فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

اربعینیات

نویسنده
چکیده
 
چکیده‏
آسمان بر حسین‏بن‏على (ع) خون گریست؛ بدین صورت که مردم چهل روز دیدند که طلوع و غروب خورشید، سرخ و خون‏رنگ است. در استحباب زیارت اربعین که با ذکر سلام‏ها آغاز مى‏شود و با شهادت به مجد و عظمت امام حسین (ع) ادامه مى‏یابد، روایاتى وارد شده است؛ همین‏طور درباره ملحق شدن سر سیدالشهدا (ع) به پیکر ایشان در این روز، زیارت مرقد امام از سوى جابر در این روز، کیفیت این زیارت و ...
در ایام اربعین در عراق، میلیون‏ها نفر با مواکب حسینى براى زیارت سیدالشهدا (ع) وارد کربلا مى‏شوند و در بزرگ‏ترین اجتماع شیعیان، این شهر، یکپارچه غرق عزا و نوحه بر سید مظلومان مى‏شود.
این نوشتار، ضمن بیان مطالب فوق، دربردارنده مطالبى درباره کتاب‏هاى «الاربعون حدیثاً»، چهل راهب شهید، سنّت اربعین، چهل روز گریه حضرت آدم (ع) بر کشته هابیل، چله‏نشینى و نیز اربعین‏هاى به هم پیوسته تاریخ انقلاب اسلامى ایران است.
واژگان کلیدى: اربعین، حسین‏بن‏على (ع)، زیارت اربعین، کربلا، عزا.
استحباب اربعین‏
علامه مجلسى مى‏نویسد:
در اخبار، علت استحباب زیارت اربعین بیان نشده است؛ اما قول مشهور در بین اصحاب علم این است که علت این استحباب، بازگشت اهل‏بیت حسین (ع) در آن روز (بیستم صفر) به کربلا در زمان برگشتشان از شام، و همچنین ملحق کردن سرهاى شهدا به اجساد مطهرشان به دست على بن الحسین (ع) است ... شاید هم علت استحباب زیارت در این روز، آن باشد که جابر بن عبدالله انصارى در چنین روزى از مدینه به کربلا آمده و به زیارت قبر شریف آن حضرت نائل شد. از این رو مستحب است به او تأسّى کرد.[1]
دیدار در اربعین‏
به نقل سید بن طاووس:
چون اهل‏بیت حسین (ع) از شام به عراق رسیدند، به راهنماى کاروان گفتند: ما را از کربلا عبور دهید. هنگامى که اهل‏بیت به قتلگاه رسیدند، جابر بن عبدالله انصارى و جمعى از بنى‏هاشم و مردان خاندان رسول خدا (ص) را ملاقات کردند که براى زیارت قبر حسین (ع) آمده بودند. همه شروع به گریه و ناله کردند و بر صورت‏هاى‏شان مى‏زدند و به گونه‏اى عزادارى و نوحه‏سرایى مى‏کردند که جگرها را آتش مى‏زد. زنان منطقه عراق نیز نزد اهل‏بیت آمدند و آنان نیز چند روزى عزادارى کردند.[2]
محتواى زیارت اربعین‏
زیارت اربعین، حاوى نکات ارزنده‏اى است که با ذکر سلام‏ها آغاز مى‏شود و با شهادت به مجد و عظمت امام حسین (ع) ادامه مى‏یابد. دعوت امام و روشنگرى‏هاى حضرت با بیان و بنان، دلایل امتناع از بیعت با یزید، نصیحت و خیرخواهى او، تلاش حضرت در صحنه‏هاى عاشورا و تحمل ناملایمات، همت گماردن بر رهایى بندگان از جهالت و ... فرازهایى از این زیارت شریف است که از امام صادق (ع) نقل شده است. واقعه عاشورا نتیجه جهالت مسلمین آن زمان بود؛ جهالتى که به معناى نادانى نیست؛ زیرا آنان حسین (ع) و هدف او را مى‏شناختند؛ بلکه جهل آنان از جنس نابخردى و عدم تعقل است.[3]
سیره سید محسن أمین (رحمه الله)
مرحوم سید محسن امین عاملى (رحمه الله) نقل مى‏کند:
در طول 10 سال و نیم که در نجف بودم، زیارت‏هاى مخصوصه عاشورا و عیدین و عرفه و اربعین از من فوت نشد، مگر اندکى. قبل از سفر، پیش طلبکاران در بازار مى‏رفتم و حلیت مى‏طلبیدم و علاقه داشتم به پیاده زیارت کردن. گرچه ابتدا دشوار مى‏پنداشتم، ولى در اثر تجربه، دریافتم که آسان است. جماعتى هم از اهل «جبل عامل» و نجف و دیگران به دنبال من مى‏آمدند و پیروى مى‏کردند. چندین بار پیاده به زیارت کربلا رفتم.[4]
زیارت میلیونى‏
