چکیده
برخورد خشونتبار مأموران بعثى با زائران حسینى در عاشورا و اربعین سال 1396 قمرى، زمینهساز حرکتى از سوى مردم نجف در سال بعد شد که «انتفاضه اربعین» نامیده شد. در اربعین سال 1397 شیعیان نجف، نهضتى عظیم بر پا کردند و پس از تظاهرات گسترده، مسیر نجف تا کربلا را طى چهار روز، پیاده پیمودند که بیشتر حوادث این روزها، در بیابانهاى مسیر بین این دو شهر رخ داد و نظام بعثى از وحدت و تجمع و خروش و نهضت انقلابیون، بهشدت در هراس افتاد؛ بهطورىکه با تمام نیروهاى نظامى و امنیتى خود به مقابله با آن برخاست. نقش علما و وعاظ آگاه و شجاع در این حرکت انقلابى، بسیار برجسته بود.
نویسنده این مقاله پس از بیان علت و زمینه پیدایش این حرکت انقلابى، حوادث پیشآمده در طول این پیادهروى معنوى را از آغاز تا پایان، در شش محور بیان کرده است.
واژگان کلیدى: انتفاضه اربعین، نجف، کربلا، حرکت انقلابى، پیادهروى.
تاریخ معاصر عراق مظلوم، سراسر با جنایات حکام بعثى و دشمنى آنان با دین و حوزهها و شعائر حسینى و احکام قرآن آمیخته شده است. آنان از هنگامى که بر ملت مسلمان عراق تسلط یافتند، در اجراى مأموریتهاى محوله به آنان، نسبت به زائران قبر حسین (ع) محدودیتها، سختگیرىها و مراقبت و کنترل شدیدى به کار بسته و با زوار و عزاداران، با غیرانسانىترین شیوهها رفتار کردند. دانشجویان، کارمندان و نظامیان را از رفتن به زیارت قبر سیدالشهدا (ع) منع کردند و از سوى دیگر، مأموران خود را بین مردم پخش کردند تا از آنان جاسوسى کنند. اما مردم به هر قیمتى که بود، در حفظ شعائر عاشورا، به ویژه مراسم زیارت پیاده امام حسین (ع) کوشیدند و سرانجام کار به جایى رسید که به دنبال بخشنامه رسمى رژیم بعث، مبنى بر ممنوعیت زیارت پیاده کربلا در سال 1397 قمرى مردم با زمینهسازى براى مقابله با رژیم، حرکت عظیمى را پىریزى کردند و نیروهاى دولتى نیز با بهکارگیرى تانکها، زرهپوشها و هواپیماها، راهپیمایى زائران پیاده حسین (ع) را در مسیر (نجف- کربلا) در هم کوبیدند و هزاران نفر را بازداشت کردند.[1]
این حرکت عظیم- که به آن خواهیم پرداخت- گرچه در سال 1397 هجرى روى داد، لکن ریشهها و سوابقى در سالهاى گذشته داشت که خوب است بحث را از اندکى پیش از این تاریخ آغاز کنیم.
چون شکلگیرى این گونه جنبشها، بیشتر از «نجف» آغاز مىشد، برخورد سرکوبگرانه بعثىها نیز بیشتر متوجه مرکز ثقل این حرکت و خاستگاه این نهضت بود. از شب نهم محرم سال 1390 هجرى قمرى، رژیم عراق با اعمال فشار، محدودیتهایى را در اجراى برنامههاى سنتى شیعه و شعائر دینى به وجود آورد؛ از جمله دستههاى عزادارى ماه محرم را به شدت تحت کنترل قرار داد و به همین منظور، درهاى اصلى صحن مطهر حرم امیرالمؤمنین (ع) را بست (درب مسلم بن عقیل و شیخ طوسى).
مردم در آن شب تظاهرات کردند؛ در حالى که عکسالعمل اعتراضآمیز خود را بر ضد این مقررات نشان مىدادند. سپس با چوب و کفش و ... به مأموران حمله کردند و به طرف یکى از غرفههاى صحن که محل مأمورین بود و قائم مقام استاندار نجف و یکى از مسئولین حزب بعث نجف هم در آنجا بودند، هجوم آوردند.
