مقدمه
خودسازی و تهذیب نفس از جمله مسائل مهمی است که بسیار مورد تأکید و توجه آیین مقدس اسلام قرار گرفته است و نقشی محوری و اساسی در رسیدن به مدارج عالی انسانی و کمالات دارد. قرآن کریم تزکیه و تهذیب نفس را عامل رستگاری و راه وصول به سعادت معرفی کرده است و فساد اخلاق را منشأ رذالتها و بدبختیها و مایه زیان میشناسد، و در سوره «الشمس»، پس از یازده قسم، استواری این ادعا را تبیین میکند: {قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّیهَا * وَ قَدْ خَابَ مَنْ دَسَّیهَا} (شمس، ۹-۱۰)؛ «فلاح و رستگاری از آن کسی است که نفس خویش را تزکیه کند و ناامیدی و حرمان از آن کسی است که نفس خویش را آلوده سازد». پس، از نظر قرآن، نفس انسان قابلیت تزکیه و نیز آلوده شدن را دارد و این دو با انتخاب و اختیار انسان انجام میشود: او اگر خواست، نفس خویش را پاکیزه قرار میدهد و اگر نخواست، آن را آلوده میسازد (مصباح یزدی، ١٣٩٢ش، ص ١٣٣-١٣٤).
قرآن کریم یکی از اهداف مهم از بعثت پیامبر اکرم۹ را تزکیه انسانها معرفی میکند، آنجا که میفرماید:
{لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبین} (آل عمران، ۱۶۴).
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [و به آنان نعمت بزرگی بخشید]، هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنها بخواند و آنان را پاک کند و به ایشان کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
آیات مزبور اهمیت و ضرورت خودسازی و تزکیه نفس را به خوبی نشان میدهند. منظور از خودسازی، شکل دادن و جهت بخشیدن به فعالیتهای حیاتی و تصحیح انگیزهها و در نظر گرفتن مقصد نهایی و سوگیری فعالیتها برای خداوند است؛ به عبارت دیگر، غرض از خودسازی، تنظیم کوششهای علمی و عملی و سوق دادن آنها به سمتی است که در رسیدن انسان به کمال حقیقی و فلاح و رستگاری، مؤثر باشد (مصباح یزدی، ۱۳۹۲ش، ص ۱۲۶).
از سوی دیگر، یکی از زیارتهایی که در منابع اسلامی به آن توجه و توصیه شده، زیارت اربعین امام حسین۷ است. در حدیثی از امام حسن عسکری۷ میخوانیم:
عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْإِحْدَی وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم» (مفید، ١٤١٣ق، ص٥٣)
نشانههای مؤمن پنجتاست: نماز ۵۱ رکعت، زیارت اربعین، انگشتر در دست راست کردن، پیشانی بر خاک مالیدن و بسمالله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
زیارت مخصوص اربعین امام حسین۷ نیز در منابع شیعی وارد شده است (از باب مثال: طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص ۱۱۳) و مستحب است زائر اباعبدالله الحسین۷ آن حضرت را در روز اربعین با آن زیارت کند.
یکی از سنتهای شیعیان که به ویژه در سالهای اخیر به شدت بر دامنه آن افزوده شده، پیادهروی اربعین امام حسین۷ است. این عمل با تأسی به حرکت پیاده جابر بن عبدالله انصاری از کنار فرات تا مرقد اباعبدالله الحسین۷ (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص ۳۲۹) انجام میگیرد. میلیونها نفر از عاشقان امام حسین۷، در ایام اربعین آن حضرت از کشورهای مختلف و با ملیتهای گوناگون، پیاده به سمت مرقد مطهر آن حضرت به راه میافتند تا امام خود را زیارت کنند. از سوی دیگر، میدانیم که فایده و نتیجه زیارت اماکن مقدس، به ویژه حرم اهل بیت: و علیالخصوص حرم امام حسین۷، در ثواب و اجر اخروی یا آمرزش گناهان خلاصه نمیشود؛ بلکه میتواند کارکردهای دیگری نیز داشته باشد. یکی از این کارکردها، تأثیر بر خودسازی زائران است. این مطلب درباره زیارت اربعین نیز صادق است. زائران امام حسین۷، که در ایام اربعین حسینی پیاده به سوی حرم آن حضرت در حرکتاند، علاوه بر بهرهمندی از ثواب اخروی و خشنودی خداوند و اولیای الهی، میتوانند در مسیر خودسازی و تزکیه نفس نیز حرکت کنند.
سؤالی که در اینجا مطرح میشود این است که پیادهروی اربعین امام حسین۷ چگونه بر خودسازی زائران تأثیر میگذارد؟ به تعبیر دیگر، پیادهروی اربعین از چه راههایی زائران را در امر تزکیه نفس یاری میکند؟ آگاهی از این مطلب، میتواند انگیزه و تلاش زائران را برای بهرهمندتر شدن از آن، بیشتر کند و بر تأثیرگذاری پیادهروی اربعین حسینی بر روح و جان زائران بیفزاید.
