نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
از آنجا که میراث یک کشور و ملت، از مضامین زنده و حاضر در نفوس و شعور آگاهانه مردمان آن کشور محسوب می شود و باید آن را پایه ای اساسی برای فرهنگ و اجتماع امروز، تکمیل کننده فرهنگ، و زمینه ای برای آینده فرهنگی به شمار آورد، ازاین رو بر فرهیختگان و عموم مردم است که در نظم بخشیدن به این میراث و احیای بروز آن اقدام کنند؛ چراکه هرگونه اعتلای فرهنگی و اجتماعی و خیزش به سوی پیشرفت های تمدنی، تنها با توجه به ارزش مواریث و مانده های علمی و فرهنگی و تلاش جهت بازیابی و بازخوانی آنها ممکن است.
کتاب محاسن المجالس فی کربلاء، که از سوی مرکز تراث کربلا نشر یافته، به نوبه خود گامی در تحقق این هدف است و به بیان بخشی از تراث دینی و اجتماعی شهر کربلای مقدس پرداخته است. موضوع محافل و مجالس کربلا، از موضوعاتی است که در تحقیقات و پژوهش های مربوط به کربلا کمتر مورد توجه بوده است؛ درحالی که با توجه به اصالت فرهنگی و نقش آفرین بودن آن در حفظ و گسترش فرهنگ در عرصه عمومی و اختصاصی، بایسته کسب جایگاهی والاتر در عرصه تحقیق تاریخی و اجتماعی است.
دفاتر و دیوان ها در شهرها یا مهمانخانه ها در روستاها و محلات بیرون شهر، مکان هایی است که صاحبان آنها در آنجا از مهمانان و حاضران پذیرایی می کنند. این مکان ها اگرچه از جهت شکل بنا متفاوت اند، اما آنچه در آنها اتفاق می افتد، از پذیرایی و استراحت و گفت وگو در موضوعات مختلف و دیدار بزرگان و نوشیدن چای و قهوه و...، با یکدیگر فرق چندانی ندارد.
اهالی کربلا اوقات فراغت خود را همواره در این گونه مجالس به سر مى بردند و با حضور در این نشست های خودمانی و دینی - فرهنگی، هم تغذیه روحی و معنوی می شدند و هم غم و اندوه خود را مدتی به فراموشی می سپردند. آنها در آفاق علم و معرفتی که از فکر و اندیشه عالمان و بزرگان مجلس دامن می گسترد، بهره ها می گرفتند و با گوش سپردن به داستان ها و حکایت هایی که پیرمردان بازمی گفتند و اشعار فصیح و روح نوازی که شاعران می خواندند، از احساس و عاطفه ناب و فکر متعالی سرشار می شدند و جان دوباره می یافتند.
در کربلای مقدس و محله طویریج، حدود هشتاد محفل وجود داشته که متأسفانه از دهه ۷۰ میلادی به این سو، بسیاری از آنها تعطیل شده و برخى نیز به فروشگاه و مغازه تغییر کاربری داده و تنها شماری اندک از آنها امروزه باقی مانده است.
از این جلسات میراثی پربار و هنگفت به جای مانده است؛ چندان که می توان پس از گردآوری آنها و تقسیم بندی به موضوعات مختلف، در مجلدات متعدد آنها را مورد بحث های عمیق و در عین حال مفید برای نسل حاضر و آینده قرار داد. بى شک آنها که در این محافل رفت وآمد می کردند، حظ وافری از علم و ادب داشتند و با وجود حکمت و پختگی در سر و سامان دادن به امور و حل معضلات و گرفتاری های مجتمع آن روز، از دیگران ممتاز بودند.
ویژگی محافل کربلا، جنبه های مختلف ادبی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و علمی آنها بود. این محافل که به همت فرزندان خاندان های کربلایی برپا می شد، بعضی روزانه بود، بعضی هفتگی و بعضی ماهانه. بزرگان عشایر کربلا و فرهیختگان و دیگر مردم، با همه اختلاف اجتماعی و علمی و فرهنگی شان، از شهرهای مجاور همچون مسیب، هندیه و نجف اشرف برای استفاده از علوم، اشعار و معارف گوناگونی که در این مجالس عرضه می شد، راهی این مکان ها می شدند. بنده باور دارم محافل عصرانه ای که هر روز در ماه محرم یا ماه رمضان مبارک در کربلا شکل گرفت، هر یک دارای بوی خاص و طعمی ویژه به خود بود و به سهم خود، جماعتی بزرگ از مردم عامی و خواص را به خود جلب می کرد؛ چراکه این جلسات فرصتی بود برای محکم تر شدن پیوندهای دوستی و آشنایی و ابراز محبت و برادری و قرار گرفتن در صف واحد اجتماعی و دینی و تقویت روابط بین عموم مردم از هر عشیره و قبیله و با هر طرز فکر و احساس. کیست که از جمع آمدن فرزندان پاک و برگزیده کربلا در این محافل شگفت زده نشود و از اطلاع بر حکایات و نوادر اخبار و اشعار عرضه شده توسط آنها به وجد نیاید و دلشاد نگردد؟!
در شهر تاریخی و مقدس کربلا از این دست دفاتر و انجمن ها بسیار می توان یافت که در محلات این شهر گسترده شده و جایی است برای گرد آمدن شیوخ، عشایر، افراد خاص، علما، شخصیت ها، مأموران دولتی و دیگر طبقات اجتماعی. این دفاتر به مثابه محفل های فرهنگی، فرصتی است برای گردش اخبار و ارائه اشعار و روایت داستان ها و حکایات و بیان نکته های جالب و ظریف. در این نشست ها مسائل مربوط به امور دینی و موضوعات خاص به کشاورزی، تجارت، تاریخ، آداب، سیاست و بحث های روز مطرح، و نیز منازعات و مرافعات حل و فصل می گردد. در این دفاتر و مهمانخانه ها در ماه محرم و صفر مراسم تعزیه خوانی، و در مناسبت های وفات و ولادت پیامبر و ائمه اطهار: جلسات غم و شادی برگزار می شود. در تشکیل این مراسمات، عموم افراد همکاری و همفکری دارند و حاضران با وجود مشاجرات و دلخوری ها که بینشان است رفتاری دوستانه و از سر محبت به هم نشان می دهند.
بنده درباره بسیاری از این انجمن های فرهنگی و دینی در شهر کربلا مطالب و نکته های شیرین و خوب خوانده و شنیده بودم و به سیره نیک مردان برجسته و گردانندگان خوشنام مجالس مطلع شده بودم. ازاین رو تصمیم به گردآوری اخبار و احادیث و حکایات و مسائل مربوط به آن گرفتم و بر اساس حقایق تاریخی و بررسی های واقعی علمی، آن مطالب را اصلاح و پالایش کردم و نتیجه کار نوشته ای است که خلاصه آن تقدیم شما خواننده گرامی می شود. بی شک از مهم ترین اهداف این محافل و گردهمایی ها، ترسیم راهی قویم و مستقیم برای حرکت انسانی و تمسک به دستاویز های محکم دینی و تعالیم آن بوده است.
چند عامل باعث شد که بنده در مورد چنین موضوعی دست به قلم شوم و این مجموعه شکل بگیرد:
۱. پیش از این کسی به طور خاص در حد یک کتاب به این موضوع نپرداخته بود؛
۲. بسیاری از این دفاتر و محافل از بین رفته و تنها اثری ناپیدا از آنها باقی مانده است؛
۳. این مجالس جزئی از تاریخ اجتماعی و روابط خانوادگی محکم در کربلاست.
۴. ترس از اینکه مبادا آن گفت وگوها و لطیف [لطیفه]گویی ها و خاطره ها به فراموشی سپرده شود.
این مجالس که امروزه چندان اثری از آنها باقی نمانده، مجالسی آکنده از وفا و صمیمیت بود و مرا همچنان مشتاق و شیفته خویش می دارد؛ همچون پیری که نوجوانی خویش را آرزو می کشد و بیماری که امید بهبود دارد.
محفل آل زحیک
آل زحیک از سلاله پاک علوی و منسوب به سیدابراهیم مرتضی و اصغر، فرزند امام موسی بن جعفر۸، هستند. این خاندان در محله ای اقامت داشتند که امروز به محله «باب خان» و «باب نجف اشرف» معروف است. این قبیله برای خود محفلی باشکوه داشتند که شخصیت های بزرگ و نشاندار شهر کربلا در آن رفت وآمد می کردند. این مجلس گاه به گاه برگزار می شد و شامل مراسمات عید، ولیمه و گردهمایی هایی برای استماع سخنان تازه و حکایات نیکان بود و حاضران بهره های بزرگ روحی و معنوی از آن می بردند.
محفل آل فائز
خاندان فائز یا خاندان ابوالفائز، طایفه ای علوی و جلیل القدر منسوب به سیدابراهیم بن مجاب بن محمد عابد، فرزند امام کاظم۷، بودند که سال ۲۴۷ هجری ساکن کربلا شدند. سیدابوالفائز از نقباى حرم امام حسین۷، و دارای منزلت عظیم و وجاهت عمومی والایی بود. فرزندانش نیز سرآمد طوایف صاحب شأن و اعتبار در کربلا به شمار می آمدند.
جهانگرد معروف، ابن بطوطه، در خلال زیارت خود از کربلای مقدس در سال ۷۲۶، از اولاد فائز یاد مى کند و مى نویسد: «اهالی این شهر، دو طایفه اند: فرزندان زحیک و فرزندان فائز. هر دو امامیه اند و به یک پدر نسب می برند». (ابن بطوطه، ۱۹۸۳م، ج۱، ص۱۳۹)
به طور جدّ می توان گفت که ابوالفائز محمد از بزرگان و افتخارات شهر کربلا بود؛ چنان که خانه اش نیز محلی بود برای اجتماع مردم شهر جهت بازگو کردن و شنیدن حکایت های الهام بخش و قصه های تاریخی و پرداختن به سبک های زندگی و عادات و مناسبات معمول میان خانواده های کربلایی.
محفل ابن فهد حلّی
شیخ احمد بن محمد بن فهد حلّی اسدی، از عالمان بزرگ، سال ۷۵۷ هجری در حله سیفیه به دنیا آمد و آن گاه به کربلای مقدس هجرت کرد و این گونه مرجعیت دینی نیز به حوزه علمیه کربلا انتقال یافت. وی سال ۸۴۱ هجری در ۸۵ سالگی رحلت کرد؛ رحمت الله علیه.