معجزه بىسابقهاى که آن شب به وقوع پیوست، گشوده شدن درب صحن مطهر بود (درب شیخ طوسى) و این کرامت مولا (ع)، شور و حماسه مردم را افزونتر کرد و شعارهایى براى این پیروزى تازه سر مىدادند. پس از آن، به محل مخابرات پلیس حمله کرده، آنجا را ویران ساختند. نیروهاى امدادى رژیم آمدند و به روى مردم آتش گشودند. اما مردم به قرارگاه پلیس هجوم بردند. درگیرىهاى پراکنده تا نیمهشب ادامه داشت و در این تظاهرات، یک نفر کشته و عدهاى هم مجروح شدند. به دنبال این حادثه، نیروهاى رژیم، براى کنترل اوضاع که مىرفت به انقلابى بزرگ تبدیل شود، دست به اقدامات پیشگیرانه زد.[2]
آن سال به بعد عشق حسینى، بیش از پیش در دلها شعله مىکشید و تلاشهاى عمال بعثى هم نمىتوانست با زور و فشار و تهدید، آن را خاموش کند. تا اینکه شب عاشوراى 1395 هجرى، بار دیگر، نجف اشرف صحنه تظاهرات زائران شد. این بار مردم همراه خود، سلاح سرد حمل مىکردند. در بازار و خیابانهاى نجف مىگشتند تا اینکه وارد صحن امیرالمؤمنین (ع) وارد شدند. یکى از خطیبان، در سخنان حماسى و پرشورى که ایراد کرد، رژیم بعث را رسوا ساخت.[3]
در ایام اربعین همان سال نیروهاى فریبکار بعثى، که براى بهرهبردارى تبلیغى از مراسم زیارت دست به کار شده و تصاویرى از حسن البکر (رئیس جمهور وقت) و صدام را به صحنه آورده بودند، با عکسالعمل شدید مردم روبهرو شدند. جمعیت زوارى که از نجف عازم زیارت کربلا بودند، آن تصاویر را پاره کردند و عزادارى به تظاهراتى بزرگ تبدیل گشت و شعارهایى بر ضد حزب بعث و حسن البکر و صدام داده شد و مردم پیوند خود را با اولیاى دین، و دشمنى خویش را با رژیم حاکم اظهار مىکردند.
نهضت پیادهروى اربعین
سال 1396 قمرى هم با فوران شور حسینى مردم نجف در عاشورا و اربعین، برخورد خشونتبار مأموران بعثى با زائران حسین (ع)، بر کینه آنان نسبت به سلطه حکام جور افزود و براى سال بعد، با آمادگى بیشتر و تمهیدات گستردهترى قدم به میدان نهادند و عشق سوزان خویش را نسبت به سیدالشهدا (ع) نشان دادند.
شب عاشوراى 1397 هجرى یک گروه پیشمرگ امام حسین (ع) که با هم پیمان شهادت بسته بودند، خروج کردند. آن گروه انقلابى، پرچمى خونآلود را به نشانه فداکارى و سمبل قیام و شهادت برافراشته بودند. افراد گروه به سلاح سرد مجهز و مسلح بودند و کارشان به درگیرى با مأموران بعثى انجامید. تعدادى از مأموران زخمى شدند و بقیه، هراسان و وحشتزده از مقابل این گروه فدایى گریختند. به دنبال این حرکت مسلحانه انقلابى، عدهاى از آن قهرمانان دستگیر شدند و زیر شکنجه سخت جلادان قرار گرفتند.
مردم تصمیم داشتند که در روز وفات امام زینالعابدین (ع) در 25 محرم همان سال، تظاهراتى برپا کرده و از رژیم حاکم، آزادى زندانیان را بخواهند. ولى بنا به دلایلى، این حرکت به اربعین موکول شد تا در آن مراسم، اقدامى جدىتر به عمل آید و در همان مناسبت بود که مردم خواستار نابودى رژیم بعث شدند و فریاد برآوردند و با مشت، به پیکار سرنیزههاى حکام بعثى برخاستند. نجف، شهر امام على (ع) شهر دلیرمردان شیعه امیرالمؤمنین، به پاخاست و در ایام اربعین 1397 قمرى، نهضتى عظیم را پى ریخت. تظاهرات عظیم و گستردهاى که با شرکت اقشار وسیع مردم برپا شد، چهار روز طول کشید و زائران پیاده، مسیر طولانى نجف- کربلا» را در مدت چهار روز طى کردند؛ چهار روزى که همراه با برخوردهاى شدید و حماسههاى ماندگار و شور علوى و حسینى بود؛ چهار روزى که عمق عشق به حسین بن على (ع) و کینه از یزیدیان زمان و بعثیان حاکم بر عراق را نشان داد.
