فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

بازپژوهی در حکم فقهی پیاده روی برای زیارت ائمه اولیای الهی و اماکن مقدس

نویسنده
چکیده
تحقیق حاضر به بررسی ادله ای می پردازد که از آنها به گونه ای حکم استحباب پیاده روی برای زیارت امامان معصوم، اولیای الهی و اماکن مقدس استنباط شده است. نتایج به دست آمده از تحقیق، که به صورت اسنادی و کتابخانه ای صورت گرفته، حاکی از این است که در برخی روایات مبیّن فضیلت زیارت امیر مؤمنان و اباعبدالله (ع)؛ تعابیری مانند اعطای ثواب بر هر گام وارد شده که برخی درصدد برآمده اند استحباب پیاده روی برای زیارت این دو امام همام را از این تعابیر استفاده کنند و با کمک دیگر ادله، آن را به زیارت سایر معصومین (ع)، امامزادگان، اولیای الهی، مؤمنین و حتی قبور آنان تسری دهند. اما چنین به نظر میرسد این روایات و سایر روایات مبیّن فضل زیارت معصومین (ع) درصدد ترغیب دوستان اهل بیت (ع) به اصل زیارتند و کیفیت زیارت، در آنها مورد نظر نیست و از اطلاق و عموم آنها نمی توان چنین استحبابی را نتیجه گیری کرد. البته از برخی نصوص عام، مانند آیات دال بر لزوم تعظیم شعائر الهی و لزوم ابراز محبت به اهل بیت (ع)، می توان در اثبات افضلیت پیاده روی برای زیارت معصومین (ع) بهره برد. اما توجه به این نکته ضروری است که ویژگی خاص این دو امام بزرگوار (امیر مؤمنان و اباعبدالله)، پیاده روی به قصد زیارت ایشان را از پیاده روی برای زیارت سایر امامان معصوم ممتاز کرده است.
 
کلیدواژه‌ها

مقدمه

زیارت در لغت به معنای قصد دیدار کسی یا چیزی آمده و گفته شده در عرف، به این دیدار که به منظور احترام و بزرگداشت و انس گرفتن انجام میپذیرد، زیارت اطلاق میشود (طریحی، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۳۲۰). بنابراین مطابق با تصریح اهل لغت، در عرف به هر دیداری زیارت اطلاق نمیشود؛ بلکه «زائر» بر کسی صادق است که علاوه بر تصمیم به دیدار و اقدام به رفتن، انگیزه احترام و بزرگداشت مزور را نیز داشته باشد؛ وگرنه تنها از نظر لغوی زائر است.

اما در شریعت اسلامی، واژه «زیارت» در مواردی به کار رفته است که دیدار فرد (خواه در زمان حیات و خواه بعد از وفات) با انگیزه الهی صورت پذیرفته باشد و هدف از دیدار، احترام و بزرگداشت باشد؛1 به عبارت دیگر معنای این کلمه در کاربرد دینی خاصتر از اطلاق عرفی آن است.

مطابق با روایات مأثور از پیامبر اسلام۹ و امامان معصوم:، خداوند متعال فضایل بسیاری را در زیارت پیامبر اسلام۹ و اهل بیت گرامیشان، چه در زمان حیات و چه بعد از وفات آنان، قرار داده و نیز در روایات به زیارت برادر مؤمن و مسلمان و نیز اماکن مقدسی مانند مساجد سفارش شده است؛ برای نمونه ابینجران از امام محمد باقر۷ در فضیلت زیارت نبی مکرم اسلام۹ چنین نقل میکند:

قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَر۷ جُعْلِتُ فِداکَ ما لِمَن زارَ رَسُولُ اللهِ۹ مُتَعَمِّداً فَقالَ: لَهُ الجَنَّةُ. (کلینی، ١٤٠٧ق، ج٤، ص٥٤٨).

به امام باقر۷ عرضه داشتم: «فدایت شوم برای کسی که رسول خدا۹ را زیارت کند چه بهرهای هست؟» حضرت فرمودند: «بهشت نصیب اوست».

همچنین پیامبر گرامی اسلام۹ در پاسخ به پرسش امام حسین۷ درباره فضیلت زیارت پیامبر۹ و اهل بیت گرامیشان فرمودند:

یَا بُنَیَّ مَنْ زَارَنِی‏ حَیّاً أَوْ مَیِّتاً أَوْ زَارَ أَبَاکَ أَوْ زَارَ أَخَاکَ أَوْ زَارَکَ‏ کَانَ حَقّاً عَلَیَّ أَنْ أَزُورَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ أُخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ (همانجا).

فرزندم هرکس مرا در زمان حیات یا بعد از وفات زیارت کند یا پدرت یا برادرت یا خودت را زیارت کند بر من است که روز قیامت به دیدارش روم و او را از گناهانش برهانم.

