فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

دو کتاب از یک نویسنده معرفى کتاب «الامام الکاظم (ع) سیّدُ بغداد» و «الامام الجواد (ع)، شبیه عیسى و یحیى و سلیمان»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
نویسنده این مقاله، به معرفى دو کتاب از «على الکورانى العاملى» درباره دو امام مدفون در کاظمین پرداخته است. کتاب نخست، «الامام الکاظم (ع) سیّدُ بغداد» درباره شخصیت امام کاظم (ع)، جایگاه بغداد و مسائل تاریخى و فرهنگى و دینى مرتبط با این دو است. این کتاب، هم از شخصیت والا و نورانى «سیدِ بغداد» سخن گفته و هم به خلفایى چون منصور، مهدى و هارون‏الرشید عباسى و وزراى او اشاره دارد. نویسنده مقاله فصول هفده‏گانه کتاب را نام مى‏برد و در دو مطلب کوتاه از این کتاب، امام کاظم (ع) را دارویى تجربه‏شده و موجب دفع بلا از مردم بغداد مى‏داند. کتاب دوم، «الامام الجواد (ع)، شبیه عیسى و یحیى و سلیمان» است که امامت آن حضرت در دوران کودکى را به پیامبرى عیسى (ع) در گهواره و یحیى‏بن‏زکریا و سلیمان‏بن‏داوود در خردسالى تشبیه مى‏کند. نویسنده مقاله به دوازده فصل این کتاب اشاره و در پایان، خلاصه‏اى از کتاب و چند شعر درباره فضایل آن حضرت ذکر مى‏کند.
واژگان کلیدى: امام کاظم (ع)، امام جواد (ع)، کاظمین، کتاب.
کتاب «الامام الکاظم (ع) سیّدُ بغداد» اثر على الکورانى العاملى‏
این کتاب، پیرامون شخصیت امام کاظم (ع) و جایگاه بغداد و مسائل تاریخى و فرهنگى و دینى مرتبط با این شخصیت و شهر است.
بغداد دیرزمانى پایتخت خلافت اسلامى و مرکز تمدّن و فرهنگ و مکاتب فکرى و مذاهب اسلامى و پر از مؤسسات و کتابخانه‏ها و مدارس و مساجد و تکایا بوده است. مرقد مطهّر امام کاظم (ع) نیز از دیرباز در این شهر، مورد توجّه فراوان بوده است. از این رو طبیعى است که از امام موسى بن جعفر (ع) به عنوانِ «سیدِ بغداد» یاد شود و از ولایت و دوستى و پیوند اهل بغداد با این امام سخن به میان آید.
در این کتاب، هم از شخصیت والا و نورانى امام کاظم (ع) سخن رفته است، و هم به خلفایى چون منصور عباسى، مهدى عباسى و موسى الهادى که از دشمنان آن حضرت بودند، و نیز جایگاه هارون الرشید و وزراى او پرداخته شده است.
کتاب در 17 فصل تدوین شده که عناوین این فصول از این قرار است:
فصل 1. ریشه‏هاى تشیع در بغداد (در 14 بخش)؛
فصل 2. روایات در مورد بغداد (4 بخش)؛
فصل 3. منصور عباسى، بنیان‏گذار بغداد (7 بخش)؛
فصل 4. امام کاظم (ع)، قدّیس بغداد (5 بخش)؛
فصل 5. امام کاظم (ع) و مهدى عباسى (14 بخش)؛
فصل 6. امام کاظم (ع) و موسى الهادى عباسى (4 بخش)؛
فصل 7. خلافت هارون الرشید، قاتل امام کاظم (ع) (5 بخش)؛
فصل 8. وزیران هارون الرشید (6 بخش)؛
فصل 9. هارون و شناخت او نسبت به امامت امام کاظم (ع) (9 بخش)؛
فصل 10. تصوّرات هارون نسبت به خطر امام کاظم (ع) (4 بخش)؛
فصل 11. اصرار هارون بر قتل امام کاظم (ع) (7 بخش)؛
فصل 12. شهادت امام کاظم (ع) و مراسم تشییع آن حضرت (5 بخش)؛
فصل 13. هارون و کشتن امام و انکار قتل او (2 بخش)؛
فصل 14. برخى اخبار امام کاظم (ع) در زندان (8 بخش)؛
فصل 15. امام کاظم (ع) و علماى نصارا (2 بخش)؛
فصل 16. آیات و معجزات امام کاظم (ع) از دوران کودکى (3 بخش)؛
فصل 17. فروغ‏هایى از احادیث امام کاظم (ع) (9 بخش).
در این 108 بخشى که در فصول هفده‏گانه کتاب تنظیم شده، مطالب تاریخى و خواندنى فراوانى آمده که به بیشتر شناخته شدن شخصیت بارز امام کاظم (ع) از سویى و میزان دشمنى خلفاى عباسى با اهل‏بیت (علیهما السلام) و امامان شیعه از سوى دیگر و جایگاه «امامت شیعى» در منظومه فکرى اسلام و تشیّع کمک مى‏کند.
در این‏جا براى نمونه به دو مطلب کوتاه از این کتاب اشاره مى‏شود که با محتواى این فصلنامه (زیارت) ارتباط بیشترى دارد:

