جریان مخوف و هولناکى که این روزها در عراق و سوریه بر جان و مال و ناموس مردم سلطه یافته و حرث و نسل را به نابودى کشانده و خود را «دولت اسلامى عراق و شام» یا «داعش» مىنامد، رشدى همانند سلولهاى سرطانى دارد. ابتدا فتنه خونبار خود را در سوریه به نمایش گذاشتند و سپس با خیانت برخى مقامات محلى، به ناگاه و با سرعتى شگفتانگیز بر بخشهاى قابل توجهى از عراق سلطه یافتند. پیروان دولت رعب و خرافه، پس از ورود به عراق، هوس جدیدى به سرشان زد و دم از «خلافت اسلامى» زدند و مدعى شدند که مىخواهند حکومت عباسیان را از گورستان تاریخ بیرون بیاورند.
جریان یادشده تکیه بسیارى بر استفاده از رسانههاى مجازى دارد و با مجموعهاى از اخبار که با گزارشهاى ساختگى درهمآمیخته شده، مردم منطقه و جهان را از خود به هراس افکندهاند. این وحشت رسانهاى، در گسترش سریع حوزه نفوذ دولت رعب و خرافه کمتأثیر نبوده است. در نوشتار حاضر ابتدا به سیر تشکیل این جریان و وجوه تفاوت آن با دیگر جریانهاى فعال در منطقه پرداخته شده؛ سپس با در نظر گرفتن اولویت آن در مناسبات و مسائل معاصر منطقه و جهان اسلام، نگاهى خواهیم داشت به پدیدآورندگان این جریان و فوایدى که از ایجاد آن، شامل حالشان خواهد شد. در پایان مقاله نیز فرصتهایى که پدید آمدن و نابودى این جریانها مىتواند به دنبال داشتهباشد را بررسى خواهیم کرد.
آغاز فعالیتهاى داعش در عراق و سیر تاریخى آن
گروه «توحید و جهاد» به سرکردگى ابومصعب الزرقاوى در سال 2004 تشکیل شد و پس از بیعت او با اسامه بن لادن سرکرده سابق القاعده، این گروه به شاخه سازمان القاعده در عراق تبدیل شد. این گروه با گسترش عملیات خود، به یکى از قدرتمندترین گروههاى تروریستى در عراق تبدیل شد، تا اینکه زرقاوى در سال 2006 در اظهاراتى ضبط شده به صورت مصور از تشکیل شوراى مجاهدین به سرکردگى عبدالله رشید البغدادى خبر داد.
پس از آن، هسته اصلى داعش در 15 اکتبر 2006 طى نشستى بین گروههاى مسلح و در ضمن توافقى به نام «پیمان مطیبین» اعلام موجودیت کرد. این سازمان از ائتلاف چند گروه مسلح عضو القاعده و با نام «قاعدة الجهاد فى بلاد الرافدین (عراق)» شکل گرفت و ابوعمر البغدادى به عنوان اولین رهبر آن معرفى شد.
پیمان مطیبین، پیمانى بود که جمعى موسوم به مجلس شوراى مجاهدان عراق آن را به وجود آوردند. این اتحاد بین گروههاى «مجلس شوراى مجاهدان در عراق و شام»، «ارتش فاتحان»، «سربازان صحابه» و «گردانهاى یاران توحید و سنت» شکل گرفت. این پیمان در حقیقت اعلام نارضایتى این گروه از القاعده در عراق بود که پس از کشته شدن ابومصعب زرقاوى معروف به «ابوحمزه مهاجر»، تصمیم گرفت «ابوایوب مصرى» را به عنوان جانشین وى معرفى کند.
«شیخ ابواسامه العراقى»- که پایگاههاى اینترنتى سلفىها وى را یکى از رهبران جهادى عراق معرفى مىکردند- در یک نوار ویدئویى که در اینترنت منتشر شد، از اسامه بن لادن رهبر وقت القاعده خواست تا ابوایوب مصرى را از رهبرى گروه در عراق برکنار کند. ابواسامه در آن ویدئو که مؤسسهاى به نام «کلمه حق» آن را منتشر کرد، شکستهاى «ابوایوب مصرى» در عراق را فهرست کرده بود.
در 19 آوریل 2010 میلادى، نظامیان آمریکایى و عراقى طى یک عملیات نظامى در منطقه «الثرثار»، محلى را هدف قرار دادند که ابوعمر البغدادى و ابوحمزه المهاجر در آن حضور داشتند. در این درگیرى، دو سرکرده تروریستها به هلاکت رسیدند و تصویر اجساد آنها در رسانهها منتشر شد. یک هفته بعد، این گروه تروریستى در بیانیهاى هلاکت البغدادى و المهاجر را رسما اعلام کرد و پس از حدود 10 روز، مجلس شوراى دولت اسلامى عراق و شام، «ابوبکر البغدادى» را به عنوان جانشین ابوعمر البغدادى و «الناصر لدین الله سلیمان» را به عنوان وزیر جنگ خود انتخاب کرد. با روى کار آمدن ابوبکر البغدادى، دامنه عملیات و حملات این گروه تروریستى دوباره گسترش یافت و همزمان با آغاز بحران در سوریه، عناصر این گروه در سوریه نیز فعال شدند.
این گروه تا 19 آوریل 2010 که ابوعمر البغدادى کشته شد، عملیاتهاى متعددى را در مناطق مختلف عراق انجام داد. از نکات قابل توجه در این دوره، انحصار عملیات تروریستى گروه در داخل عراق بود؛ در حالىکه خاک سوریه، عقبه لجستیکى گروه براى انتقال سلاح و نیرو بود.
تحلیلگران، گروه داعش را بازوى اصلى القاعده در منطقه مىدانند، اما به دلیل اختلافات، جنایات و وحشى گرىهاى علنى آن، القاعده به طور رسمى ادعاى داعش مبنى بر وابستگى به خود را در سالهاى بعد رد کرد.
پس از مرگ ابوعمر و روى کارآمدن ابوبکر البغدادى، عراق شاهد گسترش بسیار چشمگیر کمى و کیفى عملیات تروریستى بود که از آن میان مىتوان به عملیات حمله به بانک مرکزى عراق، وزارت دادگسترى و حمله به زندانهاى ابوغریب و الحوت که منجر به فرار هزاران تروریست شد، اشاره کرد.
پس از آغاز بحران سوریه و درگیرى گروههاى تروریستى و مسلح مختلف با ارتش سوریه، گروههاى تروریستى نیز در بین خود دچار اختلافات بسیارى شدند و به چند گروه تقسیم شدند که علاوه بر جنگ با ارتش سوریه، با همدیگر نیز به جنگ و نبرد مىپردازند. در اواخر سال 2011، گروهى موسوم به «جبهه النصره» به سرکردگى ابومحمد الجولانى اعلام موجودیت کرد و طولى نکشید که توانمندى این گروه تروریستى با توجه به حمایتهاى گسترده برخى کشورهاى منطقهاى به طور چشمگیرى افزایش یافت تا اینکه در طى چند ماه، به یکى از مهمترین و قدرتمندترین گروههاى مسلح در سوریه تبدیل شد.
از زمانى که ابوابراهیم موصلى (یکى از رهبران معروف دولت اسلامى) در نوارى صوتى که سایت «منبر رسانه جهادى» آن را منتشر کرد، ایمن الظواهرى را مورد حمله لفظى قرار داد،
اختلاف بین جولانى و البغدادى به اختلاف بین البغدادى و الظواهرى تبدیل شد. پیام موصلى در این نوار صوتى این بود:
پیامى از دولت اسلامى عراق و شام براى گروه جهادى القاعده. سخنان برقآساى آتشین ما خطاب به ایمن الظواهرى تشنجى منحرف ... حوادثى که در میدان جهاد در عراق و شام شاهد آن هستیم و طوفانهایى که پایههاى دولت اسلامى عراق و شام را لرزاند، چیزى نبود جز نتیجه مکر و حیله افرادى که نه به پیروزىهاى خود، بلکه به پیروزىهاى رهبران جهادى مباهات مىکنند و به آن دل خوش کردهاند و مکر و حیله کسانى مانند ابوخالد السورى (از رهبران بارز القاعده که در حلب در شمال سوریه کشته شد) و گروهک دستنشانده شیخ دروغین ایمن الظواهرى که دائم درآتش فتنه مىدمند ....
آخرین مورد از حملات لفظى دولت اسلامى به رهبرى ابوبکر البغدادى به ایمن الظواهرى زمانى بود که نوارى صوتى از الظواهرى منتشر شد و در آن قتل ابوخالد السورى از رهبران جهادى معروف را به شدت محکوم و آن را به دولت اسلامى عراق و شام نسبت داد. در پاسخ به آن، در روز نهم آوریل 2013 میلادى، یک پیام صوتى از طریق شبکه «شیوخ الاسلام» منسوب به ابوبکر البغدادى پخش شد که در آن اعلام مىکرد جبهه النصره امتداد دولت اسلامى عراق است. وى در این نوار، تشکیل گروه دولت اسلامى عراق و شام (داعش) را با ادغام جبهه النصره و دولت اسلامى عراق اعلام کرد. این امر با مخالفت ابومحمد جولانى، رهبر جبهه النصره روبهرو شد. جولانى اعلام کرد که گروه متبوعش، تابع گروه اصلى القاعده به رهبرى الظواهرى است.
سابقه ارتباط بین جولانى و البغدادى به پیش از بحران سوریه بازمىگردد؛ یعنى زمانى که جولانى با گروه البغدادى بیعت کرد تا تحت فرماندهى وى در عراق بجنگد. بنابر اعترافات جولانى، جبهه النصره با کمک مالى و نظامى دولت اسلامى در عراق تشکیل شده بود و از همین رو البغدادى جبهه النصره را شاخهاى از گروه خود مىدانست که به دست یکى از سربازانش تشکیل شده و با کمک مالى خود، آن را اداره مىکند. اما جولانى با رد پیشنهاد البغدادى و اعلام پیروى از گروه القاعده نشان داد که گروه النصره و البغدادى با هم تفاوت دارند.
بعدها ایمن الظواهرى سرکرده القاعده، تصمیم ابوبکر البغدادى رئیس گروه دولت اسلامى در عراق براى ادغام گروه خود با جبهه النصره را لغو کرد. الظواهرى تأکید کرد که فعالیتهاى دولت اسلامى در عراق فقط به عراق منحصر شود؛ ولى این موضوع خوشایند سرکرده داعش نبود و البغدادى در نوارى صوتى اعلام کرد که با درخواست ایمن الظواهرى درباره انحلال گروه داعش و جدایى از جبهه النصره، مخالف است. گروه دولت اسلامى عراق و شام تا زمانى که نبضشان مىزند و خون در رگهاىشان جارى است، باقى خواهد ماند و حاضر به عقبنشینى و چانه زدن نیست. البته با وجود این اختلافات، این دوگروه چندین عملیات تروریستى مشترک را در عراق و سوریه با همکارى هم انجام دادند.
داعش با بهره گرفتن از تسلیحات پیشرفته و کمکهاى مالى قابل توجه، به سرعت خود را به مناطقى که گروههاى مسلح مخالف سوریه در نبرد با ارتش این کشور تصرف کرده بودند تحمیل کرد و به نوعى مناطق گستردهاى از امتداد رود فرات و بخش گستردهاى از شمال سوریه را محل تاخت و تاز خود کرد.
ابوبکر البغدادى کیست؟
اطلاعات دقیق و تأیید شدهاى از البغدادى در دست نیست. در زندگىنامه منتشر شده درباره او توسط حامیانش، نام واقعى او «ابراهیم عواد ابراهیم على البدرى السامرایى» و تاریخ تولدش 1971 در شهر سامراء ذکر شده است. وى داراى نامها و القاب بسیارى است؛ از جمله: «على البدرى السامرایى»، «ابودعاء»، «دکتر ابراهیم»، «الکرار» و «ابوبکر البغدادى».
اطلاعات درباره او گنگ و گاه متناقض است. گفته مىشود که در زمان حمله آمریکا به عراق، پیشنماز یکى از مساجد سامراء بوده است. برخى نیز گفتهاند در زمان حکومت صدام، او جزو یک گروه مسلح افراطى بوده است. همچنین در خبرى داستانگونه ادعا شده که او چهار سال در اردوگاهى به نام «بوکا» که بسیارى از سران القاعده زندانى بودهاند، زندانى بوده است و همنشینى او با افراطیون در این زندان، اعتقادات وى را به این وضع کشانده است. همچنین گفته شده که وى در زمان آزادى از این زندان به نگهبانان گفته است که روزى آنها را در نیویورک ملاقات خواهد کرد!