بیشتر حوادث این روزها، در بیابانهاى مسیر بین این دو شهر اتفاق افتاد و نظام بعثى از آن وحدت و تجمع و خروش و نهضت انقلابیون، به شدت به هراس افتاد. گرچه نفس آن پیادهروى و حرکت موکبهاى زیارتى در آن مسیر و با آن شرایط، نوعى اعتراض و مبارزه با سلطه حکومت قلمداد مىشد، لکن شعارها و روحیات خروشان مردم بر ضد مأموران، حساسیت آن را افزایش داده بود و این بار، زیارت پیاده اربعین، حال و هواى دیگرى داشت.
در این راهپیمایى، هرکس در حد توان خود سهمى داشت. در زمینهسازى این حرکت عظیم و انقلابى، نباید از نقش علما و وعاظ آگاه و شجاع غافل بود. آنان از مدتها پیش، با استفاده از سنگر منبر و مجالس اباعبدالله الحسین (ع) مردم را به مبارزه با رژیم بعث، دعوت و تشویق مىکردند و روحیه شهادتطلبى و فداکارى را زنده مىساختند. موجى غیرقابل کنترل، در درون مردم پدید آمد که از وجودشان لبریز شد و همه تدابیر حاکمان بعثى را نقش بر آب کرد. آشکارا و در پیش چشم دوست و دشمن اعلام شد که لحظه آغاز حرکت، ساعت 11 صبح روز 15 ماه صفر خواهد بود. این اعلام عمومى تأثیر حماسى عمیقى در روحیه مردم داشت و نیروهاى امنیتى رژیم بعث را بیشتر به وحشت انداخت.
کار گروهى از جوانان نیز تهیه پلاکاردهاى فراوان و نصب آنها بر در و دیوار و معابر و مجامع عمومى بود که مردم را به شرکت در راهپیمایى اربعین دعوت مىکرد. در یکى از این تابلوها نوشته شده بود: «اهالى محترم نجف! براى زیارت پیاده قبر اباعبدالله الحسین (ع) آماده شوید».
گروهى که مسئولیت نصب تابلوها و پلاکاردها را در نقاط مختلف شهر بر عهده داشتند، براى مخفىکارى و فریب مأمورین، لباسهاى نظامى پوشیدند تا کمتر مورد سوء ظن قرار گیرند. از این پلاکاردها، در بین دستهها، حسینیهها، هیأتهاى عزادارى، خانهها و محلههاى نجف و کوفه پخش شد و به دیوار برخى از ادارات دولتى نصب گردید. در بعضى از این اعلامیهها هم از بعثىها درخواست شده بود که از «حزب بعث کافر» بیرون آمده و پابهپاى مردم، در راهپیمایى اربعین شرکت کنند و به حسین (ع) و یارانش اقتدا نمایند. نجف، لحظات پیش از به راه افتادن سیل خروشان مردم را مىگذراند و جاده «نجف- کربلا» در انتظار گامهاى استوار این کربلاییان میثاق بسته با نجف بود.
آغاز حرکت
مردم به راه افتادند. هنگام حرکت زائران اربعین، پرچمهاى سبزرنگى در میان کاروان دیده مىشد که بر آنها آیه (نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ) نقش بسته بود. این شعار، معنا و مفهوم سیاسى داشت و رمز مبارزه توده مردم با رژیم حاکم بود. پرچم سبز بزرگ دیگرى نیز برافراشته شده بود که بر روى آن، این جملات مىدرخشید: «بسم الله الرحمن الرحیم، یدالله فوق أیدیهم، صدق الله العلى العظیم، نجف اشرف».
