فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

مسجد براثا؛ دیروز و امروز

نویسنده
پژوهشکده حج و زیارت
چکیده
چکیده‏
مسجد تاریخى بَراثا که میان بغداد و کاظمین، بر سر راه زائران عتبات عالیات قرار گرفته، محل نماز و عبادت بسیارى از پیامبران و اولیاى الهى و امیرمؤمنان (علیه السلام) و مقبره شهیدان بسیارى بوده است. این مسجد حوادث بسیار مهمى را پشت سر گذاشته و داراى فضایل فراوانى است که در این مقاله به برخى از آنها اشاره مى‏ شود. به‏تازگى ساختمان باشکوهى در کنار این مسجد در حال ساخت است که به مسجد ضمیمه خواهد شد. این مقاله همچنین به سخنان امامان معصوم درباره مسجد بَراثا و سرگذشت این مسجد در طول تاریخ اشاره مى‏کند؛ سپس پانزده فضیلت براى مسجد بَراثا برمى‏ شمرد.
 
 
کلیدواژه‌ها

یکى از مساجد تاریخى و معروف و پرفضیلت که پیش از اسلام و پس از آن همواره آباد بوده و هست، مسجد مقدس بَراثا[1] است. این مسجد میان بغداد و کاظمین بر سر راه زوّار عتبات عالیات قرار گرفته و سزاوار است که زائران به آن مسجد رفته و در آن‏جا نماز گزارند؛ زیرا سرزمین براثا و مسجد آن، مکانى بسیار مقدس است و محل نماز و عبادت بسیارى از انبیاء و اولیاى الهى و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مقبره شهدا بسیارى بوده است و حوادث بسیار مهمى در این مکان رخ داده که در این مقاله به برخى از آنها مى‏پردازیم.

براثا در احادیث‏

  1. امام صادق (علیه السلام) به ابى‏الحسن حذّا فرمود:

«در طرف شما مقبره‏اى وجود دارد که به آن براثا مى‏گویند و از آن‏جا صدوبیست هزار شهید محشور مى‏شود که همانند شهداى جنگ بدر هستند».[2]

  1. سلیمان اعمش از جابر بن عبدالله انصارى و او از انس بن مالک نقل کرده که گفت:

چون امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جنگ با خوارج بازگشت، در براثا فرود آمد و در آن‏جا راهبى در دیر خود بود. راهب چون آن لشکر را دید، از دیر خود فرود آمد و پرسید: رئیس این لشکر کیست؟ گفتند: امیرالمؤمنین على (علیه السلام) است و از جنگ اهل نهروان بازگشته است. پس به خدمت حضرت شتافت و با ادب ایستاد و گفت: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین حقّاً حقّاً». حضرت فرمود: از کجا مى‏دانى که من امیرالمؤمنین هستم به حقیقت و درستى؟ گفت: چنین خبر داده‏اند ما را رهبانان و دانایان ما. حضرت آن راهب را به نام خطاب کرده، فرمود: «اى‏ حباب!» راهب با شگفتى پرسید: نام مرا از کجا مى‏دانید؟ فرمود: رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مرا چنین خبر داده. حباب گفت: دست دراز کن تا با تو بیعت کنم. پس من شهادت مى‏دهم به وحدانیت خدا، و به رسالت محمد (صلى الله علیه و آله) و شهادت مى‏دهم که تو علىّ بن ابى‏طالب و وصىّ آن حضرتى. فرمود: در کجا سکونت دارى؟ گفت: در این دیر مقیم هستم. فرمود: بعد از این، این‏جا مباش؛ لکن در این‏جا مسجدى بنا کن و آن را به نام بنا کننده‏اش بنام. سپس از راهب پرسید: از کجا آب مى‏خورى؟ گفت: از دجله. فرمود: چرا در این‏جا چشمه یا چاهى حفر نمى‏کنى؟ گفت: یا امیرالمؤمنین هر چاهى که کندیم، آبش شور بود. حضرت جایى را نشان داد و فرمود: این‏جا چاهى بکن. چون کندند، سنگى بزرگ ظاهر شد که نتوانستند بیرون بیاورند؛ پس آن حضرت سنگ را از جا کند و از زیر آن چشمه آبى ظاهر شد از عسل شیرین‏تر و گواراتر. پس فرمود: «اى حباب! از این چشمه آب بخور. زود باشد که در کنار مسجد تو شهرى بنا شود که جبّاران در آن بسیار باشند و بلا و فتنه در آن بسیار و بزرگ باشد».[3] پس مردى به نام براثا این مسجد را بنا کرد؛ ازاین‏رو «مسجد براثا» نام گرفت.