پیش از پرداختن به اصل بحث، توجه به دو نکته لازم به نظر میرسد:
۱. در این عمل عبادی، صرف پیمودن مسیر مهم نیست. آنچه به پیادهروی اربعین ارزش میدهد، نیت است. زائران اباعبدالله الحسین۷ با نیت خالص و برای اینکه مدت بیشتری در مسیر باشند و رنج سفر را بیشتر تحمل کنند، پیاده به زیارت میروند. به فرموده امام علی۷: «الثواب بالمشقّة»؛ «پاداش عمل به اندازه سختی و مشقت آن است» (آقاجمال خوانساری، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۲۲). دلیل مهمتر پیادهروی اربعین این است که زائران میخواهند شوق زیارت آن حضرت در وجودشان هر لحظه فزونی یابد و با آمادگی روحی کامل به زیارت امام حسین۷ مشرف شوند. این، چیزی است که به پیادهروی اربعین ارزش و بها میدهد. ازاینرو، زائران گرانقدر مراقب باشند نیت خود را به چیزهای دیگر آلوده نکنند؛ چراکه با این کار، از ارزش زیارت و تأثیرگزاری آن در روح و جان آنان کاسته میشود؛
۲. همان طور که گفتیم پیادهروی اربعین، عبادت بزرگی است و هرچه طولانیتر باشد، ارزش و بهای آن نیز بیشتر خواهد بود. بدین ترتیب، میتوان گفت این هنر نیست که انسان مسیر پیادهروی را با سرعت طی کند و هرچه سریعتر خود را به مرقد اباعبدالله الحسین۷ برساند. زائر اباعبدالله الحسین۷ در طول مسیر، هر لحظه خود را در کنار ضریح شش گوشه آن حضرت میبیند و در شهادت او اشک میریزد. لذا توصیه میشود زائر، اگر فرصت کافی دارد، مسیر را با تأمل بیشتر طی کند تا بهره بیشتری نصیب او شود و توشه بیشتری برای دنیا و آخرت خود برگیرد.
با توجه به نکاتی که بیان شد، پیادهروی اربعین، علاوه بر اجر و ثواب اخروی میتواند در تزکیه و خودسازی انسان نیز نقش فوقالعادهای ایفا کند. انجام دادن این عمل با این رویکرد، بهره و فایده زائر را از زیارت، بسیار بالا میبرد و زمینه تحول روحی و معنوی را در او فراهم میسازد. بر این اساس در این نوشتار به بررسی پیادهروی اربعین از منظر تأثیرگذاری آن بر خودسازی زائران میپردازیم.
تأثیرات پیادهروی اربعین در خودسازی زائران
۱. فراغ بال برای فکر و تأمل درباره خویشتن
دقت و تأمل در نفس و کارهای آن، در مسیر خودسازی و اصلاح خویش بسیار مهم است. بدون محاسبه نفس، آدمی از وضعیت خود آگاه نمیشود و خطاهای خود را نمیشناسد؛ در نتیجه به تدریج در گناهان و خطاهای خود غرق میشود و راه برونرفت از آن به روی او بسته میشود. ازاینرو در احادیث به محاسبه نفس توصیه شده و حتی بر حساب کشیدن روزانه از نفس، تأکید شده است. از امام کاظم۷ روایت شده که فرمود:
لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْهِ. (کلینی، ١٤٠٧ق، ج٢، ص٤٥٣)
از ما نیست کسی که هر روز از نفس خود حساب نکشد؛ پس از اگر کار نیکی انجام داده، از خدا طلب افزایش آن کند و اگر کار ناپسندی مرتکب شده، از خدا آمرزش بطلبد و به درگاه او توبه کند.
یکی از نتایج پیادهروی اربعین، فرصتی است که آدمی برای اندیشیدن درباره خود و محاسبه نفس پیدا میکند. انسان در این تفکرها، صفات خوب و بدش را شناسایی میکند، اعمال پیشین خود را مورد نظر قرار میدهد و برای اصلاح وضع خود تصمیم میگیرد؛ از خطاهای خود توبه میکند و بر تقویت کارهای نیک خود عازمتر میشود. بیجهت نیست که در حدیثی از رسول خدا۹ وارد شده که «فِکْرُ سَاعَةٍ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَة» (ابن ابیجمهور، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۵۷)؛ «یک ساعت تفکر از یک سال عبادت بهتر است».
این تفکر میتواند باعث تحول انسان شود و زندگی و سرنوشت او را دگرگون سازد. تفکر درباره خود و کارهای پیشین خود و محاسبه نفس در هنگام پیادهروی اربعین، میتواند چنین تأثیری بر انسان بگذارد. این گونه است که گاه افرادی را مشاهده میکنیم هنگام بازگشت از سفر زیارتی به مکه یا کربلا، انسان دیگری میشوند؛ زندگی خود را تغییر میدهند و مسیر دیگری در پیش میگیرند تا سعادت واقعی را به دست آورند. این تأثیر را میتوان در پیادهروی اربعین نیز دریافت. زائر اباعبدالله الحسین۷ در مسیر پیادهروی اربعین، با تفکر درباره خود، میتواند به این نتیجه منطقی دست یابد که وجود برخی خصوصیات اخلاقی یا رفتاری ناپسندی در او با اشتیاق و محبت او به امام حسین۷ سازگاری ندارد. نمیتوان عاشق اباعبدالله۷ بود و خصوصیات ناپسندی داشت. ازاینرو بر ترک آنها و اصلاح خود مصمم میشود.
۲. قطع دلبستگی به دنیا و کنار رفتن موانع خودسازی
یکی از روشها برای این کار، متبلور ساختن و شعلهور کردن محبتهای الهی و معنوی است. هنگامی که عشق خدا و اولیای الهی در قلب انسان مشتعل شود و بر وجود او پرتو افکند، محبت و احساس تعلق به دنیا و لذتهای آن، همگی رنگ میبازند و به کناری میروند و نور الهی در قلب آدمی جای میگیرد. در این حالت، محبت دنیا در دل زائر به شدت کاهش مییابد و لذا نمیتواند مانع کار خیر شود یا آدمی را به سمت گناه سوق دهد. بنابراین باید به دنبال موقعیتهایی گشت که در آنها انسان محبت خدا و اولیای الهی را در قلب خود احساس میکند و محبت دنیا را در کمترین حد ممکن مییابد.
