«فیالیتنى کنت معکم فأفوز معکم»؛[1]
پس اى کاش با شما بودم، تا با شما به رستگارى نایل مىشدم.
به تعداد دفعاتى که این فراز از زیارت وارث را مىخوانیم، به این مىاندیشیم که چه کسانى جزو این گروهند و به عبارت دیگر، چه کسانى در این ادعا صادقند؛ به طورى که اینان اگر در روز عاشورا حضور مىداشتند، از یاران امام شهیدان، امام حسین (ع) مىشدند و آن حضرت را یارى مىکردند؟ آرى، امروز هم مدافعان صادق حریم و حرم اهلبیت (علیهم السلام) نشان مىدهند که مدعیان صادقى براى این فراز از زیارت وارثند. یکى از این پیروان صادق نهضت حسینى، سردار شهید سید حمید تقوىفر است که در اعصار مختلف، بارها این دعا را زمزمه کرد. او از مؤمنان صادقى بود که به پیمان خویش با پروردگارش وفا کرد: (مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا)؛[2] در میان مؤمنان، مردانى هستند که بر سر عهد و پیمانى که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند؛ پس بعضى پیمان خود را به انجام رساندند [و در راه او به شهادت رسیدند] و بعضى دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلى در عهد و پیمان خود ندادهاند».
شهید سید حمید تقوىفر در 20 فروردین 1338 در روستاى «ابودیس» شهرستان کارون (کوت عبدالله)[3] متولد شد. تحصیلات ابتدایى و راهنمایى را در این منطقه محروم به پایان رساند و براى تحصیلات دوره متوسطه به دبیرستان سعدى اهواز رفت و در همان جا با شهید اسماعیل دقایقى، محسن رضایى و على شمخانى آشنا شد و به گروه «منصورون» پیوست[4] و گام در راه مبارزه با رژیم طاغوتى پهلوى گذاشت. با پیروزى انقلاب اسلامى و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، شهید تقوىفر به عضویت سپاه پاسداران درآمد و به انجام وظیفه پرداخت. وى در مبارزه با توطئههاى ضد انقلاب در اوایل پیروزى انقلاب اسلامى که با تحریک استعمارگران ناامنى و آشوب برپا مىکردند، نقش محورى در خوزستان داشت و به دلیل آشنایى با زبان عربى، نیروهاى گروه خلق عرب را که به عنوان ستون پنجم دشمن عمل مىکردند، شناسایى و دستگیر کرد.[5] از آغازین روزهاى حمله رژیم بعثى عراق به ایران اسلامى، براى دفاع از میهن اسلامى به جبهههاى نبرد شتافت و از پدرش نیز براى حضور در جبهه دعوت کرد و برادرانش را نیز تشویق به حضور در جبهه کرد و آنان نیز در جبهههاى نبرد حضور یافتند.
سرانجام سید نصرالله تقوىفر، پدر شهید تقوىفر در سال 1362 در عملیات خیبر به شهادت رسید و برادرش، سید خسرو تقوىفر نیز در عملیات والفجر 8 به خیل شهیدان پیوست. او تربیت شده مادرى بود که خود را رهرو حضرت زینب (علیها السلام) مىدانست. از این رو، در برابر شهادت همسر و فرزندش جز صبر و پایدارى، واکنشى نشان نداد. شهید تقوىفر پس از آغاز جنگ، در جبهه سوسنگرد واحد اطلاعات و عملیات را تشکیل داد و فرماندهى قرارگاه رمضان را نیز بر عهده گرفت.[6] با وجود سالها حضور در جبهههاى نبرد، شهید تقوى همچنان در صف منتظران شهادت بود و با پایان جنگ نیز در عهد و پیمان او تغییر و تبدیلى پدید نیامد.
سیره اخلاقى شهید تقوىفر
شهید تقوىفر زندگى ساده و بىآلایشى داشت و از تجملات دورى مىکرد. بیشتر روزها روزه مىگرفت. هنگامى که مسئولیتى بر عهده داشت، در استفاده ا ز امکانات بیتالمال به حداقل اکتفا مىکرد و با آنکه از سرداران سپاه بود، امّا از ماشین دولتى و راننده شخصى استفاده نمىکرد و با این که یک بار هم مورد سوء قصد قرار گرفته بود، امّا حاضر نشد از محافظ شخصى استفاده کند و معمولًا با موتور سیکلت یا وسایل نقلیه عمومى رفتوآمد مىکرد. در انجام مأموریت، سختکوش بود و اگر مأموریت یا دستورى به وى ابلاغ مىشد، مسئولان بالاتر مطمئن بودند که این کار به بهترین صورت انجام خواهد شد. در محل مأموریت و مسئولیت، مانند نیروهاى عادى کار مىکرد و اگر نیروها مشغول کار ساختمانى بودند، با اینکه فرمانده بود، همراه آنها کار مىکرد. کار ستادى و پشت میز نشینى را دوست نداشت و همواره در جبههها به دنبال کارهاى سخت بود و این روحیه را با گذشت سى و چند سال از پیروزى انقلاب، همچنان حفظ کرده بود. منصب، مقام، جایگاه و شخصیت ظاهرى برایش اهمیتى نداشت و با محرومان و پابرهنگان معاشرت مىکرد.
با پایان جنگ، شهید تقوىفر، فعالیت خویش را در سپاه قدس ادامه داد و سرانجام در سال 1390 از خدمت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بازنشسته شد؛ امّا پایان تعهد رسمى و ادارى سید حمید، پایان تعهد اخلاقى و اسلامى او نبود و روح تعهد و مبارزه با ظلم و ستم این بار او را عازم میدانهاى نبرد در فراسوى مرزها کرد. او به مرزهاى ظاهرى اعتقادى نداشت؛ زیرا اسلام مرز نمىشناسد و هر جا نام پیامبر (ص) و اهلبیت (علیهم السلام) طنینانداز است، آنجا سرزمین اسلام و تشیع است.
دست استکبار این بار از آستین خوارج زمان، یعنى گروههاى تکفیرى بیرون آمد و عناصر مزدور تکفیرى به مردم مظلوم عراق حمله کردند و به هتک حرمت حرمهاى اهلبیت (علیهم السلام) پرداختند. این بار هم سردار شهید سید حمید تقوىفر، قدم در میدان نبرد نهاد و براى دفاع از حرمهاى اهل بیت (علیهم السلام) رهسپار عراق شد. در عملیات سامراء که خمپارههاى داعش در حرم مطهر امامین عسکریین فرود مىآمد و سه روز طول کشید، با فرماندهى سردار تقوىفر داعش مجبور به عقبنشینى شد و منطقه پاکسازى گردید. سرانجام سید حمید تقوىفر در سامراء، در زادگاه امام عصر (عج) و در دفاع از حرمین مطهر، توسط عوامل تکفیرى داعش در تاریخ 6/ 10/ 1393 به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از انتقال به اهواز و تشییع باشکوه در شهر کارون در کنار پدر شهیدش به خاک سپرده شد.[7]
[1] . فراز آخر زیارت وارث..
[2] . احزاب، آیه 23..
[3] . این منطقه در گذشته جزء شهرستان اهواز بود..
[4] . ستاره عرفانى راد، در جستوجوى شهادت( یادنامه سردار شهید حاج سید حمید تقوىفر)، اداره کل حفظ آثار و ارزشهاى دفاع مقدس، اهواز، 1393، ص 9 و 74..
[5] . همان، ص 51..
[6] . همان، ص 11..
[7] . همان، ص 13..