در روایت دیگری حضرت امام صادق۷، در تعبیر بلندی، زیارت پیامبر اسلام۹ و امامان معصوم: را همردیف زیارت خداوند فوق عرش برشمرده و فرموده است:

قلتُ لأبی عبدالله۷ مٰا لِمَنْ زار رسول الله۹ قال: کَمَنْ زَارَ الله عَزَّ وَ جَلَّ فَوْقَ عَرْشِهِ قَالَ قُلْتُ فَمَا لِمَنْ‏ زَارَ أَحَداً مِنْکُمْ قَالَ کَمَنْ زَارَ رَسُولَاللهِ۹ (همانجا).

[هر کس رسول خدا را زیارت کند] مانند کسی است که خداوند را فوق عرش زیارت نموده است... . [هر کس هر یک از ائمه: را زیارت کند] مانند کسی است که به زیارت رسول خدا۹ رفته است.

همچنین وجود نورانی امام صادق۷ در مورد فضیلت دیدار برادر مؤمن به خاطر خدا فرمودهاند:

عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیٍّ النَّهْدِیِّ عَنِ الْحُصَیْنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ الله۷ قَالَ: مَنْ زَارَ أَخَاهُ فِی اللهِ قَالَ الله عَزَّ وَ جَلَّ إِیَّایَ زُرْتَ وَ ثَوَابُکَ عَلَیَّ وَ لَسْتُ أَرْضَی لَکَ ثَوَاباً دُونَ الْجَنَّةِ (همان، ١٤٠٧ق، ج٢، ص١٧٦).

هر کس به خاطر خدا به دیدار برادر مؤمنش برود، خداوند متعال به او چنین خطاب میکند: «به خاطر من او را زیارت کردی و پاداش آن بر عهده من است و من برای پاداش تو به کمتر از بهشت راضی نمیشوم».

گفتنی است در برخی روایات، از رفتن به مسجد به عنوان زیارت خداوند تعبیر
شده است.2

بررسی و نقد روایات مبیّن فضیلت زیارت

بیتردید از روایاتی که نقل شد و مانند اینها میتوان به استحباب زیارت پیامبر اسلام۹، امامان معصوم:، اولیای الهی، برادران دینی و سایر مواردی که با سند صحیح در مورد آنها نقل روایت شده است، رسید. روشن است زیارت به هر کیفیتی (پیاده یا سواره) انجام گیرد، موجب بهرهمندی زائر از فضیلت و ثواب زیارت میشود. اما ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا انجام دادن زیارت به صورت پیاده، فضیلت و ثواب بیشتری دارد و آیا در روایات، به پیادهروی برای زیارت پیامبر اسلام۹ و حضرات معصومین: سفارش خاصی شده است؟

در پاسخ به سؤالات مزبور باید بگوییم بر اساس روایات رسیده در باب زیارت خانه خدا، پیادهروی برای انجام دادن مناسک حج، فضیلت فراوانی دارد3 و سیره پیامبر اسلام۹ و امامان معصوم: بر پیاده رفتن به حج، استوار بوده است، تا آنجا که مطابق با برخی از نقلها، امام مجتبی۷، با وجود همراه داشتن مرکب، حدود بیست بار پیاده به حج رفتهاند.4 اما در عین حال در این روایات به این نکته مهم نیز اشاره شده که فضیلت پیاده رفتن به حج، مشروط به این است که باعث ضعف و کاهش توان برای انجام دادن عبادت و دعا نشود؛ و الا سواره حج گزاردن فضیلت بیشتری دارد.5 همچنین چنانچه قصد شخص از رفتن به حج به صورت سواره این باشد که مدت بیشتری را در مکه مقیم باشد، بر اساس این روایات، سواره به حج رفتن از پیاده رفتن، ارزشمندتر است.6