البغدادى که در سال 2009 به گروه نوپاى «دولت اسلامى عراق» پیوست و از فرماندهان آن شد، از سوى دولت آمریکا رسما به عنوان تروریست معرفى شد و در ازاى هرگونه اطلاعاتى که منجر به شناسایى و دستگیرى وى شود، جایزه 10 میلیون دلارى تعیین کرد. اما البغدادى همچنان به فعالیتهاى تروریستىاش ادامه داد. به گفته برخى، البغدادى همچنان قوىترین رهبر در بین گروههاى افراطى است. در ادعاهایى ثابت نشده، گفتهاند که وى فارغ التحصیل دانشگاه اسلامى بغداد است و دورههاى لیسانس و فوق لیسانس و دکترا را در این دانشگاه گذرانده و به عنوان استاد و معلم و مبلغ مذهبى در عراق فعالیت کرده و با فرهنگ اسلامى و علوم و فقه شرعى آشناست و اطلاعات بسیارى نیز در علوم تاریخى دارد.
البغدادى در خانوادهاى با عقاید سلفى تکفیرى متولد شده و شیخ عواد بن ابراهیم، پدر او از بزرگان عشیره «آلبوبدرى» در عراق است. او تا مدتها با نام مستعار «دکتر دعا» خود را معرفى مىکرد. یک حساب کاربرى در توئیتر نیز چندى پیش به افشاى پشت پرده مناسبات القاعده و شخصیت ابوبکر البغدادى پرداخت. به گفته مالک این حساب نام اصلى البغدادى «ابراهیم عواد ابراهیم بوبدرى بن عرموش» است. ابوبکر کنیه مستعار و البغدادى لقب جنبشى وى است. چون او متولد سامراست و اصلا اهل بغداد نیست. گفته شده یکى از شرایط خلافت تکفیرىها این است که باید نسبشان به قریش برسد. ازاینرو البغدادى ادعا کرده که نسبش به امام حسن بن على (علیهما السلام) مىرسد. این در حالى است که اعضاى عشیره بوبدرى تاکنون چنین ادعایى نداشتهاند. علاوه بر این، در سال 2009 نیز گروه نسبشناسان علوى و هاشمى، ادعاى وى را در مورد هاشمى بودن رد کردند.
البغدادى فعالیتهاى خود را ابتدا در زمینههاى مُبلغ مذهبى و تربیتى آغاز کرد و سپس مسیر خود را به سوى فعالیتهاى تروریستى تغییر داد و به عنوان یکى از قطبهاى سلفى جهادى و برجستهترین رهبران تکفیرى در دو استان دیالى و سامراء در عراق مطرح شد. نخستین فعالیتهاى تروریستى او از مسجد امام احمد بن حنبل آغاز شد و گروههاى کوچکى در منطقه تشکیل داد که به عملیات تروریستى در عراق و جنگهاى خیابانى که عراق طى سالهاى گذشته شاهد آنها بوده، دست زدند. وى سپس گروهى به نام «گروه اهل سنت و جماعت» را با همکارى برخى از شخصیتهاى سلفى که اندیشه و روش و هدفى همانند او داشتند، تشکیل داد و فعالیتهاى خود را در بغداد، سامراء و دیالى گسترش داد و سپس با این گروه به مجلس شوراى مجاهدین پیوست و هیئتهاى شرعى را در این مجلس سازماندهى کرد و خود به عنوان یکى از اعضاى مجلس تا اعلام دولت اسلامى عراق در آن فعالیت کرد. در طول این مدت، بین «ابوبکر البغدادى» و «ابوعمر البغدادى» روابط عمیقى شکل گرفت، تا حدى که ابوعمر پیش از کشته شدن وصیت کرده بود که ابوبکر البغدادى به عنوان جانشین وى براى رهبرى دولت اسلامى در عراق انتخاب شود.
دولت اسلامى در عراق، تاریخچهاى خونین و طولانى دارد. از هنگامى که ابوبکر البغدادى رهبرى این گروه را بر عهده گرفت (به غیر از عملیاتى که القاعده در عراق در دوران الزرقاوى و پس از او انجام داد) در عملیات و حملات تروریستى گستردهاى شرکت کرد که در آنها هزاران عراقى جان خود را از دست دادند. مشهورترین این عملیات حمله به مسجد امالقرى در بغداد است که به کشته شدن خالد الفهداوى نماینده مجلس عراق انجامید. همچنین حملات انتقامجویانه مربوط به قتل اسامه بن لادن رهبر شبکه القاعده که به شهادت صدها نفر از نیروهاى ارتش و پلیس عراق و شهروندان عراقى منجر شد، از دیگر جنایت او به شمار مىرود. البغدادى در سایت اینترنتى شبکه القاعده مسئولیت یکصد عملیات انتحارى براى انتقامجویى از قتل بن لادن را بر عهده گرفت و سپس به عملیات دیگرى از جمله حمله به مقر وزارت دادگسترى و حمله به زندانهاى ابوغریب و الحوت دست زد.
تفاوتهاى داعش با دیگر جریانانهاى تروریستى
گروه داعش یک ساختار سازمانى دارد که متشکل از امراى مناطق و مجالس شوراى مجاهدین و فرماندهان عملیاتى است؛ اما این امور سازمانى و تشکیلاتى کاملا محرمانه است. گویا فرماندهان داعش در سوریه، از امراى شبکه القاعده در عراق پىروى مىکنند. به نظر مىرسد که مبانى تفکر داعش، محور اساسى اختلاف آن با دیگر جریانهاست. گروه البغدادى با این تفکر که خود دولتى مستقل است، اعلام حکومت و امارت مىکند و براساس دیدگاه خاص خود، حدود و احکام را نیز اجرا مىکند؛ در حالى که جریانهاى دیگر، خود را دولت نمىدانند. آنان خود را گروهى مجاهد و مبارز دانسته و نه تنها احکام را بر شهروندان سورى اجرا نمىکنند، بلکه سعى بر تحمیل افکار خود به دیگر گروههاى مبارز نیز ندارند.
جبهه النصره به دست مجموعهاى از رهبران سوریهاى تشکیل شده است؛ کسانى امثال جولانى که سالها در زندان سوریه بودهاند و با استفاده از عفو عمومى آزاد شده بودند، کسانى که پیش از آغاز بحران سوریه، مخفیانه به دعوت مشغول بودند و دیگرانى که زیر پرچم القاعده سالها در افغانستان، عراق و چچن جنگیده بودند و با شروع بحران سوریه براى جنگیدن، دوباره بازگشتند. یکى از این افراد «ابومحمد الفاتح» معروف به «جولانى» رهبر گروه النصره است. وى شخصیتى دانشگاهى و سورى الاصل است که سالها در عراق و چچن و دیگر کشورها جنگیده است. البته ناگفته نماند که تعداد اندکى از دیگر کشورها نیز در گروه النصره وجود دارند.
اما در طرف مقابل، داعش بیشتر بر نیروها و سربازان بیگانه متکى است و چه در بین سربازان و چه در کادر رهبرى، تعداد اندکى از سورىها قرار دارند. این امر نشان مىدهد که گروه النصره اوضاع سوریه را بیشتر درک و مراعات مىکند. علاوه بر این، داعش معتقد است که از بطن انقلاب سوریه به وجود آمده؛ اما این معیار نیز پذیرفتنى نیست که هر کس در انقلاب سوریه نقش داشته و دارد، مىتواند آینده این کشور را رقم بزند.
عناصر گروه داعش مانند جبهه النصره، از بىرحمترین تروریستهاى حاضر در سوریه و عراق هستند. فیلمها و تصاویر منتشر شده از جنایتهاى این گروه تروریستى موجب شد که حامیان گروههاى مسلح در سوریه مدعى شوند که از این گروه حمایت نمىکنند. حتى برخى گروهها نیز براى افزایش دریافت حمایتهاى بینالمللى خود را مخالف این گروه جلوه داده و با داعش وارد جنگ شدهاند.
پشتیبانان مذهبى داعش
بنابر اخبار منتشر شده، پشتیبانى مذهبى داعش را جریان «صحوه» عربستان بیش از دیگران برعهده داشته است. افرادى چون محمد العریفى، ناصر العمر و عدنان عرعور مهمترین و مشهورترین افرادى بودند که فتاواى شنیع شیعهکشى و فحشاى موسوم به جهاد نکاح را عرضه کردند و بارها بر طبل دشمنى با اهلبیت رسول خدا (علیهم السلام) کوبیدند. البته پس از ماهها سکوت، برخى از فقهاى بنام و مشهورتر وهابیت عربستان، مانند عبدالعزیز آل شیخ، مفتى اعظم وزیر فتواى عربستان، از جریان داعش برائت جسته و از آن اظهار بىزارى کردند.
مهمترین تمایزات فقهى داعش با دیگر جریانات اهل سنت را اولا در شدت شیعهستیزى آنان مىتوان دید که به مراتب شدیدتر از دیگر جریانات وهابى، از شیعیان و آثار اهلبیت (علیهم السلام) متنفرند و خون آنان را مباح شمرده و با وحشیانهترین روشها خون آنان را مىریزند.
پدیده بىسابقه و متحیر کننده دیگر، عمل شنیعى موسوم به جهاد نکاح است که از مهمترین تفاوتهاى داعش با دیگر جریانهاى اسلامى به شمار مىآید. فتاواى شنیع جهاد نکاح را همان فقهاى موسوم به جریان صحوه طرح کردند و در ابتدا جواز رابطه یک زن با چند مرد (رزمنده و مخالفان دولت سوریه) داده شد. در مرحله بعد و در صورت نبودن زنان داوطلب، اجازه تجاوز به زنان و دختران شیعى و علوى سوریه داده شد. در مرحله سوم، وقاهت را به نهایت رساندند و گفتند که در صورت نیافتن دو مورد یاد شده، معارضان سورى مىتوانند با محارم خود و حتى دیگر مردان رابطه جنسى داشته باشند! و حتى فیلمهایى نیز از صحنه رابطه جنسى مردى با نوهاش منتشر شد.
نکته بسیار جالب درباره داعش این است که به رغم تکیه جدى و بسیار شدید آنان به رسانهها، تاکنون هیچ خبر یا تصویرى درباره انجام مراسم و مناسک عبادى آنان منتشر نشده است. تنها خبر از این نوع، تصویرى است که گویا از خطبهخوانى نماز جمعه البغدادى درباره اعلام آغاز خلافت اسلامى پخش شد. قابل توجه اینکه همین نماز جمعه هم اگر واقعا برپا شده باشد، گویا صرفا فقط خطبهاى چند دقیقهاى بوده و نمازى در پى آن اقامه نشده است.
اطلاع دقیقى از اینکه آیا این گروه اساسا اهل عبادت و انجام مناسک هستند یا خیر، در دست نیست، اما با توجه به آنکه بسیارى از محکومان به اعدام و جانیان کشورهاى مختلف (که به طور مشخص از زندانهاى عربستان و عراق گریختهاند) در صفوف داعش قرار دارند، مىتوان مدعى شد که بسیارى از آنان اهل عبادت حتى صورى نیستند. البته در آغازین روزهاى اشغال موصل، اجبار مردم به بستن مغازهها و کسب و کار در زمان اذان را در فیلمهاى تبلیغاتى خود رسانهاى کردند.
