فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

پیا م‌های منبر امام حسین (علیه السلام)

نویسندگان
چکیده
«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا». پس از رویداد عاشورا در سال 61 هجرى، همواره خون امام حسین (ع) و شهیدان کربلا نقش مؤثرى در بیدارى و آگاهى شیعیان و همه آزادگان در سراسر جهان داشته است. یادآورى عاشورا، هشدارى به ستمکاران و زورگویان در طول تاریخ بود و آنان را رسوا مى‌کرد. اکنون پس از قرن‌ها، هنوز پیام عاشورا مسلمانان سراسر جهان را بر ضد حکومت‌هاى ستمگر مى‌شوراند و هراس بر دل آنان مى‌افکند.
در زمانه دشوارى که ما زندگى مى‌کنیم و در منطقه پرآشوب خاورمیانه، پیام‌هاى عاشورا با شورى که در دل‌هاى عاشقان اهل‌بیت (علیهم السلام) ایجاد مى‌کند، مى‌تواند نقش پررنگى در بیدارسازى و آگاهى‌بخشى توده‌هاى مسلمان داشته باشد.
ازآنجاکه عاشورا، هم فرهنگ است و هم تاریخ، و هم حماسه است و هم فاجعه، منبرهاى امام حسین (ع) باید وسیله‌اى باشد براى استوارسازى این باورها در میان جوانان جامعه اسلامى که آینده‌سازان سرزمین‌هاى خود هستند.
این مقاله پس از نگاهى گذرا به وضعیت سیاسى دنیاى اسلام به‌ویژه خاورمیانه، با برشمردن ده مورد از پیام‌هاى عاشورا که روحانیون شیعه باید در منبرهاى امام حسین (ع) در نظر داشته باشند، به نقش این پیام‌ها در جوامع مسلمان امروزى به‌ویژه کشور عراق مى‌پردازد.
 
کلیدواژه‌ها

 

از سال 61 هجرى که بنى‌امیه خون پاک خاندان محمد (ص) و یاران ایشان را به ناحق بر زمین ریختند، این خون‌ها همواره پیام‌هایى بوده که قوى‌ترین و بیشترین آگاهى و بیدارى را براى آحاد مردم در برداشته است.

این پیام‌ها و بیانیه‌هاى روشنگر از آن‌جا آغاز شد که على بن حسین (ع) و زینب کبرى (س) قهرمان کربلا و زنان اهل‌بیت (علیهم السلام) در کوفه فرود آمدند و آن‌گاه به شام و سپس به مدینه برده شدند. پیروان اهل‌بیت (علیهم السلام) در عصرهاى پس از آن، این پیام‌ها را که هشدار به ظالمان و مستکبران بود و آنها را رسوا مى‌ساخت، به میراث بردند و براى بیدار کردن و هدایت مسلمانان و توده‌هاى مستضعف از آن استفاده کردند.

امّا امسال که محرم سال 1436 را پیش رو داریم، پس از قرن‌هاى متمادى، هنوز هشدارها و پیام‌هاى حسینى، ظالمان را به هلاکت و نابودى نوید مى‌دهد و رسواى‌شان مى‌سازد و با قدرت و قوت روزافزون، آگاهى و امید را در جان توده‌هاى مسلمان، در سرتاسر دنیا، برمى‌انگیزد و خطباى منبر امام حسین (ع) این پیام‌ها را نسل به نسل به رهروان حسینى منتقل مى‌کنند.

در اینجا قصد داریم مجموعه‌اى از روشن‌ترین نکات این پیام‌هاى عاشورایى را براى مسلمانان خاورمیانه و به‌ویژه مسلمانان عراق بیان کنیم. اما پیش از آن، نگاهى گذرا به وضعیت سیاسى دنیاى اسلام، به‌ویژه خاورمیانه خواهیم داشت.

پس از فروپاشى حکومت عثمانى، انگلستان و دولت‌هاى هم‌پیمان آن، طرح و نقشه خاصى‌ را براى خاورمیانه رسم کردند و خاورمیانه و حکومت‌هاى شمال و غرب آفریقا را بین خود تقسیم کردند. اما این نقشه سیاسى و استکبارى از نزدیک به چهل سال پیش با تکان‌هاى شدید سیاسى در منطقه روبه‌رو شده است. این‌که منافع آمریکا (وارث استعمار انگلیسى) و نفوذ سیاسى و نظامى‌اش در خلال این چهل سال با چالش‌هاى سخت روبه‌رو شود، هیچ قابل پیش‌بینى و انتظار نبود و به ذهن هیچ‌کس نمى‌رسید؛ امّا چنین شد:

