فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

فضیلت پیاده روی برای زیارت معصومین (علیهم السلام)

نویسنده
چکیده
 
سیدعادل علوى‏[1]
ترجمه حسین شهرستانى‏
 
چکیده‏
از زمان آفرینش حضرت آدم (ع) تاکنون در همه ادیان الهى به زیارت اماکن مقدس سفارش شده و دشوارى‏هاى راه بر اجر و پاداش معنوى این سفر مى‏افزاید. در مذهب تشیع براى زیارت معصومان (علیهم السلام) به‏ویژه امام حسین (ع) فضیلت فراوان ذکر شده و نوعى تجدید پیمان استوار با این انوار مقدس در اوج شور و شعور دینى به شمار مى‏رود. همچنین بیانگر این است که شیعیان از اقتدا به سالار شهیدان به خود مى‏بالند و زیر بار زور و ستم نمى‏روند.
زیارت پیاده اربعین امام حسین (ع) از مهم‏ترین زیارت‏هاى شیعیان است که همه‏ساله با حضور میلیونى شیعیان از سراسر دنیا برگزار مى‏شود و افزون بر روایات فراوانى از معصومان: دراین‏باره، در سیره عملى علما و مراجع بزرگ شیعه همچون شیخ مرتضى انصارى، میرزا حسین نورى، سید مهدى بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشف‏الغطا و آیت‏الله مرعشى نجفى نمونه‏هایى از این پیاده‏روى معنوى مشاهده مى‏شود.
واژگان کلیدى: زیارت پیاده، زیارت معصومان (علیهم السلام)، امام حسین (ع)، اربعین.
درآمد
زیارت اماکن مقدس، عبادتى است که قدمت آن به اولین پیامبر خدا آدم ابوالبشر (ع) مى‏رسد. نقل است که او هفتاد مرتبه به خانه خدا سفر کرده است. حال اگر این عبادت همراه با سختى و مشقت باشد، اجر و ثواب بیشترى هم دارد. به‏ویژه اگر مقصد زیارت، مراقد مطهر یکى از معصومین (علیهم السلام) باشد و در این بین زیارت مرقد شریف أباعبدالله الحسین (ع) از والاترین و بافضیلت‏ترین آنهاست؛[2] چرا که خود معصومین (علیهم السلام) فرموده‏اند: همه ما کشتى نجاتیم، ولى کشتى حسین (ع) سریع‏تر مى‏رود:
«سفینة الحسین (ع) أسرع».[3]
از سوى دیگر، این گونه زیارت حرم اهل‏بیت رسول الله (ص) نشانه روشنى از دوستى وافر به این خاندان پاک دارد که زمینه‏اى مناسب را براى اطاعت از آنان فراهم مى‏کند و تجدید پیمانى محکم با این انوار مقدس است که در اوج شور و شعور دینى صورت مى‏گیرد. زیارت اربعین امام حسین (ع) از جمله این فرصت‏هاى ناب است. حرکت جمعیتى چند ده میلیونى و بسیار باشکوه و باعظمت و سرشار از معنویت.[4]
بخش اول این نوشته نگاهى گذراست به روایاتى چند در باب پیاده‏روى براى زیارت معصومین (علیهم السلام) و مراقد مطهر ایشان و بخش دوم به ذکر نمونه‏هایى عینى در سیره علما و بزرگان دین مى‏پردازد.