شیخ احمد، فقیهی زاهد و دارای نقش اجتماعی بارزی در دوران خود بود. محضر این عالم، محفل وعظ و ارشاد مردم بود و خود اقامه حدود و مبارزه با انحرافات و بدعت ها را به عهده داشت. از ایشان جلسات و مناظره هایى فقهی با اهل سنت به ویژه در موضوع امامت و ولایت نقل شده است. سیدمحسن امین عاملی در دانشنامه اعیان الشیعه می نویسد: «در زمان میرزااسپند ترکمان، والی عراق، شیخ احمد در مناظره با جماعتی از اهل سنت بر آنها غالب گردید و همین سبب شد والی مذکور، مذهب شیعه را اختیار کند». (امین، ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص۸)
محفل شیخ ابراهیم کفعمی و سیدحسین بن مساعد
کربلای مقدس در آغاز قرن نهم هجری، مجالس و محافل پربار و بهجت انگیز که مملو از نوابغ اهل فضل و سران و شخصیت ها بود را به خاطر دارد. حاضران این مجالس صاحب برتری هایی زبانزد و فضائل برجسته و برخوردار از شرافت و بزرگواری و اعتبار بودند. از جمله ایشان، فقیه و ادیب بزرگ، شیخ ابراهیم کفعمی، زاده سال ۸۴۰ هجری، است؛ عالمی پراطلاع، توانا در ادب، بدیهه گو در شعر و نثر و خوش خط.
از دیگر بزرگان این قرن، سیدحسین بن مساعد حسینی طوغانی، از سلاله عیسی بن زید شهید فرزند امام سجاد۷ است. وی دانشوری شاعر و متفکری چیره دست و پراطلاع بود.
وقتی تیمورشاه بار دوم وارد بغداد شد، مدتی بعد برای زیارت عتبات مقدسه و تقدیم نذورات و هدایا و رسیدگی به حال مردم به کربلا و نجف رفت و تصمیم به تعمیر و زیباسازی و اصلاح دو روضه مقدسه گرفت. او حدود بیست روز بین کربلا و نجف اتراق کرد و در این فاصله با حضور بزرگانی از علمای عراق و آذربایجان، در حضور وی مجالس بحث علمی، مناظره، گفت وگوهای ادبی و مانند آن برپا گردید.
محفل تکیه بکتاشیه
تکیه بکتاشیه، سمت جنوبی صحن امام حسین۷ واقع شده است. طبق منابع تاریخی، شماری از شاعران در محافلی که در این تکیه شکل می گرفت، حاضر می شدند و به مناظرات دینی و ادبی و بیان سخنان تازه و حکایات شیرین می پرداختند. از جمله این حاضران می توان به شاعر بزرگ، محمد سلیمان معروف به «فضولی» (م.۹۶۳ق.)، و فرزندش عبدالمؤمن دده، مؤسس طریقه بکتاشیه، و روحی بغدادی و عهدی بغدادی اشاره کرد. جلسات این تکیه در قدیم به جهت بحث هایی که در آن درباره تصوف اسلامی، اخلاق صوفیه و حکایات جذاب زندگی آنان و تحلیل اندیشه ها و حالات روحی شان، صورت می گرفت، بسیار اهمیت داشت.
محفل سیدطعمه علم الدین موسوی حسینی
سیدطعمه علم الدین موسوی حسینی، عالم کامل، گزیده اشراف و زبده خاندان عبد مناف، سیدالسادات و منبع خیرات، سیدطعمه «سوم» و فرزند علم الدین بن طعمه «دوم»، فرزند شرف الدین بن طعمه کمال الدین «اول» از فرزندان ابوالفائز محمد از سلاله ابراهیم بن مجاب بن محمد بن عابد فرزند امام موسای کاظم۷ در عصر سلطان مراد (۱۵۴۶-۱۵۹۵م)، فرزند سلطان سلیم بن سلطان سلیمان قانونی (۱۴۹۴-۱۵۶۶م)، زندگی می کرد و اشغال شهر بغداد توسط شاه عباس صفوی اول در سال ۱۰۳۳ قمرى را نیز شاهد بود.
گویند وى محفلی مجتمع از اهل فضل داشته و خود محل مراجعه مردم در مرافعات و حل نزاع های قبیله ای بوده است. او در شهر کربلا، صاحب نفوذ و جایگاه بود و مجلسش، مقصد مهمانان و زائران برای استراحت و رفع تشنگی و گرسنگی و حل مشکلات. طبق آنچه در وقفنامه ای به خط نواده سیدطعمه علم الدین، یعنی سیدنعمت الله به تاریخ ۱۰۴۵ هجری آمده، این عالم متقی پس از سال ۱۰۴۳ رحلت کرده است.
محفل آل عوّاد
این محفل در کوچه آل عوّاد در محل باب بغداد، مجاور دیوار صحن جناب ابوالفضل العباس۷ منعقد می شده است. آن را مرحوم عبدالرزاق آل عوّاد بنیان نهاد و پس از او، فرزندش مرحوم حاج عبدالکریم متصدی کار گردید. خاندان عوّاد، از خانواده های صاحب ریاست در کربلای مقدس منسوب به قبیله «شمّر» بودند.
حاج عبدالکریم در انقلاب عشرین عراق با دو برادرش، عبدالرحمان و عبدالجلیل، فعالیت سیاسی داشت و به همین دلیل از طرف حکومت وقت دستگیر، و با تعدادی از آزادی خواهان کربلا به «هنجام» تبعید شد. در این ایام محفل آل عوّاد، که در صحن بزرگ برگزار می شد، شیوخ و بزرگان عشائر و مردان انقلابی را در خود جای می داد. نقطه اشتراک این جماعت، صداقت عمیق و احترام متقابل بود که نشان از بی تعصبی، تسامح، رواداری و قبول فکر مخالف بود.
محفل سادات شهرستانی
بنیان این مجلس را سیدمحمدمهدی، فرزند ابوالقاسم موسوی شهرستانی، گذاشت که عالمی عابد، متقی، ذوفنون و هوشمند، بزرگ سادات زمان خود، پناه حاجتمندان و صاحب خیرات و نیکویی های بی شمار بود. وى در قرن دوازدهم هجری ساکن کربلای معلا شد و محله آل عیسی را برای سکونت برگزید و سرانجام سال ۱۲۱۶ وفات یافت و در مقبره خانوادگی، پشت قبور شهدا، به خاک سپرده شد. پس از ایشان فرزندش، سیدمحمدحسین، و نوادگانش، میرزاصالح و سیدابراهیم، در مناسبت های دینی و اعیاد و وفیات عهده دار و برپاکننده محفل آل شهرستانی بودند.
محل انجمن، مشرف بر خیابان سدره و خیابان حائر بود و در ورودی آن، حیاط وسیعی با صندلی های متعدد قرار داشت. انتهای حیات، اتاقکی مستطیل شکل واقع شده بود که با نردبان به اتاقکی دیگر در بالای آن راه مى یافت.
در این محفل تنها خبرهای روزانه بازگو نمی شد؛ بلکه محلی برای برگزاری جشن ها و مراسم عزاداری و مانند آن بود و افزون بر این، حاضران در مجلس به مناسبت، از هر دری با هم سخن می گفتند؛ از حکایت و شعر و دیگر گونه های سخن، گاه نکته های هزل و شوخی میانشان رد و بدل می شد.
ناگفته نماند که پدیده هزل و طنز، ریشه ای پیشینی دارد که آغاز آن را می توان در قرن سوم هجری، در عهد متوکل عباسی جست وجو کرد. رابطه بین طنز و اجتماع، رابطه ای دوسویه است. طنز موجودیتی مؤثر میان جامعه دارد و جامعه نیز به نوبه خود در شکل دهی موجودیت طنز تأثیرگذار است.
مرجع دینی، شیخ محمدحسین آل کاشف الغطا، در سال ۱۳۵۰ در شب چهارم ماه رمضان پس از زیارت قبر سیدالشهدا۷ وارد محل انجمن سادات آل شهرستانی شد و در اجتماع عظیم مردم، سخنرانی مهمی ایراد کرد.
محفل سلالمه
این محفل در مکانی در محله «آل فائز»، که بعداً به محله «باب سلالمه» تغییر نام داد (چون عشیره سلالمه آنجا سکونت داشتند)، واقع است. این مکان مشرف بر یک سه راه است: یک راه به مقام امام مهدی/،دیگری به عگد الوزون و راه سوم به بازار حسین۷ منتهی می شود. مردان عشیره سلالمه که نفوذی چشمگیر در شهر کربلا داشتند، عمده همتشان برداشتن نزاع ها میان عشایر و خانواده های معروف در این شهر بود. در محفل سلالمه بعضی شخصیت ها که میان مردم وجاهتی داشتند حاضر می شدند و البته حکم و داوری آنها مورد قبول طرفین دعوا بود. در اختلاف بین عشیره سلالمه و خاندان آل ابولبن، مردان برجسته شهر در این محفل گرد آمدند و به نزاع خاتمه دادند و از فتنه ای بزرگ پیشگیری کردند. این نتیجه عمل مشترک و مشاوره انسان های مخلص و کربلایی های شجاع و باشخصیت و بزرگ منش بود.
محفل سیدابوالقاسم طباطبایی
آل طباطبایی، بزرگمردان علم و ادب، و دارای اصل و نسبی والا میان خاندان های صاحب منزلت اجتماعی در کربلا بودند. محفل ایشان میانه بازار تجار برگزار می شد. مؤسس این مجلس، عالم کبیر سیدابوالقاسم فرزند سیدحسن فرزند سیدمحمد مجاهد فرزند سیدعلی طباطبایی، صاحب ریاض (م۱۳۰۹ق)، بود که در عصر خود ریاست عامه را بر عهده داشت. سید مؤسس نزد عموم طبقات دینی و اجتماعی شهر کربلا محبوب و مورد توجه بود و هر روز محفل دینی و ادبی و اجتماعی او برپا مى شد.
پاسخ به پرسش های گوناگون مربوط به علوم و اخبار و مسائل قرآنی، بیان احادیث نبوی و مواعظ و آداب و توصیه های اخلاقی، و مباحثات و گفت وگوهای جذاب، محتوای این محفل را تشکیل می داد. افراد حاضر در این محفل می توانستند از کتاب های موجود در محل برگزاری محفل به امانت بردارند و پس از مطالعه به آنجا برگردانند. مجالس وعظ همواره در شب های جمعه توسط فردی که در خطبه توانمند و تأثیرگذار، و در علم و آگاهی به مسائل فقه و شریعت نسبت به اقران خود برتری داشت منعقد می گردید.
محفل سیدعبدالحسین طباطبایی
اساس این مجلس را در محله «باب الطّاق»، سیدابوالحسین طباطبایی بنیان نهاد. وی در خاندانی صاحب زعامت و فضل و شرافت به دنیا آمد و بزرگ شد و پس از کسب علم از محضر بزرگانی چون مولا محمدکاظم خراسانی و دیگر عالمان سرآمد آن عصر، سال ۱۳۳۱ مرجعیت دینی و زعامت روحی در کربلا به ایشان رسید و بر اثر عظمت شخصیت و نفوذ کلمه از طرف حکام و والیان حکومتی به دیده قبول و طاعت نگریسته می شد. با این همه وی بی هیچ رودربایستی در مقابل سران حکومت با صراحت و شجاعت، آنان را به تطبیق اعمال و افکار خود با تعالیم اسلام دعوت می کرد و بی هیچ ترسی امر به معروف و نهی از منکرشان می نمود.