انقلاب بزرگ اسلامى در ایران به وقوع پیوست و نظام فاسد پهلوى را برانداخت. حزب‌الله لبنان در کمتر از ده سال، دو بار نیروهاى تا بُن دندان مسلّح اسرائیل را شکست داد. رژیم بعث عراق سقوط کرد و حکومت و تصمیم‌گیرى‌هاى سیاسى به مردم منتقل شد. توطئه بزرگى که بیش از سه سال و نیم در صدد براندازى حکومت سوریه بود، با شکست مواجه شده و در نهایت به محاصره زمینى و دریایى و هوایى حزب‌الله لبنان و باز شدن درهاى ترور و ورود تروریست‌ها از مرزهاى سوریه به عراق انجامید. فشارهاى آمریکا بر انقلاب مردمى یمن به نتیجه نرسید و همبستگى بزرگ مردم، به پیش‌گامى انصارالله یمن هنوز خیابان‌هاى یمن را براى اعتراض‌هاى بدون خشونت در اختیار دارد که هدف آن، مجبور کردن حکومت عبد ربه منصور به پذیرفتن خواسته‌هاى مشروع مردم است. با وجود همه سرکوب‌ها و خشونت‌هاى آل‌خلیفه در بحرین و کمک‌هاى همه‌جانبه آل سعود، قیام‌ها و حرکت‌هاى مسالمت‌جویانه مردمى همچنان ادامه دارد و مردم حقوق شهروندى و حق تعیین سرنوشت خود را مطالبه مى‌کنند.

خاورمیانه جدید طرحى است که آمریکا براى بازگرداندن نفوذ سیاسى و اقتصادى و نظامى خود به منطقه پى‌ریزى کرده و از جمله اهداف آن، برپا کردن حکومت‌ها و قدرت‌هاى معتدل در مقابل نظام‌هاى تندرو و افراطى در خاورمیانه است. منظور از دولت‌هاى معتدل، حکومت‌هایى همچون سعودى و آل‌خلیفه و حاکمان قطر و مانند آن است که طبق خواست و اراده آمریکا عمل مى‌کنند و دولت‌هاى افراطى و تندرو در اصطلاح سیاسى آمریکا به نظام‌هایى گفته مى‌شود که نفوذ سیاسى و اقتصادى و فرهنگى آمریکا را نفى مى‌کنند و به آن تن نمى‌دهند.

آمریکا براى ساقط کردن حکومت عراق از گزینه‌هاى مختلفى استفاده کرد، اما هیچ‌کدام‌ نتوانست آنچه را دلخواه سردمداران کاخ سفید بود، تحقق بخشد. آخرین گزینه آمریکایى‌ها براى رسیدن به این هدف، وارد کردن گروه تروریستى داعش به عراق و هموار نمودن راه آنان براى اشغال موصل بود.

داعش گروهى تروریستى و افراطى است که در دامان وهابیت رشد کرد و به دام آمریکایى‌ها افتاد. آمریکا براى ایجاد آشوب و اغتشاش و ناامنى در منطقه، داعش را به خدمت گرفت و همه نیازهاى تسلیحاتى و غیرنظامى آنها را برآورد. نقش محدود داعش در منطقه، گل‌آلود کردن آب و وحشت‌آفرینى در مردم و ایجاد فرصت دوباره اشغال عراق براى آمریکاست.

پیام‌هاى منبر امام حسین (ع)

پس از این مقدمه، روشن مى‌شود که ما در زمانه‌اى ویژه قرار داریم و موقعیت‌هاى سخت و دشوار ما را احاطه کرده و در چنین وضعیتى است که به پیشواز ماه محرم مى‌رویم؛ ماه خون و قیام؛ ماه فریادهاى آگاهى‌بخش و بیدارگر حسینى که خطبا و سخنرانان باید با صداى بلند آن را به مردم ابلاغ کنند و آنان که پاى منبر حسینى نشسته‌اند، باید بدان گوش فرا دهند. آنچه در پى مى‌آید، شرحى است کوتاه بر نکته‌هاى مهم این پیام.

  1. آگاهى سیاسى‌

یکى از مهم‌ترین مراحل آگاهى سیاسى براى مردم ما این است که بدانند آمریکا براى درهم شکستن مقاومت و بیدارى و قیام این امت و ناکام گذاشتن تلاش آنها براى آزادى از نفوذ و سلطه غرب، چه نقشه‌هاى خطرناکى کشیده است و چگونه عالم اسلام را به تبعیت سیاسى و اقتصادى و علمى از غرب وادار مى‌سازد. ما این آگاهى سیاسى را در همه پایگاه‌هاى اجتماعى جامعه لازم داریم و این‌گونه نیست که تنها طبقه نخبه و ممتاز اجتماع به این آگاهى ملزم باشند. در این مرحله همه مردم باید وارد شوند و نقشه‌ها و برنامه‌هاى آمریکا براى ما و مراحل اجراى آن را بشناسند.

آگاهى‌هاى سیاسى جمعى، اولًا باعث مى‌شود که مردم در برابر چالش‌هایى که در حیات سیاسى خود با آن مواجه مى‌گردند، صبر پیشه کنند. ثانیا ترور و وحشت‌آفرینى و ریختن خون، ما را غافل‌گیر نمى‌کند. ثالثاً این توان را به ما مى‌دهد که در صحنه کارزار، بر ادامه مقاومت و استقامت و پایدارى عزم خود را جزم نماییم.

