فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

حسین علیه السلام قتیل العبرات

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
مدیر گروه اخلاق و اسرار پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
گریه و اشک، از حالات عاطفی انسان است که بیانگر غم، شادی، شوق و اندوه بر مصائب است. گریه وسیله ابراز عواطف انسان نسبت به افرادی است که آنان را دوست دارد. بیان این بعد از حالات انسان نسبت به امام حسین علیه السلام چنان با ارزش است که ایشان با صفت «قتیل العبره» مورد خطاب قرار گرفته اند. این تحقیق با روش توصیفی و تحلیلی در صدد پاسخ به این پرسش است که چرا امام حسین علیه السلام را «قتیل العبرات» می خوانند؟
آنچه از بررسی روایات وارده در این زمینه به دست آمده آن است که گریه ملائک الهی و انبیای عظام بر نام و مصائب ایشان پیش از ولادت حضرت، گریه جدش رسول خدا (ص) و مادرش فاطمه زهرا (س) و پدرش امیرالمؤمنین (ع) بر مظلومیت او پس از ولادت، و سفارش دیگر ائمه معصومین (ع) برگریه بر حسین علیه السلام پس از شهادت، سبب شده است که نام و یاد امام حسین علیه السلام با اشک و آه همراه باشد و صفت «قتیل العبرة» در کنار سایر صفات زیبای او قرار گیرد.
کلیدواژه‌ها

مقدمه

گریه حالتی است که از عواطف انسان سرچشمه می گیرد و می تواند نشانه شوق، حزن، خوف، خضوع و ندامت در انسان باشد. گریه مانند خنده، از نیازهای طبیعی انسان است و ریشه در خلقت و طبیعت او دارد. ازاین رو خداوند متعال این دو پدیده را مستقیماً به خود نسبت داده، می فرماید: (وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَک وَأَبْکَی)؛ (نجم: ۴۳) «و هم اوست که می خنداند و می گریاند». این سخن بدان معناست که خداوند متعال در نظام تکوین، انسان را به گونه ای آفریده که می تواند شادی خود را با خنده، و اندوه و حتی شوق خود را با گریه ابراز کند. بنابر این انسان برای برخورداری از یک زندگی سالم و طبیعی، همان طور که به خنده نیاز دارد، نیازمند گریه است. گریه همان طور که یک حالت طبیعی است، می تواند برای بعضی از مشکلات روانی اثر درمانی هم داشته باشد؛ یعنی انسان می تواند با گریه تخلیه روانی کند و غصه ها و عقدهای درونی اش را خالی کند. همچنین در برخی امور، برای گریه آثار دنیوی و اخروی متعددی بیان شده است. گریه انواعی دارد؛ از جمله:

۱. گریه از خوف خدا: (وَیَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ وَیَزیدُهُمْ خُشُوعا)؛ (إسراء: ۱۰۹) «آنها (بی اختیار) بر زمین می افتند و گریه می کنند و (تلاوت این آیات)، همواره بر خضوع آنان می افزاید.

۲. گریه به خاطر فراق بر عزیزان: (وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقالَ یا أَسَفَى عَلىَ یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیم )؛ (یوسف:۸۴) «از آنها روی برگردانید و گفت: وا اسفا بر یوسف و چشمان او از حزن سفید شد؛ اما خشم خود را فرو می خورد».

۳. گریه شوق: گروهی از مؤمنان که از جانب پروردگار مورد لطف قرار گرفته و هدایت یافته اند، به شکرانه این رحمت الهی هنگامی که آیات الهی را می شنوند به سجده می افتند و گریه می کنند: (إِذا تُتْلى عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُکِیًّا)؛ (مریم: ۵۸) «هنگامی که آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شود به خاک می افتادند و گریه می کردند».

۴. گریه برخاسته از حزن و حسرت: هنگامی است که انسان در نتیجه از دست دادن یک موقعیت یا موفقیت دنیوی یا اخروی دچار حسرت می شود و بر این محرومیت می گرید: (الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لَا أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوا وَّأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلَّا یَجِدُوا مَا یُنفِقُونَ )؛ (توبه: ۹۲) «آنها که وقتی نزد تو می آیند که آنها را بر مرکبی [برای جهاد] سوار کنی، گفتی: مرکبی که شما را بر آن سوار کنم ندارم، از نزد تو بازمی گردند؛ درحالی که چشمانشان از اندوه اشکبار بود؛ زیرا چیزی نداشتند که در راه خدا انفاق کنند.

۵. اشک بر مظلوم: انسان موجودی نوع دوست و مهرورز است که با مشاهده یا آگاه شدن از رنج و غم دیگران متأثر می شود و حتی اشک می ریزد. از مصادیق بارز این اشک، گریه بر مصائب اهل بیت: به ویژه مصائب امام حسین۷ است. امام صادق۷ می فرماید:

مَنْ ذَکَرَنَا أَوْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ دَمْعٌ مِثْلُ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ غَفَرَ اللهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَلَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ(قمی، ۱۴۰۴ق، ج ۲، ص۲۹۲)

کسی که از ما یاد کند یا نزد او از ما یاد شود و از چشمش مانند بال پشه اشک جاری گردد، خداوند گناهان او را می بخشد؛ اگرچه مانند کف روی آب دریا باشد.

اباهارون مکفوف می گوید که نزد امام صادق۷ اشعاری در مصائب امام حسین۷ خواندم حضرت سخت گریست و فرمود:

وَمَنْ ذُکِرَ الْحُسَیْنُ۷ عِنْدَهُ فَخَرَجَ مِنْ عَیْنِهِ (عَیْنَیْهِ) مِنَ الدُّمُوعِ مِقْدَارُ جَنَاحِ ذُبَابٍ کَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلَمْ یَرْضَ لَهُ بِدُونِ الْجَنَّةِ. (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۰)

کسی که نام حسین۷ و [مصائب ایشان] را بشنود و از چشمانش به اندازه بال مگس اشک جاری شود، پاداش او بر خداوند است و به کمتر از بهشت برای او راضی نمی شود.

