مقدمه
اربعین در لغت به معنای چهلم است و در اصطلاح، به بیستم صفر سال ۶۱ هجری قمری، چهلمین روز شهادت حضرت اباعبدالله الحسین۷ گفته میشود. یکی از مسائل اختلافی در تاریخ عاشورا، تعیین زمان حضور اهل بیت امام حسین۷ در کربلا، بعد از شهادت ایشان است. برخی اندیشمندان معتقدند (یا دست کم از ظاهر کلامشان چنین استفاده میشود) که اهل بیت امام حسین۷ در اربعین اول در کربلا حاضر شدهاند. (بیرونی خوارزمی، ۱۳۹۰ش، ص۲۳۱؛ بهایی عاملی، ۱۴۰۶ق، ص۷۶؛ قاضی طباطبایی، ۱۳۶۸ش، کل کتاب، اشراقی، میرزا محمد، الاربعین الحسینیة، ص۲۰۵). در مقابل، برخی دیگر از اندیشمندان رسیدن اهل بیت را در روز بیستم صفر سال ۶۱ به کربلا نفی کرده و نپذیرفتهاند. (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۳۳۴؛ قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، ج۲، ص۱۰۱۴).
اربعین امام حسین۷ در میان شیعیان و در تقویم تاریخی وفاداران به آن حضرت شناخته شده است. شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد که در واقع تقویمی است برگرفته از روایات درباره ایام شادی، سوگواری، عبادت و ...، در ذیل مطالب مربوط ماه صفر مینویسد:
روز بیستم صفر، یعنی اربعین، روزی است که حرم امام حسین۷، یعنی کاروان اسرا، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند و نیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر خدا۹، از مدینه به کربلا رسید تا به زیارت قبر امام حسین۷ برود و او، نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد. در این روز زیارت امام حسین۷ مستحب است و این زیارت، همانا خواندن زیارت اربعین است ( طوسی، ١٤١١ق، ص٧٨٧).
تا قبل از اربعین سیدالشهدا۷، نه در تاریخ سابقهای از رسمی به نام «اربعین» وجود دارد و نه در ادیان، نشانهای از چنین روزی دیده میشود. بنابراین «اربعین»، با اربعین سیدالشهدا۷ شروع میشود. اما پرسش اصلی در نوشتار حاضر این است که آیا برگزاری مراسم اربعین تنها به امام حسین۷ اختصاص دارد یا اینکه میتوان برای دیگر ائمه و حتی دیگر اموات نیز چنین مراسمی را برگزار کرد؟ در اینباره دو دیدگاه وجود دارد:
دیدگاه نخست: اربعین امام حسین۷ یکی از شعائر مختص به شیعه است که در هیچ مکتب و ملتی نظیر ندارد و مهمتر آنکه این سنت تنها به حضرت اباعبدالله۷ اختصاص دارد؛ به طوری که حتی برای هیچ یک از معصومین دیگر نیز اربعین وجود ندارد. بنابراین در فرهنگ اصیل شیعه اربعین فقط به امام حسین۷، و سالگرد فقط به معصومین: اختصاص دارد و ما در هیچ اثری، چه تاریخی و چه روایی، سراغ نداریم که ائمه به تشکیل مجالس سنوی برای اصحاب خود دستور داده باشند؛ بلکه تنها بر تشکیل مجالس تذکر و احیای ذکر اهل بیت: تأکید شده است (حسینی طهرانی، ۱۴۲۶ق، ص۸۴)؛ به عبارت دیگر اقامه مجالس اربعین برای مردگان با علامت و نشانه و امتیاز بودن اربعین امام حسین۷ منافات دارد.
اگر اقامه اربعین برای دیگران رجحان و فضیلتی میداشت، حتماً ائمه: بیان میکردند یا دست کم برای رسول خدا و دیگر ائمه، چنین مجلسی برگزار میکردند. اما نه در قول معصومین:، در این باره اثری به چشم میخورد و نه در فعل آنان، و همین مسئله نشان میدهد که اقامه اربعین قطعاً برای غیر سیدالشهدا۷ مورد رضایت آنان نبوده است. سنت و سیره پیامبر اکرم۹ و سایر ائمه: در انعقاد مجالس ترحیم برای اموات، برپا کردن مجالس عزاداری به مدت سه روز بوده است و اساساً در اسلام مسئلهای به نام برگزاری مجالس ترحیم «هفتم» و «چهلم» و «سالگرد» برای اموات نداریم؛ چراکه اگر چهلم گرفتن برای مردگان سنّت میبود، دیگر چگونه میتوانستیم آن را شعار و علامت و امتیاز سید الشهداء۷ بدانیم؟
بنابراین اقامة اربعین قطعاً برای غیر سید الشهدا۷ مورد رضایت اهل بیت: نبوده است؛ زیرا با اینکه به احیای ذکر ائمه: و تشکیل مجالس برای آنان امر کردهاند، درباره اربعین هیچ سخن نگفتهاند (همانجا).
