پیش درآمد
کتاب راقدون عند الحسین (ع)، تالیف آقاى سامى جواد الکاظمى المنذرى عضو هیئت تحریریه مجله «احرار» آستان مقدس حرم حسینى است. این اثر ارزشمند که در 484 صفحه و با قطع وزیرى در تاریخ 1434 قمرى در بیروت به چاپ رسید، در بردارنده اسامى حدود هفتصد تن از بزرگانى است که به واسطه همجوارى با سرور شهیدان، ابا عبدالله الحسین (ع) به افتخارى ارزشمند نایل آمدهاند که در قالب فهرستى کوتاه این گونه در کنار یکدیگر گرد آمدهاند:
الف. 17 تن از شهداىهاشمى کربلا.
ب. 71 تن از شهداى غیرهاشمى کربلا به همراه 21 تن دیگر.
ج. 384 تن از عالمان، دانشمندان، شاعران و ادیبان.
د. 107 تن از صاحب منصبان و پادشاهان، همراه با 84 نفر دیگر.
در پایان نیز دوازده خانواده معروف کربلا که در حائر حسینى مقبره خصوصى دارند، معرفى شدهاند.
مقدمه
نویسنده در طلیعه کتاب از پنج سال تلاش خود در جمع آورى و تدوین کتاب حاضر سخن گفته و بیان کرده که از راههاى گوناگون، مانند گفتوگو با کارشناسان و مصاحبه با معّمرین و حتى سفر به کشورهاى دیگر، جهت ملاقات با شخصیتهاى مورد نظر و مطالعه آثار خطّى و چاپى و پایگاههاى اینترنتى، بهره برد؛ تا اثرى کم نقص را تالیف کند.
مولف نسبت به هدف از نگارش چنین کتابى مىنویسد:
با ورود به حرم مطهر امام حسین (ع)، لوحهاى سنگى و تابلوهایى بر روى دیوار مىدیدم که بر روى برخى از آنها نوشته شده بود: این قبر فلان شخصیت است که در فلان تاریخ از دینا رفته است و نیز متوجه افرادى شدم که مانند من به این الواح نگاه مىکنند و اطلاعى از زندگى این افراد ندارند.
از این رو، بر آن شدم که کتابى بنویسم تا به این گونه سوالات پاسخ گوید. گر چه برخى از این بزرگان به صورت پراکنده در برخى کتابها معرفى شدهاند، اما دوست داشتم نام و زندگى نامه همه آنان را به طور مختصر و مفید، در یک کتاب گرد آورم. بنابراین، مىتوان ادعا کرد که چنین کتابى با این سبک و روش، براى اولین بار به نگارش درآمده است.
در ابتداى کتاب نیز نویسنده، متن اجازه روایتى خود را از استاد جعفرالهادى، همراه با تصویر وى و شیخ آقا بزرگ تهرانى و شیخ محمد رضا طبسى که از مشایخ اجازه استاد جعفر الهادى بوده اند، آورده است.
همچنین وى قبل از ورود به موضوع اصلى کتاب، به نکات زیر اشاره کرده است:
الف. عنوان کتاب: «راقدون»؛
نام کتاب، را قدون عند الحسین (ع) است.
مولف در این ارتباط مىنویسد:
«راقد» در لغت به معناى «خوابیده»، و «رقود»، یعنى خوابیدن در شب و «رقاد» به معناى خوابیدن در روز است.[1] به طور کلى، کلمه راقد نسبت به کلمه مدفون، اثر بهترى در جان گوینده و شنونده مىگذارد و داراى بار منفى نیست و به همین دلیل درباره محلّ به خاک سپارى بزرگان دین، از اسم مکان راقد، یعنى مرقد استفاده مىشود و استفاده از مدفن، رایج نیست.[2] گر چه گاهى کلمه مرقد درباره کفار نیز به کار رفته که به همان معناى لغوى، یعنى خوابگاه است؛ امّا آن حسن معنوى، ضمیمه آن نمى شود. در قرآن آمده است: (یا وَیْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا).[3]
این آیه از زبان کفار است؛ یعنى «اى واى بر ما! چه کسى ما را از خوابگاهمان برانگیخته است؟
بنابراین، واژه راقد، مناسبتر از دفن است؛ زیرا دفن در لغت به معناى پنهان کردن و از جلوى چشم دور کردن است و «داء دفین» نیز به نوعى بیمارى گفته مىشود که در بدن مخفى شده باشد.
