فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

پیاده روی اربعین حسینی در سیره و سخن بزرگان

نویسنده
چکیده
چکیده‏
مراسم پیاده‏روى کربلا در روز اربعین، از دیرباز در میان شیعیان و دوستداران اهل‏بیت (علیهم السلام) اهمیت بسزایى داشته و علما و مراجع نیز همگام با مردم عراق و دیگر سرزمین‏هاى اسلامى در این مراسم معنوى شرکت مى‏کنند. این پیاده‏روى از مسیرهاى گوناگون انجام مى‏شود که شلوغ‏ترین مسیر، راه سه‏روزه نجف به کربلاست.
در طول تاریخ، علماى شیعه در هدایت و ترغیب شیفتگان حسینى به این پیاده‏روى و زیارت اربعین، نقش اساسى داشته‏اند و ضمن ارائه رهنمود، خود نیز در این مراسم شرکت کرده‏اند. علمایى چون آیات عظام ملکى تبریزى، بهجت، مکارم شیرازى، شبیرى زنجانى، سیستانى، وحید خراسانى و جوادى آملى با ذکر اهمیت برگزارى هرچه باشکوه‏تر این مراسم، به شرکت شیعیان در آن سفارش کرده‏اند؛ به‏طورى‏که از گذشته تاکنون، علماى بزرگ شیعه نیز در کنار مردم در مراسم پیاده‏روى و زیارت اربعین شرکت مى‏کنند.
در طول مسیر، عشایر حاشیه‏نشین رود فرات با اشتیاق و اخلاص از زائران امام حسین (ع) پذیرایى مى‏کنند.
واژگان کلیدى: اربعین، کربلا، پیاده‏روى، علماى شیعه، زیارت.
حضور پرشور طلاب جوان، روحانیون، عالمان بزرگ و استادان برجسته، حتى مراجع تقلید حوزه علمیه نجف در مراسم پیاده‏روى اربعین، جلوه‏اى ویژه به این مراسم بزرگ بخشیده است. البته این مراسم اختصاص به روز اربعین ندارد و معمولًا به مناسبت اول و نیمه رجب، نیمه شعبان و روز عرفه (که روز زیارت مخصوص امام حسین (ع) است) نیز انجام مى‏شود. اما در ایام اربعین، از شکوه و عظمت ویژه‏اى برخوردار مى‏باشد. این مراسم همچنین اختصاص به شهر نجف ندارد؛ بلکه از شهرهاى دیگر، مانند بصره، ناصریه، سماوه، بغداد، حله و اخیرا از کشور هاى دیگر مانند ایران، لبنان، پاکستان و هندوستان نیز به کربلا مى‏آیند.
مراسم پیاده‏روى، معمولًا به صورت فردى، خانوادگى، گروهى و یا به صورت هیئت‏هاى عزادارى برگزار مى‏شود. مسیر نجف به کربلا، دو راه اصلى دارد: یک راه مستقیم که پیشتر ازبیابان‏هاى خشک این منطقه عبور مى‏کند و امروزه در حاشیه جاده قرار دارد و مسافت آن، حدود هفتاد کیلومتر است؛ راه دیگر، از کنار رود فرات مى‏گذرد و نزدیک به صد کیلومتر مى‏باشد و زائران حسینى، معمولًا از این مسیر حرکت مى‏کنند و در مدت سه روز، آن را مى‏پیمایند. بعضى نیز با سرعت بیشتر و توقف کمتر، این مسیر را در مدت دو روز مى‏پیمایند و خود را به حرم حسینى مى‏رسانند. برخى نیز از سر عشق و ارادت به اباعبدالله (ع) با پا و سر برهنه، این مسیر را طى مى‏کنند.
علماى شیعه در هدایت و ترغیب شیفتگان حسینى به انجام زیارت امام به‏ویژه در اربعین، نقش محورى داشته‏اند و ضمن ارائه رهنمود، خود نیز به این مهم مبادرت مى‏ورزیدند.
رهنمودهاى علماى شیعه‏
آیت‏الله میرزا جواد آقا ملکى تبریزى، با استناد به حدیث علامت‏هاى پنج‏گانه مؤمن مى‏فرمودند:
بر مراقبه کننده لازم است که بیستم صفر (اربعین) را براى خود روز حزن و ماتم قرار داده، بکوشد که امام شهید را در مزار حضرتش زیارت کند؛ هرچند تنها یک بار در تمام عمرش باشد.[1]
آیت‏الله العظمى بهجت فومنى، پیاده‏روى اربعین را بهترین فرصت براى معرفى امام حسین (ع) به جهانیان دانسته، بر این نکته تأکید مى‏کردند که:
الان هنوز همه مردم عالم، حسین (ع) را نمى‏شناسند و این تقصیر ماست؛ چون ما براى سیدالشهدا (ع) طورى فریاد نزدیم که همه عالم صداى ما را بشنود.[2]
آیت‏الله العظمى ناصر مکارم شیرازى نیز بر بُعد تبلیغى زیارت اربعین اشاره نموده، پیاده‏روى این موسم را با احترام به امام حسین (ع) پیوند مى‏زند و تأکید دارد که:
پیاده رفتن، یک نوع اظهار عظمت و تجلیل از مقام شامخ اباعبدالله (ع) است؛ لذا این پیاده‏روى اربعین خیلى در دنیا صدا مى‏کند و تبلیغ خوبى براى عالم تشیع و عالم اسلام است؛ یکى از مبلّغ‏هاى بسیار خوب است.