بخش اول: روایات‏
روایت اول‏
عیاشى از معاویه عجلى نقل مى‏کند که مى‏گوید: در محضر مبارک باقر العلوم (ع) در مدینه بودم که یک خراسانى (ایرانى) به خدمت امام مشرف شد. پاهاى خاک‏آلود و زخمى‏اش را که دیدم، دریافتم رنج فراوانى را در سفر متحمل شده است. او بعد از سلام و احوال‏پرسى به امام عرض کرد: به خدا قسم هیچ چیزى مرا از خانه و شهرم بیرون نیاورده، مگر دوستى و محبت شما اهل‏بیت رسول خدا (ص). امام باقر (ع) در تأیید سخن آن مرد فرمود:
«والله لَوْ أحبّنا حَجَرٌ حَشَرَهُ الله مَعَنا وَهَلِ الدّینُ الّا الحُبُّ، إنَّ الله عزوجل یقُولُ:
(قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ)[5]
وقال:
(یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ)[6]
وَهَلِ الدینُ الّا الحُبُّ؟»؛[7]
به خدا قسم اگر سنگى ما را دوست داشته باشد، خداوند آن را با ما محشور مى‏گرداند. آیا دیانت چیزى جز محبت است؟! به درستى که خداوند مى‏فرماید: (اى پیامبر) بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس از من پیروى کنید تا خداوند نیز شما را دوست داشته باشد و خداوند مى‏فرماید: (مؤمنین کسانى‏اند که) دوست دارند آن افرادى را که به سوى ایشان هجرت مى‏کنند ... پس آیا دیانت چیزى غیر از محبت است؟!
روایت دوم‏
حسین بن اسماعیل صَیمَرى از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که فرمود:
«مَنْ زار أمیرالمؤمنین (ع) ماشیاً کَتَبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَة حَجة و عُمْرةفَأِنْ رَجَعَ ماشِیاً کَتَبَ الله له بکُلِّ خُطْوَة حَجَّتَیْنِ و عُمْرِتَیْنِ»؛[8]
هر کسى پیاده به زیارت أمیرمؤمنان (على بن ابى‏طالب) (ع) برود، با هر قدمى، خداوند یک حج و یک عمره مى‏نویسد و اگر پیاده بازگردد، خداوند با هر قدمى دو حج و دو عمره برایش نوشته است.
روایت سوم‏
در محضر مبارک امام صادق (ع) نام أمیرمؤمنان على بن ابى‏طالب (ع) بُرده شد. شخصى به نام «ابن مارد» از حضرت پرسید: یا أباعبدالله! کسى که جدّتان أمیرمؤمنان (ع) را زیارت کند، چه ثوابى خواهد گرفت؟ امام صادق (ع) فرمود:
«یا ابْنَ مارِدٍ! من زارَ جَدّى عارِفاً بحقّه کتبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَة حَجَّة مَقْبُولَة و عُمْرَة مَقْبُولة (مَبْرورَة)، والله یا ابْنَ ماردٍ ما یطْعِمُ الله النّارَ قَدَماً اغبرّت فى زیارةِ امیرالمؤمنین (ع) ماشیاً کانَ اوْ راکباً، یا ابْنَ ماردٍ اکْتُبْ هذا الحَدیثَ بِماءِ الذَّهَبِ»؛[9]
اى پسر مارد! کسى که جدم را در حالى که حقش را مى‏شناسد زیارت کند، خداوند به ازاى هر قدمى که برمى‏دارد، یک حج و عمره مقبول برایش مى‏نویسد. اى پسر مارد! به خدا سوگند، آتش را خداوند بر قدم‏هایى که در راه زیارت أمیرمؤمنان (ع) غبارآلود شده باشد، مسلط نمى‏گرداند؛ چه پیاده آمده باشد، چه سواره. اى پسر مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس.
روایت چهارم‏
صفوان جمّال مى‏گوید: در سفرى به همراه امام صادق (ع) وارد کوفه شدیم؛ حضرت فرمود: اى صفوان! بگو کاروان بایستد؛ این‏جا قبر جدم أمیرمؤمنان (ع) است. شتر حضرت را خواباندم؛ ایشان پایین آمده و غُسل کردند و لباس‏هاى‏شان را عوض کردند؛ پس کفش‏هاى خود را قبل از حرکت از پاى درآوردند و به من فرمودند: هرآنچه را که انجام مى‏دهم، تو نیز تکرار کن. پس به طرف تپه‏هاى سفیدرنگى حرکت کردند و به من فرمودند:
«قَصِّر خُطاک و ألق ذَقْنَک نحو الأرض فأنّه یکتَب لک بکلّ خُطوة مأة ألف حَسَنَة و یمحى عنک مأة ألفِ سیّئة و تُرفعُ لک مأة ألفِ درجة و تُقْضى لک مأة ألفِ حاجة و یکتبُ لک ثوابُ کُلِ‏
صدّیقٍ و شهیدٍ ماتَ أو قُتِلَ ثُمّ مَشى و مَشَیْتُ معه و عَلَیْنا السکینة والوَقار ...»؛[10]
قدم‏هایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز، به درستى که با هر قدمى، صدهزار حسنه برایت نوشته مى‏شود و صدهزار گناه پاک مى‏گردد و رتبه‏ات صدهزار درجه بالا مى‏رود و ثواب صدیق و شهیدى که کشته شده یا از دنیا رفته، برایت نوشته مى‏شود. سپس حضرت پیاده حرکت کردند و من نیز پیاده حرکت کردم و آرامش سنگینى بر ما حاکم بود.
