مقدمه
معمولًا با شروع دهه سوم ماه مبارک رمضان، مردم کم کم حال و هواى وداع با این ماه را پیدا مىکنند و در فکر دیدن هلال ماه شوّال هستند. همراه با خواننده گرامىدر سفرى به نجف اشرف، خاطراتى را در این باره از نظر مىگذارنیم:
نقش مرجعیّت در ثبوت عید فطر
شیعیان ارتباط صمیمىو گرمىبا مراجع خویش دارند و در امور دینى و دنیوى خویش، به مراجع اعتماد مىکنند. یکى از مهم ترین مظاهر این اعتماد، مربوط به اعلام عید فطر است. گاهى زمزمههایى از رویت هلال عید به گوش مىرسد؛ امّا مردم منتظر اظهار نظر مراجع تقلید مىمانند. در نجف اشرف که مهد مرجعیت است، این وضعیّت، پررنگ تر دیده مىشود و مردم زمانى عید فطر را جشن مىگیرند که مرجع تقلید، حلول ماه شوال را اعلام کند.
با وجود توجّه مردم به نظر مرجع تقلید، تعداد قابل توجّهى از اهل نجف در وقت استهلال، به این امر اقدام مىکنند و هر کسى دوست دارد اولین فردى باشد که هلال را مىبیند. افرادى که بامىبلندتر از بقیه دارند، همراه همسایگان و آشنایان به بالاى بام رفته، مشغول استهلال مىشوند. طلاب نیز در بام مدارس، به این کار مىپردازند و اکثر مردم نیز به بیرون شهر رفته، در وادى السلام، مستقّر مىشوند.
همزمان با این افراد، تعداد زیادى از اقشار و طبقات مختلف از هر سنّى و با هر سلیقهاى، بدون این که کسى از ایشان دعوتى به عمل آورده باشد، جلوى خانه و بیت مرجع تقلید، تجمّع مىکنند.
بیت مرجع تقلید
شخص مرجع تقلید در سالن منزلش که نجفىها به آن «براّنى» (بیرونى) مىگویند، مىنشیند و افرادى که مدّعى رویت هلال هستند، یکى یکى پیش آمده، با مرجع به گفتوگو مىپردازند. مرجع تقلید، سوالاتى از زمان مشاهده هلال و اندازه و ارتفاع آن مىپرسد و بعد از طریق گردآورى پاسخها، به صحت یا نادرستى ادّعاها پى مىبرد.
برخى نیز با تلفن با وکلاى مراجع تماس گرفته، مشاهدات خود را بیان مىکنند.
اعلان عید
با ثبوت حلول ماه شوال، مرجع تقلید با صدایى رسا، به نحوى که همه حاضران متوّجه شوند، عید را تبریک مىگوید و مردم دسته دسته نزد او مىآیند و عید را به وى تهنیت مىگویند. از این زمان به بعد، تبریک عید، دهان به دهان مىچرخد و در اندک زمانى، همه اهالى شهر از حلول ماه، مطلع مىشوند. مردم به شکل تظاهرات خود جوش، در خیابانها و کوچهها به راه مىافتند و جوانان هر محلّه به پخش نقل و شیرینى مىپردازند و با زدن بر طبل، همگان را از فرا رسیدن عید فطر، آگاه مىکنند.
کودکان و عید فطر
در روز عید فطر، بسیارى از بچهّها زودتر از همیشه از خواب بیدار مىشوند؛ لباس مىپوشند و در گروههاى کوچک به خواندن سرود پرداخته، جست و خیز و خوشحالى مىکنند و بازار عیدى گرفتن، عیدى دادن، طناب بازى و دوچرخه سوارى گرم است.
یادى از گذشتگان و زیارت حرم
رسم نجفىها بر این است که در روز عید، به زیارت اهل قبور رفته، به قرائت قرآن مىپردازند. پخش صدقه در این روز نیز مرسوم است.
با بالا آمدن خورشید، نماز عید فطر در حرم مطهر علوى اقامه مىشود و پس از نماز، مردم به زیارت مرقد مطهر مىپردازند. نجف اشرف و حرم مطهر در چنین ایامى، شاهد حضور مسافران مشتاقى است که از نقاط مختلف جهان اسلام به نجف آمده، در جوار مرقد مولى الموحدین، گرد مىآیند.
عیدى
کودکان منتظر چنین اعیادى، براى گرفتن عیدى هستند و گاهى بزرگسالان نیز این گونه اند. کودکان براى عیدى گرفتن، به بزرگان تبریک مىگویند و سوار بر گارىهاى مخصوص، در شهر مىچرخند.
طبل به دستانى که در سحرهاى ماه مبارک رمضان مردم را بیدار مىکردند، در روز عید فطر نیز طبل زنان، پایان کار خویش را اعلام کرده، توقع دریافت عیدى دارند.[1]
[1] . اللهوف، ص 125.