فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

کربلا در نوشته های جهان گردان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
چکیده
از روزگار قدیم گردشگران و مسافران بسیاری از سراسر دنیا به شهر مقدس کربلا سفر کرده اند. برخی از آنان مستقل یا ضمن مکتوبات خود گزارش های بازدیدشان را مکتوب کرده اند که مطالعه آن می تواند تصویری از آن مکان والا و فرهنگ و رسوم ساکنان آنجا ارائه کند. بخشی از این توصیفات معتبر است و بخشی نیز از دقت لازم برخوردار نیست و متکی بر اطلاعات ناقص است که باید ارزیابی شود. در این مقاله گوشه ای از مکتوبات جهانگردان و گردشگران درباره کربلای معلی، بر حسب تقدم و تأخر، تهیه و تنظیم شده است. امتیاز این نوشتار، تدوین مؤلفِ نامی عراق سیدسلمان آل طعمه است که بیش از شصت اثر درباره تاریخ و میراث کربلا را قلمی کرده اند. ازاین رو تکیه مؤلف بر انتخاب نکات و گزارش های مهم است و این مقاله با تحفظ بر ساختار ترسیمی مؤلف به ترجمه و ارائه آن پرداخته است.
 
کلیدواژه‌ها

مقدمه

کربلا یک مرکز اسلامی مقدس است که با شهادت امام حسین۷ در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری (۲۸۰م) به ظهور رسید. بسیاری از گردش گران و بوم گردان و مسافران از روزگار قدیم بدین سرزمین روی آورده که گزارش ها و نوشته هایشان از این سفرها نقش به سزایی در شناساندن سرزمین های بزرگ اسلامی از جهتی، و معرض نشانه های فرهنگی و سیاحتی مسلمانان از جهتی دیگر داشته است.

بررسی واقعیت های جوامع در حال پیشرفت، از جمله جوامع اسلامی، تلاشی همه جانبه و آگاهی های عمیق بسیاری می طلبد تا آنچه نوشته و ثبت می شود کاملاً با صبغه علمی و نگاهی فراگیر ارائه شود. بیشتر این سفرنامه ها به زبان های مختلف - از لغات شرقی همچون ترکی و هندی و فارسی تا زبان های غربی همچون آلمانی و فرانسوی و انگلیسی و ایتالیایی - به نگارش درآمده است. از سوی دیگر بازدید کنندگان کربلا - در جایگاه یک شهر بزرگ تاریخی و اسلامی - تنها علمای تاریخ، عده ای باستان شناس، و بزرگان ادب و هنر و دانشورانی که مدتی در این شهر ساکن بوده و مکان ها و موقعیت های مختلف شهر را می شناخته و از دیده ها و شنیده های خود کتاب های مفصلی پدید آورده اند نیستند، بلکه افراد بسیاری از اقصی نقاط عالم به این سرزمین می آیند. کربلا، طی عصرهای متوالی، از حکام جور مصائب بزرگی دیده که در گزارش های جهانگردان و گردشگران آمده است و در مطالعه تاریخ این شهر به کار می آید.

اما تا به حال بررسی شامل و کاملی درباره این نگاشته ها صورت نگرفته و اکثر بررسی ها در این زمینه در سطح سرزمینی و استانی بوده که ضمن آنها به کربلا نیز پرداخته شده است. بنابراین توجه به موضوع، از جهت اهمیت و شمول بررسی های انجام شده در آن است و ما در این مقاله گوشه ای از مکتوبات جهان گردان و گردش گران درباره کربلا را بر حسب تقدم و تأخر زمانی در معرض دید خوانندگان قرار می دهیم:

ابن بطوطه

ابن بطوطه در سال ۷۲۶ هجری (۱۳۲۶م) از کربلا دیدن کرد و درباره آن چنین نوشت:

کربلا شهر کوچکی است با باغ های نخل در پیرامون آن که از آب فرات آبیاری می شوند. روضه مقدسه داخل این شهر است. کنار حرم حسینی۷ مدرسه ای بزرگ و مسجدی باعظمت قرار دارد که در آن برای زائران غذا تدارک می شود. بر در روضه مقدسه نگهبانانی ایستاده اند که جز با اذن آنها نمی توان داخل شد. عتبه شریفه را که از نقره است باید بوسید و بالای ضریح مقدس قندیل های طلایی و نقره ای دیده می شود. پرده های ابریشمین زینت بخش درهای ورودی است. ساکنان این شهر دو طایفه اند: اولاد زحیک و اولاد فائز و همواره میان این دو جماعت جنگ و جدال است، با اینکه هر دو هم امامیه و دارای یک ریشه مشترک هستند و همین اختلاف عامل اصلی در ویرانی شهر کربلاست.

تثیرا

کاروانی که تثیرا، جهانگرد پرتغالی، در آن بود در ۲۴ ایلول سال ۱۶۰۴ میلادی (۱۰۱۳ق) به کربلا رسید. وی درباره سفر خود به کربلا می نویسد:

کربلا (شهادتگاه حسین۷) چهار هزار خانه دارد که بیشتر آنها ویران و فرسوده است و اغلب ساکنان آن عرب هایند و شماری ایرانی و ترک ها در بعض مناطق خدمتگزاری اشراف و برزگان را می کنند... . بازارهای کربلا به صورت عالی و از آجرهای بزرگ بنا شده اند و انواع خوراکی ها و دیگر نیازمندی ها در آنها یافت می شود و انواع کالاهای تجاری در آن عرضه می گردد؛ چراکه از بسیاری شهرها و آبادی های اطراف، مردمان برای خرید و فروش به این شهر رفت وآمد دارند. سقایان با مشک های پرآب و پیاله های مسین در کوچه ها می گردند و مردم تشنه را سیراب می کنند. در کربلا ارزاق فراوان، و قیمت ها پایین است و حبوبات و میوه ها و گوشت و دیگر چیزها به وفور عرضه می گردد... . من خود شاهد بودم که عرب های طرفدار «ناصر مهنا» در میانه روز اسب ها و اثاث و جامه ها و سلاح هایی را که از کارکنان دولت عثمانی در کربلا به غنیمت گرفته بودند - آن هم پس از قتل و اسارت شماری از آنان - به مرم می فروختند و این نشان از عدم امنیت شهر در آن وقت داشت که ترک ها درگیر جنگی خانمان سوز با ایرانی ها بودند.