دیدگاه دوم: هدف از برگزاری مجلس عزا در سوم، هفتم و چهلم درگذشت هر مسلمان، تجلیل از کسانی است که روزی در میان ما بوده و اکنون به سرای باقی شتافتهاند. اقامه مجالس عزا و مراسم برای اموات، خود موجب گسترش مواعظ دینی و تشکیل حلقههایی میشود که آموزش مسائل دینی در آن صورت میگیرد و فرصتی مناسب برای بیان معارف الهی و توحیدی است. قضایای تاریخ اسلام گوشزد میشود؛ پرهیز از گناه و رعایت تقوا سفارش میشود؛ کتابهایی در این باب نشر مییابد و فرهنگ دینی و عمومی مردم را اعتلا میبخشد. لذا این مجالس برگزار میشود تا ضمن ابراز همدردی با صاحب عزا و تسلیت گفتن به آنان، با قرائت قرآن، بیان مصائب اهل بیت: و معارف و مسائل دینی از سوی سخنرانان و مداحان، هم ثوابی به روح مردگان نثار شود و هم عبرتی برای دیگران باشد که فراموش نکنند آنان نیز چنین سرنوشتی خواهند داشت. از کلام برخی بزرگان این گونه برمیآید که برگزاری مراسم اربعین به امام حسین۷ اختصاص ندارد؛ بلکه گرامیداشت یاد متوفا پس از مرگ او در همه ملل و ادیان رسمیت دارد و بعضی با گذشت یک ماه و بسیاری نیز پس از چهل روز، متوفای خود را تجلیل میکنند. مسلمانان، به ویژه شیعیان، پس از شهادت امامان معصوم: در نخستین اربعین آنان مراسم گرامیداشت برگزار میکردهاند. ولی اربعین حسینی، این ویژگی را دارد که هر ساله تا قیامت ادامه خواهد داشت.(ر.ک: جوادی آملی، ١٣٩٥، ص٢٣١).
ما در این مقال به دنبال بررسی تفصیلی این مسئله نیستیم. ولی شاید بتوان وجه جمعی این گونه داشت که برگزاری اربعین برای امام حسین۷ دلیل شرعی دارد و مورد سفارش است؛ اما در مورد غیر ایشان سفارش و تأکید نشده، بلکه برای تکریم و بزرگداشت مقام ائمه: و اولیای الهی یا برای تکریم و طلب مغفرت برای دیگر اموات، امری جایز و پسندیده است و دلیلی بر حرمت و عدم جواز آن نیست. لذا بسیاری از مراجع معظم تقلید برگزاری مراسم هفتم، چهلم و سال اموات را که داخل عنوان احسان، خیرات و مبرّات برای اموات است، جایز میدانند. (ر.ک: سایت دفتر آیت الله بهجت). بنابراین مراسم اربعین به عنوان سنت شرعی تنها به سیدالشهدا۷ اختصاص دارد.
وجه اختصاص اربعین به امام حسین۷
پس از اینکه روشن شد برگزاری مراسم اربعین و زیارت در این روز به عنوان یک عمل مستحب شرعی به امام حسین۷ اختصاص دارد، این سوال در ذهن متبادر میشود که وجه این اختصاص چیست؟ برای پاسخ به این پرسش وجوه و حکمتهایی را میتوان برشمرد:
۱. «قول»، «فعل» یا «تقریر» معصوم
در شریعت اسلام برای این که عملی مستحب شرعی باشد وجود «قول»، «فعل» و «تقریر» معصوم درباره آن فعل لازم است. در مورد زیارت اربعین امام حسین۷ هر سه مورد وجود دارد.
«قول» معصوم: امام صادق۷ به صفوان جمّال سفارش کرد که در اربعین، امام حسین۷ را با خواندن زیارتنامه ای خاص زیارت کند:
قَالَ لِی مَوْلَایَ الصَّادِقُ۷ فِی زِیَارَةِ الْأَرْبَعِینَ- تَزُورُ ارْتِفَاعَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ وَ ذَکَرَ الزِّیَارَةَ إِلَی أَنْ قَالَ وَ تُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ وَ تَدْعُو بِمَا أَحْبَبْتَ وَ تَنْصَرِفُ.
