نام پیشین غلبه یافت و این منطقه اگرچه در حومه بغداد بود، ولى به تدریج، خود شهر بزرگ و مشهورى شد و امروزه متصل به بغداد است. ابواسحاق مدنى دو سال پس از شهادت امام کاظم (ع) یعنى در سال 185 هجرى درگذشته و در کاظمین مدفون گشته است. وى اولین شخصیت نامبرده در مقاله است. البته ناگفته نماند که در حوالى این ناحیه، پیش از آنکه حتى مقابر قریش ایجاد شود، بزرگانى دفن شدند؛ چنانکه گفته شده شهداى جنگ نهروان به دستور حضرت امیر مؤمنان (ع) در این منطقه دفن گشتهاند. اما به هر حال رونق زندگى و شیوع دفن بزرگان در این ناحیه، پس از دفن امام همام حضرت موسى بن جعفر الکاظم (علیهم السلام) بود و اندک اندک شهرى شیعهنشین ایجاد شد. حتى «شونیزیه» و مقابر قریش هم تحت شعاع عظمت این خطه از بهشت قرار گرفت و با اینکه از حدود سى سال پیش از شهادت حضرت کاظم (ع) برخى نابکاران در این حوالى دفن شدند، ولى بر اساس قانون «جاء الحق و زهق الباطل» این خطه همواره کاظمیه و جوادیه بوده و خواهد ماند.
نگارنده مقاله 9 نفر از قرن سوم را مدفون در کاظمیه یاد مىکند که البته عبیدالله طاهرى (درگذشته 300) را باید در قرن چهارم یاد مىکرد؛ چرا که با غروب خورشید روز آخر ذىحجه 299، قرن چهارم آغاز مىشود. در قرن چهارم تعدادى دیگر از عالمان، فقیهان، محدثان، سیاستمداران و ادیبان مدفون در کاظمیه دفن شدند که ابنجعابى، ناشى صغیر، ابن قولویه و ابنحجاج در زمره آنانند. نگارنده، برخى شرح حالها را مختصر و بعضى را مفصل آورده است. نکته مهم درباره مدفونان در کاظمیه، تنوع مذهبى آنهاست؛ به گونهاى که شخصیتهاى شیعه و سنى در این منطقه مدفونند و این نشان دهنده عنایت عده
اى از دانشمندان اهل تسنن به تبرک داشتن و منور بودن این مکان و التفات به برکات نازل بر مدفونین این منطقه است. همچنین افراد مدفون در این مکان مقدس و سایر امکنه مقدسه نیز گاه با وصیت و گاه بىوصیت در این نقطه نورانى از عالم خاک دفن شدهاند.
وانهادن نام عدهاى از علما و شخصیتهاى شیعى درگذشته در قرن چهارم و مدفون در کاظمیه، از نقایص این بخش از مقاله و بلکه سایر بخشهاست. در قرن پنجم 9 تن را یاد مىکند که دومین نفر علامه محقق شیخ مفید است. در قرن بعدى بیش از 40 تن را نام برده و براى برخى ادبا و شاعران، نمونهها و شواهدى از اشعار را نیز آورده است.
مصطفى جواد بیش از 60 شخصیت مدفون در کاظمیه را در بخش مختص به درگذشتگان قرن هفتم معرفى مىکند که از همه مشهورتر، خواجه نصیرالدین طوسى است؛ همان که از ویرانى تمدن اسلامى در اثر حمله مغول جلوگیرى کرد و خود بر بناى آن افزود و مشعل دار علم و دانش در دوره توحش و نوزایى اروپا بود. جرجى زیدان مسیحى در کتاب «آداب اللغة العربیه» پیرامون جنبش روشنگرانه علمى خواجه نصیر مىنویسد:
زَها العلمُ فى بلاد المغول على ید هذا الفارسى، کأنه قبسٌ منیر فى ظلمةٍ مدلهمة؛ یعنى دانش در دوران تاریک حمله مغول، به دست این شخصیت ایرانى شکوفا شد؛ گویى خواجه نصیر طوسى چونان مشعلى نورانى در یک تاریکى دهشتناک بود.
خواجه نصیرالدین طوسى در اواخر زندگى وصیت کرد که وى را پس از مرگ در کاظمیه دفن کنند. زمانى که از فضل دفن در نجف یا کربلا سخن گفتند، فرمود: «من حیا مىکنم پس از مدتهاى مدید بهرهورى از فیوضات این آستان مقدس، به جاى دیگر بروم» و امر نمود تا بر روى قبر وى این آیه شریفه را بنویسند: (وَ کَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصِیدِ). براى زائران عتبه کاظمیه، شایسته و بایسته است که پس از زیارت امامین کاظمین (علیهم السلام) با طهارت قلب و اخلاص تام، مزار مقدس امثال خواجه نصیر، ابن قولویه و شیخ مفید را زیارت کنند؛ کسانى که پس از ائمه اطهار، از بارزترین مصادیق «علماء امتى افضل من انبیاء بنیإسرائیل» هستند و نه تنها از مشاهیر و افتخارآفرینان عالم تشیع و جهان اسلام که بىتردید از مفاخر تاریخ بشر به شمار مىروند. نویسنده مقاله در قرن هشتم تنها دو نفر را یاد مىکند و گویى جناب عزرائیل اجازه اتمام مقاله را به وى نداده است. با پایان این مقاله، این جلد نیز به اتمام رسیده و در واقع این جلد را باید تماما به نام مصطفى جواد ثبت و ضبط نمود.
