درباره زیدیه
فرقه زیدیه بیش از آنکه یک نظام اعتقادى باشد، یک اندیشه سیاسى است که بر محور امامت مجتهدین عادل از اهلبیت نبوى استوار است.[1] این فرقه نام خود را از زید بن على بن الحسین (علیهم السلام) گرفته است که در جریان یک قیام نافرجام علیه هشام بن عبدالملک در سال 122 هجرى در کوفه به شهادت رسید.[2] زیدیان معتقدند پس از امامت على، حسن بن على، حسین بن على و زید بن على (علیهم السلام)، امامت به هر فاطمىنسبى (فرزندان حضرت زهرا (س)) که عادل، عالم و شجاع بوده و نیز با شمشیر در راه خدا و براى امر به معروف و نهى از منکر قیام کرده و همگان را به خود دعوت کند، مىرسد.[3]
مبحث امامت، یکى از وجوه ممیزه زیدیه از امامیه است. زیدیان معتقدند وقتى ثابت شد که یک نفر تمام ویژگىهاى امام را داراست، به حکم خدا، امامت او واجب و اطاعت او نیز واجب مىشود[4] و هر کس در این باره با وجود توانایى، کوتاهى کند، کافر است.[5]
این فرقه در نخستین انشقاق به سه فرقه جارودیه، سلیمانیه و صالحیه تقسیم گردید[6] و در قرن سوم و چهارم، در شمال ایران و یمن، سه فرقه قاسمیه، هادویه و ناصریه از آن منشعب شد. زیدیان در طول تاریخ قیامهاى متعددى در عراق، حجاز، مغرب، یمن و ایران علیه حکومتهاى جور داشتند که در تعدادى از آنها شکست خوردند و در مواردى به توفیقاتى دست یافتند. از جمله قیامهاى نافرجام زیدیان مىتوان به قیام زید بن على (ع) در کوفه، یحیى بن زید در خراسان[7]، نفس زکیه در مدینه، ابراهیم بن عبدالله در بصره، شهید فخّ در اطراف مکه و ابنطباطبا در کوفه اشاره کرد. دعبل خزاعى شاعر اهلبیت (علیهم السلام) در قرن سوم هجرى اشاره لطیفى به قیامهاى سادات حسنى و حسینى دارد:
مدارسُ آیاتٍ خَلَت من تلاوة
ومنزلُ وحى مُقفِر العَرَصاتِ
لآلِ رسولِ الله بالخیفِ من مِنىً
وبالرکن والتعریف والجمَراتِ
قبورٌ بکوفان وأخرى بطیبةٍ
وأخرى بفَخٍّ نالَها صَلَواتى
وأخرى بأرضِ الجَوزَجانِ مَحِلُّهُ
وقبر یبا خَمْرى لدى الغُرباتِ
وقبر ببغدادٍ لنفسٍ زکیّةٍ
تَضمّنها الرحمنُ فى الغُرُفاتِ
در مقابل این تحرکات نافرجام اما، تعدادى از قیامهاى زیدیان به پیروزى منجر شد و دولتهایى نیز در پى آن تشکیل شد؛ از جمله تحرکات آرام ادریس بن عبدالله در شمال آفریقا و در کشور مغرب (مراکش) استقبال مردم آن منطقه را در پى داشت و وى توانست حکومتى کوچک در سال 172 ق تشکیل دهد. حسن بن زید (م 270 ق) علوى در طبرستان با غلبه بر طاهریان در سال 250 ق موفق به تشکیل اولین حکومت شیعى در ایران گردید[8]. الهادى الى الحق (م 298 ق) در 284 هجرى اولین حکومت زیدى در یمن را تأسیس کرد و ناصر اطروش (م 304 ق) در 301 هجرى توانست بارى دیگر و پس از دوره فترت، حکومت علویان را در شمال ایران احیا کند.
