فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

همایش جهانی اربعین

نویسندگان
چکیده
 
محمد السند
ترجمه محمدعلى خوشنویس‏
 
چکیده:
هر سال با فرا رسیدن اربعین حسینى، مدینه فاضله‏اى در مسیر نجف تا کربلا برپا مى‏شود و میلیون‏ها زائر حسینى از سراسر جهان با پاى پیاده این مسیر را مى‏پیمایند تا خود را به سرزمین آسمانى کربلا برسانند و با یادآورى خاطره اندهبار کاروان اسیران کربلا و اعلام وفادارى به آرمان‏هاى الهى سرور و سالار شهیدان (ع)، بزرگ‏ترین همایش معنوى جهان را بیافرینند.
این حرکت عظیم معنوى، زوایاى گوناگونى دارد که این مقاله با توجه به درس‏هاى استاد شیخ محمد سند به بررسى آنها پرداخته است. مواردى چون: «عبادت» بودن راه رفتن براى «عبادت»، دعاى امام صادق (ع) براى زائر مرقد سیداشهدا (ع)، اسوه بودن امام حسین (ع) در طول تاریخ، تجسم جامعه آرمانى در زیارت اربعین، ناتوانى قدرت‏هاى مادى در مهار این راهپیمایى معنوى، سرچشمه گرفتن محبت مؤمنان به امام مهدى (عج) از محبت و دوستى آنان به امام حسین (ع) و موارد فراوان دیگر.
واژگان کلیدى: امام حسین (ع)، اربعین حسینى، کربلا، راهپیمایى معنوى، همایش جهانى.
مقدّمه‏
هر سال با نزدیک شدن ایام اربعین حسینى، میلیون‏ها زائر سوگوار، اعم از مرد و زن، کوچک و بزرگ، شیعه و غیر شیعه، عرب و غیر عرب، عراقى و غیر عراقى و حتّى مسلمان و غیر مسلمان از سراسر عراق، به‏ویژه از مبدأِ نجف اشرف حرکت مى‏کنند تا در روز اربعین، خود را به کربلاى معلّا برسانند و در آن سرزمین آسمانى، بزرگ‏ترین همایش معنوى جهان را در محضرِ قدسى سیدالشّهدا (ع) خلق کنند. آنها که بسیارى‏شان از ملیت‏ها و کشورهاى مختلفند و از چهار سوى جهان، خود را به آن‏جا رسانده‏اند، این مسیر طولانى ده‏ها کیلومترى را عاشقانه و با پاى پیاده طى مى‏کنند. این راه‏پیمایى که هر سال بر گستره انسانى و عظمت آن افزوده مى‏شود، گوهرى دارد و صدفى. صدف آن، بزرگداشت خاطره اندوه‏بار بازگشت کاروان اسیران اهل‏بیت (علیهم السلام) از سرزمین شام به سرزمین کربلاست و گوهر آن، اعلام وفادارى به آرمان‏هاى الهى قیام آن امام مظلوم و پاسداشت خون او و یاران باوفاى‏شان است.
حضور صمیمانه، رفتار مهربانانه، حسّ همکارى و همبستگى و نیز ظهور عواطفِ انسانى و معنوى شگفتى که در این چند روز از آن میلیون‏ها زائر نسبت به یکدیگر بروز مى‏کند، این اجتماع بشرى چند روزه را به یک مدینه فاضله و پدیده‏اى منحصر به فرد تبدیل کرده است.
راه رفتن به سوى عبادت نیز عبادت است‏
قاعده‏اى فقهى مى‏گوید: راه رفتن به سوى عبادت نیز خود، عبادت است. در این باره روایاتى ویژه نیز دال بر آنند که طى طریق به سوى مرقد سید الشّهدا (ع) نیز مانند طى طریق به سوى زیارت امیرالمؤمنین (ع) و دیگر امامان است و براى زائر، در هر گامى، حج و عمره‏اى خواهد بود. از بشیر دَهَّان روایت شده که امام صادق (ع) در حدیثى فرمود:
«یا بشیر! إنّ الرّجل منکم لیغتسل على شاطئ الفرات ثم یأتى قبر الحسین (ع) عارفاً بحقّه فیعطیه الله بکلِّ قدم یرفعها أو یضعها مائة حجة مقبولة و معها مائة عمرة مبرورة و مائة غزوة مع نبىّ مرسَل إلى أعداء الله و أعداء الرّسول»؛[1]
اى بشیر! مطمئنّاً مردى از شما که بر ساحل فرات غسل مى‏کند و سپس نزد قبر حسین (ع) مى‏آید، در حالى که عارف به حقّ اوست و به همین سبب خداوند به او در مقابل هر گامى که برمى دارد یا بر زمین مى‏گذارد، یکصد حجّ مقبول به او مى‏دهد، در حالى که یکصد عمره مبرور و یکصد جهاد در رکاب پیامبرى مرسل با دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا همراه آن است.
