نوع مقاله : مقاله پژوهشی
از مسائل مهم برای صاحب نظران و اندیشمندان یک جامعه، حرکت آن در مسیر رشد و تکامل است. آنان همواره وضعیت جامعه خود را از نظر حرکت در سیر کمال یا عقب گرد در این مسیر زیر نظر دارند و در مواقع لزوم، به دستاندرکاران هشدار میدهند. آنان در پی یافتن راههایی هستند که جامعه را در این مسیر یاری کند و به سوی کمال رهنمون سازد.
از سوی دیگر میدانیم که تکامل جامعه انسانی بدون رشد و تکامل افراد آن جامعه امکانپذیر نیست. زمانی میتوانیم از رشد و کمال یک جامعه سخن بگوییم که افراد آن جامعه را در این مسیر ببینیم. هنگامی که افراد یک جامعه رو به تکامل باشند، کلیت جامعه نیز، حتی در زمینههایی که ظاهراً به افراد ارتباطی ندارد، در این مسیر خواهد بود.
سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که «تکامل جامعه به چه معناست؟» به تعبیر دیگر «ما به چه جامعهای میتوانیم جامعه کامل بگوییم؟». در نگاه دینی و توحیدی، تکامل معنا و مفهومی متفاوت از بررسی و تعریف آن بر اساس دیدگاه مادی و این دنیایی دارد. جامعهای که توانسته باشد با استفاده از علوم و فنون و امکانات مادی، سطح بالایی از پیشرفت و رفاه این دنیایی را برای شهروندان خود فراهم کند، ممکن است با نگاه مادی، یک جامعه کمال یافته قلمداد شود. هرچند که در توجه به زندگی اخروی و کمالات معنوی در سطح نازلی قرار داشته باشد. اما در یک جامعه توحیدی که شهروندان آن سعادت و کمال خود را در بهرهمندی از الطاف الهی در پرتو ارتباط با خدا و اولیا و انجام وظایف دینی میبینند، کمال و حرکت به سوی آن، معنا و مفهوم دیگری دارد و ابزارها و مسیر دیگری را اقتضا میکند. این سخن به معنای بیاعتنایی و بیتوجهی مؤمنان نسبت به دنیا و بهره مندی از نعمتهای مادی نیست؛ بلکه به معنای آن است که آنان علی رغم توجه به دنیا و نعمتهای دنیوی، آنها را پلی برای رسیدن به کمال واقعی، که از طریق عبادت و بندگی خداوند به دست میآید، میدانند و در این مسیر تلاش میکنند.
بدین ترتیب از نظر اسلام جامعهای را میتوانیم در مسیر کمال بدانیم که در آن عقل، دین و دانش افراد رشد یافته باشد و حرکت به سوی خدا از مسیر بندگی بر آن حاکم باشد. از اینکه خداوند هدف از آفرینش انسان را عبادت خود معرفی میکند (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون )؛ (ذاریات: ۵۶) میتوان چنین استنباط کرد که فرد و جامعه انسانی تنها در سایه عبادت و بندگی خداوند به کمال خواهند رسید و همه تلاشها و اقدامات آنان باید در این مسیر قرار داشته باشد. این همه آیات قرآن کریم و روایات معصومان:، که انسانها را به ایمان و عمل صالح دعوت میکند، همگی نشان میدهند که کمال انسانها و به تبع آنها، کمال جامعه انسانی در حرکت به سوی بندگی خدا، خودسازی و برخورداری از صفات نیک انسانی است.
از سوی دیگر زیارت مراقد مطهر اهل بیت: یکی از عبادتهای بزرگ است که اولیای دین به آن توصیه کردهاند. روایاتی که در ترغیب به زیارت از ایشان صادر شده به حدی زیاد است که جای هیچ شک و شبههای در استحباب و تأثیرگذاری آن بر سرنوشت انسانها باقی نمیگذارد؛ برای مثال امام صادق۷ فرمود:
مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ۷ مِنْ شِیعَتِنَا لَمْ یَرْجِعْ حَتَّى یُغْفَرَ لَهُ کُلُّ ذَنْبٍ وَ یُکْتَبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا وَ کُلِّ یَدٍ رَفَعَتْهَا دَابَّتُهُ أَلْفُ حَسَنَةٍ وَ مُحِیَ عَنْهُ أَلْفُ سَیِّئَةٍ وَ تُرْفَعُ لَهُ أَلْفُ دَرَجَةٍ. (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۴)
هر یک از شیعیان ما، که مرقد امام حسین۷ را زیارت کند، پیش از آنکه بازگردد، همه گناهان او آمرزیده میشود و برای هر قدمی که برداشته و هر دست و پایی که چهارپایش برداشته، هزار حسنه برای او نوشته، هزار گناه از او پاک میشود و هزار درجه بالا میرود.
بدین ترتیب میتوان نقش زیارت اعتاب مقدسه اهل بیت: را در تکامل فردی و اجتماعی محل توجه قرار داد. سؤالی که در اینجا ممکن است مطرح شود آن است که «زیارت چگونه میتواند در مسیر تکامل جامعه اسلامی نقش ایفا کند؟» و «سفرهای زیارتی زائران چگونه موجب تکامل اجتماعی جامعه اسلامی میشود؟» نویسنده در این نوشتار به این موضوع میپردازد و نقش زیارت و سفرهای زیارتی را در حرکت جامعه به سوی کمال بحث و بررسی میکند.
