مقدمه
روز بیستم ماه صفر هر سال مصادف است با اربعین شهادت سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین۷. این روز نزد شیعیان اهمیت بسزایی دارد. امام حسن عسکری۷ در حدیثی فرمودند:
عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ (طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۵۲).
مؤمن پنج نشانه دارد: پنجاه رکعت نماز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست داشتن، سر بر مهر نهادن و بلند گفتن بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.
بنا به فرموده امام۷، یکی از نشانههای انسان مؤمن زیارت اربعین است. در مورد این که منظور از واژه «زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ» چیست؟ حضرت آیتالله جوادی آملی میآورد:
مراد از زیارت اربعین، زیارت چهل مؤمن نیست؛ زیرا این مسئله اختصاص به شیعه ندارد و نیز «الف و لام» در کلمه «الاربعین»، نشان میدهد که مقصود امام عسکری۷، اربعین معروف و معهود نزد مردم است (جوادی آملی، ١٣٩٥ش، ص٢٢٧).
یعنی منظور از زیارت اربعین، زیارت کردن امام حسین۷ در روز چهلم شهادت ایشان است. اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانههای ایمان است؛ بلکه طبق این روایت، در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است.
اربعین امام حسین۷ از دیرباز میان شیعیان معتبر بوده است. شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد، که تقویم مورد نظر شیعه درباره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه و عبادت است، ذیل ماه «صفر» مینویسد:
در روز بیستم ماه صفر، حرم امام حسین۷ از شام به مدینه پیامبر۹ بازگشتند و این روز، روزی است که جابر بن عبدالله انصاری، صحابی رسول الله۹، برای زیارت قبر حضرت اباعبدالله۷، از مدینه به کربلا رسید. ایشان نخستین کسی است که قبر آن حضرت را زیارت کرد. در این روز، زیارت امام حسین۷ مستحب است و آن، زیارت اربعین است.
شیخ طوسی پس از این سخن، حدیثی را که در اول مقدمه بیان شد، آورده است و سپس متن زیارت اربعین را با سند خود از امام صادق۷ نقل کرده است.
زمان دقیق مرسوم شدن پیادهروی برای زیارت اربعین معلوم نیست. اما چنانکه گفته شد، شیخ طوسی، عالم بزرگ شیعی قرن پنجم، یعنی نزدیک به هزار سال پیش، درباره زیارت اربعین، مطالب یاد شده را در کتاب خود آورده است. ازاینرو میتوان گفت شیعیان از زمانی بسیار دور به حرمت این روز، زیارتنامه را میخواندهاند و اگر میتوانستند، مانند جابر، بر مزار امام حسین۷ گرد میآمدند و آن امام را زیارت میکردند. این سنت تا امروز در عراق با قوت برپاست و میلیونها شیعه عراقی و غیر عراقی در این روز بر سر مزار امام حسین۷ جمع میشوند.
سند زیارتنامه اربعین
چنانکه گذشت، شیخ طوسی در کتاب تهذیب الاحکام، که از کتب اربعه و از معتبرترین کتابهای حدیثی شیعه است، این زیارتنامه را نقل کرده است. شیخ طوسی سند زیارتنامه را نیز چنین نقل میکند:
أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَی بْنِ أَحْمَدَ التَّلَّعُکْبَرِیِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ مَعْمَرٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعَدَةَ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: قَالَ لِی مَوْلَایَ الصَّادِقُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی زِیَارَةِ الْأَرْبَعِینَ تَزُورُ عِنْدَ ارْتِفَاعِ النَّهَارِ وَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَی وَلِیِّ اللَّهِ... (طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۱۱۳).
ایشان مینویسد: «گروهی از یاران ما (شیعیان) این زیارتنامه را از هارون بن موسی تلعکبری برای من نقل کردهاند». طبق تحقیق مرحوم اردبیلی، بزرگانی مانند شیخ مفید و ابن غضائری جزء این «گروهی» هستند که برای شیخ طوسی حدیث را نقل کردهاند (اردبیلی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۸). ازاینرو گروه (جماعة) به لحاظ رجالی معتبر است.