امام سجاد۷ نیز درباره آثار گریه بر خاندان عصمت و طهارت می فرماید:

مَنْ قَطَرَتْ عَیْنَاهُ فِینَا قَطْرَةً وَدَمَعَتْ عَیْنَاهُ فِینَا دَمْعَةً بَوَّأَهُ اللهُ بِهَا فِی الْجَنَّةِ غُرَفاً یَسْکُنُهَا(همان، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۱)

کسی که چشمان او قطره ای برای ما بگرید و قطره ای اشک برای ما بریزد، خداوند او را در بهشت در غرفه هایی ساکن خواهد کرد.

از اوصافی که امام حسین۷ با آن صفت در روایات و زیارت مورد خطاب قرار گرفته، «قتیل العبرة» به معنای «کشته اشک» است؛ چنان که امام صادق۷ فرمود: «قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ۸ أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ»؛ (حر عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۴، ص۴۲۲) «امام حسین۷ فرمود: من کشته اشکم. مؤمنی از من یاد نمی کند مگر اینکه می گرید».

همچنین امام حسین۷ فرمود:

أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ قُتِلْتُ مَکْرُوباً وَحَقِیقٌ عَلَى اللهِ أَنْ لَا یَأْتِیَنِی مَکْرُوبٌ إِلَّا رَدَّهُ وَقَلَبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً. (همانجا)

من کشته اشک هستم. در حالی که اندوهگین بودم کشته شدم و شایسته است بر خداوند که اندوهگینی نزد من نیاید مگر اینکه او را شادان به سوی اهلش بازمی گرداند.

امیرالمؤمنین۷ نیز این صفت را درباره امام حسین۷ به کار برده، می فرماید: «یا عَبرَةَ کُلِّ مُؤمن»؛ (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۸) « ای اشک هر مؤمن».

در زیارت اربعین امام حسین۷ این کلمه به صورت جمع (عبرات) به کار رفته است و چنین به حضرت سلام داده می شود: «السَّلَامُ عَلَى أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَقَتِیلِ الْعَبَرَاتِ »؛ (طوسی، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۱۱۳) «سلام بر اسیر غم ها مصیبت ها و کشته اشک ها».

در زیارت اول ماه رجب و نیمه ماه شعبان که برای امام حسین۷ نقل شده، این ویژگی نیز آمده است. «اللهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ الرَّشِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَأَسِیرِ الْکُرُبَاتِ». خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و درود بفرست بر حسین مظلوم، شهید هدایت یافته و کشته برای اشک ها و گرفتار بلایا و اندوه ها. (ابن طاووس، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۷۱۲)

ما در این مقاله موضوع گریه بر امام حسین۷ و فلسفه انتساب «قتیل العبرة» به ایشان را بررسی می کنیم.

مفهوم شناسی

۱. مفهوم «بکاء»

از کلمه های پرکاربرد در معنای «اشک و گریه»، «بکاء» است. بکاء دارای دو ریشه است: یکی «بَکَى یَبْکِى بُکاً و بُکاءً» (ممدود و مقصور) (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ص۱۴۱؛ ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۱۴، ص۸۲) به معنای گریه، و دیگری «بَکُؤَ یبْکُؤُ بکاءة» (تنها ممدود) به معنای ناقص و کم بودن چیزی. (ابن فارس، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۸۵) «بَکَیْتُ المیِّتَ» و «بَکَّیْتُه» هر دو به معنای گریه کردن بر مرده، «أَبکَیْتُه» به معنای گریاندن است. (ازهری، ۱۴۲۱ق، ج۱۰، ص۲۱۹؛ ابن فارس، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۲۸۵) ابن سیده گفته «بَکَّاه»، هم به معنای گریه کردن و هم به معنای تحریک و دعوت کردن به گریه است. (ابن سیده، ۱۴۲۱ق، ج۷، ص۱۱۶) «تَباکی» نیز خود را به زحمت به گریه آوردن است. (ابن اثیر، ۱۳۵۷ش، ج۱، ص۱۵۰) «بُکَاء» به دو صورت ممدود و مقصور، و فعل آن «بَکَی، یَبْکِی» است. (فراهیدی، ۱۴۰۹، ج۵، ص۴۱۷)

اگر گریه با صوت باشد با مد (بُکَاءً) آورده می شود و اگر قصر ُکی) آورده شود، مراد اشک و خارج شدن آن است (راغب اصفهانى، ۱۴۱۲ق، ص۱۴۱؛ ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۱۴، ص۸۲) فیومی، (فیومی، ۱۴۱۴ق، ج ۲، ص۵۹) فراء و دیگران (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۱۴، ص۸۲) و نیز راغب گفته اند: «فالبکاء بالمدّ، یعنى ریزش اشک در اثر حزن و مصیبت و نیز در وقتى که در اندوهى و غمى صدا و ناله بیشتر باشد؛ مثل رغاء بانگ شتر و ثغاء بانگ زائیدن گوسفند؛ اما اگر حزن و اندوه بیشتر از نالیدن باشد، بر وزن «بکى» به قصر گفته مى شود نه «بکاء» با حرف مد». (راغب اصفهانى، ۱۴۱۲ق، ص۱۴۱)

جمع «بَاکِی »، «بَاکُون » و «بُکِیّ » است؛ مانند: (خَرُّوا سُجَّداً وَبُکِیًّا) (مریم: ۵۸) که در اصل «بکّى» (بر وزن فعول مثل: ساجد و سجود، راکع و رکوع و قاعد و قعود) بوده، اما حرف «و» به حرف «ى» تبدیل، و پس از ادغام در حرف «ى» خود کلمه - مثل جاث و جثیّ (یعنى به زانو درآمده) عات و عتى (یعنى خم شده) - استعمال شده است.