در نگاه آیت‏الله العظمى شبیرى زنجانى پیاده سفر کردن به کربلا موضوعیت دارد و آن را یک نوع اداى احترام و خضوع و خشوع دانسته و از مصادیق تعظیم شعائر مى‏شمارد:
امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) پیاده به مکه مى‏رفتند و این خود، یک نوع احترام است. حتى در روایتى در کتاب بحارالانوار در معجزات امام حسن (ع) اشاره شده که آن‏ حضرت در بازگشت از مکه به مدینه، با پاى پیاده حرکت مى‏کردند تا بدان‏جا که پاهاى ایشان ورم‏مى‏کرد ... با این‏که وسایل عبور و مرور بوده و حضرات هم به آن دسترسى داشتند ... در روایتى معتبر در کتاب کافى، ابن‏بکیر از امام صادق (ع) درباره بیست سفر پیاده حج امام حسن مجتبى (ع) سؤال مى‏کند و حضرت در پاسخ اشاره مى‏فرمایند که حضرت با پاى پیاده به حج مى‏رفتند در حالى که محمل‏ها و کجاوه‏ها همراه حضرت حرکت مى‏کردند.[3]
آیت‏الله العظمى سید على سیستانى که نقش محورى در تعظیم شعائر حسینى عراق معاصر ایفا مى‏نماید، معتقد است:
خداوند مؤمنان را از آن رو به زیارت مشاهد متبرکه ایشان تشویق نموده است که یادشان جادوانه بماند و جایگاهشان اعتلا یابد، و چون آن بزرگواران نمونه اعلاى بندگى خداى سبحان و جهاد در راه او و فداکارى براى دین استوارش بوده‏اند، این امر سبب به یاد آوردن خداى متعال و آموزه‏ها و احکام او براى مردم باشد.
ایشان بر ارتقاى باور و رفتار شیفتگان حسینى نیز تأکید دارند و توصیه مهم‏شان به زائران اربعین حسینى این است:
از لوازم این زیارت آن است که زائر علاوه بر یادآورى جان‏فشانى‏هاى امام حسین (ع) در راه خداوند متعال، تعالیم دین حنیف از جمله نماز، حجاب، اصلاح، گذشت، بردبارى و ادب و قوانین آمدوشد و دیگر مفاهیم پسندیده را رعایت نماید تا زیارتش گامى در مسیر تربیت نفس براى پذیرش این امور و تثبیت آثار آن تا زیارت‏هاى بعدى باشد. چنین است که شرکت در این مراسم به منزله حضور در مجالس تعلیم و تربیت امام (ع) خواهد شد. پس بر زائران است که در مسیر خویش، ذکر خداى متعال را بسیار بگویند و در هر گام و هر عمل خود اخلاص را در نظر داشته باشند و بدانند که خداوند متعال نعمتى همتاى اخلاصِ در عقیده و گفتار و رفتار را به کسى عنایت نفرموده است و عمل تهى از اخلاص، با پایان زندگى دنیوى تمام مى‏شود؛ در حالى که عمل مخلصانه، هم در این دنیا و هم پس از آن، جاودان و مبارک خواهد ماند. خدا را خدا را در رعایت پوشش و حجاب! که از مهم‏ترین چیزهایى است که اهل‏بیت (علیهم السلام) حتى در سخت‏ترین شرایط کربلا به آن توجه داشته و خود والاترین الگوى آن بوده‏اند.
ایشان به اندازه آزارى که از هتک حرمت خود دیدند، از هیچ رفتار دشمن آزرده نشدند. لذا بر همه زائران و به‏ویژه بر بانوان زائر فرض است که شرایط عفاف را در رفتار و نوع پوشش و ظاهر خود حفظ نموده و از هر چه این امر را خدشه‏دار مى‏کند (مانند پوشیدن لباس‏هاى تنگ و اختلاطهاى زشت و استفاده از زیورآلات ناروا) بپرهیزند؛ بلکه سزاوار است که به منظور منزّه نگه داشتن این مراسم مقدّس از شائبه‏هاى ناپسند، تا حد امکان، بالاترین مراتب عفاف را رعایت نمایند.[4]
آیت‏الله العظمى وحید خراسانى، انجام زیارت به نیابت معصومان (علیهم السلام) را به زائران توصیه مى‏نمایند: سزاور است کسانى که از ایران مشرف مى‏شوند، به نیابت امام هشتم على بن موسى الرضا (علیهما السلام) بروند، و کسانى که از بلاد دیگر به آن حرم شرفیاب مى‏شوند، به نیابت سایر معصومین (علیهم السلام) مشرف شوند، و در این سفر پربرکت چون نائب آن مقام رفیع هستند، نظر عنایت حضرت سیدالشهدا (ع) به آن نائبان به رعایت منوب‏عنه آنان موجب سعادت دنیا و عقبى است.[5]
آیت‏الله جوادى آملى معتقد است اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه‏هاى ایمان است؛ بلکه طبق این روایت، در ردیف نمازهاى واجب و مستحب قرار گرفته است. بنابراین همان‏گونه که نماز، ستون دین و شریعت است، زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است، امّا مهم آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین مى‏کند.[6]
حضور پرشور علما و مراجع‏