یک بار مأموران در منطقه «خان النص»[4] حمله ناموفقى به پرچم بزرگ ترتیب دادند. مردم هم با دیدن حمله مأموران، بیشتر پیرامون علم بزرگ را گرفتند. پرچم سفید دیگرى در مراسم به چشم مىخورد که چشمها و دلها را به سوى خود جلب مىکرد. با رنگ سرخ، بر آن نوشته شده بود: «شعارنا حب الحسین نفدیک بدمائنا یا أبا الشهداء»؛ یعنى شعار ما عشق حسین (ع) است؛ خون رگهاى ما فداى تو باد اى پدر شهیدان. سرانجام لحظه فراموش نشدنى و تاریخى فرا رسید. 15 صفر سال 1397 قمرى ساعت 11 صبح (مطابق با سال 1356 شمسى) سیل پرخروش مردم به راه افتاد. گروههاى فراوانى از طبقات گوناگون، همه میدانها و خیابانها را پر کردند و به راهپیمایان پیوستند. نیروهاى امنیتى که شهر را در کنترل داشتند، تصمیم به مقابله گرفتند. درگیرىهایى در چند نقطه شهر بین مردم و کماندوهاى دولتى پدید آمد. تظاهرکنندگان، پرچمهاى سبزرنگ کوچکى را که با جمله «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ» مزین بود، برافرشتند. پیشاپیش پرچمها و پرچمداران نیز پرچم بزرگ سبز رنگى با شعار «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» به چشم مىخورد. موج گسترده مردم در شهر گشت و هنگام عبور از مقابل استاندارى، عدهاى به ساختمان استاندارى هجوم بردند، در حالى که شعار مىدادند: «ابد والله ما نَنْسى حسیناً»؛ یعنى به خدا قسم هرگز حسین (ع) را فراموش نخواهیم کرد. این شعار هشدارى به مزدوران بعثى بود که با ترفندهاى گوناگون مىخواستند مردم را از «کربلاى حسین» بازدارند و شور حسینى را از دلهاى مردم بیرون کنند.
پیش به سوى حرم حسینى
جمعیت زوار با شور بیشترى راه کربلا را در پیش گرفت و در راه چنین مىخواندند: «اى حسین! حتى اگر دستها و پاهاى ما را قطع کنند، باز هم به سوى تو، شتابان و متشکل خواهیم آمد».[5]
بیرون از شهر، تعدادى دیگر به آنان پیوستند و امواج خروشان مردم، با شعارهاى اسلامى- حماسى به «خان الربع» که ده کیلومتر با نجف فاصله داشت، رسیدند. زنان متعهد در این حرکت، نقش مهمى داشتند. جمعیت بزرگى از زنان، در مدخل شهر نجف، با سخنان و شعارهاى حماسى و انقلابى از تظاهرکنندگان استقبال مىکردند. شبهنگام تصمیم بر آن گرفتند که آن شب را در آن محل بمانند تا فردا همزمان با طلوع خورشید، راه کربلا را پیش گیرند. از نخستین ساعاتى که به «خان الربع» رسیدند، زائران در یک برنامه کاملا مردمى، تدابیرى براى حفظ امنیت مردم از هجوم نیروهاى بعثى به کار گرفتند. عدهاى نیز مقدار زیادى سنگ جمع کردند که اگر با هجوم نیروهاى محاصره کننده بعثى روبهرو شدند، بتوانند به مقابله برخیزند. از طرف گردانندگان راهپیمایى، برنامهریزى دقیقى براى مقابله با هر حادثهاى شده بود. آنان راههاى ورودى به منطقه را در کنترل خود داشتند و مزدوران بعثى، از هر جا که مىخواستند به درون جمعیت نفوذ کنند و عناصر فعال را شناسایى و دستگیر کنند، با سنگباران مجاهدانى که در کمین بودند، روبهرو مىشدند و ناچار عقبنشینى مىکردند.
در فجر صادق، نماز صبح را بر پا داشتند و آماده ادامه راهپیمایى به سوى کربلا بودند. در این هنگام مردم باخبر شدند که تعدادى از خودروهایى که براى زائران مواد غذایى مىآورده، از سوى مأموران توقیف شده و از رسیدن آنها به کاروانیان کربلا جلوگیرى کردهاند. مردم خشمگین، ماشینها را از محاصره مأموران آزاد ساخته و راهى به سوى کاروانسرا گشودند. در این برخورد که میان تظاهرکنندگان و مأموران پیش آمد، مأمورین از وخیمتر شدن اوضاع ترسیده و گریختند.