۲. مفهوم «عبرة»

«العَبرة» (به فتح عین و سکون باء) از ماده «ع ب ر »، در زبان عربی به معنای اشک، و جمع آن «عبرات» است. (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۵۳۲؛ مرتضی زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۱۷۸) گفته شده این واژه زمانی به کار برده می شود که اشک جاری شود، ولی صدای گریه بلند نشود (گریه بی صدا). بعضی دیگر گفته اند اشک پیش از جاری شدن را گویند. گروهی دیگر گریه در سینه یا حزن بدون گریه را گفته اند؛ ولی صحیح همان وجه اول است که اشک جاری شود ولی صدایی از فرد شنیده نشود. (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۵۳۲؛ مرتضی زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۱۷۸)

فلسفه نامگذاری

درباره انتساب صفت «قتیل العبرة» به امام حسین۷، طبق روایتی خود حضرت این صفت را به خود نسبت داد و فرمود: «أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ»؛ (حر عاملی، ۱۴۰۹ق، ج ۱۴، ص۴۲۲) «من کشته اشک هستم. مؤمنی از من یاد نمی کند مگر اینکه می گرید».

بحرانی در شرح این سخن امام حسین۷ که فرمود «أنا قتیل العبرة»، گفته است: «یعنی کشته ای که منسوب به اشک و حزن است و [نام او] عامل اشک و حزن است و یا مراد این است که با اشک و حزن و بدی حال کشته شدم؛ ولی احتمال اول ظاهر تر است». (بحرانی، ۱۴۱۳ق، ج۱۷، ص۵۳۷)

طریحی نیز می گوید: «معنای “أنا قتیل العبرة” این است که این مصیبت وقتی بر کسی ذکر شود، حالت حزن و اندوه در او ایجاد می شود و اشک او جاری می گردد» (طریحی، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۳۹۳)

همچنین علامه مجلسی می نویسد: «قتیل العبرات یعنی کشته ای که اشک ها برای آن جاری می شود». (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۳۵۵)

البته این معنایی است که از ظاهر متن و به حسب برخی از روایات به دست می آید؛ اما هیچ گونه حصری بر این معنا نیست و می توان معانی و تحلیل های دیگری نیز عرضه داشت که بسیار آموزنده و نشانگر شخصیت امام حسین۷، قیام او و آنچه ایشان خواهان آن بوده است، باشد. به همین جهت به معانی بسیاری که بین علما و عموم مردم رواج دارد نیز می توان استناد کرد و تا زمانی که آن معناها با این کلمات سازگار باشند و با دیگر عقاید منافات نداشته باشند، قابل پذیرش هستند.

اما همان طور که از ظاهر لفظ روایت استفاده می شود و بعضی از محققان مانند محقق بحرانی، طریحی و علامه مجلسی احتمال داده اند، ذکر نام امام حسین۷ برای هر مؤمنی همراه با گریه و اشک است. در روایات معصومین: و منابع تاریخی این احتمال مؤیدات زیادی دارد که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.

۱. گریه کنندگان بر حسین۷ پیش از ولادتش

الف) گریه حضرت آدم و جبرئیل۸ بر امام حسین۷

علامه مجلسی از شیخ حافظ رجب برسی در کتاب الدُّرِّ الثَّمِینِ، در تفسیر آیه شریفه (فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِماتٍ) (بقره: ۳۷) روایت می کند:

حضرت آدم نام های پیامبر۹ و ائمه: را در ساق عرش مشاهده کرد. جبرئیل این اسم ها را بر او تلقین کرد و فرمود: خداوند را به أسما خمسه طیبه قسم بده.

فَلَمَّا ذَکَرَ الْحُسَیْنَ سَالَتْ دُمُوعُهُ وَانْخَشَعَ قَلْبُهُ وَقَالَ یَا أَخِی جَبْرَئِیلُ فِی ذِکْرِ الْخَامِسِ یَنْکَسِرُ قَلْبِی وَتَسِیلُ عَبْرَتِی قَالَ جَبْرَئِیلُ وَلَدُکَ هَذَا یُصَابُ بِمُصِیبَةٍ تَصْغُرُ عِنْدَهَا الْمَصَائِبُ فَقَالَ یَا أَخِی وَمَا هِیَ قَالَ یُقْتَلُ عَطْشَاناً غَرِیباً وَحِیداً فَرِیداً لَیْسَ لَهُ نَاصِرٌ وَلَا مُعِینٌ وَلَوْ تَرَاهُ یَا آدَمُ وَهُوَ یَقُولُ وَا عَطَشَاهْ وَا قِلَّةَ نَاصِرَاهْ حَتَّى یَحُولَ الْعَطَشُ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ... فَبَکَى آدَمُ وَجَبْرَئِیلُ بُکَاءَ الثَّکْلَى(مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۴، ص۲۴۵)

هنگامی که نام امام حسین۷ را ذکر کرد، اشک هایش جاری، و قلبش خاشع شد و فرمود: برادرم جبرائیل در نام پنجم قلبم شکست و اشکم جاری گردید. جبرئیل فرمود: این فرزندت به مصیبت هایی مبتلا می شود که همه مصیبت ها نزد آنها کوچک است. حضرت آدم۷ فرمود: آن مصائب کدامند؟ فرمود: او کشته می شود درحالی که تشنه، غریب، بی کس و تنهاست؛ هیچ کمک کننده و یاوری ندارد. ای آدم، اگر او را می دیدی ندا می داد وای از تشنگی! وای از کمی یاور. [تشنگی او چنان زیاد می شود] تا جایی که عطش بین او و آسمان مانع می شود... . آدم و جبرئیل گریستند؛ مانند گریه مادر فرزند مرده.