پیادهروی اربعین اباعبدالله الحسین۷ چنین نقشی برای زائران ایفا میکند. آنان چنان در محبت خدا و شهید راه او غرقاند که به چیزی از دنیا نمیاندیشند و دنیا با همه زیباییهایش نزد آنان جایگاهی ندارد. آنچه در وجود زائران امام حسین۷ و پیادهروندگان اربعین آن حضرت موج میزند، محبت خدا و اولیای الهی به ویژه امام حسین۷، و در نتیجه حاکم شدن نور خدا و معنویت بر قلبهای آنان است. بر این اساس، یکی از کارکردهای پیادهروی اربعین امام حسین۷، تمرین قطع دلبستگی به دنیا و جایگزین کردن محبت خدا و اولیای الهی در قلب است. با این کار، موانع تزکیه نفس و خودسازی به کناری میروند و زائر میتواند خود را در مسیر خوشبختی واقعی ببیند.
۳. فراهم کردن فرصت یاد خدا
اساس در اخلاق اسلامی، توجه به خدا و اشتغال به یاد اوست، و اصولاً روح همه طاعات و عبادات و ارزشهای اخلاقی را یاد خدا تشکیل میدهد. از نظر اسلام، سرچشمه قدرت روحی و معنوی برای انسان و یگانه عامل سعادت و کمال او، توجه به خدا و اشتغال به یاد اوست؛ همچنانکه همه گرفتاریهای انسان و حتی همه رذایل اخلاقی و معایب روحی و امراض نفسانی او در غفلت از یاد خدا ریشه دارند (سادات، ۱۳۸۷ش، ص۴۶).
حقیقت ذکر، توجه قلبی انسان به ساحت قدس پروردگار است. اگر به ذکر لفظی نیز عنوان «ذکر» اطلاق میشود، از آن روست که ذکر لفظی از آثار ذکر قلبی است، یعنی گفتوگو کردن درباره چیزی، ناشی از یاد کردن آن در دل است؛ وگرنه ذکر حقیقی همان ذکر قلبی و توجه دل به سوی پروردگار است.
آیات و روایات بسیاری انسانها را به ذکر و بسیار یاد کردن خدا سفارش میکنند؛ مثلاً، در قرآن کریم میخوانیم:
{یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اذْکُرُواْ اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا، وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلا} (احزاب: ۴۲)؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، خدا را بسیار یاد کنید، و صبح و شام او را تسبیح گویید».
از رسول خدا۹ روایت شده که به اصحاب خود فرمودند:
أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ أَعْمَالِکُمْ وَ أَذْکَاهَا عِنْدَ مَلِیکِکُمْ وَ أَرْفَعِهَا فِی دَرَجَاتِکُمْ وَخَیْرٍ لَکُمْ مِنَ الدِّینَارِ وَالدِّرْهَمِ وَخَیْرٍ لَکُمْ مِنْ أَنْ تَلْقَوْا عَدُوَّکُمْ فَتَقْتُلُونَهُمْ وَیَقْتُلُونَکُمْ قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللهِ قَالَ ذِکْرُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ کَثِیرا (مجلسی، ١٤٠٣ق، ج٩٠، ص١٥٧).
آیا به شما نگویم که بهترین و پاکیزهترین اعمال شما نزد خدایتان چیست و درجات شما را بیش از هر چیز دیگر بالا میبرد و از درهم و دینار برایتان بهتر است و [حتی] از اینکه با دشمنان روبهرو شوید و بکشید و کشته شوید ارزشمندتر است؟ عرض کردند: «آری». فرمود: «خدای عزوجل را بسیار یاد کردن».
انسان ذاکر همواره خود را در پرتو نور خدا میبیند و از گزند شرّ در امان میماند و در نتیجه، به آرامش و آسایش روحی و روانی نایل میشود؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید:
{الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللأَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ} (رعد: ۲۸).
آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن [و آرام] است. آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد.
شخص ذاکر، توجه و عنایت خدا را به خود جلب میکند و همه خوبیها به سوی او سرازیر میشود و این، یعنی اوج کمال و سعادتی که برای انسان متصوّر است.
در مقابل، انسان از فراموش کردن یاد خدا به شدت نهی، و عواقب ناگوار آن به او گوشزد شده است؛ از باب نمونه در قرآن کریم میخوانیم:
{یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ} (منافقون: ۹).
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند، و کسانی که چنین کنند، زیانکاراناند.
به یقین، زیارت اهل بیت: از بزرگترین مصادیق ذکر است که خداوند نصیب بندگان خود میگرداند. اهل بیت عصمت و طهارت: بندگان مقرب درگاه خدایند که توجه به آنان، زیارت ایشان و توسل به درگاهشان، عبادت به شمار میآید و در این میان، پیادهروی اربعین جایگاه ویژهای دارد. گذشته از آنکه حرکت در این مسیر، خودْ ذکر است، زائران همواره زبان به یاد خدا و اهل بیت، به ویژه امام حسین۷، میگردانند و حسین حسین گویان، این مسیر را طی میکنند. بدین ترتیب، پیادهروی اربعین سراسر ذکر و یاد خدا و مقربان درگاه اوست و زائران در طول مسیر، همواره در ذکرند و از این کار، خسته نمیشوند. افزون بر اینکه دائمالذکر بودن را تمرین میکنند تا پس از بازگشت از زیارت نیز، در طول زندگی، با یاد خدا مشغول باشند و از ذکر الهی غفلت نورزند.
۴. تمرین صبر در برابر مشکلات و موقعیتهای دشوار
میدانیم که زندگی انسان در دنیا قرین با سختیها و مشکلات است و آدمی در ابعاد مختلف زندگی خود، اعم از فردی و اجتماعی، با مشکلات گوناگونی از قبیل نحوه زندگی، چگونگی کار و کسب درآمد، کیفیت روابط با دیگران، از دست دادن عزیزان، بیماری و مرگ، و... مواجه میشود و گاه چارهای به جز تحمل آنها ندارد. صبر در برابر مشکلات زندگی و سختیهایی که آدمی در موقعیتهای تنشزا با آن مواجه میشود و چارهای جز تحمل آنها ندارد، از فضائل برجسته اخلاقی است که نقش بیبدیلی در انسانسازی و سعادت ابدی آدمی ایفا میکند (حیدری، ۱۳۹۶ش، ص۹۴).