رافائلا فولیه

این گردش گر ایتالیایی، که در سال ۱۶۱۶ میلادی (۱۰۲۵ق) در کربلا اقامت داشته، می نویسد:

پس از راهپیمایی نیم روزه به سمت راست، به مشهد حسین۷ می رسیم که آنجا مدفون است و جماعت بسیاری پیرامون مزارش ساکن اند. ضریح وی تزیین شده است و بنایی عظیم به سبک اسلامی آن را در بر گرفته و مکان مقدسی جهت زیارت مسلمانان به شمار می رود. در آن زمان که ما از کربلا عبور می کردیم، این شهر تحت حاکمیت قزلباش های فارس بود که آن منطقه و سرزمین های منطقه بغداد را از ترک ها ستانده بودند و این چیز بعیدی نبود. می بایست در آنجا توقف می کردیم و مالیاتی مخصوص به شیخ آن بادیه، یعنی ناصر بن مهنا، می پرداختیم.

عباس مدنی

وی در سال ۱۱۳۰ هجری (۱۷۱۷م) از کربلا دیدن کرد و در توصیف آن نوشت:

دو ماه را در مشهد امام حسین۷ به سر بردیم. گویی قطعه ای از بهشت است. دارای نخل های بالا بلند و آبی گوارا از شط فرات. ماه هایش تابنده، نورهایش روشنی بخش و ساکنانش گشاده رو، خانه هایش چنان خانه های بهشتی. مردمانی بزرگوار و بی مثال در این شهر می زیند و جز با انسان های شریف و رؤسایی با خَلق و خُلق زیبا و عالمانی فرهیخته و منصف، که غریب را دوست می دارند و همگان از نیکی ها و خیرات سرشارشان بیشترین بهر مندی را دارند، مواجه نخواهی شد.

فیلیپ کرملی

وی در سال ۱۶۲۹ میلادی (۱۰۲۹ق) مدتی در عراق بود و در آن زمان از ویرانه های بابل دیدار کرد. از آنجا راهی کربلا شد و اهالی آن شهر را این گونه توصیف کرد:

مردمان این شهر مقدس انسان هایی خوش اخلاق و شجاع هستند. چون خبر سقوط مسجد مکه را شنیدند، شیون کردند و اندوه در همه شهر فراگیر شد و مصیبت چنان بالا گرفت که گویا قیامت نزدیک شده است. اهل کربلا به شدت به دین اسلام و آیین های آن وفادار و پایبندند و در آستانه ماه رمضان خود را برای ورود به آن مهیا می سازند. ظروف های خود را به سفیدگری می سپارند و شروع می کنند به فراهم نمودن خوراکی های مناسب این ایام. آن گاه پیش از رسیدن ماه مبارک، مؤذن قبل از نماز عشا بر فراز مأذنه ماه رمضان را به همه خوشامد می گوید. با خواندن قرآن به پیشواز ماه رمضان رفتن از سنت های دینی مردم کربلاست... . از جمله ویژگی های ایشان آن است که اگر در چنین سفر با ماری مواجه شوند، آن را به فال نیک می گیرند؛ چون معتقدند اسم مار «حیّه» از حیات، یعنی زندگی و بقا، گرفته شده است.

کارستین نیپور

این جهان گرد آلمانی سال ۱۷۶۵ میلادی (۱۱۷۹ق)، پس از هفت ساعت طی مسافت بین حله و کربلا پشت چهارپا، چون به کربلا رسید، در مقایسه میان آن شهر و نجف، کربلا را از جهت باغ های نخل و خانه های مسکونی آبادتر از نجف دید؛ با این تفاوت که خانه های کربلا چون از آجر و خشت ناپخته بنا شده بودند، استحکام نداشتند. به گفته وی، «کربلا با دیوارهای ساخته شده از خشت های خشک شده به آفتاب محصور گردیده و پنج دیوار، که در آن روزگار ریخته و فرسوده شده بودند، آن را در بر گرفته اند».

اولیویه

وی در سال ۱۷۹۹ میلادی (۱۲۰۹ق) از کربلا دیدن کرد و در خاطراتش نوشت:

مشهد علی بن ابی طالب تنها زیارتگاهی نیست که زائران در مسیر حج آن را زیارت می کنند. حرم حسین بن علی نیز مقصد دیگر آنان است. قبر حسین۷ در شهر کربلاست. وی با تعداد زیادی از نزدیکان و اصحابش در واقعه کربلا کشته شد. بنا بر نقل تاریخ، حسین۷ پس از مرگ معاویه با ۱۵۰ نفر همراه خود در پاسخ به انتظار یاران خود در کوفه راهی آن شهر شد؛ اما یزید بن معاویه سپاهی شش هزار نفری را برای سرکوب او گسیل داشت و میان آنان جنگی بزرگ درگرفت. لشکر یزید حسین بن علی۸ را در حالی که سلاح در دست داشت به شهادت رساندند و این معلوم می دارد که وی تا آخرین نفس در برابر آن مردمان کینه توز ایستاد و کوتاه نیامد. پس از شهادت حسین۷ نزدیک میدان معرکه بقعه ای برای او برپا کردند و بعدها در کنار مزار او مسجدی ساخته شد و اندک اندک پیرامونش شهر کربلا به وجود آمد.

ابوطالب خان

در روز چهارم ماه ذی قعده سال ۱۲۱۸ هجری (برابر با روز اول مارس سال ۱۸۰۳ میلادی) ابوطالب خان سفر خود به کربلا را آغاز کرد. وی می نویسد:

پس از هشت روز اقامت در بغداد، سفر به مشهد کربلا و مشهد نجف اشرف را شروع کردم. این بار جناب پاشا را از نیت و حرکت خود آگاه ننمودم و پنهانی اسب و قاطری کرایه کردم و با درشکه چی هماهنگ کردم که در طول سفر با من باشد و محتاطانه رهسپار شدیم. در میانه راه با هر کسی برخورد می کردیم، در هر جا که بودیم، به نیکی مورد پذیرایی و استقبال قرار می گرفتیم. از دیدار قاضی کربلا، ملاعثمان، که مردی سنی بود و داشت به کربلا بازمی گشت، خوشحال شدم. وی انسانی عالم و فرهیخته بود و چیزی از قضاوت های بی اساس و وهمی که توده مردم به آن دچارند در فکر و سخن او نبود و دانستم که او نیز از دیدن من مسرور گشته و می خواهد که تا کربلا با او همراه باشم.