در روایات فراوانی که برای تشویق به زیارت امیر مؤمنان و اباعبدالله۸ رسیده نیز روایاتی وجود دارد که مضمون آنها اعطای ثواب فراوان بر هر گام در زیارت این دو امام همام است.7 با توجه به این روایات، برخی درصدد برآمدهاند استحباب پیادهروی برای زیارت این دو امام همام را اثبات کنند و این حکم را با کمک دیگر ادله، به زیارت سایر معصومین:، امامزادگان، مؤمنین و قبور آنها و نیز زیارت اماکن مقدس، تعمیم و تسری دهند (ر.ک: درگاهی، ۱۳۹۵، ص۹۵). اما به نظر میرسد این کار، ممکن و میسر نیست؛ زیرا از روایات چنین برداشت میشود که مقصود اصلی شریعت، اهتمام و توجه شیعیان و دوستداران اهل بیت: به زیارت ائمه معصومین: و به ویژه وجود نورانی امیر مؤمنان، علی۷ و امام حسین۷ است و کیفیت زیارت (پیاده یا سواره بودن) چندان مد نظر نیست، و به کار رفتن تعابیری چون وعده ثواب بر هر گام، یا کوتاه کردن قدمها در راه زیارت، از باب رعایت ادب و توجه دادن به مقام شامخ و بلند امامان معصوم: و تحریض و تشویق دوستدارانشان به زیارت آنان است و از این تعابیر، نمیتوان موضوعیت داشتن پیاده رفتن را استنباط کرد. ازاینرو جناب شیخ مفید= در اینباره روایتی را از امام صادق۷ نقل نموده است که حضرت ضمن سفارش فراوان به زیارت اباعبدالله۷، ثواب زیارت را به صورت سواره یا پیاده یکسان دانستهاند.8

علاوه بر اینکه اسناد روایات دال بر فضیلت زیارت به صورت پیاده در مورد امیر مؤمنان، علی۷ و امام حسین۷ دارای ملاحظات فراوانی است، تا آنجا که جناب شیخ مفید= در کتاب المزار، در بیان روایات دال بر فضیلت و ثواب زیارت اباعبدالله۷، بر خلاف رویه صاحب کامل الزیارات به ذکر روایاتی اکتفا کرده که سند قابل قبولی دارد (مفید، ۱۴۳۴ق، ص۳۰) و پذیرش روایات نقل شده در کتاب کامل الزیارات مبتنی بر قبول شهادت صاحب کتاب بر وثاقت رواتی است که از آنها نقل روایت کرده است. البته ممکن است افضیلت و برتری زیارت به شکل پیاده را بتوان با کمک نصوص عام اثبات نمود.

بنابراین بر اساس آنچه بیان شد، چیزی که اهمیت دارد، توجه و اهتمام دوستداران
اهل بیت: به زیارت ائمه: و به ویژه وجود نورانی امیر مؤمنان و امام حسین۸ است و چگونگی تشرف به زیارت چندان مورد توجه نیست.

ممکن است گفته شود با تمسک به نصوص عام و استفاده از اطلاق و عموم و مفهوم اولویت در ادله خاص، میتوان افضلیت پیادهروی برای زیارت معصومین: را نتیجه گرفت و حتی به سایر مصادیق زیارت نیز تسری داد. ازاینرو لازم است به بررسی امکان استفاده از اطلاق یا عموم ادله خاص یا مفهوم اولویت در این ادله، و نیز امکان استفاده از دلالت نصوص عام و تسری عمومیت آنها به تمام مصادیق زیارت بپردازیم.

استفاده از اطلاق، عموم و مفهوم اولویت در ادله خاص

بر اساس برخی روایات، از جمله روایتی که جناب شیخ صدوق= از امام رضا۷ نقل کرده است، خداوند متعال پاداشهای موعود برای زیارت اباعبدالله۷ را برای زائران دیگر امامان نیز قرار داده است: «قلت للرضا۷: ما لمن أتی قبر أحد من الأئمّه، قال: له مثل ما لمن أتی قبر أبی عبد الله۷. قلت: ما لمن أتی قبر الحسن۷؟ قال: مثل ما لمن أتی قبر أبی عبد الله۷» (صدوق، ۱۴۰۶ق، ص۹۸).

در این روایت، امام رضا۷ ثواب مزبور را برای زائران، چه سواره و چه پیاده، تضمین کردهاند و با توجه به اطلاق تنزیل در کلام امام۷ در جمله «له مثل ما لمن أتی...»، اثبات استحباب و فضیلت پیادهروی برای زیارت هر یک از امامان معصوم: با این روایت، ممکن است (ر.ک: درگاهی، ۱۳۹۵، ص۹۸).

اما در نقد این استدلال باید گفت مفاد روایت منقول از امام رضا۷ تنها اثبات ثواب زیارت اباعبدالله۷ برای سایر امامان معصوم:، با قطع نظر از چگونگی انجام دادن آن است. روایت، درصدد است دوستداران اهل بیت: را به زیارت آن بزرگواران ترغیب کند و به طور قطع میتوان گفت حضرت در این روایت در مقام بیان فضیلت پیادهروی برای زیارت نیستند تا بتوان از اطلاق کلام امام۷ در اثبات استحباب پیادهروی برای زیارت سایر معصومین: بهره برد.

ضعیفتر از این استدلال، استدلال به روایاتی همچون «من لم یقدر علی زیارتنا فلیزر صالحی موالینا یکتب له ثواب زیارتنا» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۹ـ۶۰؛ طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۱۱) برای تسری فضیلت پیادهروی به زیارت امامزادگان و صالحان و علماست؛ زیرا این روایت نیز در مقام بیان فضیلت پیادهروی نیست، و در مقام بیان نبودن در این روایت، روشنتر از روایت پیشین است. افزون بر اینکه این روایت، سند ضعیفی دارد.

