نجف اشرف همواره در نبرد با ستم طاغوت پیشرو بوده و زیر ستم حاکمانى که اسلام را پوششى براى دشمنى با مسلمانان یا جذب منافع شخصى و خانوادگى به خدمت گرفتهاند، نرفته است.
نجف اشرف به سبب وجود مرقد نورانى امیر مؤمنان على (علیه السلام) تبدیل به نقطه عطفى براى شیعیان عراق و بلکه جهان اسلام شده و به عنوان مرکزى دینى و سیاسى، آیینه تمامنماى مبارزه در راه حق و خسته نشدن و ایستادگى در برابر گمراهى و انحطاط بوده و براى همه مجاهدان در راه خدا الهامبخش است. این شهر مقدّس به برکت حضور مراجع عظیمالشأن شیعه، استقلال سیاسى خود را حفظ کرده و حوزه علمیهاى دارد که صدها مجتهد و هزاران طلبه فاضل را در خود پرورش داده و به اقصى نقاط جهان فرستاده است. رهبرى ثورة العشرین بر ضد اشغالگرى انگلیس در 1920 م و انتفاضه 1397 و 1399 ق در پى دستگیرى و به شهادت رسیدن آیتالله سید محمدباقر صدر توسط حزب بعث، از جمله فعالیتهاى سیاسى نجف اشرف است.
تلاشهاى آیتالله سید محمد صادق صدر در برپایى نماز جمعه نجف اشرف فراموش ناشدنى است. این تلاشها در جهت هر چه بیشتر پررنگ کردن جنبه مقاومت جهادى در این شهر بود. این امر به قدرى بغرنج شده بود که سیّد با دو فرزندش پس از اقامه نماز جمعه به تاریخ سوم ذىقعده 1419 به دست بعثىها به شهادت رسیدند.
پس از شروع انقلاب مردمى کربلا در ماه شعبان (معروف به انتفاضه شعبانیه) نجف نیز به پا خاست؛ بهویژه پس از جنگ صدام با کویت، امید به ثمربخشى قیام بیشتر شد. هرچند شروع انتفاضه از نجف نبود، امّا قطعاً رهبرى ادامه انقلاب بر دوش نجف قرار گرفت. این مقاله در حدّ بضاعت خود، به گزارشى مختصر وقایع قیام مىپردازد و در پایان، به دلایل ناکامى انتفاضه نگاهى خواهد داشت.
جمعه، 14 شعبان
حرکت مردمى به ناصریّه رسید و بازگشت همزمان سربازان جنگ با کویت به شهر بصره، بر شور و هیجان مردم افزوده است. جوانان به خیابانها آمده و دیوار ترس از دولت و بعثىها را فرو ریختند. در پى انتشار این خبر، فضاى امنیتى نجف نیز شکسته شد. در این میان مراسم احیا و جشن شب نیمه شعبان در کنار مرقد مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) مبدّل به همایشى ضد دولتى و تظاهراتى پُرشور شد. در این همایش از عموم مردم براى شرکت در در تظاهرات اصلى در فرداى آن روز دعوت به عمل آمد.[1]
شنبه، 15 شعبان
جمع زیادى از مردم در صحن مطهر علوى گرد هم آمدند؛ امّا در محاصره دستگاههاى امنیتى قرار گرفته و برخى از ایشان دستگیر شدند. براى پیشگیرى از گسترش حرکت سازمانیافته مردم و براى ایجاد ترس و زهر چشم گرفتن، از آن شب تحرّکات اطلاعاتى شدیدى از سوى دولت بعثى در نجف آغاز شد. دولت عراق که مىدانست مرجعیت شیعه در نجف ممکن است مرکزیّتى در این قیام پیدا کند، نیروى خود را در این شهر متمرکز کرد. جوانان، مردم را به مشارکت فعالتر در این تحوّل سیاسى تشویق نموده و آنان را براى تظاهرات در روزهاى آینده بسیج مىکردند. اخبار پیروزىها و پیشروى مردم در ناصریه و بصره، به سرعت منتشر مىشود. ستاد مرکزى مردمى بعدازظهر روز یکشنبه 16 شعبان را زمان موعود تجمع در حرم مطهر اعلان مىنماید.