در فاصله بین بغداد و نجف، در هر هشت مایل کاروانسرایی ساخته از آجر و به شکل قلعه وجود داشت که کمتر کسی در آنها اقامت می کرد. در اولین روز، چهل مایل مسافت طی کردیم و شب را در کاروانسرای مزراقچی سپری نمودیم و آن گاه در سه ساعت گذشته از روز دوم وارد کربلا شدیم. به خانه سیدحمزه، که برادرش را در مقصودآباد بنگال می شناختم، رفتیم تا برای بار دوم او را در کربلا ببینم؛ غافل از اینکه چند ماه پیش از ورود ما از دنیا رفته بود. با این همه پدرش استقبال گرمی از ما کرد و بنده را در انجام مناسک زیارت همراهی نمود. یک روز حاکم شهر کربلا، امین آغا، با ادب بسیار به دیدارم آمد و از من خواست با او هم سفر شویم و خود اسبی را برای رفتن به نجف در اختیارم گذاشت و اصرار کرد که کرایه را خود بپردازد و اگر بیم محروم شدن از ثواب زیارت نبود، هرگز از بذل و بخشش را نمی پذیرفتم.

در کربلا عمه ام کربلایی بیگم و تعدادی از زنان نزدیک او را ملاقات کردم. فقر و تنگدستی خانواده ما این زنان را ناچار به ترک وطن و گوشه گیری و انزوا در کربلا ساخته بود. این دیدار غیر منتظره بسیار برای بنده شادی آور بود. وقتی فهمیدم وهابی ها تمام دارایی شان را به تاراج برده اند در حد توانایی خود با چند کمک مالی بعض آن خسارت ها را جبران کردم.

مُنشی بغدادی

وی، که سال ۱۲۳۷ هجری راهی کربلا شد، در توصیف این شهر می نویسد: از جمله مناطق اطراف بغداد قصبه کربلاست با پنج هزار خانه. روضه حسینی نیز آنجاست. کربلا پانزده فرسنگ با بغداد فاصله دارد و در این بین پنج کاروانسرا ساخته شده؛ کاروانسرای کهیه دو فرسنگ، کراوانسرای خان آزاد چهار فرسنگ، کراوانسرای خان مسیب بر کناره فرات از بغداد فاصله دارند. در اطراف خان مسیب حدود چهال خانه دیده می شود. از آنجا با گذشتن از پل روی فرات و طی پنج فرسنگ به کربلا می رسیم. از رود فرات، شاخه ای به سوی کربلا جاری می شود که به آن نهرالحسین می گویند. در کربلا و به وسعت چهار فرسخ باغ های خرما چشم ها را می نوازد. از کربلا باید به سوی شفاثا رفت با طی مسافتی حدود هشت فرسنگ. شفاثا را که پیش تر «عین التمر» می نامیدند بالغ بر هزار خانه دارد و باغ های خرما و انار و آب فراوان به وفور در آن موجود است.

فریزر

این گردش گر اسکاتلندی در سال ۱۸۳۴میلادی (۱۲۵۰ق) به کربلا سفر کرده است. وی می گوید:

کربلا یک سره در حال شورش و اغتشاش است. حاکم کربلا، یرماز، و آدم کش ها و اوباش بسیاری که در این شهر هستند نمی توانند از لشکری که باشا علیه آنان گسیل داشته مانع شوند و این لشکر تا آنجا پیش رفته و بر همه شهر مسلط گشته که احدی را جرئت مخالفت با آنان نیست؛ وگرنه به سختی مجازات می شود و کار فساد و بی بندوباری شان به آنجا کشیده که اگر خبردار شوند یکی از زائران زنی یا خواهری زیبا به همراه دارد، به سراغش می روند و مجبورش می کنند آن زن بیچاره را در اختیارشان بگذارد و در صورت امتناع وی را به حیله های مختلف می دزدند. در موارد متعددی دیده شده که زنی به مدت یک هفته یا بیشتر ناپدید گشته و آن گاه با حالی نزار و مصیبت بار به خانواده خود مراجعت نموده است.

نیکولاویچ

این مستشرق و جهان گرد روسی در نیمه سال ۱۸۴۳ میلادی (۱۲۵۹ق) از کربلا دیدن کرده است. وی می نویسد:

این روزها نافرمانی مدنی در کربلا علیه حکومت داودپاشا و علی پاشا، به بهانه غارت و چپاولگری ترک ها و گرفتن مالیات های خارج از توان مردم مسئله اصلی است. فرماندهی معترضان کربلا را سیدابراهیم زغفرانی بر عهده دارد که می گویند ده هزار جنگجو را بسیج کرده و آنها توانسته اند در مقابل هجوم نیروهای علی پاشا مقاوت کنند. نهایتاً محمدنجیب پاشا سپاهی به سرکردگی کردمحمدپاشا را مأمور محاصره کربلا نمود و این سپاه ۲۳ روز این شهر مقدس را آماج توپخانه خود قرار داد و به گفته شاهدان در این مدت حدود ۲۴ هزار تن از ساکنان کربلا کشته شدند.