بنابراین وسعت تاریخ زیدیه را مىتوان در جغرافیاى تاریخى قیام زیدیان در کشورهاى مختلف جستوجو کرد. حکومت زیدیه نهایتاً در کشور یمن استمرار یافت و تا قرن چهاردهم هجرى با فراز و فرودهایى همراه شد و همواره به عنوان یکى از مدعیان حکومت در یمن به شمار مىرفت. اما در سال 1382 ق و با کودتاى عبدالله بن سلال دوره فترتى طولانى را تجربه کرد[9] که اخیراً با تحرکات جریان الحوثى (انصارالله) در یمن و توفیقات بسیارى که در ماههاى اخیر به دست آورده است، دوباره به صحنه قدرت بازگشت.
تجمع سیاسى حوثىها در یمن
اهلبیت (علیهم السلام) از دیدگاه زیدیه
تعریف زیدیه از اهلبیت (علیهم السلام) با آنچه در امامیه از آن به اهلبیت یاد مىشود، متفاوت است. از دیدگاه امامیه، اهلبیت پیامبر (ص) منحصراً به معصومین (علیهم السلام) اطلاق مىشود، اما اهلبیت در زیدیه، همه ذریه حضرت زهرا (س) از هر دو شاخه حسنى و حسینى را در بر مىگیرد که برخى از این سادات به درجه امامت نائل مىشوند؛ مشروط بر اینکه قیام کنند و در راه دین خدا شمشیر بکشند.[10] بنابراین نگاه زیدیه به اهلبیت پیامبر (ص)، عامتر و وسیعتر است که مقیاس و محدودیت خاصى ندارد و تا قیامت مىتواند ادامه یافته و در هر مقطع تاریخى، یکى از اهلبیت پیامبر (ص) قیام کرده و رداى امامت را بر تن کند. پس هرگاه در زیدیه، از عنوان اهلبیت استفاده شود، اختصاص به افرادى محدود و خاص همچون امامیه ندارد.
تکریم اهلبیت توسط زیدیان
سادات بنىالزهرا (س) همواره نزد زیدیه از احترام خاصى برخوردارند. در طول تاریخ، هرگاه سیدى حسنى یا حسینى در هر نقطهاى پرچم امامت برافراشت، زیدیان از هر سوى خود را به وى رسانده و وى را یارى کردهاند. زیدیان با تمسک به حدیث ثقلین، خود را ملزم به تبعیت و تکریم اهلبیت پیامبر (ص) مىدانند[11]؛ چنانکه در قرن سوم هجرى وقتى «الهادى الى الحق» در یمن ادعاى امامت کرد، عده اى از زیدیان شمال ایران خود را به یمن رسانده و مطیع فرمان او شدند. این احترام و تکریم، هم در زمان حیات اهلبیت (بنابر تعریف زیدیه از اهلبیت) و هم پس از شهادت یا وفات آنان ادامه یافته و در ساخت قبور و بقاع بر مزار آنان تجلى مىیافت؛ مزاراتى که همواره مورد احترام زیدیان و مردم آن مناطق بوده است. در متون کهن زیدى، عباراتى یافت مىشود که نشاندهنده اهتمام آنان به بقاع و مزارات متبرک اهلبیت بوده است؛ عباراتى چون «و قبره مشهور مزور» یا «مشهده مشهور مزور» براى امامان زیدى در این منابع به کار رفته است.[12] این امر دلیلى بر شهرت و اهمیت مزارات و مقابر امامان در نزد زیدیه است؛ هرچند گروهى از زیدیان از قرن نهم هجرى به بعد، با زعامت ابنالوزیر (م 840 ق)، ابنالامیر (م 1182 ق) و محمد بن على شوکانى (م 1250 ق) گرایشات سلفى یافته و مریدان تفکر ابنتیمیه شدند که به «زیدیه سلفى» مشهورند. اینان با رویکرد عموم زیدیه در زیارت مزارات، بهویژه اهلبیت (علیهم السلام) مخالفند و تفکرات ابنتیمیه و محمد بن عبدالوهاب را ترویج مىکنند.[13] بر همین مبنا شوکانى در بخشى از کتاب «شرح الصدور» با رفع مقابر و زیارت اهل قبور مخالفت کرده و زائران را تکفیر مىکند.[14] البته این تفکر به مرور زمان، در میان زیدیه منزوى شد و در اقلیت ماند؛ چنانکه عموم زیدیه مانند امامیه به مزارات بزرگان دینى خود اعم از امامان، سادات و عالمان دینى اهمیت مىدهند.