ویژگى سوم داعش، تکیه بر انجام خشن حدود اسلامى و رسانهاى کردن آنهاست. مواردى مانند قطع دست به سبب دزدى، شلاق زدن به سبب شرکت نکردن در نماز جمعه و نیز به صلیب کشیدن خاطیان که رفتارى یهودى و نه اسلامى است، از جمله این موارد به شمار مىآید. داعش پس از تسلط بر شهر رقّه در سوریه، قوانینى را وضع کرد که عدول از آنها مستوجب مجازات سنگین است. در این قوانین هیچ نشانهاى از مظاهر دینى دیده نمىشود. فهرست این قوانین به شرح زیر است:
پشتیبانان سیاسى داعش
به رغم باور عموم بزرگان وهابى به رضایت و پذیرش ولایت مطلق هر حاکمى، داعش به تبعیت از جریان صحوه عربستان تلاشش را براى براندازى دولتهاى مختلف به کار مىبرد تا خود به حکومت برسد. جریان داعش ابتدا در عرصه سیاسى صرفا به کنار گذاشتن دولت بشار اسد و ظهور بهار عربى در سوریه بسنده مىکرد؛ اما در ادامه و با استفاده رسمى از عبارت داعش اعلام کردند که به دنبال تأسیس دولتى فراگیر در عراق و شام هستند و در نهایت با عبارت «الخلافة الاسلامیة» چنین وانمود کردند که به دنبال احیاى امپراتورى اسلامى دوره عثمانى هستند. نکته قابل توجه این است که حاکمان ترکیه آرزوى احیاى امپراتورى اسلامى را پیش از آن به زبان آورده بودند و با توجه به پشتیبانى ترکیه از جریان داعش، این گزارهها در کنار هم مىتواند نشان دهنده تلاش ترکیه براى سلطه بر جهان اسلام به هر قیمت باشد.
در ذیل، برخى از نقشههایى که گستره خلافت اسلامى داعش را نشان مىدهد، درج شده است.
جنایات داعش
یکى از دلایل شهرت گروه تروریستى داعش، انجام عملیاتهاى تروریستى غیر انسانى در سوریه بود. انتشار تصاویرى از «ابوعبدالرحمن العراقى» به عنوان یکى از خشنترین اعضاى گروهک داعش در هنگام بریدن سر سربازان و مردم در روستاهاى شهر حلب، موجب انزجار عمومى از این گروه تروریستى شد. آنان حتى به اعضاى دیگر گروههاى تروریستى که به لحاظ فکرى به آنان نزدیک هستند، رحم نکرده و پس از ایجاد اختلاف میان داعش، جبهه النصره و احرار الشام تصاویرى را از سرهاى بریده اعضاى گروه احرار الشام منتشر کردند.
اهمیت و اولویت توجه به داعش
دراین باره به نقل بخشى از بیانات رهبر معظم انقلاب در تاریخ 14 خرداد 1393 اکتفا مىشود که فرمودند:
امروز یک عدهاى در بخشهاى مختلف دنیاى اسلام بهنام گروههاى تکفیرى و وهابى و سَلَفى، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع، دارند تلاش مىکنند؛ کارهاى بدى مىکنند؛ کارهاى زشتى مىکنند؛ اما اینها دشمنهاى اصلى نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنى مىکنند؛ حماقت مىکنند؛ اما دشمن اصلى آن کسى است که اینها را تحریک مىکند؛ آن کسى است که پول در اختیارشان مىگذارد؛ آن کسى است که وقتى انگیزه آنها اندکى ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزهدار مىکند؛ دشمن اصلى، آن کسى است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل و ملت مظلوم ایران مىافشاند. اینها آن دست پنهانِ سرویسهاى امنیتى و اطلاعاتى است. لذا ما مکرر گفتهایم این گروههاى بىعقلى که به نام سَلَفىگرى، به نام تکفیر، به نام اسلام با نظام جمهورى اسلامى مقابله مىکنند، دشمن اصلى نمىدانیم؛ ما شما را فریبخورده مىدانیم. به اینها گفتهایم: (لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِینَ)؛ (مائده/ 28)
تو اگر خطا مىکنى، اشتباه مىکنى، کمر به قتل برادر مسلمان خودت مىبندى، ما تو [آدمِ] نادان و جاهل را کسى نمىدانیم که بایستى کمر به قتل او ببندیم؛ البته از خودمان دفاع مىکنیم؛ هر کسى به ما حمله بکند، با مشت محکم ما مواجه خواهد شد؛ این طبیعى است؛ اما معتقدیم اینها دشمنان اصلى نیستند؛ فریبخورده هستند. دشمن اصلى آن دشمن پشت پرده است؛ آن دست نهچندان پنهانى است که از آستین سرویسهاى امنیتى بیرون مىآید و گریبان مسلمانان را مىگیرد و آنها را به جان هم مىاندازد.
امکانات و نیروهاى نظامى داعش
گروه داعش تعداد زیادى تانک، موشک و خودروهاى زرهى و انواع سلاح در اختیار دارد که از حامیان خود، بهویژه عربستان و قطر دریافت کرده است. برخى منابع اعلام مىکنند که این گروه تروریستى، 15 هزار جنگجو دارد که بر اساس برآورد کارشناسان 7000 تن از آنان، از اتباع کشورهاى مختلف جهان هستند. داعش علاوه بر عراق و سوریه، با پذیرش مسئولیت برخى انفجارهاى لبنان نشان داد که قلمرو خود را تا لبنان گسترش داده است.
تابعیت و هویت اعضاى داعش پس از کشف اجساد یا دستگیرى اعضاى این گروه تروریستى نشان مىدهد که بیشتر این تروریستها با همکارى برخى طرفهاى منطقهاى از عربستان، لیبى، یمن و چند کشور دیگر گردآورى و سازماندهى شدهاند. سلاح و مهمات و تجهیزات این گروه نیز بیانگر حمایت گسترده مالى و تسلیحاتى طرفهاى منطقهاى مانند عربستان و قطر از این گروه تروریستى است. افزون بر پولهایى که از سوى کشورهاى خلیج فارس براى این گروه فرستاده مىشود، تسلط داعش بر حوزههاى نفتى سوریه نیز باعث افزایش توان مالى آن شده است.
بنابر مشاهده و گزارش شاهدان عینى، افرادى از حدود 85 کشور جهان در میان داعشیان دیده مىشوند که در میان آنان چهرههاى اروپایى و آمریکایى که گاه در میان کشتهها اخبارشان منتشر مىشود، بیش از دیگران جلب توجه مىکند. چچنىهاى تکتیرانداز (معروف به ششنى و شیشانى) نقش قابل توجهى در پیشبرد اهداف داعش ایفا کرده اند. شاهدان عینى براى نگارنده این سطور نقل کردهاند که تروریستها سه گردان از لیبى به نامهاى معاویه بن ابىسفیان، حرمله و شمر بن ذىالجوشن به سوریه اعزام کرده بودند. گردان حرمله تکتیراندازهاى حرفهاى بودند و گردان شمر افراد را ابتدا زخمى مىکردند و سپس با قمه و شمشیرهاى بزرگى که داشتند، گردن آنان را مىزدند!
زمینههاى پذیرش و عضوگیرى
پذیرش این جریان مخوف و کثیف از سوى اعضا را مىتوان معلول این عوامل دانست:
دلارهاى نفت عربى
برخى از کشورهاى عربى، مانند عربستان، قطر و اردن که از گسترش تشیع هراس دارند و همزمان تعاملات بسیار نزدیکى با رژیم صهیونیستى برقرار کردهاند، بخشى از درآمدها و ثروت بادآورده و هنگفت نفتى خود را به نابودى جریانها و کشورهاى شیعه اختصاص دادهاند. اگر این دلارهاى فراوان از جریان داعش حمایت نمىکرد، هرگز نمىتوانست تا این اندازه رشد کند.
آزادى مشروط از زندان
برخى محکومان به اعدام در کشورهایى مانند عربستان، مشروط به حضور در میان معارضان سورى آزاد شدند. در واقع اینان رزم در کنار داعشیان و و حشىگرى به همراه آنان را شرط حیات خود یافتهاند. اینگونه زندانیان که افراد با تخلفات سنگین و خطرناک هستند، غالبا از وحشىگرى و جنایت لذت نیز مىبرند. بهخصوص که این لذت با کینه، شهوت و ثروت نیز همراه شود.
جهاد نکاح
فحشاى نوینى که جهاد نکاح نامیده شده را با شرایط و مراحلى که پیش از این گفته شد، نمىتوان در گرایش به داعش بىتأثیر دانست. البته معمولا مردان بیش از زنان از این فحشاى نوین استقبال کردهاند و غالبا زنان با توجه به منش وحشیانه داعشیان حتى در روابط جنسى، پس از مدتى از تنفروشى خود پشیمان شدهاند.
نمونه جدولى که در مساجد، براى تعیین زمان رابطه جنسى میان مردان با یک زن نصب مىکنند:
...
مأموریت از کشورهاى پشتیبان
بسیارى از افراد ردهبالاى جریان داعش که معمولا پس از کشته یا اسیرشدن، هویتشان فاش مىشود، از دیگر کشورها مانند عربستان، ترکیه و رژیم صهیونیستى اعزام شدهاند. این افراد معمولا افسران نظامى و اطلاعاتى کارکشته کشورهاى مبدأ بودهاند.
ارعاب و تبلیغات رسانهاى
رسانههاى مورد حمایت نظام صهیونیستى دنیاى مجازى، یکى از مهمترین سلاحهاى داعشیان است. اینان با استفاده از رسانههاى یاد شده، از سویى خبر پیروزىهاى واقعى یا خیالى خود را مخابره مىکردند و از سوى دیگر با مخابره رفتارهاى وحشیانه، بهخصوص سربریدنها و تجاوزهاى خود، ترس از داعش را در دل دیگران مىانداختند و آنان را مرعوب و مطیع خویش مىسازند. نتیجه این عامل را به طور مشخص در اشغال سریع و گسترده موصل عراق مىتوان مشاهده کرد. بخش رسانهاى داعش شامل دو مؤسسه رسانهاى فرقان و اندلس نیز فعالیتهاى تبلیغى- رسانهاى را پىگیرى مىکنند و تمام تصاویر تکان دهنده از طریق این رسانهها منتشر مىشود.
اینترنت و شبکههاى اجتماعى نقش بسیار مهمى را در گمراه کردن دختران و افتادن آنان در چنگ گروههاى تروریستى ایفا مىکنند؛ اما واقعیتها در سوریه و عراق برخلاف تصوراتى است که دختران پیش از رفتن به این مناطق در رؤیاهاى خود به دنبال آن بودند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، گروه داعش 1500 زن و دختر کم سن و سال را به برده جنسى عناصر خود تبدیل کرده است؛ حتى برخى از زنان به عنوان غنیمت خرید و فروش مىشوند. البته برخى از این دختران بعدها از سوریه به آلمان بازگشتهاند.
«هانس گئورگ ماسن» رئیس هیأت حمایت از قانون (نهاد اطلاعاتى داخلى در آلمان) اخیرا در مصاحبه با روزنامه آلمانى «راینیشه پست» گفته است: 4 دختر آلمانى، پس از معرفى با همسران آینده خود از طریق اینترنت، براى جنگ به سوریه رفتند. این دختران از واقعیت بىخبر بودند و نمىدانستند که چه سرنوشتى در انتظارشان است.
بیشتر این زنان و دختران با هدف تشکیل خانواده یا ازدواج با کسانى که از طریق اینترنت با آنان دوست شده بودند، به سوریه رفتهاند. برخى از آنان هم با مردانى در ارتباط بودند که براى عضویت در گروههاى تروریستى به سوریه یا عراق رفتهاند. روزنامه انگلیسى گاردین به نقل از «لویس کاپریولى» رئیس سابق یگان مبارزه با تروریسم در اداره امنیت داخلى فرانسه اعلام کرد: مشارکت زنان براى کمک به دیگر زنان در گروههاى تروریستى صورت مىگیرد.
«منتصر الدعمه» پژوهشگر امور افراطىگرى در بلژیک، در سایت خبرى المانیتور نوشت: «شدت گرفتن اسلامهراسى و قدرت گرفتن احزاب راستگرا در اروپا، از دلایل پیوستن دختران به گروههاى تروریستى است. سن و سال پایین دختران هم یکى از عوامل مهم این امر است ... بیشتر دختران معتقدند در جامعهاى که در آن زندگى مىکنند، هیچ جایگاهى ندارند. آنان احساس مىکنند که از بسیارى جهات حتى از سوى برخى مسلمانان رانده شدهاند؛ به همین دلیل وقتى با دخترانى برخورد مىکنند که احساس مشابهى دارند، فکر مىکنند که به انسانهایى دوستداشتنى و پذیرفتنى تبدیل شدهاند.
