فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

روزشمار انتفاضه شعبانیه در نجف اشرف

نویسنده
چکیده
نجف اشرف به سبب وجود مرقد نورانى امیرمؤمنان (علیه السلام) نقطه عطفى براى شیعیان عراق و تمام جهان اسلام و مرکز دینى و سیاسى، آینه تمام ‏نماى مبارزه در راه حق و ایستادگى در برابر گمراهى و انحطاط به شمار مى‏ رود. این شهر مقدس به برکت حضور مراجع عظیم‏ الشأن شیعه، همواره پیشتاز مبارزه با حکومت‏هاى ستمکار بوده و هیچ‏گاه در برابر حاکمان خودکامه سکوت نکرده است. خیزش‏هاى مردمى فراوانى که از این شهر برخاسته، گواه این مدعاست. یکى از این قیام‏هاى مردمى، خیزش مردم نجف در ماه شعبان سال 1411 قمرى است که به انتفاضه شعبانیه معروف شد. این قیام از کربلا آغاز شد؛ ولى رهبرى و ادامه آن را نجف بر عهده گرفت. این انقلاب مردمى به شکست انجامید و به هدف اصلى خود که سرنگونى حکومت صدام بود دست نیافت. رژیم بعث نیز در سرکوبى این قیام، به فجیع‏ ترین جنایت‏هاى بشرى دست زد. این مقاله ضمن شرح دادن رویدادهاى این انقلاب مردمى به صورت روزشمار، پنج علت را عامل ناکامى این قیام دانسته و در پایان، برخى از موارد نقض حقوق بشر از سوى رژیم بعث در انتفاضه شعبانیه را برشمرده است.
 
کلیدواژه‌ها

 

نجف اشرف همواره در نبرد با ستم طاغوت پیشرو بوده و زیر ستم حاکمانى که اسلام را پوششى براى دشمنى با مسلمانان یا جذب منافع شخصى و خانوادگى به خدمت گرفته‏اند، نرفته است.

نجف اشرف به سبب وجود مرقد نورانى امیر مؤمنان على (علیه السلام) تبدیل به نقطه عطفى براى شیعیان عراق و بلکه جهان اسلام شده و به عنوان مرکزى دینى و سیاسى، آیینه تمام‏نماى مبارزه در راه حق و خسته نشدن و ایستادگى در برابر گمراهى و انحطاط بوده و براى همه مجاهدان در راه خدا الهام‏بخش است. این شهر مقدّس به برکت حضور مراجع عظیم‏الشأن شیعه، استقلال سیاسى خود را حفظ کرده و حوزه علمیه‏اى دارد که صدها مجتهد و هزاران طلبه فاضل را در خود پرورش داده و به اقصى نقاط جهان فرستاده است. رهبرى ثورة العشرین بر ضد اشغالگرى انگلیس در 1920 م و انتفاضه 1397 و 1399 ق در پى دستگیرى و به شهادت رسیدن آیت‏الله سید محمدباقر صدر توسط حزب بعث، از جمله فعالیت‏هاى سیاسى نجف اشرف است.

تلاش‏هاى آیت‏الله سید محمد صادق صدر در برپایى نماز جمعه نجف اشرف فراموش ناشدنى است. این تلاش‏ها در جهت هر چه بیشتر پررنگ کردن جنبه مقاومت جهادى در این شهر بود. این امر به قدرى بغرنج شده بود که سیّد با دو فرزندش پس از اقامه نماز جمعه به تاریخ سوم ذى‏قعده 1419 به دست بعثى‏ها به شهادت رسیدند.

پس از شروع انقلاب مردمى کربلا در ماه شعبان (معروف به انتفاضه شعبانیه) نجف نیز به پا خاست؛ به‏ویژه پس از جنگ صدام با کویت، امید به ثمربخشى قیام بیشتر شد. هرچند شروع انتفاضه از نجف نبود، امّا قطعاً رهبرى ادامه انقلاب بر دوش نجف قرار گرفت. این مقاله در حدّ بضاعت خود، به گزارشى مختصر وقایع قیام مى‏پردازد و در پایان، به دلایل ناکامى انتفاضه نگاهى خواهد داشت.

