فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

نکته هایی از مسافران کربلا در «کربلاء فی ادب الرحلات»

نویسنده
چکیده
چکیده‏
سید عبدالصاحب آل نصرالله در کتاب کربلاء فى ادب ‏الرحلات، به ترتیب زمان، مشاهدات بزرگانى را که به زیارت کربلا رفته ‏اند، شرح داده است. مؤلف پس از توصیف کربلا و تأکید بر قدمت این سرزمین تا پیش از میلاد مسیح، به نام‏ه اى این سرزمین در بیانات امام حسین (ع) اشاره کرده است. مؤلف این اثر، نام 58 تن از بزرگان، شاعران و نویسندگانى را که به قصد زیارت، تجارت یا مأموریت کارى به کربلا مشرف شده‏اند، ذکر کرده و ضمن معرفى آنان و ملیتشان، شرح مشاهدات آنان را از زبان خودشان بیان داشته است. ویژگى مهم این کتاب، ملیت‏هاى گوناگون صاحبان سفرنامه ‏ها و انگیزه متفاوت آنان از سفر به کربلا و نیز ترتیب تاریخى سفرنامه‏ هاست. این مقاله ضمن معرفى اجمالى نویسنده و اثر، بخش‏هایى از کتاب را در خود جاى داده است.
 
کلیدواژه‌ها

 

اخیراً کتابى از سید عبدالصاحب آل نصرالله، به نام «کربلاء فى ادب الرحلات» منتشر شده است.[1] سید عبدالصاحب از خاندان معروف آل نصرالله عراق است که ریشه‏اى قدیمى در شهر کربلا دارند و نسبشان به حسین اصغر، پسر امام زین العابدین (ع) مى‏رسد. آل نصر الله با آل طعمه، نسبت خویشاوندى دارند. غیر از این اثر، دو کتاب دیگر نیز به نام‏هاى «بیوتات کربلاء القدیمة» و «التضحیة و الرمز: دراسة نقدیة بالروایة التاریخیة عن ثوره الحسین (ع)» نیز در پرونده علمى این مولف قرار دارد.

«کربلاء فى ادب الرحلات»، فصل‏بندى و باب‏بندى خاصى ندارد؛ بلکه مولف به ترتیب زمان، شرح حال زیارت بزرگانى را که به کربلا مشرف شده‏اند، بیان مى‏کند. بدیهى است افرادى که قبل از قرن چهارم هجرى به کربلا رفته‏اند، سفرنامه‏اى ندارند و وى مطالب مربوط به آنها را از کتاب‏هاى دیگر نقل مى‏کند.

مؤلف در 16 صفحه، به توصیف کربلا مى‏پردازد. یک از مهم‏ترین محورهاى بحث او در مقدمه، اثبات این فرضیه است که کربلا ریشه‏اى بسیار کهن دارد و صدها سال قبل از واقعه کربلا نیز توصیف آن در منابع آمده است.[2]

مولف در مقدمه بر قدمت کربلا تاکید مى‏کند و بیان مى‏کند که بر اساس گزارش‏هاى کاوش‏گران و تاریخ نویسان، سرزمین کربلا قبل از میلاد مسیح نیز ساکن داشته است. او از قوم اکدیین نام مى‏برد که در صحراى کربلا سکونت داشته‏اند. او آب فراوان، کشاورزى بسیار خوب و نخلستان‏هاى بزرگ را، نشانه‏اى براى اثبات مطلب مى‏داند. او از گفته مستشرق فرانسوى، لویس ماسینیون در کتاب خطط الکوفه یاد مى‏کند که مى‏نویسد: همانا کربلا در قدیم، معبد کلدانیین بود؛ شهرى که آن را نینوى مى‏خواندند.

مولف همچنین نام‏هاى گوناگون سرزمین کربلا را که مورد اشاره امام حسین (ع) قرار گرفته است، دلیل دیگرى بر قدمت کربلا مى‏داند.

وى سپس به تاریخ بناى عتبه حسینى (ع) مى‏پردازد. به اعتقاد وى در سال 63 یا 65 قمرى اولین بنا بر روى قبر امام حسین (ع) ایجاد شد و در سال 132 قمرى توسط عباسیان و در سال 199 قمرى توسط مامون، تجدید بنا شد.