علاوه بر تبلیغات مستقیم داعش، تبلیغات غیر مستقیم نیز بسیارمؤثر بوده است. براى نمونه رسانههاى غربى اخیراً تصاویرى از نوشابههاى کوکاکولا را منتشر کردند که معادل انگلیسى داعش (Isis) بر روى برچسب تبلیغاتى آن نقش بسته است. عبارت نوشته شده بر این نوشابه بدین صورت است که «از نوشابه کوکاکولایتان به داعش هم بدهید!» این موضوع به سرعت توجه اهالى رسانه را به خود جلب کرد و در فضاى مجازى و مطبوعات سر و صداى بسیارى به راه انداخت. رئیس اداره بازاریابى شرکت کوکاکولا در پاسخ به هجمههاى وارد شده مدعى شد که هرگز منظور کوکاکولا از کلمهIsis داعش نبوده و منظورشان الهه مصر باستان است. «جان استاموس» در این باره اظهار داشت: «به نظر ما همیشه یک شانس براى برقرارى صلح و ایجاد رابطهاى دوستانه میان ادیان وجود دارد و این مهم مىتواند با نوشیدن یک کوکاکولاى خنک در دقایقى از روز حاصل شود».
حال این پرسش مطرح است که چرا شرکت کوکاکولا با گذشت 128 سال از ابداع فرمول اولیه این نوشیدنى (از سال 1886) اکنون به فکر صلح جهانى افتاده؟! اکنون که پدیده تکفیرى داعش با نام اختصارىIsis به جنایات فجیع روى آورده است. براى بررسى دقیق این اقدام باید توجه داشت که کوکاکولا یک محصول آمریکایى نیست؛ بلکه یک صهیونیست سرمایهگذار اصلى آن است.
با عنایت به این مهم و دانستن اینکه بسیارى از اعضاى گروههاى تروریستى معارض دولت سوریه، در سرزمینهاى اشغالى درمان شدند و بنیامین نتانیاهو نخستوزیر این رژیم به عیادت آنها رفته، فهم موضوع سادهتر خواهد بود.
اختلافات شیعه و سنى
سالهاست که نظام سلطه جهانى براى آزادى عمل خود و چپاول آسانتر جهان، آتش اختلافات میان شیعیان و اهل سنت را روزبهروز شعلهورتر مىکند. هیزم این آتش و برافروخته کردن آن را چند دهه است که جریان مجعول و دیننماى وهابیت بر عهده داشته است. تبلیغات انجام شده علیه دولت علوى و غیر شیعه سوریه، به دلیل رابطه نزدیک با نظام شیعى جمهورى اسلامى ایران و حزبالله لبنان، بهانهاى بود تا جریانهاى افراطى وهابىزده این کشور براى سرکوبى نظام حاکم خود اقدام به همراهى با جریانهاى سلفى کنند.
البته این عامل در عراق به مراتب بیش از سوریه تأثیر خود را نشان داد و عمده مناطقى که اکنون در دست داعش قرار دارد، مناطق سنىنشین عراق را تشکیل مىدهد. عوام اهل سنت عراق هرچند در ابتدا فریب وعده تشکیل دولت سنى در عراق را خوردند، اما پس از مدتى بسیار کوتاه، با بروز فجایع داعش در شهر و کاشانه خود، به اشتباه بزرگ و پرهزینه خویش پى بردند.
روایات آخرالزمانى درباره سفیانى
نوع رفتارها و اقداماتى که از داعشیان سر مىزند، چندان بى شباهت به روایات آخرالزمانى منابع اسلامى و بهخصوص اهل سنت نیست و به احتمال بسیار، از آن روایات الگوبردارى شده است. نوع جنایات داعش، مسیر حرکت آنان و بسیارى موارد دیگر را مىتوان با تفاوتهایى در روایات سفیانى مشاهده کرد. پژوهشگران حوزه مهدویت و مطلعان از احادیث، یقین دارند که داعش ربطى به سفیانى ندارد؛ اما توده مردم که نامى از سفیانى به گوششان خورده و اطلاعاتى جزئى و اجمالى از روایات دارند، بىاختیار تحت تأثیر تبلیغات رسانهها، این دو را یکى فرض کردند و طبیعى بود که براى برخى این امر، بهانه و عاملى براى گرایش به جریان داعش باشد. صحبتهاى «عرعور» مفتى عجیب و صاحب فتاواى مسخره (مانند چهل روز بر قابلمه کوبیدن براى اسقاط نظام سوریه) در این باره بىتأثیر نبود.
گونهشناسى جنایات
همانطور که اشاره شد، یکى از مهمترین عواملى که شهرت داعش را به دنبال آورد، جنایات بىرحمانه این گروهک تروریستى بود. در این بخش، نگاهى گذرا به این فجایع خواهیم داشت.
الف) جانى
اولین جنبه جنایتهاى داعش که توسط خودشان رسانهاى شد، رفتارهاى وحشیانه و حیوانى آنان بود. قتلعام، سر بریدن، بازى کردن با سرهاى بریده، پختن آنها، به دندان گرفتن جگر و قلب فرد کشته شده، به میله زدن سرهاى بریده، مثله کردن و ... برخى از مواردى بود که از رفتار آنان با افراد بزرگسال و حتى کودکان پسر و دختر رسانهاى شد و تنفر جهانیان را برانگیخت. همچنین ربودن افراد، افراط در کشتار، به آب انداختن کشتگان، گورهاى دستهجمعى، اعدامهاى عمومى، کشتار با هدفگیرى مستقیم و بسیارى موارد دیگر، هیچ احتمالى براى وجود ذرهاى رحم و انسانیت در وجود بىارزش آنان باقى نگذاشته است.
عناصر گروهک تروریستى داعش، پنجشنبه 8 خردادماه 1393، 150 دانشآموز دختر و پسر دبیرستانى کُرد ساکن منطقه عینالعرب که براى شرکت در امتحان نهایى مدرسه، عازم حلب بودند، ربودند. در همان روز، 193 تن از شهروندان کُرد را نیز که 17 تا 70 سال سن داشتند، در منطقه قباسین واقع در حومه شهر الباب در استان حلب ربودند و به جستوجوى خانهبهخانه این منطقه پرداختند.
نتیجه جنایات داعش، دهها هزار کودک و هزاران زن بیوه در عراق و سوریه است که آوارگى، سادهترین مشکل این روزهاى آنان است. مردمان بحرانزدهاى که گاه صدقات مختصر و تحقیر کنندهاى از کشورهاى مختلف و نهادهاى بینالمللى براى آنان ارسال مىشود تا هم بتوانند ژست قهرمانى و نوعدوستىشان را نگه دارند و هم در برابر اعتراضات جهانى سدى بسازند تا منافعى که در ادامه خواهیم دید، آسیب نبیند.
ب) زنستیزى شهوترانانه داعش
از رفتارهاى داعش چنین برمىآید که در نگاه آنان جنس زن صرفا ابزار شهوترانى مردان است و از هیچ شأن و حق انسانى دیگرى برخوردار نیست. تفاوتى هم میان زن همراه آنان یا مخالف و بىطرف نیست. علاوه بر اینکه جایگاه زنان نزد آنان تا این حد نازل است، حتما باید تحقیر و آزار بهخصوص زنان اتفاق بیافتد؛ وگرنه گویا در انجام وظیفهاى کوتاهى کرده باشند. اوج این جنایاتها صرف نظر از کشتارها و قتلعامها را باید در تصرف شهر موصل و مناطق اطراف آن ملاحظه کرد؛ جایى که زنان و کودکان در قرن بیستویکم توسط این گروه تکفیرى به «بردگى» کشیده شدند؛ به گونهاى که گزارشهاى منتشر شده فراوان در رسانهها و خبرگزارىهاى بینالمللى و منطقهاى تأکید مىکند که پس از صادرات و فروش نفت مسروقه از میدانهاى نفتى عراق و سوریه، اکنون فروش برده دومین منبع درآمد گروه تروریستى تکفیرى داعش را تشکیل مىدهد. این گزارشها تأکید مىکنند که گروه تروریستى تکفیرى داعش عملیاتهاى گسترده و بىشمارى را در مناطق تحت تصرف خود از جمله در موصل و رقه علیه اقلیتهاى عراقى و سورى، با هدف ربودن زنان و کودکان آنها به اجرا مىگذارد.
بنابر این گزارشها هدف از این آدمربایىها صرفا فروش این زنان و کودکان نیست؛ بلکه داعش از این اسرا به عنوان طعمهاى براى جذب جوانان ساده لوح در کشورهاى مختلف استفاده مىکند. در واقع داعش به تروریستهایى که جذب مىکند، وعده تأمین نیازهاى مادى و شهوانى آنها را به واسطه این زنان و کودکان مىدهد. اکنون چند ماهى است که سخن از آدمربایىهاى گسترده در شمال عراق و سوریه در میان است و جدیدترین اطلاعات به دست آمده از مناطق تحت تصرف داعش در موصل در عراق و رقه در سوریه حکایت از آن دارد که این گروه تکفیرى تروریستى دو بازار ثابت بردهفروشى را در این دو شهر دایر کرده است. براساس این گزارشها بازار برده فروشى شهر موصل در کوى «القدس» دایر شده و در شهر رقه، در شمال سوریه نیز بازار مشابهى با همین منظور به وجود آمده است.
گزارشهاى سازمان ملل تاکید مىکند که بسیارى از این زنان، پیش از فروخته شدن به عنوان برده از سوى عناصر تکفیرى داعش مورد انواع تعرضها و آزارهاى جنسى و بدنى قرار مىگیرند. گزارش منتشره در ماه اوت گذشته سازمان ملل به این امر اشاره مىکند که گروه تروریستى تکفیرى داعش اقدام به ربودن 500 زن از طایفه «یزیدىها» از یکى از روستاهاى شمال غربى عراق کرد تا بعدها به عنوان برده در بازارهاى موصل و رقه فروخته شوند. گزارش دیگر این سازمان تأکید مىکند که داعش اقدام به ربودن 150 زن مسیحى شهر موصل کرد تا براى فروش، به بازارهاى بردهفروشى رقه در سوریه منتقل شوند.
یکى دیگر از گزارشهاى سازمان ملل منتشره در اوت گذشته تأکید مىکند که صرف نظر از ربودن زنان و کودکان اقلیتها، داعش 2500 غیر نظامى عراقى را در این ماه ربوده که اغلب آنها را زنان و کودکان تشکیل مىدهند و 450 نفر از بستگان این افراد ربوده شده به این امر گواهى دادهاند. همین گزارش مىگوید که تعدادى از این زنان جوان و دختران نوجوان ربوده شده، به عنوان بَرده و براى تشویق، به عناصر این گروه که اغلب داراى تابعیت چچنى و افغانى هستند داده شده و مابقى در بازارهاى موصل و رقه فروخته شدند. یک دختر یزیدى که به واسطه عناصر تکفیرى داعش ربوده و موفق به فرار شده بود، در گفتوگو با بازرسان سازمان ملل تأکید کرده است که وى بارها پیش از فروخته شدن در بازار بردههاى داعش، مورد تعرض جنسى و آزار بدنى قرار گرفته بود.
منابع محلى در مناطق تحت تصرف داعش تصریح مىکنند که عناصر داعش از تعدادى از زنان به اسارت گرفته شده، به عنوان زندانبان استفاده مىکنند. در حالىکه برخى منابع محلى نیز تأکید کردهاند که داعش از این زنان و دختران نوجوان بالاجبار در عملیاتهاى خود استفاده و آنها را به خط اول نبردها اعزام و اسراى دیگر را وادار به دادن خون براى درمان مجروحان خود در نبردها مىکنند.
«عدى الخدران»، فرماندار شهر «الخلاص» از توابع استان نینوا تأکید مىکند: مدارکى وجود دارد که ثابت مىکند عناصر داعش پس از به اسارت گرفتن 250 زن از این منطقه، آنها را به منطقه «الکفاح» منتقل کرده و پس از برهنه کردن تمام آنها، به آنها تجاوز و تعرض کردند تا پس از آن، این زنان را در بازارهاى خود به عنوان برده به فروش برسانند.
گزارشهاى دیگر، از رواج پدیده جدیدى میان داعش پرده برداشته و تأکید مىکنند که این گروه تروریستى تکفیرى، تنها به فروش زنان و دخترانى که ربوده یا به اسارت مىگیرد، اکتفا نمىکند؛ بلکه تعدادى از آنها را با هدف کسب درآمد بیشتر به خانههاى فساد مىفروشد و در این باره شاهدان عینى تأکید مىکنند داعش دختران 12 ساله عراقى را به قیمت 30 هزار دلار به این مراکز فساد فروخته است. دیگر شاهدان عینى نیز اظهار مىکنند که قیمت زنان ایزدى و مسیحى در بازارهاى بردهفروشى موصل و رقه از 500 دلار تا هزار دلار تعیین شده است.