از ویژگی های محفل این سید بزرگوار این بود که در آن بیش از هر چیز، در مورد مصلح شرق سیدجمال الدین اسدآبادی و فعالیت های سیاسی و اجتماعی او بحث می شد. البته سخن در باب زبان عربی و ریشه یابی و فقه اللغه این زبان غنی هم دیگر موضوع برجسته حاضران آن جلسه به شمار می آمد.
محفل آل کمّونه
این محفل که در محله مخیّم در بازار زینبی واقع است، در روزگار حاج مهدی کمونه، که در سال ۱۲۵۹ هجری تولیت روضه حسینی را عهده دار بود، بنیان نهاده شد. وی مردی زاهد و شایسته و همنشین شایستگان بود و پس از فوتش میرزاحسن کمّونه در سال ۱۲۹۲ هجری به بهترین شکل اداره مجلس را به عهده گرفت. شیخ محمدعلی کمّونه آخرین فرد از این خاندان است که محفل آل کمّونه را برپا می داشت. در کتاب خطی مذکرات از جدم سیداحمد سیدصالح آل طعمه آمده است:
در مجلس محمدعلی بن حاج محسن کمّونه نشسته بودیم و در باب ادبیات و شعر و مسائل روز گفت وگوهایی بین ما صورت گرفت. در این بین شیخ محمدعلی گفت: «شعر و ادبیات فارسی در مقابل شعر و ادبیات عرب قرار دارد؛ بلکه در سطحی پایین تر قرار گرفته و شعر عربی مقام و علو و مرتبه ای دارد که هیچ قابل انکار نیست. در این باره همین یک روایت کافی است که می گوید خداوند سه مرحله حکمت را بر اهل زمین فرو فرستاد. یک مرحله بر فکر یونانی ها، یک مرحله بر دست چینی ها و مرحله سوم بر زبان عرب و بهترین گواه پیش روی ما قرآن است». همه ساکت شدیم و پاسخی نیافتیم. بنده چون چنین دیدم گفتم: «البته شعر فارسی حلاوت و لطف خاص به خود را داراست و برای کسی که زبان فارسی را می شناسد، الفاظ و مفردات این زبان خوشایند و لذت بخش است. در مثلی معروف آمده است که زبان عرب عسل، زبان فارسی شکر، و زبان ترکی هنر است». و شیخ محمدعلی شاید به نشانه تأیید، این بیت شعر فارسی را از ظهیر فاریابی برایمان خواند:
بگو بخواب که امشب میا به دیده من
جزیره ای که مکان تو بود آب گرفت
محفل قزوینی
در آغاز حیات ادبی خود همواره در مجالس حسینی و بیشتر در محافلی که در کربلای مقدس برپا بود، حاضر می شدم از جمله این محافل، نشستی بود که علامه خطیب سیدمحمدکاظم قزوینی در مدرسه دینی علامه ابن فحد حلی با حضور تعدادی از بزرگان و ادیبان برگزار می کرد. بنده به حضور در این محفل خود را مقید کرده بودم. روز اولی که خواستم وارد این مجلس شوم، از نردبانی سه پله ای بالا رفتم و خود را در اتاق وسیعى یافتم که مشرف بر صحن مدرسه بود و از پنجره های چوبی دارای شیشه های رنگارنگش می شد به خوبی آنجا را دید. بالای در ورودی اتاق، روی تکه تخته ای نوشته بود: «مؤسسه انتشارات اسلامی». عده ای آنجا مشغول بسته بندی و ارسال کتاب های دینی به کشورهای دیگر از جمله هند، ایران، لبنان، اندونزی و مانند آن بودند. جالب توجه برای من این بود که شخصیت عالم و فرهیخته ای همچون سیدمحمدکاظم قزوینی، با آن همه تألیفات شوق برانگیز و تعلیقات سودمند و توانایی مثال زدنی در بیان و اطلاعات گسترده از دانش های مختلف، چنین روحیه و نشاط شگفتی در کار نشر کتاب دارد و وقت خود را صرف چنین امر به ظاهر دون شأنی می کند. از این جهت این محفل و مؤسسه برای من امتیاز خاصی داشت و به خاطر حضور عالم و خطیب و نویسنده ای پرکار همچون سید قزوینی در آن، از دیگر مؤسسات متمایز بود.
محفل شیخ احمد القنبر
خانه شیخ احمد القنبر در محله باب بغداد واقع بود و در آن محفلی با حضور فضلا و بزرگان طوایف برگزار می شد. درباره این مجلس، برادرزاده شیخ احمد، یعنی شیخ عدنان عبدالمهدی قنبر، در نامه ای با اشاره به حادثه ای مشهور نوشته است در آغاز دهه ۵۰، تعدادی از جوانان قبیله آل فتله، در بازار مخیم که محفل آل کمّونه در آن واقع است، به فردی تعدی کردند. جوانان کربلایی با دیدن این صحنه تصمیم گرفتند آنان را حسابی ادب کنند؛ اما دو تن از متعدیان که اسلحه به همراه داشتند تیر هوایی شلیک کردند و چند نفر از جوانان بازار از ترس به دیوان آل کمّونه پناه بردند. همین باعث شد جوانان قبیله آل فتله به طرف دیوان تیراندازی کنند و حرمت آن مکان را هتک نمایند و به اهالی کربلای مقدسه اهانت کنند و آن گاه پا به فرار نهند.
مردم کربلا پس از اطلاع از این ماجرا مقرر کردند که از آن پس، موکب های آل فتله و دیوانیه حق حضور در کربلا را ندارند. این مشکل بزرگان آل فتله را به تکاپو انداخت تا این که با واسطه کردن شخصیت های دولتی و عشایر، به این مسئله خاتمه دهند؛ اما راه به جایی نبردند. به ناچار سراغ آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم رفتند. آیت الله وساطت را پذیرفت و با قبول اهالی کربلا، قرار شد در روز تعیین شده از سوی طرفین، برای اتمام مخاصمه همگی در محفل شیخ احمد القنبر گردهم آیند. جلسه بر سر سفره ای مجلل به همت شیخ و با حضور مسئولان شهری و بزرگان عشائر کربلا که سیدمحسن حکیم را همراهی کرده بودند، آغاز شد. پس از آنکه شیخ احمد مقدار خسارت را اعلام کرد، شیخ قبیله آل فتله بدان رضایت داد و آن را زیر پشتی آیت الله سیدمحسن حکیم گذاشت. اهالی کربلا سپاسگزارانه آن را پذیرفتند و بدین ترتیب این مخاصمه طایفه ای حل و فصل شد.
محفل شیخ حسین مازندرانی
این محفل روبه روی باب الزینبیه حرم امام حسین۷ قرار دارد و مؤسس آن، مرجع بزرگ دینی، شیخ زین العابدین مازندرانی است. با وفات این عالم پرکار و اهل تدریس و فتوا و موعظه در سال ۱۳۰۹ هجری، آوازه مجلس ایشان با روی کار آمدن فرزندش شیخ حسین، که دانشوری متضلع و خبره در علم و معارف دینی و مورد احترام اساتید و چهره های شاخص حوزه علمیه بود، بسیار فراگیرتر شد و به آن رونق و طراوت بیشتر بخشید.
از این مجلس، جریان های جالب و نکته دار متعدد نقل شده که به یکی از آنها اشاره می کنیم. مقدمتاً باید گفت که در مسئله فقهی «فاصله بین چاه آب و چاه فاضلاب»، در کتب فقهی همچون شرح لمعه آمده که مستحب است در زمین های سست هفت زراع، و در زمین های سخت پنج زراع بین چاه آب و چاه فاضلاب فاصله باشد. در یکی از نشست های محفل شیخ حسین مازندرانی، سید بزرگوار محمدعلی طباطبایی معروف به «ابوالثوم» نیز حضور داشت. متصدیان جلسه از وی خواستند در صدر مجلس بنشیند؛ اما وی توجهی نکرد و در جای دیگر نشست؛ چون نمی خواست کنار فردی که وامدار انگلیسی ها بود و نسبت به سید دشمنی داشت، قرار بگیرد. وقتی با اصرار صاحب جلسه مواجه شد، گفت: «نمی نشینم؛ چراکه مستحب است هفت زراع بین چاه آب و چاه فاضلاب فاصله باشد». با این پاسخ، آنها که تعریض سید را متوجه شدند، خندیدند و حال جلسه به کلی دگرگون شد.
محفل شیخ محمد الخطیب
شیخ محمد بن داوود الخطیب، از بارزترین چهره های ادبی و لغوی کربلای مقدس بود. محفل ایشان در خانه اش، جنب باب الزینبیه و در ورودی بازار، برپا می شد. این جلسه افزون بر شأن و اعتبار خود، مجلس مناظره و بحث های داغ در موضوع لغت و ادب و علوم عربی نیز بود و بزرگانی از اساتید و چهره های علمی و ادبی در آن حضور می یافتند. مورخان متفقند که شیخ محمد خبره فن مناظره و دارای حافظه قوی و قریحه جوشان و عفاف و تقوای زبانزد بود و در منزلت علمی و ادبی، نظیری نداشت.
وی عالمی اهل سیاست و مبارزه بود و در انقلاب ۱۹۴۱ عراق حضور داشت. فتوای ایشان به وجوب جهاد ضد استعمارگران در همان سال تأثیر بسیاری در بسیج نیروهای مردمی به جبهه درگیری با انگلیس ها داشت. ایشان همچنین سال ۱۹۴۸ فتوای جهاد علیه یهود و اشغالگران در فلسطین را صادر کرد.
از میان خاطرات جذاب مربوط به محفل آیت الله خطیب که فراموش نمی کنم این است که یک روز استاندار شهر مقدس کربلا در مجلس آیت الله از وی دیدار کرد و دید این عالم جلیل القدر در هوای بسیار گرم و کلافه کننده تابستان در حال مطالعه است. عرض کرد: «شیخ اتاق شما خیلی گرم است». شیخ بی معطلی این آیه قرآن را خواند: (وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِى الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ)؛ (توبه: ۸۱) «می گویند در هوای داغ راهی جهاد مشوید. بگو آتش جهنم داغ تر است اگر بفهمید». چیزی نگذشت که به دستور استاندار و به احترام شیخ، خانه ایشان را به دستگاه خنک کننده تجهیز کردند.
محفل کتابفروشی سعادت
این کتابفروشی سال ۱۹۳۹ در کربلاى مقدس تأسیس شد. مؤسس این کتابفروشی، رئیس خاندان سادات آل زینی، مرحوم سیدسعید سیداحمد زینی بود. وی نزد مردم مهابت و حرمتی خاص داشت و با این همه مردی محبوب، پرجرئت و صاحب اخلاق و صفات حمیده و سلوک انسانی ممتازی بود.