در ایام اربعین در عراق، میلیون ها نفر، با مواکب حسینى براى زیارت قبر مطهر وارد کربلا مى‏شوند و اجتماع عظیم محبت‏آمیز، مشتمل بر تعارفات مهرانگیز و اتحادآور و مودّت خیز، فراهم مى‏آید و آن شهرستان مقدس، یکپارچه عزا و ناله و ضجّه و نوحه و ندبه بر سید مظلومان مى‏گردد و مواکب، از حرم حضرت سیدالشهدا (ع) خارج شده، به حرم حضرت ابوالفضل قمر بنى‏هاشم (ع) هجوم مى‏آورند و در آن روز، اثرات نهضت حسینى در جلوى چشم انسان مجسم مى‏شود.[5]
اربعین حدیث‏
شیخ آقابزرگ تهرانى مى‏نویسد:
سنت مؤکد و حدیث قطعى و متواتر از پیامبر خدا (ص) است که‏
: «مَنْ حفظ على امّتى أربعین حدیثاً ...»
و علماى شیعه در کتب خود، متن این حدیث را با سندهاى مختلف نقل کرده‏اند. از این‏رو سیره عالمان بر این جارى شده است که کتاب‏هایى با عنوان «الاربعون حدیثاً» تدوین کنند. در فارسى هم کتاب‏هایى با عنوان «چهل حدیث» تألیف شده است.[6]
سپس حدود 80 کتاب را که همه عنوان «الاربعون حدیثاً» دارند، معرفى مى‏کند. این چهل‏حدیث‏ها اغلب در موضوعات اخلاقى، فضایل، مناقب امیرمؤمنان (ع)، بحث‏هاى تاریخى و اعتقادى است. برخى تنها متن چهل حدیث است، ولى اغلب همراه با شرح و تفسیر است. یکى از آنها «الاربعون حدیثاً من الاربعین عن الاربعین» در فضایل امیرمؤمنان (ع) است که چهل حدیث از چهل شیخ، از چهل صحابى، از چهل کتاب نقل کرده که همه در مناقب حضرت على (ع) است؛ تألیف شیخ امام منتجب‏الدین.[7]
بزرگداشت عاشورا و اربعین‏
امام خمینى (رحمه الله) مى‏فرمایند:
این روزهاى بزرگ را بزرگ شمارید و اربعین‏ها را، عاشوراها را و امثال این‏ها را بزرگ بشمارید. اسلام این قدر براى اجتماع و براى وحدت کلمه تبلیغ کرده است و هم عمل کرده است. یعنى روزهایى را پیش آورده است که با خود این روزها و انگیزه این روزها تحکیم وحدت مى‏شود؛ مثل عاشورا و اربعین.[8]
زیارت جابر
گزارش‏هاى بسیارى حاکى از حضور جابر بن عبدالله انصارى در کربلا در نخستین اربعین شهدا در سال 61 هجرى وارد شده است. برخى در این گزارش‏ها تردید کرده و گفته‏اند: با توجه به امکانات آن دوران، سفر از مدینه تا کربلا، پس از دریافت خبر واقعه کربلا، بیش از چهل روز طول مى‏کشیده است. از این‏رو جابر نمى‏توانسته در اولین اربعین، خود را به کربلا رسانده باشد.
در پاسخ به این تردید مى‏توان گفت: اولًا از کجا ثابت شده که جابر، هنگام واقعه عاشورا در مدینه بوده است؟ شاید وى آن هنگام، مدینه را به سوى کوفه ترک کرده بوده است. ثانیاً مى‏توان گفت که امکان دریافت خبر شهادت امام حسین (ع) و یارانش تا ده روز پس از واقعه عاشورا وجود دارد و جابر مى‏توانسته در مدت باقى مانده تا اربعین، خود را به کربلا برساند.[9]
الحاق سر مطهّر
ابوریحان بیرونى (م 440 ق) مى‏نویسد:
روز بیستم ماه صفر (اربعین) سر حسین بن على (ع) به بدنش ملحق شد و در همان مکان دفن گردید. زیارت اربعین نیز در این روز بوده است و آنان چهل نفر از اهل‏بیت او بودند که پس از بازگشت از شام، قبر امام را زیارت کردند.[10]
چهل راهب شهید
در لغتنامه دهخدا درباره واژه «اربعین» آمده است:
اربعین، کوهى است در جنوب «ادلب» از اعمال حلب، داراى هواى نیک و آب‏هاى عذب و متنزهات خرم و چهل دِیر در آن است و موقع آن در «وادى اللّجاة» است و وجه تسمیه آن به اربعین از این جهت است که چهل راهب را که آن‏جا بودند بکشتند و گویند به مناسبت آن که چهل ناسک را در ناحیه جبل سینا در اواخر قرن چهارم میلادى بکشتند، آن‏جا را اربعین خواندند.[11]
سنت اربعین‏
شهید قاضى طباطبائى در کتاب خود مى‏نویسد:
بکاء آسمان و زمین و ملائکه و آفتاب بر سیدالشهدا (ع) تا چهل روز؛ طریق و عادتى را که در میان مردم یک حال استمرارى پیدا کرده و بر سید مظلومان «اربعین» نگاه مى‏دارند، نشان مى‏دهد. حتى در میان مردم در زمان فوت کسان خودشان نیز این رویه معمول شده و این سیره مستمره را انجام مى‏دهند و احترام آنها را که از دنیا رفته‏اند، نگاه مى‏دارند و شیعه تا اربعین آن حضرت از شادى و خشنودى خوددارى مى‏کنند. حتى در غیرمسلمانان نیز این عادت در مرده‏هاى‏شان مراعات مى‏شود؛ خصوصاً که از بزرگان آن قوم باشد و کسى باشد که آثار علمى و نتایج قدمى را که در راه رفاه و آسایش دینى و دنیوى آنان برداشته باشد و در اصلاح جامعه، از جان‏گذشتگى نشان داده باشد.[12]
کیفیت زیارت جابر
عطا (عطیه عوفى) که همسفر جابر بن عبدالله در روز بیستم ماه صفر بوده است، مى‏گوید: چون به غاضریه رسیدیم، جابر در آب فرات غسل کرد و پیراهن طاهرى که با خود داشت پوشید. پس گفت: آیا با تو چیزى از بوى خوش هست اى عطا؟ گفتم: با من سعد هست. پس مدتى از آن سعد گرفت و بر سر و بدن پاشید و با پاى برهنه روانه شد. تا ایستاد نزد سر مبارک حضرت امام حسین (ع) و سه مرتبه «الله اکبر» گفت؛ پس افتاده، بیهوش شد و چون به هوش آمد، شنیدم که گفت: «السلام علیک یا آل الله ...» تا آخر.
پس خم شد و دو طرف روى خود را بر قبر مقدس مالید و چهار رکعت نماز کرد؛ پس آمد به نزد قبر على بن الحسین (ع) و گفت: «السلام علیک یا مولاى و ابن مولاى ...»؛
پس قبر را بوسید و دو رکعت نماز کرد و رو به جانب قبر شهدا کرد و گفت: «السلام على الارواح المنیخة بقبر ابى‏عبدالله ...» تا آخر. پس آمد نزد قبر حضرت عباس (ع) و ایستاد نزد قبر و گفت: «السلام علیک یا ابالقاسم ...»؛ پس دو رکعت نماز کرد و خدا را خواند براى حاجت‏هاى خود و بازگشت.[13]
یک اربعین گریه آسمان‏
امام صادق (ع) مى‏فرماید: آسمان بر حسین بن على (ع) و بر حضرت یحیى بن زکریا گریست و بر احدى جز این دو نگریسته است. راوى (عبدالله بن هلال) از امام پرسید: گریه آسمان بر این دو شهید چگونه بود؟ امام فرمود: مردم چهل روز دیدند که طلوع و غروب خورشید، سرخ و خون‏رنگ است. پرسید: آیا گریه آسمان همین است؟ فرمود: آرى.
در حدیث دیگرى امام باقر (ع) فرمود: پس از یحیى بن زکریا آسمان بر کسى جز حسین بن على (ع) نگریسته است. آسمان چهل روز بر آن حضرت گریست.[14]
چهل روز گریه آدم (ع)
وقتى هابیل و قابیل به قربانگاه رفتند و قابیل، هابیل را کشت، نزد پدر آمد. حضرت آدم پرسید: هابیل کو؟ گفت: مگر او را به من سپرده بودى؟ آدم گفت: مرا به محل قربانى ببر، و حس کرد که قابیل او را کشته باشد. وقتى به آن‏جا رسیدند، دریافت که هابیل به دست قابیل کشته شده؛ پس آدم از آن‏جا بزگشت و چهل شبانه‏روز بر هابیل گریه کرد.[15]
چلّه‏نشینى‏
اربعین، عبادت است از چله‏نشینى، اعتکاف و انزواى چهل روزه، که از رسم‏هاى سلوک صوفیانه است. شمس‏الدین‏آملى مى‏نویسد: «متصوفه سالک را در مبدأ به خلوت فرموده‏اند، تا در کوره خلوت، نفس او به آتش ریاضت گداخته شود، از آلایش طبیعت صافى گردد».
و تعیین آن به اربعین، مستفاد است از آنچه رسول (ص) فرمود:
«من أخلص لله اربعین صباحاً ظهرتْ له ینابیع الحکمة من قلبه على لسانه»؛
کسى که چهل روز خالصانه عبادت و اعتکاف کند، چشمه‏هاى حکمت از دلش بر زبانش جارى مى‏گردد. از کلام الهى در بیان میقات و تبتُّل و انقطاع موسى (ع) با حق سبحانه و تعالى، آن‏جا که فرمودند: (وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً)؛ و وعده گذاردیم با موسى به سى شب، و سپس ده شب دیگر بر آن افزودیم، تا میقات او با خدا چهل شب کامل شد. (اعراف، آیه 142).




