در نگاه حضرتعالى، ارزش زیارت به چیست؟
ارزش زیارت قبور، به اعتبار صاحب قبور که روح آن بزرگواران در عالم برزخ بدانها توجه دارند، مىباشد. در واقع، حضور باطنى است؛ یعنى زائر در باطن ذات و نفس خود با روح پیامبر (ص) و امام معصوم (ع) ارتباط برقرار مىسازد و خودش را بر آن انسانهاى برگزیده و بنده خاص خداوند عرضه مىدارد؛ چنانکه در زیارت بیتالله نیز زائر، نفس و باطن ذات خویش را بر صاحب بیت، یعنى خداى سبحان عرضه مىدارد. اصل استحباب و مرغوبیت زیارت قبور و مراقد پیامبر اعظم و امامان معصوم (علیهم السلام) و پاداشهاى اخروى و دنیوى که در شرع آمده، قابل تردید نیست؛ چون احادیث فراوانى در این باره آمده که به حد تواتر معنوى است. بیش از پانصد حدیث، تنها در جلد چهاردهم کتاب «وسائل الشیعه»، وارد شده است. با مطالعه جلد 100 و 109 کتاب «بحارالانوار» و کتاب «مستدرک الوسائل» و سایر کتابهاى حدیثى بیش از این نیز دیده مىشود.
آیا صرف حضور فیزیکى در این مراقد، این همه ارزش دارد یا این ارزشها براى آثار معنوى است که بر این زیارتها مترتب مىشود؟
در پاسخ صحیح به این سؤال باید به احادیث مربوطه، مراجعه و از راهنمایىهاى خود معصومین (علیهم السلام) استفاده کنیم. احادیث مرتبط با فضیلت و شرایط زیارت را مىتوان به چند دسته تقسیم نمود:
دسته اول، احادیث فراوانى است که در آنها به طور مطلق به زیارت معصومین (علیهم السلام) سفارش شده و از ثوابها و آثار دنیوى و اخروى مترتب بر آن خبر دادهاند. اکثر احادیث همین گونهاند.
دسته دوم، احادیثى است که علاوه بر آن، به ذکر حکمت و علل تشریع زیارت نیز اشاراتى دارند. در این قبیل احادیث نیز بخشى از روایات هست که عرفان و شناخت حق امامان را به عنوان شرط قبولى زیارت و ترتب آثار معرفى مىکنند. بیش از سى حدیث از این گونهاند. از باب نمونه:
امام صادق (ع) فرمود: «کسى که قبر اباعبدالله (ع) را زیارت کند، در حالى که عارف به حق او باشد، خداى متعال گناهان گذشته و آیندهاش را مىبخشد».[1]
امام رضا (ع) فرمود: «هر کس قبر حسین (ع) را زیارت کند، در حالى که عارف به حق او باشد، خداى متعال نام او را در اعلا علّیین ثبت مىکند».[2]
در این قبیل احادیث، گرچه به ضرورت شناخت و عرفان حق امام اشاره شده، ولى درباره تعیین مصداق و جنبههاى مورد شناخت آن حضرت چیزى نیامده است که زائران چه جنبههایى از امام را باید بشناسند و در زیارت مورد توجه قرار دهند تا به ثواب کامل زیارت نائل گردند؛ اگر چه در بعض احادیث بدین مطلب اشاره شده است.[3]
فلسفه تشریع زیارت به عنوان یک عبادت مستحب چیست؟
در رابطه با فلسفه تشریع زیارت به عنوان یک عبادت، مىتوان به امورى اشاره کرد که مهمترین آنها عبارتند از: برقرارى و تحکیم روابط بین شیعیان با یکدیگر از یک سو و بین آنان و امام زمانشان از سوى دیگر. ارزش و اهمیت چنین برنامهاى براى بقا و توسعه یک مرام و یک جمعیت بر کسى پوشیده نیست. در اینباره آثار دیگرى نیز منظور بوده که در آینده بدانها اشاره خواهد شد؛ اگرچه بالجمله از مراجعه به کتب حدیث و مزار چنین استفاده مىشود که ائمه اطهار (علیهم السلام) نسبت به زیارت، عنایت خاصى داشتهاند؛ به ویژه زیارت امام حسین و حضرت امام على و امام رضا (علیهم السلام) و در اینباره احادیث فراوانى وجود دارد که مىتوان گفت در حد تواتر معنوى و قطعىالصدور مىباشند؛[4] گرچه در بین آنها احادیثى وجود دارد که راویان آنها ضعیف یا مجهول یا مرسل (و بعضاًمجعول) مىباشند، ولى من حیث المجموع یقینآورند و نیازى به بررسى سندى ندارند؛ مگر در برخى از آنها که در بیان ثواب، به مطالب اغراقآمیزى اشاره شده که پذیرش آنها با آیات قرآن و احادیث قطعى الصدور و عقل سازگار نیست. در چنین مواردى باید به مبانى حدیثشناسى مراجعه کرد.
