اخیراً کتابى از سید عبدالصاحب آل نصرالله، به نام «کربلاء فى ادب الرحلات» منتشر شده است.[1] سید عبدالصاحب از خاندان معروف آل نصرالله عراق است که ریشهاى قدیمى در شهر کربلا دارند و نسبشان به حسین اصغر، پسر امام زین العابدین (ع) مىرسد. آل نصر الله با آل طعمه، نسبت خویشاوندى دارند. غیر از این اثر، دو کتاب دیگر نیز به نامهاى «بیوتات کربلاء القدیمة» و «التضحیة و الرمز: دراسة نقدیة بالروایة التاریخیة عن ثوره الحسین (ع)» نیز در پرونده علمى این مولف قرار دارد.
«کربلاء فى ادب الرحلات»، فصلبندى و باببندى خاصى ندارد؛ بلکه مولف به ترتیب زمان، شرح حال زیارت بزرگانى را که به کربلا مشرف شدهاند، بیان مىکند. بدیهى است افرادى که قبل از قرن چهارم هجرى به کربلا رفتهاند، سفرنامهاى ندارند و وى مطالب مربوط به آنها را از کتابهاى دیگر نقل مىکند.
مؤلف در 16 صفحه، به توصیف کربلا مىپردازد. یک از مهمترین محورهاى بحث او در مقدمه، اثبات این فرضیه است که کربلا ریشهاى بسیار کهن دارد و صدها سال قبل از واقعه کربلا نیز توصیف آن در منابع آمده است.[2]
مولف در مقدمه بر قدمت کربلا تاکید مىکند و بیان مىکند که بر اساس گزارشهاى کاوشگران و تاریخ نویسان، سرزمین کربلا قبل از میلاد مسیح نیز ساکن داشته است. او از قوم اکدیین نام مىبرد که در صحراى کربلا سکونت داشتهاند. او آب فراوان، کشاورزى بسیار خوب و نخلستانهاى بزرگ را، نشانهاى براى اثبات مطلب مىداند. او از گفته مستشرق فرانسوى، لویس ماسینیون در کتاب خطط الکوفه یاد مىکند که مىنویسد: همانا کربلا در قدیم، معبد کلدانیین بود؛ شهرى که آن را نینوى مىخواندند.
مولف همچنین نامهاى گوناگون سرزمین کربلا را که مورد اشاره امام حسین (ع) قرار گرفته است، دلیل دیگرى بر قدمت کربلا مىداند.
وى سپس به تاریخ بناى عتبه حسینى (ع) مىپردازد. به اعتقاد وى در سال 63 یا 65 قمرى اولین بنا بر روى قبر امام حسین (ع) ایجاد شد و در سال 132 قمرى توسط عباسیان و در سال 199 قمرى توسط مامون، تجدید بنا شد.
یکى از ویژگىهاى مهم این کتاب، آن است که مولف تقریبا سفرنامه افرادى از ملیتهاى معروف را شناسایى کرده و در این اثر از آنان یاد و سفرنامه آنان به کربلا را شرح و توضیح داده است.
مؤلف اثر، به ترتیب سال زیارت، اسامى 58 نفر از بزرگان، شاعران و نویسندگانى را که به کربلا رفته و آن مکان مقدس را زیارت کردهاند، ذکر کرده و شرحى کوتاه از سفر آنان و توصیف ایشان را بیان کرده است.