نکتهاى که باید از بیان آن غفلت نشود، اهمیت پرداختن به مشاهیر مدفون در عتبات و حتى غیر عتبات است. جداى از مرغوب و مستحسن بودن زیارت مشاهد و مزارات و قبور بزرگان صحیح العقیده و صالح العمل، زیارت قبور و مزار بزرگان فیوضاتى را در دنیا یا آخرت نصیب آدمى مىکند.
یکى از اشکالات و نقایص تحقیق مصطفى جواد، عنایت بیشتر به منابع اهل سنت و یاد نکردنِ بسیارى از دانشمندان شیعه مدفون در کاظمیه است که احوال آنان در آثار شیعه آمده است. اگر چه درباره مدفونان کاظمیه چند کتاب مستقل نگاشته شده، ولى این جلد از موسوعه عتبات خلیلى هم شایسته ترجمه و استدراک و تکمیل است؛ چه درباره بزرگانى که از انتهاى قرن دو تا قرن هشتم دفن شدهاند و چه انبوه عالمان بزرگ و مراجع معظم شیعه. علاوه بر متقدمینى چون ابوسبحه، مهلّبى، سید رضى و سید مرتضى (که این دو عالم بزرگوار مدتى در آنجا دفن بودند) و ابنعلقمى، تا عالمان دوران اخیر، چون سید اسماعیل صدر، سید حسن صدر، سید هبة الدین شهرستانى و دیگران.
جلد سوم
جلد سومِ بخش کاظمین نیز شامل چند مقاله است. اولین مقاله از جعفر خلیلى است که درباره بادیهنشینى، شهرنشینى و تمدن و نیز توضیح اصطلاحات خانواده، قبیله و ... بوده و درباره مشهد کاظمین و مقابر قریش و تاریخچه شهرنشینى در این ناحیه مطالبى ارائه مىشود و مقاله با بیان چند نمونه شعر درباره کاظمین (علیهم السلام) از جنبه «ختامه مسک» پایان مىیابد.
«بیوتات کاظمیه» مقاله بعدى است که دکتر حسینعلى محفوظ آن را در 5 قسمت نگاشته است. در قسمت اول به طور کلى از خاندانهاى حسنى، حسینى، موسوى و شهرستانى سخن گفته و در قسمت بعدى از خاندانهاى علمى یاد مىشود؛ خاندانهایى چون ازرى، اسدى، اعرجى، بلاغى، حیدرى، خالصى، هندى، زنجانى، سلماسى، شبّر، شوشترى، شهرستانى، صدر، کاظمى، کبّه، محفوظ، معتوق، یاسین و .... تصاویرى از برخى مشاهیر بیوت و شرح حال بعضى نیز آورده شده و در قسمت سوم که مخصوص شرح حال و روزگار خدام آستانه مقدس است، از بیت جمالى، حسنى، ساعتچى، شکر، صافى، کیشوان، کلیددار، مؤذن و ... یاد مىشود. حسینعلى محفوظ از اساتید دانشگاه بغداد است که در سال 1387 شمسى درگذشت و صاحب آثار بسیارى است.
اصلىترین نویسندگان مجموعه موسوعه عتبات عالیات، اساتید دانشگاه بغداد هستند. محفوظ در بخش دیگر، از خاندانهاى معروف کاظمیه یاد مىکند؛ خاندانهایى که یا اصالتا کاظمى هستند یا ساکن کاظمیه بودهاند. خاندانهاى استرآبادى، انصارى، جواهرى، چلبى، حلبى، سعدى، شامى، صفار، عطار، قصاب، قطیفى، کاظمى، مؤید، محلاتى، منذرى، نجار، نعلبند، هلالى و ... در این بخش معرفى شده و در قسمت آخر، به عشایر پرداخته مىشود و تعدادى از قبایل نام برده شدهاند. این جلد را هم در حقیقت باید به نام دکتر حسینعلى محفوظ ثبت کرد.
سخن پایانى
آنچه پیرامون کاظمین در «موسوعة العتبات العالیات» جعفر الخلیلى آمده، اگرچه متنوع و خواندنى است، ولى کامل نیست و موضوعات بسیارِ دیگرى نیز مىتوانست در این مجموعه قرار گیرد. انعکاس معمارى و هنر دوره صفویه در کاظمین، تغییرات عمده در صحنها و رواقهاى حرم در عصر قاجار، کاشىکارىهاى هنرمندانه حرم مطهر، کرامات روى داده براى زوار کاظمین، عنایت اهل تسنن بغداد و غیر بغداد به کاظمین، پرداختن به راویان حدیث از دو امام همام مدفون در این شهر مقدس، سیر دگرگونى حوزه علمیه کاظمیه در اعصار مختلف، کتابخانههاى کاظمیه و مطالب گوناگون دیگرى که مىشد در این مجموعه بدانها پرداخت. اگرچه بعضا اشاراتى که گاه کوتاه هم نیستند به این موضوعات وجود دارد، ولى شاید به دلیل پرهیز از پرحجمتر شدن مجلدات موسوعه، از آنها صرف نظر شده که در این صورت نیز باز اشکال ترجیح مهم بر اهم در درج مقالات باقى است.
در پایان ضمن طلب علوّ درجات براى عالمان بزرگوار شیعى مدفون در کاظمیه، توفیق زیارت و شفاعت امامین کاظمین (علیهم السلام) در دو سرا را از خداوند سبحان براى همه خوانندگان گرامى آرزومندیم.