مقصود از «عارفاً بحقه» در احادیث زیارت چیست؟
احادیث مربوط بهزیارت بهدو بخش تقسیم مىشود:
مطلق و مقید: به احادیثى مطلق مىگوییم که در آنها ثوابهایى براى زیارت مقرر شده؛ بدون اینکه قید و شرطى در آن آمده باشد و اکثر احادیث همین گونهاند؛ اما احادیث مقید و مشروط عبارتند از احادیثى که در آنها براى ثواب زیارت، به قیود و شرایطى اشاره شده است؛ مانند جمله «عارفاً بحقه». در این قبیل احادیث که بیش از سى روایت هستند،[5] در ترتب ثوابها قید شده که زائر باید عارف به حق زیارت شونده باشد.
بر طبق مبانى حدیثشناسى با اینگونه قیود، احادیث مطلق، مقید و مشروط مىشوند؛ یعنى زائر در صورتى زیارتش قبول مىشود و مىتواند انتظار ثوابهاى مقرر را داشته باشد که حق پیامبر و امام را بشناسد و به عنوان اداى حق و انجام وظیفه او را زیارت کند. بنابراین، زائر باید سعى کند حق زیارتشونده را بشناسد؛ آنگاه به زیارت برود؛ ولى در این دسته از احادیث، در این رابطه توضیحى نیامده است.
در تعدادى از همین احادیث، درباره حق زیارت شونده نیز توضیحاتى آمده است؛ براى نمونه: «حمزة بن حمران» از حضرت صادق (ع) نقل کرده که فرمود:
«یکى از فرزندان من در سرزمین خراسان در شهر طوس به قتل مىرسد؛ هر کس او را زیارت کند، در حالى که عارف به حق او باشد، من در قیامت با دست خودم او را داخل بهشت مىکنم؛ گرچه اهل گناه هم باشد. راوى عرض کرد: فدایت شوم! عرفان حق او به چه معناست؟ امام فرمود: یعنى او را امام و واجب الاطاعة بداند».[6]
نیز امام رضا (ع) فرمود:
«امام، پیمانى بر گردن دوستان و شیعیانش دارد و یکى از لوازم وفاى به پیمان، زیارت قبور آنان مىباشد. پس هر کس آنان را زیارت کند، در حالى که شوق به زیارت دارد و تصدیق مىکند به آنچه آنان دوست دارند، امامانشان در قیامت از آنان شفاعت خواهند کرد».[7]
امام باقر (ع) نیز مىفرماید:
«به مسلمانان امر شده که به زیارت این سنگها (کعبه و حجرالاسود) بروند سپس نزد ما بیایند و مراتب ولایت خودشان را بر ما عرضه بدارند و به ما وعده نصرت بدهند».[8]
گفته شد که زیارت پیامبر اعظم (ص) در صورتى پذیرفته مىشود که زائر، حقوق او را بشناسد و ملتزم به آن باشد. حقوق پیامبر خدا بر عهده امت چیست؟
براى شناخت حقوق پیامبر (ص) باید از آیات و احادیث استفاده کنیم. از این رو به چند آیه اشاره مىکنیم:
قرآن مىفرماید:
«اى مومنان! از خدا و پیامبر و اولواالامر اطاعت کنید، اگر به خدا و قیامت ایمان دارید. در مواردى که در چیزى تنازع و اختلاف نظر داشتید، در حل آن به خدا و رسول مراجعه نمایید. این بهتر و سرانجام نیکوترى دارد».[9]
در آیه دیگرى مىفرماید:
«در دین شما، بر آنچه به نوح سفارش کرده بود مقرر داشت و نیز آنچه به تو وحى کردهایم و آنچه به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کردهایم که دین را بر پا دارید و در آن اختلاف نکنید».[10]
در آیهاى دیگر به پیامبر اکرم گفته مىشود: به مؤمنین بگو: «من در رسالتم مزدى از شما نمىخواهم، جز مودت با خویشان نزدیکم».[11]
از این آیات چند مطلب مهم استفاده مىشود:
کوتاه سخن اینکه امور یاد شده را مىتوان از جمله حقوق پیامبر اکرم (ص) به شمار آورد. زائران در زمان حیات پیامبر وظیفه داشتند در فرصتهاى ممکن به محضر ایشان مشرف شوند و مراتب وفادارى خود را نسبت به انجام وظایف عرضه بدارند و از ثواب زیارت بهرهمند گردند.