تدافن نیز به معناى پنهان کارى افراد از یکدیگرست.[4] در روایتى آمده است:
«لو تکاشفتم ما تدافنتم فاتقوا الله»
[5]؛ اگر آن چه را که پنهان مىکردید، براى یکدیگر بیان مىکردید، پس از خدا بترسید و تقوا داشته باشید [از خدا بخواهید رسوایتان نسازد].
بر خلاف لفظ مرقد که لطافت معنایى خاصى دارد، گویا لفظ مدفن بر روح و جان انسان سنگینى مىکند و به همین دلیل است که براى امور منفى، مثل بیمارىها یا صفات رذیله و یا براى بیان محل قبر دشمنان دین به کار مىرود؛ چون در اصطلاح مرقد، یک نوع احترام و بزرگداشت نفهته است.
به خلاف مدفن، کلمه دفن و هم خانوادههایش، توسط کفار و دشمنان دین و دیندارى نسبت به اولیاى دین و مومنین به کار گرفته مىشوند.
ب. حائر حسینى؛
حائر در لغت، زمینى را گویند که آب باران در آن جمع شده است و به دور خویش مىچرخد و از آن خارج نمى شود.[7] حیران شدن آب و گردش به دور خودش، باعث نام گذارى به «حائر» شده است و در گویش محلّى به شکل «حیر» هم تلفظ مىشود.
«حائر» در عرف شیعه، تنها و تنها نام مرقد امام حسین (ع) است. یاقوت حموى مىنویسد:
حائر، قبر حسین بن على است[8] و به همین دلیل است که «حائر» واژه مفردى است که جمع ندارد.
زبیدى مىنویسد:
حائر، نام مکانى است در عراق که مشهد امام مظلوم شهید حسین بن على بن ابیطالب (علیهم السلام) است.[9]
گاهى به تمام کربلا نیز حائر گفته مىشود و در شهرهاى دیگرى مانند بصره، سامراء و یمامه[10] نیز مناطقى به نام حائر وجود دارد؛ اما فقط مشهد حسینى به این نام شهره شد و تنها منسوبین به این شهر مقدس را «حائرى» مىگویند. در علت نام گذارى مرقد شریف امام حسین (ع) به حائر، چند قول مطرح شده، اما مشهورترین آنها این است که پس از فرمان متوکل عباسى مبنى بر تخریب مرقد مطهر و آب بستن به آن، آب به قبر نزدیک شد؛ ولى روى آن را نپوشایند و دور تا دور قبر مطهر حلقه زد.
محدوده حائر حسینى[11]
از مرقد شریف امام حسین (ع) بیست تا بیست و پنج ذراع از هر طرف را حائر حسینى مىگویند.[12] این محدوده به مقیاس و اندازه امروزى، محیطى به وسعت بیست و سه متر مربع را در بر مىگیرد و به قول شیخ مفید، به نحوى است که قبور مطهر شهدا را هم شامل مىشود.[13]
علامه مجلسى مىنویسد: درباره محدوده حائر حسینى، اختلاف نظر است؛ اما ظاهراً تمام صحن را در بر مىگیرد.[14] این محدوده، مطابق مقیاس روز ما، پانزده هزار متر مربع مىشود.
کمترین محدوده اى که براى حائر گفته شده، محیط زیر قبّه و بیشترین آن نیز در مورد تمام شهر کربلا بیان شده است.