نیز از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:
«ما عبد الله بشى‏ء أشدّ من المشى و لا أفضل»؛[2]
خداوند به هیچ عبادتى سخت‏تر و پرفضیلت‏تر از راه رفتن عبادت نشده است.
دعاى امام صادق (ع) براى زائران قبر امام حسین (ع)
معاویة بن وهب مى‏گوید: براى شرفیابى به محضر امام صادق (ع) کسب اجازه کردم. گفتند: داخل شو. من داخل شدم و دیدم که حضرت در مُصَلّاى خویش نشسته است.
نشستم تا آن‏که نمازش را به پایان رسانَد و آن‏گاه شنیدم که در مناجات خود با پروردگارش چنین مى‏گفت:
«اى کسى که تنها به ما کرامت بخشید و به ما وعده شفاعت داد و رسالت را بر دوش ما نهاد و ما را وارثان انبیا نمود و امّت‏هاى پیشین را با ما ختم کرد و تنها ما را وصى قرار داد و علم گذشته و آینده را به ما عطا نمود و دل‏هایى از میان مردم را به ما معطوف ساخت! مرا مورد مغفرت خویش قرار ده و (نیز) برادرانم را و زائران قبر پدرم حسین صلوات‏الله علیهم را؛ همان کسانى که از سر نیکى به ما و به امید دستیابى به ثوابى که براى پیوندشان با ما، نزد خود قرار داده‏اى و براى آن‏که پیامبرت محمّد (ص) را مسرور کنند و براى این که امر ما را اطاعت کنند و دشمنان ما را خشمگین نمایند، اموالشان را انفاق نمودند و پیکرهاى‏شان را گسیل (به سوى ما) داشتند. آنها با این (اقدام)، در پى خشنود ساختن تو بودند. پس با خوشنودى خود، از جانب ما به آنها پاداش عطا کن و شبانه‏روز، آنها را محافظت نما و به نیکوترین وجهى، جانشین آنها بر اهل و فرزندانشان- که بر جاى گذاشته‏اند- باش و با آنها همراهى نما و از شرّ هر طغیانگرِ حق‏ستیز و (از شرّ) هر ضعیف و نیرومندى از میان خلایقت و (از) شرّ شیاطین انس و جن، کفایتشان کن و بهترین چیزى را به آنها عطا کن که به خاطر غربتشان از اوطان خود و به خاطر آنچه که ما را در آن بر فرزندان و اهل و بستگانشان مقدّم داشته‏اند، بدان امید بسته‏اند.
خدایا! دشمنانِ ما به سبب خروج آنها (براى زیارت ما)، بر آنها عیب گرفتند، ولى این امر، آنها را از حرکت به سوى ما بازنداشت تا خلاف نظر آنها علم کرده باشند. پس بر آن چهره‏هایى که آفتاب دگرگونشان کرده، رحم آور و بر آن گونه‏هایى که بر قبر پدرم اباعبدالله الحسین (ع)، از این روى به آن روى مى‏شوند، رحم آور و بر آن چشم‏هایى که از سر مهرورزى به ما اشک‏هاى‏شان جارى شد، رحم آور و بر آن دل‏هایى که براى ما بى‏تابى نمود و آتش گرفت، رحم آور و بر آن فریادى که بر مصیبت ما، برآورده شد، رحم آور. خداوندا! من آن بدن‏ها و جان‏ها را به تو مى‏سپارم تا زمانى که آنها را در روز عطش، بر (کرانه) حوضِ (کوثر) سیراب کنى».
راوى مى‏گوید: امام (ع) پیوسته این دعا را در سجده‏اش مى‏خواند. آن‏گاه که فارغ شد، عرض کردم: فدایت شوم! اگر آنچه که از شما شنیدم در حقّ کسى باشد که خداى عزّوجلّ را (هم) نشناخته باشد، به گمانم هرگز که آتش جهنّم چیزى از او را طعمه خویش کند! به خدا سوگند، آرزو کردم که او را زیارت کرده بودم و حج به‏جا نیاورده بودم!
در این لحظه حضرت به او فرمودند: تو چه‏قدر به این (آرزو) نزدیکى! چه چیزى تو را از زیارت او بازمى‏دارد؟!
