چکیده
از زمان آفرینش حضرت آدم (ع) تاکنون در همه ادیان الهى به زیارت اماکن مقدس سفارش شده و دشوارىهاى راه بر اجر و پاداش معنوى این سفر مىافزاید. در مذهب تشیع براى زیارت معصومان (علیهم السلام) بهویژه امام حسین (ع) فضیلت فراوان ذکر شده و نوعى تجدید پیمان استوار با این انوار مقدس در اوج شور و شعور دینى به شمار مىرود. همچنین بیانگر این است که شیعیان از اقتدا به سالار شهیدان به خود مىبالند و زیر بار زور و ستم نمىروند.
زیارت پیاده اربعین امام حسین (ع) از مهمترین زیارتهاى شیعیان است که همهساله با حضور میلیونى شیعیان از سراسر دنیا برگزار مىشود و افزون بر روایات فراوانى از معصومان: دراینباره، در سیره عملى علما و مراجع بزرگ شیعه همچون شیخ مرتضى انصارى، میرزا حسین نورى، سید مهدى بحرالعلوم، شیخ جعفر کاشفالغطا و آیتالله مرعشى نجفى نمونههایى از این پیادهروى معنوى مشاهده مىشود.
واژگان کلیدى: زیارت پیاده، زیارت معصومان (علیهم السلام)، امام حسین (ع)، اربعین.
درآمد
زیارت اماکن مقدس، عبادتى است که قدمت آن به اولین پیامبر خدا آدم ابوالبشر (ع) مىرسد. نقل است که او هفتاد مرتبه به خانه خدا سفر کرده است. حال اگر این عبادت همراه با سختى و مشقت باشد، اجر و ثواب بیشترى هم دارد. بهویژه اگر مقصد زیارت، مراقد مطهر یکى از معصومین (علیهم السلام) باشد و در این بین زیارت مرقد شریف أباعبدالله الحسین (ع) از والاترین و بافضیلتترین آنهاست؛[2] چرا که خود معصومین (علیهم السلام) فرمودهاند: همه ما کشتى نجاتیم، ولى کشتى حسین (ع) سریعتر مىرود:
«سفینة الحسین (ع) أسرع».[3]
از سوى دیگر، این گونه زیارت حرم اهلبیت رسول الله (ص) نشانه روشنى از دوستى وافر به این خاندان پاک دارد که زمینهاى مناسب را براى اطاعت از آنان فراهم مىکند و تجدید پیمانى محکم با این انوار مقدس است که در اوج شور و شعور دینى صورت مىگیرد. زیارت اربعین امام حسین (ع) از جمله این فرصتهاى ناب است. حرکت جمعیتى چند ده میلیونى و بسیار باشکوه و باعظمت و سرشار از معنویت.[4]
بخش اول این نوشته نگاهى گذراست به روایاتى چند در باب پیادهروى براى زیارت معصومین (علیهم السلام) و مراقد مطهر ایشان و بخش دوم به ذکر نمونههایى عینى در سیره علما و بزرگان دین مىپردازد.
بخش اول: روایات
روایت اول
عیاشى از معاویه عجلى نقل مىکند که مىگوید: در محضر مبارک باقر العلوم (ع) در مدینه بودم که یک خراسانى (ایرانى) به خدمت امام مشرف شد. پاهاى خاکآلود و زخمىاش را که دیدم، دریافتم رنج فراوانى را در سفر متحمل شده است. او بعد از سلام و احوالپرسى به امام عرض کرد: به خدا قسم هیچ چیزى مرا از خانه و شهرم بیرون نیاورده، مگر دوستى و محبت شما اهلبیت رسول خدا (ص). امام باقر (ع) در تأیید سخن آن مرد فرمود:
«والله لَوْ أحبّنا حَجَرٌ حَشَرَهُ الله مَعَنا وَهَلِ الدّینُ الّا الحُبُّ، إنَّ الله عزوجل یقُولُ:
(قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ)[5]
وقال:
(یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ)[6]
وَهَلِ الدینُ الّا الحُبُّ؟»؛[7]
به خدا قسم اگر سنگى ما را دوست داشته باشد، خداوند آن را با ما محشور مىگرداند. آیا دیانت چیزى جز محبت است؟! به درستى که خداوند مىفرماید: (اى پیامبر) بگو: اگر خدا را دوست دارید، پس از من پیروى کنید تا خداوند نیز شما را دوست داشته باشد و خداوند مىفرماید: (مؤمنین کسانىاند که) دوست دارند آن افرادى را که به سوى ایشان هجرت مىکنند ... پس آیا دیانت چیزى غیر از محبت است؟!
