زیارت یعنى تمایل یافتن، از سه رکن «زائر»، «مزور» و «گرایش قلبى» تشکیل مىشود که اگر هر یک از این سه رکن نباشد، زیارت مفهوم نخواهد داشت. اهمیت زیارت از آنجاست که عامل ارتباط و وابستگى انسان به اهلبیت و منشأ خیرات و برکات و نزول فیض و اجر و ثواب است. در روایات بر فضیلت زیارت پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) تأکید شده و اهداف و آثار فراوانى براى آن شمرده شده است. همچنین در فرهنگ اسلامى براى اعمال عبادى ازجمله زیارت، آداب و دستورهاى ویژهاى وجود دارد که در زیارتنامههاى معصومان ذکر شده است. این مقاله پس از بیان مفهوم زیارت، اهمیت آن و برکات و فضیلت زیارت پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم، اهداف زیارت و آداب آن را شرح داده و در پایان، به زائران مکانهاى اسلامى چند تذکر داده است. زیارت در لغت به معناى تمایل پیدا کردن است و واژه «تزاور» که در سوره کهف به آن اشاره شده، به همین معناست؛
(وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ کَهْفِهِمْ ذاتَ الْیَمِینِ)[1]
خورشید را مىدید که به هنگام طلوع، به طرف راست [غار] آنها متمایل شود.
زیارت در اصطلاح دینى نیز به همین معنا آمده که انسان زائر به طرف مزور، تمایل پیدا مىکند؛ اما تمایلى که با انس روحى و تعظیم و تکریم قلبى همراه خواهد بود.
ارکان زیارت
زیارت از سه رکن زیر تشکیل مىشود:
اهمیت زیارت
زیارت، عامل ارتباط و وابستگى انسان به اهل بیت (علیهم السلام) است و منشا خیرات و برکات و نزول فیض و اجر و ثواب است.
شخصى به امام صادق (ع) گفت:
«جعلت فداک اتیتک و لم ازر قبر امیر المومنین علیه اسلام قال (ع): لبئس ما صنعت لو لا انک من شیعتنا ما نظرت الیک، الا تزور من یزوره الله تعالى مع الملائکه و یزوره الانبیاء (علیهم السلام) و یزوره المومنین، قلت: جعلت فداک ما عملت ذلک، قال (ع) فاعلم ان امیر المومنین عند الله افضل من الائمه کلهم و له ثواب اعمالهم و على قدر اعمالهم فضلوا»؛[2]
شخصى به امام صادق (ع) گفت: به فداى شما گردم! به حضور رسیدم؛ در حالى که توفیق زیارت امیر المومنین (ع) را نداشتم. حضرت در پاسخ فرمود بسیار کار ناپسندى انجام دادى. اگر نبود که تو از پیروان و شیعیان مایى، هرگز به تو نگاه نمىکردم. چرا نگاه نکردى به شخصیتى که خداوند با فرشتگان آسمان و همه انبیا و مومنان او را زیارت مىکنند؟ آن شخص گفت: این مطلب را نمىدانستم. حضرت فرمود: بدان که امیرالمومنین (ع) نزد خداوند، از همه ائمه برتر و افضل است و براى اوست پاداش تمامى اعمال و برترى هر کسى به میزان اعمال و عملکرد آنهاست.
فضیلت زیارت پیامبر اکرم (ص)
«من اتانى زائر اکنت شفیعه یوم القیامه»؛[3]
هرکس مرا زیارت کند، در قیامت شفیع او خواهم بود.
«من زارنى فى حیاتى او بعد موتى کان فى جوارى یوم القیامه»؛[5]
کسى که مرا در حال حیات و یا بعد از مرگ زیارت کند، در قیامت در کنار من خواهد بود.
«کمن زار الله فى عرشه».[7]
فضیلت زیارت امامان معصوم (علیهم السلام) در بقیع
از امام معصوم (علیهم السلام) پرسیدند: ثواب زیارت شما امامان چگونه است؟ حضرت فرمود: مانند اینکه پیامبر اکرم (ص) را زیارت کرده باشید؛
«لما سئل ما لمن زار احدا منکم قال کمن زار رسول الله».[8]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: هرکسى امام حسن (ع) را در بقیع زیارت کند، روز قیامت بر صراط عبور مىکند؛ در حالى که هیچ لغزشى نخواهد داشت.[9]
امام صادق (ع) فرمود:
«اذا بعدت باحدکم الشقه و نعت به الدار فلیصعد اعلى منزله فلیصل رکعتین و لیوم بالسلام الى قبور نا فان ذلک یصل الینا»؛[10]
هرگاه راه شما دور بود، به مرتفعترین نقطه منزل بروید و دو رکعت نماز بخوانید و به قبر ما سلام کنید که به ما خواهد رسید.