و سپس فرمودند: اى معاویه! چرا آن را رها کرده اى؟! معاویه عرض کرد: فدایت شوم! نمى‏دانستم که این کار به این درجه از اهمّیت باشد! حضرت فرمود: اى معاویه! کسانى که در آسمان براى زوّار او دعا مى‏کنند، بیشتر از آنهایى هستند که در زمین براى آنها دعا مى‏کنند. تو این کار را به سبب ترس از احدى ترک مکن؛ زیرا کسى که این کار را ترک کند، چنان حسرت مى‏خورد که آرزو مى‏کند که مرگش در اختیار خودش مى‏بود (تا به دنیا بازمى‏گشت و به زیارت او مى‏رفت).[3] آیا دوست ندارى که خداوند جسم و سایه‏ات را در میان کسانى ببیند که رسول خدا (ص) براى آنها دعا مى‏کند؟! آیا دوست ندارى که فردا در میان کسانى باشى که فرشتگان با آنها مصافحه مى‏کنند؟! آیا دوست ندارى که فردا در میان کسانى باشى که در حالى (به صحراى محشر) مى‏آیند که هیچ گناهى ندارند که به خاطر آن بازخواست شوند؟! آیا دوست ندارى که فردا در میان کسانى باشى که با رسول خدا (ص) مصافحه مى‏کنند؟![4]
حسین (ع) اسوه‏اى دیرینه‏
امیرالمؤمنین على (ع) در حدیثى عظیم در وصف فرزندش حسین (ع) مى‏فرماید:
«یا أباعبدالله! أسوة أنت قدماً»؛[5]
یا اباعبدالله! تو اسوه‏اى دیرینه‏اى. یعنى تو از زمان گذشته، اسوه و مقتدا بوده‏اى، حتّى براى انبیا و رسولان، و این براى سیدالشّهدا، منقبت و معجزه‏اى است. مقتدا بودن آن حضرت براى پسینیان برهانى امروزى دارد؛ چرا که ما اکنون شاهدیم که باب حسین (ع) و کشتى نجات او وسیع‏تر و فراخ‏تر است؛ در زمانه‏اى که جنگ و دشمنى جوامع بشرى را ملتهب کرده است؛ جوامعى که از ستم اقتصادى ناشى از بحران‏هاى مالى و از ستم و تبعیض نژادى غیر انسانى در فغانند و در شرایطى که هیچ یک از رژیم‏هاى گذشته و حال که بر بنیان سوسیالیزم، سرمایه‏دارى، کمونیزم و دموکراسى پدید آمدند، راه حلّى‏ براى این بحران‏ها ارائه نکرده‏اند. درست در چنین عصر و شرایطى در سویى دیگر از جهان، هر سال اعلام بیعت و فرمان‏بردارى داوطلبانه، مسالمت‏آمیز و فروتنانه‏اى را نسبت به مکتب و دولتِ سیدالشّهدا (ع) مشاهده مى‏کنیم؛ مکتب و دولت مقدّسى که انسان‏هاى دور و نزدیک و عالم و غیر عالم از آن تأثیر پذیرفته‏اند؛ دولتى که مرزهاى آن، نه جغرافیایى، بلکه نفوس آدمیان و بشریت است. دولتى که به دست سیدالشّهدا (ع) استوار شده و با صلابت و شکوه تمام، جوامع را رهبرى مى‏کند.
سخن امیرالمؤمنین (ع) که مى‏فرماید: «یا اباعبدالله! تو اسوه‏اى دیرینه‏اى»، به این معنا نیز هست که تأثیرگزارى حسین (ع) به دوران پس از واقعه عاشورا محدود نمى‏شود؛ بلکه از پیش نیز چنین بوده است؛ چرا که انبیا و اوصیا نیز از جانب خداوند، از وجود او و حماسه‏اش باخبر بوده‏اند. راستى حسین (ع) چه کرد که براى ایشان نیز اسوه است؟!
پاسخ این است که خداوند عزّوجل آنچه در واقعه عاشورا بر سیدالشّهدا (ع) گذشت را براى انبیا وحى مى‏نمود و بازمى‏گفت، تا شکیبایى و شدت استقامت در عقیده را بیاموزند[6] و آن‏گاه که واقعه عاشورا را برایشان بیان مى‏فرمود، آنها مى‏گریستند و این برنامه‏اى تربیتى از ناحیه خداوند عزّوجل براى انبیایش بود تا آنها را به سوى درجات عالیه رهنمون شود. بنابراین، زندگى سید الشّهدا (ع) و واقعه کربلا نسبت به انبیا، دیرینه لحاظ مى‏شود.
حسین (ع)، قرآن مجسّم‏
ترسیم واقعه عاشورا ترسیم چشم‏اندازى مرئى در مقابل آدمى است. چشم‏اندازى که آدمى در آن، امتحانات و عبرت‏هاى بزرگ مى‏بیند و نیز مى‏بیند که چگونه انسان‏هایى با اسباب مختلف و به سبب فتنه‏ها و نیروهاى نفسانى گوناگون، سقوط کردند و در نقطه مقابل، چگونه انسان‏هاى دیگر موفّق شدند و صعود کردند و تعالى یافتند.