در این کتاب نام و زندگى نامه افرادى ذکر شده که در محدوده صحن شریف و حجرهها آرمیدهاند. بنابراین مبنا، ابن فهد حلى[15] که در فاصله چند صد مترى حرم به خاک سپرده شده، مشمول موضوع کتاب نمى شود؛ چون مطابق نظرى که علامه مجلسى از محدوده حائر برگزیده است و مبناى اثر حاضر نیز مىباشد، وى در خارج از حائر به خاک سپرده شده است.
با این حال، خانهها و مدارس و مساجدى که دیوار به دیوار حرم مطهر بوده و در طرح توسعه حرم، بخشى از آنها داخل صحن شده اند،[16] در محدوده حائر حسینى مىباشند و به همین دلیل، افرادى که در این مکانها آرمیدهاند، نامشان در این کتاب آمده است.
نویسنده در ادامه به تبیین مشخصات داخلى و خارجى حرم مىپردازد و به تعداد حجرهها و رواقها و نام هر یک اشاره مىکند و بعد به صورتى فهرست وار، به معرفى مقابر خانوادگى موجود در حرم و حجرهها و محلهایى مثل کشک خانه[17] که در گذشته وجود داشت و اکنون فقط نامى از آن مانده، مىپردازد.
ج. حَرَم حسینى؛
طبق روایات رسیده، حرم حسینى بسیار وسیع تر از حائر است؛ به نحوى که حائر در مرکز آن واقع مىشود. محدوده اى که براى حرم حسینى در روایت امام صادق (ع)[18] آمده، یک فرسنگ در یک فرسنگ از چهار طرف مىباشد که محیطى در حدود سى کیلومتر مربع را در بر مىگیرد.
امام حسین (ع) این سرزمین را هنگام فرود آمدن در کربلا از صاحبانش که در غاضریّه و نینوا بودند، به شصت هزار درهم خریدارى کرد و با فروشندگان شرط کرد که سه روز از زائرانش پذیرایى کنند و ایشان را به سوى مرقدش هدایت نمایند.[19]
د. سنت به خاک سپارى در کربلا؛
پیکر مقدس امام حسین (ع) و شهداى کربلا به این خاک، تقدس بسیار داده و پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام)، به ویژه عالمان و بزرگان، شوق فراوانى داشتهاند که منزل آخرشان در جوار مرقد پاک سید الشهداء (ع) باشد.
برخى از نویسندگان معاصر به نقل از مدینه الحسین، نوشته سید محمد حسن کلیدار، معتقدند که اولین کسانى که در کنار مرقد نورانى امام حسین (ع) به خاک سپرده شدند، جمعى از اصحاب امام صادق (ع)، مثل سلمان بن مهران اعمشى، حسن بن محبوب، ابوحمزه ثمالى و عقبه بن عمیق سهمى بوده اند؛ اما به نظر مىرسید که اولینهاشمى که در حائر آرمید، سید ابراهیم مجاب مىباشد. او فرزند محمد عابد و نوه امام موسى کاظم (ع) بود که از کوفه به کربلا رفت و ساکن حائر شد و به وسیله ماموران متوکل، بسیار صدمه دید. او اولین کسى است که فرزند بزرگش به حائرى معروف شد.[20]
یکى از اصحاب امام رضا (ع) به نام عثمان بن عیسى[21] نیز اولین غیرهاشمى بوده که در حائر حسینى، آرمیده است.
جعفر خلیلى در بخش پنجم از جزء هشتم موسوعه عتبات که مربوط به کربلاست، نوشتههاى برخى از جهان گردان اروپایى نسبت به انتقال جنازه به کربلا را نقل کرده است.[22]
«جان اشر»، عضو جمعیت جغرافىدانان سلطنتى لندن که از عراق و ایران، دیدار کرده است، مىنویسد: پیکرهاى بى جان بزرگان و صاحب منصبان شیعه و کسانى که قدرت مالى خوبى دارند و از پرداخت هزینههاى این انتقال بر مىآیند، به کربلا آورده مىشود ... گاهى در یک قافله، بیش از هزار پیکر انتقال مىیابد و حداقل دو نفر همراه هر پیکر مىباشند.
