زیارت، نمودى از احساس متعالى و زبان علاقه و ترجمان محبت و معرفت است و یکى از حقوقى است که اهلبیت (علیهم السلام) بر گردن ما دارند و شیعه چه در حال حیات معصومین (علیهم السلام) و چه در حال ممات و پس از شهادتشان موظّف است که به زیارت آنان برود و مرام و مکتب و یاد آنان را با سنتِ زیارت، زنده نگه دارد. نویسنده در شمارههاى پیشین، شمارى از واژگان، اصطلاحات، اماکن و موضوعات مرتبط با زیارت را شرح داده و به ترتیب الفبا تا واژه «مرقد» پیش رفته است و تلاش مى کند تا در این نوشتار، کار خود را ادامه دهد و در شمارههاى بعد نیز، این مهم را به انجام رساند.
واژگان کلیدى: فرهنگ، فرهنگنامه، زیارت، امامان معصوم.
مذبح
محلّ ذبح و قربانى؛ قربانگاه. به محلّ شهادت امام حسین (علیه السلام) نیز «مذبح» گفته مىشود. از لقبهاى آن حضرت، «مذبوحٌ مِن القفا» است. در روایات هم از آن امام مظلوم، با تعبیراتى همچون «ذُبح کما یذبَحُ الکَبْشُ»،[1] یا در نوحهخوانى پرندگانى که خبر شهادت آن حضرت را به مدینه رسانده و ندا مىدادند: «الا ذبح الحسینُ بکربلا»[2] یاد شده است. در زیارتنامهها از حضرت اسماعیل به عنوان «ذبیحالله» یاد شده و به قربانى در منا هم «ذبیحه» گویند.
در برخى معابد «مذبح» جایگاه مقدسى است؛ مانند «مذابح یهود». جاى مخصوصى شبیه محراب و مقصوره که در معابد یهود و نصارا وجود دارد و کتابهاى مقدّس را در آنجا قرار مىدهند.[3] به گفته مرحوم دهخدا: «در کنیسه یهودیان، جایگاهى مثل محراب در مساجد است. همچنین به محلّ نهادن کتاب مقدس مسیحیان در کلیساها و در کنیسهها مذبح گویند».[4]
مزار
به معناى زیارتگاه، محلّ زیارت، حرم و بقعه امامان و امامزادگان و شهدا و اولیاى الهى است که مردم به دیدن آن مىروند. مزار به معناى «زیارت کردن» هم آمده است (مصدرمیمى) و بنابر این معنا، مزارگاه یعنى زیارتگاه. از آنجا که در روایات معصومین (علیهم السلام) به حضور در کنار مدفن امامان و انبیا یا خانه خدا و زیارت قبور آنان توصیه شده است، به اینگونه قبرها و مکانها و معابد «مزار» گفته مىشود. امام باقر (علیه السلام) در توصیه به جابر براى زیارت قبر امیر مؤمنان (علیه السلام) و زیارت وداع فرمود که چنین بگو:
«اللّهم لا تَحرِمْنی ثوابَ مزَاره الّذی اوجبتَ لَهُ»
.[5] در روایتى دیگر، پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:
«جعل الله قبره مزار ملائکة الرّحمه»؛
هرکس با حبّ آل محمّد از دنیا برود، خداوند قبر او را مزار فرشتگان رحمت قرار مىدهد.[6]
به قبرستان و قبورى هم که در شهرها و روستاها وجود دارد، «مزار» گفته مىشود و مردم شبها و روزهاى جمعه بر سر مزار مىروند و براى اموات خود فاتحه مىخوانند.
«مزار» به کتاب زیارت هم گفته مىشود. برخى از علماى دین، کتابهایى حاوى روایاتِ مربوط به زیارت و متن زیارتنامه و فضیلت زیارت تألیف کردهاند و نام آنها را «المزار» گذاشتهاند؛ مانند مزار مشهدى، مزار شیخ مفید، مزار قطب رواندى و ... دیگران.