چریکوف

این گردش گر روسی درباره دیده های خود از کربلا در سال ۱۸۴۹ میلادی (۱۲۶۶ق) چنین می نویسد:

در سال ۱۸۴۹ میلادی سی هزار زائر از راه بغداد به کربلا وارد شدند؛ در حالی که در زمان های عادی شمار زائران در یک سال حدود بیست هزار می باشد. مسلمانان جنازه های مردگان خود را در فصل زمستان وارد کربلا می کنند و سالانه بالغ بر پنج هزار تابوت و گاه ده هزار تابوت به این شهر می رسد. هزینه نقل هر پنج تابوت یک قران است. رئیس مرکز پلیس ترکیه برای دستگیری مجرمان فراری معمولاً تابوت ها را بازرسی می کند و این موجب نارضایتی ایرانی ها، که نسبت به اموات خود تعصب می ورزند، شده است. هزینه دفن در داخل شهر کربلا حدود هزار قران و بیرون از شهر حدود صد قران می رسد. این مبالغ را حکومت ترکیه وضع نموده. در این میان ملاها و فاتح خان ها نرخ مخصوص به خود دارند و برای هر جنازه داخل شهر صد قران و خارج شهر بیست وپنج قران می گیرند. بعضی نیز، مردگان خود را در صحرا به فاصله یک ساعته از شهر به خاک می سپارند. آنجا هم که اموال حاجیان به غارت برده شود و توان هزینه دفن امواتی را که با خود آورده اند نداشته باشند، آن جنازه ها در دورترین نقاط بیرون شهر کربلا دفن می شوند.

ویلیام کنت لوفتس

«در سال ۱۸۵۳ میلادی (۱۲۷۰ق)، در هیاهو و گردوغبار برخاسته از حرکت اسب ها و وسایل نقلیه استقبال کنندگان، ویلیام کنت لوفتس وارد کربلا می شود. حاکم اعلان می کند که به زودی با آنان هم غذا می شود و پیشاپیش برایشان قهوه و مانند آن می فرستد. ماه رمضان بود و هنگامه افطار، که تشکیل می شد از مقداری برنج، اندکی سبزی های پخته به شکل های گوناگون و با عطر لیمو. تنها مشکل این سفره چربی و روغن فراوان غذاها بود که هضم آن را جز برای آنان که گرسنگی از پا درآورده بودشان ممکن نبود. با این همه وقتی دست ها دراز می شد و برمی گشت، چیزی در ظرف ها باقی نمی ماند. افطاری با آوردن پاتیلی از شربت رو به پایان می رفت. حاضران قاشق های خود را که دارای اشکال عجیب بود در ظرف شربت فرومی بردند و با آن عطش روزه خود را فرومی نشاندند».

ادیب الملک

عبدالعلی ادیب الملک گردش گر ایرانی بود که در سال ۱۲۷۳ هجری (۱۸۵۶م) درباره سفر خود به کربلا یادداشت های مفصلی تنظیم کرد. در سطرهایی از آن سفرنامه می خوانیم:

از مسیب تا کربلا پنج فرسخ راه است. آنان که قصد کربلا دارند در اینجا بار می اندازند. با برآمدن آفتاب، خود را برای رهسپار شدن به سوی حرم امام ابی عبدالله حسین۷ آماده کردم، با توکل و اعتماد بر خداوند. در میانه راه به تل السلام رسیدم و خود را به بالای آن کشاندم. اگر مزرعه های قدیم و جدید نخل مانع دیدنم می شد، قبه حرم مقدس حسینی۷ را می دیدم. با این همه از همان جا زیارتی به جای آوردم و پایین آمدم. چون به خان العطیشی رسیدم، در کنار شهر حسینیه غذا خوردم و به راه خود ادامه دادم. حدود یک یا نیم فرسخ مانده به کربلا باغ های انبوه چشم هر رهگذری را به خود جلب می کند و در یک فرسخی کربلا پل البیضاء وجود دارد که با گذشتن از آن زائران به آرزوی خود، یعنی حضور در آن شهر مقدس، نائل می شوند. در راه کربلا، سایه های نخل هایِ کنارِ جاده سایه بان زائران مشتاق حسینی است و چون نگاه ایشان به آب نهر می افتد، به یاد حسین بن علی۸ و عطش جانکاه او در روز عاشورا قطره های اشک بر چهره شان جاری می گردد. پیش از ورود به کربلا یکی از خدام به پیشوازم آمد و مرا برای ورود به حرم و رفتن به جاهای مختلف آن راهنمایی کرد. برای ورود باید هر اسلحه که داشتیم تحویل می دادیم. در نزدیکی صحن حرم عباس۷ به خانه حاج غلام علی الشماع رفتیم و آنجا منزل گرفتیم. هنگام غروب حمام کردم و به همراهی سنیه درویش، که یکی از خادمان و قاریان حرم مطهر بود، به زیارت مشرف شدیم. وارد حرم مطهر حسینی شدم و ضریح مطهر امامی را که در راه خدا و با لب تشنه در میان دو نهر مظلومانه به شهادت رسید و سرش را از قفا بریدند بوسیدم و احترام کردم.

سیف الدوله

از جمله زائران کربلا سیف الدوله سلطان محمد فرزند فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۷۹ هجری (۱۸۶۲م) است. وی در این باره می نویسد:

از آغاز راه کربلا، یعنی نهر حسین تا شهر مقدس کربلا، چهار ساعت راه است و این مسیر همه اش مزرعه خرماست. بر روی نهر حسینیه پلی محکم از آجر ساخته اند که لابد باید از آن گذشت. از این نهر شاخه های بسیار منشعب می شود که باغ های نخل را سیراب می کنند و گذر کردن از آنها گاه با مشکلاتی همراه است. در یک سوم آغاز راه تلی خاکی به نام «تل السلام» قرار دارد که از فراز آن گنبد حرم حسینی قابل مشاهده است. در یک سوم پایان راه، مقابل نخیلات کربلا، کاروانسرایی هست ساخته رکن الدوله. پیش از ورود به کربلا باز هم باید از پلی که بر نهر حسینیه ساخته شده عبور کرد. عشایر عرب زبان در طول راه به طور پراکنده به زندگی خود مشغول اند.