سفر زیارتی و نقش آن در تحول اجتماعی
زندگی انسانها پر از موقعیتهایی است که اسباب رشد و تکامل آنان را فراهم میآورد. یکی از این موقعیتها سفر است. سفر، به ویژه در گذشته، با سختیها و مرارتهای فراوانی همراه بوده است؛ چنانکه در حدیثی از رسول خدا ۹ به عنوان قطعهای از عذاب شمرده شده است که او را از خواب و خوراک بازمیدارد. (متقی هندی، ۱۴۰۱ق، ج ۶، ص ۷۱۱) با این حال سفر فرصتی است برای اصلاح بسیاری از صفات و خصلتهای ناپسندی که آدمی در وجود خود دارد.
سفر آدمی را از تنبلی دور، زمینه افزایش صبر و تحمل و کنار آمدن با مشکلات، عدم وجود خواستهها، همراهان ناهماهنگ و امثال آن را فراهم و مشکلات اخلاقی _ مثل تکبر، بخل، کینهورزی، زودرنجی و... _ را از انسان دور میکند. روایات معصومان: درباره آداب سفر گویای همین مطلب است. (ر.ک: محمدی ری شهری، ۱۴۲۸ق، ص ۲۵۳)
در سفرهای زیارتی مسافران به دلیل قصد و نیت خدایی خود، مراقبند عمل و حرکتی که موجبات ناخشنودی اهل بیت: را فراهم میکند، از آنان صادر نشود. بنابراین صبر و تحمل خود را افزایش میدهند، مواظبند دیگران را از خود ناخشنود نکنند و بخل و تکبر و امثال آن را از خود دور میکنند تا خود را شایسته ورود به آستان مقدس اهل بیت: کنند. بدین ترتیب سفرهای زیارتی زمینهساز رشد و تکامل مسافران هستند.
از سوی دیگر میدانیم که تکامل جامعه به تکامل افراد آن وابسته است. بدین ترتیب سفر، از جمله سفرهای زیارتی که رشد و تکامل افراد را به دنبال میآورند، زمینهساز تکاملیافتگی جامعه نیز هستند؛ چرا که جامعه از افراد ساخته شده و با تکامل افراد، جامعه نیز رشد خواهد یافت.
مطلب دیگر آنکه مسافرت، که امروزه از آن به گردشگری یاد میشود، زمینهساز تحولات فرهنگی است که یکی از آنها تغییر رفتار و اصلاح آن در برخورد با دیگران است. مردم به این طریق شیوههای صحیح برقراری ارتباط را یاد میگیرند و نکات مثبت سنن و آداب و رسوم اجتماعی تقویت و نکات منفی این رفتارها کمرنگ و حذف میشود.
در عین حال گسترش مسافرتها موجب ماندگاری فرهنگهای سنتی و تجلی هویت و ویژگیهای اقوام و تجمعات انسانی میشود، زبانها و گویشهای مختلف شناسانده میشود، فرصتهای تازهای برای ارتباطات اجتماعی پیدا میشود. مسافرتها تأثیر فراوانی بر افزایش تفاهم و آشنایی فرهنگها با هم دارد. همچنین میتواند موجب اصلاح فرهنگهای غلط و ناپسند شود، یا احترام دوجانبه فرهنگها را به دنبال میآورد و روحیه کمک به همنوع را افزایش میدهد.
مهمترین آثار گسترش مسافرتها، تغییر و تحول در نظام ارزشهای انسانها (مسافر و میزبان) است که میتواند موجب تغییر رفتارها شود؛ از جمله: سوء خلق به خوشخلقی، جهل به علم و دانایی مبدل شود، عادات و آداب و رسوم اجتماعی را تغییر دهد و نوع زندگی مسافر و مردمان محلی را متحول کند.
مسافران سفیران فرهنگی نیز محسوب میشوند و به هر جامعهای که گام مینهند ویژگیهای فرهنگ و تمدن خود را به نمایش میگذارند، بدون اینکه نیازی به تجربه مسافرت برای مردمان بومی میزبان باشد. فرهنگها نیز در این حال به تعامل با هم متمایل میشوند. بدین ترتیب مسافرتها، هرچند میتواند برخی آثار منفی اجتماعی را به دنبال داشته باشد، با این حال آثار و نتایج مثبت آن بسیار بیشتر است. (موثقی، ۱۴۰۰ش، ص۹۵-۹۶)
مطالبی که بیان شد درباره همهگونه سفر، از جمله سفرهای زیارتی، صادق است. در این سفرها نیز تبادلات فرهنگی بسیاری بین مسافران و مردم دیار میزبان صورت میگیرد. افراد با آداب و رسوم فرهنگی مختلف آشنا میشوند، ابعاد مختلف زندگی _ همچون بعد مادی و مالی، عبادی، شغلی و کاری، رفتارهای روزمره زندگی و امثال آن _ را دقیقاً از نظر میگذرانند، بین فرهنگها، آداب و رسوم، علایق و امثال آن را در دو فرهنگ و ملت متفاوت مقایسه و راه درست را پیدا میکنند. سبک و شیوه صحیح زندگی را بالعیان میبینند، به معایب و نواقص فرهنگی و رفتاری خود پی میبرند، برای اصلاح جامعه و زندگی خود انگیزه بیشتری پیدا میکنند و همه اینها موجبات ارتقای فرهنگی و دینی آنان را فراهم میآورد.