راوی بعدی، «هارون به موسی تلعکبری» است. نجاشی1 و شیخ طوسی2 ضمن توثیق او، به جلالت و عظمت ایشان نیز گواهی دادهاند.
راوی بعدی «محمد بن علی بن مَعْمَر» است. شیخ طوسی در کتاب خود از وی نام برده و هر چند به توثیق ایشان اشاره نکرده است، بیان میدارد که وی شیخ اجازه جناب هارون بن موسی است.3 مرحوم مامقانی نیز میگوید شیخ اجازه بودن، دست کم به «حسن» بودن شخص دلالت دارد.4 ازاینرو میتوان وی را نیز راوی معتبری دانست.
راویان بعدی مشترکاً «علی بن محمد بن مسعده» و «حسن بن علی بن فضال» هستند؛ هر چند راوی اول مجهول است و سخنی در مورد وی گفته نشده، اما حسن بن علی بن فضال، فرد ثقهای است (طوسی، ۱۳۷۳ش، ص۳۵۴). ازاینرو مجهول بودن علی بن محمد بن مسعده ضرری به اعتبار سند نمیزند.
راوی بعد «سعدان بن مسلم» است. وی توثیق صریح ندارد؛ اما نجاشی گفته است صاحب کتابی بوده که گروهی آن را نقل کردهاند (نجاشی، ۱۳۶۲ش، ص۱۹۳). شیخ طوسی یکی از راویان اصلی وی را صفوان بن یحیی معرفی کرده است (طوسی، ۱۳۷۳، ص۲۲۶). در کتاب کافی نیز محمد بن ابیعمیر از وی روایت کرده است (کلینی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۱۷۸). با توجه به اینکه صفوان و ابن ابیعمیر تنها از افراد ثقه نقل حدیث میکردند، معلوم میشود که سعدان بن مسلم نیز ثقه است.
راوی آخر نیز «صفوان بن مهران» است که زیارت اربعین را از امام صادق۷ نقل کرده است. نجاشی وی را توثیق کرده است (نجاشی، ۱۳۶۵ش، ص۱۹۸).
با توجه به امامی و معتبر بودن راویان سند، معلوم میشود زیارتنامه اربعین امام حسین۷ از نظر علم رجال، دارای سند معتبر است.
آموزههای کلامی در فرازهای زیارتنامه
پس از بررسی و اثبات اعتبار سند زیارتنامه، به واکاوی آموزههای کلامی در محتوای زیاتنامه اربعین میپردازیم و آنها را در سه محور ارائه میکنیم.
محور اول: نشانههای امامت
راهها و نشانههایی که برای شناخت امام برحق از مدعیان دروغین این منصب الهی در زیارتنامه اربعین آمده است، عبارتاند از:
۱. تعلق به خاندان امامت
یکی از نشانههای امامت که در روایات آمده از خاندان نبی گرامی اسلام۹ بودن امام۷ است. علامه مجلسی مینویسد: «از شرایط امامت نزد امامیه، هاشمی بودن امام۷ است» (مجلسی، بیتا، ج۱، ص۴۱).
در زیارتنامه اربعین نیز، به عنوان فرزند رسول خدا۹ به ایشان سلام میکنیم و گواهی میدهیم که ایشان از نسل این خاندان پاک هستند:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ سَیِّدِ الْأَوْصِیَاءِ.
خدایا من گواهی میدهم حقیقتاً او (امام حسین۷) ولیّ تو و فرزند ولیّ تو است و برگزیده تو و فرزند برگزیده تو است... . سلام بر تو ای فرزند رسول الله۹، سلام بر تو ای فرزند سرور جانشینان (امام علی۷).
در ادامه، شهادت میدهیم که دیگر امامان: نیز از نسل امام حسین۷ هستند: «وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ»؛ «گواهی میدهم امامان، از فرزندان شما هستند».
به دلیل روایت پیامبر۹، که مورد پذیرش اهل تسنن نیز هست، بسیاری از مذاهب اسلامی، قریشی بودن امام۷ را قبول دارند. پیامبر اسلام۹ فرمود: «کُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ» (بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۹، ص۸۱).