ب) گریه حضرت نوح۷ بر امام حسین۷

در برخی از روایات در بیان سرگذشت کشتی حضرت نوح۷ آمده است:

زمانی که کشتی نوح به محل شهادت سید و سالار شهیدان۷ رسید، کشتی بر اثر امواج طوفان به تلاطم افتاد. نوح۷ از این حالت وحشت زده شد و احساس کرد که کشتی در معرض غرق شدن است. پس به درگاه خدا استغاثه نمود و گفت: پروردگارا همه دنیا را سیر کردم، اما دلهره ای به مانند دلهره ای که در این سرزمین در دلم ایجاد شد، به من دست نداد. جبرئیل۷ نازل شد و به او فرمود: ای نوح، اینجا همان جایی است که حسین۷، سبط محمد۹ [خاتم انبیا] و پسر خاتم اوصیاء۷، کشته می شود. نوح۷ پرسید: قاتل او کیست؟ جبرئیل۷ پاسخ داد: قاتلش مردی لعین است در نظر اهل آسمان ها و زمین. سپس جریان کربلا را برای او بیان کرد. پس نوح۷ و کشتی نشینان گریستند و بر قاتلش لعن فرستادند. (بحرانی، ۱۴۱۳ق، ص۱۰۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۴۳)

ج) گریه حضرت اسماعیل بن حزقیل۸ بر امام حسین۷

بُرید بن معاویه عجلی می گوید:

به امام صادق۷ عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا۹، اسماعیل که نامش در قرآن ذکر شده که خداوند درباره او می فرماید (وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَکانَ رَسُولًا نَبِیًّا)، (مریم: ۵۴) آیا مراد از او اسماعیل فرزند ابراهیم۸ است؟ مردم گمان می کنند او اسماعیل فرزند ابراهیم۷ است». امام صادق۷ فرمود: «این اسماعیل پیش از ابراهیم۷ از دنیا رفته و ابراهیم۷ حجت خدا و صاحب شریعت است». عرض کردم: «اسماعیل به سوی چه کسانی فرستاده شد و او کیست؟» امام صادق۷ فرمود: «او اسماعیل بن حزقیل نبی۸ بود. خداوند او را به سوی قومش فرستاد؛ اما قومش او را تکذیب کردند و او را کشتند و صورتش را سلاخی کردند. پس خداوند به خاطر او بر آنان غضب کرد و ملک عذاب «اسطاطائیل» را نزد او فرستاد و عرض کرد: ای اسماعیل، من فرشته عذاب هستم. خداوند من را نزد تو فرستاده است تا قومت را به انواع عذاب مجازات کنم. هرچه می خواهی بگو تا اطاعت کنم.

اسماعیل فرمود: نیازی به عذاب نیست. خداوند وحی کرد: ای اسماعیل، خواسته تو چیست؟ [او گریست] و عرض کرد: پروردگارا، تو برای خودت از انسان ها پیمان ربوبیت گرفتی و برای محمد۹ پیمان نبوت و برای جانشینان او پیمان ولایت، و به بهترین خلقت خبر دادی از آنچه امتش از او با حسین بن علی۸ می کنند. به حسین۷ وعده دادی که او را به دنیا برگردانی تا از قاتلینش انتقام بگیرد. خواسته من از تو این است که من را به دنیا برگردانی تا انتقام آنچه با من کردند از آنها بگیرم؛ همان طور که حسین۷ انتقام می گیرد. خداوند به اسماعیل بن حزقیل وعده داد که او با حسین۷ بازمی گردد». (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۶۵)

د) گریه ابراهیم۷ بر امام حسین۷

فضل بن شاذان از امام علی بن موسی الرضا۸ روایت می کند:

هنگامی که خداوند تبارک و تعالی به حضرت ابراهیم۷ امر کرد به جای فرزندش، اسماعیل، قوچی که از جانب پروردگار فرود آمد قربانی کند، حضرت ابراهیم۷ تمنا کرد ای کاش می شد اسماعیل را به دست خود قربانی می کرد و به قربانی گوسفند مأمور نمی شد تا بدین وسیله با قلبش آن چیزی را درک کند که به قلب آن پدری می رسد که عزیز ترین فرزندش را به دست خود قربانی می کند و بدین جهت شایسته بالاترین درجات اهل ثواب بر مصیبت ها می شود. خداوند به حضرت ابراهیم۷ وحی کرد: «ای ابراهیم، بهترین خلق من نزد تو کیست؟» حضرت ابراهیم۷ پاسخ داد: «ای پروردگار من، هیچ خلقی نزد من از حبیبت محمد۹ محبوب تر نیست». خداوند به او وحی کرد: «آیا او محبوب ترین خلق نزد توست یا خودت؟» عرض کرد: «او محبوب تر از خودم نزد من است». خداوند فرمود: «آیا فرزند او هم نزد تو از فرزندت محبوب تر است؟» عرض کرد: «بلکه فرزند او هم محبوب تر است. فرمود: «آیا کشته شدن فرزند او ظالمانه به دست دشمنانش در قلب تو دردآورتر است یا کشته شدن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟» عرض کرد: «پروردگار من، ذبح او به دست دشمنانش در قلب من زجرآور تر است». خداوند فرمود: «ای ابراهیم، عده ای که گمان می کنند از امت محمد۹ هستند، حسین۷ فرزند محمد۹ را پس از ظلم و ستم به شهادت می رسانند؛ همان طور که گوسفند را ذبح می کنند و به سبب این جنایت مستحق خشم من می شوند.