همچنین زیارت این بینش را برای مردم محلی به وجود میآورد که سایر اقوام و ملیتها برای مشاهده فرهنگ آنان احترام قائل شدهاند و برای تماشای آثار معنوی و تمدنی موجود، پول و وقت صرف میکنند. این مسئله موجب احساس مباهات و افتخار جامعه محلی میشود و تقویت منش فرهنگی و افزایش حس اعتماد و احترام به گردشگران و زائران را به وجود میآورد. زیارت فرصتهای زیادی را برای مبادلات فرهنگی میان جامعه بومی و میهمان ایجاد کرده تا دو طرف با فرهنگ یکدیگر آشنا شوند و آگاهی فرهنگی و شناخت عمیقی نسبت به طرف مقابل کسب کنند. چنین اثری در کاهش تنشهای سیاسی و اجتماعی، پیشداوریها و نزدیکترشدن افکار و اعتقادات دو فرهنگ (میزبان و میهمان) بسیار مؤثر است. زیارت در کنار پرورش سایر حوزههای گردشگری باعث ارتقای تفاهم و درک متقابل میان ملتها، جلوگیری از بیگانه گرایی و تبلیغات سوء، ایجاد آرامش و صلح میان کشورها و... میشود. (شربتیان، ۱۳۹۰ش، ص ۲۲)
توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که سفر آن گاه میتواند موجبات تحول و ارتقای فرهنگی جامعه را فراهم کند که بهطور مداوم و گسترده انجام گیرد و این امر در سفرهای زیارتی معمولاً رخ میدهد. زائران اعتاب مقدسه و مراقد مطهر اهل بیت: به دلیل عشق و علاقه به ایشان، بهطور مداوم به این عمل اقدام میورزند و البته به دلیل گستردگی این عشق و محبت به اهل بیت: در میان مردم، عموم مردم بهطور گسترده این عمل را انجام میدهند. حرکت گسترده مردم به پیاده روی اربعین یا اقدام عمومی به زیارت امام حسین۷ در سایر ایام و مناسبتها گواهی بر این مدعاست.
تکامل معنوی افراد (در سایه زیارت) و نقش آن در تحول اجتماعی
زیارت یکی از عبادات بزرگ است که نقش مهمی در تکامل معنوی افراد ایفا میکند. روایاتی که در این زمینه وارد شده بسیار است که در اینجا به دو نمونه اکتفا میکنیم. زید شحّام میگوید: به امام صادق۷ عرض کردم: «پاداش کسی که رسول خدا را زیارت کند چیست؟» فرمود: «کَمَنْ زارَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ فَوْقَ عَرْشِهِ»؛ «همانند کسی است که خدای عزوجل را بر عرشش زیارت کرده است». گفتم: «پس پاداش کسی که یکی از شما اهل بیت را زیارت کند چیست؟» حضرت فرمود: «کَمَنْ زارَ رَسولَ اللهِ۹»؛ «همانند کسی است که رسول خدا را زیارت کرده است». (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج ۴، ص۵۸۵)
در حدیث دیگری از امام صادق۷ میخوانیم که فرمود:
زِیَارَةُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام تَعْدِلُ عِشْرِینَ حَجَّةً، وَ أَفْضَلُ مِنْ عِشْرِینَ عُمْرَةً وَ حَجَّةً. (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج ۴، ص۵۸۰)
زیارت قبر امام حسین۷ با بیست حج برابری میکند و بلکه برتر از بیست حج و عمره است.
زیارت مراقد مطهر اهل بیت:، گذشته از اجر عظیم اخروی آن، از جهات گوناگون موجب رشد و تکامل معنوی افراد میشود. یکی از حکمتهای اهمیت زیارت پیشوایان دین به تأثیر آن در منش و شخصیت زائران بازمیگردد. زائران اهل بیت: آنان را پیشوایان خود در همه عرصههای زندگی میدانند و تلاش میکنند با الگو قرار دادن آنان، سعادت دنیوی و اخروی خود را تأمین کنند.
همچنین یکی از زمینههای تأثیرگذاری زیارت تأثیر آن در بعد اخلاقی و تربیتی زائران است. همه مردم و از جمله خود زائران کوی اهل بیت: انتظار دارند که پس از بازگشت از سفر زیارتی اصلاحات عمدهای در اخلاق و رفتار آنان به وجود آمده باشد که غالباً نیز همینگونه است. (حیدری، ۱۳۹۴ش، ص۲۷) بنابراین میتوان پذیرفت که زیارت مراقد مطهر اهل بیت: نقش تعیین کنندهای در تکامل معنوی زائران آن بزرگواران ایفا میکند.
از سوی دیگر این نکته نیز قابل طرح است که هرچند جامعه در کلیت آن، قوانین و احکام خاص خود را دارد _ که متمایز از قوانین حاکم بر تک تک اعضای آن است _، اما در این نیز تردیدی نیست که تکامل هر جامعهای به تکامل افراد تشکیل دهنده آن بستگی دارد. یک جامعه آنگاه در مسیر تکامل خواهد بود که اعضای آن نیز از طریق رفتارهای تکامل بخش به سوی کمال در حرکت باشند. جامعه نمیتواند بدون تکامل یافتن اعضای آن، به تکامل برسد و این سخن درباره تکامل از لحاظ معنوی نیز صادق است. بر این اساس هنگامی که بخش گستردهای از جامعه با انجام عبادتهایی _ مانند زیارت اماکن مقدس و مراقد مطهر اهل بیت: _ از کمالات معنوی برخوردار میشوند و در این زمینه ارتقا مییابند، به تبع آنها جامعه به عنوان یک کل متشکل از افراد نیز از تکامل برخوردار میشود.
جامعه دینی و ایمانی، جامعهای است که در آن افراد با عبادت خداوند و انجام رفتارهای نیک و تحصیل خصال پسندیده به سوی سعادت واقعی و ابدی در حرکت باشند و یکی از رفتارهای نیک و اعمال صالح شایع در جوامع ایمانی، زیارت اهل بیت: است. زیارت مراقد مطهر اهل بیت:، راهی است که با سوق دادن انسانها به سوی کمال، جامعه را در مسیر تکامل به حرکت درمی آورد.