روایت پنجم‏
قدامة بن مالک از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که حضرت فرمود:
«مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ مُحْتَسِباً لَا أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کَمَا یُمضَّضُ (یمحصُّ) الثَّوْبُ فِی الْمَاءِ فَلَا یَبْقَى عَلَیْهِ دَنَسٌ وَ یُکْتَبُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ کُلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ»؛[11]
کسى که حسین (ع) را براى رضاى خدا زیارت کند، نه براى خوش‏گذرانى و تفریح و نه به جهت کسب شهرت (و فخر فروشى)، گناهانش فرو مى‏ریزد، همان‏طور که لباس در آب شسته شده (و پاک مى‏شود) و در نتیجه، هیچ آلودگى بر او باقى نمى‏ماند و با هر گامى که بر زمین مى‏گذارد، حجّى برایش نوشته مى‏شود و با هر قدمى که برمى‏دارد، عمره‏اى برایش ثبت مى‏گردد.
روایت ششم‏
از حسین بن ثُوَیر نقل شده که امام صادق (ع) فرمود:
«یا حسین! انَّه مَنْ خَرَجَ مِن مَنزِله یرید زیارة قبر الحسین (ع) إِنْ کَانَ مَاشِیاً کُتِبَتْ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحِیَ عَنْهُ سَیِّئَةٌ وَ إِنْ کَانَ رَاکِباً کُتِبَتْ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ حُطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةٌ حَتَّى إِذَا
صَارَ فِی الْحَیْرِ کَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْفَائِزِین ...»؛[12]
اى حسین! به درستى که هر کسى از خانه‏اش به قصد زیارت قبر حسین بن على (ع) خارج شود، اگر پیاده باشد، با هر قدمى، حسنه‏اى برایش نوشته شده و گناهى از او پاک مى‏شود و اگر سواره باشد، با هر قدمى، حسنه‏اى برایش نوشته شده و به واسطه آن گام، گناهى از او زدوده مى‏شود تا به حائر حسینى برسد که در این صورت خداوند نام او را از جمله رستگاران و نجات‏یافتگان مى‏نویسد و زمانى که آداب زیارت و اعمالش را به پایان برساند، خداوند نام او را در زمره برندگان مى‏نویسد ....
روایت هفتم‏
بشیر دَهّان مى‏گوید: در پایان یک گفت‏وگوى طولانى که با امام صادق (ع) داشتم، ایشان به من فرمود:
«وَیْحَکَ یَا بَشِیرُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَاتٌ مُتَقَبَّلَاتٌ وَ غَزْوَةٌ مَعَ نَبِیٍّ أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ»؛[13]
اى بشیر! به درستى که مؤمن زمانى که به زیارت حسین بن على (ع) بیاید، در حالى که حقّش را بشناسد و (پیش از زیارت) در فرات غُسل نماید، به ازاى هر قدمى، حج و عمره‏اى مقبول و جهاد در رکاب پیامبر (ص) یا امام عادل برایش نوشته مى‏شود.