روایت دوم
حسین بن اسماعیل صَیمَرى از امام صادق (ع) نقل مىکند که فرمود:
«مَنْ زار أمیرالمؤمنین (ع) ماشیاً کَتَبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَة حَجة و عُمْرةفَأِنْ رَجَعَ ماشِیاً کَتَبَ الله له بکُلِّ خُطْوَة حَجَّتَیْنِ و عُمْرِتَیْنِ»؛[8]
هر کسى پیاده به زیارت أمیرمؤمنان (على بن ابىطالب) (ع) برود، با هر قدمى، خداوند یک حج و یک عمره مىنویسد و اگر پیاده بازگردد، خداوند با هر قدمى دو حج و دو عمره برایش نوشته است.
روایت سوم
در محضر مبارک امام صادق (ع) نام أمیرمؤمنان على بن ابىطالب (ع) بُرده شد. شخصى به نام «ابن مارد» از حضرت پرسید: یا أباعبدالله! کسى که جدّتان أمیرمؤمنان (ع) را زیارت کند، چه ثوابى خواهد گرفت؟ امام صادق (ع) فرمود:
«یا ابْنَ مارِدٍ! من زارَ جَدّى عارِفاً بحقّه کتبَ الله لَهُ بکُلِّ خُطْوَة حَجَّة مَقْبُولَة و عُمْرَة مَقْبُولة (مَبْرورَة)، والله یا ابْنَ ماردٍ ما یطْعِمُ الله النّارَ قَدَماً اغبرّت فى زیارةِ امیرالمؤمنین (ع) ماشیاً کانَ اوْ راکباً، یا ابْنَ ماردٍ اکْتُبْ هذا الحَدیثَ بِماءِ الذَّهَبِ»؛[9]
اى پسر مارد! کسى که جدم را در حالى که حقش را مىشناسد زیارت کند، خداوند به ازاى هر قدمى که برمىدارد، یک حج و عمره مقبول برایش مىنویسد. اى پسر مارد! به خدا سوگند، آتش را خداوند بر قدمهایى که در راه زیارت أمیرمؤمنان (ع) غبارآلود شده باشد، مسلط نمىگرداند؛ چه پیاده آمده باشد، چه سواره. اى پسر مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس.
روایت چهارم
صفوان جمّال مىگوید: در سفرى به همراه امام صادق (ع) وارد کوفه شدیم؛ حضرت فرمود: اى صفوان! بگو کاروان بایستد؛ اینجا قبر جدم أمیرمؤمنان (ع) است. شتر حضرت را خواباندم؛ ایشان پایین آمده و غُسل کردند و لباسهاىشان را عوض کردند؛ پس کفشهاى خود را قبل از حرکت از پاى درآوردند و به من فرمودند: هرآنچه را که انجام مىدهم، تو نیز تکرار کن. پس به طرف تپههاى سفیدرنگى حرکت کردند و به من فرمودند:
«قَصِّر خُطاک و ألق ذَقْنَک نحو الأرض فأنّه یکتَب لک بکلّ خُطوة مأة ألف حَسَنَة و یمحى عنک مأة ألفِ سیّئة و تُرفعُ لک مأة ألفِ درجة و تُقْضى لک مأة ألفِ حاجة و یکتبُ لک ثوابُ کُلِ
صدّیقٍ و شهیدٍ ماتَ أو قُتِلَ ثُمّ مَشى و مَشَیْتُ معه و عَلَیْنا السکینة والوَقار ...»؛[10]
قدمهایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز، به درستى که با هر قدمى، صدهزار حسنه برایت نوشته مىشود و صدهزار گناه پاک مىگردد و رتبهات صدهزار درجه بالا مىرود و ثواب صدیق و شهیدى که کشته شده یا از دنیا رفته، برایت نوشته مىشود. سپس حضرت پیاده حرکت کردند و من نیز پیاده حرکت کردم و آرامش سنگینى بر ما حاکم بود.