ژان اونز

این جهان گرد انگلیسی در سال ۱۸۶۴ میلادی (۱۲۸۱ق) از راه المسیب، با گذر از پلی که از قایق های بسته شده به هم روی فرات ساخته شده بود، خود را به کربلا رساند. باغ ها و بستان های ردیف در دو طرف نهر حسینیه مایه شگفتی او بود. از جمله مشاهدات وی مکان هایی بود که در دو سوی نهر برای برداشتن آب تعبیه کرده بودند. اگرچه قافله این گردش گر هنگام غروب به کربلا رسید، اما دروازه را بر آن گشودند. کوچه های کربلا تنگ و تاریک بود، اما نماینده سیاسی ترکیه در کربلا فانوس هایی فرستاده بود تا در پرتو آن بتوان از کوچه ها عبور کرد. به گفته این گردش گر، کربلا شهری است آکنده از جمعیتی که برای زیارت ضریح امام حسین۷ به آنجا سفر کرده اند. فعالیت های تجاری در کربلا نیز رونق بسیار دارد.

عضدالملک

این جهان گرد ایرانی در سال ۱۲۸۴ هجری (۱۸۱۷ق) از کربلا دیدن کرد و در توصیف آن نوشت:

شهر کربلا از جهت ساکنان و وسعت سرزمینی و وفور نعمت ها نسبت به شهر نجف اشرف امتیاز بسیار دارد. پیرامون شهر به وسعت دو یا یک و نیم فرسخ با باغ ها و کشتزارهای فراوان با انواع میوه ها و نخل ها و مرکبات احاطه شده است. نهر حسینیه به فاصله ربع فرسخ از نهر مسیب از این نهر جدا شده، به طرف کربلا جاری می گردد.

ناصرالدین شاه

این شاه قاجار در سال ۱۲۸۷ هجری (۱۸۷۰م) به زیارت کربلای معلی مشرف شده است. وی درباره این سفر می نویسد:

امروز به زیارت مضجع حسین۷ در کنار قبر حبیب بن مظاهر رفتم و از طریق نردبانی وارد یک زیرزمین شدیم که اتاق کوچکی بود آراسته به آیینه کاری و نقش های زیبا. یک متولی و خادم عهده دار امور آن بود. از این زیرزمین به وسیله دری بزرگ راهی باز می شد به زیرزمینی دیگر که می گفتند محل فروافتادن امام حسین۷ از اسب بر زمین است و امام از این موضع خود را بر زانوان شریف به جایی که قبر شریف اوست کشانده است.

فوک

این شخص از ولایات متحده آمریکا در سال ۱۸۷۴میلادی (۱۲۹۱ق) از کربلا دیدن کرد. او مصادف با آغاز ماه رمضان وارد این شهر شد و ازدحام مردم برای دیدن ماه نو و نیز هجوم جمعیت در بازارها جهت خرید مایحتاج و خوراکی های مناسب ماه رمضان او را به تعجب واداشت. به گفته وی، «درهای مساجد به شکل قابل توجهی باز است و شهر به جنب وجوشی خاص درافتاده. شب های ماه رمضان زیباترین شب های عالم است که تا کنون مشاهده کرده ام. مردم در این شب ها به خواندن قرآن و نماز و ادعیه و انجام زیارات و رفتن به دیدار یکدیگر مشغول اند و این دیدوبازدیدها تأثیری عمیق در پیوندهای اجتماعی و خانوادگی ایشان دارد و عامل مهمی است در زدودن کینه ها و بددلی ها و بازگرداندن صفا و صمیمیت ازدست رفته. با اتمام ماه رمضان دشمنی ها و بدخواهی ها که در دل ها رسوخ کرده نیز از بین می رود».

دیولافوا

این بانوی ادیب فرانسوی در خاطرات خود از کربلا می نویسد:

کربلا یکی از مهم ترین مراکز دینی شیعه است. مدارس بزرگ علوم دینی، که طلاب علم حدود بیست و یا بیش از بیست سال عمر خود را در آنها به دانشجویی و رسیدن به مقامات بالای علمی سپری می کنند، قابل توجه است. فارغ التحصیلان این مدارس اهلیت این معنی را دارند که در سمت راهبری مردم و پاسخ گویی به مشکلات اجتماعی و سیاسی و... آنان ایفای نقش نمایند.

در بین راه، کاروان گرفتار تاریکی شب و بارش شدید باران شد. از این در فاصله بین حله و کربلا مجبور شدیم در قریه ای کوچک، که حدود دو کیلومتر از هورهای اطراف راه فاصله داشت، فرود آییم. در این قریه وارد کاروانسرایی کوچک شدیم که اطرافش دکان های متعدد وجود داشت. فضای تاریک محل را فانوس های نفتی روشن می کرد.

به گفته مرحوم جعفر الخلیلی، این کاروانسرا بین طویریج و کربلا واقع است.

پیرزاده

در سال ۱۳۰۵ هجری (۱۸۸۷م) کاروانی از ایران، که پیرزاده گردش گر ایرانی در آن بود، به کربلا رسید. وی درباره سفر خود می نویسد:

طی شش ساعت تمام، راه مسیب تا کربلا را پیمودیم و در راهی خشک به موازات نهر حسینیه، که شاخه ای از نهر فرات است، طی طریق کردیم. درشکه های نقل مسافر از مسیب به کربلا آماده حرکت بود. درشکه ای به قیمت ۲۴ قران اجاره کردیم. حاج آغا حسین و علی قلی خان و مهدی قزوینی نیز با ما بودند. همگی سوار همان یک درشکه شدیم که چهار عرب را به کمک هم می کشیدند. پس از هفت ساعت به کربلای مقدس وارد شدیم. اطراف حرم با وجود خانه ها و کشترازها و نخل های بسیار در هر مکان آبادان است؛ همچنان که آبادی های متعدد نیز به چشم می خورد. صحنه گاومیش های بزرگ و تنومند، که عددشان به پنجاه رأس می رسید، در آب های نهر حسینیه دیدنی بود و این را در هیچ جای دیگر ندیده بودم. میهمان سرایی که در آن منزل گرفتیم در محله الجدیده واقع بود و با صحن حرم فاصله بسیار داشت. به همین جهت یک شب بیشتر در آن نماندیم و پس از جست وجوی زیاد در طبقه دوم خانه آغاسیدتقی دده بکتاشی نزدیک صحن نقل مکان کردیم. کسی که این منزل را برای ما اجاره کرد مشهدی صفر شیرازی بود؛ مردی خدوم و خوش اخلاق.