ارتباط با اهل بیت: عاملی مهم در تکامل اجتماعی
ارتباط با اهل بیت: مهمترین عملی است که در زیارت آن بزرگواران رخ میدهد. در واقع زیارت برای برقراری یا تثبیت و تحکیم ارتباط با ایشان انجام میگیرد. این ارتباط میان زائران، که گستره وسیعی از مؤمنان را شامل میشود، با اهل بیت: موجبات ارتقا و تکامل اجتماعی جامعه اسلامی را فراهم میآورد. اهل بیت: کاملترین انسانهای روی زمین اند. ارتباط با ایشان موجب انتشار اوصاف و کمالات وجودی آنان در سرتاسر جامعه میشود و از این مسیر تکامل جامعه را در پی میآورد. یک جامعه ایمانی اگر میخواهد همای سعادت را در آغوش بگیرد و رو به سوی کمال حرکت کند، باید ارتباط خود با اهل بیت: را در ابعاد و قالبهای مختلف آن تقویت کند و گسترش دهد. بهطور کلی ارتباط با اهل بیت، در قالبهای گوناگونی میتواند انجام گیرد که به برخی از مصادیق مهم آن اشاره میکنیم.
۱. دوست داشتن اهل بیت و دوستی با ایشان
دوست داشتن اهل بیت: دستور خداوند است و آثار مهمی را برای فرد و جامعه در پی دارد؛ قرآن کریم میفرماید: (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى) ؛ «بگو من بر رسالتم مزدی از شما نمیخواهم مگر دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)». (شوری: ۲۳)
رسول خدا۹ فرمود: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى فَلْیَتَمَسَّکْ بِحُبِ عَلِیٍ وَ أَهْلِ بَیْتِی»؛ «هر کس دوست دارد که به ریسمان محکم [الهی] چنگ بزند، باید به محبت علی و خاندان من چنگ بزند». (شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۵۸)
۲. پذیرش ولایت اهل بیت:
به دنبال مودت و دوستی با اهل بیت: پذیرش ولایت ایشان مطرح میشود. این امر افراد را به خدا و اهل بیت: نزدیکتر میکند. امام باقر: از پیامبر اکرم۹ نقل میکنند که فرمود:
مَنْ أَرَادَ أَنْ یَتَمَسَّکَ بِعُرْوَةِ اللَّهِ الْوُثْقَى الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فِی کِتَابِهِ فَلْیُوَالِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ:. (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۵۱)
کسی که میخواهد به ریسمان محکم الهی، که خداوند متعال در کتابش از آن سخن گفته، چنگ بزند باید ولایت امام علی بن ابیطالب و امام حسن و امام حسین۸ را بپذیرد.
ولایت اهل بیت: بر دوگونه است: ولایت تشریعی و تکوینی. ولایت تشریعى همان حاکمیت و سرپرستى قانونى و الهى است که گاه در مقیاس محدود (مانند ولایت پدر و جد بر طفل صغیر) و گاه در مقیاس بسیار وسیع و گسترده (مانند ولایت حاکم اسلامى بر تمام مسائل حکومت و اداره کشور اسلامى یا بیان احکام الهی) است. اما ولایت تکوینى آن است که کسى بتواند به فرمان و اذن خداوند در جهان آفرینش و تکوین تصرف کند و بر خلاف عادت و جریان طبیعى عالم اسباب، حوادثى را به وجود آورد؛ مانند زنده کردن مردگان و شفای مریض به اذن خدا و با سلطهاى که خداوند در اختیارش گذارده است.
درباره ولایت تشریعی نیز آیات و روایات فراوانی وارد شده است. روایتی که در بالا نقل شد، ظاهراً درباره ولایت تشریعی است. در این باره همچنین در حدیثی از امام جواد۷ میخوانیم که فرمود:
فَهُمْ یُحِلُّونَ مَا یَشَاءُونَ وَ یُحَرِّمُونَ مَا یَشَاءُونَ وَ لَنْ یَشَاءُوا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى. (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج ۱، ص۴۴۱)
پس ایشان حلال میکنند هر آنچه را بخواهند و حرام میکنند هر آنچه را بخواهند و هرگز چیزی نمیخواهند، مگر آنکه خداوند تبارک و تعالی آن را میخواهد.
درباره ولایت تکوینی اهل بیت: نیز روایات بسیاری وارد شده است؛ از جمله در یکی از زیارتنامههای امام حسین۷ چنین آمده است:
بِکُمْ یُبَیِّنُ اللَّهُ الْکَذِبَ وَ بِکُمْ یُبَاعِدُ اللَّهُ الزَّمَانَ الْکَلِبَ وَ بِکُمْ یَفْتَحُ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ بِکُمْ یُثْبِتُ وَ بِکُمْ یَفُکُّ الذُّلَّ مِنْ رِقَابِنَا وَ بِکُمْ یُدْرِکُ اللَّهُ تِرَةَ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ تُطْلَبُ وَ بِکُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجَارَهَا وَ بِکُمْ تُخْرِجُ الْأَشْجَارُ أَثْمَارَهَا وَ بِکُمْ تُنْزِلُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ بِکُمْ یَکْشِفُ اللَّهُ الْکَرْبَ وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ اللَّهُ الْغَیْثَ. (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۵۹۶)
خداوند به واسطه شما دروغ را آشکار میکند و دوران سخت را دور میسازد و به واسطه شما کارها را میگشاید و به پایان میبرد؛ و به واسطه شما هر آنچه را بخواهد محو یا ثابت میکند و به واسطه شما ذلت را از گردن ما باز میکند و با واسطه شما از خون ریختهشده هر مرد و زن باایمان، خونخواهی می کند و انتقام میکشد؛ و به واسطه شماست که زمین، درختانش را میرویاند و به واسطه شماست که درختان میوه میدهند. به واسطه شماست که آسمان قطرههای برکتش را فرومی ریزد. با شما خدا اندوه را میزداید و با شما خدا باران را میباراند.