امام کاظم (ع) حامى بغداد (ص 101)

زکریا بن آدم، فرزند عبدالله بن سعد اشعرى به امام رضا (ع) عرض کرد: من قصد دارم از شهر خودم قم خارج شوم و در آن‏جا نمانم؛ چرا که سفیهان و نابخردان در آن زیاد شده‏اند. امام رضا (ع) فرمود: «چنین مکن؛ خداوند به برکت وجود تو بلا را از مردم قم دور مى‏کند؛ همچنان که به برکت وجود قبر موسى بن جعفر (ع) در بغداد، خداوند متعال بلا را از اهل بغداد دور مى‏کند.» (منابع: اختصاص، اختیار معرفة الرجال، رجال کشى، تاریخ کوفه، معجم رجال الحدیث و ...).
و در «کامل الزیارات» از على بن حکیم، از رحیم روایت شده است: به حضرت رضا (ع) عرض کردم که زیارت قبر امام کاظم (ع) در بغداد، مشقّت و خطر دارد. براى هر که او را زیارت کند، چه پاداشى است؟ حضرت فرمود: پاداشى همانند زائر قبر امام حسین (ع).
سپس مردى بر امام وارد شد و سلام داد و نشست و از بغداد و مردم بد آن‏جا سخن گفت و این که بیم آن است خداوند بلایى همچون رعد و برق و طوفان و زلزله بر سر آنان فرود آورد. چون خواستم برخیزم و بیرون آیم، شنیدم که حضرت (ع) مى‏فرمود: «تا قبر امام کاظم آن‏جا هست، زلزله و صاعقه و ... بر سر مردم آن فرود نمى‏آید».