روایت پنجم
قدامة بن مالک از امام صادق (ع) نقل مىکند که حضرت فرمود:
«مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ مُحْتَسِباً لَا أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کَمَا یُمضَّضُ (یمحصُّ) الثَّوْبُ فِی الْمَاءِ فَلَا یَبْقَى عَلَیْهِ دَنَسٌ وَ یُکْتَبُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ کُلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ»؛[11]
کسى که حسین (ع) را براى رضاى خدا زیارت کند، نه براى خوشگذرانى و تفریح و نه به جهت کسب شهرت (و فخر فروشى)، گناهانش فرو مىریزد، همانطور که لباس در آب شسته شده (و پاک مىشود) و در نتیجه، هیچ آلودگى بر او باقى نمىماند و با هر گامى که بر زمین مىگذارد، حجّى برایش نوشته مىشود و با هر قدمى که برمىدارد، عمرهاى برایش ثبت مىگردد.
روایت ششم
از حسین بن ثُوَیر نقل شده که امام صادق (ع) فرمود:
«یا حسین! انَّه مَنْ خَرَجَ مِن مَنزِله یرید زیارة قبر الحسین (ع) إِنْ کَانَ مَاشِیاً کُتِبَتْ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحِیَ عَنْهُ سَیِّئَةٌ وَ إِنْ کَانَ رَاکِباً کُتِبَتْ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ حُطَّ بِهَا عَنْهُ سَیِّئَةٌ حَتَّى إِذَا
صَارَ فِی الْحَیْرِ کَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْفَائِزِین ...»؛[12]
اى حسین! به درستى که هر کسى از خانهاش به قصد زیارت قبر حسین بن على (ع) خارج شود، اگر پیاده باشد، با هر قدمى، حسنهاى برایش نوشته شده و گناهى از او پاک مىشود و اگر سواره باشد، با هر قدمى، حسنهاى برایش نوشته شده و به واسطه آن گام، گناهى از او زدوده مىشود تا به حائر حسینى برسد که در این صورت خداوند نام او را از جمله رستگاران و نجاتیافتگان مىنویسد و زمانى که آداب زیارت و اعمالش را به پایان برساند، خداوند نام او را در زمره برندگان مىنویسد ....
روایت هفتم
بشیر دَهّان مىگوید: در پایان یک گفتوگوى طولانى که با امام صادق (ع) داشتم، ایشان به من فرمود:
«وَیْحَکَ یَا بَشِیرُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ کُتِبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَاتٌ مُتَقَبَّلَاتٌ وَ غَزْوَةٌ مَعَ نَبِیٍّ أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ»؛[13]
اى بشیر! به درستى که مؤمن زمانى که به زیارت حسین بن على (ع) بیاید، در حالى که حقّش را بشناسد و (پیش از زیارت) در فرات غُسل نماید، به ازاى هر قدمى، حج و عمرهاى مقبول و جهاد در رکاب پیامبر (ص) یا امام عادل برایش نوشته مىشود.
روایت هشتم
ابوصامت از امام صادق (ع) نقل مىکند:
«مَنْ أَتَى الْحُسَیْنَ (ع) مَاشِیاً کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ، فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْیَ الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیْتَ بَابَ الْحَیْرِ فَکَبِّرِ اللهَ أَرْبَعاً»؛[14]
هر کسى پیاده به زیارت قبر حسین (ع) برود، خداوند براى هر قدمى هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک مىکند و رتبهاش هزار درجه بالا مىرود. پس هرگاه به فرات رسیدى، غسل کن و کفشهایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتى به درب حَرَم رسیدى، چهار بار تکبیر بگو ...