زائر اباعبدالله الحسین۷ با قرائت این فقرات به پذیرش ولایت تکوینی اهل بیت: اقرار میکند.
۳. واسطه قرار دادن ایشان نزد خداوند
سلمان فارسی از پیامبر اکرم۹ نقل میکند که فرمود:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ یَا عِبَادِی أَ وَ لَیْسَ مَنْ لَهُ إِلَیْکُمْ حَوَائِجُ کِبَارٌ وَ لَا تَجُودُونَ بِهَا إِلَّا أَنْ یَحْتَمِلَ عَلَیْکُمْ بِأَحَبِّ الْخَلْقِ إِلَیْکُمْ تَقْضُونَهَا کَرَامَةً لِشَفِیعِهِمْ أَلَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَکْرَمَ الْخَلْقِ عَلَیَّ وَ أَفْضَلَهُمْ لَدَیَّ مُحَمَّدٌ وَ أَخُوهُ عَلِیٌّ وَ مِنْ بَعْدِهِمُ الْأَئِمَّةُ (علهیم السلام) الَّذِینَ هُمُ الْوَسَائِلُ إِلَیَّ أَلَا فَلْیَدْعُنِی مَنْ أَهَمَّتْهُ حَاجَةٌ یُرِیدُ نَفْعَهَا أَوْ دَهَتْهُ دَاهِیَةٌ یُرِیدُ کَفَّ ضَرَرِهَا بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ أقضیها لَهُ أَحْسَنَ مَا یَقْضِیهَا مَنْ تَسْتَشْفِعُونَ إِلَیْهِ بِأَعَزِّ الْخَلْقِ عَلَیْه . (ورام بن ابی فراس، ۱۴۱۰ق، ج ۲، ص۱۰۰)
همانا خدای عزوجل میفرماید: ای بندگان من، آیا چنین نیست که چه بسا کسی حاجات بزرگی از شما میخواهد و شما حوائج او را برنمی آورید، مگر اینکه کسی را که محبوبترین مردم نزد شماست شفیع قرار دهد. آنگاه خواستههای او را به احترام آن شفیع برمی آورید؟ حال آگاه باشید و بدانید که گرامیترین خلق و افضل آنان نزد من محمد۹ و برادر وی علی۷ و امامان پس از وی هستند؛ آنان که وسیلههای [مردم] به سوی من هستند. آگاه باشید هر کس حاجتی دارد و نفعی را طالب است یا آنکه دچار حادثهای سخت و زیانبار گشته و رفع آن را خواهان است، باید مرا به محمد۹ و خاندان طاهرینش: بخواند تا به نیکوترین وجه حاجت او را برآورم.
۴. بهرهمند شدن از علوم اهل بیت:
اهل بیت: از مرجعیت علمی در مسائل دینی در همه ابعاد آن برخوردارند. پیامبر اکرم۹ فرمود:
أَهْلُ بَیْتِی یَفْرُقُونَ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ هُمُ الْأَئِمَّةُ الَّذِینَ یُقْتَدَى بِهِم. (شیخ صدوق، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص۴۶۴)
اهل بیت من، حق را از باطل جدا میکنند و هم ایشاناند آن امامانى که باید به آنها اقتدا کرد.
ازاین رو رجوع به ایشان در امور دینی و هر امری که به هدایت انسان مربوط میشود، بر همگان لازم و ضروری است. هر راهی غیر از مسیری که اهل بیت: برای انسانها مشخص کردهاند، آدمی را به سوی گمراهی و دور افتادن از راه سعادت میکشاند. اصولاً غیر اهل بیت در امور دینی هیچ جایگاهی ندارند. امام باقر۷ فرمود:
لَیْسَ عِنْدَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ حَقٌّ وَ لَا صَوَابٌ وَ لَا أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ یَقْضِی بِقَضَاءِ حَقٍّ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ إِذَا تَشَعَّبَتْ بِهِمُ الْأُمُورُ کَانَ الْخَطَأُ مِنْهُمْ وَ الصَّوَابُ مِنْ عَلِیٍّ۷. (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج ۱، ص۳۹۹)
نزد هیچ کس مطلب حق و درستی نیست و هیچ کس نمیتواند یک قضاوت حقی بکند، مگر به آنچه که از ما اهل بیت صادر شده است و هنگامی که مردم درباره امور اختلاف پیدا کردند، آنان خطاکارند و مسیر درست از آن علی۷ است.
۵. خدمتگذاری به اهل بیت:
پیامبر اکرم۹ فرمود:
أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ شَفِیعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ: الْمُکْرِمُ لِذُرِّیَّتِی مِنْ بَعْدِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ وَ السَّاعِی لَهُمْ فِی أُمُورِهِمْ عِنْدَ اضْطِرَارِهِمْ إِلَیْهِ وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ. (شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق، ج ۱، ص ۲۵۴)
چهار نفرند که روز قیامت من شفیع آنها خواهم بود: کسى که پس از من فرزندانم را گرامى بدارد، کسى که نیازهاى آنان را برآورده سازد، کسى که وقتى آنان به او محتاج شدند، در رفع گرفتارىهایشان بکوشد و کسى که با دل و زبان خویش آنان را دوست بدارد.