و در نهایت، ضعیفترین استدلال، استناد به روایت «من مشی زائرا لأخیه فله بکل خطوه حتی یرجع الی اهله عتق مأه الف رقبه و یرفع له مأه الف درجه و یمحی عنه مأه الف سیئه» (صدوق، ۱۴۰۶ق، ص۲۹۳)، منقول از پیامبر اکرم۹ برای تسری فضیلت پیادهروی برای زیارت مؤمنان، به قبور آنان و قبور اولیای الهی به طریق اولویت است؛ زیرا:

اولاً: این روایت از سند قابل قبولی برخوردار نیست؛

ثانیاً: بر فرض پذیرش سند، در اختصاص این ثواب، زیارت قبور مؤمنین چه اولویتی بر زیارت خودشان دارد؟

ثالثاً: اثبات استحباب پیادهروی برای زیارت مؤمن با این روایت متعسر و بلکه ناممکن است؛ زیرا ظاهراً روایت درصدد بیان فضیلت دیدار مؤمنین با یکدیگر و ترغیب آنان به عملی است که باعث ایجاد صفا و صمیمیت و یکدلی در بین آنان میشود و تعبیر «مشی» در این روایت و امثال آن، مانند «من مشی الی المسجد» یا «من مشی الی مسجد من مساجد الله» که به وفور در کلام رسول گرامی اسلام۹ به چشم میخورد، برای تحریض و ترغیب مسلمانان به انجام دادن این اعمال صالح است و موضوعیت ندارد. آیا میتوان پذیرفت دیدار برادر مؤمن یا رفتن به مسجد به صورت سواره، بهرهمندی از پاداش وعده داده شده در روایت را در پی نخواهد داشت؟ آیا میتوان چنین حکم داد که کوتاه کردن گامها و در نتیجه افزایش آنها، باعث افزایش ثواب است و آیا این نحو ترجمه گفتار رسول گرامی اسلام۹ موجب وهن ایشان و کلامشان نیست؟

چنین به نظر میرسد که قول صحیح در ارتباط با این گونه کلمات صادر شده از
رسول خدا۹ و امامان معصوم: این است که این سخنان، ظهور دارد در اینکه برخی اعمال، از نظر ارزش و فضیلت، به گونهای هستند که بر انجام دادن هر لحظه آن اعمال، ثواب مترتب است و هدف از این شوه بیان ثواب، توجه و تنبه دادن مؤمنین به ارزش فوقالعاده عملی است که برای آن، چنین ثوابی نقل شده است تا قدر این اعمال را بشناسند و فرصتهای خیر را از دست ندهند.

نصوص عام و گستره دلالت نصوص

گفته شده که میتوان از عمومات و اطلاقات برای اثبات افضلیت پیادهروی برای همه مصادیق زیارت، بهره برد. عموماتی که مورد استناد قرار گرفتهاند، به قرار ذیل است:

۱. جناب شیخ حر عاملی برخی روایات عام را در باب «استحباب اختیار المشی فی الحج علی الرکوب» نقل کرده است که گفته شده میتوان از این روایات در اثبات استحباب پیادهروی برای هر عبادتی، از جمله زیارت قبور اولیای دین و اماکن مقدس، استفاده کرد. از جمله این عمومات، روایت امام صادق۷ است که فرمودهاند: «ما عبدالله بشیء أشد من المشی و لا افضل» (طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۱).

در پاسخ به این استدلال باید گفت:

اولاً: بر اساس تفاسیری که از سایر روایات صحیح به دست میآید، منظور از «مشی»، پیادهروی به سوی مسجد برای نماز و به قصد انجام دادن حج و زیارت خانه خداست (ر.ک: حرانی، ۱۴۰۴ق، ص۱۱۹؛ صدوق، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۶۳۰) و بنابراین نمیتوان آن را به هر عمل عبادی تسری داد. در مورد حج نیز گفته شد که استحباب پیادهروی به عدم ضعف از عبادت و دعا و عدم قصد اقامت در مکه مشروط است؛ و الا به جا آوردن حج به صورت سواره، فضیلت بیشتری دارد؛

ثانیاً: با قطع نظر از روایات مفسر و تمسک به اطلاق روایت، باید در نظر داشت در زمان صدور روایت، فضیلت پیادهروی در باب حج شایع، و مورد سؤال شیعیان و دوستداران
اهل بیت: بوده است و همین قرینه، مانع از تمسک به اطلاق روایات میگردد.