علاقه واشتیاق به این مراسم معنوى در میان مراجع تقلید، استادان، طلاب و روحانیون حوزه علمیه نجف، از شور و حال بیشترى برخوردار است و اکثر استادان و حتى مراجع تقلید، از گذشته تاکنون در مراسم پیاده‏روى و زیارت اربعین شرکت مى‏کنند. مرحوم محدث نورى (1254- 1320 ق) مؤلف کتاب «مستدرک الوسایل»، مرحوم سید محسن امین عاملى (م 1331 ق) مؤلف کتاب «اعیان الشیعه»، شیخ محمدحسین غروى اصفهانى (م 1321 ق) و میرزاى نائینى (م 1315 ق) از عالمانى هستند که در این مراسم شرکت کرده‏اند.[7]
مراسم پیاده‏روى در عصر مرجعیت شیخ مرتضى انصارى (1214- 1298 ق) نیز با شکوه تمام رواج داشت و پس از وى، کم‏کم به فراموشى سپرده شد و عملى کم‏ارزش تلقى گردید؛ به طورى که به طبقه فقرا و نیازمندان اختصاص یافت؛ اما بعدها محدث نامدار، میرزا حسین نورى، این مراسم را در میان مردم رونق بخشید. مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانى که از نزدیک شاهد تلاش استادش بوده، مى‏نویسد:
استاد ما چون وضع را بدین منوال دید، به این شیوه خداپسندانه (پیاده‏روى) همت گماشت و به آن ملتزم گشت و در عید اضحى براى حمل اثاث و بار سفر، حیوان کرایه مى‏کرد؛ ولى خود و یارانش پیاده راه مى‏رفتند و او به دلیل ضعف مزاج، نمى‏توانست مسافت بین نجف- کربلا را با گذراندن یک شب طى کند؛ همان‏طور که رسم چنین بود. بنابراین، سه شب در راه بودند و بر اثر این اقدام، در سال‏هاى بعد، رغبت مردم و صالحان به این موضوع بیشتر شد و دیگر عار محسوب نمى‏شد؛ به طورى که در برخى سال‏ها، تعداد چادرها و خیمه‏هاى راه‏پیمایان، به سى عدد مى‏رسید و هر چادر به بیست تا سى نفر تعلق داشت و به این ترتیب، این سنت حسنه، دوباره مرسوم شد و رونق گرفت.[8]
صاحب «اعیان الشیعه» در این باره مى‏نویسد:
به مدت ده سال و نیم که در نجف بودم، زیارت‏هاى مخصوص عاشورا، عید قربان و غدیر و عرفه و اربعین را همواره انجام مى‏دادم؛ مگر اندکى. پیش از سفر، نزد طلبکاران در بازار مى‏رفتم و از آنها حلالیت مى‏طلبیدم و به پیاده‏روى در زیارت، علاقه داشتم. نخست برایم سخت بود و بعد با تجربه دریافتم که آسان است. در این سفر، جمعى از طلاب جبل‏عامل و نجف و دیگران به من ملحق مى‏شدند و از من پیروى مى‏کردند. من بارها پیاده به زیارت کربلا و امام حسین (ع) رفتم.[9]
مرحوم آیت‏الله ملکوتى یکى از مراجع و استادان برجسته حوزه نجف و قم مى‏گوید:
من نیز چند بار توفیق یافتم که در این مراسم بسیار معنوى، شرکت کنم و اغلب به همراه شاگردان مشرف مى‏شدم. مسیر بین نجف و کربلا که حدود دوازده فرسخ است، معمولًا در مدت دو یا سه روز طى مى‏شد. بعضى‏ها مثل آقاى شیخ هادى زابلى که پیش من درس مى‏خواند، سلیقه خاصى داشت و این مسافت را یک روزه مى‏رفت و یک روزه هم برمى‏گشت و بعضى‏ها نیز پس از پایان مراسم، از کربلا به کاظمین و سامراء مشرف مى‏شدند و بعضى هم مستقیم به نجف بازمى‏گشتند.[10]
حجت‏الاسلام محتشمى در این باره مى‏نویسد:
از نجف، غیر از مردم عادى و معمولى، علما، فضلا و طلاب و حتى برخى از مراجع مثل آیت‏الله شاهرودى و دیگران (تا زمانى که توان پیاده‏روى داشتند) نیز دسته دسته و گروه گروه، عازم کربلا مى‏شدند. حوزه نجف داراى چند قافله رسمى معروف و بزرگ بود. در این قافله‏ها، حدود چهل تا پنجاه نفر عضو ثابت بودند و تعدادى هم در هر مرتبه به آنان اضافه مى‏شدند. برخى از کاروان‏ها مخصوص و مربوط به بیوت مراجع یا مدارس نجف بود؛ مثل کاروان بیت آیت‏الله شاهرودى یا کاروان مدرسه قزوینى‏ها که در چنین کاروان‏هایى معمولًا فرد غریبه وجود نداشت؛ ولى یکى دو قافله معتبر بودند که طلاب علاقه‏مند، اغلب با آنها سفر مى‏کردند: یکى قافله منسوب به شهید محراب، حضرت آیت‏الله مدنى (رحمه الله) که با توجه به روحیات عارفانه و خصوصیات اخلاقى وى، بسیارى از طلاب وارسته سعى مى‏کردند در محضر او باشند، و دیگرى قافله آقاى شیخ محمدعلى حلیمى کاشانى که از مدرسه مرحوم آیت‏الله بروجردى (رحمه الله) حرکت مى‏کرد و مرحوم آیت‏الله شهید حاج آقا مصطفى خمینى (رحمه الله) با این قافله به کربلا مشرف مى‏شد. آقاى حلیمى از علاقه‏مندان فداییان اسلام، شهید نواب و حضرت امام بود.