ژان پیترز

این باستان شناس آمریکایی در سال ۱۸۹۷ میلادی (۱۳۱۵ق) به شهر مقدس کربلا سفر کرد. وی در این باره می نویسد:

شهر کربلا بر کناره شنزار رسوبی حاصلخیزی که به تپه ماهورهای جزیره متصل است بنا شده است. شمار ساکنان آن به حدود شصت هزار نفر می رسد. این نشان از آبادی و رونق زندگی در این شهر دارد؛ اما بخش جدید شهر کربلا، که بیرون دیوار قدیمی ساخته شده، دارای خیابان های وسیع و سنگفرش های منظم است و با وجود دیوارهای کهنه و فرسوده به یک شهر اروپایی می ماند.

نواب حمید

وی در توصیف دیده های خود از کربلا در سال ۱۹۰۷ میلادی (۱۳۲۵ق) می نویسد:

فاصله میان بغداد و کربلا حدود شصت مایل است که با طی چهار مرحله و عوض کردن قاطرها به انجام می رسد. در آخرین مرحله، پس از ده ساعت، عصرگاهان به کربلا رسیدیم و نقیب بزرگان بغداد پیش تر خانه ای برایمان تدارک دیده بود. صبح روز بعد، به حرم امام حسین۷ رفتیم و زیارت کردیم. بارگاه حسینی شامل سازه ای بزرگ و باوسعت و مربع شکل است که از هر طرف آن دری بلند و ستبر باز می شود. در اطراف حرم، خانه هایی بزرگ در دو طبقه، که عالمان و طلاب علوم دینی در آنها ساکن اند، دیده می شود. ضریح مقدس و چهار مناره حرم در میانه فضایی مربع شکل قرار دارند و در اطراف قبر حصاری چهارگوش از نقره مشبک کار گذاشته شده. آن گاه که زیارتمان به پایان رسید به مرقد عباس بن علی۸، که نزدیک بود، رفتیم؛ بارگاهی کوچک تر از بنای حرم امام حسین۷. پس از قرائت فاتحه، ساعت نه به سکونتگاهمان برگشتیم و بعدازظهر به طرف محلی که خیمه گاه حسین۷ در اثنای معرکه روز عاشورا بوده به راه افتادیم و سپس از مرقد حر ریاحی دیدن کردیم. صبح روز بعد با عرابه های پُستی به نجف اشرف، که پنجاه مایل از کربلا فاصله داشت، رهسپار شدیم.

امانوئل فتح الله

وی در خلال دیدارش از کربلا در سال ۱۳۲۹ هجری (۱۹۱۱م) در توصیف شهر می گوید:

از دیدن شهر کربلا بسیار مسرور شدیم؛ به خصوص بخش تازه ساز این شهر (شهر نو) که همه کوچه ها و جاده های آن در پرتو نور قندیل ها و چراغ های روغنی برخوردار از روشنایی است. کسی که از بغداد به کربلا می آید اگر به دیدن راه های وسیع و جاده های عریض عادت نداشته باشد و یا اگر از شهر زوراء بیرون نیامده باشد، دیدنِ اول بار این خیابان های گل وگشاد (که هوا و باد بدون هیچ مانعی در آنها جریان می یابد و خبری از کوچه ها و گذرگاه های تاریک و پرپیچ وخم - چنان که در بغداد و اغلب شهرهای عثمانی دیده می شود - نیست) هر رهگذری را به شگفتی و تحسین وامی دارد. پس از ورود به کربلا در خانه یکی از تجار شهر به نام سیدصالح سیدمهدی، که استراحتگاهی برایمان تدارک کرده بود، رفتیم و یک روز و دو شب آنجا ماندیم. در اولین شب، بر اتفاق میزبان خود، از جاهای مختلف و زیارتگاه های شهر دیدن کردیم. در طی این دیدار به قهوه خانه هایی برخوردیم که بسیار مرتب و منظم بود. نیز مدارس بزرگ و مساجد زیبا و تکایای خوش ساخت و مهمان پذیرهای پر از مسافر و خانه های باشکوه و نهرهای جاری و باغ ها و درختان پرمیوه بسیار مشاهده کردیم و خلاصه کربلا را از مهم ترین شهرهای عراق یافتیم که از ثروتی وسیع و تجارتی پرسود و زراعتی پیشتاز و صنایعی پررونق و زبانزد برخوردار بود؛ چندان که بعض صنعتگران این شهر از مهارتی فوق صنعتکاران بغداد بهره مند بودند؛ به خصوص در گلدوزی و زری بافی و منبت کاری و زرکوبی و ریخته گری و خوش خطی و مانند آن کارشان بسیار گران قیمت تر و نفیس تر از اشکال و نگاره های بدیع عربی و هندی و فارسی بود.

سیدمحمدهارون الحسینی

وی پس از دیدار خود از کربلا در سال ۱۳۲۸ هجری (۱۹۱۰م) فصلی حدود شصت صفحه در باب توصیف کربلا به نگارش درمی آورد و درباره اهالی این شهر مقدس می گوید:

بارها ایشان را آزمودم و به چشم خود دیدم که این مردمان از جام های اخلاق حسنه نوشیده اند و وجودشان قالب یافته از صدق و راستی است و بی هیچ اغراقی انسان هایی فروتن و بی تکبر و صادق الوعد و عدالت منش در رفتار با دوستان و بیگانگان هستند؛ به خصوص بازاری ها از هر صنف و طبقه ای از چنین اخلاق فاضله ای برخوردار بودند. تجار و فروشندگان در خرید و فروش کالاهای خود پیمانه را تمام می دادند و هیچ اهل کم فروشی نبودند و با روی گشاده خریدار را می پذیرفتند و با زبان نرم و اخلاق آسان گیر خود با او مواجه می شدند در معامله نیرنگ نمی زدند و رابطه دوستانه با غیر را نمی گسستند. با ورود هر مهمانی به پیشوازش بلند می شدند و خوشامد می گفتند و سر و چشمان وی را بوسه می زدند و او را به احترام پیش می انداختند و خود از پی می آمدند.