قرآن کریم در توصیه به صبر میفرماید:
{یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرینَ} (بقره: ١٥٣).
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از صبر [و استقامت] و نماز، کمک بگیرید؛ [زیرا] خداوند با صابران است.
همچنین امام علی۷ فرمود: «الصَّبْرُ أَحْسَنُ حُلَلِ الْإِیمَانِ وَ أَشْرَفُ خَلَائِقِ الْإِنْسَانِ» (آمدی، ۱۳۶۶ش، ص۲۸۱)؛ «صبر، نیکوترین جمال ایمان و ارجمندترین خوی انسان است».
در مقابل، هر گونه جزع و بیتابی در برابر سختیهای روزگار، اثری جز کاهش اجر فرد مبتلا و دشوارتر شدن تحمل سختیها ندارد. از امام باقر یا امام صادق۸ روایت شده که فرمود: «مَنْ لَا یُعِدَّ الصَّبْرَ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ یَعْجِزُ» «کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۹۳)؛ «کسی که صبر را برای [تحمل] مصیبتهای روزگار مهیا نکند، ناتوان گردد». امام صادق۷ یکی از ویژگیهای انسان مؤمن را صبور بودن در برابر سختیها معرفی کرده، میفرماید: «الْمُؤْمِنُ یُطْبَعُ عَلَی الصَّبْرِ عَلَی النَّوَائِبِ» (طبرسی، ۱۳۸۵ق، ص۲۳)؛ «مؤمن بر صبر در برابر سختیها سرشته شده است».
بدین ترتیب، افراد باید از طریق به کار گرفتن روشهایی، این خصلت بسیار پسندیده را در خود ایجاد و تقویت کنند و آن را در تمام مراحل زندگی خود به کار بندند. یکی از این روشها که خداوند مشخص کرده است و میتواند در کنار اجر و ثواب اخروی، مؤمنان را در تقویت روحیه صبر کمک کند، التزام عملی به برخی عبادات است. بعضی عبادات به گونهای هستند که نیروی صبر را در افراد تقویت میکنند؛ از باب نمونه روزه، که عمدتاً مشتمل بر امساک از خوردن و آشامیدن و تحمل سختی گرسنگی و تشنگی است، تحمل سختیها و مقاومت در برابر خواستههای نفسانی را به روزهداران میآموزد و از این طریق، خصلت صبر را در آنان تقویت میکند. ازاینرو میبینیم صبر در آیه {وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَکَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَی الْخاشِعینَ} (بقره، ٤٥)؛ (از صبر و نماز یاری جویید [و با استقامت و مهار هوسهای درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید] و این کار، گران است؛ جز بر خاشعان»، در روایات رسیده از معصومین:، به «روزه» تفسیر شده است (کلینی، ١٤٠٧ق، ج٤، ص٦٣؛ ابن بابویه، ١٤١٣ق، ج٢، ص٧٦).
از ویژگیهای مهم پیادهروی اربعین همین آمیختگی با سختیهاست. بسیاری از زائران پیش از حضور در پیادهروی اربعین با آسایش زندگی کرده و سختی چندانی نچشیدهاند. اما در اینجا وضع به گونه دیگری است. حرکت به صورت پیاده در مسیری نسبتاً طولانی که روزها به طول میانجامد، در زیر آفتاب سوزان و شبهای سرد و گزنده آن و استراحت در مکانهایی با حداقل امکانات، صبر و تحمل فراوانی نیاز دارد. در طول مسیر پیادهروی، هرچند بسیاری از شیفتگان اباعبدالله۷ به خدمتگزاری زائران مشغولاند و نهایت تلاش خود را میکنند، با این حال بسیاری از سختیها به جای خود باقی، و مایه تقویت روحیه صبر در افراد است.
۵. تمرین سادهزیستی و دوری از تجملات
تجملگرایی به معنای گرایش به زیبایی و جمال، امری طبیعی و فطری است؛ زیرا هر انسانی به کمال گرایش دارد و از نقص و کمبود گریزان است. همچنین از آنجا که خداوند جمیل است و جمال را دوست میدارد (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۴۳۸)، انسان نیز به طور طبیعی به جمال و زیباییها گرایش دارد؛ زیرا میخواهد خدایی شود و این تلاش انسان برای خدایی شدن، او را به زیبا بودن متمایل میسازد. در روایات اسلامی بارها و به اشکال گوناگون بیان شده که انسان باید خداگونه شود و اسما و صفات الهی را در خود ظهور و تجلی بخشد. به فرموده امام صادق۷: «إِنَّ الله تَعَالَی یُحِبُ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ وَیَکْرَهُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُس» (مجلسی، ١٤٠٣ق، ج٧٣، ص١٤١)؛ «همانا خداوند زیبایی و تجمل را دوست دارد و از فقر و فقیرنمایی بدش میآید».
اما آفت این خصلت خدادادی، افراط در تجمل است؛ به گونهای که فرد را به سوی گناهان و صفات ناپسندی از قبیل اسراف، ولخرجی و خودنمایی و تفاخر سوق دهد. این وضعیت، نهتنها مطلوب نیست، بلکه به دلیل پیامدهای ناگوار آن برای فرد و جامعه، امری نکوهیده و ناپسند است. اهل بیت عصمت و طهارت:، به عنوان بهترین انسانها، نهایت سادهزیستی را داشتند و حد اعلای آن را در زندگی خود رعایت میکردند. زندگی ساده و بدون تشریفات و تجملات پیامبر گرامی اسلام۹، الگویی برای همه مسلمانان طول تاریخ است. امام علی۷ در همین زمینه فرموده است:
پیامبر۹ روی زمین (بدون فرش) مینشست و غذا میخورد و با تواضع، همچون بردگان، جلوس میکرد. با دست خویش کفش و لباسش را وصله میکرد. بر مرکب برهنه سوار میشد و حتی کسی را پشت سر خویش سوار میکرد. پردهای را بر در اطاقش دید که در آن تصویرهایی بود. همسرش را صدا زد و گفت: «آن را از نظرم پنهان کن که هرگاه چشمم به آن میافتد، به یاد دنیا و زرق و برقش میافتم». او با تمام قلب خویش از زرق و برق دنیا اعراض کرد و یاد آن را در وجودش میراند. ایشان سخت علاقهمند بود که زینتها و زیورهای دنیا از چشمش پنهان گردد، تا از آن لباس زیبایی تهیه نکند و آن را قرارگاه همیشگی نداند و امید اقامت دائم در آن نداشته باشد. لذا آن را از روحش بیرون راند، از قلبش دور ساخت و از چشمش پنهان ساخت (شریف رضی، ۱۴۱۴ق، خطبه ۱۶۰، ص۲۲۸).