این چشم‏انداز روحانى که در آن ده‏ها و بلکه صدها نمونه وجود دارد، همان مکتب تربیتى‏اى است که آدمى را به صورتى بسیار عمیق تربیت مى‏کند و به همین دلیل آدمى پیوسته به این قرآن تجسّم یافته در حادثه کربلا نیازمند است؛ چراکه در این قرآن تجسّم یافته، آیات بسیارى است. هر حادثه‏اى که در کربلا رخ داده، آیه‏اى است و این ویژگى، تصادفى نیست؛ زیرا خداوند عزّوجل امام را قرآن ناطق و بلکه قرآن عینیت یافته قرار داده و در نتیجه، هر آنچه که حول او مى‏گردد، آیات و سوره‏هاى آنند. پس هنگامى که بخواهیم آن آیات و آن سُوَرِ قرآنى و بندهایى که در آن است را به صورتى مرئى و ملموس درک کنیم، باید بدانیم که آنها را در حوادث واقعه نینوا خواهیم یافت؛ حوادثى که از مدینه آغاز شد و پس از عبور از مکّه و کربلا و شام و سپس بازگشت کربلا، به مدینه منتهى شد. در این میان، راه‏پیمایى آرام و عمومى روز اربعین نیز مرور صفحاتى متعدد از آن آیات آن است که اگر براى مدّتى طولانى در آن تدبّر کنیم، گنج‏هایى پایان‏ناپذیر در آن خواهیم یافت. البتّه بسیارى از ما این امر را تجربه کرده‏ایم که هر قدر در واقعه عاشورا تدبّر کنیم، باز عبرت‏هاى جدیدى در آن کشف مى‏کنیم؛ همان‏گونه که این ویژگى در قرآن نیز وجود دارد.
در اوّلین اربعین حسینى، پس از سقوط نظام بعثى عراق و آزادى مردم براى اقامه عزاى سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع)، نخستین راهپیمایى میلیونى به سوى کربلاى معلّا و اجتماع در آن شهر مقدّس شکل گرفت. در آن زمان تمام شبکه‏هاى ماهواره‏اى جهان (براى انعکاس این حادثه عظیم) گرد آمدند؛ لکن آنها مى‏پنداشتند که این تظاهرات آرام و این تجمّع چندمیلیونى، حادثه‏اى سیاسى و صرفاً مرتبط با تشکیل رژیم جدید است و هیچ ارتباط وثیقى با مبانى اعتقادى این مردم ندارد؛ درست مانند آنچه در میتینگ‏هاى سیاسى متعارف رخ مى‏دهد. ولى آنچه آنها در خلال سه روز مراسم اربعین گزارش و ثبت کردند، شخصیت امام حسین (ع) و واقعه عاشورا را در نگاه آنها به شخصیت و واقعه‏اى شگفت‏انگیز بدل کرد، تا جایى که به اعجاز و عظمت آن اعتراف نمودند.
ناظران بین‏المللى که به منابع مختلفى وابسته‏اند و این گردهمایى عظیم را رصد مى‏کنند نیز معترفند که این زیارتِ چندمیلیونى، بزرگ‏ترین نهاد و بزرگ‏ترین اردوگاه براى تمرین دادن نیروهایى به منظور جانبازى و فداکارى است؛ چراکه هر دولت بزرگى که بخواهد مردمش را براى نبردى در مقابل دشمنان آماده کند، جز گروه بسیار اندکى را نمى‏تواند استخدام کند؛ آن هم با ابزار تشویق یا ارعاب؛ در حالى که در زیارت اربعین امام حسین (ع) میلیون‏ها انسان از همه جهان خود را به هر وسیله‏اى به کربلا مى‏رسانند تا با سیدالشهدا (ع) و آرمان او تجدید عهد کنند. پس به‏جاست که از خود بپرسیم: ماهیت و منشأ این نیروى عظیم و شورانگیز چیست؟!
زیارت اربعین، تجسّم یک مدینه فاضله‏
زیارت اربعین، تجسّم جامعه آرمانى و مدینه فاضله در برابر چشمان بشریت است. در یکى از تفسیرهاى «مدینه فاضله» که از سوى حُکَما و صاحب‏نظران علوم اجتماعى ارائه شده مى‏خوانیم: مدینه فاضله، آن جامعه انسانى است که به حاکم و مرشد نیاز ندارد؛ چراکه گویا اعضاى آن مدینه فاضله، به درجه‏اى از بلوغ عقلى و روحى و مدیریتى و علمى رسیده‏اند که بافت طبیعى تک‏تک آنها، خویش را مدیریت مى‏کند و این در حقیقت همان غلبه عقل و نور بر غرایز نفسانى است؛ زیرا قرآن کریم مى‏فرماید:
«... وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حِینٍ»؛[7] و ما گفتیم: [اى آدم و حوا و اى ابلیس!] در حالى که دشمن یکدیگرید [و تا ابد، بین شما آدمیان و ابلیسیان صلح و صفایى نخواهد بود، از این جایگاه‏] فرود آیید و براى شما در زمین، قرارگاهى [براى زندگى‏] و تا مدتى معین، وسیله بهره‏ورى اندکى خواهد بود.