حضرت ابراهیم۷ بر این مصیبت بی تابی کرد و قلبش محزون شد و سخت گریست. خداوند به او وحی کرد: «ای ابراهیم، جزعت بر حسین۷ و کشته شدنش را فدیه جزعت بر اسماعیل، فرزندت، قرار دادم اگر به دست خودت ذبح کرده بودی و برای تو بالا ترین درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را قرار دادم و این همان سخن پروردگار است که فرمود: «ما قربانی عظیمی را فدای او کردیم».2 (شیخ صدوق، ۱۳۶۲ش، ج ۱، ص۵۹؛ همو، ۱۳۷۸ق، ج ۱، ص۲۰۹)

هـ) گریه حضرت موسی۷ بر امام حسین۷

در روایتی آمده است:

هنگامی که حضرت موسی۷ برای مناجات به کوه طور رفت، به پروردگار عالم عرض کرد: «ای خدای عالمیان، از تو درخواستی دارم؛ اگرچه می دانم پیش از سخن، به درخواست من آگاه هستی». خدای تعالی فرمود: «ای موسی، هرچه بخواهی به تو عطا خواهم کرد و آنچه اراده کنی به تو می رسانم». حضرت موسی۷ عرض کرد: «فلانی، بنده اسرائیلی تو، مرتکب گناه شده و تقاضای عفو دارد». خدای تعالی فرمود: «ای موسی، هر کس از من طلب مغفرت کند او را می بخشم؛ مگر قاتل حسین۷ را».

حضرت موسی۷ عرض کرد: «پروردگارا حسین کیست؟» فرمود: «همان کسی که در کوه طور نام او را برای تو ذکر کردم». عرض کرد: «چه کسی او را می کشد؟» فرمود: «عده ای طغیانگر از دین خارج شده از امت جدش او را در سرزمین کربلا به قتل می رسانند».

پس موسی۷ گریست و عرض کرد: «پروردگارا، چه عذابی برای قاتلان او خواهد بود؟» فرمود: «ای موسی، عذابی که اهل آتش از آن به آتش استغاثه ببرند. رحمت من شامل آنها نخواهد شد و شفاعت جدش هم به آنان نخواهد رسید. اگر کرامت من نبود زمین آنها را در خود فرو می برد... . ای موسی، برای بندگانم که از او تبعیت کنند، رحمت خود را نوشته ام. بدان کسی که بر او بگرید یا بگریاند یا تباکی بکند بدنش را بر آتش حرام کرده ام». (شیخ صدوق، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۴۷؛ ابن طاوس، بی تا، ص۱۴۰- ۱۴۱؛ مجلسى، ۱۴۰۳ق، ج ۴۴، ص۳۰۸)

و) گریه حضرت زکریا۷ بر امام حسین۷

شخصی از امام هادی۷ از تأویل حروف مقطعه (کهیعص ) سؤال کرد. فرزند ایشان، امام حسن عسکری۷، درحالی که کودکی بود نزد پدر حضور داشت، در پاسخ آن مرد فرمود: این حروف از خبرهای غیبی است. خداوند بنده اش، زکریا، را بر آن آگاه کرد. سپس آن داستان را برای پیامبرش، محمد۹، بیان کرد. آن خبر غیبی این بود»:

أَنَّ زَکَرِیَّا سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ یُعَلِّمَهُ أَسْمَاءَ الْخَمْسَةِ فَأَهْبَطَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلَ فَعَلَّمَهُ إِیَّاهَا فَکَانَ زَکَرِیَّا إِذَا ذَکَرَ مُحَمَّداً وَعَلِیّاً وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ سُرِّیَ عَنْهُ هَمُّهُ وَانْجَلَى کَرْبُهُ وَإِذَا ذَکَرَ الْحُسَیْنَ خَنَقَتْهُ الْعَبْرَةُ وَوَقَعَتْ عَلَیْهِ الْبُهْرَةُ.3 فَقَالَ ذَاتَ یَوْمٍ یَا إِلَهِی مَا بَالِی إِذَا ذَکَرْتُ أَرْبَعاً مِنْهُمْ تَسَلَّیْتُ بِأَسْمَائِهِمْ مِنْ هُمُومِی وَإِذَا ذَکَرْتُ الْحُسَیْنَ تَدْمَعُ عَیْنِی وَتَثُورُ زَفْرَتِی فَأَنْبَأَهُ اللهُ تَعَالَى عَنْ قِصَّتِهِ وَقَالَ (کهیعص ) فَالْکَافُ اسْمُ کَرْبَلَاءَ وَالْهَاءُ هَلَاکُ الْعِتْرَةِ وَالْیَاءُ یَزِیدُ وَهُوَ ظَالِمُ الْحُسَیْنِ۷ وَالْعَیْنُ عَطَشُهُ وَالصَّادُ صَبْرُهُ . فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِکَ زَکَرِیَّا لَمْ یُفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَمَنَعَ فِیهَا النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَیْهِ وَأَقْبَلَ عَلَی الْبُکَاءِ وَالنَّحِیب.