فاصله بین نجف و کربلا از راه اصلى و آسفالت، حدود هشتاد کیلومتر و از جاده فرعى و کنار شط فرات و مسیر نخلستان، متجاوز از یکصد کیلومتر است و معمولًا کاروان‏هاى نجف اشرف، مسیر فرعى و راه کنار آب را انتخاب مى‏کردند. من به جز دو سه مرتبه که به صورت شخصى سفر کردم، در بقیه اوقات همراه کاروان آقاى حلیمى به کربلا مى‏رفتم. حرکت و سیر انفرادى یا همراه با کاروان، هر کدام ویژگى خود را دارد. خوبى حرکت با کاروان، خدمات جنبى بود که از حیث آذوقه و خوراک و حمل بار انجام مى‏شد؛ امّا کسانى که به صورت فردى حرکت مى‏کردند، مجبور بودند راحله و توشه سفر را همراه خود بردارند و در هواى گرم و سوزان عراق، راه رفتن با کوله‏پشتى و بار بسیار دشوار بود؛ ولى کاروان‏ها معمولًا اسب، گارى یا وانت‏بار بزرگى اجاره مى‏کردند و بار و اثاث کاروان را به وسیله آن منتقل مى‏کردند و اگر هم کسى در وسط راه از راه رفتن بازمى‏ماند، با همین وسیله نقلیه، به محل توقف بعدى برده مى‏شد. این کاروان‏ها به صورت دو مرحله‏اى حرکت مى‏کردند. مرحوم حاج آقا مصطفى خمینى قدس‏سره با آقاى اشکورى و آقاى سید محمد بجنوردى و برخى از افراد مسن معمولًا در «چفل» 11 ملحق مى‏شدند.[11]
نمونه‏هایى از کاروان‏هاى پیاده‏روى علما

کاروان بیت آیت‏الله شاهرودى‏

در میان مراجع تقلید، حضور آیت‏الله العظمى سید محمود شاهرودى، زبانزد همگان بود. معروف است که وى در این مراسم، نخست با پاى پیاده از نجف خارج مى‏شد و به سوى کربلا حرکت مى‏کرد و سپس سایر آقایان، استادان و طلاب هم به دنبال وى به راه مى‏افتادند و وقتى مراسم زیارت تمام مى‏شد، بیشتر زائران از کربلا سوار وسیله نقلیه مى‏شدند و به نجف بازمى‏گشتند؛ اما آیت‏الله شاهرودى در بازگشت هم پیاده به نجف بازمى‏گشت.[12] معروف است که این مرجع بزرگ، چهل سفر با پاى پیاده به زیارت امام حسین (ع) مشرف شده است.

کاروان شهید آیت‏الله مدنى (رحمه الله)

شهید محراب آیت‏الله سید اسدالله مدنى، از استادان سرشناس حوزه نجف، یکى دیگر از عاشقان همیشگى مراسم پیاده‏روى نجف- کربلا و زیارت حرم اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش، به‏خصوص در روز اربعین بود. عالمان و استادان حوزه علمیه نجف، خاطرات خوشى از این شهید بزرگ، در این مراسم باشکوه معنوى دارند. حجت‏الاسلام والمسلمین شیخ عبدالخالق دشتى، یکى از همراهان وى در یکى از این سفرها مى‏گوید:
یک سال که ماه ذى‏حجه مصادف با زمستان بسیار سردى بود، همراه شهید آیت‏الله مدنى از نجف عازم کربلا شدیم تا در روز عرفه، به زیارت امام حسین (ع) مشرف شویم. در این سفر مرحوم شیخ على حجتى کرمانى و مرحوم شیخ احمد کافى نیز آقاى مدنى را همراهى مى‏کردند. ما چند فرسخى رفتیم تا این‏که به یکى از روستاهاى عشایرنشین رسیدیم. سپس شخص عربى جلو آمد و از آیت‏الله مدنى استقبال کرد و به او احترام گذاشت و وى و همراهان را به مضیف خود دعوت کرد؛ چون همه به‏ویژه سران و شیوخ عشایر، او را به خوبى مى‏شناختند و احترام زیادى برایش قائل بودند. ما شب را همان جا استراحت کردیم و فردا صبح به راه خود ادامه دادیم؛ تا این‏که به شهر طویرج در 20 کیلومترى اطراف کربلا رسیدیم.
در طول مسیر، هر جا که براى استراحت توقف مى‏کردیم، آقاى مدنى چند حدیث مى‏خواند و نکاتى اخلاقى مى‏گفت و گاهى یک بحث علمى مطرح مى‏کرد. در طویرج، او وضع روحى عجیبى داشت و شروع به صحبت کرد. نخست در فضیلت زیارت امام حسین (ع) سخنى گفت و حرم امام را به کعبه آمال و آرزوها تشبیه کرد و بعد فرمود: از این‏جا تا حرم را خوب است به صورت پابرهنه و هروله کنان ادامه بدهیم. با این‏که او درد پا و کسالت داشت، اما خودش جلو افتاد و آیه‏ (إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ)[13] را که در مراسم حج میان سعى و صفا خوانده مى‏شود، هروله‏کنان مى‏خواند و جلو مى‏رفت و ما نیز به دنبالش جواب مى‏دادیم. وقتى وارد شهر کربلا شدیم، شهید مدنى فرمود: باید با همین حال خسته و پاى آبله‏زده به حرم مشرف شویم و باز خودش جلو افتاد و با حالت گریه و فریاد «یا حسین»، حرکت کرد و ما نیز به دنبالش حرکت مى‏کردیم و با همین حال، وارد حرم حسینى شدیم. در این حال مراسم زیارت را مرحوم کافى بر عهده گرفت و با اشعار و نوحه‏خوانى جان‏گذار، همه را به فیض رساند.[14]

پیاده‏روى حاج آقا مصطفى خمینى (رحمه الله)