۲. در منابع روایی از پیامبر اکرم۹ حدیثی نقل شده که بسیاری از علما بدان عمل کرده و حتی آن را نزد فریقین مشهور و مورد عمل دانستهاند. در این حدیث، حضرت در پاسخ به این سؤال که «أی الأعمال أفضل؟» فرمودهاند: «أحمزها». گفته شده است با توجه به اینکه زیارت پیاده، سختتر از زیارتی است که به صورت سواره محقق شود، میتوان با استناد به روایت مزبور، افضلیت پیادهروی برای زیارت قبور مطهر و اماکن مقدس را اثبات کرد.

در اینباره باید گفت اثبات افضلیت پیادهروی در زیارت معصومین: با استناد به این روایت در صورتی ممکن است که اصل استحباب پیادهروی در زیارت آنان را بپذیریم؛ والا چنانچه قائل شویم اصل زیارت، با قطع نظر از چگونگی انجام دادن آن، مد نظر اهل بیت: و مورد سفارش آنان بوده است، نمیتوان به استحباب پیادهروی و افضلیت آن حکم کرد.

بله، مستفاد از روایت این است که هر اندازه زائر در مسیر زیارت و برای رسیدن به هدف زیارت متحمل مشقت بیشتری شود، از ثواب بیشتری برخوردار است. اما این بدان معنا نیست که چنانچه خود را نیز با پیادهروی برای زیارت به مشقت اندازد، زیارت او ثواب بیشتری خواهد داشت؛ به دیگر سخن، زیارت معصومین:، چه به صورت سواره و چه به صورت پیاده، مستحب و ارزشمند است. ولی اگر برای کسی طی مسافت به صورت سواره ممکن نباشد و ناچار شود قسمتی یا تمام مسیر را به صورت پیاده طی کند، قطعاً ثواب بیشتری خواهد داشت. اما این سخن به معنای استحباب و افضلیت پیادهروی برای زیارت معصومین: نیست؛ چه رسد که بخواهیم این افضلیت را به زیارت امامزادگان و سایر مصادیق زیارت نیز تسری دهیم.

۳. گفته شده عام قرآنی {وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ} (حج: ۳۲)، که تعظیم شعائر الهی را نشانه تقوای قلوب و تسلط پرهیزگاری بر دلها میداند، بر مطلوبیت تعظیم و بزرگداشت هر علامت و نشانه دین خداوند دلالت دارد و مسلّماً اولیای الهی از بزرگترین و بارزترین نشانههای دین الهیاند که وسیله ابلاغ دین و مایه گسترش آن در میان مردم بودهاند و یکی از طرق بزرگداشت، تکریم و تعظیم آنان، زیارت قبور مطهر ایشان با پای پیاده، همراه با حفظ حرمت و تکریم و صیانت از محرمات است؛ یعنی پیادهروی به سمت حرم اولیای الهی و اماکن مقدس، آن هم به صورت گروهی و انبوه، یکی از مصادیق بزرگداشت و تعظیم شعائر الهی است و ازاینرو دارای رجحان و فضلیت است (ر.ک: درگاهی، ۱۳۹۵، ص۱۰۴).

استدلال مزبور از بهترین استدلالهای مورد استناد در اثبات استحباب و فضیلت پیادهروی برای زیارت معصومین: محسوب میشود. اما به نظر میرسد پیادهروی برای زیارت امامزادگان یا اماکن مقدس، خصوصاً اگر انفرادی انجام گیرد، عرفاً مصداق تعظیم شعائر الهی به شمار نمیآید؛ افزون بر اینکه دلیل خاصی از شرع یا عرف، تعمیم مصداق شعائر الهی به امامزادگان و اماکن مقدس را پشتیبانی نمیکند.

همچنین به نظر میرسد تعظیم شعائر الهی در همه مصادیق آن، حتی نسبت به معصومین:، یکسان نیست و امروزه پیادهروی برای زیارت امیر مؤمنان و امام حسین۸ به عنوان مصداق تعظیم شعائر الهی، به دلیل ویژگیهای خاص این دو امام بزرگوار، از پیادهروی برای زیارت سایر معصومین: ممتاز شده است؛ چه اینکه در روایات معصومین: نیز تحریض و سفارش بیشتری به زیارت این دو امام صورت گرفته است و شاید رمز این تأکیدات فراوان، شاخص بودن این دو امام نسبت به سایر معصومین: از جهت مبارزه با حکام جور و تثبیت امامت و شهادت در راه خدا به نحوی متفاوت و جانگداز و لزوم توجه و تنبه دائمی دوستان اهل بیت: به اهداف مقدس قیام و شهادت آن دو امام بزرگوار باشد. البته این سخن بدین معنا نیست که زیارت به صورت پیاده در مورد سایر معصومین: ارزش و ثواب کمتری نسبت به این دو امام همام۸ دارد. بلکه سخن در این است که در زمان حاضر، پیادهروی برای زیارت امیر مؤمنان و امام حسین۸ مصداق بارزتری از تعظیم شعائر است و نمود بیشتری در مبارزه با عقاید انحرافی وهابیت و دشمنان سرسخت اهل بیت: دارد و میتواند نماد پررنگتری برای تعظیم اهل بیت: و پیروی از آنان محسوب شود. ازاینرو بدیهی است که ارزش ویژهای به عنوان تعظیم شعائر یافته است.