از سیره عملی پیامبر گرامی اسلام۹ در چگونگی برخورد با تجملات و دوری از زرق و برقهای دنیوی و تشریفات بیاساس به خوبی درمییابیم که تجملگرایی و رفاهزدگی، وابستگی آدمی را به دنیای فانی، زیاد میکند. وابستگی به دنیا نیز مانند باتلاقی است که اگر انسان در آن بیفتد، هر چه بیشتر در آن دست و پا زند، بیشتر فرو خواهد رفت، تا سرانجام هلاک گردد.
پیامبر گرامی اسلام۹ در اخبار غیبی خویش از آیندگان، به گرایش افراطی به سمت تجمل و رفاهزدگی اشاره، و عوارض نامطلوب آن را بیان کرده است؛ برای نمونه در حدیثی از آن حضرت آمده است:
به زودی بعد از من مردمانی میآیند که غذاهای لذیذ و رنگارنگ میخورند و بر مرکبها سوار میشوند و مانند زنان، خودآرایی و جلوهگری میکنند و هیئتشان، هیئت سلاطین متکبر و گردنکش است. آنان منافقان این امت در آخرالزماناند ... قبلهگاهشان زنانشان است و شرافت و شخصیتشان، پول و ثروت (مجلسی، ١٤٠٣ق، ج٧٤، ص٩٦).
بنابراین درمییابیم که تجملپرستی و رفاهزدگی، مانعی اساسی برای کامل شدن انسانی است که دنیا را محل گذر و کسب توشه آخرت میداند و به سبب آز و طمع خویش، هر چه به دنیا و تعلقات مادی آن وابستهتر شود، آلودگی او به دنیا و زخارف آن بیشتر میشود و در نتیجه، از امور معنوی فاصله خواهد گرفت و از انسانیت خویش تُهی خواهد شد و در سراشیبی هلاکت خواهد افتاد.
زائران اربعین اباعبدالله الحسین۷ که پیاده به سوی مرقد شریف آن حضرت حرکت کردهاند، در طول مسیر، تجملات و زیباییهای ظاهری را به یک سو مینهند و کاملاً از آن فاصله میگیرند؛ زیرا تنها چیزی که برای آنان مهم است، زیارت سیدالشهداست.
حرکت پیاده در طول مسیر، چهرهها را آفتابسوخته و خاکآلود، و لباسها را چرک و غبارآلود میکند. مکان خواب و استراحت معمولاً چادرهایی است که از حداقل تجملات ظاهری برخوردار نیست. اصولاً در آن وادی چیزی از تجمل و زینت دنیایی به چشم نمیآید و هیچ کس به فکر آنها نیست. هر چه هست، یاد خدا و اهل بیت:، به ویژه امام حسین۷ است و امور دیگر، ارزشی ندارند.
زائران اربعین اباعبدالله الحسین۷ در چنین فضایی تنفس و زندگی میکنند و با تمام وجود، آن را لمس و احساس مینمایند. بدین ترتیب، پیادهروی اربعین امام حسین۷ به زائران آن حضرت، درس سادهزیستی و دوری از تجملگرایی میدهد و بیشتر بها دادن به مسائل معنوی را به آنان میآموزد.
۶. تمرین زندگی بدون گناه
انسانها، به جز معصومین:، از گناه و معصیت مصون نیستند و ممکن است بر اثر وسوسههای شیطانی، غفلت، امیال نفسانی، و محبت دنیا، مرتکب گناه شوند. باید توجه داشت که صرف عبادت خداوند، بدون پرهیز از معاصی، نمیتواند در تعالی و صعود معنوی آدمی تأثیر واقعی بگذارد. معصیت، مخالفت حق است و پای انسان را به زمین ماده میبندد و به او اجازه سلوک و حرکت نمیدهد. امام صادق۷ فرمود:
إِنَّ الرَّجُلَ یُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ صَلَاةَ اللَّیْلِ وَإِنَّ الْعَمَلَ السَّیِّئَ أَسْرَعُ فِی صَاحِبِهِ مِنَ السِّکِّینِ فِی اللَّحْمِ (کلینی، ١٤٠٧ق، ج٢، ص٢٧٢).
همانا بنده گناهی میکند و به سبب آن از نماز شب محروم میشود. سرعت تأثیر کار بد در آدمی از سرعت تأثیر کارد در گوشت بیشتر است.
بنابراین اگر انسان به دنبال رسیدن به سعادت است و میخواهد خداوند را از خود خشنود نگه دارد، لازم است از همه گناهان اجتناب کند؛ چراکه گناه، نافرمانی خداوند است و روح را آلوده کرده، از وصول به کمال باز میدارد.
با این حال، هنگامی که آدمی به ارتکاب گناهی عادت کرده باشد، ترک آن عمل، بسیار دشوار و طاقتفرسا خواهد بود. برای آنکه آدمی بتواند نیروی درونی خود را برای پرهیز از گناه تقویت کند، نیازمند کمک و تمرین است. چنین کسی باید به دنبال موقعیتهایی باشد که تمایل او را به پرهیز از گناه تقویت کند و میلش را به ارتکاب گناه، از بین ببرد تا خود را تطهیر کند. یکی از این موقعیتها، پیادهروی اربعین امام حسین۷ است.