مزار شهدا
به محل دفن شهدا گفته مىشود و مردم براى تجدید عهد با شهدا به آنجا مىروند و یاد و نام آنان را زنده نگه مىدارند. در شهرهاى مختلف، به نامهاى مختلفى نامگذارى مىشود؛ مثل جنّة الشهدا، بهشت شهیدان و .... حضور برسر تربت شهیدان و سلام و فاتحه بر آنان مستحبّ است و سبب زنده نگه داشتن نام و راه آنان مىشود. امام صادق (علیه السلام) مىفرماید: به ما چنین رسیده که پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) به زیارت قبور شهدا مىرفت و بر آنان سلام مىداد، و مىفرماید: یکى از جاهاى زیارتى مدینه، قبر حضرت حمزه (علیه السلام) و قبور شهداست.[7] نقل شده که حضرت زهرا (علیها السلام) صبح هر شنبه به زیارت مزار حضرت حمزه قبور دیگر شهدا مىرفت و براى آنان دعا و استغفار مىکرد.[8] به تربت شهدا و خاک شهدا هم مزار شهدا گفته مىشود.
مَزور
یعنى شخص یا قبرى که مورد زیارت قرار مىگیرد. زائر، زیارت کننده است و مزور، زیارت شده. به خود مزار هم که زیارت مىشود، مىتوان مزور گفت. به شخص زندهاى هم که به دیدارش مىروند، مزور گفته مىشود و هر زائرى بر گردن مزور حقى دارد که از جمله آنها اکرام و احترام و پذیرایى است: «... وعلی کُلِّ مزورٍ حقٌّ لِمن اتاهُ و زارَهُ و أنتَ اکرمُ مأتی وخیرُ مَزورٍ».[9]
مسجدالحرام
از بافضیلتترین مکانهاى زیارتى، خانه خدا در مکه و مسجدالحرام است که قبله مسلمین (کعبه) در آن قرار دارد و همه موحّدان عالم به زیارت آن مىروند و زیارت آن به نام «حج» و «عمره» بر مسلمانان واجب است و نماز خواندن در این مسجد نیز ثواب بسیار دارد و ثوابش هزار برابر نماز در جاهاى دیگر است.
مسجدالحرام، مدفن بسیارى از پیامبران است. امام باقر (علیه السلام) فرمود: بین رکن و مقام، پُر است از قبور پیامبران، و حضرت آدم نیز در حرم خداست. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: بین رکن یمانى و حجرالأسود هفتاد پیامبر مدفون است.[10] در حِجر اسماعیل هم قبر هاجر و حضرت اسماعیل قرار دارد.[11]
پس مسجدالحرام، افزون بر اینکه خانه خدا و معبد مسلمین است، یکى از مزارهاى بافضیلت هم به شمار مىرود. در روایات، سفر براى زیارت سه مسجد سفارش شده است: مسجدالحرام، مسجدالنبى و مسجدالأقصى.[12] پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:
«اعظم المساجِدِ حُرمةً واحبّها الى الله وَاکرمها على اللهِ تعالى المسجد الحرام».[13]
درباره مسجدالحرام و فضیلت آن و آداب ورود و دعاهاى مخصوص و ... سخن بسیار است که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست. حجرالأسود، حِجر اسماعیل، مقام ابراهیم، کعبه، زمزم و صفا و مره در همین مکان مقدس قرار دارد. مسجدالحرام از آغاز تاکنون بارها بازسازى شده و توسعه یافته است و همواره کانون توجّه میلیونها مسلمان در سراسر جهان است.
مسجد بُراثا
یکى از مساجد معتبر و بافضیلت در عراق است که بین کاظمین و عراق قرار دارد. در سفر حضرت على (علیه السلام) براى پیکار با خوارج، امام از این مکان عبور کرده و در آن نماز خوانده است. در روایات است که عبادتگاه مریم و سرزمین عیسى بوده و در آن چشمهاى براى حضرت مریم جوشیده و حضرت على (علیه السلام) با قدرت الهى در آنجا چشمهاى پدید آورده است. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) هم در آنجا نماز خواندهاند. این مسجد به «جامع بُراثا» و «مقام الامام على (علیه السلام)» معروف است و شیعیان به آن ارادت خاصّى دارند و به زیارتش رفته، در آن نماز مىگذارند.
مشاهد مشرّفه
حرمها و زیارتگاههاى باشرافت و بافضیلت. مشاهد جمع «مشهد» به معناى حرم و شهادتگاه و مدفن است (ر. ک: مدخل «مشهد»).