که اى صوفى شراب آنگه شود صاف‏

 

که در شیشه بماند اربعینی‏[16]



 
 
 



 
اربعین و انقلاب‏
در تاریخ انقلاب اسلامى، سنت احیاى اربعین، تأثیر شگرفى در گسترش شور انقلابى در شهرها داشت. در چهلم شهداى حادثه قم (قیام مردم در تاریخ 19 دى 1356 ش) مردم مسلمان تبریز قیام کردند و شهید دادند. در اربعین شهداى تبریز، مردم شهرهاى دیگر مجلس یادبود گرفته، تظاهرات کردند و همین‏گونه اربعین‏ها به هم وصل شد و سراسر ایران به نهضت پیوست؛ تا آن‏که انقلاب اسلامى در 22 بهمن 1357 به پیروزى رسید. این به برکت الهام گرفتن از فرهنگ شهادت و ایثار خون بود که ملت قهرمان ایران، از عاشورا فرا گرفته بود. «اربعین» تداوم «عاشورا» بود و «ذِکر»، رسالتِ بازماندگان پس از خون و شهادت.[17]
 
[1] .. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 98، ص 334.
[2] .. سید بن طاووس، اللهوف على قتلى الطفوف، ص 225.
[3] .. ره‏توشه راهیان نور، 1380 ش.
[4] .. سیدمحسن أمین، اعیان الشیعه، ج 10، ص 359.
[5] .. سیدجواد شبّر، ادب الطّف، ج 1، ص 41.
[6] .. شیخ آقابزرگ تهرانى، الذریعه إلى تصانیف الشیعه، ج 1، ص 409.
[7] .. همان، ص 433.
[8] .. صحیفه نور، ج 15، ص 266 و 262.
[9] .. محمد محمدى رى‏شهرى، شهادت‏نامه، ص 839.
[10] . ابوریحان بیرونى، الآثار الباقیه، ص 331( به نقل از مقتل جامع سیدالشهدا( ع)).
[11] .. لغت‏نامه دهخدا، واژه« اربعین».
[12] .. سید محمدعلى قاضى طباطبایى، تحقیق درباره اولین اربعین سیدالشهدا( ع)، ص 256.
[13] .. محمدباقر مجلسى، تحفة الزائر، مؤسسه الهادى، ص 458.
[14] .. بحار الانوار، ج 45، ص 210 و 211.
[15] .. همان، ج 11، ص 230.
[16] .. بهاءالدین خرّمشاهى، حافظ نامه، ج 2، ص 1226.
[17] .. جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 46.