۴. گفته شده پیادهروی برای زیارت معصومین:، مصداق مودت به ذویالقربی است و در قرآن کریم، مودّت و مهرورزی به آنان، مزد رسالت پیامبر اعظم۹ دانسته شده است (شوری: ۲۳).

همان گونه که از استدلال مزبور پیداست، این دلیل درصدد اثبات افضلیت پیادهروی برای زیارت معصومین: است و نظری به سایر مصادیق زیارت ندارد. اما با وجود این در صورتی میتوان پیادهروی برای زیارت معصومین: را مصداق ابراز مودت و دوستی دانست که به صورت جمعی انجام گیرد تا بتواند نماد عشق و علاقه و پیوند قلبی محبان
اهل بیت: با ایشان باشد، و الا براساس روایات، صرف زیارت، خواه سواره و خواه پیاده، تجدید عهد با امام، و عمل به آیه {قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی‏} (حج: ۲۳)
محسوب میشود.9

همچنین همانطور که در مورد تعظیم شعائر بیان شد، با توجه به اینکه در روایات، به زیارت امیر مؤمنان و اباعبدالله۸ سفارش فراوان شده است، به همین منوال، اظهار مودت به ساحت این دو امام بزرگوار با زیارت به صورت پیاده، از اظهار مودت به سایر معصومینممتاز است.

نتیجه

۱. در بین روایات فراوان دال بر فضیلت زیارت امیر مؤمنان و اباعبدالله۸، روایاتی یافت میشود که در آنها برای بیان ثواب زیارت از تعابیری چون اعطای ثواب بر هر گام، استفاده شده است. ازاینرو برخی درصدد برآمدهاند تا استحباب پیادهروی برای زیارت این دو امام همام را از این روایات استفاده کنند و با کمک دیگر ادله، این استحباب را به زیارت سایر معصومین:، اولیای الهی، امامزادگان، مؤمنین و حتی قبور آنها و اماکن مقدس، تسری دهند.

اما به نظر میرسد اثبات این حکم در مورد زیارت امیر مؤمنان و اباعبدالله۸ و تسری آن به دیگر مصادیق زیارت، ممکن و میسّر نیست؛ زیرا از روایات چنین برداشت میشود آنچه اصالتاً در شریعت، مقصود است، اهتمام و توجه شیعیان و دوستداران اهل بیت: به زیارت ائمه معصومین: و به ویژه وجود نورانی امیر مؤمنان، علی۷ و امام حسین۷ است و کیفیت زیارت چندان مد نظر نیست، و به کار رفتن تعابیری چون وعده ثواب بر هرگام یا کوتاه کردن قدمها در راه زیارت، از باب رعایت ادب و توجه دادن به مقام شامخ و بلند امامان معصوم:، و تحریض و تشویق دوستدارانشان به زیارت آنان است و از این تعابیر نمیتوان موضوعیت داشتن پیاده رفتن را استنباط کرد. جناب شیخ مفید نیز روایتی را از امام صادق۷ در اینباره نقل کرده است که حضرت ضمن سفارش فراوان به زیارت اباعبدالله۷، ثواب زیارت را به صورت سواره و پیاده، یکسان دانستهاند.

۲. گفته شده با تمسک به نصوص عام و استفاده از اطلاق و عموم و مفهوم اولویت در ادله خاص، میتوان افضلیت پیادهروی برای زیارت معصومین: را نتیجه گرفت و حتی به سایر مصادیق زیارت نیز تسری داد.

اما به نظر میرسد استفاده از اطلاق و عموم و مفهوم اولویت در ادله خاص امکانپذیر نباشد؛ چراکه شرایط تمسک به اطلاق روایات، به دلیل در مقام بیان نبودن امام۷ نسبت به فضیلت پیادهروی برای زیارت، و وجود برخی قرائن حالی و مقالی، محقق نیست و به دلیل مخدوش بودن سند روایتی که از مفهوم آن، استحباب پیادهروی برای زیارت قبور مؤمنین اولویتگیری شده و نیز نبود هیچ گونه اولویتی در زیارت قبور مؤمنین نسبت به زیارت خود مؤمنین، امکان استفاده از دلیل اولویت در تسری حکم استحباب پیادهروی زیارت به سایر مصادیق، وجود ندارد.