۲. طهارت مولد
نشانه دیگری که در روایات برای شناسایی امام۷ بیان شده، این است که امام۷ باید از نسلی طیب و پدر و مادری طاهر متولد شده باشد. معاویة بن وهب میگوید: به امام صادق۷ عرض کردم: «نشان امام چیست؟» ایشان چند نشانه فرمودند؛ از جمله فرمود: «طهارة الولادة» (کلینی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۸۵). امام باقر۷ هم، ده نشانه برای امام۷ شمردند و نشانه اول را چنین فرمودند: «یولد مطهراً» (همان، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۳۸۸).
در زیارت اربعین در مورد این نشانه چنین گواهی میدهیم:
أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِی الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا... وَ اجْتَبَیْتَهُ بِطِیبِ الْوِلَادَةِ.
گواهی میدهم حقیقتاً شما نوری در تیرههای سرفراز و زهدانهای پاک بودید. جاهلیت با ناپاکیاش شما را نیالود و سیاهیها و تاریکیهای سخت نتوانست از لباسهایش بر شما بپوشاند... [خدایا،] تو او را به پاکی تولد برگزیدی.
۳. صاحب میراث پیامبران:
یکی از نشانههای شناخت امام۷، وجود میراث پیامبران: نزد امام بر حق است. پیامبر اسلام۹ به امام علی۷ فرمود: «أَنْتَ مُسْتَوْدَعُ مَوَارِیثِ الْأَنْبِیَاء»؛ (ابن بابویه، ۱۳۷۶ش، ص۳۰۶) «تو ودیعهدار میراث پیامبرانی». امام باقر۷ نیز، در ضمن بیان اوصاف امام۷، فرمود: «نَحْنُ مُسْتَوْدَعُ مَوَارِیثِ الْأَنْبِیَاء»؛ (همو، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۲۰۶)؛ «ما امامان کسانی هستیم که میراث پیامبران نزد ما به امانت نهاده شده است».
نقل کردهاند امام حسن۷ در لحظات آخر، مواریث پیامبران: را به امام حسین۷ تسلیم کرد (مسعودی، ۱۳۸۴ش، ص۱۶۵). وقتی هارون دستور داد تا امام موسی کاظم۷ را از مدینه بیاورند، امام فرزند خویش امام رضا۷ را خواند و مواریث پیامبران: را به ایشان به امانت سپرد (همان، ۱۳۸۴ش، ص۲۰۵).
در زیارتنامه اربعین نیز به این نشانه اشاره شده است، آنجا که امام صادق۷ میفرماید:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّک... وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ.
خدایا من شهادت میدهم که تو میراث پیامبران۹ را به او دادی و ایشان را، در زمره اوصیا، حجت بر خلقت قرار دادی.
۴. عصمت
یکی از مهمترین ویژگیهای امام۷، که در روایات و علم کلام شیعه بیان شده، عصمت است (مجلسی، بیتا، ج۱، ص۲۸۷). امام۷، از نظر متکلمان امامیه، همانند پیامبران و فرشتگان، باید معصوم، و از هر گونه پلیدی، پاک باشد. سرپیچی از فرمان الهی و ارتکاب معاصی (کوچک یا بزرگ، عمدی یا سهوی، و آشکار یا نهان) با تصدی منصب امامت، منافات دارد.
متکلمان شیعه، برای اثبات ضرورت معصوم بودن امام، ادله گوناگون عقلی و نقلی اقامه کردهاند که از میان ادله عقلی، به ذکر دو دلیل عمده و مهم، بسنده میکنیم:
دلیل اول: شرط حفاظت از شرع، عصمت است و حفاظت از شریعت، تنها به وسیله امام صورت میگیرد. ازاینرو امام باید معصوم باشد تا دین از خطر سقوط و انحراف، مصون بماند؛
دلیل دوم: اگر امام، معصوم نباشد، تسلسل لازم میآید؛ زیرا اگر امام خطا کند، برای رفع خطا باید به امام دیگر مراجعه کرد و اگر او هم معصوم نباشد، رجوع به امام دیگر لازم میآید و هیچ وقت خطا و اشتباه رفع نمیشود. اما تسلسل، باطل است. بنابراین وجود امام معصوم، ضروری خواهد بود.