۶. یادکردن از اهل بیت: و زنده نگه داشتن نام و یاد ایشان
امام صادق۷ به داود بن سِرحان فرمود:
یَا دَاوُدُ، أَبْلِغْ مَوَالِیَّ عَنِّی السَّلَامَ، وَ أَنِّی أَقُولُ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذَاکَرَا أَمْرَنَا، فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا مَلَکٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُمَا، وَ مَا اجْتَمَعَ اثْنَانِ عَلَى ذِکْرِنَا إِلَّا بَاهَى اللَّهُ (تَعَالَى) بِهِمَا الْمَلَائِکَةَ، فَإِذَا اجْتَمَعْتُمْ فَاشْتَغِلُوا بِالذِّکْرِ، فَإِنَّ فِی اجْتِمَاعِکُمْ وَ مُذَاکَرَتِکُمْ إِحْیَاؤُنَا، وَ خَیْرُ النَّاسِ مِنْ بَعْدِنَا مَنْ ذَاکَرَ بِأَمْرِنَا وَ دَعَا إِلَى ذِکْرِنَا. (طوسی، ۱۴۱۴ق، ص۲۲۴)
اى داود، سلام مرا به دوستدارانم برسان و به آنان ابلاغ کن که من میگویم: رحمت خدا بر آن بندهای که با دیگرى گرد آید و دو نفرى در باره قضیه ما گفتوگو کنند که در این حال سومین نفر آنان فرشتهای است که براى آن دو آمرزش میطلبد. هیچ دو نفرى گرد هم نیامدند و از ما یاد نکردند، مگر اینکه خداوند متعال به وجود آنان بر فرشتگان بالید. پس هر گاه گرد هم آمدید، به ذکر مشغول شوید؛ زیرا گردهمایى و مذاکره شما با یکدیگر موجب زنده شدن ما میشود. بهترین مردم بعد از ما، کسى است که درباره کار ما مذاکره کند و به یاد و نام ما فرا خواند.
زیارت اهل بیت: بهگونهای دربردارنده بخش مهمی از موارد فوق است. اصولاً زیارت مراقد مطهر اهل بیت: به منظور ارتباط با آن بزرگواران انجام میگیرد. مؤمنانی که از راههای دور و نزدیک خود را کنار آن مراقد مطهر میرسانند، با این کار میخواهند از سویی عرض ارادت خود را به ایشان ابراز کنند؛ و از سوی دیگر اعتقاد خود را به خلافت الهی ایشان نشان میدهند، به آن بزرگواران اعلام وفاداری و آمادگی برای خدمت در حد توان خود دارند و ایشان را واسطه میان خود و خداوند در حاجات و خواستههای خود قرار میدهند و گفتیم که همه اینها جامعه ایمانی را به سوی تکامل سوق میدهد.
افزایش شناخت زائران نسبت به اهل بیت: و آموزههای دینی (در سایهسار زیارت)، عامل تکامل اجتماعی است. علم و دانش یکی از ارکان مهم هر فرهنگ و تمدن است. بالا رفتن سطح دانش در یک ملت، موجبات ارتقای فرهنگی و تکامل اجتماعی آن ملت را فراهم میآورد و عقب ماندن یک ملت در علم و دانش، زمینهساز عقب ماندگی و هزیز اجتماعی آن جامعه است. منظور از علم و دانش در اینجا هر علمی است که در رشد یک جامعه در زمینهای مؤثر باشد. بنابراین شامل اقسام مختلف علوم _ یعنی علوم تجربی (مانند طب، شیمی، زیستشناسی و...) و غیرتجربی (شامل علوم عقلی، نقلی، شهودی و ابداعی) _ میشود. علوم مربوط به دین و دینداری از این دستهاند. آیات قرآن کریم و روایات معصومان: نیز بر رشدیافتگی و تکامل انسانهای عالم دلالت میکند. خداوند در قرآن کریم میفرماید: (قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ)؛ «بگو آیا کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند مساوی هستند؟!» (زمر: ۹) و نیز میفرماید: (یَرْفَعِ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ)؛ «خداوند کسانی از شما را که ایمان آورند و نیز کسانی را که علم و دانش به آنان عطا شده است، [نسبت به دیگران] درجاتی بالا میبرد». (مجادله: ۱۱)
پیامبر اکرم۹ نیز فرمود: «أَکْثَرُ النَّاسِ قِیمَةً أَکْثَرُهُمْ عِلْماً وَ أَقَلُّ النَّاسِ قِیمَةً أَقَلُّهُمْ عِلْماً»؛ «ارزشمندترین مردم، عالمترین آنان هستند و کم ارزشترین مردم کم دانشترین آناناند». (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۴، ص ۳۹۵)
اما از برخی روایات، که در فضیلت علم وارد شدهاند، میتوان چنین برداشت کرد که منظور از علم با آن همه فضیلت و ارزش علم دین است. در حدیثی که امام علی۷ از رسول خدا۹ نقل میکنند، چنین وارد شده است:
طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ فِی مَظَانِّهِ، وَ اقْتَبِسُوهُ مِنْ أَهْلِهِ، فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ لِلهِ حَسَنَةٌ، وَ طَلَبَهُ عِبَادَةٌ، وَ الْمُذَاکَرَةَ فِیهِ تَسْبِیحٌ... لِأَنَّهُ مَعَالِمُ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ، وَ مَنَارُ سُبُلِ الْجَنَّةِ... یَرْفَعُ اللَّهُ بِهِ أَقْوَاماً فَیَجْعَلُهُمُ فِی الْخَیْرِ قَادَةً، تُقتَبَسُ آثَارُهُمْ، وَ یُهْتَدَى بِفعالِهِم... بِهِ یُطَاعُ الرَّبُّ وَ یَعْبُدُ، وَ بِهِ تُوصَلُ الْأَرْحَامُ، وَ یُعْرَفُ الْحَلالُ مِنَ الْحَرَامُ، الْعِلْمُ إِمَامُ الْعَمَلِ وَ الْعَمَلُ تَابِعُهُ، یُلْهَمُ بِهِ السُّعَدَاءُ وَ یُحَرِّمْهُ الْأَشْقِیَاءَ، فَطُوبَى لِمَنْ لَمْ یُحَرِّمْهُ اللهُ مِنْهُ حَظّهُ. (طوسی، ۱۴۱۴ق، ص ۴۸۸)
طلب کردن علم بر هر مسلمانی واجب است، پس علم را در هر جایی که میتوان یافت جستوجو کنید و آن را از اهلش بگیرید. به درستی که یادگیری علم حسنه و جست وجوی آن عبادت و گفت وگوی علمی تسبیح خداست... ؛ چرا که علم، محل آشنایی با حلال و حرام خدا و منار راههای بهشت است... . خداوند با علم اقوامی را بالا میبرد و آنان را بهترین رهبران قرار میدهد که از آثار آنان اقتباس میشود و افراد با اعمال آنان هدایت میشوند... . با علم، خداوند اطاعت و پرستش میشود و با علم صله ارحام صورت میگیرد و حلال از حرام بازشناخته میشود. علم پیشوای عمل است و عمل تابع آن است. علم به سعادتمندان الهام میشود و شوربختان از آن محروم میمانند. پس خوشا به حال کسی که خداوند او را از بهره اش محروم نگرداند.