زکریا از خداوند درخواست کرد که اسماء خمسه را به او بیاموزد. پس جبرئیل بر او نازل شد و آن اسم ها را به وی آموزش داد. حضرت ذکریا۷ هرگاه نام محمد۹ و علی و فاطمه و حسن و حسین: را یاد می کرد اندوه از او برطرف، و سختی ها از او گشوده می شد؛ اما هنگامی که نام حسین۷ را ذکر می کرد اشک از دیدگانش جاری، و اندوهگین می شد. روزی عرض کرد: «ای خدای من، مرا چه می شود هنگامی که نام چهار نفر از آنان را یاد می کنم از غم هایم تسلی پیدا می کنم؛ اما هنگامی که حسین۷ را یاد کردم اشکم جاری می شود؟»

خداوند از داستان او خبر داد و فرمود: (کهیعص). کاف اشاره به اسم کربلا، هاء اشاره به هلاکت عترت، یاء اشاره به یزید، ظلم کننده بر حسین۷، عین اشاره به عطش، و صاد اشاره به صبر اوست. هنگامی که زکریا این داستان را شنید سه روز از سجده گاهش جدا نشد و از ورود مردم بر خود منع کرد و به گریه و زاری روی آورد. (شیخ صدوق، ۱۳۹۵ق، ج ۲، ص۴۶۱)

ز) گریه حضرت عیسی۷ بر امام حسین۷

امام علی۷ هنگام حرکت به سوی صفین، در سرزمین کربلا فرود آمد و فرمود:

... عیسی۷ با حواریون به این سرزمین گذر کرد. آهوان را در این سرزمین جمع و در حال گریه دید. نشست و حواریون با او نشستند. عیسی۷ گریست و حواریون با او گریستند درحالی که نمی دانستند چرا عیسی۷ نشسته و چرا گریه می کند. عرض کردند: «ای روح الله و ای کلمه خدا، چه چیز شما را می گریاند؟» فرمود: «آیا می دانید این سرزمین کجاست؟» عرض کردند: «نه». فرمود: «اینجا سر زمینی است که فرزند رسول خدا احمد۹ و فرزند آزاده، طاهره بتول، شبیه مادرم، کشته می شود...».

سپس علی۷ با صوتی بلند فرمود:

یَا رَبَّ عِیسَى بْنِ مَرْیَمَ لَا تُبَارِکْ فِی قَتَلَتِهِ وَالْمُعِینِ عَلَیْهِ وَالْخَاذِلِ لَهُ.

ای خدای عیسی بن مریم، به کشندگان او و کمک کنندگان به دشمنان او و خوارکنندگان او برکت نده.

سپس حضرت به مدت طولانی گریه کرد تا اینکه با صورت به زمین خورد و به مدت طولانی از هوش رفت. (شیخ صدوق،۱۳۷۶ش، ص ۵۹۷-۶۰۰؛ همو،۱۳۹۵ق، ج ۲، ص۵۳۴؛ حر عاملی، ۱۴۲۵ق، ج ۱، ص۲۰۹)

۲. گریه کنندگان بر امام حسین۷ پیش از شهادتش

الف) گریه رسول خدا۹ بر امام حسین۷

سعید بن جبیر از ابن عباس روایت می کند:

علی۷ به رسول خدا۹ عرض کرد: «یا رسول الله۹، آیا شما عقیل را دوست دارید؟» رسول خدا۹ فرمود: «آری، به خدا من او را از دو جهت دوست دارم: یک بار به خاطر خود او و یک بار هم به خاطر محبت ابوطالب به او. هرآینه فرزند او در راه محبت فرزند تو کشته خواهد شد. اشک مؤمنان بر او جاری می شود و ملائکه مقرب بر او درود می فرستند». سپس رسول خدا۹ گریست؛ به قدری که اشک هایش بر سینه اش جاری شد و فرمود: «به سوی خدا شکایت می برم از آنچه خاندانم با آن مواجه خواهد شد». (شیخ صدوق،۱۳۷۶ش، ص۱۲۷- ۱۲۸ )

اسماء بنت عمیس می گوید:

هنگامی که امام حسین۷ به دنیا آمد، رسول خدا۹ تشریف آوردند و فرمودند: «ای اسماء، فرزندم را برایم بیاور». من امام حسین۷ را در پارچه ای سفید پیچیدم و به حضرت تقدیم کردم. رسول خدا۹ همان کارهایی که برای امام حسن۷ کرده بود، انجام داد و سپس گریست و فرمود: «در آینده برای تو داستانی خواهد بود. پروردگارا، قاتل او را لعن کن». سپس سفارش کرد فاطمه از این موضوع باخبر نشود.

اسماء می گوید روز هفتم ولادت امام حسین۷ نیز رسول خدا۹ تشریف آوردند و فرمودند: «فرزندم را بیاور». من امام حسین۷ را به ایشان دادم... . رسول خدا۹ حسین۷ را در دامان خود قرار داد و فرمود: «ای اباعبدالله، سخت است بر من» و سپس گریست. (همان،۱۳۷۶ش، ص۳۶۷)

ب) گریه رسول خدا۹ و اصحاب بر امام حسین۷

ابن عباس می گوید:

روزی با جمعی از اصحاب نزد رسول خدا۹ نشسته بودیم؛ امام حسن، امام حسین، فاطمه و علی بن ابی طالب: هر یک جداگانه وارد شدند. با ورود هر یک، رسول خدا۹ گریست و آنان را کنار خود جای داد. هنگامی که امام حسین۷ وارد شد او را روی زانوی چپ خود نشانید و شدیداً گریه کرد و فرمود: «می بینم که به سرزمین قتلگاهش و محل شهادتش، سرزمین سختی و بلا و قتل و نابودی کوچ می کند و عده ای از مسلمانان او را یاری می کنند. آنان سروران امت من در روز قیامت هستند. مانند آن است که می بینم تیری به سوی او رها می شود و از اسب به زیر می افتد. سپس مظلومانه ذبح می شود؛ همان طور که گوسفند را ذبح می کنند. (ابن شاذان قمی، ۱۳۶۳ش، مقدمه، ص۱۱)

ج) گریه امیرالمؤمنین۷ بر امام حسین۷

ابن عباس روایت می کند:

هنگام حرکت به سوی صفین با امیرالمؤمنین۷ همراه بودم. زمانی که به نینوا، که شط الفرات است، فرود آمدیم، حضرت با صدای بلند فرمود: «ای ابن عباس، آیا این سرزمین را می شناسی؟» عرض کردم: «نمی شناسم یا امیرالمؤمنین». حضرت فرمود: «اگر آن را مانند من می شناختی، از آن نمی گذشتی تا اینکه مانند من بگریی». سپس مدتی گریست تا اینکه محاسنش تر شد و اشکش بر سینه اش جاری گردید و من هم با ایشان گریه کردم... .