زائران اباعبدالله الحسین۷، در طول مسیر، به کاری جز یاد خدا و مقربان درگاه او، به ویژه امام حسین۷، مشغول نیستند. زمینه گناه در این مسیر برای آنها وجود ندارد یا در حداقل ممکن است. به جرئت میتوان گفت آنان به چیزی که نمیاندیشند گناه و معصیت است. بدین ترتیب، زائران اباعبدالله الحسین۷ در طول چند روز پیادهروی، فقط به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغولاند و زندگیای دور از گناه را تجربه و تمرین میکنند.
۷. تمرین زندگی بدون حقد و کینه
کینه، حالت دشمنی داشتن نسبت به دیگری است و معمولاً نتیجه خشم و غضبی است که فرد نتوانسته آن را اِعمال کند و در صورتی پدید میآید که انسان، عفو و گذشت و حلم نداشته باشد. در این صورت، آن خشم تبدیل به کینه درونی میشود و شخص کینهتوز منتظر فرصت و موقعیتی است که بتواند آن را عملی سازد و انتقام بگیرد. کینه، خصلتی به شدت منفی و زیانبار است. بعضی این دشمنی درونی را پنهان میکنند و بعضی قدرت کتمان ندارند و بالاخره به نحوی آشکارش میسازند.
کینه، آفات و عوارض سوء متعددی دارد؛ از قبیل قطع رابطه، آزار رساندن به دیگران با دشنام و غیبت و بهتان و استهزا. اگر هیچ یک از این عوارض بیرونی هم نباشد، همین که انسان کینهورز، دائم در رنج درونی باشد، برای عذاب او کافی است (محدثی، ۱۳۹۲ش، ص۴۲۷؛ شهید ثانی، ۱۴۰۹ق، ص۳۲۱-۳۲۲).
برای هر فرد مؤمن، که به خدای رحیم و بخشاینده ایمان دارد و به رسول اکرم۹ و اهل بیت بزرگوار ایشان معتقد است، سزاوار نیست که قلب خویش را جایگاه کینه سازد و خود و دیگران را به رنج افکند. امام علی۷ فرمود: «طَهِّرُوا قُلُوبَکُمْ مِنَ الْحِقْدِ فَإِنَّهُ دَاءٌ مُوبِئٌ» (آقاجمال خوانساری، ۱۳۶۶ش، ج۴، ص۲۵۶)؛ «دلهایتان را از کینه، پاک کنید؛ چراکه دردی کشنده و مهلک است».
بنابراین مؤمنان به هم کینه نمیورزند و از دشمنی با یکدیگر میپرهیزند. امام صادق۷ فرمود: «الْمُؤْمِنُ یَحْقِدُ مَا دَامَ فِی مَجْلِسِهِ فَإِذَا قَامَ ذَهَبَ عَنْهُ الْحِقْدُ» (ابن شعبه، ۱۴۰۴ق، ص۳۱۰)؛ «کینه مؤمن در همان مجلس است. وقتی از مجلس برخاست، کینهاش هم از بین میرود».
در مسیر پیادهروی زیارت اربعین اباعبدالله الحسین۷، زائران به دلیل توجه به مقام پرعظمت آن حضرت و تحت عنایات ایشان، در فضایی سرشار از معنویت سیر میکنند. گویی در عالمی دیگر با فرشتگان همراهاند و غیر از خوبی در آن وجود ندارد. در این حالت، افراد هیچ کینه و دشمنی یا کدورتی نسبت به دیگران در وجود خود احساس نمیکنند و در نتیجه از قلبی پاکیزه و بدون آلودگی بهرهمندند و از این جهت، احساس آرامش و آسودگی میکنند. حتی اگر قبلاً کدورتهایی از بعضی افراد داشتهاند، آن را از ذهن خود دور میکنند؛ چراکه آن موقعیت را بسی بالاتر از آن میدانند که به این گونه امور کمارزش بپردازند. بدین ترتیب، پیادهروی اربعین میتواند تمرینی برای زندگی بدون کینه و کدورت باشد؛ افزونبر اینکه زمینه را برای از بین بردن صفات ناپسند دیگری، مانند حسد و کبر، فراهم میکند.
۸. تمرین زندگی بدون تشخص
یکی از مسائل مطرح برای افراد جامعه، موقعیت اجتماعی آنان است. همه انسانها دوست دارند موقعیت اجتماعی مناسبی داشته باشند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند. افراد جامعه بر حسب شاخصهایی از قبیل وابستگی خانوادگی، شغل، ثروت و درآمد، و سطح تحصیلات، موقعیت و جایگاه اجتماعی خاصی دارند.
انسانها برخی موقعیتها و جایگاههای اجتماعی را ارزشمند تلقی میکنند و دارنده آن را محترم میشمارند و برخی دیگر را در سطح پایینتری ارزیابی میکنند و ارزش پایینتری برای دارنده آن قائل میشوند. این وضعیت گاه پیامدهای ناگواری دارد؛ برای مثال، برخی افراد برخوردار از موقعیت اجتماعی بهتر، خود را بالاتر از دیگران میشمارند و انتظار دارند دیگران به آنان احترام بگزارند و نیز برخی افراد با موقعیت اجتماعی پایین، از نوعی احساس خودکمبینی رنج میبرند و تلاش دارند، به هر قیمتی، موقعیت اجتماعی خود را، هرچند به صورت کاذب، ارتقا بخشند. در چنین فضایی است که بسیاری از رفتارهای نابهنجار اجتماعی شکل میگیرد؛ رفتارهایی از قبیل اشرافیگری، چشم و همچشمی، تجملگرایی، و ریخت و پاش و اسراف، در عدهای و در مقابل، رفتارهایی حاکی از حقد و کینه و دشمنی، مانند سرقت، اختلاس، ارتشاء و حتی قتل و آدمربایی، غالباً در عدهای دیگر با موقعیت اجتماعی پایین رخ میدهد. مشخص است که این معیار برتری و فرودستی، با مبانی دینی سازگار نیست. اسلام تنها تقوا را عامل برتری افراد بر یکدیگر میشمارد و به آن اعتبار میدهد آنجا که میفرماید:
{یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللهَ عَلیمٌ خَبیرٌ} (حجرات: ۱۳).