ابوحمزه ثمالى، منصور نمرى، محمد بن حسین بن على شیبانى معروف به اشنانى، جهانگرد بزرگ ابن حوقل نصیبى، نظام الدین ابویعلى محمد بن محمد شاعر عصر عباسى، عبدالله بن عباس معروف به" ابن هباریه"، ابن بطوطه، حمدالله مستوفى، نسّابه ابن زهره حسینى، محمدبن احمد بن ایاس مورّخ و جهانگرد مصرى، مطراقى زاده مورّخ و جهانگرد، قاضى نورالله شوشترى، محیطى نویسنده گلشن شعرا، بیدرو تکسیرا جهانگرد پرتغالى، پیترو دیلا فاله سیّاح ایتالیایى، نظمى بغدادى، پدر مولف گلشن خلفا مرتضى نظمى زاده، تافرنییه سیّاح فرانسوى، سید ضامن بن شدقم نسّابه معروف، عباس بن على بن نورالدین حیدر مکى موسوى حسینى، عالم ادیب و شاعر و جهانگرد، شیخ مصطفى صدیقى خلوتى دمشقى از بزرگان صوفیه، کارستون نیبور سیّاح آلمانى، جهانگرد تایلر، ابوطالب بن حاجى محمد بک خان اصفهانى معروف به ابوطالب خان سیّاح هندى، سید محمد بن احمد حسینى منشى بغدادى، شیخ امین بن حسن حلوانى مدنى، مدرّس حرم نبوى شریف، یمین الدوله على خان، یکى از حاکمان سرزمین اوده هند، سیّاح جمس بکنغهام، جیمز بیلى فریزر جهانگرد انگلیسى، ایلیا نیکولا بیرزین سیّاح روسى، ثیودور نولدکه دانشمند آلمانى، ویلیام کینیت لوفتس باستانشناس انگلیسى، عبدالعلى خان پسر حاج على خان حاجب الدوله (ادیب الملک)، میرزا سیف الدوله نوه فتح على شاه قاجار، جون اشر جهانگرد انگلیسى و عضو جمعیت جغرافى لندن، تنکو مارتینوس لیکلاما آینهولت سیاح هلندى، روبرت کلایف دانشمند نقشهکش انگلیسى، ناصرالدین شاه قاجار، محمدرشید بن سید داود سعدى از عالمان عراق، مدام دیولافوا همسر مارسل دیوالافوا، جون بیترز رییس گروه باستان شناسان آمریکا که براى بررسى آثار باستانى شهر نفر به عراق مهاجرت کرده بود، اس. اس. بتلر و دوستش ل. ایلمبر از کارمندان سازمان جاسوسى انگلستان، اوسکار رویتر مهندس آلمانى، المس غیرترود بیل شرق شناس و جهانگرد معروف انگلیسى، محمدهارون حسینى زنکى بورى از منطقه بومباى هندوستان، عمانوئیل فتح الله عمانوئیل مضبوط ادیب و سیاح و تاجر مسیحى ساکن بغداد، سیاح چکسلواکى الوا موسیل، علامه شیخ محمد رضا شبیبى از عالمان بزرگ عراق، سیاح انگلیسى و عضو المکتب العربى براى انجام کارهاى اطلاعاتى ورنالد ستورز، جهانگرد و دانشمند انگلیسى سانت جون فیلپى، لیدى درور نویسنده انگلیسى، دوایت دونالدسون نویسنده انگلیسى، سید عبدالرزاق حسنى، محمد ثابت سیاح مصرى، سید محسن امین عاملى، دکتر عبدالوهاب عزام متفکر مصرى، مالیبارد روزنامه نگار هلندى، جاک بیرک شرق شناس فرانسوى از افرادى بودهاند که این مکان مقدس را زیارت کردند.