دو ادله نقلی نیز به آیه تطهیر (احزاب، ۳۳) و حدیث ثقلین استناد میشود. در زیارتنامه اربعین، عصمت امام حسین۷ با مورد اطمینان خدا بودن و امانتدار خدا بودن ایشان بیان شده است:
أَشْهَدُ أَنَّکَ أَمِینُ اللهِ وَ ابْنُ أَمِینِهِ... وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ.
گواهی میدهم تو امانتدار الهی و فرزند امانتدار الهی هستی... و گواهی میدهم که تو امام نیکوکار، باتقوا، خشنود، پاک از فساد، هدایت کننده و هدایت شده هستی.
۵. افضلیت
دیگر ویژگی امام، برتر بودن او نسبت به دیگران است (مجلسی، بیتا، ج۱، ص۲۸۴). خداوند، کسی را به امامت منصوب میکند که از سایر مسلمانان، در علم و عمل، افضل باشد؛ زیرا عقل حکم میکند تقدیم مفضول بر فاضل و تقدیم یکی از دو نفر مساوی بر دیگری، قبیح است و صدور قبیح، از خدای تعالی ممتنع است. آیه ۳۵ سوره یونس نیز بر این مطلب دلالت دارد. برتر بودن امام از دیگران، در صفاتی همچون تقوا، سخاوت، حلم، رأفت و سایر صفات نیکو و مکارم اخلاق، امری مسلّم است.
در مورد افضلیت امام در زیارتنامه اربعین میگوییم:
السَّلَامُ عَلَی خَلِیلِ اللهِ وَ نَجِیبِهِ السَّلَامُ عَلَی صَفِیِّ اللهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ... وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ.
سلام بر دوست خدا و شرافتمند درگاهش. سلام بر برگزیده خداوند و فرزند برگزیدهاش... . خدایا، تو او را مهتری از مهتران، و پیشوایی از پیشوایان، و سوقدهندهای از سوقدهندگان قرار دادی.
۶. اعلمیت
اعلم بودن امام، از صفات معتبر در افضلیت است (مکارم شیرازی، ۱۳۸۵ش، ص۲۰۹). این اعلمیت، به علوم شرعی اختصاص ندارد؛ بلکه علوم غیر شرعی را هم در بر میگیرد؛ یعنی امام باید در امور غیر شرعی هم اعلم باشد؛ مثلاً باید در سحر و شعبده نیز اعلم باشد تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبدهبازان، سحر آنان را خنثا کند و حیلههای آنان را به مردم بنمایاند و از گمراه شدن مردم، جلوگیری کند.
اعتبار اعلمیت، از ناحیه عقل هم تصدیق میشود؛ زیرا اختیار نکردن اعلم، به معنای تقدیم مفضول است که قبیح خواهد بود. آیه ۹ سوره زمر نیز به همین مطلب اشاره دارد. امام باید علم مناظره با دیگران را بداند تا در برخورد با آنان که شبهه افکنی میکنند و میخواهند عقاید مردم را سست نمایند، پیروز شود و دین را از زوال، حفظ کند.
هنگامی که امام داناترین مردم باشد، سخن و رفتارش برای همه حجت خواهد بود. ازاینرو در زیارتنامه اربعین میخوانیم: «وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ ... وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیَا»؛ «خدایا تو او (امام حسین۷) را که از جانشینان پیامبرت است، حجت بر خلقت قرار دادی... و حجت بر اهل دنیا».
۷. ایمان (عبادت و زهد)
ایمان، مراتب مختلفی دارد که هر یک از مؤمنان، به اندازه کوشش و زحمتی که در اجرای اوامر الهی از خود نشان میدهند، آن مراتب را دارا میشوند. البته عمل و ایمان، ارتباطی طرفینی دارند؛ یعنی هر چه ایمان قویتر باشد، اعمال صالح بیشتری از مؤمن بروز میکند و از طرف دیگر، اعمال صالح، بر مراتب ایمان میافزاید.