  1. تحمل رنج‌ها و شکنجه‌ها

کودکى که حقیقت کار پزشک را نمى‌داند، هنگام تزریق داروى شفابخش گریه‌وزارى سر مى‌دهد و ناشکیبایى مى‌کند، اما انسان عاقل و فهیم خود را براى عمل جراحى سنگین قلب به جراح مى‌سپارد، بى‌آن‌که اظهار ناراحتى و بى‌تابى کند. بى‌شک، مایه فرق بین این دو عکس‌العمل، آگاهى است.

ما معمولًا هنگام از دست دادن مال و جان و دستاوردهاى تلاش خود، اندوهگین و داغدار مى‌شویم. با این‌همه در پیمودن راه‌هاى سخت و و به ظاهر غیرممکن بى‌تابى نمى‌کنیم و جلوه‌هاى دنیایى ما را از ادامه حرکت بازنمى‌دارد. اهل بیت (علیهم السلام) موقعیت‌هایى بس سخت‌تر و خشونت‌بارتر را تجربه کردند و با این‌که مى‌توانستند ناشکیبایى کنند، اما چنین نکردند؛ وگرنه کار امت اسلام تمام بود و همه ما زیر چرخ‌هاى سهمگین تاریخ درهم مى‌شکستیم و نابود مى‌شدیم.

  1. حضور و موضع‌گیرى سیاسى‌

ما به حضور سیاسى گسترده در عرصه‌ها و موضع‌گیرى صریح و روشن در برابر حوادثى که با آن مواجه مى‌شویم، نیازمندیم. بى‌تردید عرصه سیاست هیچ‌گاه نمى‌تواند از رهبران و فعالان سیاسى خالى بماند. اگر فرزندان مخلص این سرزمین، با حضور و موضع‌گیرى و فعالیت و شعار خود، این عرصه را پُر نکنند، به‌ناچار سودجویان و فرصت‌طلبان امور را به دست مى‌گیرند و اهداف خود را تحقق مى‌بخشند. ما نمى‌توانیم سنّت‌ها و قوانین جارى خداوند در تاریخ و اجتماع را دگرگون کنیم. پس هرگاه بخواهیم این مرحله از تهدیدها و چالش‌ها را پشت سر بگذاریم، باید خود را با سنت‌هاى الهى در تاریخ و اجتماع تطبیق دهیم و هماهنگ کنیم.

آگاهى از حق به تنهایى براى پیروز شدن کافى نیست؛ بلکه باید در کنار حق، فعالان سیاسى با شور و نشاط به عرصه بیایند. باطلى که در صحنه حاضر و بانشاط باشد، بى‌شک بر حقى که بى‌حرکت و دور از صحنه است، پیروز مى‌شود و غالب مى‌گردد و این سنّت الهى است. سلام و درود خداوند نثار على بن ابى‌طالب امیر مؤمنان (ع) که فرمود: «شما مى‌خوابید، اما از شما غفلت نمى‌شود».

اگر ما با تهدیدهاى تبلیغاتى و سیاسى و غارت‌گرانه و با خیانت‌ها و مفاسد عناصر خودفروخته و فرصت‌طلب مقابله مى‌کردیم و راهپیمایى‌هاى پرشور به راه مى‌انداختیم، مى‌توانستیم طبق یک داورى عادلانه، مجرمان را به مجازات برسانیم و در این صورت، این حوادث تکرار نمى‌شد و روزبه‌روز بر حجم آن افزوده نمى‌شد.

مشکل ما بى‌تفاوتى و مسئولیت‌گریزى و دورى از صحنه و عافیت‌طلبى و خودبینى است. در میان ما افراد صالح و آگاه و آینده‌نگر و فهمیده‌اى وجود دارند که متأسفانه سکوت و خاموشى را برگزیده‌اند. اگر اینان در صحنه حاضر مى‌شدند، هرج و مرج‌طلبان و سودجویان مجال عرض اندام نمى‌یافتند و با بیانیه‌هاى آشوبگرانه، امنیت جامعه اسلامى را بازیچه خود قرار نمى‌دادند.

  1. آمادگى نظامى‌

آمادگى نیروها و قدرت نظامى، غیر از به کار گرفتن آن است. استفاده از نیروى نظامى هنگام نیاز لازم مى‌شود؛ اما آمادگى نظامى در هر زمانى باید وجود داشته باشد؛ چراکه عامل مهمى در بازدارندگى و دور نگاه داشتن جامعه اسلامى از دشمنى دشمنان و توفیق آنها در رسیدن به اهداف ظالمانه است. از این رو خداوند در آیه 60 سوره انفال ما را به این آمادگى فرمان مى‌دهد و مى‌فرماید: «تمام امکانات خود را از نیرو گرفته تا اسب‌هاى ورزیده، آماده کنید تا به این وسیله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید و نیز گروه دیگرى غیر از اینها را که نمى‌شناسید و خداوند آنها را مى‌شناسد. هر چه در راه خدا هزینه کنید به شما بازگردانده مى‌شود و به شما ستم نمى‌شود». قرآن کریم علت این ضرورت، یعنى لزوم آمادگى دفاعى و نظامى را چنین بیان مى‌کند که صِرف داشتن توان و نیروى رزمى، دشمنان خدا و مردم را مى‌ترساند و فکر دست‌درازى به مرزهاى جامعه اسلامى را از سر آنها بیرون مى‌کند.