گزیده سفرنامهها
ثابت بن دینار معروف به ابوحمزه ثمالى، از محدثان و عالمان بزرگ شیعه است که جزء یاران و اصحاب سه امام معصوم شیعه، امام سجاد، امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) بود. وى شیخ و بزرگ کوفه و مفسر قرآن کریم بود و کتابى در تفسیر قرآن نگاشت. وى از کسانى بود که براى زیارت امام حسین (ع) به کربلا رفت. گزارش این سفر در کتاب کامل الزیارات آمده است. با توجه به فوت ابوحمزه در سال 128 ق. این سفر در دو دهه اول قرن دوم هجرى اتفاق افتاده است. ابوحمزه ثمالى مىگوید:
خرجت فی آخر الزمان بنی امیة الی قبر الحسین (ع) مستخفیا من اهل الشام حتی انتهیت الی کربلاء، فاختفیت فی ناحیة (القریة) حتی اذا ذهب اللیل نصفه، أقبلت نحو القبر و کان ذلک فی لیلة عرفة و شاهدت خلقا کثیرا یصلون عند القبر و کنت ارید ان آتی القبر و ادعو بدعوات فما کنت اصل الیه من کثرة الخلق؛ در آخر دوران بنى امیه به سوى قبر امام حسین (ع) رفتم؛ در حالى که از اهل شام مىترسیدم؛ پس وقتى که به کربلا رسیدم، در ناحیه قریه، مخفى شدم؛ تا این که نصف شب فرا رسید. در آن هنگام- شب عرفه- متوجه قبر شریف شدم و جمعیت زیادى را مشاهده کردم که کنار قبر نماز مىخوانند. سپس خواستم خود را به قبر برسانم؛ اما به دلیل کثرت جمعیت و شلوغى پیرامون آن، نتوانستم.
این روایت، نشان دهنده اقبال شدید مردم در آن دوران خفقان، براى زیارت مرقد مطهر امام حسین (ع) است.
ابوالقاسم منصور ابن الزبرقان بن سلمه نمرى، معروف به منصور نمرى از اهالى شهر العین شام و متوفاى 190 قمرى است. وى از دیارش به بغداد کوچید و به برامکه نزدیک شد و به واسطه آنان با دربار عباسیان آشنا گشت. وى هنگامى به زیارت مشرف شد که کربلا روستایى بیش نبوده است و تنها چند خانه در اطراف حرم مقدس امام حسین (ع) بنا شده بود. او در زمان حکومتهارون الرشید توفیق زیارت یافت و هنگامى که رو به روى قبر امام (ع) قرار گرفت، این گونه سرود:
فما وجدت علی الاکتاف
منهم و لا الاقفاء آثار النصول
ولکن الوجوه بها کلوم
و فوق حجورهم مجری السیول
أریق دم الحسین و لم یراعوا
و فی الأحیاء أموات العقول
فدت نفسی جبینک م نجبین
جری دمه علی خد أسیل
....
برئنا یا رسول الله ممّن
أصابک بالأذیّة و الذحول
محمد بن حسین بن على شیبانى، معروف به أشنانى، (317 221 ق.) از عالمان کوفه و از محبان اهل بیت (علیهم السلام) بود و مدتى در زندان متوکل عباسى، روزگار گذراند. وى در سال 247 ق. در زمانى قبر امام حسین (ع) را زیارت کرد که متوکل عباسى حرم مطهر را منهدم کرده بود و کسى حق نداشت آن امام همام را زیارت کند!
گزارش کامل این زیارت، در مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانى (ص 479) این گونه آمده است:
«روزگارى مىگذشت که من از زیارت قبر سید الشهداء محروم مانده بودم. از ترس عمال متوکله جرأت نمى کردم پا به محیط کربلا بگذارم؛ اما شوق این زیارت وادارم کرد که دل به دریا بزنم و خود را به خطر بیندازم. مرد عطارى که با من دوست بود، تشویقم کرد و من و او با هم شبانه، رو به کربلا نهادیم. ما روزها پنهان مىشدیم و شبها راه مىرفتیم؛ تا بالاخره به غاضریه رسیدیم. نیمه شب از میان دو پاسگاه که بر سر راه قرار داشت، ترسان و لرزان گذشتیم. پاسبان آن