امام باید از حیث مراتب ایمان، واجد بالاترین مرتبه باشد تا قلوب مؤمنان، مجذوب او گردد و از ارشاد و هدایت او سرپیچی نکنند و عظمت و شوکت او در دلها مستقر گردد و کسانی که به مراتب بالای ایمان دست یافتهاند نیز از فروتنی در برابر او، کوتاهی نکنند (جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۱ش، ص۱۶۹).
در مورد عبادت نیز شخصی که عبادت او بیشتر است، نزد خداوند، محبوبتر است. منظور ما از عبادت، هر عملی است که با در نظر گرفتن رضایت الهی انجام میشود. حال اگر کسی که عبادتش از دیگران بیشتر است امام نگردد، یا باید شخصی که با او مساوی است، امام گردد و یا کسی که در مرتبه پایینتر است، متصدی این امر شود.
در صورت اول، ترجیح بلا مرجح لازم میآید و در صورت دوم، ترجیح مرجوح لازم میآید که اولی، قبیح، و دومی، اقبح است. لذا عقل، حکم میکند که منصب امامت به دست کسی سپرده شود که عابدترین انسانهاست.
بسیاری از آیات قرآن، دل بستن به دنیا را تقبیح، و فریفتهشدگان آن را سرزنش کرده است و به آنان هشدار داده که در صورت اراده کردن دنیا، نصیبی از آخرت نخواهند داشت (ر.ک: حدید، ۲۳) دلبستگی امام جامعه مسلمانان به دنیا باعث بروز مفاسد زیادی خواهد شد؛ زیرا این کار، زمینه دلبستگی مردم را به دنیا فراهم خواهد کرد و کل جامعه اسلامی در سراشیبی سقوط، قرار میگیرد. لذا امام جامعه باید زاهد، بلکه ازهد باشد تا اهداف مقدس اسلام، در جامعه اسلامی تحقق یابد.
شخص ازهد، کاملتر و بافضیلتتر از شخص زاهد است و به همین دلیل، باید مقدم گردد؛ وگرنه تقدیم مفضول بر فاضل لازم میآید که عقلاً قبیح است.
در زیارتنامه اربعین به عبادت و زهد امام حسین۷ چنین گواهی میدهیم:
وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ... کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلَامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی.
و گواهی میدهم که تو امام نیکوکار، با تقوا، خشنود، پاک از فساد، هدایت کننده، هدایت شده هستی... حقیقتِ بروزیافته تقوا و نشانههای هدایت و دستاویز محکم.
۸. شجاعت
امام باید شجاعترین (اشجع) مردم جامعه باشد (مکارم شیرازی، ۱۳۸۵ش، ص۲۱۰). دفاع از کیان اسلام و حفظ حدود و ثغور آن، فداکاری و از خودگذشتگی میخواهد. لذا در شرع انور، امر به جهاد شده است و قرآن، مجاهدان در راه حق را بر آنان که از زیر بار جهاد، شانه خالی میکنند، برتری داده است .(نساء، ۹۶). جهاد و فداکاری، در سایه شجاعت و قوت قلب، حاصل میگردد و اگر امام جامعه، خود ترسو باشد، مسلماً امت هم ترسو خواهند شد و راه برای نفوذ عوامل بیگانه، باز میشود و از این رهگذر، آفات مختلفی دامنگیر جامعه اسلامی خواهد شد.
بنابراین لزوم شجاع بودن والی، امری بدیهی است که محتاج استدلال نیست. اما اشجع بودن، از آن جهت مطلوب است که اگر در میان جامعه اسلامی، کسانی باشند که از امام جامعه، شجاعتر باشند، مسلّماً دلهای مردم، از روی اخلاص، در پی امام جامعه نخواهد بود و هدف از امامت، که پیشوایی جامعه اسلامی است، محقق نخواهد شد. علاوه بر این، قبح تقدیم مفضول، ایجاب میکند که امام، اشجع باشد. ازاینرو در ابتدای زیارتنامه اربعین به شجاعت و شهادت امام حسین۷ توجه شده است:
السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلَامُ عَلَی أَسِیرِ الْکُرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ... عِشْتَ سَعِیداً وَ مَضَیْتَ حَمِیداً وَ مِتَّ فَقِیداً مَظْلُوماً شَهِیداً... وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللهِ وَ جَاهَدْتَ فِی سَبِیلِهِ حَتَّی أَتَاکَ الْیَقِینُ.