بدرالدین الحوثى (م 1431 ق) رهبر معنوى جریان الحوثى در کتاب «زیارت القبور» به تعدادى از روایاتى که جریانهاى سلفى در نقد ساخت بنا بر مقابر نقل کردهاند، پاسخ داده است.[15]
زیدیه و زیارت قبور
زیدیان به دلیل رویکردى که دارند،[16] کمتر از امامیه به شعائر مذهبى اهمیت مىدهند؛ هرچند شعائر اهلبیت را پذیرفته و رد نمى کنند؛ لکن اهتمام خاصى به ظهور و بروز بسیارى از آنها ندارند. در طول تاریخ هم اگر زیدیان، سخن از احیاى شعائر اهلبیت به میان آوردهاند، مواردى چون جهر به بسمالله، آمین نگفتن پس از حمد،[17] ترک مسح بر خفّین، التزام به گفتن «حى على خیرالعمل» در اذان و اقامه[18] و مواردى از این دست بوده است. به طور طبیعى از زیدیان نباید انتظار داشت که هیئات مذهبى فعال داشته و در سوگ ائمه و به طور خاص در ایام محرم عزادارىهاى مبسوط و مفصل داشته باشند؛ بلکه در آن ایام به برپایى جلسات و ذکر فضایل اهلبیت و یادآورى وقایع بسنده مىکنند. به عبارتى، روضهخوانى، سینهزنى، راه انداختن هیئات مذهبى و آئینى در خیابان و جلوههاى عزادارى سنتى شیعه امامیه در زیدیه چندان مورد توجه نیست.
با این مقدمه مىتوان گفت که زیدیان در امر زیارت قبور نیز مُدلى متفاوت از شیعه امامیه و تعدیل یافته آن دارند؛ هرچند علاقه خود را براى زیارت مزارات مهم اسلامى و شیعى نشان مىدهند. زیارت قبر پیامبر (ص) در مدینه، نزد آنان همچون دیگر شیعیان و مسلمانان، جایگاهى معنوى و خاص دارد. این امر را مىتوان در کتب معتبر آنان مشاهده کرد. بدرالدین الحوثى در کتاب «زیارت القبور» به طور مفصل پیرامون بارگاه پیامبر اکرم (ص) و قبّه مبارکه ایشان سخن گفته و ضمن دفاع از آن، جسارت به حرم شریف را حرمتشکنى از صاحب آن بارگاه دانسته و زیارت آن قبر مبارک را حائز اهمیت شمرده است.[19] زیدیان همچنین نسبت به زیارت عتبات مقدسه در عراق، بهویژه امیرالمؤمنین على و امام حسین (علیهما السلام) علاقهمند بوده و با سفر به نجف اشرف و کربلاى معلّا، ارادت خود را به آن بزرگواران ابراز مىدارند؛ چنانکه در راهپیمایى اربعین 1436 ق هیئتهایى از زیدیان یمن نیز در این واقعه عظیم حضور داشتند.
جایگاه امام على بن موسى الرضا (ع) در اعتقادات زیدیه
در میان امامان شیعه اثنىعشرى، امام على بن موسى الرضا (ع) جایگاه رفیعى در اعتقاد زیدیه دارد. ازاینرو علاقه بسیارى براى زیارت بارگاه آن امام همام در بین زیدیان وجود دارد. کتاب صحیفه الامام الرضا (ع) از مهمترین منابع حدیثى در میان زیدیه است. در منابع زیدى به روایاتى در باب عظمت آن حضرت اشاره شده است. مجدالدین المؤیدى (م 1428 ق) از علماى بهنام زیدیه، به نقل از منصور بالله امام زیدیه در قرن هفتم هجرى، روایتى از رسول اکرم (ص) درباره امام رضا (ع) نقل کرده است. در این روایت، پیامبر اکرم مىفرماید: «پاره تن من در خراسان کشته خواهد شد. هیچ غُصّهدارى او را زیارت نمىکند، مگر آنکه خداوند در غصهها و گرفتارىهایش گشایش ایجاد مىکند و نه هیچ گناهکارى، مگر آنکه خداوند گناهان وى را مىآمرزد».[20]
در سالهاى اخیر و بهویژه در ماههاى گذشته که حضور زیدیان یمنى در ایران بیش از پیش بوده است، سفر به مشهد مقدس و زیارت قبر امام على بن موسى الرضا (ع) جزء برنامههاى ثابت آنان بوده است.