لیدی دراود

این نویسنده غربی در سال ۱۹۲۳ میلادی (۱۳۴۲ق) از کربلای مقدس دیدن کرد و در توصیف آن نوشت:

دکان ها در بازار کربلا آکنده از کالاهای مختلف است. عطاری های بسیاری در بازار به خرید و فروش عطر مشغول اند. اگر بخواهی بوی عطری را آزمایش کنی یا عطری بخری، به همان اکتفا نمی کنند و نمونه های متعدد دیگر را پیش می آورند و در دسترس قرار می دهند. فروشگاه های سنگ های قیمتی و جواهرات نیز در بازار فراوان است که پارچه های طلاکاری شده و صندوقچه های مخصوص دعا و تعویذ یا پاره ای از قرآن و خلخال های طلایی و نقره ای و اسباب بازی کودکان و مانند آن را می فروشند نیز کم نیستند. می توانی هر نوع تسبیح را از آنجا بخری که از چوب زیتون یا شیشه یا کوبا ساخته و مانند آن ساخته شده اند.

ماحی المصری

جهان گرد مصری، محمد مصطفی الماحی، سال ۱۹۳۴ میلادی (۱۳۵۳ق) موفق به زیارت کربلا شد. وی در این باره می نویسد:

کربلا دو بخش است: کربلای قدیم شامل ویرانه های برجای مانده از آن شهر در گذشته های دور و کربلای نو که مدحت پاشا در سال ۱۲۸۵ هجری نقشه آن را طراحی کرد و به اجرا درآورد. کربلا از بغداد حدود ۱۲۰ کیلومتر فاصله دارد و یک خط آهن به موازات نهر حسینیه در میانه باغ های نخل و کشتزارها این دو شهر را به هم متصل می سازد.

محمد ثابت

این نویسنده مصری در توصیف دیده های خود از شهر مقدس کربلا می نویسد:

صبح زود به قصد کربلا از نجف به راه افتادم و با ماشین طی سه ساعت به مقصد رسیدم. در بسیاری جهات به نجف می مانست؛ کوچه های تنگ و پیچ درپیچ در سایه بالکن های مقابلِ هم. کربلا دومین شهر مقدس شیعه است و اگر بگوییم که نجف سیر متفکر شیعه است، کربلا را باید قلب تپنده آن به شمار آورد. به همین جهت این شهر بیش از نجف در نگاه شیعیان قدسیت و عظمت معنوی دارد. اینجا مرد و زن و کودک و پیر در شهادت حسین۷ می گریند. واقعه عاشورا و یادآوری آن حماسه عجیب در نگاه شیعه چنان بزرگ و دریادماندنی است که حماسه اهل بابل و گریستنشان بر کشتار تموز. من در این شهر قبر حسین ابن علی۸ را زیر گنبدی از طلا در میان جمعیتی انبوه از زائران زیارت کردم؛ به خصوص در ماه محرم شمار کثیری از مسلمانان به این مکان مقدس روی می آورند. در مکانی دیگر، مقبره عباس بن علی۸ برادر امام حسین۷ قرار دارد. با اینکه عباس برادر حسین۷ است، اما قَسَمی را که به نام او خورده شده هرگز نباید شکست. هنگام زیارت نگاهمان به چیزی شبیه یک انسان، که بر سقف زیارتگاه عباس نقش شده باشد، افتاد. به ما گفتند این سر متعلق به کسی است که سوگند خود به عباس را شکست و سرش از تن جدا شد و به سقف چسبید. اینان معتقدند هر کسی چنین کاری بکند به همین سرنوشت دچار می گردد.

عبدالوهاب عزام

در سال ۱۹۳۹ میلادی (۱۳۵۸ق) عبدالوهاب عزام، جهان گرد و ادیب مصری، به زیارت کربلا رفت و در کتاب رحلات خود چنین به توصیف پرداخت:

از روی پل هندیه، فرات را پشت سر گذاشتیم و به طرف کربلا جانب شمال غربی را پیش رو قرار دادیم و پس از یک ساعت پیمودن راه امیدوار بودیم که نیم ساعت دیگر وارد شهر کربلا شویم؛ اما گرفتاری های راه مانع این امر شد؛ چراکه قسمتی از گل وشل بود و ماشین ها یکی پس از دیگری در آن گیر می کردند. بالاخره نگاهمان به باغ های کربلا روشن گردید. دو ساعت و ربع در راه بودیم. گذر از میان باغ ها و نخلستان ها نیم ساعت به طول انجامید تا اینکه وارد شهر شدیم و به یک مدرسه متوسطه رفتیم که مدیر و معلمین آن با همه امکانات پذیرایی ها در انتظارمان بودند. اندکی استراحت کردیم و آن گاه به طرف حرم مقدس حسین بن علی۸ به راه افتادیم. آنجا با بارگاهی همانند بارگاه کاظمیه عظیم و زیبا و باشکوه مواجه گشتیم. از در ورودی به صحنی وسیع پای نهادیم. در طرف چپ صحن، عده ای در صف های منظم در حال سینه زدن بودند و مقابلشان روی منبرْ کسی شعر می خواند و مداحی می کرد و در طرف راست جمعیتی از زن ها نشسته بودند و در حال گوش دادن به سخنران، گریه و شیون سر می دادند.

آن روز ایام سوگواری امام علی بن ابی طالب۷ بود. در داخل حرم قاریان و دعاخوانان به قرآن و دعا مشغول بودند. ضریح مبارک را زیارت کردیم. شکوه آن مکان مانع می شد که بتوانیم به راحتی جمال و زینت و آرایه های چشمگیر حرم را از نظر بگذرانیم. نزدیک حرم حسینی۷ حرم دیگری است متعلق به عباس بن علی۷. در این مکان سردابی قرار دارد که از ده پله نردبان پایین رفته، وارد آن می شوند. این سرداب به مکانی پوشیده با پنجره ای آهنین، که به آن «مذبح» می گویند، راه دارد. می گویند آن گاه که حسین۷ در فاجعه کربلا به شهادت رسید خون وی از این مکان جوشیدن گرفت. البته به روایتی دیگر آنجا محل ولادت عیسی بن مریم بوده است. در این حرم، اتاقکی وجود دارد که در آن بعض شاهان قاجار دفن شده اند که آخرینشان احمدشاه و پدرش محمدعلی شاه و جدش مظفرالدین شاه است. در نزدیکی قبرها، تصویر این شاهان را نقش کرده اند.