نویسنده، کتابهاى مدینه الحسین، نوشته سید محمد حسن کلید دار، تاریخ مراقدالحسین، نوشته سلمان آل طعمه، مشاهیر به خاک سپرده شده در کربلا، نوشته ابراهیم زنگنه و اعلام کربلا، نوشته احمد حائرى را از منابع کتاب خویش معرفى کرده، اما معتقد است که تا کنون کتابى با این موضوع، منتشر نشده است.
وى در پایان چند نکته زیر را بیان مىکند:
براى نمونه، بخشهایى از کتاب را انتخاب کرده، در پنج ردیف به محضرتان ارائه مىکنیم:
جون بن حَرىّ بن قتادة بن اعور بن مساعده بن عوف، برده اى سیاه پوست بود که امیر مومنان على بن ابیطالب (ع) او را به مبلغ صد و پنجاه دینار از فضل بن عباس بن عبدالمطلب خرید. او همراه ابوذر، صحابى بزرگوار رسول خدا (ص) بود؛ تا این که ابوذر از دنیا رفت.
پس از فوت ابوذر، او به اهل بیت (علیهم السلام) پناه آورد و در رکاب امیرمومنان (ع) و امام مجتبى (ع) و بعد همراه امام حسین (ع) بود و در سفر امام از مدینه به مکه و بعد به عراق، امام (ع) را تنها نگذاشت و همیشه یار وفادار آن حضرت بود و با این که او در سال 61 هجرى، پیرمرد شده بود.
علامه مجلسى مىنویسد:
در روز عاشورا، وقتى نبرد آغاز شد، «جون» از امام حسین (ع) اجازه رفتن به میدان گرفت. اباعبدالله (ع) در پاسخ به او فرمود: اى جون! تو در هر حال از طرف مأذونى؛ تو با ما آمده بودى؛ تا در عافیت و آسایش زندگى کنى؛ پس خودت را به دردسر نینداز و گرفتار ما نشو.
جون خودش را روى قدمهاى امام حسین (ع) انداخت و آنها را بوسید و گفت: اى پسر رسول خدا! آیا در گشایش و آسایش در کنارتان باشم؛ اما در سختى و دشوارى، رهایتان سازم! درست است که بوى تنم بد و حسب و نسبم حقیر و رنگم سیاه است، اما شما تفضلى کنید و در بهشت از نفس مسیحایىتان بر من بدمید؛ تا بویم خوش گردد و شرافت پیدا کرده، رنگم سفید گردد. نه به خدا قسم! از شما جدا نمى شود؛ تا این که این خون آلوده من، با خون پاک و مطهر شما آمیخته گردد.
این جا بود که امام (ع) او را دعا کرد و به میدان فرستاد.
جون هنگام نبرد، این گونه رجز مىخواند:
گناهکاران، ضربت شمشیر بران غلام سیاه را چگونه مىبینید که از فرزندان رسول خدا (ص) دفاع مىکند و امید به شفاعت و نجات دارد.
او پس از به هلاکت رساندن 25 نفر از لشکر دشمن، به شهادت رسید.[24]
سوید، پیرمردى شریف و عابد و روشن ضمیر بود. در احوالات او نوشته اند: بسیار نماز مىگذارد. وى روز دهم محرم سال 61 هجرى قمرى، نزد امام حسین (ع) شرفیاب شد و بعد از اجازه میدان گرفتن، آن قدر شمشیر زد و زخم داشت که توان ایستادن نداشت و با صورت روى زمین افتاد.
سپاه عمر سعد به خیال این که سوید به شهادت رسیده، بالاى سرش آمدند و شمشیرش را برداشته، او را به حال خود رها کردند.