پاسگاه در آن وقت شب خوابیده بود و بالاخره به حریم قبر رسیدیم. من و آن مرد عطار براى اینکه قبر را بیابیم، مشت مشت خاک را بو مىکشیدیم و بدین ترتیب، جهت قبر را مىشناختیم. سرانجام به قبر مطهر ابو عبد الله الحسین (ع) راه یافتیم. صندوق قبر را برداشته و سوزانیده بودند و به محل قبر، آب انداخته بودند. محل قبر چنان فرو رفته بود که به صورت خندقى در آمده بود! این فرورفتگى خندق مانند، جاى خشتهاى بناى قبر بود که در آنجا بهکار رفته بودند. وقتى بناى قبر را ویران کردند و به آنجا آب بستند، محل خشت، فرو ریخته و صورت خندق بهخود گرفته بود. من و دوست عطارم خم شده بودیم و آن خاکهاى مرطوب را بو مىکردیم. ما از آن خاکها، عطرى استشمام مىکردیم که هرگز در عمرمان چنین عطر نبوییده بودیم. به دوست عطارم گفتم: این بو از کدام عطر است؟ او که عطار بود و کارش عطر فروشى بود، در جوابم گفت: به خدا قسم! من نظیر این عطر را تا کنون استشمام نکردهام. آنجا قبر حسین بن على (علیهما السلام) بود. پس از زیارت در آنجا علامتهائى نصب کردیم و بعد وداعش گفتیم و همچنان ترسان و لرزان به خانه خود بازگشتیم. دیرى نگذشت که جعفر متوکل به قتل رسید و ما با گروهى از آل ابو طالب و شیعیان به محل قبر، همانجا که علامت گذاشته بودیم، عزیمت کردیم و به هدایت همان علامات از نو مزار سیدالشهداء (ع) را بنیان نهادیم».
ابن حوقل نصیبى، مولف کتاب «صورة الارض یا المسالک و الممالک و المفاوز و المهالک است که آن را در سال 367 ق. نگاشته است، از این رو، سفر وى به کربلا قبل از تاریخ یاد شده است. وى در توصیف کربلا مىنویسد:
«و کربلا من غربی الفرات فیما یحاذی قصر ابن هبیره و بها قبر الحسین بن علی رضی الله عنه و له مشهد عظیم و خطب فی اوقات من السنه بزیارته و قصده جسیم؛ کربلا در جانب غربى فرات، محاذى قصر ابن هبیره قرار دارد. در آن قبر، حسین بن على رضى الله عنه واقع است که براى آن جناب، مشهد و حرم بزرگى است. در طول سال، ایام خاصى متعلق به زیارت است و قصد زیارت او به سختى و مشکلاتى همراه است».
ابن بطوطه در سال 726 ق. به کربلا رفته و آن را این گونه توصیف کرده است:
«کربلا، شهر کوچکى است که نخلستانها اطراف آنرا گرفتهاند و از رودخانه فرات، آبیارى مىشود. روضه مقدس امام حسین (ع) در داخل شهر واقع شده است و مدرسهاى بزرگ و زاویهاى دارد که در آن به مسافران طعام مىدهند. خدام و حاجیان بر در روضه امام ایستادهاند و ورود به حرم، بىاجازه آنان میسر نیست و هنگام ورود، عتبه شریفه را که از نقره است، باید بوسید. روى ضریح مقدس امام، قندیلهاى زرّین و سیمین گذاشته شده و از درهاى آن پردههاى حریر آویختهاند».
او سپس به نزاع واختلاف اهالى کربلا با همدیگر اشاره کرده، این گونه مىنویسد:
«مردمان این شهر، دو طایفهاند؛ فرزندان زحیک و فرزندان فائز و میان این دو طایفه پیوسته جنگ و درگیرى است؛ هر چند هر دو طایفه از امامیهاند و تبارشان به یک پدر مىرسد.
این سیاح معروف پرتغالى در سال 1604 م/ 1013 ق. از کربلا دیدن نمود. او از کربلا به عنوان مشهد حسین نام برده و چنین تعریف کرده است:
«شهر کربلا از چهار هزار خانواده تشکیل یافته که اکثر خانههاى آنها محقر است و ساکنین آن شهر از عرب و ایرانىها و ترک متشکل گردیده است».