مشبک
آنچه شبکه شبکه و سوراخ سوراخ باشد. پنجره پنجره ضریحهاى مطهّر زیارتگاهها که چشمه چشمه است و درون آن از این شبکهها دیده مىشود. هر چیز در هم آمیخته و متداخل را «مشبّک» گویند. کسى هم که انگشتانش را داخل هم قرار دهد، چنین صفتى پدید مىآید. از هنرهاى ظریف معمارى و صنعت که در حرمهاى مطهّر و پنجرههاى مساجد و مشاهد و ضریحها و مراقد به کار مىرود؛ چه این هنر روى چوب انجام شود، چه فلزّ، به آن «مشبّککارى» گفته مىشود.
مشهد
مشهد، هم به معناى محلّ شهادت و شهادتگاه و تربت شهید است، هم به معناى محلّ حضور و شهود و گرد آمدن مردم. حرم و زیارتگاه را به لحاظ مکان حضور مردم، مشهد و مشاهد گویند. تعابیر دیگرى که در این مورد به کار مىرود، عبارت است از: مقبره، تربت، قبر، روضه، مدفن شهید. در روایات به روز جمعه هم «مشهد عام» گفته شده؛ چون روز حضور و تجمّع مردم است.[14] در مورد قیامت هم «مشهد القیامه» به کار رفته است.
امام صادق (علیه السلام) وقتى از مدینه به کوفه مىرفت، در محلّ دفن حضرت على (علیه السلام) در غرى توقّف کرد و خاک آنجا را بویید و به صفوان جمّال که همراهش بود فرمود:
«ههنا واللهِ مشهدُ امیرالمؤمنین».
[15] در روایت دیگرى آن حضرت به محمد بن مسلم فرمود: هرگاه به مشهد امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفتى، غسل زیارت کن و جامههاى تمیز بپوش و بوى خوش بزن و با آرامش به سوى قبر آن حضرت گام بردار.[16] اینها نشان مىدهد که مشهد به معناى مدفن به کار مىرود.
تعبیر مشهد در روایات، نسبت به قبر اباعبدالله الحسین و حضرت عباس و شهداى دیگر (علیهم السلام) نیز بسیار به کار رفته است؛ از جمله خطاب به امام حسین (علیه السلام): «قصدتُ حَرَمک و اتیتُ الی مشهدک ...».[17] در روایات دیگر آمده است که از مشاهد و زیارتگاهها جز با توبه و اصلاح بازنگردید:
«معاشر الناس ... لا تَنصرِفوا عَنِ المشاهِدِ الّا بتوبةٍ»[18] و در دعاها از خداوند مىخواهیم که ما را از این زیارتگاهها و مشاهد، محروم نگذارد:
«لا تُخلِنی یا ربّ من ... المشاهد الکریمه».[19]
مشهد، نام شهرى نیز در استان خراسان است که مدفن حضرت رضا (علیه السلام) در آنجاست و به «مشهد مقدس» مشهور است و قبلًابه آن طوس مىگفتند. به آن مشهد الرّضا هم مىگویند (ر. ک: مدخل «مشهد الرّضا»). چنانکه به مرقد امیر مؤمنان (علیه السلام)، مشهد علوى و به حرم سیدالشهداء (علیه السلام) مشهد حائرى یا حسینى گفته مىشود.
رفتن به زیارت مشاهد مشرفه که توفیق الهى مىطلبد، کارى بافضیلت و سفارش شده امامان است. به کسى که به زیارت خراسان و قبر حضرت رضا (علیه السلام) در مشهد برود، «مشهدى» مىگویند.
مَضجع
«مَضجع» به معناى قبر و آرامگاه است. «ضجع» یعنى خوابیدن به پهلو، و چون مرده را در قبر به پهلوى راست و رو به قبله قرار مىدهند، به آن مرده، «ضجیع» و به قبر و مرقدش «مضجع» گفته مىشود که جمع آن «مضاجع» است. وقتى درباره کسى مىگویند: «نَوّر اللهُ مضجَعه» یعنى خداوند، قبرش را پر از نور کند و نور به قبرش ببارد. بر روى سنگ قبر بعضى از علما هم «مضجع شریف ...» مىنویسند. در زیارت حضرت على (علیه السلام) که آمده است: «السلام علیک و علی ضجیعَیک آدمَ و نوحٍ ...» اشاره است که آن دو پیامبر در کنار قبر آن حضرت مدفونند و ضجیع به معناى مدفون و به خاک سپرده است.