سلام بر حسین مظلوم شهید. سلام بر گرفتار غمهای نفسگیر و کشته اشکهای جاری... خوشبخت زندگی کردی و ستوده از دنیا رفتی و مظلوم و شهید و گمگشته درگذشتی... و گواهی میدهم که به پیمان الهی وفا کردی و در راهش جهاد کردی تا مرگت فرا رسید.
محور دوم: نقش امام
محور دوم زیارتنامه اربعین، پس از معرفی امام و ویژگیهای ایشان، بیان نقش امام در جامعه است.
۱. هدایت مردم
عواطف و افکار بشر ممکن است او را به غذا و مسکن و نکاح و لباس صالح برای زندگیاش و خلاصه به جلب منافع و دفع مضار و مکاره، هدایت کند. فکر اجتماعی بیش از این نیست که انسان را به استخدام ابزاری وادار کند که با آن، نیازمندیهای زندگی مادیاش را ـ از قبیل خوراک، پوشاک، نکاح، لباس و شئون مربوط به آنها ـ فراهم کند. اما این عواطف و افکار، هرگز او را به معارف الهی و رستگاری اخروی و رسیدن به رضای الهی و بهشت جاویدان راهنمایی نمیکند. ازاینرو مهمترین نقش امام، به عنوان رهبر و پیشوا، هدایت مردم به راه راست و دین حق است. امام در راه هدایت مردم از هیچ کوششی فروگذار نمیشود. به همین دلیل وقتی در زیارتنامه اربعین گواهی میدهیم که خداوند امام حسین۷ را رهبر و حجت قرار داد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ... وَ جَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ... وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ»، در پی آن گواهی میدهیم که آن حضرت تمام تلاش خویش را در این راه صرف کرد:
فَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ.
در دعوت به حق، سعی بلیغ کرد و عذری باقی نگذاشت و خالصانهترین پند و اندرز را در اختیار نهاد و خون دلش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از نادانی و سرگردانی گمراهی نجات دهد.
۲. حافظ دین
دیگر نقش مهم امام، نگهداری از دین راستین پیامبر اسلام۹ است. اسلام ناب در قلب امام۷ موجود است تا هرگز کسی نتواند ادعا کند که دین و معارف ناب الهی مخدوش شده و اصل آن دیگر وجود ندارد. مرحوم کلینی در کتاب کافی، بخشی دارد با عنوان «بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ: وَرَثَةُ الْعِلْمِ یَرِثُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً الْعِلْم» (کلینی، ۱۳۶۲ش، ج۱، ص۲۲۱). یکی از روایات این باب چنین است: امام صادق۷ فرمودند:
امام علی۷ دارای روش هزار پیامبر از پیامبران الهی۹ است و علم که با حضرت آدم۷ فرود آمد، بالا نرفت و عالمی از دنیا نمیرود که علمش از میان برود. بلکه علم به ارث برده میشود.
روایاتی از این دست نشان میدهد علم الهی که در قالب دینهای مختلف به بندگان ارزانی شده است، همه به امام هر زمان به ارث میرسد و قلب امام مخزن علوم الهی و ستون نگهدارنده دین الهی است. ازاینرو در زیارتنامه اربعین چنین گواهی میدهیم: «وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّین»؛ «گواهی میدهم که تو از پایهها و ستونهای دین هستی».
محور سوم: وظایف امت نسبت به امام
محور سومی که در زیارتنامه اربعین امام حسین۷ بدان پرداخته شده، وظیفه مردم در برابر امام۷ است.
۱. دوستی با دارندگان ولایت امام و دشمنی با دشمنان اسلام
یکی از مهمترین وظایف امت در برابر امام، قبول ولایت و امامت امام هر زمان است. مؤمن باید ولایت و سرپرستی امام را بر خود بپذیرد. همچنین از دشمنان او بیزاری بجوید. تولی و تبری دو فرع مهم در فروعات دین اسلام و از واجباتی در زمره نماز و روزه است. بلکه موضوع ولایت، مهمترین پایه در میان پنج پایه اسلام است که بیشترین دعوت به سوی آن بوده است.5 اگر کسی ولایت امام را نپذیرد، هرچه اعمال نیک هم که انجام داده باشد، ارزشی ندارد و مایه نجات او نمیشود.6
در زیارتنامه اربعین نیز به این امر مهم شهادت میدهیم و میگوییم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أُشْهِدُکَ أَنِّی وَلِیٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ»؛ «خدایا من تو را گواه میگیرم که حقیقتاً دوست کسی هستم که ولایت امام حسین۷ را پذیرفته است و دشمنم با کسی که با او دشمنی میکند».