یکى از ویژگى‏هاى مهم این کتاب، آن است که مولف تقریبا سفرنامه افرادى از ملیت‏هاى معروف را شناسایى کرده و در این اثر از آنان یاد و سفرنامه آنان به کربلا را شرح و توضیح داده است.

مؤلف اثر، به ترتیب سال زیارت، اسامى 58 نفر از بزرگان، شاعران و نویسندگانى را که به کربلا رفته و آن مکان مقدس را زیارت کرده‏اند، ذکر کرده و شرحى کوتاه از سفر آنان و توصیف ایشان را بیان کرده است.

ابوحمزه ثمالى، منصور نمرى، محمد بن حسین بن على شیبانى معروف به اشنانى، جهانگرد بزرگ ابن حوقل نصیبى، نظام الدین ابویعلى محمد بن محمد شاعر عصر عباسى، عبدالله بن عباس معروف به" ابن هباریه"، ابن بطوطه، حمدالله مستوفى، نسّابه ابن زهره حسینى، محمدبن احمد بن ایاس مورّخ و جهانگرد مصرى، مطراقى زاده مورّخ و جهانگرد، قاضى نورالله شوشترى، محیطى نویسنده گلشن شعرا، بیدرو تکسیرا جهانگرد پرتغالى، پیترو دیلا فاله سیّاح ایتالیایى، نظمى بغدادى، پدر مولف گلشن خلفا مرتضى نظمى زاده، تافرنییه سیّاح فرانسوى، سید ضامن بن شدقم نسّابه معروف، عباس بن على بن نورالدین حیدر مکى موسوى حسینى، عالم ادیب و شاعر و جهانگرد، شیخ مصطفى صدیقى خلوتى دمشقى از بزرگان صوفیه، کارستون نیبور سیّاح آلمانى، جهانگرد تایلر، ابوطالب بن حاجى محمد بک خان اصفهانى معروف به ابوطالب‏ خان سیّاح هندى، سید محمد بن احمد حسینى منشى بغدادى، شیخ امین بن حسن حلوانى مدنى، مدرّس حرم نبوى شریف، یمین الدوله على خان، یکى از حاکمان سرزمین اوده هند، سیّاح جمس بکنغهام، جیمز بیلى فریزر جهانگرد انگلیسى، ایلیا نیکولا بیرزین سیّاح روسى، ثیودور نولدکه دانشمند آلمانى، ویلیام کینیت لوفتس باستان‏شناس انگلیسى، عبدالعلى خان پسر حاج على خان حاجب الدوله (ادیب الملک)، میرزا سیف الدوله نوه فتح على شاه قاجار، جون اشر جهانگرد انگلیسى و عضو جمعیت جغرافى لندن، تنکو مارتینوس لیکلاما آینهولت سیاح هلندى، روبرت کلایف دانشمند نقشه‏کش انگلیسى، ناصرالدین شاه قاجار، محمدرشید بن سید داود سعدى از عالمان عراق، مدام دیولافوا همسر مارسل دیوالافوا، جون بیترز رییس گروه باستان شناسان آمریکا که براى بررسى آثار باستانى شهر نفر به عراق مهاجرت کرده بود، اس. اس. بتلر و دوستش ل. ایلمبر از کارمندان سازمان جاسوسى انگلستان، اوسکار رویتر مهندس آلمانى، المس غیرترود بیل شرق شناس و جهانگرد معروف انگلیسى، محمدهارون حسینى زنکى بورى از منطقه بومباى هندوستان، عمانوئیل فتح الله عمانوئیل مضبوط ادیب و سیاح و تاجر مسیحى ساکن بغداد، سیاح چکسلواکى الوا موسیل، علامه شیخ محمد رضا شبیبى از عالمان بزرگ عراق، سیاح انگلیسى و عضو المکتب العربى براى انجام کارهاى اطلاعاتى ورنالد ستورز، جهانگرد و دانشمند انگلیسى سانت جون فیلپى، لیدى درور نویسنده انگلیسى، دوایت دونالدسون نویسنده انگلیسى، سید عبدالرزاق حسنى، محمد ثابت سیاح مصرى، سید محسن امین عاملى، دکتر عبدالوهاب عزام متفکر مصرى، مالیبارد روزنامه نگار هلندى، جاک بیرک شرق شناس فرانسوى از افرادى بوده‏اند که این مکان مقدس را زیارت کردند.