مُعتَمِر
غیر از حجّ واجب که در اوقات خاصّى انجام مىشود و یک بار در طول عمر هر مسلمان مستطیعى واجب است، زیارت خانه خدا در مواقع دیگر و مُحرِم شدن و طواف و سعى و نماز، «عمره» نام دارد. معتمر به کسى گفته مىشود که اعمال عمره را انجام مىدهد؛ چه در سفر حج واجب باشد (عمره تمتّع) و چه اوقات دیگر؛ در مقابل «حاجّ» که به حجگزار گفته مىشود.
«اعتمار»، انجام عمل عمره است. در روایات است: چهار نفر دعاىشان مستجاب است که یکى از آنان عمرهگزار است تا زمانى که از عمره بازگردد.[20]
مَقام
ایستادن و محلّ ایستادن و قیام، توقّفگاه، جایگاه، جاى اقامت، خانه و مسکن، رتبه و منزلت و درجه. در زیارتگاهها، گاهى جاى خاصّى که یکى از معصومین یا پیامبران و اولیاى الهى در آنجا حضور یافته، یا عبادت کرده یا اقامت داشتهاند، یا به گونهاى به آنان مرتبط است، «مقام» نامیده مىشود؛ مثل مقام خضر در مسجد اموى دمشق، مقام صاحبالزّمان در کربلا و مقام امام صادق (علیه السلام) در مسجد کوفه. حتى به مسجد بُراثا به سبب حضور امام على (علیه السلام) در آن، «مقام الامام على (علیه السلام)» نیز گفته مىشود.
در مسجدالحرام، سنگى درون یک محفظه شیشهاى است که بر آن جاى پاى حضرت ابراهیم (علیه السلام) هنگام بناى کعبه و بالا بردن دیوار آن، نقش بسته است. در قرآن کریم هم از مکه و کعبه یاد شده و از نشانههاى روشنى که در مسجدالحرام است؛ از جمله مقام ابراهیم: (فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ).[21] نیز توصیه خداوند است که در کنار مقام ابراهیم نماز بخوانید: (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّى)[22] اصطلاح «قدمگاه» هم به همین نکته مربوط مىشود که در بسیارى جاها نزد مردم شهرت دارد و به قداست آن معتقدند.
مقام، یک معناى مصطلح عرفانى هم دارد که اشاره به درجات سیر و سلوک و مراحل مختلف عرفان و تصوّف است؛ همچون: مقام رضا، مقام فنا، مقام شکر، مقام جمع و ... که به این مراحل «مقامات» هم گفته مىشود.
مقبره
محلّ دفن، گورستان، گور و محلّ قبر، گنبد یا عمارتى که روى بعضى قبور سازند. جایگاه اختصاصى دفن شخص یا خانواده یا گروهى خاصّ، مثل مقبرة الشهداء. مدفن امام کاظم (علیه السلام) در بیرون بغداد، در منطقه «مقابر قریش» بود که بعدها «کاظمین» و «کاظمیه» نام گرفت. کلمه مقبره و مقبر از ریشه «قبر» است و قبر، هم به معناى دفن کردن است و هم به معناى مکان دفن. در نقلهاى تاریخى نیز مقبره به معناى گورستان به کار رفته است. امیر مؤمنان (علیه السلام) همراه با جمعى از یارانش وارد قبرستانى شدند و خطاب به ساکنان آن گورها جملاتى فرمودند.[23]
مَقتل
محل قتل و کشته شدن؛ قتلگاه؛ مکانى در حرم سیدالشهداء (علیه السلام) که جایگاه شهادت آن حضرت در روز عاشورا بود. پس از انتقال بدن مطهرش به محلّ فعلى ضریح، آن محلّ به عنوان جاى کشته شدن حضرتش مشخص گشته و ضریح گونهاى دارد و زیارت مىشود.