سپس حضرت طلب آب کرد و وضو گرفت و نماز خواند و باز هم سخنان قبل را تکرار کرد و لحظه ای به خواب رفت. ناگهان از خواب برخاست و فرمود: «ای ابن عباس، می خواهی خوابی را که دیدم برایت تعریف کنم؟» عرض کردم: «بله، یا امیرالمؤمنین». فرمود: «در عالم رؤیا گویا دیدم مردانى را که از آسمان فرود آمدند و با ایشان پرچم هاى سپیدى بود، درحالى که شمشیرهایشان که سپید و درخشان بود با خود حمائل کرده بودند، دورتادور این زمین را خطّی کشیدند. پس از آن من دیدم گویا این درختان خرما شاخه هاى خود را به زمین مى زدند و آن شاخه ها در خون تازه به حرکت درآمده، موج مى زدند. و گویا حسینم را که کودک من و جوجه من و پاره گوشت من و مغز من است، مشاهده کردم که در آن خون ها غرق گشته است، استغاثه مى کند و کسى به نداى وى پاسخ نمى گوید و آن مردان سپیدپوش از آسمان به زیر آمدند و حسینم را ندا مى دادند: «شکیبا باشید اى آل رسول! به جهت آنکه شما به دست بدترین مردم کشته مى شوید...». پس از رؤیت این داستان من به حال آمدم. همین طور که می نگری! سوگند به آنکه جان على در دست قدرت اوست، رسول راستگو مرا به خروجم به سوى اهل بغى و عدوان خبر داده بود. و این است زمین کَرْب و بَلا (غصّه و ابتلاء) که در آن حسین۷ با هفده نفر مردانى که از پسران من و پسران فاطمه مى باشند مدفون خواهند شد. این زمین در آسمان ها معروف و مذکور است به ارض کرب و بلا؛ همان گونه که بُقعَتَین حرمین (مکّه و مدینه) و بقعه بیت المقدّس در آسمان ها مشهور و مذکور مى باشد». (شیخ صدوق، ۱۳۷۶ش، ص۵۹۷- ۶۰۰)

د) گریه فاطمه۳ بر امام حسین۷

مرحوم مجلسی در بحار الانوار از آثار بعضی از موثقان زمان خود نقل می کند:

هنگامی که رسول خدا۹ خبر شهادت فرزندش، حسین۷، و مصائبی را که بر او خواهد رفت به دخترش فاطمه۳ داد، فاطمه۳ به شدت گریست و فرمود: «پدرجان، این مصیبت کی خواهد بود؟» رسول خدا۹ فرمود: «زمانی که من و تو و علی نخواهیم بود». گریه فاطمه۳ شدت یافت و فرمود: «چه کسی بر او گریه می کند و چه کسی بر او اقامه عزا خواهد کرد؟» رسول خدا۹ فرمود: «ای فاطمه، به درستی که زنان امتم بر زنان اهل بیتم گریه خواهند کرد و مردان آنها بر مردان اهل بیت من گریه می کنند و قرناً بعد قرن در هر سال تجدید عزا می کنند. هنگامی که قیامت بر پا شود تو از زنان، و من از مردان شفاعت می کنم و هر کس بر مصیبت های حسین۷ گریسته باشد دست او را می گیرم و داخل بهشت می کنم. ای فاطمه، هر چشمی روز قیامت گریان است، مگر چشمی که بر مصیبت های حسین۷ گریسته باشد. این چشم خندان و شادان است، به خاطر نعمت بهشت». (مجلسى، ۱۴۰۳،ج ۴۴؛ ص۲۹۲)

هـ) گریه امام حسن۷ بر مصائب امام حسین۷

امام صادق۷ از پدرش از جدش امام سجاد۷ روایت می کند:

أَنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ: دَخَلَ یَوْماً إِلَى الْحَسَنِ۷ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ بَکَى فَقَالَ لَهُ مَا یُبْکِیکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللهِ قَالَ أَبْکِی لِمَا یُصْنَعُ بِکَ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ۷ إِنَّ الَّذِی یُؤْتَى إِلَیَّ سَمٌّ یُدَسُّ إِلَیَّ فَأُقْتَلُ بِهِ وَلَکِنْ لَا یَوْمَ کَیَوْمِکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللهِ یَزْدَلِفُ إِلَیْکَ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ یَدَّعُونَ أَنَّهُمْ مِنْ أُمَّةِ جَدِّنَا مُحَمَّدٍ۹ وَیَنْتَحِلُونَ دِینَ الْإِسْلَامِ فَیَجْتَمِعُونَ عَلَى قَتْلِکَ وَسَفْکِ دَمِکَ وَانْتِهَاکِ حُرْمَتِکَ وَسَبْیِ ذَرَارِیِّکَ وَنِسَائِکَ وَانْتِهَابِ ثَقَلِکَ فَعِنْدَهَا تَحِلُّ بِبَنِی أُمَیَّةَ اللَّعْنَةُ وَتُمْطِرُ السَّمَاءُ رَمَاداً وَدَماً وَیَبْکِی عَلَیْکَ کُلُّ شَیْ ءٍ حَتَّى الْوُحُوشُ فِی الْفَلَوَاتِ وَالْحِیتَانُ فِی الْبِحَارِ. (شیخ صدوق، ۱۳۷۶ش، ص۱۱۵ - ۱۱۶)