در موقعیت کنونى ما باید این آمادگى را کسب کنیم و جوانان مؤمن را به مراحل سخت آموزش‌هاى نظامى برانگیزیم و آنها را براى ورود به معرکه‌هاى جنگ و جهاد در مواقع لازم مهیا سازیم و دست‌کم در وضعیت فعلى نمى‌توانیم از وجود آنها به عنوان نیروهاى امنیتى رسمى استفاده نکنیم. البته نیروهاى امنیتى ما باید براساس اصول علمى و فرهنگى و اعتقادى صحیح بازسازى و تجهیز شوند.

ما به چشم خود دیدیم که جوانان این سرزمین با لبیک به فراخوان مرجعیت شیعه، چگونه درخواست آیت‌الله العظمى سیستانى (حفظه‌الله) را براى حضور داوطلبانه در جبهه نبرد با داعش پاسخ گفته و داعش را با شکست‌هاى پى‌درپى مجبور به عقب‌نشینى کردند و این، مایه امنیت و آرامش خاطر مردم مسلمان گردید و البته آمریکا و عاملان و دست‌نشاندگان او را به خشم آورد؛ آنها با این‌که مى‌دانستند دعوت مرجعیت اختصاص به شیعه اهل بیت (علیهم السلام) ندارد و فراخوانى براى همه جوانان مسلمان است، اما از نیروهاى مردمى به «شبه نظامیان شیعى» تعبیر مى‌کردند.

  1. آمادگى و اقدام‌

جنگ و مبارزه ما با آمریکا و دست‌نشانده‌هاى او به شتاب هر چه تمام‌تر در جریان است و ساده‌لوحى است که کسى تصور کند آمریکا به عراق آمده تا عراق را از دست‌ داعش نجات دهد. با این وجود، بسیار خطرناک است که انسان بدون آمادگى براى جنگ و رویارویى وارد این معرکه شود؛ معرکه‌اى که فراتر از جنگ در جبهه‌ها، بحران‌هاى سیاسى را که تبلیغات دشمن به وجود مى‌آورد و به خطر انداختن امنیت جامعه و تخریب‌هاى فرهنگى و اقتصادى و عمرانى را نیز شامل مى‌شود.

دفاع امر لازمى است، اما اشتباه است اگر به دفاع اکتفا کنیم و در عرصه مبارزه، از موضع ضعف اقدامى انجام دهیم. ما باید موضع خود را از حالت دفاعى به حالت هجومى تغییر دهیم و دشمنان را به دفاع وادار کنیم و این شدنى نیست، مگر این‌که در مواجهه و جنگ، حمله و هجوم و اقدام را اختیار کنیم، نه دفاع منفعلانه را.

  1. گسترش فرهنگ عاشورا

عاشورا هم فرهنگ است و هم تاریخ؛ هم حماسه است و هم فاجعه، و اینها همه باید به روشن‌ترین شکل ابراز و بیان شود. تاریخى و بُعد مصیبت‌بار عاشورا در کنار هم، کامل‌کننده یک دیدگاه درست در این باره است. این روز عظیم در تاریخ بشر باید از جهت فرهنگى و حماسى نیز مورد توجه قرار گیرد. حوادث روز عاشورا آکنده از آموزه‌هاى اصیل فرهنگى و دینى است: فرهنگ توحید و جهاد و امربه‌معروف نهى از منکر؛ فرهنگ فداکارى و شهادت در راه خدا؛ فرهنگ مقاومت و پایدارى؛ فرهنگ ذلت‌ناپذیرى و زیر بار ظلم نرفتن و دل برکندن از دنیا؛ فرهنگ شجاعت و اقدام؛ فرهنگ اشتیاق به دیدار خداوند؛ فرهنگ مسلط شدن بر باطل- هرچند سهمگین و عظیم باشد- و مغلوب و فریفته طاغوت‌ها نشدن و برکنار کردن حاکمان جور و رسوا نمودن آنها و کوتاه کردن دستشان از جامعه اسلامى؛ فرهنگ رابطه با خدا و توکل بر خداى متعال و اعتماد به وعده‌هاى الهى و طلب یارى و پیروزى از طرف خداوند؛ فرهنگ سنّت‌هاى بى‌تغییر الهى در پیروزى و فرهنگ اخلاص ورزیدن براى خداوند و بسیارى امور دیگر که مجال گفتن آنها نیست.

منبرهاى امام حسین (ع) باید وسیله‌اى براى بیان این فرهنگ‌ها باشد. این فرهنگ‌ها در صورت رسوخ در فرهنگ و باورهاى جامعه، امت و به‌ویژه نسل جوان را از جهت فکرى و عقیدتى و نیروى مقابله با دشمن محکم و استوار مى‌سازد و امکان مقاومت و پایدارى و روحیه پیوند و ارتباط با خداوند و بریدن از تعلقات دنیایى را در آنها زنده مى‌گرداند.