منشأ غرایز پستِ زمینى، همان حرص و طمع است و این همان است که قرآن کریم نیز آن را این‏گونه بیان مى‏کند:
«... قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ»؛[8] گفتند: آیا کسى را در آن مى‏گمارى که در آن تباهى مى‏کند و خون‏ها مى‏ریزد، در حالى که ما تو را با سپاس، به پاکى مى‏ستاییم و تو را پاک مى‏شمریم؟! فرمود: من چیزى مى‏دانم که شما نمى‏دانید.
پس هر زمان در جایى، عقل و نور و قلب، سر بردارند، آن‏جا بهشت و امن و امان خواهد بود. درست به همین دلیل، بیشتر حاکمان جبّار و رژیم‏هایى که با مذهب اهل‏بیت (علیهم السلام) دشمنى مى‏کنند، از این گردهمایى حسینى در هراسند. این حقیقتى است که رسانه‏هاى بین‏المللى که این حادثه را زیر نظر دارند، به آن اشاره مى‏کنند. بنابراین امکان ندارد که به زیارت اربعین همچون مناسک عبادى محض بنگریم. این سنت، به همان اندازه که عبادت است، جامعه‏ساز نیز هست؛ بینش نافذ به بار مى‏آورد و به مثابه آینه‏اى پاک براى بشریت است.
آرى، اگر مفاهیمى چون تکامل و همبستگى و اصولًا اگر تمام مفاهیم اخلاقى را، آن هم نه فقط در سطح فردى و خانوادگى، بلکه در سطح اجتماعى ملاحظه کنیم، خواهیم دید که همه آنها در مراسم زیارت امام حسین (ع) در موسم اربعین عینیت مى‏یابد؛ فضایى که اگر در مقیاس جهانى تبلیغ شود و میان مردم جهان گسترش یابد، مى‏تواند مشکلاتى مانند بحران‏هاى اقتصادى و امنیتى و اجتماعى را که بشریت را دچار رنج و آشفتگى کرده است، حل کند. آرى، راه حلّ تمام این بحران‏ها در مکتب و منهاج حسین (ع) است.
البتّه تا زمانى که مؤمن در این اردوگاه که سرشار از فضاى شعائر حسینى است، قرار دارد و در آن تنفّس مى‏کند، حیاتى متناسب با این جامعه نورانى فاضله خواهد داشت و پس از بازگشت به دیار خود، اگر یاد امام حسین (ع) به تدریج در ذهن او کمرنگ شود، باید بداند که هر چه از حسین (ع) دور مى‏شود، از این نور و از این بهشت و کمال مطلوب دور مى‏شود و از آن سو، به میزانى که بتواند ارمغان موسم اربعین، یعنى اقبال خویش به آن حضرت را در خود حفظ کند، به زندگى در این بهشت حسینى ادامه خواهد داد. در این باره از اهل‏بیت (علیهم السلام) روایت شده است:
«من أقبل علینا أقبلنا علیه و من أدبر عنّا أدبرنا عنه»؛
کسى که به ما روى کند، به سویش روى مى‏کنیم و کسى که به ما پشت کند، به او پشت مى‏کنیم.
بنابراین به اندازه‏اى که مؤمنان به مکتب اهل‏بیت (علیهم السلام) اقبال کنند، در صفا و نور زندگى مى‏کنند و از ثمرات آن منتفع مى‏شوند و توان آن را مى‏یابند که جامعه انسانى بزرگ و متمدّنى بسازند که بشریت نظیر آن را ندیده باشد. لذا میان رهبرى سیدالشّهداء و تأثیر او و تربیتش نسبت به بشر از یک سو و میان تمام تمدّن‏ها و رژیم‏ها و مکاتب بشرى و تمام‏ مصلحان بشرى از سوى دیگر رقابتى در جریان است؛ البتّه رقابتى که نتیجه و سرانجام آن، از پیش معلوم است؛ زیرا هیچ مصلحى جز حسین (ع) نیست که براى او ممکن باشد نفوس را در مسیر تربیت قرار دهد؛ هرچند که آن مصلح، عالم و مؤمن باشد.