روایت نهم
از حسین بن سعید نقل شده است که از امام صادق (ع) درباره زائر قبر حسین (ع) سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمود:
«مَنِ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ ثُمَّ مَشَى إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) کَانَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا حَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ بِمَنَاسِکِهَا»؛[15]
هر آنکه در فرات غسل کند و سپس با پاى پیاده به سوى مرقد حسین (ع) برود، به ازاى هر قدمى که برمىدارد و بر زمین مىگذارد، حجّى مقبول با تمام اعمال و مناسک براى او خواهد بود.
روایت دهم
از رُفاعة بن موسى نقل شده است که امام صادق (ع) فرمود:
«إِنَّ مَنْ خَرَجَ إِلَى قَبْرِ الْحُسَیْنِ (ع) عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ وَ خَرَجَ مِنَ الْمَاءِ کَانَ کَمِثْلِ الَّذِی خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ فَإِذَا مَشَى إِلَى الْحَیْرِ لَمْ یَرْفَعْ قَدَماً وَ لَمْ یَضَعْ أُخْرَى إِلَّا کَتَبَ اللهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ»؛[16]
به درستى کسى که (براى زیارت) به سوى مرقد حسین (بن على) (ع) برود، در حالى که حقّش را مىشناسد و (پیش از زیارت) در فُرات غسل کند و از آب خارج شود، مثل کسى است که از گناهانش خارج شود. پس هنگامى که به حائر (حرم) (ع) رسید، قدم از قدم برنمىدارد، مگر اینکه خداوند برایش ده حسنه مىنویسد و ده گناهش پاک مىگردد.
روایت یازدهم
حسین بن ثُویر از امام صادق (ع) نقل مىکند که حضرت فرمود:
«إِذَا أَتَیْتَ أَبَا عَبْدِ اللهِ (ع) فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِیَابَکَ الطَّاهِرَةَ ثُمَّ امْشِ حَافِیاً فَإِنَّکَ فِی حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللهِ وَ رَسُولِهِ بِالتَّکْبِیرِ وَ التَّهْلِیلِ»؛[17]
زمانى که به زیارت ابا عبدالله (ع) رفتى، پس غسل کن در نهر فرات و سپس لباسهاى پاک بپوش؛ آنگاه با پاى برهنه راه برو؛ پس تو در حرمى از حرم خدا و حرم پیامبرش هستى و بر تو باد به تکبیر و گفتن لا اله الّا الله.
روایت دوازدهم
از على صائغ نقل شده که امام صادق (ع) فرمود: اى على! به زیارت حسین (ع) برو و آن را ترک مکن. على صائغ مىگوید: عرض کردم: چه ثواب و پاداشى براى زائرش دارد؟ امام فرمود:
«مَنْ أَتَاهُ مَاشِیاً کَتَبَ اللهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً، فَإِذَا أَتَاهُ وَکَّلَ اللهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَکْتُبَانِ مَا خَرَجَ مِنْ فِیهِ مِنْ خَیْرٍ وَ لَا یَکْتُبَانِ مَا یَخْرُجُ مِنْ فِیهِ مِنْ سَیِّئٍ وَ لَا غَیْرِ ذَلِکَ، فَإِذَا انْصَرَفَ وَدَّعُوهُ وَ قَالُوا یَا وَلِیَّ اللهِ مَغْفُورٌ لَکَ أَنْتَ مِنْ حِزْبِ اللهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ أَهْلِ بَیْت رَسُولِهِ وَ اللهِ لَا تَرَى النَّارَ بِعَیْنِکَ أَبَداً وَ لَا تَرَاکَ وَ لَا تَطْعَمُکَ أَبَدا»؛[18]
کسى که به زیارت ایشان برود، خداوند به ازاى هر قدمى، حسنهاى برایش مىنویسد و از او گناهى را پاک مىکند و یک درجه ارتقاى رتبه پیدا مىکند. پس وقتى به مرقد حسین (ع) رسید، خداوند دو فرشته را بر او مأمور مىکند تا هرچه از خیر و خوبى و صلاح از دهانش خارج مىشود، برایش بنویسند و اگر چیزى خواست که به صلاحش نبود، برایش ثبت نکنند و هنگامى که از زیارت بازمىگردد، با او وداع کرده و مىگویند: اى دوست خدا! بخشیده شدى؛ تو از حزب خدا و حزب پیامبرش و حزب اهلبیتش هستى. به خدا سوگند هرگز به چشم خودت آتش را نخواهى دید و آتش نیز تو را نمىبیند و نمىسوزاند.