  1. مرجعیت دینى و ولایت امر

این دو حقیقت یعنى مرجعیت دینى و ولایت امر براى ما سرمایه بزرگى است که به برکت تعالیم اهل بیت (علیهم السلام) خداى متعال روزى ما کرده است. اهل بیت (علیهم السلام) همواره این دو مسئله را به پیروان و شیعیان خود توصیه کرده‌اند؛ چراکه همچون ابزارى قوى مى‌تواند در سطحى بسیار متعالى اجتماع و سیاست را به شایستگى‌ها و توانمندى‌هاى عظیم برساند و مردم مسلمان را براى گذر از گردنه‌هاى سخت و تحمل حوادث سهمگین و موضع‌گیرى‌هاى اصولى و قاطع کارآزموده و نیرومند سازد.

نخستین عاملى که باعث شده فقهاى متصدى مرجعیت و ولایت دینى موقعیتى ممتاز و منحصربه‌فرد در جامعه و تحولات اجتماعى داشته باشند، این است که این ولایت و مرجعیت، دستاورد عصر و دنیاى امروز نیست؛ بلکه میراث مبارک و فرخنده اهل‌بیت (علیهم السلام) است که نسل به نسل و در پى رنج‌ها و مرارت‌هاى طاقت‌فرسا به دست ما رسیده و بیش از پیش در دل و اندیشه مؤمنان رسوخ یافته است.

عامل دیگر در این زمینه، تاریخ درخشان و پاک فقهاست که همواره در صفت نخست مبارزه با اشغال‌گرى و فساد و ظلم قرار داشته‌اند و در روزهاى سختى و مصیبت و رنج، بى‌هیچ تمایز و تفاوتى، با مردم به سر برده و در میان توده‌هاى مردم با آنان در مشکلات و گرفتارى‌هایشان هم‌دردى کرده‌اند. شاید به یقین بتوان گفت که این رهبرى و پیشوایى دینى وجه تمایز و جدایى پیروان اهل‌بیت (علیهم السلام) از دیگر مذاهب اسلامى است که همه مؤمنان در روزهاى گرفتارى و بیچارگى به دعوت پیشوایان دینى خود لبیک مى‌گوید و به آنها اقتدا مى‌کنند. ما امروز در عراق با این شرایط دردآور، بیش از همیشه به این رهبرى اسلامى که مردم او را بپذیرند و هرگاه آنها را به یک موضع‌گیرى سیاسى یا فرهنگى یا اجتماعى فراخواند، لبیک بگویند، نیازمندیم و بى‌شک جایگزینى براى آن نیست. بنده باور دارم که این مرکزیت دینى در زندگى سیاسى و فرهنگى امروز ما بسیار نقش‌آفرین است و خداى ناکرده اگر رخنه‌اى در آن ایجاد شود، بدیلى براى آن نمى‌توان یافت. این را هم مى‌دانم که نقشه‌هاى بزرگى براى تخریب این مرکزیت و ایجاد تزلزل در پایه‌هاى آن طراحى شده و دولت‌هاى استکبارى عالم و دست‌نشانده‌هاى آنان، یعنى حاکمان ستم‌پیشه و گروه‌هاى فریب‌خورده در جامعه، همه دست به کار ضربه زدن به این نهاد شکوهمند و فاخر هستند. با وجود همه این تلاش‌ها براى ناکارآمد نشان دادن مرجعیت دینى و لکه‌دار کردن چهره نورانى آن، شک ندارم که این فقها هستند که خلوص و پاکى دین اسلام را تاکنون حفظ کرده‌اند و سعى نظریه‌پردازان و نویسندگان منحرف در هر عصرى براى تحریف این دین، چون با صخره مستحکم فقه و فقاهت برخورد کرده، متلاشى و بى‌اثر گردیده است.

از این روست که ما از خطباى منبر امام حسین (ع) مى‌خواهیم چهره حقیقى و نورانى مرجعیت و نقش آن در شرایط خاص و بحرانى را بیش از پیش براى مردم بیان کنند و از مردم بخواهند که به نداى مرجعیت پاسخ گویند و در کنار ایشان، با قوت و قدرت این مرحله سخت را پشت سر بگذارند. همچنین بر منبر امام حسین (ع) باید شرایط و ویژگى‌هاى دقیقى که در احادیث اهل‌بیت (علیهم السلام) براى شخصیت مرجع دینى که مایه امید و اعتماد مردم است، بیان شده، تشریح شود.

  1. فرهنگ‌سازى و تربیت‌

فرهنگ‌سازى اسلامى، بر چهار پایه استوار است:

الف) تعالیم قرآن و سنت و معارف اهل بیت (علیهم السلام). این معارف شناخت خداوند و پیامبران و رسولان و حقیقت انسان و نیز شناخت هستى از چشم‌انداز قرآن و سنت و شناخت زندگى در مجموع روابط اجتماعى و خانوادگى و شناخت دوست و دشمن و دوستى و دشمنى، و شناخت سنت‌هاى الهى در هستى و تاریخ و جامعه و مانند آن را شامل مى‌شود.