از نکات قابل توجه اینکه داعش براى این بازارها ساعات کارى خاصى را مشخص کرده است؛ به این صورت که ساعات کار بازار بردهفروشى موصل از 7 تا 10 صبح و از 16 تا 18 بعدازظهر مشخص شده و این زمانى است که عناصر داعش اغلب آزاد هستند تا به امور شخصى خود رسیدگى کنند. چند روز پیش نیز خبرگزارىها از فروش زنان یزیدى به اسارت گرفته شده توسط گروه تروریستى داعش در بازارهاى بردهفروشى عربستان سعودى فروخته شدهاند. سایت نشریه «فارین پالیسى» اقدام به انتشار گزارشى کرده که به تازگى از سوى سازمان ملل تهیه شده و در آن، اقدامات اخیر گروه تروریستى داعش علیه قومیتهاى مختلف در عراق و سوریه بررسى شده و آمده است:
در اوایل ماه اوت، تروریستهاى گروه داعش به یک روستاى کوچک یزیدىنشین در منطقه «سنجار» عراق حمله کرده و پس از تصرف این روستا، زنان آن را به زندان بادوش در موصل منتقل کردند. صدها زن و دختر دیگر نیز به یک مقر نظامى این گروه در تلّ عفر در استان نینوا انتقال داده شدند. در این منطقه، گروهى متشکل از 150 زن و همچنین دختر مجرد که اغلب یزیدى یا مسیحى بودند، انتخاب شده و به سوریه فرستاده شدند تا به عنوان هدیه در اختیار تروریستها قرار گرفته یا به عنوان برده جنسى فروخته شوند. این مطالب، بخشى از گزارشى است که روز گذشته دفتر حقوق بشر سازمان ملل در عراق منتشر کرده است.
این گزارش توسط کارشناسان سازمان ملل و از طریق مصاحبه با شاهدان عینى تهیه شده که توانسته اند از مناطق تحت سلطه داعش بگریزند. بر اساس این گزارش، تا پایان ماه اوت، 2500 نفر از مردم مناطق شمالى عراق در سنجار، تلّ عفر، نینوا و شیرخان توسط داعش ربوده شدهاند که بیشتر آنها را زنان و دختران تشکیل مىدهند. شاهدان عینى مىگویند تروریستهاى داعش پس از به اسارت گرفتن این افراد، دختران و پسران کم سن و سال را مورد تجاوز جنسى قرار دادهاند. از سوى دیگر، کسانى که از همراهى با داعش سر باز بزنند، خطر اعدام را به جان مىخرند.
این گزارش مىافزاید: زنان و کودکانى که از پیوستن به داعش سر باز مىزنند، یا در اختیار اعضاى گروه قرار داده شده و یا به دیگر مناطق قاچاق مىشوند و در موصل عراق یا رقه سوریه به فروش مىرسند. به زنان مزدوجى هم که پیوستن به گروه را مىپذیرند، گفته مىشود که ازدواجهاى سابق آنها دیگر رسمیت ندارد و آنها به همراه دختران ازدواج نکرده، باید به عقد اعضاى داعش دربیایند.
در منطقه «القدس» موصل بازارى براى فروش زنان توسط داعش ایجاد شده است. در این بازار، روى زنان و دختران برچسب قیمت زده شده و خریداران اقدام به چانه زدن درباره قیمتها و خرید آنها مىکنند! اغلب خریداران را جوانان همان نواحى تشکیل مىدهند و به نظر مىرسد داعش از این ابزار براى جذب جوانان این مناطق و عضوگیرى از آنها استفاده مىکند. زید رعد الحسین، کمیسر ارشد حقوق بشر سازمان ملل در بیانیهاى که به این گزارش پیوست شده، اعلام کرده که شدت جنایات و آزارهاى داعش، به حدى است که مىتوان آن را جنایت جنگى یا جنایت علیه بشریت نام نهاد. وى از دولت عراق خواسته تا زمینه لازم براى فعالیت دادستان دادگاه کیفرى بینالمللى براى تعقیب جنایتکاران در این کشور را فراهم کند.
ج) مالى
داعش را علاوه بر تروریستى بودن، مىتوان یکى از بزرگترین گروههاى راهزنى در جهان به شمار آورد؛ زیرا در مقابل چشم ناظران داخلى و خارجى، اموال فردى و عمومى را تارج کرده و براى نابودى حرث و نسل بشر آن را به کار مىگیرد. در ادامه، برخى از روشهاى این تاراج را معرفى مىکنیم:
ترکیه نه تنها این روزها در خیال احیاى امپراتورى عثمانى است، بلکه به تاراج نفت عراق و سوریه با کمک داعش مشغول است. مؤسسه آى. اچ. اس که در زمینه اطلاعات بازار و اقتصاد جهانى فعال است، اعلام کرد: داعش تأسیساتى نفتى را تصرف کرده است که تولید روزانه این تأسیسات به 350 هزار بشکه مىرسید، ولى داعش فقط حدود 50 تا 60 هزار بشکه نفت در روز تولید مىکند. اکثر محمولههاى نفتى که داعش در بازار سیاه مىفروشد، با کامیون از مرزهاى سوریه مىگذرد و وارد ترکیه مىشود و به قیمتى بسیار پایینتر از قیمتهاى جهانى فروخته مىشود.
داعش اراضى و اموالى را که در جنگهاى خود به دست مىآورد، مصادره کرده و آنها راغنایم جنگى مىداند و همین امر بر میزان اموال و دارایىهاى داعش افزوده است. داعش در ابتدا با تصرف مناطق مختلف سوریه، به خانههاى مردم هجوم برده و هر مقدار از اموال ارزشمند قابل جابهجایى را تاراج مىکرد و به اشکال مختلف بقیه اموال را از کاربرى انداخته و غیر قابل استفاده مىکرد.
یکى دیگر از منابع تأمین مالى گروهک تروریستى داعش، دریافت زکات و دیهها و نذورات اجبارى است. علاوه بر این، داعش براى ثروتمندان مسلمان در مناطقى که به تصرف خود درمىآورد، مالیاتى معادل 5. 2 درصد ثروتشان تعیین مىکند. این بخش نیز براى تأمین درآمدهاى داعش بسیار مهم و مؤثر است. داعش، مسیحیان ساکن کشورهاى اسلامى را نیز ملزم به پرداخت خراج مالیات براى زندگى در داخل کشورهاى اسلامى کرده است.
داعش پس از ورود آسان به عراق و تصرف چند ساعته مناطق وسیعى از این کشور با همکارى حزب بعث، تنها در یک نوبت بیش از 425 میلیون دلار از بانک مرکزى موصل به سرقت برد و سپس با افتخار فیلمهاى سلطه خود بر انبارهاى مواد غذایى این منطقه را منتشر کرد.
یکى دیگر از جنایات داعش که انزجار عمومى، بهویژه مسلمانان را از این گروه در پى داشته، هتک حرمت شخصیتهاى وارسته دنیاى اسلام است. تخریب مزار اویس قرنى، از یاران باوفا و گرانقدر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عمار یاسر، از صحابه پیامبر (صلى الله علیه و آله) و حضرت على (علیه السلام) در شهر رقّه در شمال سوریه، از جمله این جنایات بود. علاوه بر اینها بسیارى از آثار دینى به بهانه ستیز با مظاهر شرک مورد تعرض و تخریب آنان قرار گرفت. شاید شنیعترین موارد آن را بتوان نبش قبر حجر بن عدى، صحابى امیرالمؤمنین و امام مجتبى (علیهما السلام) دانست که با پوشش رسانهاى قابل توجهى به آن دامن زدند. حمله مداوم به حرمهاى مبارک حضرت زینب، رقیه و سکینه سلامالله علیهنّ در دمشق و تلاش جدى براى تخریب آنها در همین راستا بود. آنان صراحتا اعلام کرده بودند که حرم مطهر حضرت زینب (علیها السلام) را ویران کرده و جاى قبر مبارک ایشان مجسمهاى بزرگ از یزید بن معاویه را در حالى که سر سیدالشهدا (علیه السلام) را به دست دارد، نصب خواهند کرد!
داعش پس از ورود به عراق در اولین اقدامات خود تلاش کرد تا دوباره نسبت به حرم مطهر امامین عسکریین (علیهما السلام) و نیز کاظمین تعرض کند، اما با حضور به موقع نیروهاى نظامى و مردمى شیعى پیرو و عاشق اهل بیت رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در رسیدن به هدف شوم خود ناکام ماندند.
داعش به تخریب آثار و اماکن دینى عراق و سوریه اکتفا نکرد و آثار باستانى عراق و منطقه بابل را در نهایت بهت و ناباورى جهانى منفجر کرد. از جمله این آثار مىتوان به قلعه تاریخى تکریت، معروف به «قلعه صلاح الدین»، قبور باستانى این منطقه، مسجد تاریخى الاربعین و مناره 900 ساله الحدباء شهر موصل اشاره کرد. همچنین براساس اطلاعات بسیار موثقى که به دست آمده، سرویسهاى اطلاعاتى کشورهاى اروپایى و آمریکایى اعلام کردهاند: داعش در تلاش است که از دانشمندان علوم آثار باستانى کمک بگیرد تا براى کشف آثار باستانى در مناطقى که به دست مىآورند از آنها استفاده کند.
د) اعتقادى
داعش هویت و اعتبار افراد را براساس قراردادهاى خودش تعریف مىکند. شاخص اسلام و آزادى، قبول خلافت و دین آنان است و براى اثبات این مطلب، صفهاى طولانى توبه از گذشته زندگى تشکیل دادهاند. افراد پس از اقرار به حقانیت داعش مجوز زندگى وتردد دریافت مىکنند. بقیه اگر اسلام نیاورند و ثروتمند باشند، جزیه مىدهند؛ وگرنه باید از خانه و کاشانه آواره شوند و البته زنان و اموالشان براى داعشیان مباح است. بدتر از همه، وضع شیعیان یا کسانى است که ارتباطى با شیعیان دارند. مشکل آنان با توبه حل نمىشود و مردان آنان باید کشته شوند و زنانشان نیز پس از تأمین نیاز جنسى جنگجویان داعش و تعرض و تجاوز مکرر، باید کشته شده یا به عنوان برده به فروش برسند.
داعش تاکنون براى 11 هزار نفر از جمعیت مناطق مرزى عراق و سوریه گذرنامه داعشى صادر کرده است که روى جلد آن نوشته شده: «اگر به دارنده این گذرنامه آسیبى برسد، ارتشها را به خاطرش به حرکت درمىآوریم.» داعشىها خودروهاى مخصوص خود را دارند که با نشان خلافت خودخوانده داعش شمارهگذارى شده است.
شیعههراسى داعش
داعش از ابتدا هدف خود را نابودى شیعیان و از بین بردن هلال شیعى در منطقه بیان کرده است. براى همین کافى بود که کسى کوچکترین رنگ و بویى از تشیع داشته باشد. فیلمى که از اعدام چند راننده غیر شیعى در مرز عراق و سوریه به جرم داشتن اسامى على و حسین منتشر شد و نیز اعدام حدود 1700 دانشجوى شیعه دانشکده هوایى تکریت از فجیعترین خبرها و فیلمهایى بود که تاکنون منتشر شده است.
داعش در سوریه
روزنامه «الشرق الاوسط» مىنویسد: شاکله داعش را تندروهاى عراق، تونس و لیبى تشکیل مىدهند و هیچ یک از مخالفان سورى در این گروه حضور ندارند. به عبارتى، داعش در اصل و اساس زاییده عراق است. براساس آنچه در روزنامه الاشرق الاوسط درباره داعش منتشر شده، این گروه تروریستى پس از حضور در سوریه و انجام عملیات تروریستى، شهر رقّه را به عنوان پایتخت موقت خود قرار داده است.
رنگ رسمى این فرقه تروریستى مانند شبکه القاعده، سیاه است. رنگ ساختمان ها، خودروها و پرچم آنها نیز سیاه است. داعش مناطق تحت کنترل خود را مانند افغانستان به ولایتهاى متعدد تقسیم کرده است و هر ولایت داراى یک «امیر» و دادگاه اسلامى و شوراى خدمات اسلامى است. شوراى خدمات اسلامى نقش و فعالیتى مثل شهردارىها دارد. ظاهراً این گروه حتى در سوریه اتومبیلهایى را با پلاک دولت اسلامى شمارهگذارى کرده و بر اساس تصاویر منتشره، پلیس راهنمایى و رانندگى مخصوص خود را تشکیل داده است.