اهتمام زیدیه به ساخت بناهاى زیارتى
ساخت بقعههاى عظیم بر مزار امامان زیدى یا ترمیم بناهاى نامناسب توسط آنان سابقهاى دیرینه دارد. زیدیان بنابر سنتهاى شیعى بر مزار امامان خویش بناهایى عظیم مىساختند که از این بناها هنوز تعدادى به شکل سابق و کهن خویش باقى مانده است. از بقایاى این آثار که عموماً در استانهاى شمالى ایران قرار دارد، مىتوان دریافت که زیدیان تا چه اندازه به جلوه ظاهرى این بناها اهمیت مىدادند. سازههاى آجرى زیبا و باشکوه متعلق به قرون هشتم و نهم هجرى در مناطق کجور و آمل، از جمله این بناهاست. از عظمت این بناها چنین به نظر مىرسد که زیارتگاههاى مهم و معتبرى در عصر خود بودهاند. در سال 814 هجرى سیدعلى بن قوامالدین مرعشى از سران مرعشى طبرستان در بازدید از مزار ناصر کبیر (م 304 ق) هنگامى که با بقعه نامناسب ناصر مواجه شد، گفت: این عمارت لایق این سید نیست و دستور داد تا عمارت دیگرى بنیاد کنند.[21] پس به دستور وى بنایى در شأن این امام مشهور زیدى ساخته شد.
اهمیت بقاع در زیدیه، فقط مختص به ایران نیست؛ بلکه در کشور یمن نیز از اینگونه زیارتگاهها بسیار وجود دارد که از جمله مهمترین آنها، مقبره الهادى الى الحق در یمن با نام «جامع الامام الهادى» از شهرت و جایگاه ویژهاى برخوردار است. این بنا از زیارتگاههاى معروف زیدیه است که در شهر «صعده» در شمال پایتخت یمن واقع شده و عمارتى باشکوه دارد. زیدیان احترام ویژهاى براى این مزار قائل هستند.
جامع الامام الهادى در صعده یمن
مزارات مورد توجه زیدیان محدود به یمن نمىشود، بلکه بخش مهمى از تاریخ آنان را باید در عراق جُست. هرچند اطلاعات میدانى دقیقى از مزارات معتبر آنان در عراق وجود ندارد، اما با مطالعه تاریخ زیدیه در قرون نخستین اسلامى قاعدتاً مىبایست تعداد زیادى از شخصیتهاى مطرح این فرقه در عراق مدفون باشند. یکى از همین موارد مزار زید بن على (ع) در منطقه کفل کوفه است که مورد احترام زیدیان و مردم منطقه قرار دارد. البته این بنا در حقیقت مقام و یادمانى از زید شهید است؛ چراکه جسدى از وى باقى نماند و طبق شواهد تاریخى، جسد وى سوزانده و خاکسترش به رود سپرده شد.[22]
در جوزجان افغانستان نیز بارگاهى منسوب به یحیى بن زید شهید (م 126 ق) وجود دارد. این بناى عظیم که به احتمال زیاد مدفن واقعى یحیى بن زید است، مورد توجه بسیارى از مردم منطقه و البته زیدیانى است که به دلیل دشوارى سفر، از حضور در آنجا محروماند.
مزار یحیى بن زید در جوزجان افغانستان
در ایران نیز بقاع زیادى وجود دارد که به تاریخ و مذهب زیدیه مربوط مىباشد. مزار «مؤید بالله هارونى» در عباسآباد تنکابن و بقعه «ناصر کبیر» در آمل از شاخصترین این مزارات هستند. این بناها همواره در طول تاریخ مورد احترام عموم مردم بوده و به عنوان زیارتگاه زیدیان به شمار مىرفتند. با این حال بقعه ناصر کبیر تا چندى پیش در شرایطى نامساعد قرار داشت؛ لکن به دستور مقام معظم رهبرى تجدید بنا شد و مقبرهاى در شأن این شخصیت محبوب علوى ساخته شد که بسیار مورد توجه زیدیان قرار گرفت.