گزیده سفرنامه‏ها

  1. ابوحمزه ثمالى‏

ثابت بن دینار معروف به ابوحمزه ثمالى، از محدثان و عالمان بزرگ شیعه است که جزء یاران و اصحاب سه امام معصوم شیعه، امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) بود. وى شیخ و بزرگ کوفه و مفسر قرآن کریم بود و کتابى در تفسیر قرآن نگاشت. وى از کسانى بود که براى زیارت امام حسین (ع) به کربلا رفت. گزارش این سفر در کتاب کامل الزیارات آمده است. با توجه به فوت ابوحمزه در سال 128 ق. این سفر در دو دهه اول قرن دوم هجرى اتفاق افتاده است. ابوحمزه ثمالى مى‏گوید:

خرجت فی آخر الزمان بنی امیة الی قبر الحسین (ع) مستخفیا من اهل الشام حتی انتهیت الی کربلاء، فاختفیت فی ناحیة (القریة) حتی اذا ذهب اللیل نصفه، أقبلت نحو القبر و کان ذلک فی لیلة عرفة و شاهدت خلقا کثیرا یصلون عند القبر و کنت ارید ان آتی القبر و ادعو بدعوات فما کنت اصل الیه من کثرة الخلق؛ در آخر دوران بنى امیه به سوى قبر امام حسین (ع) رفتم؛ در حالى که از اهل شام مى‏ترسیدم؛ پس وقتى که به کربلا رسیدم، در ناحیه قریه، مخفى شدم؛ تا این که نصف شب فرا رسید. در آن هنگام- شب عرفه- متوجه قبر شریف شدم و جمعیت زیادى را مشاهده کردم که کنار قبر نماز مى‏خوانند. سپس خواستم خود را به قبر برسانم؛ اما به دلیل کثرت جمعیت و شلوغى پیرامون آن، نتوانستم.

این روایت، نشان دهنده اقبال شدید مردم در آن دوران خفقان، براى زیارت مرقد مطهر امام حسین (ع) است.

  1. منصور نمرى‏

ابوالقاسم منصور ابن الزبرقان بن سلمه نمرى، معروف به منصور نمرى از اهالى شهر العین شام و متوفاى 190 قمرى است. وى از دیارش به بغداد کوچید و به برامکه نزدیک شد و به واسطه آنان با دربار عباسیان آشنا گشت. وى هنگامى به زیارت مشرف شد که کربلا روستایى بیش نبوده است و تنها چند خانه در اطراف حرم مقدس امام حسین (ع) بنا شده بود. او در زمان حکومت‏هارون الرشید توفیق زیارت یافت و هنگامى که رو به روى قبر امام (ع) قرار گرفت، این گونه سرود:

فما وجدت علی الاکتاف‏

منهم و لا الاقفاء آثار النصول‏

ولکن الوجوه بها کلوم‏

و فوق حجورهم مجری السیول‏

أریق دم الحسین و لم یراعوا

و فی الأحیاء أموات العقول‏

فدت نفسی جبینک م نجبین‏

جری دمه علی خد أسیل‏

....

برئنا یا رسول الله ممّن‏

أصابک بالأذیّة و الذحول‏

  1. أشنائى‏

محمد بن حسین بن على شیبانى، معروف به أشنانى، (317 221 ق.) از عالمان کوفه و از محبان اهل بیت (علیهم السلام) بود و مدتى در زندان متوکل عباسى، روزگار گذراند. وى در سال 247 ق. در زمانى قبر امام حسین (ع) را زیارت کرد که متوکل عباسى حرم مطهر را منهدم کرده بود و کسى حق نداشت آن امام همام را زیارت کند!

گزارش کامل این زیارت، در مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانى (ص 479) این گونه آمده است:

«روزگارى مى‏گذشت که من از زیارت قبر سید الشهداء محروم مانده بودم. از ترس عمال متوکله جرأت نمى کردم پا به محیط کربلا بگذارم؛ اما شوق این زیارت وادارم کرد که دل به دریا بزنم و خود را به خطر بیندازم. مرد عطارى که با من دوست بود، تشویقم کرد و من و او با هم شبانه، رو به کربلا نهادیم. ما روزها پنهان مى‏شدیم و شب‏ها راه مى‏رفتیم؛ تا بالاخره به غاضریه رسیدیم. نیمه شب از میان دو پاسگاه که بر سر راه قرار داشت، ترسان و لرزان گذشتیم. پاسبان آن پاسگاه در آن وقت شب خوابیده بود و بالاخره به حریم قبر رسیدیم. من‏ و آن مرد عطار براى این‏که قبر را بیابیم، مشت مشت خاک را بو مى‏کشیدیم و بدین ترتیب، جهت قبر را مى‏شناختیم. سرانجام به قبر مطهر ابو عبد الله الحسین (ع) راه یافتیم. صندوق قبر را برداشته و سوزانیده بودند و به محل قبر، آب انداخته بودند. محل قبر چنان فرو رفته بود که به صورت خندقى در آمده بود! این فرورفتگى خندق مانند، جاى خشت‏هاى بناى قبر بود که در آن‏جا به‏کار رفته بودند. وقتى بناى قبر را ویران کردند و به آن‏جا آب بستند، محل خشت، فرو ریخته و صورت خندق به‏خود گرفته بود. من و دوست عطارم خم شده بودیم و آن خاک‏هاى مرطوب را بو مى‏کردیم. ما از آن خاک‏ها، عطرى استشمام مى‏کردیم که هرگز در عمرمان چنین عطر نبوییده بودیم. به دوست عطارم گفتم: این بو از کدام عطر است؟ او که عطار بود و کارش عطر فروشى بود، در جوابم گفت: به خدا قسم! من نظیر این عطر را تا کنون استشمام نکرده‏ام. آن‏جا قبر حسین بن على (علیهما السلام) بود. پس از زیارت در آن‏جا علامت‏هائى نصب کردیم و بعد وداعش گفتیم و همچنان ترسان و لرزان به خانه خود بازگشتیم. دیرى نگذشت که جعفر متوکل به قتل رسید و ما با گروهى از آل ابو طالب و شیعیان به محل قبر، همان‏جا که علامت گذاشته بودیم، عزیمت کردیم و به هدایت همان علامات از نو مزار سیدالشهداء (ع) را بنیان نهادیم».

  1. ابن حوقل‏

ابن حوقل نصیبى، مولف کتاب «صورة الارض یا المسالک و الممالک و المفاوز و المهالک است که آن را در سال 367 ق. نگاشته است، از این رو، سفر وى به کربلا قبل از تاریخ یاد شده است. وى در توصیف کربلا مى‏نویسد:

«و کربلا من غربی الفرات فیما یحاذی قصر ابن هبیره و بها قبر الحسین بن علی رضی الله عنه و له مشهد عظیم و خطب فی اوقات من السنه بزیارته و قصده جسیم؛ کربلا در جانب غربى فرات، محاذى قصر ابن هبیره قرار دارد. در آن قبر، حسین بن على رضى الله عنه واقع است که براى آن جناب، مشهد و حرم بزرگى است. در طول سال، ایام خاصى متعلق به زیارت است و قصد زیارت او به سختى و مشکلاتى همراه است».

  1. ابن بطوطه‏

ابن بطوطه در سال 726 ق. به کربلا رفته و آن را این گونه توصیف کرده است:

«کربلا، شهر کوچکى است که نخلستان‏ها اطراف آن‏را گرفته‏اند و از رودخانه فرات، آبیارى مى‏شود. روضه مقدس امام حسین (ع) در داخل شهر واقع شده است و مدرسه‏اى بزرگ و زاویه‏اى دارد که در آن به مسافران طعام مى‏دهند. خدام و حاجیان بر در روضه امام ایستاده‏اند و ورود به حرم، بى‏اجازه آنان میسر نیست و هنگام ورود، عتبه شریفه را که از نقره است، باید بوسید. روى ضریح مقدس امام، قندیل‏هاى زرّین و سیمین گذاشته شده و از درهاى آن پرده‏هاى حریر آویخته‏اند».

او سپس به نزاع واختلاف اهالى کربلا با همدیگر اشاره کرده، این گونه مى‏نویسد:

«مردمان این شهر، دو طایفه‏اند؛ فرزندان زحیک و فرزندان فائز و میان این دو طایفه پیوسته جنگ و درگیرى است؛ هر چند هر دو طایفه از امامیه‏اند و تبارشان به یک پدر مى‏رسد.

  1. بیدرو تکسیرا

این سیاح معروف پرتغالى در سال 1604 م/ 1013 ق. از کربلا دیدن نمود. او از کربلا به عنوان مشهد حسین نام برده و چنین تعریف کرده است:

«شهر کربلا از چهار هزار خانواده تشکیل یافته که اکثر خانه‏هاى آنها محقر است و ساکنین آن شهر از عرب و ایرانى‏ها و ترک متشکل گردیده است».