روایت هشتم‏
ابوصامت از امام صادق (ع) نقل مى‏کند:
«مَنْ أَتَى الْحُسَیْنَ (ع) مَاشِیاً کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ، فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْیَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیْتَ بَابَ الْحَیْرِ فَکَبِّرِ اللهَ أَرْبَعاً»؛[14]
هر کسى پیاده به زیارت قبر حسین (ع) برود، خداوند براى هر قدمى هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک مى‏کند و رتبه‏اش هزار درجه بالا مى‏رود. پس هرگاه به فرات رسیدى، غسل کن و کفش‏هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتى به درب حَرَم رسیدى، چهار بار تکبیر بگو ...
روایت نهم‏
از حسین بن سعید نقل شده است که از امام صادق (ع) درباره زائر قبر حسین (ع) سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمود:
«مَنِ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ ثُمَّ مَشَى إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) کَانَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا حَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ بِمَنَاسِکِهَا»؛[15]
هر آن‏که در فرات غسل کند و سپس با پاى پیاده به سوى مرقد حسین (ع) برود، به ازاى هر قدمى که برمى‏دارد و بر زمین مى‏گذارد، حجّى مقبول با تمام اعمال و مناسک براى او خواهد بود.
روایت دهم‏
از رُفاعة بن موسى نقل شده است که امام صادق (ع) فرمود:
«إِنَّ مَنْ خَرَجَ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ وَ خَرَجَ مِنَ الْمَاءِ کَانَ کَمِثْلِ الَّذِی خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِذَا مَشَى إِلَى الْحَیْرِ لَمْ یَرْفَعْ قَدَماً وَ لَمْ یَضَعْ أُخْرَى إِلَّا کَتَبَ اللهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ»؛[16]
به درستى کسى که (براى زیارت) به سوى مرقد حسین (بن على) (ع) برود، در حالى که حقّش را مى‏شناسد و (پیش از زیارت) در فُرات غسل کند و از آب خارج شود، مثل کسى است که از گناهانش خارج شود. پس هنگامى که به حائر (حرم) (ع) رسید، قدم از قدم برنمى‏دارد، مگر این‏که خداوند برایش ده حسنه مى‏نویسد و ده گناهش پاک مى‏گردد.
روایت یازدهم‏
حسین بن ثُویر از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که حضرت فرمود:
«إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللهِ (ع) فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیَابَکَ الطَّاهِرَةَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّکَ فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللهِ وَ رَسُولِهِ بِالتَّکْبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ»؛[17]
زمانى که به زیارت ابا عبدالله (ع) رفتى، پس غسل کن در نهر فرات و سپس لباس‏هاى پاک بپوش؛ آن‏گاه با پاى برهنه راه برو؛ پس تو در حرمى از حرم خدا و حرم پیامبرش هستى و بر تو باد به تکبیر و گفتن لا اله الّا الله.
روایت دوازدهم‏
از على صائغ نقل شده که امام صادق (ع) فرمود: اى على! به زیارت حسین (ع) برو و آن را ترک مکن. على صائغ مى‏گوید: عرض کردم: چه ثواب و پاداشى براى زائرش دارد؟ امام فرمود:
«مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً، فَإِذَا أَتَاهُ وَکَّلَ اللهُ‏ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ سَیِّئٍ وَ لَا غَیْرِ ذَلِکَ، فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یَا وَلِیَّ اللهِ مَغْفُورٌ لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْت رَسُولِهِ وَ اللهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَدا»؛[18]
کسى که به زیارت ایشان برود، خداوند به ازاى هر قدمى، حسنه‏اى برایش مى‏نویسد و از او گناهى را پاک مى‏کند و یک درجه ارتقاى رتبه پیدا مى‏کند. پس وقتى به مرقد حسین (ع) رسید، خداوند دو فرشته را بر او مأمور مى‏کند تا هرچه از خیر و خوبى و صلاح از دهانش خارج مى‏شود، برایش بنویسند و اگر چیزى خواست که به صلاحش نبود، برایش ثبت نکنند و هنگامى که از زیارت بازمى‏گردد، با او وداع کرده و مى‏گویند: اى دوست خدا! بخشیده شدى؛ تو از حزب خدا و حزب پیامبرش و حزب اهل‏بیتش هستى. به خدا سوگند هرگز به چشم خودت آتش را نخواهى دید و آتش نیز تو را نمى‏بیند و نمى‏سوزاند.