مقتل به معناى قتل هم هست. امام حسین (علیه السلام) در کربلا به کسى از سپاه دشمن که سابقه خوبى داشت و دوست نداشت در آن ظلم شریک باشد، فرمود: «از این مکان بگریز و دور شور تا مقتل ما را نبینى. به خدا قسم هیچ کس نیست که امروز شاهد مقتل (کشته شدن) ما باشد، ولى ما را یارى نکند، مگر آنکه به دوزخ رود.»[24] همین تعبیر از زبان پیامبر نیز در پیشگویى از شهادت امام حسین (علیه السلام) آمده است.[25] و رسیدن خبر مقتل امام حسین (علیه السلام) به مدینه نیز در منابع دیده مىشود.[26]
امام حسین (علیه السلام) وقتى وارد سرزمین کربلا شد، از آن سرزمین به عنوان «مقتل مردان ما و محل ریخته شدن خونهاى ما» یاد کرد: «هیهنا مناخ رکابنا و محطّ رحالِنا و مقتل رجالِنا و مَسفک دمائنا».[27]
به کتابهایى که وقایع عاشورا و کربلا و کیفیت شهادت امام حسین (علیه السلام) را نوشتهاند نیز «مقتل» گفته مىشود و آثارى چون مقتل خوارزمى، مقتل ابىمخنف، مقتل مقرّم و ... از این نمونه است و مقتلنگارى، عرصهاى وسیع است. مقتلخوانى نیز روضه و مرثیهخوانى از روى کتابهاى مقتل و نقل آن حوادث است. حتى در حدیثى آمده است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) ماجراى مظلومیت و شهادت اهلبیت را از روى صحیفهاى که به املاى حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) و نگارش حضرت على (علیه السلام) بود، براى ابن عباس مىخواند و چون ماجراى شهادت اباعبدالله و نام قاتلش را از روى آن صحیفه خواند، بسیار گریست: «فلمّا قرء مقتل الحسین (علیه السلام) وَ مَن یقتُله اکثر البکاء ...».[28]
«مقاتل شهدا» به مزاراتى که محل شهادت اولیاى الهى است، گفته شده است. در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) آمده است که خداوند از همه زمینها شش مکان را برگزیده است که یکى از آنها «مقاتل الشهداء» است.[29]
مکّه
شهرى مقدّس در سرزمین حجاز که زادگاه و محلّ بعثت پیامبر خدا (علیه السلام) و خاستگاه اسلام و محلّ نزول قرآن است. به این شهر، «بَکّه» و «امّ القرى» هم گفته شده است. از شهرهاى بافضیلت و مهّم زیارتى است که عمل حج و عمره در آن انجام مىشود و به زیارت آن توصیه شده است. کعبه مقدس که در این شهر و در میان مسجدالحرام قرار دارد، قبله مسلمین جهان است. ورود به این شهر، آداب و احکام خاصّى دارد که یکى از آنها، ورود با احرام است. این شهر، حرم امن الهى نیز به شمار مىرود و تا مسافت و محدوده خاصّى «حرم» شمرده مىشود و احکام ویژهاى دارد. از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) روایت است که فرمود: «خداوند متعال، از هر یک از مجموعه آفریدههایش برگزیدهاى دارد و سرزمینهاى برگزیده الهى، مکّه و مدینه و بیتالمقدّس است، و مکّه حرم امن الهى و محبوبترین شهرها نزد خداى متعال است.[30]
مناره
بنایى بلند و استوانهاى شکل که بر فراز آن آتش روشن مىکردند تا کاروانها در شب، راه را گم نکنند. بعدها از منارههایى که در مساجد و معابد ساخته شد، به عنوان مأذنه و محلّ اذان گفتن استفاده مىشد. در معمارى اسلامى و در ساختمان مساجد و زیارتگاهها و حرمها در کنار گنبد، منارههایى هم ساخته مىشود. به آن گلدسته هم مىگویند (ر. ک: مدخل «گلدسته»).