یکشنبه، 16 شعبان
ساعت 45: 13 بعدازظهر تظاهرات آغاز شد. شعارها علاوه بر تکبیر، سمت و سوى ضد دولتى و ضد بعثى دارد. لحظه به لحظه بر جمعیت حاضر در خیابان افزوده مىشود. نیروهاى اطلاعاتى، مردمى که قصد بیرون آمدن از حرم مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) داشتند را محاصره مىکنند، امّا این بار مردم ساکت نمىمانند و با هر چه به دستشان مىرسد، به مبارزه برمىخیزند. نتیجه این درگیرى تعدادى کشته و زخمى از هر دو طرف بود؛ امّا نظامیان و مردم همچنان بر مواضع خویش پافشارى مىکنند و شعارهاى مردم تند و تیزتر شده و خواهان سقوط نظام بعثىاند.
جمعیت به طرف شارع صادق به حرکت خویش ادامه مىدهد تا به میدان امام على (علیه السلام) که از قبل نیروهاى انتظامى در آن مستقر شده بودند مىرسند، امّا جمعیّت مردم آنقدر زیاد است که نیروهاى مسلّح عقبنشینى مىکنند؛ امّا همزمان به روى مردم آتش گشوده و تعداد دیگرى زخمى و مجروح شدند؛ امّا تیراندازى نظامىها نیز مانع پیشروى انقلابیون نشد. با اصرار مردم به ادامه حرکت، درگیرى شدیدى میان آنها و نیروهاى امنیتى به وجود آمد. در این معرکه، معترضین از جان گذشتگى و شجاعت عجیبى از خود نشان دادند تا جایى که توانستند بعثىها را عقب برانند.
بدین ترتیب مردم به سمت پایگاههاى نظامى از پیش تعیین شده به راه افتادند. یکى از مراکزى که به تصرّف مردم درآمد، اداره پلیس در غرب نجف بود که در آن سلاحهاى فراوانى به دست مردم افتاد. همچنین عدّهاى دیگر، پس از پنج ساعت و بر جاى گذاشتن تلفاتى چند توانستند مرکز اصلى پلیس نجف را به چنگ آورند.
انقلابیون چند مدرسه را به عنوان پایگاه و سنگر تصرّف کردند و به سربازانى که در جامع طوسى مستقر شده بودند، حملهور شده و همه را بیرون راندند و سپس ساختمانى نزدیک دانشکده فقه را نیز از چنگ بعثىها درآوردند. نیروهاى ضدشورش در محلّهاى نزدیک بیمارستان «حى السّعد» در میدان «ثورة العشرین» مستقر شدند. انتخاب این منطقه به دلیل نزدیک بودن به شهرک «اسکان» جنبه تاکتیکى داشت و اینطور وانمود مىشد که شهرکنشینان به گروگان گرفته شدهاند و مردم دور تا دور آن را به محاصره خویش درآوردند.
دوشنبه، 17 شعبان
صبحگاهان مردم به دولتىهاى تجمع کرده در ساختمان «غرفة التجارة والبنایة» هجوم برده و بعد از یک درگیرى نابرابر، بر ساختمان مورد نظر و ساختمانهاى اطرافش سیطره پیدا کردند.
در این روز ساختمان مرکزى حزب بعث که متّصل به دادگاه اصلى نجف بود نیز به تصرف مردم درآمد. حاصل این درگیرى کشته و زخمى شدن دهها تن از مردم و به اسارت در آمدن چندین بعثى بود. مرکز اطّلاعات نجف نیز پس از دقایقى سقوط کرد و همه بازداشتشدگان آزاد شدند. آثار شکنجه و گرسنگى و تشنگى بر جسم آنان هویدا بود. اسناد و مدارک مهمّى نیز به دست آمد. ساختمان استاندارى نجف نیز سقوط کرد و سرانجام در ساعت سه بعدازظهر، تمام نجف و حومه آن آزاد شد.