۳. اثبات استحباب پیادهروی با استناد به نصوص عام قرآنی دال بر تعظیم شعائر و لزوم ابراز مودت به اهل بیت پیامبر۹ ممکن است، اما تعظیم شعائر الهی در همه مصادیق آن، حتی نسبت به معصومین:، یکسان نیست و امروزه پیادهروی برای زیارت امیر مؤمنان و امام حسین۸، به عنوان مصداق تعظیم شعائر الهی، به دلیل ویژگیهای این دو امام بزرگوار، از پیادهروی برای زیارت سایر معصومین: ممتاز شده است. همچنین با توجه به اینکه در روایات، به زیارت امیر مؤمنان و اباعبدالله۸ سفارش فراوان شده است، به همین منوال، اظهار مودت به ساحت این دو امام بزرگوار با زیارت به صورت پیاده، از اظهار مودت به سایر معصومین: ممتاز است.

منابع و مآخذ

* قرآن کریم

  1. ابن قولویه، جعفر بن محمد (۱۳۵۶ش). کامل الزیارات، تحقیق و تصحیح عبدالحسین امینی، نجف اشرف، دار المرتضویة.
  2. حرانی، حسن بن علی بن شعبه (۱۴۰۴ق). تحف العقول، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین.
  3. درگاهی، مهدی (۱۳۹۵). «حکم فقهی پیادهروی برای زیارت قبور اولیای الهی و اماکن مقدس»، پژوهشنامه حج و زیارت، سال اول، شماره دوم، پاییز و زمستان.
  4. صدوق، محمد بن علی بن بابویه (۱۴۰۶ق). ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دار الشریف الرضی للنشر.
  5. --------------------- (۱۳۶۲ش). خصال، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین.
  6. طریحی، فخرالدین (۱۳۷۵ش). مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی.
  7. طوسی، محمد بن الحسن (۱۴۰۷ق). تهذیب الاحکام، تحقیق و تصحیح حسن الموسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
  8. عاملی (شیخ حر)، محمد بن حسن (۱۴۰۹ق). وسائل الشیعه، تحقیق و تصحیح مؤسسة آل البیت:، قم، مؤسسة آل البیت:.
  9. ----------------------- (۱۴۱۴ق). هدایة الامة الی احکام الائمه:، تحقیق و تصحیح آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، گروه حدیث، مشهد، آستانه الرضویه المقدسه، مجمع البحوث الاسلامیه.
  10. فیض کاشانی، محمد محسن بن شاه مرتضی (۱۴۰۶ق). الوافی، اصفهان، کتابخانه امام أمیر المؤمنین علی۷.
  11. کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷ق). الکافی، تحقیق و تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الإسلامیة.
  12. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۷ق). مرآة العقول، تحقیق و تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، دار الکتب الإسلامیة.
  13. مفید، محمد بن محمد بن نعمان (۱۴۳۳ق). المزار، تحقیق و تصحیح احمد علی مجید الحلّی، قم، مکتبه علامه مجلسی.
  14. مشهدی، ابوعبدالله محمد بن جعفر (۱۴۱۹ق). المزار الکبیر، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، قم، نشر قیوم.
  15. 1. در مصادر روایی، واژه زیارت در مورد زیارت پیامبر۹ و امامان معصوم: و اولیای الهی، زیارت خانه خدا، دیدار مؤمنین، صالحین و مانند آن به کار رفته است.

    2صَفْوَانَ عَنْ کُلَیْبٍ الصَّیْدَاوِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ۷ قَالَ: مَکْتُوبٌ فِی التَّوْرَاةِ أَنَّ بُیُوتِی فِی الْأَرْضِ الْمَسَاجِدُ فَطُوبَی لِمَنْ تَطَهَّرَ فِی بَیْتِهِ ثُمَّ زَارَنِی‏ وَ حَقٌّ عَلَی الْمَزُورِ أَنْ یُکْرِمَ الزَّائِرَ (صدوق، ۱۴۰۶ق، ص۲۸).

    3أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ فِی الْمَحَاسِنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَکْرٍ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِیسَی بْنِ سَوَادَةَ عَنْ أَبِی الْمُنْکَدِرِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ۷ قَالَ: قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ مَا نَدِمْتُ عَلَی شَیْ‏ءٍ صَنَعْتُ نَدَمِی عَلَی أَنْ لَمْ أَحُجَّ مَاشِیاً لِأَنِّی سَمِعْتُ
    رَسُولَ اللَّهِ
    ۹ یَقُولُ مَنْ حَجَّ بَیْتَ اللَّهِ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعَةَ آلَافِ حَسَنَةٍ مِنْ حَسَنَاتِ الْحَرَمِ- قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا حَسَنَاتُ الْحَرَمِ‏- قَالَ حَسَنَةُ أَلْفِ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ قَالَ فَضْلُ الْمُشَاةِ فِی الْحَجِّ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیْلَةَ الْبَدْرِ عَلَی سَائِرِ النُّجُومِ وَ کَانَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ۷ یَمْشِی إِلَی الْحَجِّ وَ دَابَّتُهُ تُقَادُ وَرَاءَهُ (عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۱، ص۸۲).