ورود داعش به عراق
همزمان با جنایاتى که داعش در سوریه انجام مىداد اخبارى مبنى بر جذب قبایل مناطق سنىنشین عراق منتشر شد. این اخبار همراه با فیلم و عکس سخنرانى داعشیان و بیعت رؤساى قبایل بود. این اخبار هولناک را رسانههاى مختلف، از جمله رسانههاى ایران منتشر مىکردند و خوانندگان بنابر حسى که گویا نوعى تفریح رسانهاى آمیخته با غفلت بود، به راحتى از کنار آن گذشتند تا اینکه سرانجام با پیوند داعش و پسماندههاى حزب بعث و طرفداران صدام، بخش قابل توجهى از خاک عراق اشغال شد.
در بیستم خرداد 93 پنجهزار نفر از افراد مسلح داعش شهر موصل را به تصرف کامل درآوردند. این در حالى بود که قبل از این، تنها سههزار نفر از نیروهاى داعش در شهر مستقر بودند که دوهزار و پانصد نفر آنها از خارج این استان آمده بودند و با سرویسهاى اطلاعاتى فعال در شهر موصل و پانصد نیروى دیگر موجود در این شهر توانستد شهر را به تصرف درآورند و نیروهاى خود را افزایش دهند. این افراد با حمله به زندان بادوش در نینوا، بیش از هزار و چهارصد زندانى را آزاد کردند. افراد مسلح همچنین به زندان التسفیرات و زندان مدیریت مبارزه با تروریسم در این منطقه حمله کردند و دهها زندانى را از این دو زندان آزاد کردند. همچنین انبارهاى سلاح استان الانبار، مراکز امنیتى و نظامى و ساختمان شعبهاى از بانک مرکزى در منطقه الدواسه را در دست گرفتند. افراد مسلح با حمله به انبارهاى سلاح، همه انواع سلاحهاى سنگین، از جمله خودروهاى زرهى و تانکها را به دست آوردند. شورشیان، کنسولگرى ترکیه در این شهر را نیز تصرف کردند.
عناصر داعش، در مناطق محدودى از برخى استانهاى عراق، به ویژه استان الانبار حضور دارند و عملیات تروریستى در کل عراق را هدایت مىکنند. بر اساس گزارشها و آمار منتشر شده، داعش در نیمه دوم سال 2013 نزدیک به 1400 خانه را در عراق منفجر و ویران کرد. طى این حملات 1996 نفر کشته و 3021 نفر زخمى شدند. سلاحها و مهمات و تجهیزات کشف شده از عناصر داعش، بیانگر گستردگى حمایتهاى خارجى از این گروه تروریستى در عراق است. دولت عراق بارها عربستان را به حمایت از این تروریستها در عراق متهم کرده است. برخى از عواملى که نقش فوقالعادهاى در سرعت گسترش اشغال موصل و نینوا داشته، از این قرار بود:
حمایت جدى و پشتیبانى مالى نظامى داعش توسط دولتهاى خارجى؛
همزمانى با ایام تغییر کابینه و دولت در عراق و آشفتگىهاى ناشى از آن؛
اشتباهات مدیریتى و اجرایى نورى مالکى و برانگیختن اعتراض دیگران، اعم از شیعیان و اهل سنت عراق؛
حضور جدى نیروهاى حزب بعث و گارد ریاست جمهورى عراق در کنار داعش؛
خیانت و اهمال عمدى مسئولان نظامى و امنیتى این مناطق و همکارى آنان با نیروهاى داعش؛
ضعف نظامى و قواى ارتش که به راحتى عرصه را براى داعش باز کردند؛
وحشت عمومى مردم از اقدامات وحشیانه داعش، به سبب اخبارى که پیش از آن منتشر شده بود؛
تحریک اختلافات شیعه و سنى در دنیا با شبکههاى مختلف ماهوارهاى و نارضایتى اهل سنت عراق از حکومت شیعیان بر خود، پس از چند دهه حکومت بر آنان؛ بهخصوص که با روى کارآمدن دولت پس از صدام دهها شبکه ماهوارهاى و تلویزیونى اختلاف برانگیز در عراق شروع به کار کردند؛
استفاده داعش از اصل غافلگیرى؛
ضعیف پنداشتن داعش توسط حکومت مرکزى عراق، به حدى که نورى مالکى در سخنرانى رسمى خود قول سرکوب کامل آنان را در یک یا دو روز داد؛
وسعت مناطق خالى از سکنه در این محدوده و فاصله زیاد مناطق مسکونى از هم؛
اختلافات درونى کابینه دولت مالکى؛
اختلافات جدى احزاب و گروههاى شیعى عراق با یکدیگر؛
استفاده داعش از زندانیان خطرناک محبوس در زندانهاى این منطقه؛
تسلط بر منابع و شریانهاى حیاتى منطقه.
چند روز پس از تسلط داعش بر مناطق شمالى عراق، گروهک تروریستى داعش در بیانیهاى، نام خود را به «دولت اسلامى» تغییر داد. بعد از آن «ابومحمد شامى» سخنگوى داعش بیانیهاى صوتى منتشر کرد که در آن، البغدادى خلیفه همه مسلمانان جهان معرفى شد. همچنین طبق این بیانیه همه مسلمانان جهان باید با البغدادى بیعت کنند و او را خلیفه خود بدانند. پس از این بیانیه، برگزارى نماز جمعه موصل براى داعش بسیار جدى شد. به گفته «ابراهیم الطائى» عضو شوراى شهر موصل، عناصر داعش شهروندان موصل را با بلندگو به شرکت در نماز جمعه دعوت کردند. همچنین تأکید کردند که شرکت نکردن در نماز جمعه، تخلف و مجازات آن 50 ضربه شلاق است. مراسم نماز جمعه شهر موصل در مسجد نورالدین، از مشهورترین اماکن مذهبى این شهر برگزار شد. در ویدئوى منتشر شده از این مراسم، فردى با ریش انبوه و عبا و عمامه مشکى ادعا مىکند که ابوبکر البغدادى است و در سخنان خود که گویا از سخنرانى تاریخى خلیفه نخست پس از به خلافت رسیدن در سقیفه الگو گرفته، مىگوید: «من رهبر شما هستم؛ هرچند که بهترین شما نیستم. پس اگر دیدید که به حق عمل کردم، مرا حمایت کنید و اگر دیدید اشتباه کردم، مرا نصیحت کنید» این ویدئو یک روز بعد از شایعه احتمال زخمى شدن البغدادى در سایتهاى وابسته به داعش منتشر شد. اما یک مقام عراقى در گفتوگوى خود با بىبىسى این فرد را بدل البغدادى دانست. همچنین کمیته امنیتى شوراى استاندارى نینوا در بیانیهاى اعلام کرد: «شخصى که در این تصاویر به سخنرانى مشغول است «ابوبکر الخاتونى» والى موصل است، نه البغدادى. ابوبکر البغدادى اصلا در موصل حضور ندارد»؛ موضوعى که هویت سرکرده داعش را دوباره به چالش کشیده است.
مناطق تحت نفوذ داعش در عراق و سوریه
در ابتداى جنگ داخلى سوریه، داعش و سایر گروههاى معارض سورى در اتحاد و ائتلاف با هم بودند؛ ولى در اواخر سال 2013 به تدریج خوى جاهطلبى داعش باعث بروز اختلافات شدید بین داعش از یک سو و سایر گروههاى مسلح سورى از سوى دیگر شد. در ژانویه 2014 داعش شهر رقّه را که 9 ماه بود گروههاى مسلح سورى تصرف کرده بودند اشغال کرد و به مانند انبار در عراق، آنجا را به عنوان پایگاهى براى تصرف سایر مناطق سوریه قرار داد. قلمرو داعش به سرعت گسترش یافت؛ به گونهاى که اکنون بخشهاى وسیعى از سوریه، از جمله استان رقه تقریبا به طور کامل، شرق و بخشهایى از شمال استان حلب، بیش از نیمى از استان دیرالزور، بخشهاى شرقى و جنوبى استان حسکه، بخشهاى شرقى استانهاى حمص و حماه در تصرف داعش قرار دارد.
تا پیش از ژانویه 2014 حوزه فعالیت داعش، پهنه وسیعى از مناطق بیابانى استان انبار (حد فاصل مناطق کویرى بین عراق، سوریه و اردن) بود و هنوز وارد رویارویى مستقیم با ارتش عراق نشده بود و به حملات ایذایى با استفاده از خودروهاى بمبگذارى شده یا انتحارى اکتفا مىکرد؛ ولى پس از این تاریخ، داعش با استفاده از طبیعت جغرافیایى منطقه که پوشش بیابانى دارد و همچنین بافت سنى و عشایر عام و بىسواد و فریفتن و تطمیع آنها توانست جایگاهى براى خود پیدا کند. از این تاریخ به بعد حوزه فعالیت داعش به سرعت گسترش یافت؛ به طورى که این روزها تقریبا به طور کامل بر دو استان انبار و نینوا و بر نیمى از استان صلاحالدین مسلط شده است.
در عراق، شش استان سنىنشین که به مثلث سنى معروف است، مراکز حضور تروریستهاى داعش است.
در سوریه در مناطقى از استانهاى الرقّه، حلب، حومه لاذقیه، ریف دمشق، دیرالزور، حمص، حماه، الحسکه و ادلب پراکنده هستند و در برخى از این مناطق نیز کنترل کامل را به دست گرفتهاند. میزان نفوذ آنها از استانى به استان دیگر متفاوت است. تصمیم این گروه تروریستى براى تحت کنترل درآوردن دیگر گروههاى مسلح در سوریه، به درگیرىهاى خونبارى میان این گروههاى تروریستى منجر شده است.
حامیان و تولیدکنندگان داعش
گروه داعش از حمایت عربستان و قطر و برخى کشورهاى خلیج فارس و دولتهاى غربى که منافع مشترکى دارند، برخوردار است. داعش با استفاده از مرز مشترک با عربستان و سوریه و دریافت تسلیحات و کمکهاى نظامى ازطریق این مرزها فعالیتهاى خود را در این چند سال به پیش برده است. این گروهک تروریستى به آسودگى، از مرزهاى بىمحافظ عربستان با صحراى الانبار، هر چه را که مىخواهند، به عراق منتقل مىکنند و از طریق مرزهاى مشابه با سوریه، به مناطق درگیرى مىرسانند.
پس از فعال شدن دستگاه امنیتى عراق و مسدود شدن راه عبور تسلیحات داعش از طریق مرزهاى عراق به سوریه، داعش در پى درگیرى با ارتش عراق، فعالیتهایش در این کشور نیز شدت گرفت و در یک سال گذشته، به جنگ و درگیرى در برخى شهرهاى عراق مبادرت نموده و بخشهایى از استانهاى مرزى عراق را به تصرف خود درآورده است.
کمکهاى حامیان خارجى همچنان به دست دو گروه داعش و جبهه النصره مىرسد. این کمکها در قالب حمایتهاى مالى، تسلیحاتى، لجستیکى، اطلاعاتى، آموزشى و غیره از سوى عربستان و قطر و ترکیه به همراه چند کشور غربى، موجب ادامه جنگ و ویرانى در سوریه شده است. سلاح و مهمات و تجهیزات این گروه نیز نشان از حمایت گسترده مالى و تسلیحاتى طرفهاى منطقهاى مانند عربستان و قطر از این گروه تروریستى است. علاوه بر کشورهاى یاد شده مىتوان کشورها زیر را نیز در زمره پدیدآورندگان داعش به شمار آورد:
آمریکا و انگلیس
هرچند آمریکا گروه داعش را در فهرست گروههاى تروریستى خود قرارداده، اما تا زمانى که تروریستهاى داعش در سوریه مشغول مبارزه با نیروهاى بشار اسد بودند، رسانههاى آمریکایى و غربى آنان را مبارزان آزادى و کسانى مىخواندند که به دنبال سرنگونى رژیمِ به قول رسانههاى غربى، تروریست بشار اسد هستند. اما با ورود داعش به عراق و اشغال ناگهانى بخشهایى از استان الانبار، رسانههاى غربى و آمریکایى شروع به مخابره اخبارى درباره این گروه تروریستى کردند که نشان از تغییر رویه این رسانهها درباره داعش داشت؛ هرچند در حقیقت این تغییر نیز راستاى اهداف غرب بود.