کتابفروشی سیداحمد، روبه روی باب الشهدای حرم امام حسین۷ واقع بود و از سال ۱۹۴۵ میلادی به بعد، محفلی متشکل از نخبه های علم و فضل و سادات زعمای قوم در آن برپا می شد. نقل می کنند که روزی ادیب لبنانی، شیخ محمدعلی حومانی، به همراه استاندار آن روز کربلا، طاهر القیسی، وارد جلسه شد و از علامه شیخ احمد حائری که حاضر بود، پرسید: «اعلم علما چه کسی است؟» به نظر نگارنده، حومانی با این سؤال در پی یافتن مرجع تقلید برای خود بود؛ اما شیخ در پاسخ به وی، به شکل متفاوت عمل کرد و گفت:
داناترین فرد ابلیس است. بنابراین برای تقلید کردن پیش از آنکه به دنبال «اعلم» باشی به دنبال «اورع» باش و ببین چه کسی تقوا و خویشتن داری اش در قبال گناهان و تمایلات دنیایی، بیش از دیگران است؛ چراکه علم و دانش بدون دستگیری تقوا وبالی است بر گردن عالم. آنچه بر اساس قانون الهی، علم را نگه می دارد و تأثیر نفوذ و ماندگاری به آن می بخشد، ورع و اجتناب از محارم است؛ نه چیز دیگر.
در ادامه به این بیت شعر از سیدسعید صاحب کتابفروشی استشهاد می کند:
لو کان للعلم من دون التقی شرف
لکان اعلم خلق الله ابلیس
اگر علم بدون تقوا شرافت داشت، البته ابلیس از همگان داناتر بود.
نتیجه گیری
شهر کربلای مقدس دارای ویژگی های منحصر به فرد بسیاری است و علاوه بر قرار داشتن حرم حسینی در آن به عنوان عظیم ترین و خاص ترین خصیصه، در تاریخ این شهر موارد دیگری نیز وجود دارد که شایسته توجه و بررسی است؛ از جمله محافل و مجالس دینی و فرهنگی متعدد در طول قرون متمادی که به وسیله عالمان و فرهیختگان شهر کربلا منعقد می شده و سرچشمه بسیاری از تحولات و حرکات ادبی و تاریخی در سطح خود بوده و توانسته منتقل کننده حجم بزرگی از مواریث دینی و فرهنگی میان نسل های مختلف تا به امروز باشد.
منابع
قرآن کریم
1٭. محقق و نویسنده.
دیپلماسی زیارت و نقش آن در تقویت همبستگی
و همگرایی جهان اسلام
محمدحسین پورامینی ٭
چکیده1
دیپلماسی زیارت، به عنوان یک شاخه از دیپلماسی نرم، نقش مهمی در تقویت همبستگی و همگرایی جهان اسلام ایفا می کند. این شکل از دیپلماسی با استفاده از فرصت های زیارت اماکن و اعتاب مقدس برای مسلمانان از کشورهای مختلف، به تقویت همبستگی فرهنگی و مذهبی بین کشورهای اسلامی کمک می کند. ایجاد ارتباطات معنوی و تبادلات فرهنگی مشترک، دیپلماسی زیارت را ابزاری برای تقویت وحدت جهان اسلام قرار مى دهد.
این مقاله، با روش تحقیق کیفی، به بررسی نقش دیپلماسی زیارت در تقویت همبستگی و همگرایی جهان اسلام، و تحلیل ارتباطات فرهنگی و مذهبی این نوع دیپلماسی و تأثیر آن بر تعاملات مشترک بین کشورهای اسلامی می پردازد.
کلیدواژه ها: دیپلماسی زیارت، همبستگی و همگرایی جهان اسلام، ارتباطات فرهنگی و مذهبی، تقویت وحدت و اتحاد جهان اسلام، تعاملات مشترک بین کشورهای اسلامی.
مقدمه
دیپلماسی زیارت، به عنوان یکی از شاخه های حیاتی دیپلماسی نرم، در جهان اسلامی اهمیت بسیاری دارد. این نوع دیپلماسی با فراهم کردن فرصت های زیارت مکان های مقدس برای مسلمانان از کشورهای مختلف، به تقویت همبستگی فرهنگی و مذهبی بین جوامع مختلف جهان اسلام کمک می کند. این ارتباطات معنوی و تبادلات فرهنگی، افراد را در مسیری از تبادل افکار، ارزش ها و ایده ها قرار می دهد که باعث افزایش همبستگی و انسجام جامعه اسلامی می شود. این ارتباطات به عنوان بستری برای تقویت وحدت و اتحاد جهان اسلامی عمل می کنند و نقش مهمی در ایجاد یک ارتباط نزدیک و پایدار بین اعضای جامعه اسلامی دارند. همچنین زیارت مکان های مقدس باعث نزدیک شدن افراد به همدیگر مى شود و ارتباطات عمیق تری را در اعتاب مبارک ایجاد می کند که این ارتباطات به تقویت همبستگی و تفاهم میان مسلمانان منجر مى شود و در نتیجه تقویت اتحاد جهان اسلامی را به دنبال دارد.
با توجه به چالش ها و مسائلی که امروزه جامعه اسلامی با آنها مواجه است، نیاز به بررسی و تحلیل نقش دیپلماسی زیارت به منظور تقویت همبستگی و همگرایی در جهان اسلام احساس می شود. این شرایط نشان می دهد که دیپلماسی زیارت به عنوان یک ابزار نرم می تواند نقش مهمی در تقویت اتحاد و همبستگی جامعه اسلامی ایفا کند.
بنابراین تحلیل و بررسی دقیق نقش دیپلماسی زیارت در تقویت همبستگی و همگرایی در جامعه اسلامی ضروری است. حال با توجه به اهمیت بیشتر این مسئله در شرایط فعلی نیاز است مطالعات بیشترى در این زمینه انجام شود تا راهکارها و استراتژی هایی برای تقویت اتحاد و همبستگی در جامعه اسلامی ارائه شود. ازاین رو این تحلیل و بررسی می تواند به ارتقای آگاهی جامعه اسلامی از اهمیت دیپلماسی زیارت و نقش آن در تقویت همبستگی و همگرایی اقدام، و در نهایت به تقویت اتحاد و وحدت در جهان اسلامی کمک کند.
سؤال اصلی این مقاله این است که آیا دیپلماسی زیارت می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر، در تقویت همبستگی و همگرایی در جهان اسلام نقش ایفا کند؟
با در نظر گرفتن سؤال اصلی مطرح شده، فرضیات زیر در این مقاله بررسی مى شوند:
- دیپلماسی زیارت می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر، در تقویت همبستگی فرهنگی و مذهبی جهان اسلام نیز مؤثر باشد؛
- همکاری های مشترک و تبادلات فرهنگی و مذهبی، نقش مهمی در تقویت همگرایی جهان اسلام ایفا می کنند؛
- ارتباطات فرهنگی و مذهبی از طریق دیپلماسی زیارت می تواند به توسعه روابط دوجانبه و چندجانبه بین کشورهای اسلامی کمک کند.
در این مقاله، ما به دنبال بررسی نقش دیپلماسی زیارت در تقویت همبستگی و همگرایی جهان اسلام، به ویژه کشورهای شیعی مذهب، هستیم.
مفاهیم بنیادین
۱. دیپلماسی
کلمه «دیپلمات» برگرفته از فعل یونانی «دیپلم» به معنای «تا کردن» است. کلمه «دیپلما» ابتدا به معنای نوشته ای تا شده یا طوماری بود که به هرکس اعطا می شد و از امتیازاتی خاص برخوردار بود. بعدها این کلمه برای منشور یا سندی که به فرستادگان دولت ها داده می شد، استفاده شد. به تدریج با افزوده شدن اسناد، نیاز به استخدام افراد مجرب که به نگهداری و تنظیم آنها بپردازند، بیشتر احساس شد و از آن زمان به بعد این افراد را «دیپلمات» و حرفه آنها را «دیپلماسی» نام نهادند. (آلادپوش و توتونچیان، ۱۳۷۲ش، ص۳)
دیپلماسی عبارت است از «علم و هنر نمایندگی کشورها و فن مذاکره» که برای انجام امور دیپلماتیک، حقوقی و حفظ منافع کشور خودی در خارج صورت می گیرد؛ (آقابخشی، ۱۳۷۵ش، ص۸۴) به دیگر سخن، دیپلماسی روش حل و فصل مسائل روابط خارجی دولت با دولت های دیگر از طریق مذاکره یا هر شیوه مسالمت آمیز دیگر است. بنابراین «دیپلماتیک» بیانگر روابط خارجی دولت، و «دیپلماسی» بیانگر نحوه اداره آن روابط است. (پورامینی، ۱۳۹۳ش، ص۱۳)
۲. زیارت
کلمه «زیارت» از کلمه عربی «زیارة» مشتق شده و مصدر آن از ریشه «ز و ر» است. معانی متعددی برای این کلمه ارائه شده است؛ اما همه آنها به مفهوم روی گرداندن، عدول و مایل شدن از چیزی به چیزی دیگر اشاره دارند. (مصطفوی، ۱۴۱۶ق، ج ۴، ص۳۸۴) بنابراین شخصی که به زیارت می رود «زائر» شناخته می شود؛ زیرا وقتی به زیارت شخصی می پردازد، از غیر او روی می گرداند. علاوه بر این، به قسمت بالای سینه نیز «زور» گفته می شود. حال ممکن است به همین دلیل باشد که به رودررو شدن و ملاقات نیز زیارت نامیده می شود. (راغب، ۱۴۱۲ق، ص۳۸۶)
با توجه به کاربردهای منابع روایی، زیارت عملی عبادی است که شامل حضور در پیشگاه پیشوایان دینی یا اشخاص محترم، نزد قبور آنان، دیدار از مکان های مقدس یا محترم برای اظهار ارادت و کسب فیض معنوی یا ادای احترام می شود. زیارت دو سوی دارد که یک سوی آن شخص مؤمن است؛ به عبارت دیگر، زیارت شونده ممکن است یک انسان زنده باشد یا حتی در دنیا حضور نداشته باشد، به همین دلیل دیدار از کعبه نیز به عنوان زیارت شناخته می شود.
۳. دیپلماسی زیارت
دیپلماسی زیارت، به عنوان یک مفهوم در علوم سیاسی و روابط بین الملل، به دیدارها و ملاقات های غیر رسمی بین مقامات رسمی کشورهایی که در روابط سیاسی سرد با یکدیگر قرار دارند، اشاره دارد. این نوع دیپلماسی به منظور پیشبرد اهداف و تسهیل دیالوگ ها و تعاملات میان دو طرف انجام می شود و می تواند به تقویت نزدیکی و همکاری میان آنها کمک کند.