آیت‏الله حاج آقا مصطفى خمینى نیز از عالمان و استادان نجف بود که همواره در مراسم پیاده‏روى حضورى پیوسته و جدى داشت. او مقیّد بود که در تمام ایام زیارت‏هاى مخصوص امام حسین (ع) (اول و نیمه رجب، نیمه شعبان، عرفه و به‏خصوص اربعین) پیاده از نجف به کربلا برود و در میان راه، گاهى کف پایش تاول مى‏زد و زخمى مى‏شد؛ ولى باز هم با شور و شوق تمام، به راه خود ادامه مى‏داد و اصرار دوستان را براى سوار شدن به وسیله نقلیه، حتى در قسمتى از راه نمى‏پذیرفت و چون به نزدیک کربلا مى‏رسید و نگاهش به گنبد و گل‏دسته‏هاى حرم امام حسین (ع) و پرچم سرخ رنگ آن مى‏افتاد، بى‏اختیار اشک از چشمانش سرازیر مى‏شد و مصیبت اهل‏بیت (علیهم السلام) را زمزمه مى‏کرد و به سر و سینه مى‏زد و عزادارى و نوحه‏سرایى مى‏کرد.[15]
وى در این سفر، بدون توجه به این‏که فرزند مرجع بزرگ تقلید، امام خمینى (رحمه الله) است، مانند یک طلبه ساده در خدمت همسفران بود و از کمک به آنان دریغ نمى‏کرد و در هنگام توقف و استراحت نیز به بحث علمى مى‏پرداخت. مرحوم آیت‏الله شیخ محمدحسن قدیرى که در یکى از سفرها همراه او بود، مى‏گوید:
یک بار در پیاده‏روى از نجف به کربلا، خدمت حاج آقا مصطفى خمینى بودم؛ وقتى به باغ‏هاى نزدیک کربلا رسیدیم، شب را آن‏جا ماندیم. دوستان همه دور حاج آقا مصطفى را گرفتند و او صحبت را شروع کرد و بعد بنا شد هر کدام از رفقا در یک رشته از علوم حوزوى سؤالى بپرسد و وى جواب بدهد. سؤالات بسیارى از فقه، اصول، فلسفه، تفسیر، عرفان و اخلاق از وى پرسیده شد که حدود چهار ساعت به طول انجامید و حاج آقا مصطفى بدون این که مطالعه و مراجعه به کتابى کند، همه را کامل جواب داد که من بسیار متعجب شدم که او این قدر بااستعداد است.[16]
آقاى محتشمى مى‏گوید:
در اوقات صبح، ظهر و شام، نماز به امامت آیت‏الله حاج آقا مصطفى خمینى (رحمه الله) اقامه مى‏شد و شب‏هنگام، پس از نماز مغرب و عشاء، دعاى توسل و زیارت عاشورا خوانده مى‏شد. اگر شب جمعه در راه بودیم، دعاى کمیل و ذکر مصیبت توسط دوستان انجام مى‏گرفت. از خصوصیات مرحوم حاج آقا مصطفى این بود که هر شب، قبل از اذان صبح برمى‏خواست و به نماز شب مى‏پرداخت. او بسیار خوش‏مشرب و خوش‏مسافرت بود و در سفرها با همراهان دوست و رفیق بود و همواره سعى مى‏کرد به کسى سخت نگذرد و مواظب بود کسى عقب نیافتد و جا نماند. در جلسات گفت‏وشنودى که اغلب شب‏ها رفقاى همسفر دور هم جمع مى‏شدند، از هر درى سخنى به میان مى‏آمد و حاج آقا مصطفى، پیوسته متذکر بود و زیر لب اذکارى را زمزمه مى‏کرد. در تابستان‏ها به علت گرمى طاقت‏فرساى هوا، بعد از اذان صبح حرکت مى‏کردیم و تا دو سه ساعت بعد از طلوع آفتاب، راه مى‏رفتیم؛ سپس در محلى توقف مى‏کردیم و صبحانه و نهار در همان جا صرف مى‏شد و عصر که مقدارى از گرماى هوا کاسته مى‏شد، باز حرکت از سر گرفته مى‏شد.[17]
مرحوم حجت‏الاسلام والمسلمین سید تقى درچه‏اى نیز مى‏گوید:
چندین بار همراه آیت‏الله حاج آقا مصطفى خمینى از نجف پیاده به سوى کربلا رفتیم و گاهى سه تا چهار روز، حدود 20 فرسخ در راه بودیم. ما مسیر را از خیابان با وجود کوتاهى راه، به دلیل آفتابى بودن، تغییر داده، از کنار دجله و فرات و داخل نخلستان‏ها که واقعاً باصفا بود، مى‏رفتیم. در این سفرها دوستانى چون آقایان اسلامى، علیان، احسانى، کیانى، حلیمى کاشانى، آقاى مجتبى قائمى، آقاى حاج آقا نصرالله شاه‏آبادى و آقاى رضوانى که در حال حاضر امام جماعت مسجد حاج سید عزیزالله هستند، همراه بودند. حاج آقا مصطفى با پاى برهنه و حتى بدون جوراب، حرکت مى‏کرد و از هر کس مختصر صدایى داشت، مى‏خواست اشعارى را در مقام و عظمت امام حسین (ع) بخواند و با شنیدن این اشعار، خودش طورى منقلب مى‏شد که از شدت گریه، شانه‏هایش بالا و پایین مى‏رفت. حاج آقا مصطفى خمینى همیشه دیوان شیخ محمدحسین غروى اصفهانى را همراه داشت و وقتى کنار دجله و فرات که دیگر نزدیک کربلا بود مى‏رسیدیم، او به اسم کوچک مرا صدا مى‏زد تا قسمتى از آن را بخوانم و به محض شروع، مثل کسى که بغضش بترکد، شروع به گریه مى‏کرد. در طى چند کیلومتر من زمزمه مى‏کردم و جمع دوستان به‏خصوص حاج آقا مصطفى گریه مى‏کردند. ناگهان یکى از دوستان چشمش به گنبد مطهر حضرت امام حسین (ع) مى‏افتاد و به دنبال آن، موج شوق و گریه در میان جمع بلند مى‏شد.