ب) پاکسازى اخلاق، که هم شناخت است و هم تربیت. یعنى همچون مورد نخست، فقط دریافت و ایمان و رابطه قلبى نیست؛ بلکه تهذیب اخلاق با وجود ایمان و اعتقاد قلبى، با عمل و تلاش و تحصیل روحى و معنوى توأم است و از این رو، اسلام به این مسئله به عنوان راهى مؤثر در تربیت و فرهنگ‌سازى اسلامى اهتمام و توجه ویژه دارد.

ج) آمادگى روحى براى ارتباط با خداوند، که همچون تهذیب اخلاق، هم ایمان و اعتقاد قلبى است و هم به دست آوردن و کسب و ریاضت دادن نفس.

د) تفقه در دین و شناختن حلال و حرام و ملزم شدن به حدود و احکام خداوند. این مورد نیز با التزام و عمل و فعالیت توأم است. سازوکار در این مرحله، تقواست که خداوند فراوان به آن فرمان داده و پس از «توحید»، امرى جز «تقوا» نیست که قرآن بر آن تأکید ویژه داشته باشد.

منبر امام حسین (ع) باید مردم را بر این چهار اساس تربیت و فرهنگ‌سازى دینى و اسلامى کند. این از بزرگ‌ترین مسئولیتى است که گسترش فرهنگ دینى و رسوخ دادن آن در دل و جان مردمان را در پى دارد.

  1. اهتمام و توجه به جوانان‌

منظور ما از جوانان، دختران و پسرانى هستند که دفاع از وضعیت امروز خود به آنها سپرده شده و ساختن آینده کشور و دفاع از کرامت و استقلال و وطن همه در گروه همت و تلاش و بیدارى این گروه زبده و مبارک است. خداوند در بدن‌ها و اندیشه‌ها و نفوس ایشان گنجینه‌هایى از نعمت‌ها و توانایى‌ها را به ودیعه نهاده که روزبه‌روز در حال بروز و فوران است؛ همچون زمینى که از درون آن چشمه‌هاى پاک و زلال‌ و شفاف آب بیرون مى‌زند و این تا زمانى است که مردم آن آب را آلوده نکنند. اما با ورود آلودگى‌ها، چشمه‌ها فاسد و آب آن تباه و بیمارى‌زا مى‌شود و صحت و سلامت انسان را به خطر مى‌اندازد. جوانان نیز چنین‌اند و هرگاه عقل‌ها و دل‌ها و اجسام آنها به مثابه گنجینه‌هایى از نعمت‌هاى الهى، به سبب فرهنگ‌هاى منحرف، در گِل‌ولاى فساد روحى و رفتارى و مواد مخدر و گرایش به مکتب‌ها و جناح‌هاى منحرف سیاسى و اعتقادى و فراموشى ارزش‌هاى دینى و اخلاقى آلوده شود، چنین نیست که تنها موهبت‌هاى عقلى و روحى و بدنى آنان را از دست داده باشیم؛ بلکه چنین جوانانى به عناصر تخریب و فساد در جامعه تبدیل مى‌شوند، و این همان چیزى است که مؤسسات مرتبط با غرب، همچون مؤسسه‌هاى تبلیغاتى و علمى (دانشگاه‌ها) و مؤسسات فرهنگى و خبرى (رسانه‌ها) و مؤسسات اجتماعى جدید و باشگاه‌هاى ورزشى، آن را پى‌گیرى مى‌کنند و براى آن برنامه مى‌ریزند.

ما در مدتى طولانى متحمل این خسارت و زیان در فرزندان دختر و پسر خود بودیم، تا این‌که خداى متعال پس از شبى تاریک و دهشت‌زا صبحى روشن را برآورد و جوانان ما که در گذشته قربانى مکتب‌ها و جناح‌هاى منحرف شده و از اسلام و توحید و تربیت‌هاى دینى و احکام و ارزش‌هاى آن گمراه شده بودند، امروز بازگشتى جانانه به اسلام کرده‌اند و مساجد و نمازهاى جماعت و جمعه و مجالس دعا و قرآن و خطابه‌هاى مربوط به فرهنگ دینى و مجالس حسینى از حضور آنان موج مى‌زند. سفرهاى متعدد عمره و حج خانه خدا مملو از حضور ایشان شده و همه جا نداى لبیک به فراخوان خداوند از سوى ایشان به آسمان بلند است.

چه زیبا و باشکوه است صحنه حضور همین جوانان در مشاهد مشرفه که دستان خود را در برابر ضریح امام على بن ابى‌طالب و امام حسین (علیهما السلام) بلند کرده و «لبیک یا على» و «لبیک یا حسین» مى‌گویند و صداقت و عزم خود بر ادامه خط آن پیشوایان پاک را به نمایش مى‌گذارند.