زیارت قبر امام کاظم (ع) داروى مجرّب‏

امام شافعى درباره زیارت قبر امام کاظم (ع) سخن مشهورى دارد. او گفته است که زیارت قبر آن حضرت، داروى تجربه شده است (کرامات الأولیاء). برخى هم این سخن او را به دروغ درباره قبر «معروف کرخى» نقل کرده‏اند؛ از جمله خطیب بغدادى در کتاب خود گفته است: ابوعلى صفّار مى‏گفت: از ابراهیم حَربى شنیدم که قبر معروف کرخى، داروى مجرّب است. حربى اهل محلّه حربیّه در بغداد است که در سال 285 ه درگذشته است؛ یعنى حدود یک قرن پس از وفات امام کاظم (ع). نمونه‏هاى دیگرى هم هست که کلام شافعى را درباره قبر امام کاظم (ع) به اشخاص دیگر در مورد قبرهاى دیگر نسبت داده‏اند و از این دست تحریف‏ها و فضیلت‏تراشى‏ها بسیار است.
چاپ نخست این کتاب در قطع وزیرى، در 343 صفحه، در سال 1431 قمرى در قم از سوى مؤلف انجام گرفته است.
***
کتاب «الامام الجواد (ع)، شبیه عیسى و یحیى و سلیمان» اثر على کورانى عاملى‏
شخصیت ممتاز و درخشان امام محمد تقى (ع) که در جوار قبر جد امام کاظم (ع) در کاظمین مدفون است، به عنوان جوان‏ترین امام شیعه که مورد حسد دشمنان و دستگاه خلافت قرار گرفت و با دسیسه دستگاه خلافت مسموم و شهید شد، از ابعاد مختلف، در این کتاب مورد بحث قرار گرفته است.
امامت آن حضرت در دوران کودکى، که براى برخى سؤال برانگیز است، شبیه نبوّت حضرت عیسى (ع) در کودکى و در گهواره، و شبیه نبوت حضرت یحیى بن زکریا و سلیمان بن داود است که هر دو در خردسالى به مقام پیامبرى رسیدند و خداوند به آنان علم و حکمت و نبوّت بخشیده بود. از این رو در نام این کتاب هم به این شباهت که میان امام جواد (ع) و سه تن از پیامبران بزرگ الهى است، اشاره شده است.
این کتاب در 12 فصل تنظیم و تدوین شده که در هر فصل بخش‏هاى متعدد و مباحث ارزشمند تاریخى و اعتقادى به چشم مى‏خورد. عناوین این فصول دوازده‏گانه از این قرار است:
فصل 1. بحث امامت در دوران کودکى (16 بخش)؛
فصل 2. اجماع شیعه بر امامت حضرت امام جواد (ع) (5 بخش)؛
فصل 3. امام جواد (ع) در عصر مأمون عباسى (20 بخش)؛
فصل 4. امام جواد (ع) در عصر معتصم عباسى (11 بخش)؛
فصل 5. شهادت امام جواد (ع) به دست معتصم (9 بخش)؛
فصل 6. خلیفه‏اى که خود را در تنور سوزاند (درباره واثق پسر معتصم، 1 بخش)؛
فصل 7. شخصیت‏هایى که با سیره امام جواد (ع) ارتباط داشتند (6 بخش)؛
فصل 8. سیره امام جواد (ع) در مدیریت شیعیان (21 بخش)؛
فصل 9. نمونه‏هایى از دانش امام جواد (ع) (8 بخش)؛
فصل 10. اصحاب برجسته امام جواد (ع) (8 بخش)؛
فصل 11. ارتباط امام جواد (ع) با خداوند (5 بخش)؛
فصل 12. نمونه‏هایى از معجزات امام جواد (ع) (2 بخش).
در پایان، خلاصه‏اى از کتاب و چند شعر درباره فضایل آن حضرت آمده است.
براى نمونه، به سرفصل مطالبى که در قسمتِ مدیریت و هدایت شیعه آمده است، اشاره مى‏شود:
تلاش امام معصوم و تفاوت آن با تلاش ما، ازدحام مردم در حج براى سؤال از محضر امام، نقش وکلاى ائمه در چرخه هدایت و مدیریت آنان، نامه امام به وکلایشان در همدان و اهواز، نقش علما در شیوه رهبرى امام بر شیعیان، نقش مؤمنانِ عادل در امامت و هدایت امام بر جامعه، حرکت و نهضت مردم قم در عصر امام جواد (ع)، رهنمودهاى امام به شیعه در مورد زنده نگاه داشتن یاد اهل‏بیت، در مورد نیکى به والدین و برادرى مردم و الفت مؤمنان و تقیه در مقابل افراطى‏ها، اعلام برائت امام از منحرفین و غالیان افراطى، تأکید امام بر آزادى زن در همسرى و همتایى شرعى، شرایط امام جماعت نزد ائمه:، اجازه دادن حضرت به روایت و نگارش آثار امام باقر و امام صادق (علیهم السلام)، دعاى امام براى شیعیانش در قنوت نماز، مقاومت اهل‏بیت در برابر حذف «بسم‏الله» از قرآن، تأکید امام جواد (ع) بر سوره قدر.
یک نکته از هزاران‏
امام در اعتقاد شیعه، حجت خدا بر بندگان است. مردم، معالم دین خود را از امام فرا مى‏گیرند و امام، هدایتگر آنان در امور است. امام، پیشواى حقیقى و کامل مردم در اعتقادات، در مسائل فقهى، اخلاقى، سیاسى و اجتماعى است. اطاعت امام، فریضه‏اى واجب از سوى خداى متعال و رسول اوست. امام، وصىّ و جانشین پیامبر و حاکم شرعى مسلمین و رهبر آنان در دنیا و شفیع آنان در آخرت است.
ائمه (علیهما السلام) شبکه و تشکیلاتى از نمایندگان مورد اعتماد در همه مناطقى که شیعیان در آن‏جا مى‏زیستند، داشتند. نام شمارى از این وکلا و نمایندگان برجسته در منابع تاریخى آمده است. شیعیان با امامان خود، بى‏واسطه یا باواسطه این نمایندگان نامه‏نگارى مى‏کردند و از احکام دین و مسائل اعتقادى مى‏پرسیدند و در مورد حاجت‏هاى مختلف، از ائمه مى‏خواستند که دعا کنند و یا دعاهاى خاصّى به آنان بیاموزند؛ چه در مسائل مادى و دنیوى و چه امور معنوى. خمس درآمدهاى خود را که از سود سالیانه اضافه مى‏ماند، براى امام مى‏فرستادند. در کتاب‏ «موسوعة الامام الجواد (ع)» قزوینى، فهرست بیش از 60 مورد از نامه‏هاى حضرت آمده است که برخى خطاب به وکیلان و نمایندگان حضرت است، و برخى در پاسخ به اشخاص، یا نامه‏هایى به پدر بزرگوارش حضرت رضا (ع) یا فرزندش امام هادى (ع) یا به کسان دیگر. برخى نامه‏ها هم خطاب به اهل بصره، یا شیعیانش در همدان، یا برخى از دوستان و موالیانش در مناطق دیگر است. (ص 290).
چاپ نخست این کتاب در قطع وزیرى، در 400 صفحه، در سال 1433 قمرى در قم از سوى مؤلف انجام گرفته است.