پس از وفات پیامبر نیز همین وظیفه و ارزش برجاست. زائر مرقد مطهر آن جناب در آن مکان شریف حضور مىیابد و با توجه به اینکه عقیده دارد روح بلند پیامبر در جهان برزخ، حیات دارد و بر اعمال امت نظارت مىنماید، نفس و باطن خویش و اعمالش را بر آن جناب عرضه مىدارد و مراتب وفادارى خود را به اسلام و پیامبر عظیمالشان نشان مىدهد و اگر قصور یا تقصیراتى داشته، از کردار گذشتهاش توبه مىکند و تصمیم مىگیرد آنها را جبران نماید. در چنین زیارتى، زائر مىتواند به ثوابهاى مقرر امیدوار باشد.
حال عبادت و زیارت چیست و چگونه بدست مى آید:
بعضى مکانها به اعتبار انتسابشان به خداى متعال، از قداست ویژهاى برخوردارند؛ مانند مسجدالحرام و مسجد پیامبر و دیگر مساجد بزرگ و کوچک. در این مکانها انسان احساس معنویت مىکند و بیشتر و بهتر به یاد خدا مىافتد و حال عبادت و دعا پیدامىکند و در اثر همین معنویت و توجه است که از ثواب بیشترى برخوردار خواهد شد و به همین دلیل به نمازگزاران سفارش شده تا حتىالمقدور نمازشان را در مساجد بخوانند؛ چراکه ثوابهاى متفاوتى براىشان مقرر شده است.
حرم مقدس پیامبر اعظم (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) نیز به اعتبار انتسابشان به آن ذوات مقدس همین ارزش را یافتنهاند. زائر وقتى داخل این مکانهاى مقدس مىشود، غالباً احساس معنویت خاصى مىیابد و بیشتر دوست دارد نماز و دعا بخواند و با خداى خویش راز و نیاز کند و عرض حاجت نماید. چهبسا به فکر گناهانش مىافتد و توبه مىکند. چه زائران فراوانى که در این محیطهاى معنوى و نورانى به خود آمده و دگرگون گشتهاند؛ تارک الصلاة یا کاهل نماز بودهاند، اما نمازخوان شدهاند؛ اهل فسق و فجور بودهاند و از کردار خود توبه کردهاند و چهبسا افرادى که به امامت و حتى به اصل اسلام ایمان نداشتهاند و در اثر جذبههاى معنوى آن مکانهاى مقدس به حق گرویدهاند؛ چنانکه نمونههاى بسیارى از این موارد را دیده یا شنیدهایم.
مفاهیم مطرح شده در زیارتنامهها چیست؟
زیارتنامهخوانى نوعى گفتوگو با شخص زیارتشونده است. بنابراین، زائر باید بداند با چه کسى سخن مىگوید و چه مىگوید و از او چه انتظارى دارد و خواستههایش بر طبق ضوابط اسلامى، صحیح است یا نه. اگر زیارتنامه را به زبان عربى مىخواند، باید در معانى آن نیز دقت و توجه داشته باشد. خواندن یک زیارتنامه کوتاه، با حضور قلب و توجه به معانى آن، بر خواندن یک زیارتنامه طولانى و بدون توجه به معانى، ترجیح داشته و آموزندهتر است.