جمعه، 14 شعبان‏

حرکت مردمى به ناصریّه رسید و بازگشت همزمان سربازان جنگ با کویت به شهر بصره، بر شور و هیجان مردم افزوده است. جوانان به خیابان‏ها آمده و دیوار ترس از دولت و بعثى‏ها را فرو ریختند. در پى انتشار این خبر، فضاى امنیتى نجف نیز شکسته شد. در این میان مراسم احیا و جشن شب نیمه شعبان در کنار مرقد مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) مبدّل به همایشى ضد دولتى و تظاهراتى پُرشور شد. در این همایش از عموم مردم براى شرکت در در تظاهرات اصلى در فرداى آن روز دعوت به عمل آمد.[1]

شنبه، 15 شعبان‏

جمع زیادى از مردم در صحن مطهر علوى گرد هم آمدند؛ امّا در محاصره دستگاه‏هاى امنیتى قرار گرفته و برخى از ایشان دستگیر شدند. براى پیش‏گیرى از گسترش حرکت سازمان‏یافته مردم و براى ایجاد ترس و زهر چشم گرفتن، از آن شب تحرّکات اطلاعاتى شدیدى از سوى دولت بعثى در نجف آغاز شد. دولت عراق که مى‏دانست مرجعیت شیعه در نجف ممکن است مرکزیّتى در این قیام پیدا کند، نیروى خود را در این شهر متمرکز کرد. جوانان، مردم را به مشارکت فعال‏تر در این تحوّل سیاسى تشویق نموده و آنان را براى تظاهرات در روزهاى آینده بسیج مى‏کردند. اخبار پیروزى‏ها و پیشروى مردم در ناصریه و بصره، به سرعت منتشر مى‏شود. ستاد مرکزى مردمى بعدازظهر روز یکشنبه 16 شعبان را زمان موعود تجمع در حرم مطهر اعلان مى‏نماید.

یکشنبه، 16 شعبان‏

ساعت 45: 13 بعدازظهر تظاهرات آغاز شد. شعارها علاوه بر تکبیر، سمت و سوى ضد دولتى و ضد بعثى دارد. لحظه به لحظه بر جمعیت حاضر در خیابان افزوده مى‏شود. نیروهاى اطلاعاتى، مردمى که قصد بیرون آمدن از حرم مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) داشتند را محاصره مى‏کنند، امّا این بار مردم ساکت نمى‏مانند و با هر چه به دستشان مى‏رسد، به مبارزه برمى‏خیزند. نتیجه این درگیرى تعدادى کشته و زخمى از هر دو طرف بود؛ امّا نظامیان و مردم همچنان بر مواضع خویش پافشارى مى‏کنند و شعارهاى مردم تند و تیزتر شده و خواهان سقوط نظام بعثى‏اند.

جمعیت به طرف شارع صادق به حرکت خویش ادامه مى‏دهد تا به میدان امام على (علیه السلام) که از قبل نیروهاى انتظامى در آن مستقر شده بودند مى‏رسند، امّا جمعیّت مردم آن‏قدر زیاد است که نیروهاى مسلّح عقب‏نشینى مى‏کنند؛ امّا همزمان به روى مردم آتش گشوده و تعداد دیگرى زخمى و مجروح شدند؛ امّا تیراندازى نظامى‏ها نیز مانع پیشروى انقلابیون نشد. با اصرار مردم به ادامه حرکت، درگیرى شدیدى میان آنها و نیروهاى امنیتى به وجود آمد. در این معرکه، معترضین از جان گذشتگى و شجاعت عجیبى از خود نشان دادند تا جایى که توانستند بعثى‏ها را عقب برانند.

بدین ترتیب مردم به سمت پایگاه‏هاى نظامى از پیش تعیین شده به راه افتادند. یکى از مراکزى که به تصرّف مردم درآمد، اداره پلیس در غرب نجف بود که در آن سلاح‏هاى فراوانى به دست مردم افتاد. همچنین عدّه‏اى دیگر، پس از پنج ساعت و بر جاى گذاشتن تلفاتى چند توانستند مرکز اصلى پلیس نجف را به چنگ آورند.

انقلابیون چند مدرسه را به عنوان پایگاه و سنگر تصرّف کردند و به سربازانى که در جامع طوسى مستقر شده بودند، حمله‏ور شده و همه را بیرون راندند و سپس ساختمانى نزدیک دانشکده فقه را نیز از چنگ بعثى‏ها درآوردند. نیروهاى ضدشورش در محلّه‏اى نزدیک بیمارستان «حى السّعد» در میدان «ثورة العشرین» مستقر شدند. انتخاب این منطقه به دلیل نزدیک بودن به شهرک «اسکان» جنبه تاکتیکى داشت و این‏طور وانمود مى‏شد که شهرک‏نشینان به گروگان گرفته شده‏اند و مردم دور تا دور آن را به محاصره خویش درآوردند.