جالب اینجاست که با وجود اعلام برائت حامیان گروههاى مسلح از داعش و جبهه النصره، کمکهاى حامیان خارجى همچنان به دست این دو گروه مىرسد. این کمکها در قالب حمایتهاى مالى، تسلیحاتى، لجستیکى، اطلاعاتى، آموزشى و غیره، موجب ادامه جنگ و ویرانى در سوریه و عراق شده است. «برنار هوگان هوى» رئیس پلیس انگلیس اعلام کرد که هر هفته دستکم پنج انگلیسى براى پیوستن به گروه تروریستى داعش به عراق یا سوریه عزیمت مىکنند و تاکنون بیش از 500 انگلیسى براى شرکت در جنگ به عراق و سوریه رفتهاند.
اسرائیل
رژیم اشغالگر قدس بیشترین نفع را از حضور و جنایات داعش در منطقه برده است. از همین رو علاوه بر حمایت علنى از آنها، تعدادى از نیروهاى خود را در لباسها و منصبهاى مختلف به میان داعش فرستاده و مجروحان آنها را در بیمارستانهاى خود پذیرفته و مداوا کرده است. پشتیبانى فکرى و طراحى بسیارى از برنامههاى داعش بر عهده مشاوران یهودى و اسراییلى بوده است.
ترکیه
ترکیه همواره حمایتى قابل توجه از داعش داشته است و با کمک به آن، در پى برداشتن موانع پیش روى خود براى احیاى خلافت عثمانى است. علاوه بر این، ترکیه نفت عراق و سوریه را با قیمتى بسیار نازل از داعش مىخرد و از منافع آن بهرهمند مىشود. بنابر اطلاعات فاش شده، دولت ترکیه با استفاده از پوشش کمکهاى سازمانهاى غذا و دارو اقدام به اعزام تروریستها به سوریه مىکرد. خانم «سِرِنا شیم» خبرنگار آمریکایى و لبنانىتبار شبکه پرس تىوى، در پى افشاى این عمل دولت ترکیه در یک تصادف ساختگى به قتل رسید.
عربستان و اردن
به تعبیر سیدحسن نصرالله عربستان محل تولید تروریستهاى وهابى است. مدارس وهابى عربستان افراد را از سراسر دنیا پذیرفته و آنان را با شستوشوى مغزى، براى عملیاتهاى انتحارى و دیگر اقدامات شیعهستیزانه به دیگر کشورها بهویژه عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان اعزام مىکند. علاوه بر این، پشتیبانى مالى و نظامى، چه از جنبه مشاورهاى، چه تأمین سلاحهاى مورد نیاز توسط عربستان چیزى نیست که بر کسى پوشیده باشد. البته با کنار رفتن «بندر بن سلطان» اندکى از جنبه علنى این حمایتها کاسته شد.
فواید داعش براى سازندگان آن
مهمترین هدف و نتیجهاى که جنایات داعش به دنبال مىآورد، کاهش تهدیدهاى رژیم صهیونیستى از ناحیه همسایگان و دشمنانش است. مشغول شدن کشورهاى اسلامى به درگیرىهاى فرقهاى و تلاش براى تأمین امنیت خود، آنان را از پرداختن به دشمن اصلى و غده سرطانى منطقه غافل مىکند.
طى پروژهاى صهیونیستى به نام «گاپ» که چند سال پیش اخبار آن منتشر شد و آرام آرام موعد افتتاح آن نزدیک مىشود، قرار شد که بخش عمدهاى از آب رودهاى دجله و فرات، از سرچشمه روانه رژیم صهیونیستى شود. شنیدهها حاکى از آن است که این روزها تلاشهایى براى انتقال آب شمال عراق نیز به این مناطق در حال انجام است. بنابر نتایج این دو پروژه سرقت آب، قرار است در جنگ آبى که قرار است طى سالهاى بحرانى آتى رخ بدهد، رژیم صهیونیستى در نقش ابرقدرت مالک آبهاى منطقه، دیگر کشورها را تحت سیطره خود دربیاورد.
آمریکا پس از حمله به افغانستان، به بهانههاى واهى به عراق حمله کرد و تا سالها به چپاول ثروتهاى این کشور پرداخت؛ اما پس از عزم جدى مردم عراق براى بیرون راندن اشغالگران و فشار مردم آمریکا براى خروج سربازانشان از عراق، نیروهاى آمریکایى از عراق خارج شدند. اما با ورود داعش به عراق و اشتباه استراتژیک نورى مالکى در درخواست کمک فورى از دولت آمریکا، آنان به شکلى جدید و البته به صورت محدود به عراق بازگشتند تا هروقت و هرجا که خواستند، دخالت کنند. جالب اینکه این روزها به بهانه ائتلاف ضد داعش، هم از سویى مواضع استراتژیک و حیاتى سوریه را بمباران مىکنند و هم نیروهاى مردمى عراقى را و هم به بهانه ارسال کمکهاى نظامى به نظامیان ضد داعش، انواع و اقسام تسلیحات نظامى را براى داعشیان از آسمان به زمین مىفرستند و البته نیروهاى داعش با افتخار با پوشش رسانهاى کامل از این حمایت آمریکایىها تشکر خود را ابراز مىکنند. دولت آمریکا براى فریب مردم خود و افکار عمومى جهان این مراحل را طى کرد تا بتواند به راحتى وارد عراق شود:
...
کارکرد عمده داعش تاکنون تضعیف دولت سوریه و به تبع آن حزبالله لبنان بوده است؛ زیرا با قطع رابطه میان ایران و حزبالله لبنان به سبب حذف وساطت سوریه، ضربهاى جبرانناپذیر به جبهه ضدصهیونیستى وارد مىآمد. هرچند آنان آسیبهاى بزرگى به مردم و کشور سوریه وارد آوردند، اما نه از تهدیدهاى امنیتى رژیم صهیونیستى کاسته شد و نه همراهان جمهورى اسلامى ایران دست از همراهى برداشتند. با درایت مقام معظم رهبرى در سخنرانى آغاز سال 1393 براى اولین بار، به طور رسمى شهرهاى حیفا و تلآویو مورد تهدید نظامى جمهورى اسلامى ایران قرار گرفت.
کمپانىهاى اسلحهسازى دنیا را از مهمترین طراحان جنگ در دنیا به شمار مىآورند؛ زیرا آنان با برافروختن آتش جنگ میان دولتها و گروهها به هر دو طرف متخاصم سلاح و ادوات نظامى مىفروشند و از سود بىحساب آن بهرهمند مىشوند. بدیهى است از این منظر، داعش باعث گردش پولى فراوان بوده و درآمدهاى هنگفتى براى آنان به ارمغان آورده است. بهخصوص که هزینه تأمین این تسلیحات بر عهده دولت ثروتمند و تروریستپرور عربستان بوده است.
در بخشهاى پیشین مقاله، درباره فروش نفت ارزان قیمت عراق و سوریه به ترکیه نوشتیم.
یکى از کارکردهاى جدى داعش در طول ماههاى پس از حضور در عراق، کشاندن ناامنى به مرزهاى ایران و حتى داخل کشور بود که در این باره چندان توفیقى به دست نیاوردند.
از بین بردن ارتباطات میان شیعیان و آنچه که هلال شیعى نامیده مىشود و حاکى از تشکیل و اتحاد دولتهاى شیعى بوده، یکى از اهداف دولتهاى آمریکا، اسرائیل و عربستان بوده است؛ زیرا آنان این پیوند و اتحاد را تضعیف خود فرض مىکردهاند. در این مورد نیز داعش و سازندگان آن، به اهداف خود دست نیافتهاند.
یکى از نگرانىهاى جدى کشورهاى اروپایى و آمریکایى در طول سالهاى اخیر، گسترش روزافزون پیروان اسلام است. تخمینهاى آنان گویاى این واقعیت است که تا سال 2050 در اروپا و آمریکا تعداد زیادى از مردم این مناطق به اسلام خواهند گروید. یکى از دلایل پوشش رسانهاى جدى و کامل وحشىگرىهاى داعش و حمایت شبکههاى اجتماعى مانند فیسبوک از صفحات آن، ارائه تصویرى خشن و مشمئز کننده از اسلام است تا شاید از این طریق بتوانند از جذابیتهاى اسلام و به تبع آن گرایش مردم به اسلام بکاهند. طراحان این توطئه فراموش کردهاند که مشابه این برنامه را براى اسلامهراسى با استفاده از ماجراى تخریب برجهاى دوقلو اجرا کردند، اما درطول چند ماه پس از آن و مدتى کمتر از یکسال بیش از یک میلیون نفر فقط در آمریکا به اسلام گرویدند.
نظام سلطه و هژمونى غرب، نفسهاى آخر خود را مىکشد و در آستانه فروپاشى کامل در تلاش است تا از هر طریق ممکن این آبروى از دست رفته را بازگرداند. علاوه بر این، داعش و رسانههاى غربى غول بىشاخ و دمى از داعش ساختهاند که نامش لرزه بر اندام شنونده بیاندازد. بدیهى است که پیروزى بر این غول عظیم ممکن است آبرویى براى دولتهاى بىاعتبار غربى به دنبال بیاورد. بعید است طراحان این توطئه در این مورد هم به هدف خود برسند.
در طول تمام سالهاى گذشته، یکى از مهمترین کارکردهاى وهابیت، کشتار مسلمانان، بهویژه شیعیان بوده است. با این اقدام، هم جمعیت مردان مسلمان و شیعه کاهش مىیابد و هم زنان و فرزندان آنان اگر زنده بمانند، در معرض انواع آسیبها و لطمات قرار مىگیرند. داعش این رویکرد وهابیت را با شدت تمام پىگیرى مىکند و در این راستا موفقیتهاى قابل توجهى در کنار دیگر گروهکهاى وهابى به دست آوردهاند.
فرصتهاى حاصل آمده از ظهور داعش
هرچند داعش از پدیدههاى تلخ و ناگوار دوره ماست و تداعى کننده مصائب هجوم مغول به مناطق اسلامى است، اما به اقتضاى آیه 54 سوره آل عمران که مىفرماید: (وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ) باید به انتظار فواید و برکات این مکر براى اسلام و تشیع نشست. حُسن تدبیر علماى شیعه در فاجعه حمله مغول باعث شد[1] که طى سالها و قرنهاى پس از آن، تشیع چنان در ایران گسترش یابد که زمینهساز حضور مقتدرانه شیعه در دنیاى معاصر شود. درایت بزرگان علمى و صاحبمنصبان در این روزها که به تعبیر مقام معظم رهبرى در پیچ تاریخى مهمى قرار داریم، مىتواند زمینهساز حدوث اتفاقات مهمى شود که تأثیرات بىنظیرى را نه تنها براى تشیع که در تمام عالم به وجود بیاورد.
تشکیل بسیج مردمى در عراق و سوریه
با توجه به آماده نبودن ارتش سوریه براى مقابله با گروههاى تروریستى بسیار سازمانیافته، پس از مدتى مردم با الگو گرفتن از بسیج مردمى ایران در طول هشت سال دفاع مقدس، «جیش الشعبى» یا همان بسیج مردمى را تشکیل دادند و توانستند تا حد زیادى شرایط را به نفع خود تغییر دهند.
در ارتش عراق نیز نیروهاى راحتطلب به واسطه حقوق بالایى که دریافت مىکردند، نیروهاى پالایش نشده حزب بعث در میان ارتشیان و نیز نیروهاى قائل به اختلافات قومى، بهخصوص در مناطق شمالى عراق، درصد بالایى از ارتش را تشکیل مىدادند. این نظامیان با تهدید و تطمیع داعش به راحتى عرصه را ترک کردند و داعش طى چند ساعت تمام مناطق شمالى عراق و نینوا و موصل را اشغال کرد.
بعد از چند روز اهمال نیروهاى نظامى و انتظامى عراق در مواجه با داعش، فتواى جهاد آیتالله العظمى سیستانى تمام محاسبات را به هم زد و در عراق نیز پس از ایران و سوریه، بسیج مردمى شکل گرفت و عمده پیروزىهاى به دست آمده پس از آن، حاصل تلاش همین نیروهاى بسیجى بود.