مگر در زیارت امام حسین (ع) نمىخوانیم:
«یا اباعبدالله أشهد أنّک تشهد مقامى و تسمع کلامى و أنّک حىّ عند ربک ترزق فاسأل ربک و ربّى فى قضاء حوائجى»؛[12] اى ابا عبدالله! شهادت مىدهم که تو جایگاه مرا مشاهده مىکنى و کلام مرا مىشنوى و نزد پروردگارت زنده هستى و از آن مقام عالى، روزى مىگیرى. از پروردگارت و پروردگار من در برآورده شدن حاجتم تقاضا کن.
و در زیارت امیرالمؤمنین (ع) مىخوانیم:
«اللهم إنى عبدک و زائرک متقرباً إلیک بزیارت أخى رسولک و على کل مأتى و مزور حق لمن أتاه و زاره و أنت خیر مأتى و اکرم مزور فاسئلک یا الله یا رحمن و أن تصلّى على محمد و آل محمد و أن تجعل تحفتک إیاى من زیارة أخا رسولک فکاک رغبتى من النار و أن تجعلنى ممّن تسارع فى الخیرات و یدعوک رغباً و رهباً و تجعلنى من الخاشعین»؛[13]
خدایا! من بنده تو و زائر تو هستم. به منظور تقرب به تو به زیارت برادر رسولت (على) آمدهام و هر زائرى حقى بر زیارت شوندهاش دارد و تو بهترین زیارت شونده هستى. خدایا! از تو تقاضا دارم که بر محمد و آلمحمد درود فرستى و تحفه مرا در زیارت برادر رسولت، آزادىام از آتش دوزخ قرار دهى و مرا از آنان گردانى که در انجام کارهاى خیر، پیشگام باشند و از روى رغبت و ترس، تو را بخوانند و مرا از جمله خاشعین قرار دهى.
در زیارت امام حسین (ع) به چند نکته مهم اشاره شده است: اول: اقرار زائر به اینکه امام حسین (ع) در عالم برزخ، زنده است و زائر خود را مىبیند و کلامش را مىشنود. دوم: از امام تقاضا مىکند که برآوردهشدن حاجاتش را از خدا بخواهد و در این جهت، خدا را قادر بر همه امور مىداند.
در زیارتنامه حضرت على (ع) نیز به چند نکته مهم و آموزنده اشاره شده است: اول: زائر، خودش را به عنوان بنده خدا و زائر او معرفى نموده است. دوم: هدف از زیارت حضرت على (ع) را تقرب به خدا بیان مىکند. سوم: اداى حق زائر را نیز بر عهده خدا دانسته است. چهارم: پاداش این زیارت را اولًا درود خدا بر پیامبر (ص) و ثانیاً آزادى از عذاب دوزخ و ثالثاً توفیق بر انجام کارهاى خیر و رابعاً تقاضاى توفیق اینکه از جمله خاشعان در برابر خدا باشد، قرار داده است.
با توجه به نکات گفته شده که از باب نمونه بدانها اشاره شد، روشن مىشود که محتواى زیارتنامهها امورى مهم و آموزنده است و زائر باید به آنها توجه و عنایت داشته باشد و خواندن زیارتنامهها بدون توجه به معانى آنها وافى به مراد نیست و توقع ثوابهاى مقرر بر چنین زیارتهایى، انتظارى بىجاست. مثلا یکى از موضوعات مهمى که در زیارتنامهها آمده، شهادت زائر به این حقیقت است که امام، نسبت به انجام وظایف دینى ملتزم و جدى بوده و دشوارى آنها را تحمل کرده است. براى نمونه در زیارت امام حسین (ع) آمده است:
«السلام علیک یا مولاى یا أباعبدالله و رحمة الله و برکاته. أشهد أنک قد أقمت الصلاة و آتیت الزکوة و أمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و تلوت الکتاب حق تلاوته و جاهدت فى الله حق جهاده و صبرت الأذى فى جنبه محتسباً حتى أتاک الیقین ... أتیتک یا مولاى یا ابن رسول الله، عارفاً بحقک موالیاً لأولیائک معادیاً لأعدائک و مستبصراً بالهدى الذى أنت علیه، عارفاً بضلالة من خالفک، فاشفع لى عند ربک»
؛[14] سلام بر تو اى مولاى من اى اباعبدالله! رحمت و برکات خدا بر تو باد. شهادت مىدهم که تو نماز را بر پا داشتى و زکات اموالت را پرداخت کردى؛ امر به معروف و نهى از منکر نمودى؛ کتاب خدا را همانگونه که باید و شاید قرائت کردى و در راه حق به طور شایسته جهاد کردى و در راه خدا و براى انجام وظیفه، آزار و اذیتها را تحمل نمودى ... تا اینکه گفت به سوى تو آمدم اى مولاى من اى فرزند رسول الله! در حالى که زائر تو و عارف به حقت هستم. با دوستان تو دوست و با دشمنانت دشمن هستم. به هدایتى که تو پیشواى آن هستى، بصیرت یافتم و به گمراهى مخالفانت آگاهم. پس نزد پروردگارت از من شفاعت کن.