بدین ترتیب بار دیگر حرکت راهپیمایان ادامه یافت. راه اصلى «نجف- کربلا» در اختیار مردم بود و تظاهرکنندگان اتومبیلهاى پلیس را کنترل و تعقیب و گاهى توقیف مىکردند. مقامامت امنیتى، براى اعزام افرادشان به منطقه، از اتوبوسهاى مسافربرى و وسایل نقلیه عمومى استفاده مىکردند تا شناخته نشوند؛ ولى مردم متوجه این توطئه شدند و ماشینهاى عمومى را هم تفتیش و بازرسى مىکردند و اگر مأموران بعثى را شناسایى مىکردند، آنان را تنبیه مىکردند. راهپیمایان زائر حرم امام حسین (ع)، در هر اتوبوسى که عکسهاى صدام و حسن البکر را مىدیدند، تصاویر را پاره مىکردند و با خشم و نفرت، شعارهایى بر ضد حکومت و علیه نیروهاى پلیس تکرار مىکردند و با بیان جنایتهاى حکومت و افشاى ستمگرىهاى بعثىها براى مسافران، روشنگرى نموده و اهداف خود را تبلیغ مىکردند و شعار مىدادند: «تاریخ نجف، نهضت حسینى را ثبت خواهد کرد؛ پلیس نجف، ترسوست؛ هیچ توطئهاى بر حسین (ع) موفق نمىشود؛ اى صدام! دستت شکسته باد، نه ارتش و نه مردم، هیچ کس تو را نمىخواهد؛ اى اباالفضل! به نفع ما برخیز، که «عفلق» بر ضد ما توطئه کرده است ...».
صبح روز 17 صفر، یکى از مأموران بعثى با لباس شخصى، تلاش کرد تا وارد کاروانسرا شود. نگهبانان انقلابى و هشیار، او را شناسایى و بازداشت کرده، تفتیش نمودند. همراه او لیستى یافتند که در آن، نام بسیارى از شرکتکنندگان در راهپیمایى، و نیز شماره اتومبیلهاى امدادگر نوشته شده بود. او را به «حسینیه» منتقل کردند و دیگربار حرکتشان را آغاز کرده، به سوى کربلا به راه افتادند.
وقتى گزارش به مأموران دیگر رسید، براى مقابله با شور حسینى زائران، مأموران دیگرى را به محل فرستادند؛ اما وقتى رسیدند که «کاروان کربلا» حرکت کرده بود. به ناچار عدهاى از افراد باقىمانده در کاروانسرا را بازداشت کردند. وقتى خبر دستگیرى آنان به راهپیمایان رسید، با اینکه چند کیلومتر از آنجا دور شده بودند، با این حال، عدهاى از راهپیمایان
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج20-19، ص: 322
بازگشتند و با مأموران به زد و خورد پرداختند. صداى «یاحسین» زائران، با صفیر گلوله مزدوران بعثى درهم آمیخت و در این برخورد، یک زن و یک نوجوان به شهادت رسیدند و عدهاى نیز مجروح شدند. سرانجام مردم توانستند برادران بازداشت شده خود را از اسارت بعثیان نجات دهند و با حمله به اداره بعثىها در آن محل، اشیاى موجود در آن را از بین بردند دوباره راه کربلا را در پیش گرفتند.
شهادتطلبان
حرکت پرشور زائران، فضایى از حماسه و ایثار و معنویت پدید آورده بود و روحیه شهادتطلبانه آنان را بیشتر کرده بود. حتى جمعى از قبایل مسلمان میان راه، به دنبال شنیدن خبر خشونتهاى رژیم بعث با زائران، به راهپیمایان پیاده کربلا پیوستند و آمادگى خود را براى حمایت از آنان ابراز کردند؛ گرچه این موضعگیرى و عمل انقلابى، به دستگیرى عدهاى از جوانانشان انجامید.
نقش زن مسلمان و انقلابى عراقى در این تظاهرات، قابل توجه است. زنان در یک دست، مشعل دعوت و هدایت داشتند و در دست دیگر، پرچم جهاد بر ضد حکومت بعثى. سلاح و لوازم ضرورى دیگر را پنهان مىکردند و مخفیانه به دست مجاهدان مىرساندند و مردان را تشجیع و تحریک به مبارزه مىکردند. در جریان این راهپیمایى عظیم نیز، نقش آنان در صحنه چشمگیر بود. گاهى حتى رو در روى مأموران رژیم بعثى مىایستادند و شعار مىدادند و گاه با پرتاب سنگ، مجاهدان را یارى مىکردند. در میان دستگیر شدگان این ماجرا و تظاهرات نیز، زنانى نیز بودندو این نشان دهنده فعالیت سیاسى آنان در این پیادهروى انقلابى به سوى کربلاى حسین (ع) بود.