  1. ابوحمید بن قیس گوید: از امام سجاد (علیه السلام) شنیدم که مى‏فرمود: از پدرم ابوجعفر امام باقر (علیه السلام) شنیدم که مى‏فرمود:

زمانى که امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جنگ خوارج بازمى‏گشت، به منطقه «زوراء»[4] رسید؛ پس به مردم فرمود: «این‏جا زوراء است؛ از این سرزمین عبور کنید و دور شوید؛ زیرا فرو رفتن زمین به آن نزدیک‏تر است از فرو رفتن میخ در میان سبوس.» سپس به سرزمین دیگرى رسید و پرسید: این‏جا کجاست؟ گفته شد: سرزمین «نجرا» است. امام فرمود: این‏جا شوره‏زار است؛ به طرف راست حرکت کنید و از این‏جا دور شوید. هنگامى که به طرف راست حرکت کردند، به راهبى برخوردند که در صومعه خود بود. امام خطاب به آن راهب فرمود: آیا این‏جا فرود آییم؟ راهب گفت: با لشکر خود این‏جا فرود نیایید. فرمود: چرا؟ راهب گفت: چون در این سرزمین فرود نمى‏آید جز پیامبر یا وصى پیامبر با لشکرش که در راه خدا جهاد مى‏کند و ما در کتاب‏هاى خود چنین خوانده‏ایم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود: من وصىّ سرور انبیاء و سرور اوصیاء هستم. راهب گفت: پس تو همان مرد پیشانى سفید و نورانى قریش و وصىّ محمد (صلى الله علیه و آله) هستى؟ امام فرمود: من همان شخص هستم.

پس راهب از صومعه خود به سوى امام (علیه السلام) آمد و عرض کرد: دین اسلام را به من عرضه کن؛ زیرا من وصف تو را در انجیل دیدم که تو در سرزمین براثا فرود مى‏آیى؛ همان‏جایى که خانه مریم و سرزمین حضرت عیسى (علیه السلام) است. پس حضرت فرمود: بایست و به ما چیزى خبر مده (زیرا ما بهتر از تو به امور آگاهیم). سپس امام به جایى آمد و فرمود: خاک‏ها را کنار بزنید و خود حضرت با پا خاک‏ها را کنار زد؛ پس در این هنگام چشمه‏اى با آب فراوان جوشید و فرمود: این چشمه حضرت مریم است که براى آن حضرت جوشید و فوران کرد. سپس فرمود: هفت ذراع بعد از آن را بشکافید. چون شکافتند سنگ سفیدى نمایان شد. امام (علیه السلام) فرمود: حضرت مریم (علیها السلام) حضرت عیسى (علیه السلام) را این‏جا از دوش خود گرفت و بر روى این سنگ گذاشت و در همین‏جا نماز خواند. سپس حضرت امیر آن سنگ را نصب کرد و به سوى آن نماز خواند و چهار روز تمام در آن‏جا ماند و نماز خواند و حرم و اهل خود را در جایى که دور از آن‏جا بود و صدا به آن‏جا نمى‏رسید، فرود آورده بود. سپس فرمود: «این‏جا سرزمین براثا و این‏جا خانه حضرت مریم (علیها السلام) است و این‏جا مکان مقدسى است که انبیاى الهى در آن نماز خوانده‏اند».