دیپلماسی زیارت در موارد مختلفی به کار گرفته شده است؛ براى مثال:
- ملاقات های غیر رسمی بین مقامات رسمی کشورهایی که در روابط سیاسی سرد با یکدیگر قرار دارند؛ مانند سفر آصف علی زرداری به مقبره خواجه معین الدین در آجمیر هند که در آن دیدار او با سیگ، بسیاری از اختلافات و سوءتفاهم ها حل شد. (Jilanee, 2012)
- دیدارهای مذاکراتی غیر رسمی میان مقامات سیاسی و امنیتی دو کشور که می تواند به تقویت ارتباطات و حل برخی اختلافات کمک کند. مانند شرکت معاون اول ریاست جمهوری اسلامی و برخی از مقامات رسمی کشور در مراسم اربعین حسینی. (B2n.ir/k50289)
- زیارت های مقامات رسمی از مکان های مقدس یا مهم کشورهای دیگر که می تواند ارتباطات فرهنگی و مذهبی را تقویت، و به تبادل فرهنگی و اجتماعی بین دو کشور کمک کند؛ مثل تعاملات مسئولان دو کشور ایران و عراق برای اربعین حسینی.
- دیدارها و مذاکرات غیر رسمی بین مقامات کشورهای مختلف در محیط های مذهبی؛ مانند مراسم های مذهبی و دعوت به مراسم های دینی که می تواند به تسهیل درک و تبادل نظر در مسائل مختلف کمک کند.
گفتنى است که در دیپلماسی زیارت، مقوله دیپلماسی که از امور متعلق به سیاست خارجی است، با مسئله زیارت پیوند خورده است. البته باید توجه داشت که بین دیپلماسی عمومی و دیپلماسی زیارت تفاوت هایی وجود دارد؛ از جمله اینکه دیپلماسی زیارت، برخلاف دیپلماسی عمومی که عمدتاً با دولت ها انجام می گیرد، می تواند با نهادهای مردمی، تشکل ها و… انجام شود و الزامی در ارتباط با دولت ها ندارد.
در دیپلماسی زیارت، زائر (اعم از مسئول دولتی یا بازیگران غیر دولتی) شهروندی تلقی می شود که به زیارت مکان زیارتی در خارج از کشور خود سفر می کند و تا زمانی که در آن کشور است، دولت میزبان فرصت دارد در ذهن شهروند میهمان تصویری مطلوب از خود و سیاست ها و جامعه اش ایجاد کند. این از بهترین شیوه ها برای دیپلماسی فرهنگی است.
به طور خلاصه، دیپلماسی زیارت به عنوان یک رویکرد نوین در حوزه دیپلماسی، با تأکید بر تعاملات فرهنگی و مذهبی، صلح، دوستی و همکاری بین اقوام را ترویج می کند و می تواند در تحقق اهداف دیپلماسی نرم، ارتقاى روابط بین المللی، تحقق صلح و استقرار امنیت جهانی نقش مؤثری ایفا کند.
۴. همگرایی
همگرایی به لحاظ مفهومی به معنای نزدیک شدن و تقارب افراد به یک نقطه مشترک است که همواره به عنوان هدفی مشترک توسط آنها شناخته می شود. فرآیند همگرایی در ارتباط با بازیگران سیاسی و دولت ها، از احساس و درک هدف و منافع مشترک آغاز می شود و سپس در مراحل بعدی ادامه مى یابد. نیروهای اصلی یا تسهیل کننده این فرآیند، به تقویت و تسریع همگرایی کمک می کنند تا بتوانند به هدف مشترک دست یابند. مرحله پایانی این فرآیند، توافق و یکپارچگی در مسائل مختلف از جمله امنیت، صلح و توسعه است. (حافظ نیا و میرزائی تبار، ۱۳۹۹ش، ص۱۱۷)
همگرایی ها از نظر قلمرو جغرافیایی می توانند به چهار دسته تقسیم شوند:
الف) سطح محلی که از تطابق دو یا چند کشور همسایه نشئت می گیرد؛
ب) سطح منطقه ای که قلمرو جغرافیایی یک حوزه ژئوپلیتیکی را در بر می گیرد؛
ج) سطح قاره ای که یک قاره را در جهان پوشش می دهد؛ د) سطح جهانی که قلمرو جغرافیایی جهانی را پوشش می دهد.
۵. قدرت نرم
اگر قدرت را به معنای توانایی اثرگذاری بر دیگران با هدف کسب نتایج مورد نظر در نظر بگیریم، می توان گفت که قدرت نرم به معنای توانایی کسب مطلوب از طریق جذابیت است، نه از طریق اجبار یا تهدید. قدرت نرم به توانایی تعیین باورها و امیال دیگران و شکل دهی به آنها اشاره دارد؛ به نحوی که اطمینان می دهد این افراد از طریق انگیزه ها و جذبه هایی که ایجاد می کند، اطاعت و فرمانبرداری کنند.
در دیدگاه جوزف نای، قدرت نرم با قدرت سخت (به خصوص قدرت نظامی و اقتصادی) متمایز است. قدرت نظامی و اقتصادی به صورت معمول بر اساس تهدیدها و پاداش ها عمل می کنند؛ اما قدرت نرم بر اساس توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران و ایجاد جذابیت برای آنان استوار است. (Nye, 2007: 163. Lukes,2007, 90)
دیپلماسی زیارت و تقویت هویت اسلامی
هویت، تلقى از خود یا خودآگاهى فردى و جمعى است و آن گاه که در برابر دیگرى یا دیگران ترسیم شود، ماهیت یا وجه تمایز ما از دیگران است. هویت اسلامی، در واقع نشان دهنده احساس تعلق و تعهد به دین و جامعه دینی است و مهم ترین دستاورد آن، پاسخ دادن به پرسش های بنیادین، جهت بخشیدن به زندگی، وحدت اعتقادی و معنا بخشیدن به جهان است. هویت اسلامی در واقع بازنمایی این واقعیت است که هیچ فرد یا گروهی، بر فرد و گروهی دیگر برتری ندارد، جز کسانی که تقوای الهی داشته باشند. (ایمان و روحی، ۱۳۹۲ش، ص۱۲۹)
تقویت هویت اسلامی از اهداف اساسی دیپلماسی زیارت است که به دلیل عوامل زیادی، از جمله ارتباطات فرهنگی و مذهبی، تأثیرگذاری در صحنه بین المللی و تقویت همبستگی بین کشورهای اسلامی اهمیت بسیاری دارد. ازاین رو آیت الله خامنه ای حج را سازنده هویّت فرد مسلمان و جامعه مسلمان و نمایش دهنده زیبایی های آن در چشم جهانیان توصیف، و بیان می کنند:
حج عبادتی پُررمزوراز است. ساخت و ترکیب زیبای حرکت و سکون در آن، سازنده هویّت فرد مسلمان و جامعه مسلمان و نمایش دهنده زیبایی های آن در چشم جهانیان است. از سویی دل های آحاد بندگان را با ذکر و خشوع و تضرّع، عروج معنوی می بخشد و به خدا نزدیک می کند و از سویی با پوشش و پویش یکسان و حرکات هماهنگ، برادران را که از چهارگوشه جهان گِرد آمده اند، به یکدیگر پیوند می دهد و از سویی برترین نماد امّت اسلامی را با همه مناسک پُرمعنا و رازآلودش در برابر چشم جهانیان می گذارد و عزم و عظمت امّت را به رخ بدخواهان می کِشد. (خامنه ای ۲۸/۴/۱۴۰۰)
ایشان همچنین به این نکته مهم اشاره دارند:
امروز در بسیاری از کشورهای اسلامی چیزی به نام هویّت اسلامی وجود ندارد؛ بله، مردم مسلمانند، نماز هم می خوانند، روزه هم می گیرند، شاید زکات هم می دهند؛ اما مجموعه جامعه، هویّت اسلامی ندارد؛ یعنی یک شخصیّتی، یک حقیقتی قرار گرفته در مقابل حقیقت کفر و حقیقت طاغوت وجود ندارد. لذا شما می بینید آنها دخالت می کنند؛ در فرهنگِ اینها دخالت می کنند، در باورهایشان دخالت می کنند، در اقتصادشان دخالت می کنند، در روابط اجتماعی شان دخالت می کنند، سیاست هایشان را در مشت می گیرند. آن وقت نتیجه این می شود که چون درون مجتمع اسلامی و امّت اسلامی هویّت واحدی وجود ندارد، دعوا به وجود می آید، جنگ به وجود می آید، تنافر به وجود می آید، عدم تفاهم به وجود می آید؛ این[جوری] میشود. امروز دنیای کفر درصدد مضمحل کردن و نابود کردن این هویّت است. هرچه از این هویّت در هر نقطه ای از دنیا باقی مانده، این را می خواهند از بین ببرند. این یک اصل اسلامی است: (فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَیُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقیٰ لَاانفِصامَ لَها وَاللهُ سَمیعٌ عَلیم) (بقره۲۵۶). این یک حقیقت است. این حقیقت را اگر چنانچه ما درست بفهمیم، آن را دنبال کنیم، آن را به صورت یک فهم عمومی در جامعه اسلامی و امّت اسلامی در بیاوریم، شما ببینید چه تحوّلی اتّفاق می افتد! شما ببینید همین یک حقیقت، که صدها حقایق از این قبیل در قرآن وجود دارد، چه تحوّلی در دنیای اسلام به وجود می آورد! اگر همین یک امر را، همین یک معرفت را درست بفهمیم و باور کنیم و گسترش بدهیم، ببینید چه اتّفاقی می افتد! قرآن را باید فهمید. ما دوریم از قرآن. از این دوریِ ما از قرآن، دشمن دارد استفاده می کند. دشمن روزبه روز در ما بی ایمانی را تزریق می کند، لاابالی گری را تزریق می کند، وابستگی به خود را تزریق می کند. نگاه کنید به دولت های اسلامی، نگاه کنید به کشورهای اسلامی، ببینید در مقابل آمریکا، در مقابل صهیونیسم، در مقابل دشمن، در مقابل غارتگران چه وضعی دارند! این ناشی از دوری از قرآن است. ما اگر به قرآن نزدیک بشویم، همه این حفره ها پُر خواهد شد، همه این خُلل و فُرَج بسته خواهد شد، هویت اسلامی در مقابل هویّت کفر خودش را نشان خواهد داد. (خامنه ای: ۷/۲/۱۳۹۶)
از آنجا که روح شیعه روح کربلایى و روح عاشورایى است، (خامنه ای: ۲۴/۱۲/۱۳۵۲) پیاده روی اربعین می تواند به هویت فراملی شیعیان تبدیل شود و آثار مهمی در بازنمایی هویت شیعی داشته است.
پیاده روی عظیم و باشکوه اربعین، در چند عرصه کلیدی در بازنمایی هویت شیعی نقش آفرین است:
۱. ترسیم شناسنامه نسبتاً شفاف از شیعه برای کل جهان (به ویژه جهان اسلام) مشخص سازی مرزهای اسلام شیعی یا اسلام ناب با اسلام طاغوتی یا به تعبیر امام خمینی=، اسلام امریکایی؛
۲. اعلام و شفاف سازی پیام های اصلی نهضت حسینی۷؛
۳. یادآوری اصل مهدویت و اعلام آمادگی برای کمک مؤثر به ظهور منجی؛
۴. یادآوری و تثبیت گفتمان انتظار سازنده میان شیعیان و نشان دادن ظرفیت های متراکم شیعه در این عرصه؛
۵. تقویت گفتمان ضد ظلم و ضد بی عدالتی در عالم شیعی و عالم اسلامی؛
۶. تقابل صریح و آشکار با نظام بین المللی سلطه (غلامی، B2n.ir/e85040).