وى از اهتمام مسلمانان به زیارت امام حسین (ع) یاد مى‏کند و از کسانى یاد مى‏کند که در حرم مطهر، سقایى مى‏کرده اند؛

«مسلمانان براى زیارت روضه حسینیه از همه اطراف وارد مى‏شدند. و در «روضه سقاه» که عده اى براى رضاى خدا و کسب ثواب به مردم آب مى‏دادند یا براى زنده نگه داشتن یاد امام شهیدى که در همین بقعه، تشنه به شهادت رسید. آنان [سقاها] با مشک‏هاى چرمى پر از آب، دور مى‏زدند؛ در حالى که در دستشان طاس‏هاى نقره اى زیبایى بود که با آنان به دیگران آب مى‏آشامیدند».

  1. عباس مکى‏

در تاریخ 1131 ق. عالم شاعر و ادیب بزرگ، عباس بن على بن نورالدین حیدر مکى موسوى حسینى، حائر حسینى را زیارت کرد و از حرم مطهر گزارش‏هایى براى ما به یادگار گذارده است. او در توصیف حرم مطهر مى‏نویسد:

«در حرم سرورم، حسین (ع) چراغدان‏هایى خیره کننده از ورق مرصّع و گونه‏هایى از جواهرهاى گرانبهاست که با خراج یک شهر برابرى کند. اغلب اینها هدیه‏هاى شاهان و فرمانروایان ایران است. بر فراز قسمت بالاى سر مبارک، چراغدانى از طلاى سرخ به وزن دو من یا بیشتر آویخته است. بر بناى حرم، گنبدى است بلند، با بنایى شگفت که خبره‏هاى چیره‏دست و آگاه، آن را ساخته است و سر بر آسمان مى‏ساید.

  1. کارستون نیبور

این جهانگرد آلمانى، در سال 1727 م/ 1139 ق. کربلا را زیارت کرد و گزارش جامعى از این شهر و مکان‏هاى زیارتى آن داده است. وى از مکان‏هایى یاد مى‏کند که اکنون، اثرى از آنها نیست؛ به عنوان نمونه از به مکانى اشاره مى‏کند که زائران امام حسین (ع) مقیدند آن‏جا را زیارت کنند و آن‏جا، محل افتادن امام حسین (ع) از اسب به زمین است.

همچنین از حوض آب بسیار بزرگى یاد مى‏کند که یادآور جایى است که حضرت عباس (ع) نتوانست آب را به خیمه‏ها برساند.

  1. ابوطالب خان‏

او اصالتاً ترک و موطنش هند بود و در کتابى به نام مسیر طالبى، شرح سفر خود به عتبات عالیات را نگاشته است. سفر وى در کربلا در سال 1217 ق. یک سال قبل از حمله وحشیانه‏

فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج‏18، ص: 177

وهابیان به این شهر مقدس بوده است. وى گزارشى از خرابى‏هاى کربلا بعد از حمله وحشیانه آنان ارائه مى‏کند. از این رو، به علت نزدیکى زمان وى به زمان واقعه حمله وهابیان به کربلا در سال 1216 ق. گزارش وى از این رویداد مهم جلوه مى‏کند. وى مى‏نویسد:

«در 18 ذى الحجه، روز عید غدیر خم، از آن‏جایى که بیشتر ساکنان کربلا براى زیارت نجف اشرف شهر را ترک کرده بودند، 25 هزار نفر از وهابیان به این شهر یورش بردند! این حمله با هماهنگى عمر آغا، سنى متعصب و حاکم کربلا صورت گرفته است. وهابیان هنگامى که وارد کربلا شدند، فریاد کشیدند: بکشید مشرکان را! آنان ابتدا قصد داشتند طلاهاى حرم را به غارت ببرند؛ اما از آن‏جایى که محکم به دیوارهاى صحن چسبیده بود، نتوانستند؛ لذا قسمتى از ضریح را خراب کردند. آنان غروب همان روز، کربلا را به طرف حجاز ترک کردند. در این حادثه، بیش از پنج هزار نفر به شهادت رسیدند و تعداد مجروحان قابل شمارش نبود!