۲. اعتقاد راسخ به حتمی بودن تحقق وعده الهی
خداوند در آیات متعدد وعده داده است که یاری کنندگان دینش را یاری کند (آل عمران، ۱۳ و ۱۵۰؛ انعام، ۳۴؛ انفال، ۲۶ و ۴۰ و ۶۲؛ توبه، ۱۴ و ۲۵ و ۶۰؛ و... )؛ مانند:
ـ (وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ) (غافر، ٤٠)
و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری میکند، یاری میدهد.
ـ (إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهاد) (غافر، ٥١)
ما به یقین، پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا و روزی که گواهان به پا میخیزند (آخرت)، یاری میدهیم.
ـ (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُم) (محمد، ٧)
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر [آیین] خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
در اینباره علاوه بر آیات مزبور، روایات فراوانی هم وجود دارد که نیازی به ذکر آنها نیست. با توجه به این وعده محکم و مؤکد الهی، یکی از اعتقادات ما این است که خداوند امام حسین۷ را یاری میکند؛ زیرا ایشان تمام هستی خود را برای دین الهی فدا کرد. به این اعتقاد راسخ نیز در زیارتنامه اربعین چنین گواهی میدهیم:
أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَکَ وَ مُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ.
گواهی میدهم خداوند وفا کننده به آن چیزی است که به تو وعده داده است و نابود کننده کسی است که تو را تنها گذاشت و عذاب کننده کسی است که تو را کشت.
۳. اعتقاد به غیبت امام
اعتقاد به غیبت امام زمان/ در عصر حاضر، یکی از ارکان عقیدتی در مذهب
اهل بیت: است. اندیشمندان شیعه برای اثبات غیبت امام مهدی/ هم از دلایل عقلی بهره گرفتهاند و هم به آیات و روایات متواتری که در این زمینه وجود دارد، استناد کردهاند. اولین منبع اثبات کننده غیبت، قرآن شریف است که ماجرای غیبت پیامبران الهی: مانند
حضرت ابراهیم۷ (مریم، ۴۴ تا ۴۹)، حضرت موسی۷ (قصص، ۲۰) و به ویژه
پیامبر اسلام۹ (انفال، ۳۰) را بیان کرده است. امام علی۷ فرمودند:
وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِله عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَکِنَّ الله سَیُعْمِی خَلْقَهُ عَنْهَا بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ إِسْرَافِهِمْ عَلَی أَنْفُسِهِمْ (نعمانی، ١٣٩٧ق، ص١٤١).
و بدانید که زمین از حجّت خدای عز و جل خالی نمیماند؛ ولیکن خداوند به زودی خلقش را از او، به دلیل ظلم و ستمشان و زیادهروی آنان درباره خودشان، نابینا میسازد.
امام باقر۷ فرمود: «إِنَّ الله إِذَا کَرِهَ لَنَا جِوَارَ قَوْمٍ نَزَعَنَا مِنْ بَیْنِ أَظْهُرِهِمْ»؛ (ابن بابویه، ١٣٨٥ش، ج١، ص٢٤٤). «هرگاه خداوند تبارک و تعالی همسایگی قومی را بر ما نپسندد، ما را از میان آنان بیرون میبرد». امام صادق۷ فرمود:
فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ یَکُونَ الله عَزَّ وَ جَلَّ یَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِیُوسُفَ أَنْ یَکُونَ یَسِیرُ فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَهُ (ابن بابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ج٢، ص ٣٤١).
پس چگونه این امّت انکار میکنند که خدای تعالی با حجّتش همان کند که با یوسف کرد، او در بازارهایشان راه میرود و بر بساط آنها پا مینهد، اما آنها او را نمیشناسند.