همایش عظیم اربعین در مهار کدام قدرت است؟
دست‏اندرکاران نظام بین‏الملل که این همایشِ عبادى- روحانى عظیم را زیر نظر دارند، از آن بیمناکند و منشأ این هراس، آن است که احساس کرده‏اند این پدیده در تصرّف هیچ یک از منابع متعارف قدرت نیست؛ به بیان دیگر: آنها این حقیقت را دریافته‏اند که هیچ دولت بزرگى، حتّى دولت‏هاى اسلامى، این همایش عظیم را در تصرف ندارند. آن‏که این قدرت را در مهار خود دارد، نه قدرت‏هاى شناخته شده جهانى، بلکه فقط سالار شهیدان، امام حسین (ع) است. به همین دلیل است که برخى از محافل غربى، مطالعه ویژه و پى‏گیرى را درباره تأثیرى عظیمى که خُطَبا و مرثیه‏سرایان بر جوانان مى‏گذارند، در رادیوها و پایگاه‏ها و از طریق اینترنت آغاز کرده‏اند.
در راه‏پیمایى اربعین، مردم از همه استان‏هاى عراق به راه مى‏افتند تا خود را به صحن و سراى امام شهیدان حسین بن على (ع) برسانند؛ به گونه‏اى که اغلب این استان‏ها خالى از سکنه مى‏شود. راستى این جمعیت بى‏شمار را که در سرتاسر عراق پراکنده‏اند، چه کسى و چه قدرتى سازماندهى مى‏کند و نظم مى‏بخشد و آن را در کنترل دارد و پیش مى‏برد؟! حقیقت این است که امروزه براى برگزارى هر تجمّع بشرى که در شهرى برگزار مى‏شود- حتّى اگر در کشورهاى غربى که به لحاظ صنعتى و تکنولوژیکى پیشرفته‏اند، مسئولان مربوطه، براى تأمین امنیت و پشتیبانى، چه هزینه‏هایى که نمى‏کنند! آیا آنان توان بسیج چنین جمعیتى را دارند؟ حتى دستگاه‏هاى دولتى از طریق فعّال کردن نهادها و سازمان‏هاى حاکمیتى نیز قادر بر این کار نیستند، چه رسد به آن‏که این تجمّع عظیم براى چند روز یا چند هفته در همه راه‏هاى شهرهاى مختلف منتهى به شهرى مانند کربلاى حسینى (ع) پراکنده باشند.
در مراسم حجِّ بیت‏الله گاه براى چند روز، آن هم در یک موقعیت جغرافیایى محدود، یعنى مکّه مکرّمه و مشاعر، شمار حاجیان به سه‏میلیون نفر مى‏رسد. در این شرایط، على‏رغم پیشرفت‏هاى بسیار در ساخت بناهاى مدرن و با وجود توسعه امکانات و اصلاح معضل ترافیک، کماکان مرگ و میرها و تلفاتى در این مراسم بر جاى مى‏ماند. با این اوصاف، تکلیف مهار و استیلاى کامل بر راهپیمایى و همایشى همچون اربعین که در آن میلیون‏ها انسان در مسیرهاى فراوانِ میان شهرها و بیابان‏ها و فواصلى که صدها کیلومتر برآورد مى‏شود، روشن خواهد بود. واقعاً چگونه مى‏توان نظم و انتظام و آرامش و شکوهى که در این واقعه پدید مى‏آید را تماماً به دولت‏ها منتسب کرد؟! بلکه این نظم به صورت خودکار از ناحیه خود مؤمنان ایجاد مى‏شود.
یکى از مقامات بلندپایه عراق اظهار نموده که مسئول نیروهاى مسلّح آمریکاى در خاورمیانه که از طریق ماهواره به مدّت دو هفته یا بیشتر، به صورت زنده، راهپیمایى حسینى را زیر نظر داشته، با حیرت گفته است: «اعتراف مى‏کنم که شما شیعیان در مقایسه با رویدادهایى که در نیویورک یا پاریس رخ مى‏دهد، متمدّن‏ترید!».
این در حالى است که در حوادثى مانند قطع برق براى مدتى اندک در برخى کشورهاى پیشرفته غربى، حملات و سرقت‏هاى پى‏درپى، امنیت را مختل کرده است؛ ولى در زیارت اربعین، این‏گونه حوادث هیچ‏گاه رخ نداده و این امر، اتّفاقى نیست؛ بلکه اعجاز تعالیم قرآنى اهل‏بیت (علیهم السلام) و نور تربیت آن بزرگواران است که اعجاز کرده است.