چنانکه ملاحظه میشود، با وجود شرافت و ارزشمندی همه انواع و اقسام دانش، علم دین و آگاهی از آموزههای دینی، از ارزش و جایگاه بسیار بالاتری برخوردارند؛ چرا که سرنوشت ابدی انسانها منوط به آنهاست. هر قدر جامعهای در این زمینه از رشدیافتگی بالاتری برخوردار باشد، از تکامل یافتگی بیشتری نیز بهرهمند خواهد بود. در این میان زیارت مراقد مطهر اهل بیت: یکی از عوامل زمینهساز رشد دانش مردم یک جامعه در زمینه آموزههای دینی است. درباره زیارت خانه خدا و فلسفه تشریع آن در روایتی از امام صادق۷ چنین آمده است:
وَ لِتُعْرَفَ آثَارُ رَسُولِ اللهِ۹ وَ تُعْرَفَ أَخْبَارُهُ وَ یُذْکَرَ وَ لَا یُنْسَى. (شیخ صدوق، ۱۳۸۵ق، ج ۲، ص ۴۰۵)
[یکی از دلایل تشریع حج] آن است که نشانههای پیامبر خدا و اخبار او شناخته و یاد شوند و فراموش نگردند.
این مطلب درباره زیارت مراقد مطهر اهل بیت: نیز کاملاً صادق است. زیارت مراقد مطهر اهل بیت: فرصتی است که در آن معارف اهل بیت و نیز سنت رسول اکرم۹ در جامعه منتشر میشود. زیارت به صورت طبیعی، میل و انگیزه زائران را به مطالعه و بررسی تاریخ، زندگی و سیره آن بزرگواران افزایش میدهد و آنان را به مطالعه و افزایش آگاهیشان نسبت به اهل بیت: سوق میدهد. درباره اهل بیت: کتابها و مقالات فراوانی نوشته شده و میشود. افراد علاقهمند میتوانند با مطالعه آنها بر شناخت خود از ایشان و راه و مسیری که به انسانها معرفی میکنند، بیفزایند.
همچنین از آثار و نتایج زیارت مراقد مطهر اهل بیت: تقویت دینداری و عمل به دستورات دینی در افراد است. آنان خود را باتقواتر و مؤمنتر از قبل میبینند؛ ازاین رو انگیزه بیشتری نسبت به رعایت احکام دین و عمل به دستورات خداوند پیدا میکنند. برای این کار به مطالعه احکام دین و آشنایی با آموزههای اسلامی میپردازند.
سوم اینکه زائران مراقد مطهر اهل بیت: با انجام این عمل نسبت به خداوند متعال احساس تقرب پیدا میکنند. آنان این احساس را دارند که به خداوند نزدیکتر شدهاند؛ دوست دارند درباره خدا و دین او و اولیای الهی بیشتر بدانند و بیشتر در فضای دینی قرار بگیرند تا این احساس نزدیکی خود به خدا را حفظ کنند. ملاحظه میشود که زیارت مراقد اهل بیت: از این طریق نیز زمینهساز افزایش آگاهیهای افراد درباره دین و آموزههای دینی است و بدین وسیله اسباب حرکت جامعه دینی را به سوی کمال فراهم میکند.
نهایت اینکه زیارت به خودی خود نیز آموزندگی دارد. زیارت مرقد مطهر اباعبدالله الحسین۷ درس عزت طلبی، تسلیمناپذیری، ولایت مداری، دلاوری و غیرتورزی نسبت به اسلام و دفاع از فضیلت و کرامت انسانی و همچنین حرمت انسانها را به انسانها میآموزد. (غیاثی، ۱۳۹۷ش، ص۱۴۵) تقویت این خصلتها در افراد جامعه نقشی بسیار اساسی در تکامل جامعه ایفا میکند.
تقویت هویت تمدنی در زیارت و ارتباط آن با تکامل اجتماعی
یکی از اقسام هویت، که کمتر به آن پرداخته میشود، هویت تمدنی است. زیارت مراقد مطهر اهل بیت: میتواند موجب تقویت آن در جامعه شود. پیش از پرداختن به هویت تمدنی لازم است تعریفی از تمدن ارائه شود تا تصوری دقیقتر از هویت تمدنی داشته باشیم.