خواننده محترم توجه دارد که امور گفته شده در این زیارتنامه، از جمله احکام مهم اسلامى است که زائر در آن شهادت مىدهد امام حسین (ع) آنها را به بهترین صورت انجام داده؛ در حدى که به مقام یقین رسیده است. زائر در پایان این سخن به امام عرض مىکند: یابن رسول الله! من به زیارت تو آمدهام، در حالى که به حق تو آگاهم. با دشمنانت دشمن و با دوستانت دوستم. راه تو را شناختهام- و از آن پیروى مىکنم- و به گمراهى مخالفانت ایمان دارم. در پایان این سخن به امام عرض مىکند: «پس نزد پروردگارت از من شفاعت کن». اگر زیارت زائر چنین بود، مىتواند به ثوابهاى مقرر امیدوار باشد.
نکته دیگرى که از این زیارتنامه استفاده مىشود این است که زائر از روى بصیرت، شهادت مىدهد امام حسین (ع) به بهترین شکل به وظایف خود عمل کرده و من به ایشان به عنوان امام واجب الاطاعة ایمان دارم. پس من نیز باید نسبت به انجام این وظایف و دیگر وظایف اسلامى ملتزم باشم تا از پیروان راستین امام باشم و رستگار گردم. ازاینرو مىتوان گفت: توجه به محتواى زیارتنامهها لازم است؛ چراکه جنبه آموزندگى دارند.
[1] . شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعة، ج 14، ص 419. عن أبى عبدالله( ع) قال:« من زار قبر الحسین عارفاً بحقه غفرالله له تقدم من ذنبه و ما تأخر».
[2] . همان، ص 418. عن ابى الحسن الرضا( ع) قال:« من أتى قبر الحسین( ع) عارفاً بحقه کتبه الله فى اعلى علّیین».
[3] . همان، ص 554. حمزة بن عمران قال: قال ابوعبدالله( ع):« تقتل حفدتى بارض خراسان، فى مدینة یقال لها طوس، من زاره الیها عارفاً بحقه اخذ له بیدى یوم القیامة و ادخلته الجنة و ان کان من اهل الکبائر، قلت جعلت فداک و ما عرفان حقه؟ قال: یعلم انه امام مفترض الطاعة، غریب شهید، من زاره عارفاً بحقه اعطاه الله عزوجل اجر سبعین شهیداً من استشهد بین یدى رسول الله( ص) على حقیقة».
[4] . احادیث مربوطه را مىتوان در کتب روایى مانند بحارالانوار، ج 14، ج 100 و 101؛ مستدرک الوسائل، ج 10؛ میزان الحکمة، ج 2 و کتاب سفینة البحار و کتب مزار مانند کامل الزیاراة محمد بن قولویه قمى مطالعه کرد. همچنین در کتب روایى اهل بیت( علیهم السلام) نیز در موضوع زیارت، احادیث فراوانى وجود دارد.
[5] . در کتاب کامل الزیاراة، بابى براى اینگونه احادیث اختصاص یافته( باب 54) و بیش از 18 حدیث در آن آمده است.
[6] . وسائل الشیعة، ج 14، ص 554.
[7] . همان، ص 322.
[8] . همان، ص 321.
[9] . نساء، آیه 59:( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا).
[10] . شورى، آیه 13:( شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى وَ عِیسى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ).
[11] . شورى، آیه 23:( قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى).
[12] . شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، ص 735.
[13] . همان، ص 675.
[14] . همان، ص 612.