حالت عجیبى داشتیم. پاهاى برهنه و تاول‏زده و خون‏آلود، خسته و تشنه، زیر برق آفتاب سوزان و پرچمى سرخ به رنگ خون، ما را به حال و هواى کربلا و ظهر عاشورا مى‏برد. شدت گریه‏ها به حدى بالا مى‏رفت که همگى نشسته و دیگر نمى‏توانستیم به راه خود ادامه دهیم. جالب بود که مردم روستاها و شهرهاى مسیر، به‏ویژه روستاى چفل، همه حاج آقا مصطفى خمینى را شناخته بودند که فرزند آقاى خمینى (رحمه الله) است. یک بار قبل از ورود به چفل، متوجه شدیم که حدود 20 نفر به سمت ما در حرکتند. کمى که نزدیک‏تر شدیم، فهمیدیم که آنها براى استقبال از حاج آقا مصطفى آمده‏اند. استقبال عده‏اى از شیوخ و بزرگان آن شهر براى من جالب بود. استقبال کنندگان همه دست حاج آقا مصطفى را بوسیده، با بقیه هم احوال‏پرسى کردند و پشت سر حاج آقا مصطفى راه افتادند. او در جلو و ما هم به دنبال او با استقبال خاصى وارد حسینیه چفل شدیم و از ما پذیرایى کردند. با وجود این‏که حاج آقا مصطفى گفت قصد نداریم شب را در چفل بمانیم، ولى آنها با اصرار گفتند: باید شب را در چفل بمانید تا ما اجر خدمت کردن به زائرین مرقد امام حسین (ع) را ببریم و در مقابل اصرار صمیمانه و عاشقانه سالکان آن حرم باصفا، کوتاه آمده، شب را در چفل ماندیم.
در همان حسینیه جمعیت زیادى از اهالى به زیارت حاج آقا مصطفى آمدند و در بین آنان یکى از منبرى‏هاى معروف عراق که آن شب در چفل بود، یک منبر بسیار عالى رفت و بعد از او هم سیدى یک منبر عربى رفت و خلاصه‏ شورى به پا شد. فرداى آن روز صبحانه خورده، خیلى زود حرکت کردیم. مشایعت اهالى چفل، دیدنى‏تر از استقبالشان بود و از چفل به دنبال ما راه افتادند و مقدار زیادى از راه، ما را همراهى کردند.[18]

حضور علامه امینى (رحمه الله)

یکى دیگر از شخصیت‏هاى برجسته حوزه علمیه نجف که به طور مرتب، در این مراسم شرکت مى‏کرد، علامه امینى مؤلف کتاب ارزشمند «الغدیر» بود که در این سفرها، همواره تعدادى از مؤمنین او را همراهى مى‏کردند. علامه امینى وقتى به نزدیکى کربلا مى‏رسید، حالش منقلب مى‏شد و قطرات اشک از چشمانش جارى مى‏شد.[19]

حضور امام موسى صدر

امام موسى صدر، رهبر شیعیان لبنان که در شهریور 1357 توسط عوامل صهیونیست‏ها ربوده و ناپدید شد، یکى از شیفتگان مراسم پیاده‏روى از نجف به کربلا بود. مرحوم آیت‏الله سید محمدعلى موحد ابطحى، یکى از عالمان بزرگ اصفهان که در نجف با امام موسى صدر هم‏بحث بود، مى‏گوید:
وقتى که امام موسى صدر همراه ما با پاى پیاده از نجف به کربلا مى‏رفت، در این سفر، حضورى عاشقانه داشت و در وقت دعا و زیارت عاشورا، از همه باحال‏تر بود و هنگام گریه، چشمانش از شدت گریه سرخ مى‏شد و وقتى نوبت ذکر مصیبت و خواندن اشعار و نوحه‏سرایى به او مى‏رسید، با حال جان‏کاهى در مصیبت اهل‏بیت (علیهم السلام) اشعار فارسى و عربى فصیحى مى‏خواند و هنگام کار و حمل اثاثیه سفر، وى بیش از همه کار مى‏کرد و هنگام شوخى و مزاح، مزاح‏هایى بیان مى‏کرد که بعد علمى و اخلاقى جالبى داشت.[20]
استقبال و پذیرایى عشایر از علما
در مراسم پیاده‏روى اربعین، صحنه‏هاى دیگرى نیز شکل مى‏گرفت که چشم و دل هر بیننده‏اى را به حیرت و شگفتى وامى‏دارد. در این مسیر روستاهاى بسیارى به چشم مى‏خورد که بیشتر ساکنان آنها را عشایر و پیروان مذهب شیعه تشکیل مى‏دهند و آنان با شوق و علاقه و اخلاص، از زائران امام حسین (ع) استقبال و از آنان پذیرایى مى‏کنند. این عشایر در کنار رود فرات، به کاشت و برداشت برنج و دامدارى مشغولند و معمولًا از همین دسترنج‏ خود، زائران حسینى را اطعام مى‏دهند. آنان اعتقاد عجیبى به میهمانان دارند و گاهى دیده شده که گرد خاک پاى زائران را به تبرّک مى‏برند. عشایر حاشیه‏نشین رود فرات، در ایام مراسم پیاده‏روى، چادرهاى بزرگى که به آنها «مضیف» مى‏گویند، با فاصله‏هاى معیّنى در این مسیر برپا مى‏کنند و زائران را براى پذیرایى و استراحت، در آنها جاى مى‏دهند.