مولای من امام صادق۷ درباره زیارت اربعین به من فرمودند: در روز اربعین هنگامی که روز بلند شد زیارت میکنی و میگویی: سلام بر ولی خدا و حبیب او، سپس حضرت ادامه زیارت را بیان فرمود تا آنجا که فرمودند: و دو رکعت نماز بگزار ودعا کن هر گونه که دوست داری و برگرد. (طوسی، ۱۴۰۷ ق، ج ۶، ص۱۱۳؛ حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج۱۴، ص۴۷۸؛ مجلسی، ۱۴۰۳ ق، ج۹۸، ص۳۳۱)
همچنین در روایتی دیگر امام حسن عسکری۷، زیارت اربعین را یکی از نشانههای انسان مؤمن معرفی می کنند:
«علامات المؤمن خمس، صلاة الخمسین، و زیارت الاربعین، والتختّم فی الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم» نشانههای مؤمن پنج چیز است، اوّل: نماز پنجاه و یک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز). دوّم: زیارة اربعین (حضرت سیّد الشّهداء۷). سوّم: انگشتر در دست راست نمودن. چهارم: پیشانی بر خاک گذاردن. پنجم: بلند گفتن
بسم الله الرّحمن الرّحیم (در نمازهای صبح، مغرب و عشاء). (حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج۱۴، ص۴۷۸)
این روایت مرسل است؛ ولی بنا بر تسامح در ادله سنن و احادیث «مَن بلغ» در بحث مستحبات، مرسل بودن خبر، مشکلی ایجاد نمیکند.
علمای بزرگ شیعه با استناد به همین روایات به استحباب زیارت اربعین فتوا دادهاند. شیخ مفید در کتاب مزار، عنوان «فضل زیارت الاربعین» دارد؛ (مفید، ۱۴۱۳ق، ص۵۱). شیخ طوسی نیز در مصباح المتهجد گفته: «و یستحب زیارته فیه و هی زیارة الاربعین» (طوسی، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۸۸). سپس به همین دو روایت تمسک کرده است. سید ابن طاووس نیز در اقبال الاعمال فضلیت زیارت امام حسین۷ در روز بیستم ماه صفر را بیان کرده و به همان حدیث معروف امام حسن عسکری۷ تمسک کرده است (سید ابن طاووس، ۱۳۷۶ش، ج۳، ص۱۰۰). علامه حلی نیز در منتهی المطلب، (حلّی، ۱۴۱۲ق، ج۱۳، ص۲۹۵)، شهید اول در کتاب مزار (شهید اول، ۱۴۱۰ق، ص ۱۸۵)، و کفعمی در دو کتاب البلد الامین (کفعمی، ۱۴۱۸ق، ص۲۷۴) و المصباح (همو، ۱۴۰۵ق، ص۴۸۲)، همین مطلب را آوردهاند.
«فعل» معصوم: بسیاری از صاحبنظران شیعه و اهل سنت معتقدند که امام زینالعابدین۷ همراه با اسرای کربلا، در مسیر بازگشت به مدینه، در روز بیستم صفر سال ۶۱ قمری برای زیارت قبور شهدای کربلا و ملحق کردن سر مطهر شهدا به پیکر آنان به کربلا آمدهاند (بیرونی، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۲؛ طوسی، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۸۸؛ خواندمیر، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۶۰؛ سید ابن طاووس، ۱۴۱۴ق، ص۲۲۵؛ ابن نما حلی، ۱۳۶۹ق، ص ۱۵۷؛ مستوفی هروی، ۱۳۷۲ش، ص۹۱۶؛ بهائی عاملی، ۱۴۰۶ق، ص۶). بنابراین امام معصوم که فعلش حجت است، چنین عملی را انجام داده است.
«تقریر» معصوم: بنابر نقل معتبر، جابر بن عبدالله انصاری، که یکی از اصحاب پیامبر۹ بوده است، پس از شهادت امام حسین۷ خود را از مدینه به کوفه رساند و همراه با عطیه عوفی (کوفی) در روز اربعین به زیارت قبر سیدالشهدا۷ رفتند (مفید، ۱۴۱۴ق، ص۴۶) و نام او به عنوان اولین زائر امام حسین۷ در تاریخ ثبت شد (طوسی، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۸۸). زیارت جابر مورد امضا و تقریر امام زینالعابدین۷ قرار گرفت؛ یعنی امام۷ این عمل را تأیید کرد.