سوید هنوز زنده بود؛ اما رمقى برایش نمانده بود و توان حرکت نداشت ... کمى بعد صداهایى در گوشش پیچید که حسین کشته شد ... حسین کشته شد ... کمى که حالش جا آمد، با زحمت برخاست و با خنجرى که در شال کمر داشت، چند نفر را زخمى کرد و چند نفر را هم به هلاکت رسانید؛ تا این که توسط «عروه بن بکار» و «زید بن ورقاء»، به شهادت رسید.
بدین ترتیب، او تنها سرباز جان بر کفى بود که بعد از امام حسین (ع) به این مقام والا نایل آمد و او آخرین شهید دشت نینواى سال 61 قمرى است.
او در رجز خویش چنین گفت: اى حسین! پیش بیا که امروز در بهشت، جدت رسول خدا (ص) و پدرت على مرتضى (ع) را ملاقات مىکنى و شیر خدا حمزه و جعفر طیار را.[25]
آل نصر الله، سادات بزرگوارى هستند که نسبتشان به سید ابراهیم مجاب، نوه امام موسى بن جعفر (علیهما السلام) مىرسد. آنان داراى سه مقبره خانوادگى در حرم امام حسین (ع) مىباشند که یکى داخل حرم، نزدیک مرقد جدشان، سید ابراهیم است. بزرگ این خاندان، سید نصرالله، متوفاى سال 1093 ق. است. وى که حدّ اعلاى سادات آل نصر الله مىباشد، در این مکان به خاک سپرده شده است. باید توجه داشت که او غیر از شاعر معروف اهل بیت، سید نصرالله حائرى، متوفاى سال 1166 ق. است.
همچنین فرزند سید نصر الله، سید کاظم و نوه اش، سید جواد که کلید دار روضه منوره نیز بود، در این محل آرمیدهاند. سید جواد بعد از حمله وهابیون، از سال 1217 تا 1222 ق. به دستور عثمانىها این سمت را داشته است. فرزند سید جواد، یعنى سید على که به سید على ذو طویل معروف است و جد اعلاى آل طویل مىباشد، پس از پدرش به سمت کلید دارى حرم مطهر امام حسین (ع) رسید. آل طویل شاخه اى از خاندان بزرگ آل نصر الله است.
مقبره دوم این خانواده، در سمت جنوب غربى رواق غربى حرم امام حسین (ع) واقع شده است.
معروفترین شخصیتى که در این مقبره آرام گرفته، سید ناصر، فرزند سید على احمد آل نصرالله است که داراى شخصیت اجتماعى قابل توجهى میان مردم بوده است.
مقبره سوم در سمت راست باب شهدا قرار دارد.
سید على احمد آل نصرالله، پدر سید ناصر در این مکان آرمیده است. سید على، کلیددار حرم حضرت اباالفضل العباس (ع) و عصو دادگاه محلّى کربلا بوده است.
سید مهدى، فرزند سید منصور و نوه سید ناصرالدین که کلیددار حرم امام حسین (ع) بود نیز در ایوان طلاى حرم امام حسین (ع) به خاک سپرده شده است.