از راهکارهای اصلی برای تقویت هویت شیعی، استفاده از دیپلماسی زیارت، به ویژه راهپیمایی اربعین است که می تواند نقش مهمی در معرفی هویت شیعی داشته باشد.
ارتباط دیپلماسی زیارت با تقویت قدرت نرم کشورها
قدرت نرم کشورها به توانایی یک کشور در تأثیرگذاری بر سیاست ، فرهنگ، اقتصاد و ارزش های دیگر کشورها بدون استفاده از نیروی نظامی اشاره دارد. (نای، ۱۳۸۹ش، ص۴۷) این قدرت با استفاده از ابزارهایی مانند دیپلماسی فرهنگی، همکاری های بین المللی، تبادل فرهنگی، کمک های انسانی، فرهنگ سازی از طریق رسانه ها، تبلیغات و تبادلات آموزشی صورت مى گیرد. قدرت نرم همواره بر پایه ایده ها، ارزش ها و جذابیت های فرهنگی یک کشور بنا شده است و به عنوان یک ابزار برای تقویت تأثیرگذاری و رهبری در سطح بین المللی استفاده مى شود.
دیپلماسی زیارت به عنوان یک شکل از دیپلماسی نرم، نقش مهمی در تقویت قدرت نرم کشورها ایفا می کند؛ چراکه این گونه از دیپلماسی، از طریق جذب و تأثیرگذاری بر افکار زائر خارجی، جهت کسب قدرت بدین شیوه مى کوشد. (شیخ الاسلامی، شمس آبادی ۱۳۹۶ش، ص۱۵۲) محمد الیاس، رئیس سابق جماعت تبلیغ عربستان، اهمیت تبلیغات دینی برای حاجیان را به اندازه یا حتی بیش از خود حج توصیف کرده (Eickelman,1990, p8) و این تأییدی بر اهمیت تأثیر زیارت بر افکار عمومی است.
دیپلماسی زیارت، با تأکید بر ارتباطات فرهنگی و مذهبی، به ایجاد تعاملات میان کشورها و تقویت ارتباطات میان مردمان آنها کمک می کند و ازاین رو در زمینه تقویت قدرت نرم می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد.
از اصلی ترین ارتباطات فرهنگی و مذهبی در دیپلماسی زیارت، ایجاد تعاملات و ارتباطات فرهنگی میان مسلمانان مختلف است. این ارتباطات، زمینه ساز تبادل فرهنگی، اشتراک گذارى دیدگاه ها و ارتقاى وحدت اسلامی می شود. همچنین به تقویت تصویر مثبت کشورهای مشارکت کننده و افزایش تأثیرگذاری مثبت آنها در جهان کمک می کند؛ براى مثال، زیارتگاه های مقدس ایران، مانند حرم مطهر امام رضا۷ در مشهد، هرساله میزبان ۲۷ میلیون زائر از سراسر جهان است (B2n.ir/t68973) و این امکان را فراهم می کند که مسلمانان از نقاط مختلف جهان با هم در تعامل باشند و تجربیات و دیدگاه های خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
تأثیرات دیپلماسی زیارت بر همبستگی و همگرایی جهان اسلام
دیپلماسی زیارت بر همبستگی و همگرایی جهان اسلام، به عنوان یکی از محورهای اصلی تحقیق، نقش بسیار مهمی در تحقق اتحاد و همبستگی جامعه اسلامی دارد. در این بخش از پژوهش، انواع تأثیرات دیپلماسی زیارت بر همبستگی و همگرایی جهان اسلام را به دو صورت مطالعه می کنیم: تأثیرات مستقیم و تأثیرات غیر مستقیم.
۱. تأثیرات مستقیم
الف) تسهیل ارتباطات فرهنگی و مذهبی
تسهیل ارتباطات فرهنگی و مذهبی از طریق دیپلماسی زیارت به وسیله ایجاد فرصت هایی برای تبادل فرهنگی و مذهبی میان کشورها می تواند به شکل قابل توجهی به توسعه روابط بین المللی کمک کند؛ (زمانی، ۱۳۹۲ش، ص۱۲۰) براى مثال، پیاده روی عظیم اربعین را به مثابه یک آیین و منسک معنوی می توان از منظر ارتباطات میان فرهنگی بررسی کرد. ارتباط و تماس فرهنگی زائران کشورهای مختلف جهان، از فِرق و مذاهب و ادیان مختلف، در این آیین مشترک معنوی، مسئله ای مهم و بینافرهنگی است که می تواند زمینه های همگرایی و تسهیل ارتباطات میان فرهنگی زائران را فراهم کند.
تفاوت های فرهنگی در اجتماع عظیم اربعین و حضور کنشگران فعال با هویت های مختلف قومی، نژادی و فرهنگی نیازمند استفاده از روش هایی است که بتواند جنبه های ارتباطی و فرهنگی این جمعیت متکثر و متنوع را در جهت همگرایی، مدیریت و راهبری کند. سازوکارهای فرهنگی عمومى، همچون گفت وگوی همدلانه بین زائران، پذیرایی از مهمانان سایر کشورها، ارتباطات غیر کلامی و نظایر آن می تواند مبدأهای شکل گیری همگرایی، فرهنگ پذیری و تقویت اتحاد بین شیعیان شود. بنابراین حضور سالانه میلیون ها زائر با تمایزات هویتی در امر مشترک آیینی و مذهبی، بیانگر بسط تمدنی این امر بین فرهنگی و توسعه مناسبات انسانی و ارتباطات میان فرهنگی در خلال راهپیمایی اربعین حسینی است.
ازاین رو با توجه به اینکه فرهنگ و مذهب دو عامل اساسی در هویت افراد و جوامع هستند، تسهیل تعاملات فرهنگی و مذهبی از طریق دیپلماسی زیارت می تواند به تحکیم روابط بین المللی، ترویج فهم متقابل و افزایش همبستگی بین مسلمانان کمک کند.
ب) تبادل فرهنگی و دینی
با توجه به رویکردهاى جهانى اسلام که بر وحدت نوع بشر و توجه به تفاوت هاى انسانى تأکید دارد، می توان گفت در فرآیند جهانى شدن، آموزه هاى اسلام مؤیّد «تبادل فرهنگى» است. آیت الله خامنه اى با توصیه به تبادل فرهنگى و زبده گزینى فرهنگی (خامنه ای، ۲۸/۲/ ۱۳۸۳) معتقدند:
- در تبادل فرهنگى، هدف، بارور کردن فرهنگ ملى و کامل کردن آن است؛ اما در تهاجم فرهنگى، هدف، ریشه کن کردن فرهنگ ملى و از بین بردن آن است. در تبادل فرهنگى، آن ملتى که از ملت هاى دیگر چیزى می گیرد، می گردد چیزهاى مطبوع و دلنشین و خوب و مورد علاقه را می گیرد. (خامنه ای: ۲۱/۵/۱۳۷۱)
- تبادل فرهنگى لازم است. هیچ ملّتى بى نیاز نیست از اینکه در همه زمینه ها، از جمله در زمینه مسائل فرهنگى، آن مجموعه مسائلى که به آنها نام فرهنگ داده می شود از ملّت هاى دیگر بیاموزد. همیشه تاریخ نیز همین بوده است. ملت ها در رفت وآمدهایشان، آداب زندگى را، خلقیّات را، علم را، لباس پوشیدن را، آداب معاشرت را، زبان را، معارف را و دین را از یکدیگر فراگرفته اند. (خامنه ای: ۲۱/۵/۱۳۷۱)
تبادل فرهنگی و دینی از جنبه های کلیدی دیپلماسی زیارت است که می تواند به تقویت همبستگی و همگرایی در جوامع اسلامی کمک کند. اماکن زیارتی و زیارتگاه های معصومان: و امامزادگان، مراکز مهمی برای زائران از سراسر جهان شناخته شده اند و این زائران همواره دنبال ارتباطات معنوی و تجربه ارتباط نزدیک با فرهنگ و دین خود هستند. این زیارتگاه ها فرصت های بی نظیری را برای تبادل فرهنگی و دینی ارائه می دهند که می تواند به تعمیق ارتباطات فرهنگی و دینی بین کشورهای اسلامی و حتی با کشورهای غیر اسلامی منجر شود.
با حضور زائران از اقلیت های مذهبی و فرهنگی مختلف، این زیارتگاه ها مکان هایی برای تبادل ایده ها، ارزش ها و عقاید میان مخالفین شناخته می شوند. این تبادلات می تواند به فراگیری و توسعه دانش، احترام متقابل، و تعمیق درک متقابل بین افراد و جوامع مختلف کمک کند.
بنابراین تبادل فرهنگی و دینی از طریق دیپلماسی زیارت می تواند به تعمیق درک متقابل، احترام متقابل و توسعه روابط میان کشورها و اقوام مختلف بینجامد.
ج) تقویت اتحاد و همبستگی
تقویت اتحاد و همبستگی اسلامی از دغدغه های همیشگی حضرت آیت الله خامنه ای نسبت به دنیای اسلام بوده است؛ چنان که ایشان می فرماید: «امروز اتحاد اسلامى، برادرى اسلامى، همبستگى اسلامى، یکى از لازم ترین و واجب ترین وظایف همه جوامع اسلامى است و بایستى همه به این وظیفه ملتزم باشیم». (خامنه ای: ۲۱/۰۷/۱۳۹۳)
همبستگی بین کشورهای اسلامی به وجود رابطه ها، تعاملات و ارتباطات مختلف بین این کشورها اشاره دارد. این همبستگی ممکن است در ابعاد مختلفی مانند اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، و امنیتی وجود داشته باشد. این ارتباطات و تعاملات می تواند از طریق تبادل تجاری، همکاری های سیاسی، فرهنگی و علمی، تبادل نیروی کار، تشکیل اتحادات و سازمان های منطقه ای و همچنین اقدامات مشترک در زمینه های امنیتی و دفاعی صورت گیرد. همبستگی بین کشورهای اسلامی می تواند به تقویت هویت و وحدت اسلامی، توسعه اقتصادی و اجتماعی و تقویت امنیت منطقه ای و بین المللی کمک کند. ازاین رو آیت الله خامنه ای همواره بر شناسایی و تکیه بر ایمان و همبستگی بین کشورهاى اسلامى تأکید نموده اند. (خامنه ای: ۲۱/۷/۱۳۸۲)
تقویت همبستگی بین کشورهای اسلامی از طریق دیپلماسی زیارت می تواند به واقعیت پیوسته تراکم جامعه اسلامی کمک کند. این نوع دیپلماسی می تواند با ایجاد فرصت هایی برای تبادل نظر و تعامل میان مقامات دینی و فرهنگی کشورهای اسلامی، به تعمیق روابط بین المللی در این جامعه و توسعه همکاری های مشترک میان آنها منجر شود؛ برای مثال برگزاری مراسم پیاده روی اربعین حسینی را مى توان گامى مهم در تقویت اتحاد و همبستگی به شمار آورد. پیاده روی اربعین، به عنوان یک پدیده فرهنگی و مذهبی، شامل «جمعیتی غیر همگن و کاملاً متفاوت است که در یک نقطه فصل مشترک دارند و آن، دوست داشتن جمعیتی پاک و مظلوم است». (درودیان، ۱۳۹۷ش، ص۵۷) این پدیده از نظر دینی و فرهنگی از اهمیت بسزایی برخوردار است و تأثیرات عمیقی در ارتباطات بین المللی دارد. هر سال، میلیون ها نفر از انواع مختلف مردمی با زبان ها، فرهنگ ها و مذاهب مختلف، به عنوان زائران اربعین حسینی، به عتبات عالیات سفر مى کنند. این پیاده روی اربعین، بیش از یک مراسم مذهبی، به عنوان یک پدیده فرهنگی و اجتماعی، به ارتباطات و تبادل فرهنگی بین انسان های مختلف از سراسر جهان می پردازد.