پرچم سبز رنگى به نشانه آزادى، بر بالاى بام خانهها به اهتزاز درآمد و اعلامیّهها به طور مداوم براى هماهنگى در اداره شهر، از بلندگوهاى حرم علوى و مساجد پخش مىشد. در پى آزادى نجف، کوفه و به دنبال آن کِفل (شهرى در جنوب شرقى عراق) و خانالنص (منطقهاى میان کربلا و نجف) آزاد شدند.
سهشنبه، 18 شعبان
مردم به دنبال زندانهاى مخفى و محبوسشدگان زیرزمینى مىگردند. در نتیجه، زندانى مخفى در زیر حرم کمیل بن زیاد در منطقه «حنّانه» پیدا شد؛ امّا نتوانستند درب ورودىاش را بیابند؛ به همین علّت دست به دامن مهندسى آشنا به نقشه ساختمان شدند. مهندس گفت: درب ورودى و اصلى چند صد متر با درب اول فاصله دارد. پس از یافتن درب ورودى و ورود به زندان، افرادى رنگ پریده با موهاى پریشان و ریشبلند را یافتند که شب را از روز نمىشناختند و از وقایع عراق و جهان بىخبر بودند. یکى از آنان درباره احمد حسن البکر[2] پرسید! به او گفته شد که صدام ده سال پیش او را مسموم کرد و کشت.
زندانهاى مخفى دیگرى نیز در بیشتر از ده نقطه نجف کشف شد.
جمعه، 21 شعبان
آیتالله العظمى خوئى به درخواست انقلابیون کمیتهاى متشکل از ده نفر را براى سامان دادن به امور انقلاب تأسیس کرد. این هیئت فعالیت خود را با برقرارى ارتباط اطّلاعاتى با رهبران قیام در کربلا و حلّه و دیوانیه و تقویت هر چه بیشتر مواضع خویش آغاز کرد.
دومین اقدام مهّم کمیته، طرح نقشه براى تصرف پایگاه نظامى شهر «محاویل» در جنوب بغداد بود. در این پایگاه سلاحهاى پیشرفتهاى مانند موشک زمین به زمین وجود داشت.
برنامه سوم، حرکت به سوى بغداد بود که منوط به موفقیت در تصرف پایگاه محاویل شد. برنامه چهارم پخش غذاى گرم میان مردم و رساندن برنج و روغن و گندم به افراد محتاج و تقسیم مقادیرى پول بود. مغازهداران نیز قیمت اجناس را پایین آوردند و بدین ترتیب همکارى و اتحادى چشمگیر میان مردم براى کمک به یکدیگر صورت گرفت.
به دستور صدام، «حسین کامل» (داماد صدام) براى مهار انقلاب مردم، با تمام امکانات دست به حمله زد؛ از جمله حمله بالگردها به شهرها، پرتاب موشک و توپخانه سنگین و ایجاد وحشت و ترس در مردم با پخش اعلامیه. ارتش با همه قدرت به جنگ با مردم آمد. نجف اشرف و حرم مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) مورد اصابت گلوله و موشک قرار گرفت؛ به مساجد و مدارس و حتى قبور مؤمنین خسارت و جسارت فراوان روا داشته شد و برخى از مردم که توان مقابله نداشتند، مثل کودکان و زنان و پیران در خانهها پناه گرفتند.
محلّ اصابت موشکها نشان مىداد که بعثىها هدف از پیش تعیین شدهاى نداشتند و تمایزى میان نظامى و غیرنظامى نمىنهادند. ارتش تا دندان مسلح، با حمایت و پشتیبانى بالگردها به جان مردم افتادند. بعثىها بر روى دیوار نوشته بودند: «پس از امروز، شیعهاى نخواهد بود».
نجف اشرف آماج حملات سنگینى قرار گرفت، اما مردم توانستند چهار بالگرد را ساقط کنند. نیروهاى تحت فرمان حسین کامل براى ورود به نجف از مسیرهاى حلّه و کوفه تلاش فراوان کردند، امّا این تلاشها سودى نبخشید. نجف شاهد مقاومتى بىباکانه از سوى مردم بود تا جایى که توانستند چهار روز بعثىها را بیرون شهر معطّل کنند؛ امّا سرانجام نیروهاى مسلّح توانستند از برخى نقاط بىمحافظ وارد نجف شوند. آنان براى ورود به نجف، در برخى مسیرها زنان و کودکان را سپر قرار دادند. در اولین اقدام، به خانه آیتالله خوئى رفته و ایشان و تمام افراد حاضر در بیت را دستگیر کرده و نزد صدّام بردند. این ملاقات در روز سوم رمضان از تلویزیون عراق پخش شد تا انقلابیون دلسرد شوند.