وى از اهتمام مسلمانان به زیارت امام حسین (ع) یاد مىکند و از کسانى یاد مىکند که در حرم مطهر، سقایى مىکرده اند؛
«مسلمانان براى زیارت روضه حسینیه از همه اطراف وارد مىشدند. و در «روضه سقاه» که عده اى براى رضاى خدا و کسب ثواب به مردم آب مىدادند یا براى زنده نگه داشتن یاد امام شهیدى که در همین بقعه، تشنه به شهادت رسید. آنان [سقاها] با مشکهاى چرمى پر از آب، دور مىزدند؛ در حالى که در دستشان طاسهاى نقره اى زیبایى بود که با آنان به دیگران آب مىآشامیدند».
در تاریخ 1131 ق. عالم شاعر و ادیب بزرگ، عباس بن على بن نورالدین حیدر مکى موسوى حسینى، حائر حسینى را زیارت کرد و از حرم مطهر گزارشهایى براى ما به یادگار گذارده است. او در توصیف حرم مطهر مىنویسد:
«در حرم سرورم، حسین (ع) چراغدانهایى خیره کننده از ورق مرصّع و گونههایى از جواهرهاى گرانبهاست که با خراج یک شهر برابرى کند. اغلب اینها هدیههاى شاهان و فرمانروایان ایران است. بر فراز قسمت بالاى سر مبارک، چراغدانى از طلاى سرخ به وزن دو من یا بیشتر آویخته است. بر بناى حرم، گنبدى است بلند، با بنایى شگفت که خبرههاى چیرهدست و آگاه، آن را ساخته است و سر بر آسمان مىساید.
این جهانگرد آلمانى، در سال 1727 م/ 1139 ق. کربلا را زیارت کرد و گزارش جامعى از این شهر و مکانهاى زیارتى آن داده است. وى از مکانهایى یاد مىکند که اکنون، اثرى از آنها نیست؛ به عنوان نمونه از به مکانى اشاره مىکند که زائران امام حسین (ع) مقیدند آنجا را زیارت کنند و آنجا، محل افتادن امام حسین (ع) از اسب به زمین است.
همچنین از حوض آب بسیار بزرگى یاد مىکند که یادآور جایى است که حضرت عباس (ع) نتوانست آب را به خیمهها برساند.
او اصالتاً ترک و موطنش هند بود و در کتابى به نام مسیر طالبى، شرح سفر خود به عتبات عالیات را نگاشته است. سفر وى در کربلا در سال 1217 ق. یک سال قبل از حمله وحشیانه
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج18، ص: 177
وهابیان به این شهر مقدس بوده است. وى گزارشى از خرابىهاى کربلا بعد از حمله وحشیانه آنان ارائه مىکند. از این رو، به علت نزدیکى زمان وى به زمان واقعه حمله وهابیان به کربلا در سال 1216 ق. گزارش وى از این رویداد مهم جلوه مىکند. وى مىنویسد:
«در 18 ذى الحجه، روز عید غدیر خم، از آنجایى که بیشتر ساکنان کربلا براى زیارت نجف اشرف شهر را ترک کرده بودند، 25 هزار نفر از وهابیان به این شهر یورش بردند! این حمله با هماهنگى عمر آغا، سنى متعصب و حاکم کربلا صورت گرفته است. وهابیان هنگامى که وارد کربلا شدند، فریاد کشیدند: بکشید مشرکان را! آنان ابتدا قصد داشتند طلاهاى حرم را به غارت ببرند؛ اما از آنجایى که محکم به دیوارهاى صحن چسبیده بود، نتوانستند؛ لذا قسمتى از ضریح را خراب کردند. آنان غروب همان روز، کربلا را به طرف حجاز ترک کردند. در این حادثه، بیش از پنج هزار نفر به شهادت رسیدند و تعداد مجروحان قابل شمارش نبود!