زیارت اربعین حسینی، از مناسبت هاى مهم دین اسلام، فرصتی برای تبادل فرهنگی و تقویت ارتباطات بین المللی است. این مراسم، زائران را از انواع مختلف مذاهب و اعتقادات به هم متصل می کند و فرصتی را برای برقراری دوستی و همبستگی فراهم می آورد. در واقع، زیارت اربعین حسینی، از بزرگ ترین جشنواره های دینی و فرهنگی جهان، اثرات بی نظیری در تحولات دیپلماسی فرهنگی دارد و نقش مهمی در تقویت صلح و دوستی بین ملت ها ایفا مى کند.
آیت الله خامنه ای حضور میلیونی مردم در راهپیمایی عظیمِ اربعین را یک پدیده و نشانه اوج گیریِ تفکر مبارزه در راه خدا و در راه اسلام و آمادگی عمومی و همگانی در این راه دانسته (خامنه ای، بیانات، ۲۲/۰۸/۱۳۹۶) و معتقد است که روزبه روز جهانی تر خواهد شد:
حسین۷ متعلق به انسانیّت است. ما شیعیان افتخار می کنیم که پیرو امام حسین هستیم؛ اما امام حسین فقط متعلّق به ما نیست؛ مذاهب اسلامی، شیعه و سنّی، همه زیر پرچم امام حسین هستند. در این راهپیمایی عظیم حتی کسانی که متدیّن به اسلام هم نیستند شرکت می کنند و این رشته ادامه خواهد داشت ان شاء الله. این یک آیت عظمایی است که خدای متعال دارد نشان می دهد. در روزگاری که دشمنان اسلام و دشمنان امّت اسلامی با انواع و اقسام ابزارها و وسایل، با پول، با سیاست، با سلاح علیه امّت اسلامی دارند کار می کنند، خداوند متعال ناگهان حادثه راهپیماییِ اربعین را این جور عظمت می دهد، این جور جلوه می دهد. این آیت عظمای الهی است. این نشانه اراده الهی بر نصرت امّت اسلامی است. این نشان می دهد که اراده خدای متعال بر نصرت امّت اسلامی تعلّق گرفته است. (خامنه ای، بیانات، ۲۷/۰۶/۱۳۹۸)
به دلیل همین تأثیرات مثبت، دیپلماسی زیارت نیز به عنوان یک راهبرد دیپلماسی فرهنگی مطرح مى شود. این نوع از دیپلماسی، به کمک فرآیندهای زیارت و مراسمات مذهبی، فرصتی برای ارتقاى ارتباطات بین المللی و تبادل فرهنگی فراهم می آورد. با توجه اهمیت جنبه فرهنگی و مذهبی زیارت اربعین، دولت ها به ویژه دولت جمهوری اسلامی ایران مى کوشند با رایزنی های رسمی و غیر رسمی با دولت عراق و حذف ویزا و صدور گذرنامه زیارتی، فرایند زیارت اربعین را برای زایران ایرانی تسهیل کنند تا زائران بتوانند در این زیارت شرکت کنند و با استفاده از این پیاده روی معنوی، ضمن ارتقای روحیه دینداری در جامعه، در تقویت ارتباطات بین المللی و ترویج صلح و دوستی دو کشور گام بردارد.
در کل، اربعین حسینی به عنوان یک پدیده فرهنگی و مذهبی، نقش بسیار مهمی در تقویت ارتباطات بین المللی و تحولات دیپلماسی فرهنگی، به ویژه در بین کشورهای شیعه مذهب، دارد. این مراسم، به عنوان پل ارتباطی بین ملت ها و فرهنگ های مختلف، در ترویج صلح و دوستی و تحکیم ارتباطات بین المللی نقش بسیار مؤثری دارد و به عنوان یک فرصت منحصر به فرد برای تبادل فرهنگی و ارتقاى ارتباطات بین المللی، برای همه ملت ها و دولت ها ایفای نقش می کند.
۲. تأثیرات غیر مستقیم
تأثیرات غیر مستقیم دیپلماسی زیارت شامل اثراتی است که از طریق عوامل غیر مستقیم و در زمینه های مختلف مانند اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع به وجود می آید.
الف) تأثیر بر تعاملات اقتصادی
از تأثیرات غیر مستقیم دیپلماسی زیارت، تأثیر آن بر تعاملات اقتصادی است که می تواند به تحریک تعاملات اقتصادی بین کشورهای اسلامی بینجامد.
با افزایش تعداد زائران به مکان های مقدس و ایجاد تبادلات فرهنگی و مذهبی بین مسلمانان از کشورهای مختلف، ارتباطات اقتصادی نیز تقویت می شود؛ براى مثال، زیارتگاه های مقدس معمولاً به عنوان مراکز تجاری و گردشگری نیز شناخته می شوند و حضور زائران از کشورهای مختلف در آنها، فعالیت های اقتصادی را تحریک می کند. این فعالیت ها موجب توسعه زیرساخت هایى همچون هتل ها، رستوران ها، مراکز خرید و نیز طیف گسترده ای از خدمات و فرصت های شغلی و خرید و فروش کالاهاى متعدد در بخش های مختلف مانند حمل و نقل، اقامت، پذیرایی، خدمات، صنایع دستی و... می شود و ازاین رو به توسعه اقتصادی مناطق مربوطه کمک می کند. بنابراین براى مثال مشاهده می کنیم درآمد عربستان از محل حج، میانگین سالانه حدود ۱۵۰ میلیارد دلار برآورد شده است و پیش بینی می شود این رقم تا سال ۲۰۳۲ میلادی به ۳۵۰ میلیارد دلار برسد. (B2n.ir/k17179)
در خصوص تعاملات و تبادلات میان جمهوری اسلامی ایران و عراق، که بخشی از آنها در پرتوی یک دیپلماسی فعال زیارت شکل گرفته، در سال های گذشته روند رو به رشدی ثبت شده است؛ به گونه ای که در سال ۲۰۱۲ ایران سهم ۱۲.۴ درصدی از شرکای عمده تأمین کننده واردات به عراق را به خود اختصاص داده بود که این عدد در سال ۲۰۲۱ به ۱۴.۶ درصد افزایش یافت.
آن چنان که آمارها حکایت می کند بر اساس سیاست دولت سیزدهم مبنی بر افزایش تبادلات تجاری ایران با کشورهای همسایه، هم اکنون رکورد جدیدی از میزان مبادلات تجاری و اقتصادی ایران با کشور عراق به ثبت رسیده است؛ به گونه ای که در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۲ میزان مبادلات تجاری به رقمی در حدود ۱۲ میلیارد دلار رسید و این یعنی رشد ۷.۸ درصدی که نشان از تلاش فعالان اقتصادی و دستگاه های مربوطه در عمق بخشی در این حوزه دارد. دولت بر آن است که طی یک برنامه ریزی منسجم، سبد معاملاتی ایران با عراق را به مرز ۲۰ میلیارد دلار در سال افزایش دهند و این یعنی استفاده حداکثری از ظرفیت بازارهای مجاور و دور زدن تحریم هایی که مانع رسیدن پول به مرزهای ایران می شود. (https://inn.ir/news/61705)
به این ترتیب، این تعاملات اقتصادی که در اثر زیارت زائران از کشورهای متخلف اسلامی در اثر یک دیپلماسی فعال در خصوص زیارت ایجاد می شود، می تواند به تقویت همبستگی اقتصادی و تجاری در جهان اسلامی کمک کند و موجب توسعه و رشد اقتصادی کشورهایی گردد که اماکن زیارتی در آنها واقع شده اند.
ب) تأثیر بر روابط سیاسی
تأثیر دیپلماسی زیارت بر روابط سیاسی از اهمیت بالایی برخوردار است. با اینکه دیپلماسی زیارت به نظر ممکن است فقط بر روابط فرهنگی و مذهبی تأثیر بگذارد، اما در واقع این نوع دیپلماسی می تواند تأثیرات عمیقی بر روابط سیاسی و دیپلماتیک بین کشورهای اسلامی داشته باشد؛ براى مثال به دنبال سقوط رژیم بعثی صدام در عراق، مرزهای بین ایران و عراق، که یادآور خاطرات جنگ ایران و عراق مى باشد و گوشه گوشه آن به خون عزیزترین گل های این مرزوبوم آغشته است، در پرتوی ایجاد روابط دوستانه بین دو کشور و تلاش های متعدد در قالب دپیلماسی زیارت، به مرزهای دوستی و مرزهای آمد و شد زائران تبدیل شده است؛ چراکه در غیر این صورت اگر محض شوق زیارت وجود مقدس امامان شیعی نبود، تاکنون نیز از مرزهای آشوب زا تلقی می شد که بذرهای کینه را تا قرن ها در خود می پراکند. امروزه به برکت وجود این اماکن زیارتی امامان و امامزادگان شیعه در این دو کشور، سالانه میلیون ها نفر در بین دو کشور رفت وآمد دارند که این سبب می شود نه تنها پرخاشگری های معمول سیاسی میان دو کشور کمتر رخ دهد، بلکه روابط و همکاری های سیاسی بین دو کشور روزبه روز افزایش یابد. حذف روادید بین دو کشور ایران و عراق، از جمله آثار سیاسی در بهبود روابط دو کشور است که در پناه اقدامات دیپلماتیک و دیپلماسی زیارت به دست آمده است.
با ایجاد این نوع ارتباطات، که همواره با عمق فرهنگی و مذهبی همراه است، احساس ارتباط نزدیک تری میان مسلمانان از کشورهای مختلف ایجاد می شود. این ارتباطات نه تنها به تبادل فرهنگی و مذهبی، بلکه به توسعه روابط سیاسی و دیپلماتیک نیز کمک می کند؛ براى مثال از زیارتگاه ها می توان به عنوان فضاهایی برای برگزاری مذاکرات و گفت وگوهای سیاسی بین نمایندگان کشورها استفاده کرد. این مذاکرات می تواند به حل مسائل سیاسی و دیپلماتیکی بین کشورها کمک کند و روابط سیاسی را تقویت نماید.