پس از دستگیرى ایشان، عملیات پاکسازى شهر از انقلابیون و حامیان انتفاضه آغاز شد و در مدت اندکى، هزاران نفر از مردم و تعدادى نزدیک به صد و پنجاه تن از علما و طلّاب عراقى بازداشت شدند.
یکشنبه، 9 رمضان
نیروهاى بعثى با توسّل به زور و کشتار و تعقیب در سطحى وسیع، بر تمام نجف مسلط شدند. حسین کامل برنامه پنج حمله به نجف را در دستور کار خویش قرار داد. اولین اقدام او تفتیش خانه به خانه مجاهدین بود. با کوچکترین شک، افراد را بازداشت و خانههاىشان را با بمب منفجر مىکردند. پیکرهاى شهدا در سطح شهر و در کوچه و خیابان پراکنده بود؛ مخصوصا در میدان ثورة العشرین وضع بسیار اسفناک بود؛ چون بعثىها اجازه دفن پیکرها را نمىدادند و کسى جرأت نزدیک شدن به پیکرها را نداشت. این وضعیت تا پایان ماه رمضان 1411 ادامه داشت.
بعثىها به درمانگاهها و بیمارستانهاى نجف نیز حمله کرده و پزشکان و پرستاران را که به مداواى مجروحین پرداخته بودند را همانجا اعدام کردند. نیروهاى بعثى بیماران و پزشکان را با سلاح سرد و گرم به قتل رسانده و سپس لباس پزشکان مخصوصاً بانوان را از تن درآورده و پیکرهاىشان را تکه تکه کردند.
علل شکست انتفاضه شعبانیه
انقلاب مردم عراق در شعبان سال 1411 به شکست منتهى شد و به هدف اصلى خود که اسقاط رژیم بعث صدامى بود، نرسید. علل این ناکامى از این قرار بود:
بىرحمانه و وحشیانه برخورد کردن بعثىها در سرکوب انتفاضه، دلهره شدیدى در دل مردم انداخت. استفاده ارتش از سلاحهاى سنگین، بر این هراس افزوده بود؛ مثل موشکهاى زمین به زمین، تانکها، زرهپوشها و توپخانه و نیروى هوایى. دولت مردم را تهدید به استفاده از سلاحهاى شیمیایى و میکروبى کرد و مردم مىدانستند هر کارى از دولتى که هیچ ارزشى براى انسانیت قائل نیست برمىآید.
نیروهاى نظامى به بهانه حمله به مردم، زیرساختهاى کشاورزى و صنعتى و راههاى ارتباطى سر راه خود را از بین مىبردند. انهدام انبارهاى مواد غذایى و وسایل ضرورى و محاصره مردم عملا آنان را فلج کرده بود.
انقلاب مردم در عراق مانند جرقهاى بر انبار باروت و به شکلى دفعى و غیرقابل کنترل بود. این وضعیت پس از سالهاى طولانى فشار و ستم شدید صدام طبیعى بود. گسترده شدن ابعاد این حادثه و پراکندگى آن نمىگذاشت این انقلاب در یک مسیر معیّن قرار بگیرد و شاید نظم دادن به این حرکت خودجوش غیرممکن مىنمود.