آیت‏الله مکارم شیرازى که در یکى از این پیاده‏روى‏ها حضور داشته، با اشاره به خاطره پیاده‏روى از نجف به سوى کربلا، در مورد پذیرایى مردم از زوار چنین نقل مى‏کنند:
وقتى به یکى از این مُضیف‏ها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان او بشویم و آن‏جا استراحت کنیم. به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه رفته‏ایم و باید مسافت بیشترى را طى کنیم، فرصت ماندن نداریم. پس از کمى اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتى است مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلى ناراحت است، ناگهان چاقویش را درآورد و تهدید کرد که من مدتى است مهمان برایم نیامده و شما حتماً باید مهمان ما بشوید! این‏قدر مهمانى کردن زائر امام حسین (ع) در نزد اینها اهمیت و ارزش داشت ... البته بالاخره بعد از این‏که توضیح بیشترى برایش دادیم و قول دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که برویم.[21]
مرحوم آیت‏الله ملکوتى که خود بارها در این پیاده‏روى حضور داشته، در این‏باره مى‏گوید:
این عشایر از نظر اقتصادى چندان وضع مطلوبى نداشتند و کنار فرات، هر کدام مقدار اندکى برنج‏کارى مى‏کردند و غذاهاى‏شان هم اغلب برنج و ماست بود و خورش دیگرى‏ نداشتند و با این همه، نسبت به زائران حسینى و طلاب، بسیار سخاوتمندانه رفتار مى‏کردند و از هیچ چیز مضایقه نمى‏کردند.[22]
حجت‏الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان از اعضاى بیت حضرت امام که سال‏ها در نجف ساکن بود و در این مراسم شرکت مى‏کرده، مى‏گوید:
به هنگام ظهر و مغرب، به هر نقطه که مى‏رسیدى، حق عبور از آن‏جا را نداشتى؛ چون مالک و ساکن نخلستان بر سر راه ایستاده بود و زائران را به ضیافت خویش فرا مى‏خواند؛ گویى جاده خاکى کربلا را بخشى از حریم خانه خود مى‏دانست و خارج شدن میهمانان را در هنگام ظهر و شب، بدون صرف ناهار یا شام، ننگى بزرگ مى‏پنداشت و گاهى که قصد داشتیم تا پاسى از شب به راه خود ادامه دهیم، عربى روستایى جلو مى‏آمد و اصرار مى‏کرد و اگر نتیجه نمى‏گرفت، تهدید مى‏کرد و با شدت و غضب، تفنگ خود را آماده شلیک مى‏کرد؛ اما نه براى کشتن میهمانان، بلکه آن را به حاج آقا مصطفى مى‏داد و مى‏گفت: «اگر مى‏خواهید بروید؛ بروید اما از روى نعش من!» نشانه بزرگى و بزرگوارى این عرب‏ها، بزرگ‏تر بودن سالن پذیرایى‏شان بود. سالن پذیرایى یا «مضیف» از نِى و شاخه‏هاى خرما به صورت کانالى با سقف مدوّر ساخته مى‏شد و دو سوى آن باز بود و در برابر سرما و گرما کاملًا عایق بود و در تابستان با پاشیدن آب روى آن، هواى درون آن خنک مى‏شد. معمولًا بزرگ خانواده یا عشیره با مهمانان مى‏نشست و جوان‏ها پذیرایى مى‏کردند و براى پذیرایى، بهترین چیزهاى خود را در طبق اخلاص مى‏گذاشتند؛ گوسفند مى‏کشتند و سرشیر گاومیش و ماست بر سر سفره مى‏گذاشتند و براى هر نفر کاسه‏اى روغن حیوانى مى‏آوردند و خلاصه، گویى همه زندگى و امکانات آنان وقف امام حسین (ع) و زوار آن حضرت بود.[23]
حجت‏الاسلام سید على‏اکبر محتشمى، یکى دیگر از شاهدان این صحنه‏هاى تاریخى در این‏باره مى‏گوید:
در طول مسیر، روستاهاى کوچک و بزرگى بود که مردمش به زراعت، باغدارى، پرورش نخل خرما و دامدارى اشتغال داشتند. نخلستان‏ها، باغ‏ها و مزارع آنها به وسیله نهر فرات، مشروب مى‏شد و بهره‏بردارى از آب نهر فرات به وسیله «ناعور»[24]، انجام مى‏گرفت. هر روستا یک مضیف (میهمان‏سرا) داشت که در طول سال، به‏خصوص موسم زیارتى، هر کس از آن‏جا عبور مى‏کرد، در آن‏ مضیف از او پذیرایى مى‏شد. مضیف‏ها محوطه بزرگى به صورت مربع مستطیل هستند که دیواره و سقف آنها کاملًا از حصیر نخل خرما ساخته شده و وسط آن محوطه، یک اجاق هست که در زمستان‏ها با هیزم مى‏سوزد و چاى و قهوه را نیز در کنار آن اجاق تهیه مى‏کنند. اطراف این مضیف، فرش‏ها و مخدّه‏هاى عربى پهن شده است. روستاییان عراقى بسیار میهمان‏دوست هستند. آنان از زائرین امام حسین (ع) در میان روز، با چاى، قهوه، شیر و دوغ پذیرایى مى‏کردند و به هنگام ظهر و شام نیز با ذبح گوسفند و طبخ غذا، از آنان به گرمى استقبال مى‏کردند. آقاى حلیمى سعى مى‏کرد در وسط راه، خود خیمه برپا کند و به سَبک ایرانى، غذا تهیه کند؛ ولى در طول مسیر، بالاخره مواردى اتفاق مى‏افتاد که بر اثر اصرار فوق‏العاده روستاییان، مجبور به پذیرش دعوت و اقامت در آن میهمان‏سرا مى‏شدیم. قافله‏ها معمولًا این مسیر را طى پنج تا شش روز مى‏پیمودند؛ ولى افرادى که به صورت انفرادى حرکت مى‏کردند، در مدتى کمتر از سه روز به کربلا مى‏رسیدند.[25]