دوشنبه، 17 شعبان‏

صبح‏گاهان مردم به دولتى‏هاى تجمع کرده در ساختمان «غرفة التجارة والبنایة» هجوم برده و بعد از یک درگیرى نابرابر، بر ساختمان مورد نظر و ساختمان‏هاى اطرافش سیطره پیدا کردند.

در این روز ساختمان مرکزى حزب بعث که متّصل به دادگاه اصلى نجف بود نیز به تصرف مردم درآمد. حاصل این درگیرى کشته و زخمى شدن ده‏ها تن از مردم و به اسارت در آمدن چندین بعثى بود. مرکز اطّلاعات نجف نیز پس از دقایقى سقوط کرد و همه بازداشت‏شدگان آزاد شدند. آثار شکنجه و گرسنگى و تشنگى بر جسم آنان هویدا بود. اسناد و مدارک مهمّى نیز به دست آمد. ساختمان استاندارى نجف نیز سقوط کرد و سرانجام در ساعت سه بعدازظهر، تمام نجف و حومه آن آزاد شد.

پرچم سبز رنگى به نشانه آزادى، بر بالاى بام خانه‏ها به اهتزاز درآمد و اعلامیّه‏ها به طور مداوم براى هماهنگى در اداره شهر، از بلندگوهاى حرم علوى و مساجد پخش مى‏شد. در پى آزادى نجف، کوفه و به دنبال آن کِفل (شهرى در جنوب شرقى عراق) و خان‏النص (منطقه‏اى میان کربلا و نجف) آزاد شدند.

سه‏شنبه، 18 شعبان‏

مردم به دنبال زندان‏هاى مخفى و محبوس‏شدگان زیرزمینى مى‏گردند. در نتیجه، زندانى مخفى در زیر حرم کمیل بن زیاد در منطقه «حنّانه» پیدا شد؛ امّا نتوانستند درب ورودى‏اش را بیابند؛ به همین علّت دست به دامن مهندسى آشنا به نقشه ساختمان شدند. مهندس گفت: درب ورودى و اصلى چند صد متر با درب اول فاصله دارد. پس از یافتن درب ورودى و ورود به زندان، افرادى رنگ پریده با موهاى پریشان و ریش‏بلند را یافتند که شب را از روز نمى‏شناختند و از وقایع عراق و جهان بى‏خبر بودند. یکى از آنان درباره احمد حسن البکر[2] پرسید! به او گفته شد که صدام ده سال پیش او را مسموم کرد و کشت.

زندان‏هاى مخفى دیگرى نیز در بیشتر از ده نقطه نجف کشف شد.

جمعه، 21 شعبان‏

آیت‏الله العظمى خوئى به درخواست انقلابیون کمیته‏اى متشکل از ده نفر را براى سامان دادن به امور انقلاب تأسیس کرد. این هیئت فعالیت خود را با برقرارى ارتباط اطّلاعاتى با رهبران قیام در کربلا و حلّه و دیوانیه و تقویت هر چه بیشتر مواضع خویش آغاز کرد.

دومین اقدام مهّم کمیته، طرح نقشه براى تصرف پایگاه نظامى شهر «محاویل» در جنوب بغداد بود. در این پایگاه سلاح‏هاى پیشرفته‏اى مانند موشک زمین به زمین وجود داشت.

برنامه سوم، حرکت به سوى بغداد بود که منوط به موفقیت در تصرف پایگاه محاویل شد. برنامه چهارم پخش غذاى گرم میان مردم و رساندن برنج و روغن و گندم به افراد محتاج و تقسیم مقادیرى پول بود. مغازه‏داران نیز قیمت اجناس را پایین آوردند و بدین ترتیب همکارى و اتحادى چشم‏گیر میان مردم براى کمک به یکدیگر صورت گرفت.