با رسیدن اخبار حوادث روز 17 صفر به شهرهاى دیگر، مردم از هر سو براى شرکت در تظاهرات، در راههایى که به کربلا منتهى مىشد، تجمع کردند. بهویژه راه «طویریج- کربلا» شاهد ازدحام شدیدى بود. رژیم بعثى اعلام کرد که حرکت پیاده به سوى کربلا آزاد است و با این کار مىخواست خشم تودههاى انقلابى مردم را فرونشاند. ولى مردم هشیارتر شدند و براى مقابله با هر توطئهاى آمادهتر شدند. آن شب، کلمه رمز «اربعین» را به عنوان اسم شب میان خود برگزیدند و شعارهاى انقلابى بیشتر شد. تابلوى سیاه بزرگى را برافراشتند که با رنگ سفید بر آن نوشته بود: «اینجا قبر شهیدان است». از سوى دیگر، مزدوران رژیم بعثى با استفاده از تاریکى شب، در گوشه و کنار اقدام به ربودن و دستگیرى برخى افراد مىکردند و از اتوبوسها و اتومبیلهاى عادى براى کنترل اوضاع و دستگیرى عناصر فعال در راهپیمایى استفاده مىکردند.
رویارویى «تن» و «تانک»
وقتى خورشید روز هجدهم صفر طلوع کرد، زائران به سوى کعبه شوق و مناى عشق «کربلا» به راه افتادند. رژیم بعثى عراق، براى ارعاب زائران پیاده قبر سیدالشهدا (ع) و مقابله با این سیلِ خروشان معنویت، سلاحها و تجهیزات نظامى خود را به کار گرفت. دو فروند هواپیماى میگ، در ارتفاع بسیار پایین از بالاى سر زائران عبور کرد. سرعت پرواز چنان زیاد بود که دیوار صوتى را شکست و ارتعاش شدید حاصل از صداى غرش میگها، سبب شکستن شیشه اتومبیلها شد. سپس تعداد زیادى تانک و نفربرهاى زرهى و ادوات دیگر را همراه با مأموران بسیارى با تجهیزات کامل به منطقه فرستادند. مأموران چشم و گوش بسته، ابتدا به محاصره راهپیمایان پرداختند. عدهاى از مأموران نظامى که به عنوان مقابله با اخلالگران شورشى فرستاده شده بودند، همین که خود را در مقابل راهپیمایى عزاداران حسینى دیدند که علائم سوگوارى و پرچم و علم در دستههاشان حمل مىکردند، از فرمان مافوق سرپیچى کرده و به مردم پیوستند؛ چرا که وجدان بیدار آنان، به زشتى ایستادن در مقابل جمعیت زائران کربلا شهادت مىداد. نصرت خداوند در آن روز آشکار شد و امداد الهى به یارى زائران آمد. دو فروند از هواپیماها آتش گرفت که یکى در دریاچه «رزازه» در نزدیکى کربلا و دیگرى در نزدیکى فرماندارى مسیب سقوط کرد و خلبانان آنها هلاک شدند. جالب اینجاست که کارشناسان فنى پس از بررسى علت سقوط هواپیما، هیچ عامل مشخصى نیافتند و ناچار اعلام کردند که سقوط، به علت نقص فنى بوده است. از آن پس زائران به طعنه و کنایه مىگفتند: سقوط به سبب اختلال فنى نبوده، بلکه ناشى از «اختلال حسینى» بوده است.
پیوستن برخى از نظامیان به دستههاى زوار عزادار، یکى دیگر از مظاهر لطف الهى و امدادهاى معنوى او بود که روحیه انقلابیون را بالا مىبرد و ضربه روحى سنگینى به نیروهاى دولتى وارد مىساخت. تانکها براى ایجاد رعب و وحشت، به میان آمده بودند. در حالى که تانکها حرکت مىکردند، بعضى از تظاهرکنندگان، روى تانکها رفته و به نفع اسلام و امام حسین (ع) و برضد حکومت بعث کافر شعار مىدادند. یکى تظاهرکنندگان خود را جلوى تانکى انداخت تا از پیشروى آن جلوگیرى کند، اما خدمه تانک بیرون آمد و او را از جلوى تانک کنار کشید و گفت: ما هم مثل شما مظلوم هستیم!