مرحوم حجت‏الاسلام والمسلمین سید تقى درچه‏اى در این‏باره مى‏گوید:
ارادت عراقى‏ها به زائران امام حسین (ع)، قابل توجه و تقدیر است. آنان به تمام زائران اباعبدالله (ع) عرض ادب مى‏کردند؛ تا جایى که بعضى‏ها مثلًا براى کاروانى از زائرین، گوسفند قربانى کرده، آبگوشت مى‏پزند. من در این نوع سفرها، صحنه‏هاى زیبایى از خلوص این مردم را دیدم. گاهى روستاى آنها با جاده چند کیلومتر فاصله دارد، اما با این حال، به کنار جاده مى‏آیند و یک منبع یا یک مشک دوغ آن‏جا مى‏گذارند و کنارش با نان و پنیر، از زائران پذیرایى مى‏کنند. یا در مسیر راه، اسپند دود مى‏کنند. گاهى هم زن‏هاى روستایى با وجود دورى راه، شیرینى نذرى تهیه کرده، در میان کاروانیان توزیع و تقسیم مى‏کنند؛ به‏ویژه قربانى کردن گوسفند در مقابل کاروانیان، بسیار مرسوم است. در یکى از این سفرها، یک خانم و آقایى که با الاغ از مزرعه به کنار جاده آمده بودند، با اصرار زیاد ما را به منزل خود بردند که زندگى فقیرانه‏اى داشتند و با این‏که هوا سرد بود، اتاق خود را در اختیار ما گذاشتند. ما هم بدون این‏که متوجه شویم، شب را خوابیدیم و فردا صبح که بلند شدیم و هوا روشن شد، متوجه شدیم که آن پیرزن و پیرمرد در گوشه‏اى از حیاط در سرما و سوز، شب را به صبح رسانده‏اند و معلوم شد که آنها تنها اتاق خود را در اختیار ما گذاشتند.[26]
سخن پایانى‏
با همه فشارها و قتل‏عام‏هایى که در زمان رژیم بعثى عراق نسبت به زائران اربعین حسینى انجام گرفت، هرگز نتوانست مانع این مراسم پیاده‏روى شود و هر سال که گذشت، بر شعاع و عمق این مراسم افزوده شد. امروز که شاهد سرنگونى رژیم صدام هستیم و مردم عراق دوران استقلال و آزادى خود را تجربه مى‏کند، روزبه‏روز شاهد رشد، شکوفایى و بالندگى هر چه بیشتر مراسم پیاده‏روى اربعین به سوى کربلا هستیم.
به گزارش دفتر رسانه‏اى حرم مقدس کربلا، در اربعین سال گذشته (دى ماه 1392) زائران حسینى که اغلب آنان با پاى پیاده به کربلا آمده بودند، نزدیک به بیست‏میلیون و هفتصد هزار نفر بودند و شمار زیادى از مردم بصره، مسافت ششصد کیلومترى این شهر با کربلا را پیاده طى کرده بودند. البته حضور پرشور و میلیونى مردم ایران نیز ستودنى بود. جالب این‏که پذیرایى این جمعیت، توسط مردم عراق و به صورت سنتى و در همان چادرهاى محلى (مضیف) انجام گرفت. این در حالى است که مراسم سالانه حج تمتع در مکه، حداکثر با حضور سه میلیون نفر برگزار مى‏شود.
 
[1] . میرزا جواد ملکى تبریزى، المراقبات، ترجمه کریم فیضى، صفحه 85.
[2] . سایت تابناک، 29 آذر 1392.
[3] . سایت شفقنا.
[4] . سایت آیت‏الله سیستانى، قسمت پرسش و پاسخ.
[5] . سایت شفقنا.
[6] . سایت شیعه‏نیوز.
[7] . جواد محدثى، فرهنگ زیارت، ص 250.
[8] . آقابزرگ تهرانى، نقباء البشر، ج 1، ص 349؛ رضا مختارى، سیماى فرزانگان، ص 193.
[9] . سیدمحسن امین، اعیان الشیعه، ج 10، ص 359.
[10] . خاطرات آیت‏الله ملکوتى، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، ص 174.
[11] .« چفل» یا همان ذوالکفل، نام یکى از پیامبران است که در این مکان دفن شده و مردم منطقه به آن چفل مى‏گویند.
[12] . خاطرات سید على اکبر محتشمى، ص 122 و 123.
[13] . همان، ص 175.
[14] . بقره، آیه 158.
[15] . مصاحبه با حجت‏الاسلام والمسلمین شیخ عبدالخالق دشتى، یکى از روحانیون سرشناس و از بزرگان شهر گناوه.
[16] . محمدحسن رحیمیان، حدیث رویش، ص 149.
[17] . پایگاه اطلاع رسانى فرهنگ ایثار و شهادت.
[18] . خاطرات سیدعلى اکبر محتشمى، ص 123 و 183.
[19] . در وادى عشق، خاطرات حجت‏الاسلام سیدتقى درچه‏اى، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، ص 185.
[20] . علامه امینى، جرعه نوش غدیر، ص 40.
[21] . عبدالرحیم اباذرى، امام موسى صدر امید محرمان، ص 178- 176.
[22] . سایت شیعه نیوز، کد خبر 49979.
[23] . خاطرات آیت‏الله مسلم ملکوتى، ص 175.
[24] . حدیث رویش، ص 149.
[25] .« ناعور» یک دستگاه آب‏کشى است که به صورت چرخ و فلک داخل آب قرار مى‏گیرد و به اطراف آن سطل‏هاى متحرکى متصل است.
[26] . خاطرات سید على اکبر محتشمى، ص 124.