اَمل مروه و دیگران

در سال ۱۹۵۰ میلادی (۱۳۷۰ق) گروه روزنامه نگاران لبنانی سوری، پس از دیدار از کویت، وارد عراق می شوند و از کربلا نیز دیدن می کنند. در توصیف این شهر می نویسند:

حرم مولای ما، حسین۷، هنگامی که وارد آن شدیم مملو از زائران با رنگ ها و جنسیت های مختلف بود. گرداگرد ضریح مقدس را گرفته بودند و می کوشیدند چهار گوشه ضریح را که از نقره خالص ساخته شده بود ببوسند و در همان حال با صداهای خاص متهجدین و اهل رازونیاز با خداوند آیات روشن قرآن را تلاوت می کردند و با دست های تهی و نیازخواه و چشم های گریان و عنایت طلب، رو به ضریح، سرود استغاثه و آمرزش می خواندند. نزدیک دیوار حرم بیماران و دردمندان -در حالی که چشم به ضریح دوخته بودند- به صاحب حرم توسل می جستند و از خداوند می خواستند که یا آنها را شفا بخشد و یا بمیراند. بسیاری از آنها آرزو داشتند همان جا بمیرند و در سرزمینی که جسم پاک حسین۷ را در بر گرفته به خاک سپرده شوند. همه این امور در کنار دیوارهایی ضخیم و مستحکم و بی نظیر در دنیا در حال رخ دادن بود. دیوارهای حرم با مخلوطی از نقره و جواهرات کار شده بود و روکش مأذنه ها از طلا و سقف ها یک سره کاشی کاری و معرق کاری بود به دقیق ترین و زیباترین و شکوهمندترین شکل ممکن در ساخته های انسانی، و زیر این زمین مقدس باارزش ترین گنج های عالم دفن شده بود.

منابع

1.ادیب الملک، عبدالعلی (۱۴۰۴ق)، سفر به عتبات، تصحیح مسعود گلزاری، تهران.

2.اصفهانی، ابوطالب بن محمد (۱۹۶۹م)، سفر به عراق و اروپا، ترجمه به عربی: د. مصطفی جواد، بغداد.

3.اونز، ژات (۱۹۹۶م)، سفرنامه، بیروت.

4.اولیویه، گیوم آنتوان (۱۴۰۸ق)، سفر به عراق، ترجمه د. یوسف رحبی، مطبعة المجمع العلمی العراقی، بغداد.

5.برژین، ایلیا نیکولاویچ (۱۹۹۶م)، مشاهدی در کنار فرات، بیروت.

6.پیترز، ژان (۱۹۹۶م)، سفرنامه، بیروت.

7.پیرزاده، محمدعلی (بی تا)، سفرنامه، به قلم حافظ فرمانفرمانیان.

8.تشیرا، پدرو (۱۹۰۲م)، سفر به عراق، لندن.

9.ثابت، محمد (۱۳۵۴ق)، جولة فی ربوع المشرق الادنی بین مصر و افغانستان، قاهره.

10.چریکوف (۱۸۷۵م)، دفتر خاطرات سفر من، تنظیم دفتر گروه جغرافیای روسیه، سنت پترزبورگ.

11.الحسینی، محمدهارون (۱۴۱۳ق)، «الرحلة العراقیه»، مجلة الموسم، ش۱۴.

12.درایود، لیدی (۱۹۶۱م)، در سرزمین رافدین: تصاویر و خاطرات، ترجمه فؤاد جمیل، بغداد.

13.سفرنامه عتبات، تصحیح ایرج افشار، مطبعه رسیدیه، تهران.

14.دیولافوا، ژان (۱۹۵۸م)، سفر به کلده عراق، ترجمه علی البصری، بغداد.

15.سیف الدوله، محمدمیرزا (۱۳۶۴ق)، سفرنامه، ترجمه علی اکبر خداپرست، تهران.

16.طنجی، ابن بطوطه (۱۹۳۹م)، تحفة النظار فی غرائب الامصار، تحقیق د. محمد مصطفی زیاده، قاهره.

17.عزام، عبدالوهاب (۱۳۵۸ق)، رحلات، مطبعة الرساله، قاهره.

18.عضدالملک، علیرضا (بی تا)، سفرنامه به عتبات، ترجمه و تصحیح حسن مرسلوند، تهران.

19.فریزر، جیمز بیلی (۱۹۹۶م)، سفرنامه.

20.فولیه، رافائلا (۲۰۰۱م)، سفر به عراق، ترجمه و تحقیق د. بطرس حداد، شرکة الدیوان للطباعه، بغداد.

21.فوک (۱۹۹۶م) سفرنامه، بیروت.

22.قاجار، ناصرالدین شاه (۱۳۶۴ق)، سفر به عراق، ترجمه و تحقیق د. بطرس حداد، شرکة الدیوان للطباعه، بغداد.

23.کرملی، فیلیپ (۱۹۹۶م)، سفرنامه، بیروت.

24.لوفتس، ویلیام کنت (۱۹۹۶م)، سفرنامه، بیروت.

25.مجلة لغة العرب (۱۳۱۹ق)، ش۴.

26.مجلة المورد (۱۴۱۰ق)، ش۴.

27.مدنی، عباس (۱۹۶۷م)، نزهة الجلیس و منیة الادیب الانیس، المطبعة الحیدریه، نجف.

28.مروه، اَمل (۱۹۵۰م)، ستة فی طیارة، دار الحیاة، بیروت.

29.منشی بغدادی، محمد بن احمد (۱۹۴۸م)، سفرنامه، ترجمه عباس العزاوی، بغداد.

30.نیپور، مارستن (۱۹۵۵م)، سفری از بصره تا حله، ترجمه سعاد هادی العمری، بغداد.