رسیدن به کربلا
سرانجام موجى که از نجف برخاست، به کربلا رسید و مقاومت، رشادت، حماسه و هشیارى زائران اربعین به ثمر رسید و زائران امام حسین (ع) علىرغم همه فشارها، تهدیدها، ممانعتها و سرکوبها به «کربلا» رسیدند. دیدار مرقد امام حسین (ع) مرهمى بر زخم دلها و تسکینى بر گامهاى خسته و پاى پر آبله و پیکر کتک خورده آنان بود و رنج سفر، با زیارت کربلا آسایش یافت.
آنان ابتدا به حرم حضرت ابوالفضل (ع) رفتند تا مراتب وفادارى خویش را به آن آموزگار وفا و رادمردى ابراز کنند و سپس به حرم سیدالشهدا مشرف شدند؛ در حالى که لباس خونین یک شهید را نیز، همراه پلاکاردهایى که بر آنها، جمله «نجف، چهار شهید تقدیم کرد» به چشم مىخورد، حمل مىکردند. در مدخل صحن حرم ابوالفضل و امام حسین (علیهما السلام) نیز با مأموران برخورد و درگیرى صورت گرفت. وقتى زائران وارد حرم حسینى شدند، مأموران همه درها را بستند و فقط یک در باز بود که مأموران براى بستن آن هم تلاش مىکردند تا زائران را در محاصره قرار داده و افراد مورد نظر را دستگیر کنند. زائرین علىرغم شدت عمل مأموران، از همان درب باز مانده بیرون آمدند و زد و خورد به مناطق اطراف حرم کشیده شد و زائران در حالى که صداى «یا حسین، یا حسین» شان در خیابانها و میدانها طنینافکن بود، از سیدالشهدا یارى مىطلبیدند تا از ظلم یزیدیان مهاجم خلاص شوند.
در این وقایع هزاران نفر دستگیر شدند و عناصر اصلى و محرکین عمده این تظاهرات حماسى را مورد شکنجه قرار دادند. هفت نفر از این چهرههاى مبارز، زیر شکنجه به شهادت رسیدند که اغلب این شهدا از کسانى بودند که همواره در مراسم عزادارى سیدالشهدا (ع) و برپایى مجالس مذهبى و سوگوارى براى خاندان عصمت و طهارت، فعالانه شرکت و حضور و نقش داشتند. 16 نفر دیگر نیز به حبس ابد محکوم شدند.
هر حرکتى دیر یا زود، تأثیر خود را بر افکار و ارادهها و آگاهى مردم بر جاى مىگذارد. وقتى اخبار این وقایع به درون زندانهاى عراق رسید، زندانیان نیز همصدا با انقلابیون به سر دادن شعار و موضعگیرى بر ضد دولت پرداختند و حتى در مواردى، زندانیان با هرچه که در اختیار داشتند، به مأموران حمله کردند. گرچه مراسم زیارت پیاده کربلا و حرکت پرشور و پرشکوه زائران در آن سال از طرف حکومت بعث عراق، به شدت سرکوب شد، ولى تأثیر خود را در بیدارى مردم و بسیج تشکل آنان برضد رژیم و افشاى ماهیت خبیث حاکمان بغداد نشان داد و نقطه عطفى در مبارزات مردم مسلمان عراق گردید[6]
در سالهاى اخیر، از جمله در سال 1370 نیز حکومت بعث عراق براى درهم کوبیدن حرکت انقلابى شیعیان با انواع سلاحها مردم را در نجف و کربلا به خاک و خون کشید و با توپخانه، گنبد و بارگاه حسینى را هدف قرارداد. این جنایتهاى بىنظیر، سبب شد که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهاى اعلام عزاى عمومى کنند و در اطلاعیهاى، حمله وحشیانه به عتبات را محکوم کردند و آن را بازآفرینى مصائب و اندوههاى عاشورا خواندند.
[1] . رعد الموسوى، انتفاضه صفر، ص 25.
[2] . همان، ص 5- 53.
[3] . همان، ص 54.
[4] .« خان» به معناى کاروانسراست. در حد فاصل نجف تا کربلا، چند کاروانسرا براى استراحت و اطراق مسافران بود که به نامهاى خان الربع، خانالنصف و خان النخیله معروف است. خان النص، کاروانسراى نیمه راه است.
[5] .
لوقطعوا ارجْلنا والیَدَیْن
نأتیک زخفاً سیدى یا حسین.
[6] . عمده وقایع مربوط به حادثه اربعین، از کتاب« انتفاضه صفر»، رعد الموسوى نقل شده است.