در روایت دیگرى دارد که امام صادق (ع) مى‏فرماید:
«إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ لَهُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللهُ لَکَ مَا مَضَى»؛[19]
این حدیث از دو راوى نقل شده است.[20]
روایت سیزدهم‏
از سدیر صَیرفى نقل شده که مى‏گوید: در محضر باقرالعلوم (ع) نشسته بودیم که جوانى در مجلس از مرقد امام حسین (ع) یاد نمود؛ امام به او فرمود:
«مَا أَتَاهُ عَبْدٌ فَخَطَا خُطْوَةً إِلَّا کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ حُطَّتْ عَنْهُ سَیِّئَة»؛[21]
بنده‏اى به سوى این مرقد قدم برنمى‏دارد، مگر این‏که حسنه برایش نوشته شده و گناهى از او کنار گذاشته مى‏شود.
روایت چهاردهم‏
ابن‏مسکان از امام صادق (ع) نقل مى‏کند که حضرت فرمود:
«مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ (ع) مِنْ شِیعَتِنَا لَمْ یَرْجِعْ حَتَّى یُغْفَرَ لَهُ کُلُّ ذَنْبٍ وَ یُکْتَبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا وَ کُلِّ یَدٍ رَفَعَتْهَا دَابَّتُهُ أَلْفُ حَسَنَةٍ وَ مُحِیَ عَنْهُ أَلْفُ سَیِّئَةٍ وَ یُرْفَعُ لَهُ أَلْفُ دَرَجَةٍ»؛[22]
هر که از شیعیان ما حسین (ع) را زیارت کند، بازنمى‏گردد، مگر این‏که همه گناهانش بخشیده مى‏شود و به ازاى هر قدمى که برمى‏دارد و هر دستى که به سوى آسمان توسط هرکسى بالا مى‏رود، برایش هزار حسنه نوشته مى‏شود و هزار گناهش پاک مى‏شود و هزار درجه بالا مى‏رود.
بخش دوم: نمونه‏ها

شیخ مرتضى انصارى از جمله احیاکنندگان سنت پیاده‏روى براى زیارت امام حسین (ع) بود و خود ایشان نیز پیاده از نجف به کربلا مى‏آمد.
میرزا حسین نورى، صاحب موسوعه حدیثى «مستدرک الوسائل» هر سال به صورت پیاده به کربلا مى‏آمد.
سیدمهدى بحرالعلوم در دسته عزاى «طوریج» که پیاده به کربلا مى‏آمدند، حضورى پررنگ داشت.
شیخ جعفر کاشف الغطاء در یکى از پیاده‏روى‏هایش به کربلا، به حضور حضرت ولى عصر (ع) شرفیاب شد و حضرت ایشان را به سینه خویش چسبانده و فرموده است: «خوش آمدى اى زنده‏کننده شریعت ما».
آیت‏الله مرعشى نجفى بیست بار پیاده به همراه تعدادى از طلاب که همه از بزرگان شدند، به کربلا مشرف شد.

همچنین بزرگانى مانند آیات سیدمحمدحسین طهرانى، سید احمد مستنبط، شیخ عباس قوچانى، شیخ حسن نجابت شیرازى و سید عبدالحسین دستغیب و شهید صدر اول و شهید صدر دوم در این پیاده‏روى شرکت مى‏کردند. شهید صدر دوم (سیدمحمد صدر) حتى فتوا به وجوب پیاده‏روى به سوى حرم‏هاى أمیرمؤمنان و سیدالشهداء (ع) را صادر کرد و با این فتوا به مبارزه با سیاست ضددینى حزب بعث رفت و در برخى از خطبه‏هاى جمعه‏اش در نجف اشرف بر این موضوع تأکید مى‏کرد.[23]
حرکت میلیونى مردم از اقصى نقاط جهان، از کوچک و بزرگ و مرد و زن و حتى کودکان خردسال، گذشته از شگفتى این صحنه، پیام روشنى به همه دنیا مى دهد:
این‏که شیعیان در اقتدا به سالار شهیدان به خود مى‏بالند و زیر بار ستم و زور نمى‏روند.