در روایت دیگرى دارد که امام صادق (ع) مىفرماید:
«إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ لَهُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللهُ لَکَ مَا مَضَى»؛[19]
این حدیث از دو راوى نقل شده است.[20]
روایت سیزدهم
از سدیر صَیرفى نقل شده که مىگوید: در محضر باقرالعلوم (ع) نشسته بودیم که جوانى در مجلس از مرقد امام حسین (ع) یاد نمود؛ امام به او فرمود:
«مَا أَتَاهُ عَبْدٌ فَخَطَا خُطْوَةً إِلَّا کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ حُطَّتْ عَنْهُ سَیِّئَة»؛[21]
بندهاى به سوى این مرقد قدم برنمىدارد، مگر اینکه حسنه برایش نوشته شده و گناهى از او کنار گذاشته مىشود.
روایت چهاردهم
ابنمسکان از امام صادق (ع) نقل مىکند که حضرت فرمود:
«مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ (ع) مِنْ شِیعَتِنَا لَمْ یَرْجِعْ حَتَّى یُغْفَرَ لَهُ کُلُّ ذَنْبٍ وَ یُکْتَبَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ خَطَاهَا وَ کُلِّ یَدٍ رَفَعَتْهَا دَابَّتُهُ أَلْفُ حَسَنَةٍ وَ مُحِیَ عَنْهُ أَلْفُ سَیِّئَةٍ وَ یُرْفَعُ لَهُ أَلْفُ دَرَجَةٍ»؛[22]
هر که از شیعیان ما حسین (ع) را زیارت کند، بازنمىگردد، مگر اینکه همه گناهانش بخشیده مىشود و به ازاى هر قدمى که برمىدارد و هر دستى که به سوى آسمان توسط هرکسى بالا مىرود، برایش هزار حسنه نوشته مىشود و هزار گناهش پاک مىشود و هزار درجه بالا مىرود.
بخش دوم: نمونهها
شیخ مرتضى انصارى از جمله احیاکنندگان سنت پیادهروى براى زیارت امام حسین (ع) بود و خود ایشان نیز پیاده از نجف به کربلا مىآمد.
میرزا حسین نورى، صاحب موسوعه حدیثى «مستدرک الوسائل» هر سال به صورت پیاده به کربلا مىآمد.
سیدمهدى بحرالعلوم در دسته عزاى «طوریج» که پیاده به کربلا مىآمدند، حضورى پررنگ داشت.
شیخ جعفر کاشف الغطاء در یکى از پیادهروىهایش به کربلا، به حضور حضرت ولى عصر (ع) شرفیاب شد و حضرت ایشان را به سینه خویش چسبانده و فرموده است: «خوش آمدى اى زندهکننده شریعت ما».
آیتالله مرعشى نجفى بیست بار پیاده به همراه تعدادى از طلاب که همه از بزرگان شدند، به کربلا مشرف شد.
همچنین بزرگانى مانند آیات سیدمحمدحسین طهرانى، سید احمد مستنبط، شیخ عباس قوچانى، شیخ حسن نجابت شیرازى و سید عبدالحسین دستغیب و شهید صدر اول و شهید صدر دوم در این پیادهروى شرکت مىکردند. شهید صدر دوم (سیدمحمد صدر) حتى فتوا به وجوب پیادهروى به سوى حرمهاى أمیرمؤمنان و سیدالشهداء (ع) را صادر کرد و با این فتوا به مبارزه با سیاست ضددینى حزب بعث رفت و در برخى از خطبههاى جمعهاش در نجف اشرف بر این موضوع تأکید مىکرد.[23]
حرکت میلیونى مردم از اقصى نقاط جهان، از کوچک و بزرگ و مرد و زن و حتى کودکان خردسال، گذشته از شگفتى این صحنه، پیام روشنى به همه دنیا مى دهد:
اینکه شیعیان در اقتدا به سالار شهیدان به خود مىبالند و زیر بار ستم و زور نمىروند.