    4وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ۷ عَنْ فَضْلِ الْمَشْیِ فَقَالَ: إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّی نَعْلًا وَ نَعْلًا وَ ثَوْباً وَ ثَوْباً وَ دِینَاراً وَ دِینَاراً وَ حَجَّ عِشْرِینَ حَجَّةً مَاشِیاً عَلَی قَدَمَیْهِ (همان، ۱۴۰۹ق، ج۱۱، ص۷۹).

    5وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ۷ إِنَّهُ بَلَغَنَا وَ کُنَّا تِلْکَ السَّنَةَ مُشَاةً عَنْکَ أَنَّکَ تَقُولُ فِی الرُّکُوبِ فَقَالَ: إِنَّ النَّاسَ یَحُجُّونَ‏ مُشَاةً وَ یَرْکَبُونَ. فَقُلْتُ: لَیْسَ عَنْ هَذَا أَسْأَلُکَ. فَقَالَ: عَنْ أَیِّ شَیْ‏ءٍ تَسْأَلُنِی؟‏ فَقُلْتُ: أَیُّ شَیْ‏ءٍ أَحَبُّ إِلَیْکَ نَمْشِی أَوْ نَرْکَبُ؟ فَقَالَ: تَرْکَبُونَ أَحَبُّ إِلَیَّ فَإِنَّ ذَلِکَ أَقْوَی عَلَی الدُّعَاءِ وَ الْعِبَادَةِ (همان، ۱۴۰۹ق، ج۱۱، ص۸۳).

    6وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ۷ فِی حَدِیثٍ أَیُّمَا أَفْضَلُ نَرْکَبُ إِلَی مَکَّةَ فَنُعَجِّلُ فَنُقِیمُ بِهَا إِلَی أَنْ یَقْدَمَ الْمَاشِی أَوْ نَمْشِی فَقَالَ: الرُّکُوبُ أَفْضَلُ (همان، ۱۴۰۹ق، ج۱۱، ص۸۲).

    7. مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ قَالَ وَجَدْتُ فِی کِتَابٍ کَتَبَهُ بِبَغْدَادَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الرَّازِیُّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الصَّیْمَرِیِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ۷ قَالَ: مَنْ زَارَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ۷ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً فَإِنْ رَجَعَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَیْنِ وَ عُمْرَتَیْنِ (همان، ۱۴۰۹ق، ج۱۴، ص۳۸۰).

    َحَدَّثَنِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ مُوسَی بْنِ بَابَوَیْهِ وَ جَمَاعَةٌ رَحِمَهُمُ اللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ جَابِرٍ الْمَکْفُوفِ عَنْ أَبِی الصَّامِتِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ۷ وَ هُوَ یَقُولُ مَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ۷ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْیَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیْتَ بَابَ الْحَائِرِ فَکَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ امْشِ قَلِیلًا ثُمَّ کَبِّرْ أَرْبَعاً ثُمَّ ائْتِ رَأْسَهُ فَقِفْ عَلَیْهِ فَکَبِّرْ أَرْبَعاً [فَکَبِّرْ وَ صَلِّ عِنْدَهُ وَ اسْأَلْ‏] وَ صَلِّ أَرْبَعاً وَ اسْأَلِ اللَّهَ حَاجَتَکَ (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۱۳۳).

    8حَدَّثَنِی أَبُو الْقَاسِمِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ وَ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْجَبَّارِ النَّهَاوَنْدِیِّ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرِ بْنِ أَبِی فَاخِتَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ۷: یَا حُسَیْنُ مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیّ۸ إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ حَطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ إِنْ کَانَ رَاکِباً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ حَطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةً حَتَّی إِذَا صَارَ فِی الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ فَإِذَا قَضَی مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِینَ حَتَّی إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ۹ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَکَ مَا مَضَی (مفید، ۱۴۳۴ق، ص۳۰).

    9أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا۷ یَقُولُ‏: إِنَّ لِکُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِی عُنُقِ أَوْلِیَائِهِ وَ شِیعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِیَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ‏ رَغْبَةً فِی زِیَارَتِهِمْ وَ تَصْدِیقاً بِمَا رَغِبُوا فِیهِ کَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۵۶۷).