به دستور صدام، «حسین کامل» (داماد صدام) براى مهار انقلاب مردم، با تمام امکانات دست به حمله زد؛ از جمله حمله بالگردها به شهرها، پرتاب موشک و توپخانه سنگین و ایجاد وحشت و ترس در مردم با پخش اعلامیه. ارتش با همه قدرت به جنگ با مردم آمد. نجف اشرف و حرم مطهر امیر مؤمنان (علیه السلام) مورد اصابت گلوله و موشک قرار گرفت؛ به مساجد و مدارس و حتى قبور مؤمنین خسارت و جسارت فراوان روا داشته شد و برخى از مردم که توان مقابله نداشتند، مثل کودکان و زنان و پیران در خانه‏ها پناه گرفتند.

محلّ اصابت موشک‏ها نشان مى‏داد که بعثى‏ها هدف از پیش تعیین شده‏اى نداشتند و تمایزى میان نظامى و غیرنظامى نمى‏نهادند. ارتش تا دندان مسلح، با حمایت و پشتیبانى بالگردها به جان مردم افتادند. بعثى‏ها بر روى دیوار نوشته بودند: «پس از امروز، شیعه‏اى نخواهد بود».

نجف اشرف آماج حملات سنگینى قرار گرفت، اما مردم توانستند چهار بالگرد را ساقط کنند. نیروهاى تحت فرمان حسین کامل براى ورود به نجف از مسیرهاى حلّه و کوفه تلاش فراوان کردند، امّا این تلاش‏ها سودى نبخشید. نجف شاهد مقاومتى بى‏باکانه از سوى مردم بود تا جایى که توانستند چهار روز بعثى‏ها را بیرون شهر معطّل کنند؛ امّا سرانجام نیروهاى مسلّح توانستند از برخى نقاط بى‏محافظ وارد نجف شوند. آنان براى ورود به نجف، در برخى مسیرها زنان و کودکان را سپر قرار دادند. در اولین اقدام، به خانه آیت‏الله خوئى رفته و ایشان و تمام افراد حاضر در بیت را دستگیر کرده و نزد صدّام بردند. این ملاقات در روز سوم رمضان از تلویزیون عراق پخش شد تا انقلابیون دلسرد شوند.

پس از دستگیرى ایشان، عملیات پاکسازى شهر از انقلابیون و حامیان انتفاضه آغاز شد و در مدت اندکى، هزاران نفر از مردم و تعدادى نزدیک به صد و پنجاه تن از علما و طلّاب عراقى بازداشت شدند.

یکشنبه، 9 رمضان‏

نیروهاى بعثى با توسّل به زور و کشتار و تعقیب در سطحى وسیع، بر تمام نجف مسلط شدند. حسین کامل برنامه‏ پنج حمله به نجف را در دستور کار خویش قرار داد. اولین اقدام او تفتیش خانه به خانه مجاهدین بود. با کوچک‏ترین شک، افراد را بازداشت و خانه‏هاى‏شان را با بمب منفجر مى‏کردند. پیکرهاى شهدا در سطح شهر و در کوچه و خیابان پراکنده بود؛ مخصوصا در میدان ثورة العشرین وضع بسیار اسفناک بود؛ چون بعثى‏ها اجازه دفن پیکرها را نمى‏دادند و کسى جرأت نزدیک شدن به پیکرها را نداشت. این وضعیت تا پایان ماه رمضان 1411 ادامه داشت.

بعثى‏ها به درمانگاه‏ها و بیمارستان‏هاى نجف نیز حمله کرده و پزشکان و پرستاران را که به مداواى مجروحین پرداخته بودند را همان‏جا اعدام کردند. نیروهاى بعثى بیماران و پزشکان را با سلاح سرد و گرم به قتل رسانده و سپس لباس پزشکان مخصوصاً بانوان را از تن درآورده و پیکرهاى‏شان را تکه تکه کردند.

علل شکست انتفاضه شعبانیه‏

انقلاب مردم عراق در شعبان سال 1411 به شکست منتهى شد و به هدف اصلى خود که اسقاط رژیم بعث صدامى بود، نرسید. علل این ناکامى از این قرار بود:

  1. ترس و وحشت مردم‏

بى‏رحمانه و وحشیانه برخورد کردن بعثى‏ها در سرکوب انتفاضه، دلهره شدیدى در دل مردم انداخت. استفاده ارتش از سلاح‏هاى سنگین، بر این هراس افزوده بود؛ مثل موشک‏هاى زمین به زمین، تانک‏ها، زره‏پوش‏ها و توپخانه و نیروى هوایى. دولت مردم را تهدید به استفاده از سلاح‏هاى شیمیایى و میکروبى کرد و مردم مى‏دانستند هر کارى از دولتى که هیچ ارزشى براى انسانیت قائل نیست برمى‏آید.