ای مردم، ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید [اما اینها ملاک امتیاز نیست؛ بلکه] گرامیترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست. خداوند دانا و آگاه است.
بدین ترتیب، اسلام، هرچند افراد را به احترام گذاشتن به دیگران به خصوص علما، مؤمنان، و بزرگان و رؤسای قوم و قبیله توصیه میکند، از سوی دیگر، جلوی خودبزرگبینی، فخرفروشی و تکبر را میگیرد و در تعالیم اسلام آموزههایی هست که با تبعیض مبارزه میکند و افراد را در یک صف در پیشگاه پروردگار قرار میدهد.
در کنار این امر، موقعیتهایی در جامعه وجود دارد یا رخ میدهد که تفکر تبعیض میان افراد بر اساس شاخصهای غیر دینی را رد میکند و انسانها را به سوی برابری و برادری و عدم تفاوت میان آنها، جز بر اساس تقوا، سوق میدهد؛ برای مثال، مناسک حج که با به تن کردن دو حوله احرام و انجام دادن کارهایی مشابه در کنار هم و در فضایی کاملاً مساوی برای همه برگزار میشود، در صدد زدودن این گونه شاخصهای نادرست برتری است.
افزون بر حج، میتوان از پیادهروی اربعین حسینی هم نام برد. در این مراسم بزرگ که میلیونها عاشق اباعبدالله الحسین۷، از همة قشرها، به سوی حرم مطهر حسینی در کربلا حرکت میکنند؛ از دارندگان برترین موقعیتهای اجتماعی تا پایینترین آنها در این مراسم حضور دارند، اما هیچیک از عناوین و سمتها و جایگاههای آنان نمود و بروزی ندارد. همه یک دل و یک زبان، حسین حسین گویان در حرکتاند و تلاش دارند بر تقوای خود بیفزایند. حتی بسیاری که مقام و منصب و جایگاهی در جامعه دارند، با تمام وجود در راه خدمتگزاری به زائران اباعبدالله الحسین۷ تلاش میکنند. آنان عنوان و جایگاه خود را پوشیده نگاه میدارند تا بهتر بتوانند به عبادت و عزاداری یا حتی خدمتگزاری به زائران بپردازند.
بنابراین، پیادهروی اربعین حسینی میتواند تمرین زندگی بدون تشخص و کنار گذاشتن عناوین و القاب اجتماعی باشد، تا آدمی حقیقت وجود خود را، آن گونه که هست، بنگرد و در نتیجه، برای اصلاح معایب خود بکوشد و موقعیت اجتماعی خویش را ملاک برتری نداند؛ بلکه تقوای الهی را معیار برتری افراد بر یکدیگر قرار دهد.
۹. سیل جمعیت، یادآور روز قیامت و صحرای محشر
قرآن کریم یکی از روشهای مؤثر در تربیت و خودسازی را یاد قیامت میداند. قرآن وقتی از پیامبران به عظمت و بزرگی یاد میکند، میفرماید یاد قیامت و سرای آخرت، آنان را به این مرتبت والا و منزلت عالی انسانی رسانید.
همچنین قرآن کریم علت تباهی و سقوط افراد گنهکار را فراموشی قیامت و روز حساب میداند: {إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب} (ص: ٢٦)؛ «کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی، به خاطر فراموش کردن روز حساب، دارند».
یاد مرگ و قیامت در تربیت و تهذیب روح انسان تأثیر فراوان دارد و در روایات بدان اشاره شده است. از امام صادق۷ روایت شده که فرمود:
ذِکْرُ الْمَوْتِ یُمِیتُ الشَّهَوَاتِ فِی النَّفْسِ وَ یَقْلَعُ مَنَابِتَ الْغَفْلَةِ وَ یُقَوِّی الْقَلْبَ بِمَوَاعِدِ اللهِ وَ یُرِقُّ الطَّبْعَ وَ یَکْسِرُ أَعْلَامَ الْهَوَی وَ یُطْفِئُ نَارَ الْحِرْصِ وَ یُحَقِّرُ الدُّنْیَا (مجلسی، ١٤٠٣ق، ج٦، ص١٣٢-١٣٣).
یاد مرگ، شهوتها را در نفس میمیراند و غفلت انسان را از بین میبرد و باعث قوت قلب انسان به وعدههای الهی میشود. طبیعت انسان را نرم میکند و هوس را میشکند و آتش حرص را خاموش، و دنیا را در نظر انسان، کوچک و حقیر میکند.
یاد قیامت یکی از عوامل مؤثر در وارستگی انسان است. کسی که معاد را فراموش نکند، پارسا و خودساخته خواهد بود؛ زیرا همه اعمال و رفتارش را تحت مراقبت ویژه قرار میدهد و تلاش همه جانبه دارد تا آنها را بر خشنودی خداوند استوار ساخته، در مدار شهوات، آرزوهای باطل و هوسهای شیطانی نگردد (جوادی آملی، ۱۳۹۱ش، ج۱، ص۲۲).
امیرالمؤمنین۷ به این نکته توجه داده و فرموده است:
هراسناکترین چیزی که میترسم دامنگیر شما گردد دو چیز است: پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز. اما زیان پیروی از هوای نفس آن است که راه حق و حقیقت را میبندد و اما زیان آرزوی طولانی آن است که سبب فراموشی آخرت خواهد شد (شریف رضی، ۱۴۱۴ق، ص۸۳، خطبه ۴۲).