مزار مؤید بالله هارونى در عباسآباد تنکابن
بقعه ناصر اطروش در آمل پس از بازسازى
زیدیه امروزى و دغدغهاى دیرین
پس از سهولت رفت و آمد زیدیان به ایران در ماههاى اخیر، دغدغههایى از جانب آنان بیان شده است که یکى از مهمترین آنها شناسایى مزارات و مقابر امامان زیدیه در ایران بوده است. طبق شواهد معتبر تاریخى، تعداد زیادى از ائمه زیدیه در شمال ایران مدفون هستند که برخى شناخته شده و برخى ناشناختهاند. مزار «ابوالعباس حسنى» در آمل، «هادى حُقینى» در کلاردشت، «محمد بن زید» در آزادشهر گنبد، «ابوطالب هارونى» در گنبد و بسیارى از سران آلکیا در شمال ایران از جمله مقابر شناخته شده در ایران هستند که مورد توجه زیدیان قرار دارند. با این حال تعداد زیادى از آنها ناشناخته مانده یا مورد بىتوجهى واقع شدهاند. علاقه زیدیان براى بازدید و زیارت امامان مدفون خویش در ایران، مىتواند مقدمهاى براى همگرایى بیش از پیش دو فرقه مهم شیعى، امامیه و زیدیه باشد.
[1] . مهدى فرمانیان و سیدعلى موسوى نژاد، درسنامه تاریخ و عقائد زیدیه، ص 13.
[2] . هاینس هالم، تشیع، ترجمه محمدتقى اکبرى، ص 375.
[3] . فضیلت عبدالامیر الشامى، تاریخ الفرق الزیدیه بین القرنین الثانى و الثالث للهجره، ص 284.
[4] . عبدالله بن محمد الشاذلى، مجموع رسائل الامام الهادى الى الحق، ص 484.
[5] . ابوحاتم رازى، گرایشها و مذاهب اسلامى در سه قرن نخست، ترجمه على آقانورى، ص 141.
[6] . حسن بن موسى نوبختى، فرق الشیعه، ص 23- 24.
[7] . همان، ص 55.
[8] . ظهیرالدین مرعشى، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 130.
[9] . مهدى فرمانیان و سیدعلى موسوى نژاد، درسنامه تاریخ و عقائد زیدیه، ص 90.
[10] . حسن بن موسى نوبختى، فرق الشیعه، ص 52.
[11] . مجدالدین المؤیدى، التُّحف شرح الزُّلف، ص 48.
[12] . براى نمونه بنگرید به: حُمید بن احمد مُحلّى، الحدائق الوردیه فى مناقب ائمه الزیدیه، ج 1 ص 326 و ج 2 ص 42 و ص 78.
[13] . مهدى فرمانیان و سیدعلى موسوى نژاد، درسنامه تاریخ و عقائد زیدیه، ص 121- 133.
[14] . محمد بن على الشوکانى، شرح الصدور فى حل مشکله الاختلاف بین العلماء، ص 25- 26.
[15] . بدرالدین الحوثى، زیارت القبور(www .iraq .iraq .ir ).
[16] . مصطفى سلطانى، تاریخ و عقاید زیدیه، ص 38- 39.
[17] . حاکم جشمى، نخب من جلاء الأبصار فى کتاب أخبار ائمه الزیدیه، ص 128- 129.
[18] . ناصر اطروش، الإحتساب، ص 46.
[19] . بدرالدین الحوثى، زیارت القبور(www .iraq .iraq .ir ).
[20] .« قال رسول الله( ص):« ستقتل بضعه منّى بخراسان، ما یزورها مکروب إلّا نفّس الله کربتَه و لا مذنب إلّا غفرالله ذنبَه» مجدالدین المؤیدى، التُّحف شرح الزُّلف، ص 152.
[21] . ظهیرالدین مرعشى، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 265.
[22] . ابوطالب هارونى، الإفاده فى تاریخ ائمه الزیدیه، ص 62- 67