عبدالعلى خان ادیب الملک، یکى دیگر از کسانى است که در سال 1243 ق. در زمان آغا محمد خان قاجار کربلا را زیارت کرده و شرح حال سفر خود را نگاشته است. ادیب الملک، بیشتر فضاهاى حرم مطهر را توصیف کرده و در شمارش بزرگانى که در رواق مطهر آرمیدهاند، اهتمام ویژه اى داشته است. وى مىنویسد:
«هنگامى که از باب قبله وارد صحن مطهر امام حسین (ع) مىشوى، در مراقد مشاهیر، این افراد آرمیده اند: محمدعلى میرزا بن خاقان فتحلى شاه قاجار، حاج کاظم رشتى، سید على طباطبایى صاحب الریاض، آقا محمدباقر بهبهانى، امین الدوله هندى، میرزا تقى خان امیر کبیر، حاج میرزا آقاسى، جهانگیر خان بن نایب السلطنه، ظلّ السلطان، حاج ملا صالح قزوینى، میرزا مهدى شهرستانى، حاج مهدى کلیددار. از باب قاضى الحاجات اگر وارد روضه شوى، قبور سید ابراهیم قزوینى صاحب ضوابط، سید مهدى و سید محمد و شیخ محمد حسین صاحب الفصول دیده مىشود. در ورودى صحن صغیر، شیخ الاسلام قزوینى، سید مهدى والد میرزا صادق داماد سید محمد و سید حسین والد حاجب الدوله، آرمیدهاند».
ناصرالدین شاه در سال 1287 ق. به عتبات عالیات سفر کرد و آل نصرالله، 33 صفحه از کتاب خود را به شرح سفرنامه ناصرالدین شاه به عتبات عالیات اختصاص داده است و عکسهایى از همان سفرنامه که توسط عکاس باشى گرفته شده، آورده است.
این نویسنده و شاعر مصرى (متوفاى 1958 م). در کتاب «رحلات عبدالوهاب عزام» که در سال 1348 ه. ق./ 1929 م. در قاهره منتشر شد، از سفر خود به کربلا اینگونه یاد کرده است:
«به مسجد درآمدیم. آنجا همهمه کسانى که قرآن وداع مىخواندند، بلند بود. سپس ضریح مبارک را زیارت کردیم. عظمت آن جایگاه، ما را از این بازداشت که دیده در مرتع جمال و زیبایى و شکوه و زینت و زیور خیره کننده آن رها کنیم. در کنار مسجد [ی که ضریح امام (ع) را در برگرفته] مسجدى دیگر است که ضریح عباس بن على (علیهما السلام) در آن جاى گرفته و در مسجد حسین (ع) [مقصود همان حرم امام است] سردابى است که حدود ده پله پایین مىرود و در پایین آن، جایى است که با تورهاى آهنى، محصور شده و آن را قتلگاه نامند و گویند خون حسین (ع) به هنگام شهادت، در این نقطه بر زمین ریخته است. در روایتى دیگر آمده که اینجا زادگاه عیسى بن مریم (ع) است. در گوشهاى از حرم، حجرهاى است که سه تن از شاهان قاجار، احمد شاه، پدرش محمّدعلى شاه و جدّش مظفّرالدین شاه در آن به خاک سپرده شدهاند. قبرهاى این سه از زمین برجسته نیست و تنها با موزاییک فرش شده و در نزدیک آنها تصویرى از این سه پادشاه بر دیوار آویخته است. دوست داشتم فرصت فراهم باشد و زمانى درازتر در این حرم پر عظمت بمانیم؛ تا به درازا از آن سخن گویم؛ امّا زیارت ما زیارتى شتابان بود که در آن به همان اندازه که واجب است، بسنده داشته شد.
آخرین سفرنامهاى که در این کتاب معرفى شده است، سفرنامه جاک بیرک، مستشرق فرانسوى است که در سال 1978 م./ 1398 ق. به کربلا مسافرت و حرم مطهر را زیارت کرده است.
قافلة الجنائز فى طریقها إلى کربلاء منقولة من رحلة المستر جون أشر
اللوح الذى رسمه کارستن نیبور بعد مشاهدته للروضة الحسینیة
شارع فى کربلاء
[1] . مانند مرقد امام خمینى.
[2] . یس، آیه 52.