بنابراین تحلیل تأثیرات دیپلماسی زیارت بر روابط سیاسی و دیپلماتیکی بین کشورهای اسلامی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا این تحلیل نشان مى دهد که چگونه این نوع دیپلماسی می تواند به تقویت همبستگی و همگرایی در جامعه اسلامی و توسعه روابط بین المللی این کشورها کمک کند.
بازسازی عتبات عالیات درپرتو دیپلماسی زیارت
در دوران رژیم بعثی عراق، بخش قابل توجهی از اماکن زیارتی عراق فرسوده شده بود. بی اعتنایی به مطالبه های فرهنگی شیعیان عراق در دوران صدام حسین مانع سیاستگذاری برای توسعه و ترمیم اماکن مقدس شیعی در عراق شد. با سقوط صدام و بازنگری در سیاست های گذشته، خواسته های شیعیان در اولویت امور دولت نوین قرار گرفت؛ اما اقتصاد عراق توان تأمین هزینه های مادی توسعه و مرمت این اماکن را نداشت. (یزدان فام، ۱۳۸۸ش، ص۲۶۰) ازاین رو جمهوری اسلامی ایران با استفاده از فعالیت های مردمی و اقداماتی در قالب دیپلماسی زیارت، اقدام به تأسیس ستاد بازسازی عتبات کرد (آیتی، ۱۳۸۹ش، ص۱۴۴) معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات در این خصوص می گوید:
زمانی که مسئولیت بازسازی عراق به سردار سلیمانی داده شد، پس از تشرف به نجف اشرف، تصمیم گرفت که حرم امیرالمؤمنین۷ را زیارت کند. درِ حرم بسته بود2 و با پیگیری، خدام در را باز کردند. سردار سلیمانی با دیدن غبار روی ضریح آن، تصمیم گرفت که ستاد بازسازی عتبات را راه اندازی کند. (B2n.ir/q05869خبرگزاری فارس، ۱۳۹۸)
سردار سلیمانی نیز در این باره چنین گزارش می دهد:
زمانی که جنگ اول نجف اتفاق افتاده بود، من آنجا بودم. در نجف زائری نبود و شاید مجموعه آدم هایی که در روز در حرم بودند، در شلوغ ترین وضعیت به سی نفر نمی رسید. کاملاً یک حالتی احساس می شد که ضریح این حرم از زیر خاک بیرون آمده؛ مثل دوره ای که گفته می شود امام صادق ۷، حرم امیرالمؤمنین۷ را نشان دادند و نمایان کردند. چنین حالتی در نجف و کربلا بود ! فضای متروکه و گردگرفته، غیر مناسب با چنین جایگاه و مقامی بود. در آن موقع ما به فکر این افتادیم ستادی را راه اندازی کنیم که این ستاد (ستاد بازسازی عتبات) راه افتاد و با حرکت های بعدی و نمایاندن بعضی از اقدامات و باز شدن راه و حرکت مردم به سمت کربلا، نجف و این اواخر به سامرا و کاظمین، دل های مردم بیشتر به این حجم تحرک با همت شما شوق گرفت . یک تحرک شگرف تری رخ داد و مردم هم اعتماد کردند و کارهای بزرگ تری اتفاق افتاد. اگر بخواهم در چند جمله ماندگار این عمل را تعریف کنم، به چند نکته باید اشاره کنم که به آن اعتقاد دارم:
اولاً اقدامی که در اینجا یعنی ستاد با برکت صورت گرفت ، یک عمل کوثرانه را انجام داد؛ یک صدقه فوق العاده جاریه. لذا مهم ترین کار این ستاد ، این است که ماندگارترین کار تاریخ انقلاب را در عراق به یادگار گذاشت. ما عملی ماندگارتر از این در خارج از کشور در بُعد معنوی [نداریم]. قلب همه تشیع و حتی سنی در عشق به امام حسین۷ [می تپد] . آن قدر دیده ام کسانی که در وجودشان عشق به امام حسین۷ و امیرالمؤمنین۷ شعله ور است که یقیناً نه تنها از برخی از شیعیان کمتر نیست، یقیناً از برخی شیعیان فزونی دارد. ستاد کاری کرد که ایران همزمان با دیدن و بوسیدن ائمه معصومین: و عتبات مقدسه در عراق، ایران هم دیده شود.
نکته بعدی، ستاد مردمی ترین عملی بود که در یک چارچوب انقلابی در چند سطح متفاوت از هم ، توانست ترکیب مقدس و مهم را ایجاد کند. کنار مرقد مطهر امیرالمومنین۷، اولین بار نام زیبای صحن مطهر فاطمه۳ اتصال به [حرم] علی بن ابی طالب۷ پیدا کرد. این ستاد حقیقتاً نماد، شعله و شعبه ای از آن کوثر الهی است. هر عمل مخلصانه ای همین کوثر است. شاید به اندازه عمر کارهای صورت گرفته، کار باقی مانده مهم وجود داشته باشد. من از آرزوهایم این بوده و نمی دانم تحقق پیدا می کند یا نمی کند؛ اما با همت ملت ایران قابل تحقق است. با پیگیری و همت این ستاد قابل تحقق است و آن خارج کردن همیشگی سامرا از غربت است . (ابازی، ۱۳۹۸ش، ص ۴۵-۴۶)
گفتنى است که گستره فعالیت حاج قاسم در عتبات فقط به توسعه فیزیکی و ساختمان سازی متمرکز نبود؛ بلکه در پوشش ستاد بازسازی عتبات، به مسائل عمیق فرهنگی فکر می کرد و برنامه درازمدت داشت . او در اولین قدم سعی داشت میان مردم ایران و عراق ارتباط معنوی و الهی برقرار بکند . ازاین رو پس از سقوط صدام، بلافاصله ستادی تحت عنوان «پشتیبانی از مردم مظلوم عراق » تشکیل داد و حدود چهارده هزار عراقی را که صدام آنها را از عراق اخراج کرده بود و در زمان جنگ در ایران به سر می بردند، به وطن خود برگرداند و در شهرهای مختلف عراق اسکان داد. حاج قاسم در یک فراخوانی اعلام کرد هر راننده ای آمادگی دارد که وسائل زندگی اینها را به همراه خانواده به عراق منتقل کند، در قبال آن می تواند به صورت رایگان به زیارت عتبات عالیات مشرف شود. به دنبال این فراخوان، حدود ۴۵ هزار راننده وانت بار نیسان اعلان آمادگی کردند و داوطلب شدند و از طریق این برنامه همه آنان جابه جا شدند. حاج قاسم در تحکیم این ارتباط می گفت: «باید همه عراقی ها فارسی یاد بگیرند و همه ایرانیان نیز آموزش زبان عربی ببینند تا بدین وسیله بهتر بتوانند همدیگر را درک بکنند و یکی بشوند». وى معتقد بود برای اینکه روابط تجاری دو کشور بهبود یابد و تقویت بشود، باید در عراق کالاهای ایرانی وجود داشته باشد. (همان، ۴۷-۴۸)
از دیگر فعالیت های مهم و سرنوشت ساز حاج قاسم در عراق، راه اندازی، توسعه و سازماندهی مراسم باشکوه پیاده روی از نجف به کربلا بود. همان طور که می دانید پیش تر این مراسم تنها با حضور مردم عراق و با تعداد اندکی انجام می گرفت؛ ولی با مدیریت و نگاه کلان حاج قاسم، مردم ایران نیز به این مراسم اضافه شدند و جمعیت میلیونی تشکیل دادند . سپس در ادامه همین سیاست، شیعیان دیگر کشور ها (مانند لبنان، سوریه، هندوستان، پاکستان، کشمیر) و حتی برادران اهل سنت و مسیحیان نیز در این مراسم حضور یافتند. همه اینها در سایه مدیریت و هدایت ستودنی و کلان نگری ایشان به این پدیده مبارک بود.
نتیجه
با توجه به مطالب ارائه شده در این مقاله می توان نتیجه گرفت که دیپلماسی زیارت نقش مؤثری در تقویت همبستگی و همگرایی در جهان اسلام ایفا می کند. این شاخه از دیپلماسی نرم، با فراهم کردن فرصت های زیارت مکان های مقدس برای مسلمانان از کشورهای مختلف، به تقویت همبستگی فرهنگی و مذهبی بین اندیشمندان، علمای دینی و جوامع مختلف جهان اسلام مى انجامد.
ایجاد ارتباطات معنوی و تبادلات فرهنگی مشترک، دیپلماسی زیارت را به ابزاری برای تقویت وحدت و اتحاد جهان اسلام تبدیل می کند. علاوه بر این، دیپلماسی زیارت با تشویق به همکاری های مشترک در زمینه های آموزش، فناوری، اقتصاد و سیاست، موجب تقویت بیشتر همبستگی و همگرایی در جهان اسلام مى شود. این تعاملات می توانند به افزایش رشد و توسعه پایدار در کشورهای اسلامی منجر شوند و در نتیجه، به تقویت همگرایی اقتصادی و اجتماعی در این مناطق کمک کنند.
دیپلماسی زیارت همچنین به تقویت ارتباطات بین المللی و توسعه روابط دوجانبه و چندجانبه بین کشورهای اسلامی کمک می کند. این ارتباطات باعث تبادل فرهنگی و مذهبی مى شود و توسعه تعاملات اقتصادی، تجاری، سیاسی و امنیتی بین این کشورها را به دنبال دارد. در نتیجه، دیپلماسی زیارت به تقویت وحدت و همبستگی جهان اسلام کمک بسیاری می کند و نقش مهمی در تقویت این جامعه بزرگ دینی-فرهنگی دارد.
در این مقاله، همچنین بر نقش قابل تأمل سردار سلیمانی در تأسیس ستاد بازسازی عتبات عالیات در عراق و فعالیت های ایشان برای ایجاد و گسترش مراسم پیاده روی اربعین تأکید شده است. این اقدامات سردار سلیمانی، علاوه بر بازسازی و احیای اماکن مقدس شیعی در عراق، به تقویت همبستگی و همگرایی بین ایران و عراق و دیگر کشورهای اسلامی نیز کمک کرده است. سردار سلیمانی با درک درست از اهمیت دیپلماسی زیارت به عنوان یک فرصت ارزشمند برای تقویت روابط فرهنگی و مذهبی میان مسلمانان، گام های مؤثری در این راستا برداشت.
بنابراین دیپلماسی زیارت به عنوان یک استراتژی مؤثر در تقویت همبستگی و همگرایی جهان اسلام محل توجه است و توسعه این شاخه از دیپلماسی می تواند به تقویت وحدت و همبستگی در جوامع اسلامی بینجامد.
منابع