[1] .. این مقاله با اندکى تصرف و اضافه، ترجمه فصل دهم و یازدهم کتاب« ریاض العارفین فى زیارة الاربعین»، نوشته فاضل ارجمند حجتالاسلام، و المسلمین سیدعادل علوى مىباشد.
[2] ..« افْضَلُ الاعمالُ احْمزُها»، میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 45.
[3] .. با توجه به حدیث« سفینه» که رسول اکرم( ص) فرمود:« انَّ مثَلَ أَهْلِ بَیْتى کَمَثَلِ سَفینَة نُوحٍ».
[4] .. شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان، ص 127.
[5] .. آل عمران، آیه 31.
[6] .. حشر، آیه 9.
[7] .. مستدرک الوسائل، ج 12، ص 219.
[8] .. شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، ج 14، باب زیارت أمیرمؤمنان( ع) به صورت رفت و برگشت پیاده، ص 380.
[9] .. شیخ طوسى، التهذیب، ج 6، باب 7( فضیلت زیارت)، ص 21.
[10] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 97، ص 280.
[11] .. همان، ج 98، ص 19.
[12] .. همان، ص 28.
[13] .. همان، ص 143.
[14] .. همان.
[15] .. همان، ص 147.
[16] .. همان.
[17] .. همان، ص 152.
[18] .. همان، ص 24.
[19] .. همان، ص 28.
[20] .. حسین بن ثُوَیر بن أبى فاخِته و حسین بن عبدالله.
[21] .. بحارالانوار، ج 98، ص 25.
[22] .. همان.
[23] ..« بخش نمونهها» برگرفته از کتاب« بیعت عاشقان» نوشته على ساعدى در مجلد دوم است.
توجه 1: تفاوت در میزان ثواب در روایات گوناگون ممکن است به عواملى چند بستگى داشته باشد؛ مثل میزان معرفت زائر از زیارتشونده یا سختى مسیر و راه یا شرایط محیطى دیگرى مثل شرایطى که در زمان متوکل عباسى حاکم بود.
توجه 2: در برخى روایات، سخن از« محو» گناهان است؛ مثل افعال« مَحا» و« مُحِى» که به معناى پاک شدن گناه است و در برخى روایات سخن از چشمپوشى پروردگار از گناه است؛ یعنى گناه پاک و محو نمىشود، بلکه خداوند آن را« ندیده» مىگیرد. تفاوت« مُحِى» و« حُطَّ» در باقى ماندن و یا از بین رفتن اثر گناه است. اگر در متن روایت« مُحِى» یا مشتقات آن باشد، یعنى نه تنها گناه از نامه اعمال زائر پاک مىشود، بلکه اثرات و تبعات منفى آن نیز که ممکن است در روح او گذاشته باشد نیز از بین مىرود و این نهایت عنایت پروردگار متعال به زائر امام حسین( ع) است. اگر در متن روایت« حُطِّ» یا مشتقات آن آمده باشد، یعنى خداوند متعال از گناه زائر صرف نظر کرده و او را مىبخشد؛ اما اثرات منفى گناه را باید با توسل و توکل و توبه واقعى و جبران مافات برطرف نماید. این تفاوت در پاداش را مىتوان در روایت ششم در همین مقاله از حسین بن ثُویر ملاحظه نمود که امام صادق( ع) براى زائر پیاده از فعل« مُحِى»( محو و پاک مىشود) استفاده فرموده و براى ثواب زائر سواره که سختى کمترى متحمل شده، از فعل« حُطَّ»( صرف نظر مىشود) سخن به میان آورده است.( نکات لغوى با استفاده از کتاب« قاموس المحیط» نوشته فیروزآبادى تبیین گردید).