  1. تخریب زیرساخت‏ها

نیروهاى نظامى به بهانه حمله به مردم، زیرساخت‏هاى کشاورزى و صنعتى و راه‏هاى ارتباطى سر راه خود را از بین مى‏بردند. انهدام انبارهاى مواد غذایى و وسایل ضرورى و محاصره مردم عملا آنان را فلج کرده بود.

  1. نبود برنامه‏ریزى در روند انتفاضه‏

انقلاب مردم در عراق مانند جرقه‏اى بر انبار باروت و به شکلى دفعى و غیرقابل کنترل بود. این وضعیت پس از سال‏هاى طولانى فشار و ستم شدید صدام طبیعى بود. گسترده شدن ابعاد این حادثه و پراکندگى آن نمى‏گذاشت این انقلاب در یک مسیر معیّن قرار بگیرد و شاید نظم دادن به این حرکت خودجوش غیرممکن مى‏نمود.

عدم آموزش کافى انقلابیون در حفاظت اطلاعات، منجّر به نفوذ بعثى‏ها در حلقه‏هاى صفوفشان شد و از این طریق سَران مجاهدین را شناسایى کرده و خانواده‏هاى آنان را ربوده و منازلشان را سوزاندند تا رهبران انتفاضه را براى تخلیه اطلاعات و عبرت دیگران تحت شکنجه روحى و جسمى قرار دهند. یکى از شگردهاى ضدّ اطلاعاتى حزب بعث، ایجاد دودستگى و اختلاف میان مردم بود و به این وسیله، آنان را از ادامه پیمودن مسیرشان سست عقیده مى‏کردند. این وضعیت باعث شده بود تا مردم به سرعت فریب بخورند؛ مثل این‏که دولتى‏ها شایعه کردند اگر مردم پایگاه‏هاى نظامى را به رژیم بازگردانند، سازمان اطلاعات از آنان درمى‏گذرد و مى‏بخشد ... امّا وقتى به هدفشان مى‏رسیدند، نقض وعده کرده و تمام ایشان را به قتل مى‏رساندند.

در نتیجه دفعى بودن انتفاضه، هماهنگى لازم میان سران قیام در شهرهاى گوناگون وجود نداشت و این بى‏اطلاعى از میزان پیشرفت مردم، به شکست قیام انجامید و حتّى تحرّکات کردها عیه دولت در اقلیم کردستان عراق نیز به زوال گرایید.

  1. کمک دولت‏ها به صدّام‏

اگر مردم عراق توقع کمک از دولت‏هاى همسایه نداشتند، قطعاً انتظار نداشتند که این دولت‏ها به کمک صدام بشتابند یا در کمک‏رسانى به مردم کارشکنى کنند. انقلابیونى که براى درخواست کمک به برخى کشورهاى عربى همسایه رفته بودند، نه تنها پاسخ مثبت نشنیدند، بلکه از بازگشت به خاک عراق منع شدند. برخى دیگر از کشورهاى عربى، عراقیان مهاجر را براى چند روز پشت مرزها نگه داشتند. برخى کشورها نیز که در روزهاى ابتدایى انتفاضه، قول یارى داده بودند، بى‏وفایى نشان دادند تا این‏که کار از کار گذشت و انتفاضه به شکست انجامید. دولت سعودى به صدور چند بیانیه اکتفا کرد. اردن نیز اطّلاعات فراریان به این کشور را در اختیار نیروهاى امنیتى عراق گذاشت. ترکیه نیز کمک قابل توجهى به انتفاضه نکرد و مرز خود را فقط براى پذیرش کُردها، آن هم به شکل محدود باز کرد. فقط جمهورى اسلامى ایران بود که با آغوشى باز مرزهاى غربى خود را براى استقبال از صدها هزار مهاجر عراقى گشود.