و امروز همین جوانانند که میدان‌هاى مبارزه و جهاد با گروه‌هاى تروریست و مفسد در زمین را پر کرده و دل‌هاى آنها را از ترس و وحشت آکنده‌اند و با سرسختى و قوّت، از زیارتگاه‌هاى مقدس عراق حمایت و دفاع مى‌کنند و باعث احساس امنیت و آسودگى خاطر در مردم و خانواده‌ها مى‌شوند. بنابراین، وظیفه ماست که از این سرمایه‌هاى بزرگ و ارزشمند براى حال و آینده حمایت کنیم و در حفظ و حراست از آنها بکوشیم. همچنان‌که آنها جان خود را در دفاع از ما به خطر مى‌اندازند و امنیت و مقدسات و کرامت و فرهنگ دینى را پاس مى‌دارند، باید مشکلات مربوط به زندگى و کار و درس و ازدواج و مسکن آنها نیز حل شود و برخوردارى از زندگانى پاک و کریمانه براى آنها تضمین گردد.

این مسئولیت شرعى، کار یک نفر و یک مؤسسه نیست. اولًا دولت باید اقدام کند و آن‌گاه همه کسانى که مى‌توانند به گونه‌اى از عهده این وظیفه برآیند. پرداختن به این مهم در منابر امام حسین (ع) و فرهنگ‌سازى و روشنگرى و توجه و اهتمام نسبت به جوانان، یکى از وظایف مهم مبلغین است. این عنایت و اهتمام، بسیارى از جوانان این سرزمین را در پاى منبر حسینى حاضر مى‌کند؛ منبرى که مردم آن را به محل دفاع از حقوق خویش و بیان دادخواهى خود و دعوت مسؤلان براى رسیدگى به خواسته‌هاى خود مى‌شناسند.

  1. تعامل با دولت و حکومت‌

منبر امام حسین (ع) از همان ابتدا هیچ‌گاه در برابر ظالمان و فساد و تباهى ساکت نبوده و مردم هرگاه مى‌بینند که خطیبى با حاکمان ستمگر راه صلح و آشتى پیش گرفته و ظلم آنان را نادیده مى‌انگارد، یا آنها را به ناحق مدح و تملق مى‌گوید، از او کناره گرفته‌اند و آن خطیب موقعیت خود را در میان مردم از دست داده و منزوى شده است. این میراث منبر حسینى است که از سلف صالح به ما رسیده و باید آن را نگاه بداریم و حفظ کنیم.

در این‌جا باید درنگ کنیم و اندکى درباره روش صحیح اقامه منبر امام حسین (ع) و منبر نماز جمعه، با دولت و حکومت فعلى عراق سخن بگوییم. آنچه بیشتر مورد نظر ماست، تعامل با آن بخشى از حکومت است که مسئولیت اجراى قوانین را به شکل عام بر عهده دارد و نقدها بیش از دیگر نهادهاى دولتى، متوجّه آن است. براى درک روش صحیح تعامل با حکومت، سه نکته لازم است به توضیح است:

الف) این دولت، میراث‌دار حکومت باندهاى قدرتى است که حاکمیت را از دست یکدیگر مى‌ربودند و با استفاده از ابزار جنگى و ترساندن مردم در انتخابات و به بازى گرفتن خواست مردم، زمام حکومت را به دست مى‌گرفتند. آخرین این احزاب و باندها که سالیان‌ متمادى بر عراق حکومت راند، حزب بعث بود؛ یک باند قدرت به تمام معنا و به همان مفهومى که در ادبیات اجتماعى و سیاسى عصر ما به کار مى‌رود. باند و حزبى که شیوه‌اش براى تحکیم قدرت، هجوم به خانه‌ها و بانک‌ها و مراکز تجارى، و تجاوز به زنان و راهزنى و گرفتن اموال مردم و تجارت مواد مخدر و انجام جرم‌ها و جنایت‌ها و وحشى‌گرى‌هایى بود که از شماره بیرون است.

سرانجام خداوند اراده خود را تحقق بخشید و شب تاریک و هراس‌انگیز جاى خود را به روز روشن داد و پس از گذشت سى سال غارتگرى و پایمال کردن کرامت مردم و فساد و تباهى و زندان و شکنجه و گورستان‌هاى دسته‌جمعى، به لطف خداوند، حزب بعث ساقط شد. حال پس سال‌ها رنج و عذاب، همه باید توجه داشته باشیم که در برنامه‌هاى سیاسى خود، دچار کم‌کارى و کوتاهى نشویم تا خداى ناکرده زمینه براى فرصت‌طلبان و منافقان فراهم نگردد.

در طول تاریخ عراق، از عصر بنى‌امیه تا سقوط حزب بعث، دولت فعلى یک نمونه نادر و بى‌همتاست و اولین بار در تاریخ عراق است که مردم به خیابان‌ها مى‌آیند و خود، نمایندگان مجلس را انتخاب مى‌کنند و از این طریق رؤسا و اعضاى دولت را طبق قانون برمى‌گزینند. این یعنى حکومت و تصمیم‌گیرى‌هاى آن به مردم منتقل مى‌شود و مردم احساس مى‌کنند که با اختیار و انتخاب خود، سرنوشت خویش را رقم مى‌زنند.