زیارت اربعین و رژیم بعثى سابق‏
اخبار رسیده و منابع متعدد، گویاى آن است که رژیم عفلقى سابق، چند ما پیش از سقوط، فیلمى مستند از این مراسم حسینى را براى اعضاى رهبرى حزب پخش نموده و سپس به پرس‏وجو از آنها پرداخته بود و آنها را اغوا کرده بود تا نظراتشان را درباره چگونگى سرکوب این آتشفشان حسینى به دست آورد. در مقابل، تمام آن اعضا که نگران شده بودند، از بیم خشم او نه نفیاً و نه اثباتاً پاسخى نداده بودند. با این حال، خود صدام به آنها این‏گونه پاسخ داده بود که این زلزله حسینى ابدا آرام نخواهد شد؛ ولى من سال آینده چنین و چنان خواهم کرد و سپس شروع به تهدید مى‏کند و قول مى‏دهد که دست‏ها و پاها و گوش‏ها خواهد برید؛ لکن باید گفت:
«یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»؛[9] بر آنند تا نور خداوند را با دهان‏هاشان خاموش کنند و خداوند کامل‏کننده نور خویش است، هرچند کافران نپسندند.
آنچه که بعثى‏هاى عفلقى و حاکم جبّار و فاسدشان و در وراى این رژیم، نهادهاى بین‏المللى بسیارى که طّراح این امورند را از خوف و هراس فلج کرده بود، این بود که آنها على‏رغم ایجاد ترس و وحشت، نتوانسته بودند این نیروى شورنده حسینى را مهار کنند و تمرین مردم براى ایثار و حماسه در اردوگاه حسینى را متوقّف کنند.
در این میان، اگر فضا براى مردمان دیگر و حتّى مردم کشورهاى غربى نیز باز مى‏بود، با رهایى آنها از سیطره‏ رژیم‏هاى‏شان، مى‏دیدیم که چگونه آنها نیز به سوى حسین (ع) و آنچه ایشان فرموده است، جذب مى‏شدند و در مقابلش فروتنى مى‏کردند.
تنها بشریت نیست که در مقابل او خضوع مى‏کند؛ بلکه فرشتگان نیز در برابر او خاضع و خاکسارند. از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «فرشته‏اى در آسمان‏ها و زمین نیست، جز این‏که از خداى عزّوجلّ درخواست مى‏کنند که خداوند به آنها اجازه دهد تا قبر حسین (ع) را زیارت کنند و آن‏گاه گروهى فرود مى‏آیند و گروهى عروج مى‏کنند».[10]
ناسازگارى لائیسم جدید با زیارت امام حسین (ع)
یکى از مدّعیان لائیسم جدید، موضوع راه‏پیمایى به سوى مرقد امام حسین (ع) در اربعین حسینى را محکوم کرده است؛ چراکه به ادّعاى وى، این کار سبب تعطیلى و توقّف روند زندگى بسیارى از مردم و شهروندان مى‏شود. به نظر او تمدّن انسانى بر مطالبات جسم و مادّه استوار است، امّا آنچه که به روح مربوط مى‏شود، سهمى در تمدّن و پیشرفت انسان‏ها ندارد. او دو هفته تعطیلى را براى این همایش روحانى زیاد مى‏داند؛ همایشى که در آن، عادات اخلاقى و روحى، از حضیض خودخواهى، به اوج همیارى اجتماعى و ایثار برادران دینى بر خود و تعاون آرمانى تغییر مى‏کند و این در حالى است که دولت‏هاى غربى، همه براى اعیاد مسیحى و عید تحویل سال میلادى، دو هفته یا بیشتر را تعطیل اعلام مى‏کنند و در این مدت، غرق در فحشا و زشتى مى‏شوند، ولى آن را زیاد نمى‏شمارند.
مگر نه این‏که خداى تعّالى موسم حج بیت‏الله الحرام را براى سه ماه از سال تشریع نموده، اما این مراسم براى غالب حج‏گزاران مسلمان بیش از دو هفته طول نمى‏کشد؟! بالاتر این که، خداوند تعالى عمره مستحب را در تمام ماه‏ها تشریع فرمود تا مسلمانان پیوسته توفیق انجام مناسک آن را داشته باشند تا بیت‏الله الحرام یعنى کعبه‏اش در طول سال، محلّ اجتماع مردم باشد، و این همه براى آن است که توازن میان مادّه و روح و بین دنیا و آخرت را حفظ کند؛ و بالاتر این‏که آبادانى دنیا جز با آبادى آخرت هیچ قوام نمى‏یابد؛ همانگونه‏که راه آخرت نیز از دنیا مى‏گذرد. بنابراین، نابودى روح، نابودى مادّه است؛ همان مادّه‏اى که مادّیون و لائیک‏ها بدان حرص مى‏ورزند. فعّالیت، کار و جدّیت تنها محدود به برنامه‏هاى دنیا و ماّده نیست؛ چرا که روح و روان نیز برنامه‏اى و کارى و فعّالیتى دارد. اگر چنین است، آیا توزیع زمان براى هر یک‏ از این دو جنبه، باید کُندى حرکت تمّدن و تعطیلى پیشرفت و خرابى تلقّى شود؟! آیا او رشد و شکوفایى فضایل روحى در خلال دو هفته از مراسم اربعین را اسباب نابودى مى‏داند؟! آرى، البته که این امر اسباب نابودى خشونت، آزمندى غرایزِ حیوانى و اخلاق مادّى است. آیا امثال این فرد نمى‏بینند که دولت‏ها چه حجمى از فرصت‏ها و منابع مالى را در بخش فرهنگ هزینه مى‏کنند؟ آیا این امر نابود کننده جامعه است؟!