مطابق یک تعریف، تمدن، سیر و بسط یک نحو تفکر و ظهور آثار آن در مناسبات افراد و اقوام و در رفتار و کردار و علوم و فنون مردم است. تمدن، ظاهر فرهنگ است. سنن و آداب و حتی ظاهر و صورت آثار هنری و فلسفی یک قوم از اجزای تمدناند. فرهنگ، معنا و باطن سنن و آداب است و آداب و سنن مثل سایه، که نشانی از نور است، حکایت از فرهنگ میکنند. (داوری، ۱۳۷۹، ص۷۲)
تمدن دو جنبه دارد: مادی و معنوی. جنبه مادی تمدن، جنبه فنی و صنعتی آن است که دوره به دوره تکامل یافته تا به امروز رسیده است. جنبه معنوی تمدن مربوط به روابط انسانی انسانهاست. (مطهری، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۱۶۹) تمدن به تمام استعدادهای انسانی مربوط میشود که ما به الامتیاز وی از حیوان است؛ از قبیل عالم شدن و تخلق به فضایل اخلاقی و اقسام هنرها و صنایع و وضع قوانین و مقررات. (مطهری، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۱۲۱)
در یک جمع بندی تمدن به سطحی پیشرو و بالنده از زندگی اجتماعی بشر اطلاق میشود که به صورت منسجم و در یک پیوستگی تاریخی فرهنگ آن جامعه را در سطوح مادی و معنوی و ساختارها و مناسبات اجتماعی به شکلی عینی متجلی میکند. (کاظمی و مظاهری، ۱۳۹۵ش، ص۴۹)
بر این اساس هویت تمدنی در یک جامعه، حد فاصل فرهنگ و تمدن یک جامعه است؛ به تعبیر دیگر هویت تمدنی یک جامعه، آن تشخص جمعی است که آحاد یک جامعه ذیل یک فرهنگ و تاریخ و در افق تمدنی پیدا میکنند.
در یک جمع بندی از تعریف هویت تمدنی به باور آگاهانه یک ملت از خود بر اساس رسالت تاریخی و مسئولیت ایجاد یک تمدن، هویت تمدنی گفته میشود. (کاظمی و مظاهری، ۱۳۹۵ش، ص ۴۹_ ۵۰)
پس از آنکه یک اجتماع مردمی پدید میآید و بر اساس اهداف و مصالحی که برای خود مشخص کرده، قوانینی را اعتبار میکند، در صورتی که این جامعه با رعایت مناسب این قوانین به اهداف مد نظر خود دست یابد و آن اهداف به صورت فرهنگی ریشهدار در آن جامعه پدید آید، تعاملات ناشی از این فرهنگ و هویت تمدنی برآمده از آن، دیگر نه به نحو اعتباری، بلکه به نحو کاملاً ضروری در حیات اجتماعی بروز مییابد. در چنین حالتی آن فرهنگ واحد، مدار اتحاد افراد آن جامعه خواهد بود.
از سوی دیگر نیز روابط اجتماعی ناشی از این فرهنگ به صورتی ضروری و غیر اعتباری در این جامعه بروز خواهد داشت. در نتیجه مجموعه آن فرهنگ واحد و تعاملات اجتماعی ناشی از آن، موجود واحدی را پدید میآورد؛ به گونهای که تعاملات اجتماعی همچون پیکره آن و فرهنگ و اصول معرفتی مستتر در آن به عنوان روح آن تلقی میگردند. (خانی، ۱۳۹۵ش، ص۱۵۵) در این حالت، هویت تمدنی جامعه، شکلی درست و قابل اتکا به خود گرفته و جامعه مزبور از قوام و سازمان درستی برخوردار گشته است.
از عواملی که در یک جامعه دینی میتواند نقش مؤثری در شکل گیری و قوام هویت تمدنی آن ایفا کند، زیارت مراقد مطهر پیشوایان دینی است. زیارت اماکن مقدس آگاهیهای عظیمی به افراد میدهد و آنان را در مسیر بهره مندی از هویت تمدنی یاری میکند. زیارت اماکن مقدس افراد را با غنای فرهنگی و تمدنی آنان آشنا میکند، داشتههای فرهنگی افراد را به آنان مینمایاند و آنان را در پیش رفتن در مسیر بهره مندی بیشتر از فرهنگ خود، مصممتر میسازد. زیارت از سویی بخشی از فرهنگ جامعه است و از سوی دیگر در رشد و گسترش ابعاد دیگر فرهنگی آن بسیار تأثیرگذار است. زیارت اماکن مقدس، یک ملت را در مسیر تحول تمدنی به پیش میراند و موجبات رشد و تحول فرهنگی آن را فراهم میکند. ازاینرو زیارت میتواند امکانات حرکت جامعه را به سوی یک تمدن بالیده و رشدیافته فراهم کند.
نتیجهگیری
آنچه از این نوشتار میتوان نتیجه گرفت آن است که زیارت اعتاب مقدسه و مراقد مطهر اهل بیت: نقش مؤثری در تکامل جامعه و حرکت آن به سوی سعادت ابدی ایفا میکند. این امر نباید از دید صاحبنظران و دستاندرکاران جوامع اسلامی مغفول بماند. لازم است آنان از این عامل مهم تکامل جامعه به نحو درست و مؤثر استفاده کنند. فراهم ساختن امکانات و تسهیل سفرهای زیارتی، به گونهای که مؤمنان _ حتی آنان که شرایط جسمی و مالی بالایی برای زیارت ندارند _ نیز بتوانند به زیارت مشرف شوند، برای سلامت، ارتقا و رشد و تکامل جامعه اسلامی بسیار مهم است و غفلت از این امر در واقع غفلت از یک مسئولیت مهم اجتماعی به شمار میرود و میتواند عواقب سنگینی برای جامعه در پی داشته باشد.
فهرست منابع
قرآن کریم، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، (۱۳۸۰ش)، تحقیق و تصحیح هیئت علمی دار القرآن الکریم دفتر مطالعات تاریخ و معارف، تهران، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.