در این کتاب نام چهار بانو نیز آمده است:
الف. آسیه قاجاریّه، دختر فتحعلى خان دلوى قاجارى؛
این بانوى فاضل، همسر فتحعلى شاه قاجار و دختر عموى او بود که در سال 1230 ق. از دنیا رفت. این بانو به واسطه نذرى که داشته، خدمات ارزشمندى را، مانند طلا کارى ایوان، تعمیرات بناى حرم مطهر و بازسازى بخشى از شهر کربلا انجام داد. این خدمات تا حدود زیادى غبار فقر و محرومیت را از چهره کربلا زدود؛ اما اجلش مهلت نداد؛ تا به تمام آن چه در نذر خویش تعهدّ کرده بود، عمل کند؛ ولى به احترام او، به تمام نذرش جامه عمل پوشاندند.[26]
ب. ایران خاتون؛
او در قرن هفتم هجرى مىزیسته است. ایران خاتون، بانوى شایسته اى از پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بود. او وصیت کرد که در حرم امام حسین (ع) به خاک سپرده شود.[27]
ج. خانش خانم، دختر شاه اسماعیل صفوى و خواهر شاه طهماسب؛
او بانویى مومن از پیروان و دوست داران مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بود و بسیار اهل خیر و صلاح بود و در سال 971 ق. از دنیا رفت.[28]
د. جان آقا خانم، دختر مراد بیگ ترکمن؛
او بانویى صالح و صاحب نفوذ در دولت صفوى بود و از خانوادهاى پرجمعیت و مشهور بود و در شهر مازندران، در سال 1032 ق. از دنیا رفت و به دستور شاه عباس صفوى، پیکرش براى خاک سپارى به کربلا منتقل شد. وى پس از قتل شاه اسماعیل دوم و شکست توطئه قتل شاه عباس، به خدمت او پرداخت و مورد اعتماد و احترام بسیار شاه عباس بود و از فرط علاقه اى که شاه عباس به این بانوى شایسته داشت، گاهى او را با عنوان «مادر»، مورد خطاب قرار مىداد. او، همسر على قلى بیگ شاملو بود.[29]
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج18، ص: 189
آخرین شخصیتى که بر اساس تاریخ فوت، نامش در کتاب آمده دکتر سید محمد على شهرستانى است که در سال 1432 ق. برابر با 1390 ش. از دنیا رفت و در حرم مطهر امام حسین (ع) به خاک سپرده شد.
نسب وى به امام موسى کاظم (ع) مىرسد و از خاندان بزرگ شهرستانى است و سید ابراهیم شهرستانى و سید هبه الدین شهرستانى، از اجداد وى مىباشند.
دکتر شهرستانى یکى از بزرگترین مهندسین معمارى در جهان بود و خدمات شایانى را در عتبات مقدس ایران و عراق ارائه کرد.
ساخت طبقه دوم حرم امام حسین (ع)، بازسازى حرم عسکریین در سامرا، بعد از حادثه انتحارى سال 1386 شمسى، شرکت فعال در طرح توسعه حرم کاظمین و نیز حرم امام رضا (ع) در مشهد مقدس، ساخت مرکزى براى نشر تشیع در بمبى هند به نام آیه الله خویى، تاسیس دانشگاه جهانى اسلامى در لندن، از خدمات وى محسوب مىشوند.[30]
[1] . ابن منظور، لسان العرب، واژه رقد.
[2] . مانند مرقد امام خمینى.
[3] . یس، آیه 52.
[4] . لسان العرب، واژه دفن.
[5] . ارشاد القلوب الى الصواب، ج 1، ص 25.
[6] . گاهى از آن به حائر الحسین و مشهد الحسین نیز یاد مىشود.
[7] . فیروز آبادى، قاموس المحیط، واژه حیر.
[8] . معجم البلدان، واژه حیر
[9] . تاج العروس، واژه حیر.
[10] . یمامه، فلاتى کوهستانى در نجد عربستان که در شرق حجاز واقع شده است.
[11] . تعیین محدوده حائر شریف حسینى از دو جهت اهمیت دارد؛ یکى از جنبه فقهى و مربوط به قصد و اتمام نماز در حائر است که در این مورد مثل مساجد کوفه، مکه و مدینه است و دوم از جهت موضوع کتاب حاضر که مربوط به راقدون در حائر است.
[12] . بحرانى، الحدائق الناظره، ج 3، ص 345.
[13] . مفید، الارشاد، ص 126.
[14] . مجلسى، بحار الانوار، ج 98، ص 118 117.