امام حسین۷ در ایام مسمومیت امام حسن۷ بر ایشان وارد شد. هنگامی که چشمش به برادر افتاد، گریست. امام حسن۷ فرمود: «چه چیزی باعث گریه شما شده است ای اباعبدالله؟» امام حسین۷ فرمود: «گریه می کنم به خاطر آنچه بر شما رفته است». امام حسن۷ فرمود: «آنچه من را مسموم کرده با دسیسه به من داده شده و به وسیله آن کشته خواهم شد؛ اما هیچ روزی مانند روز تو (عاشورا) نیست؛ سی هزار نفر به سوی تو هجوم می آورند و مدعی پیروی از امت جدمان، محمد۹، و پیروان اسلام هستند، بر قتل تو اجتماع می کنند تا تو را به قتل برسانند، خونت را بریزند، حرمتت را پایمال کنند، فرزندان و زنانت را به اسیری ببرند و خیمه هایت را غارت کنند. در این زمان لعنت خداوند بر بنی امیه باد. آسمان سنگ و خون بر آنان ببارد. در آن روز همه چیز بر تو گریه می کنند؛ حتی حیوانات وحشی در بیابان ها و ماهیان دریاها».

نتیجه

از مجموعه روایاتی که درباره امام حسین۷ و گریه بر ایشان وارد شده، به دست می آید فلسفه نامگذاری امام حسین۷ به «قتیل العبرات» آن است که ذکر نام امام حسین۷ همراه با اشک و سوز بوده است. هر یک از انبیای الهی، حتی پیش از تولد حضرت، هنگامی که نام و مصائب او را شنیدند بر او گریستند و پس از تولدش هم نام و یاد او برای جدش، رسول الله۹، و پدرش، امیرالمؤمنین۷ و مادرش، فاطمه زهرا۳، محزون کننده و همراه با اشک بود و پس از شهادت ایشان هم هر مؤمنی با شنیدن نام و مصائب ایشان گریان و نالان می شود.

فهرست منابع

قرآن کریم.

  1. ابن اثیر، مبارک بن محمد (۱۳۵۷ق). النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، تحقیق محمد محمد طناحی و طاهر احمد زاوی، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ چهارم.
  2. ابن سیده، علی بن اسماعیل (۱۴۲۱ق). المحکم و المحیط الأعظم، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول.
  3. ابن شاذان (۱۳۶۳ش ). فضل بن شاذان ، الفضائل، قم ، رضی .
  4. ابن طاووس، علی بن موسی (۱۴۰۹ق). إقبال الأعمال (ط القدیمة)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ دوم.
  5. -------، (بی تا). اللهوف علی قتلی الطفوف، تهران، انتشارات جهان.
  6. ابن فارس، احمد بن فارس (۱۴۰۴ق). معجم مقائیس اللغة، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول.
  7. ابن قولویه، جعفر بن محمد (۱۳۵۶ش). کامل الزیارات، نجف اشرف، دار المرتضویة، چاپ اول.
  8. ابن منظور، محمد بن مکرم (۱۴۱۴ق). لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سوم.
  9. ازهری، محمد بن احمد (۱۴۲۱ق). تهذیب اللغة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول.
  10. بحرانی اصفهانی، عبدالله بن نورالله (۱۴۱۳ق). عوالم العلوم والمعارف والأحوال من الآیات والأخبار والأقوال (مستدرک الإمام الحسین)، قم، چاپ اول.
  11. حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۲۵ق). إثبات الهداة بالنصوص والمعجزات ، بیروت ، اعلمی .
  12. -------- (۱۴۰۹ق ). وسائل الشیعة الی تفصیل مسائل الشریعة، تصحیح مؤسسة آل البیت:، قم، مؤسسة آل البیت:، قم .
  13. راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق). مفردات الفاظ قرآن، بیروت، دارالقلم، چاپ اول.
  14. شیخ صدوق، محمد بن علی (۱۳۷۶ش). الأمالی، تهران، کتابچی، چاپ ششم.
  15. -------- (۱۳۶۲ش ). الخصال ، تصحیح علی اکبر غفاری، قم ، جامعه مدرسین .
  16. -------- (۱۳۷۸ق ). عیون أخبار الرضا۷، تصحیح مهدی لاجوردی، تهران ، نشر جهان .
  17. -------- (۱۳۹۵ق). کمال الدین و تمام النعمة، تهران، اسلامیه، چاپ دوم.
  18. -------- (۱۴۰۳ق ). معانی الأخبار، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی.
  19. طریحی، فخرالدین بن محمد (۱۳۷۵ش ). مجمع البحرین و مطلع النیرین، تصحیح احمد حسینی اشکوری، تهران، مرتضوی .
  20. طوسی، محمد بن حسن (۱۴۱۱ق). تهذیب الاحکام، تحقیق حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
  21. فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۰۹ق). کتاب العین، قم، نشر هجرت، چاپ دوم.
  22. فیومی، أحمد بن محمد (۱۴۱۴ق). المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، قم، چاپ دوم.
  23. قمی، علی بن ابراهیم (۱۴۰۴ق). تفسیر القمی، قم، چاپ سوم.
  24. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (۱۴۰۳ق). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم.
  25. مرتضی زبیدی، محمد بن محمد (۱۴۱۴ق ). تاج العروس من جواهر القاموس ، تصحیح علی سیری، بیروت ، دارالفکر.