عدم آموزش کافى انقلابیون در حفاظت اطلاعات، منجّر به نفوذ بعثىها در حلقههاى صفوفشان شد و از این طریق سَران مجاهدین را شناسایى کرده و خانوادههاى آنان را ربوده و منازلشان را سوزاندند تا رهبران انتفاضه را براى تخلیه اطلاعات و عبرت دیگران تحت شکنجه روحى و جسمى قرار دهند. یکى از شگردهاى ضدّ اطلاعاتى حزب بعث، ایجاد دودستگى و اختلاف میان مردم بود و به این وسیله، آنان را از ادامه پیمودن مسیرشان سست عقیده مىکردند. این وضعیت باعث شده بود تا مردم به سرعت فریب بخورند؛ مثل اینکه دولتىها شایعه کردند اگر مردم پایگاههاى نظامى را به رژیم بازگردانند، سازمان اطلاعات از آنان درمىگذرد و مىبخشد ... امّا وقتى به هدفشان مىرسیدند، نقض وعده کرده و تمام ایشان را به قتل مىرساندند.
در نتیجه دفعى بودن انتفاضه، هماهنگى لازم میان سران قیام در شهرهاى گوناگون وجود نداشت و این بىاطلاعى از میزان پیشرفت مردم، به شکست قیام انجامید و حتّى تحرّکات کردها عیه دولت در اقلیم کردستان عراق نیز به زوال گرایید.
اگر مردم عراق توقع کمک از دولتهاى همسایه نداشتند، قطعاً انتظار نداشتند که این دولتها به کمک صدام بشتابند یا در کمکرسانى به مردم کارشکنى کنند. انقلابیونى که براى درخواست کمک به برخى کشورهاى عربى همسایه رفته بودند، نه تنها پاسخ مثبت نشنیدند، بلکه از بازگشت به خاک عراق منع شدند. برخى دیگر از کشورهاى عربى، عراقیان مهاجر را براى چند روز پشت مرزها نگه داشتند. برخى کشورها نیز که در روزهاى ابتدایى انتفاضه، قول یارى داده بودند، بىوفایى نشان دادند تا اینکه کار از کار گذشت و انتفاضه به شکست انجامید. دولت سعودى به صدور چند بیانیه اکتفا کرد. اردن نیز اطّلاعات فراریان به این کشور را در اختیار نیروهاى امنیتى عراق گذاشت. ترکیه نیز کمک قابل توجهى به انتفاضه نکرد و مرز خود را فقط براى پذیرش کُردها، آن هم به شکل محدود باز کرد. فقط جمهورى اسلامى ایران بود که با آغوشى باز مرزهاى غربى خود را براى استقبال از صدها هزار مهاجر عراقى گشود.
در حالى که مردم عراق در آتش و خون دست و پا مىزدند، برخى گروههاى سیاسى به مذاکره با صدام پرداخته و سپس همراه او در کنفرانس مطبوعاتى، با موضوع تعدّد احزاب سیاسى سخن گفته و آزادى بیان و انتخابات را نماد بارز آزادى در عراق برشمردند. مردم عراق این مذاکرات را محکوم کرده و آن را ساختگى دانسته و اظهار داشتند که این گفتوگوها براى ایجاد شکاف میان صفوف مردم انجام شده و دولت مىخواهد ذهنها را از جنایات خود در سرکوب انتفاضه دور کند.
جنایاتى که صدام در روزهاى انتفاضه مرتکب شد، عرق شرم بر پیشانى انسان مىنشاند. اعلامیه جهانى حقوق بشر (1984 م) و پیمان تحریم نسلکشى (1946 م) و بیانیه حمایت از بیماران و زخمیان (1949 م)، همگى زیر پا گذاشته شد و نقض گردید و اساساً اصول انسانى نادیده انگاشته شد.
برخى از موارد نقض حقوق بشر توسط صدام در انتفاضه شعبانیّه:
تعقیب فعالان سیاسى تا بیرون مرزها در سعودیه و اردن ادامه داشت و در نتیجه، همه آنان بازداشت و پس از بازگرداندن به عراق، اعدام شدند.
در اثناى انتفاضه، قبور مؤمنین در وادى السّلام و مرقد آیتالله العظمى سید ابوالحسن اصفهانى و آیتالله العظمى حکیم و شیخ عبدالله مامقانى مورد اصابت خمپاره و موشک قرار گرفت.
[1] . ولید حلّى، الواقع و آفاق المستقبل، ص 45.
[2] . رئیس جمهور عراق بین سالهاى 1968 تا 1979 م بعد از عبدالرحمان عارف و پیش از صدّام.