اهداف و آثار زیارت
زیارت پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) آثار و برکات فراوانى دارد که برخى از آنها عبارتند از:
ارزش انسان، به شکوفا شدن کمالات اوست و یکى از خصلتها و کمالات انسانى، روح مظلوم یابى است و انسان با حضور خود بر مزار آن عزیزان، این روحیه را در خود زنده مىکند و به جامعه اعلام مىکند که باید از ستم گران انتقام گرفت.
ستمگران تاریخ با ریختن خون اولیاى خدا، مىخواهند آن بزرگواران را به دست فراموشى بسپارند؛ اما حضور پرشور مردم بر مزار آنان، مقابله و مبارزه با آن ظالمان و یک نوع عکس العمل در مقابل ظلم است؛ تا گمان نشود با شهید کردن امامان یا مسموم ساختن آنها، مىتوان افکار و اهداف آنان را نیز محو کرد.
1.4. شناسایى همفکران،
زیارت شهید و زیارت اولیاى خدا، بهترین مرکز شناخت همفکران است. شور و حماسه و اشک و ناله هایى که افراد از اطراف جهان در کنار قبور اولیاى خدا دارند، مىتواند عامل شناسایى افراد متعهد باشد.
اگر کسى از راه دور به انسان اظهار علاقه کند؛ یک نوع محبت و تقرب پیدا مىکند؛ ولى هرچه نزدیک تر شود و علاقه خود را اعلام کند، محبت، شدیدتر مىشود.
در زیارت امیر المومنین (ع) مىگوییم:
«اللهم عبدک و زائرک متقرب الیک بزیاره قبر اخى رسولک و على کل ماتى حق لمن اتاه و زاره و انت خیر ماتى و اکرم مزور».[11]
در زیارت همین که شخص در برابر انسان هاى کامل قرار گرفت تا خود را با آن بزرگواران که میزان انسانیت هستند، مقایسه کند، متوجه فاصلهها مىشود.
فرشتگان بر آنان نازل مىشوند و وسوسهها بر ما فرود مىآیند. آنان، معدن رحمت و جود و کرم بودند و ما معدن بخل. آنان خزانه دار علم و معرفت و اخلاق بودند و ما مجسمه جهل و نادانى و غرور. آنان چراغ هدایت، دعوتکنندگان به سوى خدا، رهبران مردم و راستگویان جامعه بودند و کلام آنان نور، فرمانشان
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج18، ص: 50
عامل رشد و کمال، سفارششان به تقوا، عملشان خیر، سجیه و خصلت آنها لطف و کرم و متاسفانه اغلب ما انسانها از این نوع مکارم اخلاقى، بهرهاى نبردهایم و امیدواریم خداوند به فضل و کرمش، با ما رفتار کند.
آداب زیارت
در فرهنگ اسلام، اعمال عبادى آداب و دستورات ویژه اى دارند. زیارت مشاهد مشرفه نیز که یکى از عبادات است، داراى آداب زیر است:
عبدالله بن موسى نخعى مىگوید به امام هادى (ع) عرض کردم:
«علمنى یابن رسول الله قولا اقوله بلیغا کاملا اذا زرت واحدا منکم.
فقال اذا صرت الباب و اشهد الشهادتین و انت على غسل فاذا دخلت و رایت القبر فقف و قل الله اکبر الله اکبر ثلاثین مره ثم امش قلیلا و علیک السکینه و الوقار و قارب بین خطاک ثم قف و کبر الله ثلاثین مره ثم ادن من القبر و کبر الله اربعین مره ثم قل السلام علیکم یا اهل بیت النبوه»؛
سخنى را به من تعلیم دهید که هنگامىکه مىگویم، رسا و کامل باشد و بدانم چگونه شما را زیارت کنم.
حضرت فرمود: هرگاه به آستانه حرم رسیدى، در حالى که با غسل بودى، شهادتین را بگو و وقتى داخل حرم شدى و قبر را مشاهده کردى، همان جا بایست و سى مرتبه تکبیر بگو؛ سپس کمى حرکت کن؛ در حالى که با آرامش و وقار باشى و قدمها را کوتاه بردار؛ پس بایست و سى بار تکبیر بگو؛ سپس نزدیک قبر بشو و چهل بار تکبیر بگو و بعد بگو سلام بر شما اى خانواده نبوت!
1.6. پوشیدن لباس پاکیزه.