پیوند شیعه و سنى (بهویژه در مناطق کردنشین)
هرچند اساس تشکیل داعش براى تشدید اختلافات فرقهاى بود، اما با نمایان شدن حقیقت این جریان، روزبهروز پیوندهاى میان شیعه و سنى تقویت شد. از همان روزهاى آغازین اخراج مردم از مناطق اشغال شده، استانهاى نجف و کربلا بیشترین آمار پذیرش آوارگان را به خود اختصاص دادند و حرمهاى ائمه (علیهم السلام) بود که غذا و لوازم معیشت آنان را تأمین مىکرد و از ایشان پذیرایى مىنمود. حضور داعش در شهرهاى استان الانبار، حتى گروههاى مسلح عشایرى موسوم به شوراهاى بیدارى را به تکاپو واداشت تا در کنار ارتش عراق علیه داعش بجنگند. مخالفت بسیارى از اهل سنت با داعش، نه تنها به دلیل تندروى این گروه، بلکه حضور جنگجویان خارجى که از هر گونه جنایتى فروگذار نمىکنند مىباشد که در نهایت سبب شده تا اقبال عمومى همه مردم سوریه، حتى گروههاى تندرو منتسب به اهل سنت نیز به این گروه، همواره با ملاحظاتى همراه باشد.
اکنون رهبران مذهبى شیعه و سنى، هماهنگ با هم، علیه این گروه تکفیرى اعلام جهاد نموده و دهها هزار از اهالى شیعه و سنى عراق براى مقابله با آنان به دعوت جهاد لبیک گفتند.
نمایش جایگاه مرجعیت در مناسبات دنیاى امروز
پس از قدرتنمایى مرجعیت در ماجراى تحریم تنباکو، یکى از نگرانىهایى که گاه به زبان نیز مىآمد، دسیسهچینى بیگانگان براى تضعیف جایگاه مرجعیت بود و البته شواهد و قرائن قابل توجهى نیز در این باره وجود داشت. با حکم جهاد آیتالله العظمى سیستانى و استقبال پرشور مردم عراق از آن و اعلام آمادگى شیعیان دیگر کشورها، این حقیقت به تمام دنیا اعلام شد که همچنان مرجعیت شیعه از چنان جایگاه و نفوذى برخوردار است که در مواقع نیاز مىتواند بر تمام مناسبات مد نظر اثر بگذارد. این امر چیزى نبود که در محاسبات طراحان داعش و کودتایى که در عراق به وجود آوردند، لحاظ شده باشد. به همین دلیل آنان را دچار بهت و غافلگیرى کرد؛ بهویژه که درباره شخصیت آرام آیتالله سیستانى احتمال صدور چنین حکم و بیانیهاى را نمىدادند.
اتحاد شیعیان عراق
در صحنه سیاسى و مذهبى عراق متأسفانه اختلاف بسیار شدیدى میان شیعیان عراق دیده مىشود. این اختلاف به اندازهاى که در تمام حرمها و مساجد مهم، حداقل دو نوبت نماز جماعت یا به تعبیر دقیقتر نماز تفرقه در کنار هم برپا مىشود. طرفداران هر حزب و گروهى هرگز حاضر نبودند کنار هم جمع شوند، اما داعش و حکم جهادى که مرجع بزرگ شیعیان عراق صادر کرد، باز آنان را زیر یک پرچم در مقابل دشمن واحد گرد آورد. اگر این اتحاد حفظ شود، از بزرگترین برکات ظهور داعش در عراق خواهد بود.
تبلیغ غیرمستقیم و مؤثر تشیع
با توجه به اینکه در تمام سالهاى گذشته، بهویژه پس از حادثه 11 سپتامبر، عمده تبلیغ اسلام از مسیر و ابزارهاى وهابیت بوده و مردم دنیا با دیگر نگرشها و فرقههاى اسلامى آشنایى چندایى نداشتند. به عبارت دیگر، بسیارى از مردم دنیا این گروهک مجعول را نماینده تمام فرق اسلامى مىشناختند. با تأکیدى که این روزها داعش و رسانههاى آنان بر ستیز با شیعیان و تمام نمادها و باورهاى شیعى دارند، بدون آنکه خود متوجه باشند، اذهان عمومى مردم دنیا را نسبت به تشیع حساس کردند. با توجه به غناى فرهنگ اهلبیت (علیهم السلام) این امید وجود دارد که طى هفتهها و ماههاى پیش رو گرایش به تشیع رشد چشمگیرى پیدا کند، انشاءالله. البته این وقوع این امر، اهتمام و هوشیارى مضاعف شیعیان را نیز مىطلبد که بتوانند در این فرصت فراهم آمده، وجوه تمایز و تفاوت خود را با دیگر فرق اسلامى به جهانیان و مشتاقان ارائه کنند.
تقویت پیوند قومیتى مردم عراق، سوریه و ایران
تفرقه قومیتى در عراق بهویژه در میان کردها با اعراب، مانند دیگر اختلافات بسیار چشمگیر بود. در طول یک دهه گذشته عملا کردها به دنبال زمینهسازى استقلال خود بودند و در روزهاى آغازین ورود داعش به عراق، تلاش داشتند که با تصرف برخى تأسیسات و پالایشگاهها پشتوانه اقتصادى استقلال خود را نیز به دست بیاورند. با ادامه یافتن وحشیگرىهاى داعش، نه تنها رابطه کردها با دیگر مردم عراق بهبود یافت که کردها پس از دریافت کمکها و حمایتهاى ایران، به اشتباه خود پى بردند. این ماجرا درباره کردهاى کوبانى در سوریه بسیار پررنگتر بود و جایگاه داعش را متزلزلتر ساخت.
تضعیف آمریکا، رژیم صهیونیستى و همپیمانان آنها
ددمنشى غربیان، حمایتهاى بىدریغ از تروریستهاى وحشى، ناتوانى در سرکوب یک گروهک تروریستى کوچک و ... باعث شده تا هم مبانى حقوق بشر و دیگر شعارهاى توخالى غرب و مجامع بینالمللى براى مردم دنیا رنگ ببازد و هم از اقتدار و اعتبار این کشورها در دنیا بکاهد. البته شکستهاى رخ داده در غزه و جنگهاى 34 و 22 روزه لبنان و غزه نیز پیش از این چنین تأثیرى داشت. البته باید تهدیدهاى داعش براى حمله به این کشورها را جدىتر کرد و از آن نهایت بهرهبردارى را نمود.
ترویج فرهنگ مهدویت و انتظار
جریان داعش با استفاده از روایات مهدوى و آخرالزمانى و بهخصوص شخصیت سفیانى ساخته و طراحى شد. این شباهتها انگیزهاى شد تا مسلمانان مناطق مختلف یک بار دیگر این روایات را مرور کرده و روحیه انتظار در میان عدهاى از مردم، بهویژه شیعیان تقویت شود. این وضع نیازمند همت و هوشیارى فعالان عرصه مهدویت است تا مردم را از چنگال جریانهاى انحرافى و مجعول نجات دهند و به صراط مستقیم مهدویت بازگردانند.
فهرست مهمترین منابع اینترنتى استفاده شده
http:// farsi. khamenei. ir/ speech- content? id/ 51662
http:// isna. ir/ fa/ news/ 42330705039
http:// rahyabnews. com/ Pages/ News- 35515. aspx
http:// tabesh. net/
http:// tmubasij. ir/? p/ 3247
http:// www. 3 neshaneh. com/ news/ single/ 15992
http:// www. abna. ir/ persian/ service/ middle/ archive/ 4102/ 60/ 51/ 822616/ story. html
http:// www. afkarnews. ir/ vdcdn 09 szyt 0 oo 6. 2 a 2 y. html
http:// www. farhangnews. ir/ content/ 20197
http:// www. irinn. ir/ news/ 69456
http:// www. irna. ir/ fa/ News/ 89223318/
http:// www. jahannews. com/ vdcb 8 abfarhbwap. uiur. html
http:// www. jahannews. com/ vdcbszbf 9 rhbw 5 p. uiur. html
http:// www. mashreghnews. ir/ fa/ news/ 958443
http:// www. mashreghnews. ir/ fa/ news/ 296153
http:// www. mashreghnews. ir/ fa/ news/ 338553/
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج21، ص: 215
http:// www. mashreghnews. ir/ fa/ news/ 681653
http:// www. mashreghnews. ir/ fa/ news/ 084853
http:// www. parsine. com/ fa/ news/ 108091/
http:// www. parsine. com/ fa/ news/ 739202/
http:// www. rasanews. ir/ NSite/ FullStory/ News/? Id/ 214222
http:// www. safeir. ir/
http:// www. seratnews. ir/ fa/ news/ 006491
http:// www. shafaf. ir/ fa/ news/ 699952
http:// www. ta- mko. com/
http:// www. tasnimnews. com/ Home/ Single/ 865114
http:// www. yjc. ir/ fa/ news/ 1635094
http:// www. yjc. ir/ fa/ news/ 9307294
[1] . علامه حلى از پدرش سدیدالدین یوسف بن مطهر نقل مىکند: علت محفوظ بودن شهرهاى کوفه و حله و کربلا و نجف اشراف از قتل عام و خرابى لشکر هلاکوخان مغول این بود که وقتى هلاکو با لشکر خود به خارج شهر بغداد رسید، اکثر مردم حله از ترس خانههاى خود را ترک و به اطراف فرار کردند؛ لکن پدر من و سید بن طاووس و ابى العز که هر سه از نوابغ علمى شیعه بودند، تصمیم گرفتند که به هلاکوخان نامهاى بنویسند و صریحا تسلیم بودن خود را اظهار کنند. نامه را نوشته و فرستادند. چون نامه در بیرون شهر بغداد در وقتى که محاصره بود، به دست هلاکو رسید، فورا فرمان داد در جواب نامه بنویسید: شما سه نفر که بزرگ شهر حله هستید و مردم در اختیار شما مىباشند، به نزد من آیید. آنگاه پاسخ را به وسیله دو نفر از سپاهیان خود فرستاد. چون نامه رسید و سید بن طاووس و ابن ابى العز اطلاع بر مضامین آن یافتند، حاضر نشدند پیش وى بروند. لذا پدرم گفت: من حاضرم و تنها با آن دو مأمور در حال که کتابى همراه داشت، نزد هلاکو رهسپار شد. پادشاه مغول با حال شگفت گفت: شما چطور جرأت نمودید به اینجا بیایید و به نوشتن چنین نامهاى در حالى که شهر بغداد فتح نشده و چگونگى وضع مملکت و وظیفه شما معلوم نگردیده؟!
سید در پاسخ فرمود: هشیار باش! نوشتن نامه و آمدن من بدون هیچ ترس بر اساس روایتى از حضرت على بن ابىطالب( علیه السلام) است که به ما رسیده است و در کتاب نهج البلاغه در خطبه زوراء فرمودهاند:
« الزوراء[ منظور شهر بغداد است] و ما أدریک ما الزوراء ارمن ذات اثل ...» بغداد و چه مى دانید که بغداد چیست؟ شهرى است وسیع و در آن ساختمانهاى محکم پایهگذارى شود و جمعیت بسیارى در آن مسکن گزینند و برخى از خلفاى بن العباس در آنجا خلافت کنند و آنان جور و ستم کنند و آخر الامر باید دچار هجوم لشکرى شوند که جوان و نیرومند باشند و حدقه چشمهاىشان کوچک و صورتشان مانند سپر، طوق شده و لباس آنان از زره آهنین مىباشد و صداهاىشان بسیار بلند و داراى سطوت و ابهتند و آنان به هیچ شهرى نگذرند، مگر آنکه فتح کنند و هیچ سلطانى و پرچمى در برابرشان به جنگ افراشته نشود، مگر آنکه سرنگون شود و بلاى بزرگ است براى کسى که به مخالفتشان برخیزد.
هلاکو چون این پیشگویى ها را از کلمات گهربار حضرت على مرتضى( علیه السلام) شنید، به ویژه بشارت پیروزى نسبت به پادشاهانى که به جنگ او بیایند و همه علاماتى که حضرت بیان فرموده بود در خود و لشکرش مطابق دید، فورا نامه اى نوشت که هر گاه به واسطه این پیشگویى حضرت على( علیه السلام) بغداد را فتح کردم، شهرهاى حله و کوفه نجف و کربلا را با ساکنین آنها مورد عفو قرار داده و همه آن جمعیت را از کشتن و اسیر شدن در امان خواهم گذاشت. سپس با اعتماد به این پیشگویى حضرت على( علیه السلام) فرمان داد تا به بغداد حمله کنند.( شبهاى پیشاور، ص 702).