بنابراین باید همواره به یاد قیامت و حساب و کتاب آن روز بود و خود را برای آن روز آماده کرد. در راهپیمایی اربعین حسینی، حضور در میان جمعیت انبوه عاشقان اباعبدالله الحسین۷ که به سوی کربلای معلا رواناند و نگاه به این جمعیت، آدمی را به یاد روز قیامت میاندازد که همه انسانها زنده، و در صحرای محشر حاضر میشوند تا اعمالشان محاسبه شود. آدمی خود را در صحرای محشر میبیند که از خاک بیرون آمده و باید در پیشگاه الهی پاسخگوی اعمال خود باشد. این امر، انسان را به فکر وامیدارد و او را به سوی تقوا و پاکدامنی و عمل صالح و پرهیز از گناه سوق میدهد.
۱۰. ارزش یافتن ازخودگذشتگی و خدمتگزاری به دیگران
در زندگی اجتماعی، کمک به همنوعان و خدمت به محرومان، اهمیت بسیاری دارد. این کار نشانه زنده بودن «روح انسانیت» در جامعه و افراد آن است. بعضی تنها «خود» را میخواهند و دوست دارند فقط برای رفاه و آسایش خود، کار کنند. بعضی هم لذتشان در خدمت به همنوعان است. یکی از طعام لذت میبرد و دیگری از اطعام.
در منابع حدیثی عنوانِ «قضاء حاجت مؤمن» زیاد به چشم میخورد و بسیار بافضیلت است؛ یعنی انسان نیاز برادر دینی خود را برآورد و کار او را راه اندازد و مشکلاتش را حل کند. این خدمت باید با قصد قربت و برای رضای خدا باشد تا ارزش داشته باشد. کسی که چنین توفیقی مییابد و میتواند به دیگران خدمت کند و نیاز آنان را برآورده سازد، باید قدر آن را بداند، خسته نشود و آن را نعمتی الهی بداند تا خدا هم آن را از وی نگیرد و به دیگری ندهد (محدثی، ۱۳۹۲ش، ص۲۰۱-۲۰۲). امام حسین۷ فرمود:
اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ إِلَی غَیْرِکُم (دیلمی، ١٤٠٨ق، ص٢٩٨).
بدانید که احتیاج مردم به شما، از نعمتهای خدا بر شماست. پس از آن نعمتها خسته نشوید تا به دیگری منتقل نشوند.
آنچه به این خدمتگزاری ارزش میدهد، اخلاص و برای خدا بودن است، بیآنکه فرد توقع جبران از دیگران داشته باشد یا برای این کار منت بگذارد و با منت نهادن، اجر خود را ضایع کند.
در پیادهروی اربعین بسیاری از عاشقان اباعبدالله۷ در قالب هیئات و موکبها به امر خدمتگزاری زائران مشغولاند و با جان و دل برای آنان آب، غذا، چای و ... تهیه میکنند. آنان برای آسایش زائران، خود از پیادهروی چشمپوشی کردهاند تا نیازهای آنها را برآورده سازند و از این طریق، خشنودی خداوند را به دست آوردند و به اجر اخروی نائل گردند. آنان این کار را کمتر از زیارت امام حسین۷ نمیبینند و ازاینرو، تمام تلاش خود را در این راه صرف میکنند. افزون بر این، خود زائران نیز در طول مسیر تلاش میکنند به ناتوانان کمک کنند و به یاری دیگران بشتابند. خدمتگزاری به دیگران در پیادهروی اربعین حسینی، صفت تواضع را در افراد گسترش میدهد، احساس خودبرتربینی را در وجود آنان از بین میبرد، زنگارهای گناه و نافرمانی را از قلب انسان میزداید و دل را صیقل میدهد و بدین ترتیب، تأثیر قابل ملاحظهای در خودسازی انسان دارد.
نتیجه
پیادهروی اربعین صرفاً عملی عبادی برای کسب ثواب اخروی نیست؛ بلکه فواید و کارکردهای فراتری دارد. از جمله آثار آن، میتوان به نقش آن در تزکیه نفس زائران اشاره کرد. پیادهروی اربعین حسینی یک دوره تمرین خودسازی و رعایت اسباب تزکیه نفس است که در آن، اسباب عبادت و بندگی و کسب خشنودی خداوند تا حد امکان، فراهم است و زمینههای گناه و نافرمانی تا حد امکان کم هستند. ازاینرو حرکت در مسیر تقوا و پرهیزگاری در دسترس است. البته وجود اخلاص در طول این عمل، زمینه بهرهمندی از فواید معنوی آن را فراهم میکند و در کنار آن، توجه و انگیزه زائران برای بهرهمندی از زیارت در امر خودسازی نیز ضرورت دارد. هر قدر زائران در این راه انگیزه بیشتری داشته باشند و اسباب آن را بیشتر رعایت کنند، در تزکیه نفس خود موفقتر خواهند بود.
به طور خلاصه، شیوههای تأثیرگذاری پیادهروی اربعین بر تزکیه نفس زائران عبارتاند از: فراغ بال برای فکر و تأمل درباره خویشتن، قطع دلبستگی به دنیا و کنار رفتن موانع خودسازی، فراهم کردن فرصت ذکر و یاد خدا، تمرین صبر در برابر مشکلات و موقعیتهای دشوار، تمرین سادهزیستی و دوری از تجملات، تمرین زندگی بدون گناه، تمرین زندگی بدون حقد و کینه، تمرین زندگی بدون تشخص، سیل جمعیت یادآور روز قیامت و صحرای محشر، و ارزش یافتن ازخودگذشتگی و خدمتگزاری به دیگران.
منابع و مآخذ
* قرآن کریم، ترجمه مکارم شیرازی.