  1. خیانت برخى گروه‏هاى سیاسى‏

در حالى که مردم عراق در آتش و خون دست و پا مى‏زدند، برخى گروه‏هاى سیاسى به مذاکره با صدام پرداخته و سپس همراه او در کنفرانس مطبوعاتى، با موضوع تعدّد احزاب سیاسى سخن گفته و آزادى بیان و انتخابات را نماد بارز آزادى در عراق برشمردند. مردم عراق این مذاکرات را محکوم کرده و آن را ساختگى دانسته و اظهار داشتند که این گفت‏وگوها براى ایجاد شکاف میان صفوف مردم انجام شده و دولت مى‏خواهد ذهن‏ها را از جنایات خود در سرکوب انتفاضه دور کند.

جنایاتى که صدام در روزهاى انتفاضه مرتکب شد، عرق شرم بر پیشانى انسان مى‏نشاند. اعلامیه جهانى حقوق بشر (1984 م) و پیمان تحریم نسل‏کشى (1946 م) و بیانیه حمایت از بیماران و زخمیان (1949 م)، همگى زیر پا گذاشته شد و نقض گردید و اساساً اصول انسانى نادیده انگاشته شد.

برخى از موارد نقض حقوق بشر توسط صدام در انتفاضه شعبانیّه:

  1. اعدام بدون محاکمه قانونى؛
  2. شکنجه‏هاى طاقت‏فرسا تا حدّ مرگ؛
  3. بازداشت خودسرانه مردم بر اساس شک و گمان؛
  4. استفاده از زنان و کودکان به عنوان سپر انسانى؛
  5. گلوله‏باران حرم‏هاى کربلاى معلى و نجف اشراف؛
  6. تسلّط دولت بر ملّت بدون انتخابات آزاد؛
  7. کشتن خانواده‏ها به طور دسته‏جمعى؛
  8. برخورد با مردم، بر پایه طایفه‏گرى و مذهب و قومیت؛
  9. محروم کردن شهرهاى معترض، از مواد غذایى و خدمات پزشکى و دیگر امکانات؛
  10. مُثله کردن پیکرها یا آویزان کردن آنها جلوى درب خانه‏ها و منازلشان؛
  11. حمله به بیمارستان و کشتن بیماران و پزشکان و پرستاران؛
  12. کشتن فرزندان مقابل چشم پدر و مادر و تجاوز به بانوان و دختران جلوى چشم پدران و برادران؛
  13. کشتن مخالفین در حلّه و ناصریه با دست و پاى بسته و انداختن اجساد در نهر، در حالى که جسمى سنگین به پاى ایشان بسته شده بود؛
  14. کشتن انقلابیون با بستن دو پاى آنان به دو اتومبیل و حرکت اتومبیل‏ها در دو جهت مختلف؛
  15. پرتاب از ارتفاع توسط بالگرد؛
  16. انداختن مظنونین به شرکت در انقلاب به درون کوره‏هاى آجرپزى؛
  17. به قتل رساندن زنان حامله با وارد کردن ضربه به شکم آنان؛
  18. قرار دادن مجازات قطعى اعدام براى شرکت‏کنندگان در تظاهرات و اعتصابات ضددولتى؛
  19. به کارگیرى گازهاى سمّى و بمب‏هاى ناپالم و فُسفرى (ساخت امریکا) به‏خصوص در نجف و کربلا، در روزهاى هشتم تا دهم مارس 1991 م؛
  20. منفجر کردن کتاب‏خانه‏هاى مهّمى در نجف و کربلا که بعضاً داراى نسخه‏هاى تاریخى بود؛ مانند کتابخانه آیت‏الله العظمى حکیم و کتابخانه دارالعلم؛
  21. اعدام دسته‏جمعى انقلابیون و دفن آنها در گورهاى دسته‏جمعى؛
  22. غارت خانه‏ها و مغازه‏هاى مردم و سپس تخریب آنها.

تعقیب فعالان سیاسى تا بیرون مرزها در سعودیه و اردن ادامه داشت و در نتیجه، همه آنان بازداشت و پس از بازگرداندن به عراق، اعدام شدند.

در اثناى انتفاضه، قبور مؤمنین در وادى السّلام و مرقد آیت‏الله العظمى سید ابوالحسن اصفهانى و آیت‏الله العظمى حکیم و شیخ عبدالله مامقانى مورد اصابت خمپاره و موشک قرار گرفت.

[1] . ولید حلّى، الواقع و آفاق المستقبل، ص 45.

[2] . رئیس جمهور عراق بین سال‏هاى 1968 تا 1979 م بعد از عبدالرحمان عارف و پیش از صدّام.