امروز این خواست تاریخى مردم عراق، براى همه، چه شیعه و چه سنى، به صورت نسبى و نه کامل تحقق یافته، ولى متأسفانه مى‌بینیم دولت کنونى از سوى کسانى که تأثیر کلام را درک نمى‌کنند، مورد نقدهایى قرار مى‌گیرد که بیش از آن‌که جنبه خیرخواهى و نصیحت داشته باشد، تخریبى و براندازانه است. من این را در حالى مى‌گویم که خود در همین فضا زندگى مى‌کنم و نقص و کاستى‌هاى عمدى و از سر اشتباه و نقاط ضعف و رخنه‌هاى فراوان در ساختار این دولت را نیک مى‌شناسم و مى‌دانم که وضعیت در واقع چگونه است. اما این‌همه نباید باعث شود که ما در تعامل با این دولت از نقد سالم و درست، به نقدهاى تخریبى روى بیاوریم و ناخودآگاه از سخنان و حرکات مرموز و سؤال‌برانگیز حمایت کنیم. باید کاملًا متوجه باشیم که با وجود همه خطاها و نقطه‌ضعف‌ها، فکر جایگزین شدن دولتى‌ به جاى این دولت، نتیجه‌اى جز بازگشت حاکمیت احزاب و باندهاى قدرت پیشین ندارد.

ما در زمانه و موقعیت بغرنجى زندگى مى‌کنیم و باید با این دولت و حکومت از سر حکمت و خِرد تعامل نماییم و این نشانه انفعال و کوتاه آمدن در مقابل خطاها و کمبودها نیست، که این کار در دین خدا حرام است و امر به معروف و نهى از منکر یک واجب شرعى است که نباید در آن اهمال و کوتاهى کرد. اما همه موضع‌گیرى‌هاى ما باید براساس عقل و حکمت باشد تا به دشمنان اسلام و عراق فرصت ندهیم برنامه‌ها و قوانین سیاسى ما را تخریب و به طور کامل از درجه اعتبار ساقط کنند.

اکنون آمریکا در مسئله حاکمیت عراق، خود را در مقابل کار انجام شده مى‌بیند و ناچار است از این منظر با حکومت فعلى تعامل نماید. بى‌شک دولت عراق هرگز در پى راضى نگاه داشتن آمریکا و عمل بر طبق خواست او نیست. آمریکا حکومتى را مى‌پسندد که در برابر نفوذ و سلطه‌اش مطیع و رام باشد و هیچ صورتى براى او بهتر از بازگشت حکومت‌هاى حزبى و باندى در عراق نیست.

ب) سهم‌خواهى و شراکت در عراق، چیزى است که وجود دارد و حکومت نمى‌تواند آن را نادیده انگارد. این سهم‌خواهى متأسفانه در عراق براساس قومیت‌گرایى و طایفى‌گرى شکل گرفته و گاه در محدوده یک خط و یک طایفه خود را نشان مى‌دهد. بى‌شک عناصر گزینش‌هاى درست و تصمیم‌گیرى‌هاى به‌جا در بیشتر حالات یکجا به دست حاکمیت نیست و این نتیجه طبیعى گرایش‌هاى قومى و قبیله‌اى موجود در سرزمین عراق مى‌باشد. امروز بسیارى از برنامه‌ها و طرح‌هاى خوب و درست، به سبب همین چالش‌ها و برخوردهاست و حکومت خود را ناچار به کنار آمدن با آنها مى‌بیند. این سخن از باب توجیه عملکردهاى خطا در حکومت نیست؛ بلکه واقعیتى است که همه با آن آشنایند.

ج) همچنان‌که گفتیم، حاکمیت خطاها و کاستى‌ها و نقاط ضعفى دارد که هیچ قابل توجیه نیست و برخى عناصر فاسدى که از دوران حکومت بعث در وزارت‌خانه‌ها و مراکز تصمیم‌گیرى بر جاى مانده‌اند، هنوز بر سر کارند. حکومت باید با اندیشه و جدّیت با آنها برخورد کند و نسبت به درمان بیمارى‌هاى ادارى که میراث نظام بعث است، سستى و سهل‌انگارى نورزد.

با توجه به این سه نکته مهم که شرح دادم، معتقدم که روش صحیح تعامل منبر امام حسین (ع) و منبر نماز جمعه با حکومت فعلى عراق باید با عنایت به آنچه گفته شد، انجام گیرد. پس درست نیست که حساب سیاست سهم‌خواهى قومى و طایفه‌اى و گرایش‌ها و چالش‌هایى را که در تشکیل حکومت دخیل است، از حساب موقعیت‌هاى سخت حاکمیت فعلى جدا کنیم یا نقد و ایراد به دولت را تا حد رسواگرى و براندازى و تخریب پیش ببریم؛ چه در مواردى که نقد صحیح است، یا صحیح نیست. از سوى دیگر در مورد خطاهایى که حکومت مرتکب مى‌شود و اکنون وجود دارد، نباید ساکت ماند. خداى متعال از ما مى‌خواهد که امر به معروف و نهى از منکر کنیم و مراقب اعمال حاکمیت باشیم.

از خداوند مى‌خواهم که این منبر حسینى را که نداى حق سر مى‌دهد و مدافع اسلام و حقوق مردم و مقاومت در برابر ظالمان و پاس‌دار پاکى شریعت سیدالمرسلین (ص) است، براى ما نگاه بدارد. والحمدلله رب العالمین.