[15] . ابن فهد حلّى، متولد 757 ق. از فقیهان بزرگ شیعه مىباشد. فاضل مقداد و على بن محمد بن مکى( فرزند شهید اول)، از استادان وى مىباشند. ابن فهد آثار قلمى زیادى نیز از خود به یادگار گذاشته که برخى از آنها عبارتند از: تاریخ الائمه، شرح ارشاد علامه حلى، شرح الفیه شهید اول، و رساله اى در نجوم. او در سال 826 ق. به جبل عامل سفر کرد و به روستاى جزین رفت؛ تا از فرزند شهید اول، اجازه روایت بگیرد. وى در جلسه مناظره اى که از طرف حاکم بغداد بر پا شد، توانست حقانیت شعیه را اثبات کند. ابن فهد در سال 841 ق. از دنیا رفت و در باغ نقیب علویین کربلا به خاک سپرده شد ..
[16] . مانند مقبره خانوادگى آل صالح گدا على بیگ که در حقیقت یکى از اتاقهاى خانه دیوار به دیوار ایشان با حرم امام حسین( ع) بوده است.
[17] . کشک خانه، کلمه اى فارسى است که از کشک و خانه ساخته شده و کشک هم در اصل به معناى کوچک بوده است. بنابراین، کشک خانه، نام دو مکان کوچک در حرم بوده که یکى مقابل درى است که به مرقد حبیب بن مظاهر اسدى باز مىشده و دیگرى مقابل درى بوده که به ضریح سید الشهدا منتهى مىشود.
[18] . محمد بن محمد مفید، کتاب المزار، ص 142؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، ص 456.
[19] . شیخ بهایى کشکول ص 103.
[20] . نقل است که وقتى او براى اولین مرتبه وارد روضه منورة حسینى شد، عرض کرد:« السلام علیک یا ابى»؛ یعنى سلام بر تو اى پدرم! در این هنگام از جانب قبر مطهر جواب آمد که و علیک السلام یا ابى؛ یعنى سلام بر تو اى فرزندم.
[21] . عثمان بن عسى از طایفه بنى کلاب و فرزند عبید بن رواش بود که به او کلابى و رواسى و عامرى هم گفته شده است. او یکى از وکیلان و معتمدین حقوق مالى و وجوهات امام موسى کاظم( ع) بود؛ اما پس از شهادت امام( ع)، واقفى مذهب گردید و همه اموالى را که در دستش بود، پیش خود نگه داشت. وقتى این خبر به امام رضا( ع) رسید، امام او را نفرین کرد و از او اعلام نارضایتى نمود. عثمان بن عیسى که خود را میان بهشت و جهنم مىدید، سرانجام راه درست را برگزید و توبه کرد و اموالى را که جمع کرده بود، براى امام هشتم( ع) فرستاد.
پس از این توبه، او در خواب دید که در حائر و حرم حسینى مىمیرد، وبه همین دلیل، کوفه را ترک کرد و در کربلا اقامت نمود؛ تا این که از دنیا رفت و در همان جا به خاک سپرده شد.
وى اهل قلم نیز بود و آثارى را به رشته تحریر در آورد؛ البته این کتابها به دست ما نرسیدند و ما به واسطه ابن شاذان که راوى هم عصر اوست، از وجود چنین کتابهایى مطلع شده ایم( اختیار معرفه الرجال، ص 597).
[22] . ص 298.
[23] معروف به مشهد نقطه.
[24] . بحار الانوار، ج 45، ص 23.
[25] . مناقب، ج 4، ص 102.
[26] . مدینه الحسین، ج 2، ص 57.
[27] . تاریخ المراقد، ج 2، ص 127 و 326.
[28] . الحوادث الجامعه، ص 104.
[29] . حسن شاملو، احسن التواریخ، ص 542، و 340.
[30] جمعى از نویسندگان، فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، 25جلد، سازمان حج و زیارت، حوزه نمایندگى ولى فقیه در امور حج و زیارات - تهران - ایران، چاپ: 1، 1388 ه.ش.