مناسک
مناسک حج «مَنسک» است؛ یعنى عبادتها. اعمال و آداب دینى که در اماکن مذهبى، بهویژه در مسجدالحرام و سفر زیارتى حج انجام مىشود. قرآن کریم مىفرماید: «براى هر قومى مَنسک و شیوه عبادتى خاصّى قرار دادیم که به آن عمل مىکنند».[31] حضرت ابراهیم نیز پس از بناى کعبه، دعاهایى داشت که یکى از آنها این بود که مناسک ما را به ما نشان بده (وَ أَرِنا مَناسِکَنا).[32]
زائرانى که به زیارت خانه خدا مىروند، اعمالى مانند: احرام، طواف، سعى، قربانى، رمى جمرات و ... دارند که به اینها «مناسک حج» گفته مىشود. فقها هم احکام خاص حج و سفر زیارتى مکه و مدینه را در کتابى به نام «مناسک حج» مىنویسند تا مقلّدان، فتواى مرجع تقلیدشان را در این موضوع بدانند.
منبر
جاى نشستن خطیب براى موعظه، جایگاهى است که از چوب ساخته مىشود و چند پلّه دارد و واعظان بالاى آن مىنشینند تا بر شنوندگان اشراف داشته باشند و احکام شرع و مواعظ و مرثیه مىگویند. بعضى از منبرها مقدّس است؛ مانند منبر پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) در مسجدالنبى مدینه، یا منبر مسجدالأقصى و مسجد کوفه. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فاصله بین منبر و قبر خود را پارهاى از بهشت معرفى کرده است. امام صادق (علیه السلام) نیز در حدیثى توصیه به نماز خواندن بین قبر و منبر کرده[33] و فرمودهاند: «هرگاه از دعا نزد قبر پیامبر فارغ شدى، نزد منبر برو و با دستت آن را مسح کن و به پایههاى آن هم دست بکش؛ آنگاه دستانت را به چشمها و صورتت بکش که شفاى چشم است».[34]
منبر مسجدالنبى، تاریخچهاى طولانى دارد. در ابتدا منبرى ساده بود که در زمان آن حضرت ساخته شد و سه پله داشت. بعدها منبرهاى دیگرى در محلّ آن ساختند. منبر موجود در روضه نبوى که داراى دوازده پله است، در سال 998 قمرى در زمان سلطان مراد عثمانى ساخته و نصب شده است[35] که مورد زیارت و تبرّک مسلمین زائر قرار مىگیرد.
[1] . محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 43 ص 98.
[2] . همان، ج 45 ص 192.
[3] . همان، ج 80 ص 353 به نقل از نهایه و قاموس.
[4] . لغتنامه دهخدا، واژه« مذبح».
[5] . بحارالأنوار، ج 97 ص 268.
[6] . همان، ج 23 ص 233.
[7] . محمد محمدى رىشهرى، الحج و العمرة فى الکتاب والسنّه، ص 347.
[8] . التهذیب، ج 1 ص 465.
[9] . بحارالانوار، ج 97 ص 336، بخش زیارات امیرمؤمنان( علیه السلام).
[10] . الحج والعمرة فى الکتاب و السنّه، ص 120.
[11] . همان، ص 106.
[12] . همان، ص 62.
[13] . همان، ص 61.
[14] . بحارالأنوار، ج 6، ص 73.
[15] . همان، ج 97، ص 236.
[16] . همان.
[17] . همان، ج 98، ص 200.
[18] . همان، ج 37، ص 214.
[19] . همان، ج 94، ص 59، ج 97، ص 286.
[20] . محمد محمدى رىشهرى، الحج و العمرة فى الکتاب والسنّه، ص 292.
[21] . آل عمران، آیه 97.
[22] . بقره، آیه 125.
[23] . بحارالأنوار، ج 99، ص 296.
[24] . بحارالأنوار، ج 41 ص 338 و ج 32، ص 419.
[25] . همان، ج 28، ص 39( فیرتحل عنها إلى ارض مقتله).
[26] . همان، ج 45، ص 192.
[27] . همان، ج 44، ص 383.
[28] . همان، ج 28، ص 73.
[29] . همان، ج 98، ص 666.
[30] . الحج و العمره فى الکتاب والسنّه، ص 34.
[31] .( لِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً هُمْ ناسِکُوهُ)( حج، آیه 34 و 67).
[32] . بقره، آیه 128.
[33] . الحج والعمرة فى الکتاب والسنه، ص 318.
[34] . همان، ص 319.
[35] . رسول جعفریان، آثار اسلامى مکه و مدینه، ص 73( چاپ دوّم).