 
[1] .. این مقاله با اندکى تصرف و اضافه، ترجمه فصل دهم و یازدهم کتاب« ریاض العارفین فى زیارة الاربعین»، نوشته فاضل ارجمند حجت‏الاسلام، و المسلمین سیدعادل علوى مى‏باشد.
[2] ..« افْضَلُ الاعمالُ احْمزُها»، میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 45.
[3] .. با توجه به حدیث« سفینه» که رسول اکرم( ص) فرمود:« انَّ مثَلَ أَهْلِ بَیْتى کَمَثَلِ سَفینَة نُوحٍ».
[4] .. شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، ص 127.
[5] .. آل عمران، آیه 31.
[6] .. حشر، آیه 9.
[7] .. مستدرک الوسائل، ج 12، ص 219.
[8] .. شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج 14، باب زیارت أمیرمؤمنان( ع) به صورت رفت و برگشت پیاده، ص 380.
[9] .. شیخ طوسى، التهذیب، ج 6، باب 7( فضیلت زیارت)، ص 21.
[10] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 97، ص 280.
[11] .. همان، ج 98، ص 19.
[12] .. همان، ص 28.
[13] .. همان، ص 143.
[14] .. همان.
[15] .. همان، ص 147.
[16] .. همان.
[17] .. همان، ص 152.
[18] .. همان، ص 24.
[19] .. همان، ص 28.
[20] .. حسین بن ثُوَیر بن أبى فاخِته و حسین بن عبدالله.
[21] .. بحارالانوار، ج 98، ص 25.
[22] .. همان.
[23] ..« بخش نمونه‏ها» برگرفته از کتاب« بیعت عاشقان» نوشته على ساعدى در مجلد دوم است.
توجه 1: تفاوت در میزان ثواب در روایات گوناگون ممکن است به عواملى چند بستگى داشته باشد؛ مثل میزان معرفت زائر از زیارت‏شونده یا سختى مسیر و راه یا شرایط محیطى دیگرى مثل شرایطى که در زمان متوکل عباسى حاکم بود.
توجه 2: در برخى روایات، سخن از« محو» گناهان است؛ مثل افعال« مَحا» و« مُحِى» که به معناى پاک شدن گناه است و در برخى روایات سخن از چشم‏پوشى پروردگار از گناه است؛ یعنى گناه پاک و محو نمى‏شود، بلکه خداوند آن را« ندیده» مى‏گیرد. تفاوت« مُحِى» و« حُطَّ» در باقى ماندن و یا از بین رفتن اثر گناه است. اگر در متن روایت« مُحِى» یا مشتقات آن باشد، یعنى نه تنها گناه از نامه اعمال زائر پاک مى‏شود، بلکه اثرات و تبعات منفى آن نیز که ممکن است در روح او گذاشته باشد نیز از بین مى‏رود و این نهایت عنایت پروردگار متعال به زائر امام حسین( ع) است. اگر در متن روایت« حُطِّ» یا مشتقات آن آمده باشد، یعنى خداوند متعال از گناه زائر صرف نظر کرده و او را مى‏بخشد؛ اما اثرات منفى گناه را باید با توسل و توکل و توبه واقعى و جبران مافات برطرف نماید. این تفاوت در پاداش را مى‏توان در روایت ششم در همین مقاله از حسین بن ثُویر ملاحظه نمود که امام صادق( ع) براى زائر پیاده از فعل« مُحِى»( محو و پاک مى‏شود) استفاده فرموده و براى ثواب زائر سواره که سختى کمترى متحمل شده، از فعل« حُطَّ»( صرف نظر مى‏شود) سخن به میان آورده است.( نکات لغوى با استفاده از کتاب« قاموس المحیط» نوشته فیروزآبادى تبیین گردید).