امام کاظم۷ فرمود:
إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتَّی یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَه (کلینی، کافی، ج۱، ص۳۳۶).
ناچار صاحب این امر، غیبتی کند که حتی معتقدان به او هم از آن برگردند. همانا امر غیبت، آزمایشی است از جانب خدای عز و جل که خلقش را با آن بیازماید.
امام جواد۷ فرمود: «إِذَا غَضِبَ الله تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِم» (کلینی، ١٣٦٢ش، ج١، ص٣٤٣)؛ «هرگاه خداوند تبارک و تعالی بر مردمش خشم گیرد، ما را از کنار آنان دور میکند».
با توجه به آیات قرآن و روایات فراوانی از این دست، شیعه معتقد است همواره امامی بر زمین وجود دارد که گاهی آشکارا و گاهی به صورت ناشناس و پنهانی، میان مردم زندگی میکند و بین آنها در رفت و آمد است.
در زیارتنامه اربعین نیز این عقیده را در قالب درود فرستادن بر امامان ابراز کرده و میگوییم:
صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَی أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ وَ شَاهِدِکُمْ وَ غَائِبِکُمْ وَ ظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ.
درود خداوند بر شما و بر روح شما و بر جسم شما و بر شاهد شما و بر غایب شما و بر آشکار شما و بر پنهان شما.
۴. اعتقاد به رجعت ائمه:
اعتقاد به رجعت نیز همانند اعتقاد به غیبت، از عقاید خاص شیعه است. شیعیان معتقدند هر مؤمن خالص و هر مشرک خالص، پس از ظهور امام دوازدهم/ زنده میشود و به دنیا برمیگردد (حلی، ۱۴۲۱ق، ص۱۰۷). روشن است که در صدر مؤمنان خالص، امامان: قرار دارند. ازاینرو رجعت امامان: مسلّم است. البته رجعت امامان: احادیث ویژهای نیز دارد. (همان، ۱۴۲۱، ص۱۰۷). رجعت نیز مانند غیبت است؛ یعنی هم برهان عقلی دارد (استحاله قسر دائم). هم مستند قرآنی دارد،7 هم دلیل روایی که تنها علامه مجلسی بیش از ۱۶۰ حدیث در مورد رجعت نقل کرده است (ر.ک: مجلسی، ١٤٠٣ق، ج٥٣، ص ٣٩ ـ ١٤٥).
به این اعتقاد روشن نیز در زیاتنامه اربعین گواهی میدهیم و میگوییم: «وَ أَشْهَدُ أَنِّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیَابِکُمْ مُوقِنٌ»؛ «و گواهی میدهم که من به شما ایمان دارم و به بازگشت شما به دنیا یقین دارم».
نتیجه
از آنچه گذشت روشن شد زیارت اربعین، که از نشانهای شیعه دانسته شده، زیارتنامهای مأثور است و با سندی معتبر از امام صادق۷ به ما رسیده است. واکاوی قسمتهایی از زیارتنامه اربعین نشان داد که بسیاری از آموزههای کلامی شیعه در این زیارتنامه جلوهگر است. این زیارتنامه ارزشمند هم به بیان نشانههای امام پرداخته و هم نقش امام را در جامعه بیان داشته و در قسمتهایی نیز وظیفه امت مؤمن را نسبت به امام بازگو کرده است. روشن است که آنچه در این نوشتار بیان شد، گوشهای از معارف عقیدتی مندرج در این زیارتنامه مأثور است که استعجالاً مرقوم شد و اگر آیندگان دقت مضاعفی کنند، قطعاً حقایق بسیاری از این کلام گهربار امام صادق۷ به دست خواهند آورد.
امید است خداوند به همه شیعیان مشتاق زیارت حضرت اباعبدالله الحسین۷ در روز اربعین، این سعادت بزرگ را نصیب کند و کسی از این سفره کرامت محروم نماند. همچنین با خواندن زیارتنامه اربعین بر معرفت خود به امامان: بیفزایند و با وظایف خود بیشتر آشنا شوند.
منابع و مآخذ
* قرآن