امام صادق (ع) به صفوان فرمود
«اذا اردت ذلک فاغتسل و البس ثوبیک طاهرین غسیلین او جدیدین و نل شیئا من الطیب».
امام صادق (ع) به محمد بن مسلم فرمود:
«... یلزمک حسن الصحابه لمن صحبک و یلزمک قله الکلام الا بخیر و یلزمک کثره ذکر الله ... و یلزمک الخشوع و کثره الصلاه على محمد و آل محمد ...»؛
بر تو لازم است که مصاحبت نیکو با همسفران داشته باشى و کم سخن بگویى؛ مگر سخن خیر و نیز بر تو لازم است زیاد یاد خدا کنى و نیز خشوع و نماز زیاد و صلوات زیاد بر تو لازم است.
«اللهم انى وقفت على باب بیت من بیوت نبیک و آل نبیک (ع) و قد منعت الناس الدخول الى بیوته الا باذن نبیک فقلت (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلَّا أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ)».[14]
خدایا! به درستى که من در مقابل درى از درهاى خانI پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (علیهم السلام) او ایستادم و تو ورود به بیت پیامبر (ص) را بدون اجازه او منع کردى، چنان که در قرآن فرمودى: «اى اهل ایمان! وارد منزل پیامبر نشوید؛ مگر آن که به شما اذن داده شود.»
این عمل (درحال حاضر) درباره قبر مطهر پیامبر اکرم (ص) باید ترک شود؛ چون این عمل باعث مىشود آنها به ما شیعیان توهین کنند.
1.15. پاى راست را مقدم داشتن؛
امام صادق (ع) به صفوان فرمود:
«ثم قبل العتبه و قدم رجلک الیمنى قبل الیسرى».
عن ابى جعفر (ع):
«کان على بن الحسین (ع) یقف على قبر النبى ... و یلتزق بالقبر و یسند ظهره الى القبر و یستقبل القبله فیقول اللهم الیک الجات ظهرى و الى قبر نبیک محمد (ص) اسندت ظهرى».
علامه مجلسى در بحار الانوار، آداب دیگرى را نیز به نقل از کتاب دروس شهید نقل کرده که عبارتند از:[16]
«الوقوف على بابه و الدعاء و الاستیذان بالماثور فان زاد خشوعا و رقه دخل».
«استقبال وجه المزور و استدبار القبله حال الزیاره».
«ویدعوا سائلا من الله بحقه و حق صاحب القبر ان یجعله من اهل شفاعته».
«الزیاره بالماثور و یکفى السلام».
«صلاه رکعتین للزیاره عند الفراغ».
«تلاوه شىء من القرآن عند الضریح و اهداوه الى المزور».
«احضار القلب فى جمیع احواله مهما استطاع و التوبه من الذنب و الاستغفار»
«ویستحب لمن حضر مزارا ان یزور عن والدیه و احباءه و عن جمیع المومنین فیقول السلام علیک یا مولى من فلان بن فلان اتیتک زائراً عنه فاشفع له عند ربک».
«ولیعمم الدعاء فانه اقرب للاجابه».
«لا تجعل آخر العهد منى لزیارتکم».
تذکر: بر هر زائر مسلمانى لازم است که هنگام زیارت، از اعمال و رفتارى که موجب وهن و هتک حرمت پیامبر اکرم (ص) یا امام معصوم (علیهم السلام) مىشود، پرهیز کند؛ مانند سخن گفتن درباره امور مادى و دنیوى و خرید فروش یا صحبت کردن با تلفن، سیگار کشیدن، کفش را به همراه داشتن، از مواد غذایى استفاده کردن، شوخى کردن، دعا یا زیارت را با صداى بلند خواندن، مشاجره کردن و ....
تذکرات
[1] . کهف، آیه 17.
[2] . شیخ طوسى، تهذیب الاحکام، ج 6، ص. 2.
[3] . مجلسى، بحار الانوار، ج 100، ص 182.
[4] . همان، ج. 47، ص 139.
[5] . همان، ج). 97، ص 143.
[6] . همان.
[7] . همان، ص 144.
[8] . کلینى، کافى، ج 4، ص 479.
[9] . بحار الانوار، ج). 97، ص). 141.
[10] . صدوق، من لا یحصره الفقیه، ج). 2، ص 599.
[11] . من لا یحضر الفقیه، ج 2، ص). 588.
[12] . عاملى، وسائل الشیعه، ج. 10، ص 304 و 303.
[13] . وسائل الشیعه، ج 10، ص 413.
[14] . احزاب، آیه 53.
[15] . وسائل الشیعه، ج 14، ص 342.
[16] . بحار الانوار، ج 97، ص. 134.