حقیقتاً کسى که در مجالس سوگوارى اهل‏بیت (علیهم السلام) که رهبران فضیلت و انسانیت‏اند شرکت مى‏کند، آمادگى روحى و حماسى ممتازى پیدا مى‏کند و شجاعت و استوارى‏اش صدچندان مى‏شود. آیا مقاومت اسلامى پیروان اهل‏بیت (علیهم السلام) در جنوب لبنان در مقابل اسطوره اسرائیل که ارتش‏هاى تمام رژیم‏هاى عربى را در طول پنجاه سال به هزیمت کشانده بود، پیروز نشد؟! آیا آن پیروزى با شعار «یا حسین» و «یا أباالفضل العبّاس» نبود؟! آیا نمى‏بینند که نیروى روحى مردم عراق در مبارزه با تروریزم و تکفیریان نیز منحصراً به برکت شرکت در (اقامه) این شعائر بوده است؟! پس براى چه مى‏خواهند که این مردم، تمام این نیرو و عظمت را از کف بدهند؟! و چرا نیروى ایمانى این امّت این‏گونه افراد را خشمگین مى‏کند؟!
قیام مهدوى به برکت حماسه حسینى‏
قیام مهدوى، بدون حماسه حسینى نخواهد بود. به عبارت دیگر: محبّت مؤمنین به امام مهدى (عج) از محبّت و مودّت آنها نسبت به جدّش امام حسین (ع) نشأت گرفته و مجاهده آنها در راه او و تا پاى جان است، نه برعکس. این حقیقت در زیارت عاشورا نیز منعکس شده است؛ آنجا که در اشاره‏ به مراتب آن امامان بزرگوار مى‏فرماید:
«و لعن الله أمّة دفعتکم عن مقامکم و أزالتکم عن مراتبکم الّتى رتّبکم الله فیها»؛
و خداوند امّتى را که شما را از جایگاهتان راند و از مراتبتان که خدا شما را در آن قرار داد از جایگاه‏هاى‏شان دور نمود، لعنت کند.
بنابراین ابتدا، اعتقاد مؤمن به خدا و به پیامبر (ص) پدید مى‏آید و در مرحله بعد، این اعتقاد، او را به یارى امام مهدى (عج) فرامى‏خواند. به همین صورت، ابتدا اعتقاد مؤمن به امیرالمؤمنین (ع) تحقّق مى‏یابد و در مرحله بعد، این اعتقاد، او را به یارى امام مهدى (ع) مى‏خواند. اعتقاد مؤمن به امام حسین (ع)، محبّت به امام مهدى (عج) را براى او به ارمغان مى‏آورد. پس باید بگوییم: قیام حضرت مهدى، به برکت حماسه حسینى برپا مى‏شود و به عبارت دیگر باید گفت:
اى مهدویون و اى عاشقان ظهور! بهترین راه یارى امام مهدى (عج) داشتن روحیه حماسه حسینى و زنده نگه داشتن شعائر دینى است و به همین دلیل است که نفسِ زیارت اربعین، اقدامى تربیتى در جهت آماده ‏سازى براى ظهور حضرت مهدى (عج) است.
[1] .. ابن‏قولویه قمى، کامل الزّیارات، ص 185،
[2] .. شیخ حرّ عاملى، وسائل الشّیعة، ج 11، ص 78.
[3] .. فقره اخیر ترجمه عبارت« یتمنّى أن قبره کان بیده» است که به صورت‏هاى دیگرى نیز ترجمه شده است.
[4] .. کامل الزّیارات، ص 228؛ شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ص 120، حدیث 44؛ کلینى، الکافى، ج 4، ص 582، حدیث 11.
[5] .. محمدباقر مجلسى، بحار الأنوار، ج 44، ص 262، باب 31، حدیث 17.
[6] .. همان، ص 223، باب 30، حدیث 1.
[7] .. بقره، آیه 36.
[8] .. بقره، آیه 30.
[9] . صف، آیه 8.
[10] .. کامل الزّیارات، ص 223.