  1. ادیب الملک‏

عبدالعلى خان ادیب الملک، یکى دیگر از کسانى است که در سال 1243 ق. در زمان آغا محمد خان قاجار کربلا را زیارت کرده و شرح حال سفر خود را نگاشته است. ادیب الملک، بیشتر فضاهاى حرم مطهر را توصیف کرده و در شمارش بزرگانى که در رواق مطهر آرمیده‏اند، اهتمام ویژه اى داشته است. وى مى‏نویسد:

«هنگامى که از باب قبله وارد صحن مطهر امام حسین (ع) مى‏شوى، در مراقد مشاهیر، این افراد آرمیده اند: محمدعلى میرزا بن خاقان فتحلى شاه قاجار، حاج کاظم رشتى، سید على طباطبایى صاحب الریاض، آقا محمدباقر بهبهانى، امین الدوله هندى، میرزا تقى خان امیر کبیر، حاج میرزا آقاسى، جهانگیر خان بن نایب السلطنه، ظلّ السلطان، حاج ملا صالح قزوینى، میرزا مهدى شهرستانى، حاج مهدى کلیددار. از باب قاضى الحاجات اگر وارد روضه شوى، قبور سید ابراهیم قزوینى صاحب ضوابط، سید مهدى و سید محمد و شیخ محمد حسین صاحب الفصول دیده مى‏شود. در ورودى صحن صغیر، شیخ الاسلام قزوینى، سید مهدى والد میرزا صادق داماد سید محمد و سید حسین والد حاجب الدوله، آرمیده‏اند».

  1. ناصرالدین شاه قاجار

ناصرالدین شاه در سال 1287 ق. به عتبات عالیات سفر کرد و آل نصرالله، 33 صفحه از کتاب خود را به شرح سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات عالیات اختصاص داده است و عکس‏هایى از همان سفرنامه که توسط عکاس باشى گرفته شده، آورده است.

  1. عبدالوهاب محمد حسن عزام‏

این نویسنده و شاعر مصرى (متوفاى 1958 م). در کتاب «رحلات عبدالوهاب عزام» که در سال 1348 ه. ق./ 1929 م. در قاهره منتشر شد، از سفر خود به کربلا این‏گونه یاد کرده است:

«به مسجد درآمدیم. آن‏جا همهمه کسانى که قرآن وداع مى‏خواندند، بلند بود. سپس ضریح مبارک را زیارت کردیم. عظمت آن جایگاه، ما را از این بازداشت که دیده در مرتع جمال و زیبایى و شکوه و زینت و زیور خیره کننده آن رها کنیم. در کنار مسجد [ی که ضریح امام (ع) را در برگرفته‏] مسجدى دیگر است که ضریح عباس بن على (علیهما السلام) در آن جاى گرفته و در مسجد حسین (ع) [مقصود همان حرم امام است‏] سردابى است که حدود ده پله پایین مى‏رود و در پایین آن، جایى است که با تورهاى آهنى، محصور شده و آن را قتلگاه نامند و گویند خون حسین (ع) به هنگام شهادت، در این نقطه بر زمین ریخته است. در روایتى دیگر آمده که این‏جا زادگاه عیسى بن مریم (ع) است. در گوشه‏اى از حرم، حجره‏اى است که سه تن از شاهان قاجار، احمد شاه، پدرش محمّدعلى شاه و جدّش مظفّرالدین شاه در آن به خاک سپرده شده‏اند. قبرهاى این سه از زمین برجسته نیست و تنها با موزاییک فرش شده و در نزدیک آنها تصویرى از این سه پادشاه بر دیوار آویخته است. دوست داشتم فرصت فراهم باشد و زمانى درازتر در این حرم پر عظمت بمانیم؛ تا به درازا از آن سخن گویم؛ امّا زیارت ما زیارتى شتابان بود که در آن به همان اندازه که واجب است، بسنده داشته شد.

آخرین سفرنامه‏اى که در این کتاب معرفى شده است، سفرنامه جاک بیرک، مستشرق فرانسوى است که در سال 1978 م./ 1398 ق. به کربلا مسافرت و حرم مطهر را زیارت کرده است.

قافلة الجنائز فى طریقها إلى کربلاء منقولة من رحلة المستر جون أشر

اللوح الذى رسمه کارستن نیبور بعد مشاهدته للروضة الحسینیة

شارع فى کربلاء

[1] . مانند مرقد امام خمینى.

[2] . یس، آیه 52.