بنابراین در مورد استحباب زیارت امام حسین۷ در روز اربعین، هم قول، هم فعل و هم تقریر معصوم وجود دارد و با توجه به اینکه چنین دلیلی تنها درباره زیارت اربعین
امام حسین۷ وجود دارد، زیارت کردن و برگزاری مراسم اربعین به عنوان عمل شرعی مستحب، تنها به ایشان اختصاص پیدا کرده است. البته باید به این نکته توجه داشت که فعل و تقریر معصوم زمانی دلالت بر این مطلب دارد که ورود اهل بیت: در اربعین اول به کربلا ثابت شود، ولی قول معصوم در هر صورتی بر این مطلب دلالت دارد.
۲. تکریم ویژه امام حسین۷
مصیبت امام حسین۷ از همه مصیبتها بزرگتر و سختتر بود؛ چنانکه حتی برای هیچ امام و پیامبری نیز چنین مصائبی پیش نیامد. اگر عامل دیگری هم در کار نمیبود، همین مطلب کافی بود تا نشان دهد چرا برای امام حسین۷ بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام۹ عزاداری میشود و مراسم متعددی برپا میگردد. همچنین فداکاریهای امام حسین۷ و خون پاک آن حضرت، اسلام ناب را بیمه کرد. از این رو ایشان بزرگترین احیاگر اسلام حقیقی است. نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، کاملاً ویژه و منحصر به فرد است. لذا تکریم ویژه سیدالشهدا۷ برای پاسداشت فداکاریها و اقدامات بینظیر آن حضرت در حفظ اسلام راستین و معنویت در جامعه است. از همین رو اربعین شهادت آن بزرگوار نیز بیش از سایر معصومین: مورد توجه قرار میگیرد و این مراسم، مختص
امام حسین۷ شده است.
۳. زنده نگه داشتن شعار مبارزه با ظلم
در زمان حادثه عاشورا تعدادی از صحابه زنده بودند و نزد مردم قداست و احترام فوقالعادهای داشتند. اما بعد از حادثه عاشورا، چنان اختناقی پیش آمد که کسی نمیتوانست از امام حسین۷ به نیکی یاد کند و صحابه نیز عکسالعملی نشان ندادند. در چنین فضایی، جابر ابن عبدالله انصاری، که از اصحاب بزرگ پیامبر۹ بود، از جایگاه و اعتبار خود هزینه کرد و برای دهنکجی به یزید و ابراز پیوند محبت و وفاداری به اهل بیت: از مدینه به کربلا رفت و در روز اربعین شهادت امام حسین۷، ایشان را زیارت کرد.
از آنجا که یکی از اهداف قیام سیدالشهدا۷ مبارزه با ظلم و تباهی بنیامیه بوده است، پاسداشت قیام ایشان و بزرگداشت حرکت شجاعانه و بینظیر آن حضرت در هر سال و به مناسبتهای مختلف، میتواند روحیه ظلمستیزی را در افراد زنده نگه دارد. بنابراین یادآوری اربعین و شهادت امام حسین۷، خونی تازه را در رگهای شیعیان به جریان میاندازد و همگان را به قیام در راه خدا و عدالتخواهی و فرهنگ شهادت در این راه دعوت میکند. ازاینرو مسئله اربعین و اقامه عزا برای امام حسین۷ در این روز، جایگاه ویژهای دارد و موجب احیای خاطره غمبار عاشورا و تداوم شور عاشورایی در همه اعصار است.
۴. استثنا بودن عاشورا
شاید دلیل این همه تأکید برای عزای امام حسین۷ و برپا نکردن مجلس عزا، در سیره ائمه، برای دیگر امامان و حتی شخص پیامبر اسلام۹ و حضرت زهرا۳، حفظ برجستگی نهضت عاشورا و عادی نشدن آن در کنار دیگر عزاداریهاست. به راستی، اگر قرار باشد برای هر حادثه اندوهناک، و نیز هفتم و چهلم آن مجلس عزا و روضه برگزار شود و دهههای عزاداری به مناسبت هر شهادت -حتی شهادت غیر امام- ایجاد گردد، با توجه به تعدد و فراوانی این مناسبتها، آیا استثنایی بودن عاشورا و دهة محرم کمرنگ نخواهد شد؟! بنابراین شاید سفارش به برگزاری سالانه مراسم عزاداری امام حسین۷ در عاشورا و اربعین شهادت آن حضرت، حفظ برجستگی عاشورا باشد تا آثار و برکات مترتب بر آن در جامعه اسلامی و انسانی تداوم یابد..
منابع و مآخذ