امام باقر (علیه السلام) فرمود: «ما بر این باوریم که حضرت ابراهیم (علیه السلام) پیش از حضرت عیسى (علیه السلام) در این مکان (براثا) نماز خوانده است».[5]

مرحوم محدث قمى 1 پس از نقل روایات مربوط به‏ این مسجد مى‏گوید:

وبالجمله از مجموع این اخبار چند فضیلت براى این مسجد شریف معلوم مى‏شود که اگر هر کدام از آنها در هر مسجدى باشد، سزاوار است که انسان بار سفر بربندد و منازلى طىّ کند و به فیض نماز و دعاى در آن مستفیض و متبرک شود:

اول: مقرر نمودن حق تعالى، که در آن زمین فرود نیاید رئیسى با لشکرش، جز پیغمبر یا وصىّ او.

دوم: خانه حضرت مریم (علیها السلام) است.

سوم: سرزمین زادگاه حضرت عیسى (علیه السلام) است.

چهارم: بودن چشمه‏اى در آن‏جا که براى مریم (علیها السلام) ظاهر شده است.

پنجم: ظاهر کردن حضرت امیر (علیه السلام) آن چشمه را به اعجاز خود.

ششم: بودن سنگ سفید متبرّکى که مریم حضرت عیسى را بر آن گذاشت.

هفتم: بردن حضرت آن سنگ را از آن‏جا به اعجاز و نماز کردن به سوى آن.

هشتم: نماز خواندن حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دو نوباوه او حضرت مجتبى و سیدالشهداء (علیهما السلام) در آن‏جا.

نهم: چهار روز توقف حضرت در آن‏جا به جهت شرافت مکان و مقدس بودن زمین آن.

دهم: نماز کردن پیغمبران خصوصا حضرت خلیل الرحمن (علیه السلام) در آن‏جا.

یازدهم: بودن قبر پیغمبرى در آن‏جا [احتمالًا یوشع‏].

دوازدهم: وقوع معجزه برگشتن آفتاب‏[6] براى حضرت امیر (علیه السلام) در آن‏جا.[7]

نویسنده علاوه بر این موارد، طبق روایت امام صادق (علیه السلام)- که در ابتداى مقاله نقل شد- مى‏فرماید: سیزدهمین فضیلت این است که براثا سرزمینى است که صدوبیست هزار شهید از آن‏جا محشور خواهند شد که مقام و م نزلت آنان پیش خدا همانند شهداى جنگ بدر است.

فضیلت چهاردهم این است که این سرزمین قدمت زیادى دارد و از زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام)، محلى مقدّس بوده که ایشان هم در آن‏جا نماز خوانده است.

پانزدهم این‏که پس از اسلام همواره این مسجد و سرزمین محل عبادت شیعیان ناب بوده و در دوران‏هایى هم شیعیان این منطقه تحت تعقیب و آزار ستمگران بودند، ولى مقاومت کردند.

براثا در طول تاریخ‏

  1. حموى (574- 626) گوید:

بَراثا محله‏اى بود در طرف بغداد، در قبله کرخ و جنوب باب محوّل، و براى آن مسجد جامعى بود که شیعیان در آن نماز مى‏خواندند و خراب شده ... و گفته که قبل از زمان راضى بالله خلیفه عباسى، شیعیان در آن مسجد جمع مى‏گشتند و سبّ صحابه مى‏نمودند. راضى بالله امر کرد ناگهانى در آن مسجد ریختند و هر که را یافتند بگرفتند و حبس نمودند و مسجد را خراب کرد و با زمین هموار نمود. شیعیان این خبر را به امیرالأمراء بغداد (بَحکَم ماکانى) رسانیدند. بَحکَم حکم کرد به اعاده بنا و وسعت و محکم کردن آن و اسم راضى را در صدر آن نوشت و همواره آن مسجد آباد و محل برگزارى نماز بود تا سال 450 و پس از آن تا حال (یعنى حدود سال 600) و براثا پیش از بناى بغداد، قریه‏اى بوده که گمان مردم آن است که حضرت على (علیه السلام) زمانى که به جنگ نهروان رفته بود، به آن‏جا گذر کرد و در مسجد جامع براثا نماز خواند و به حمامى که در آن روستا بود وارد شد. براثا منسوب به ابوشعیب براثى عابد است، و او اول کسى است که در براثا در کوخى‏[8] ساکن شد و آن‏جا عبادت خدا مى‏کرد.[9]

  1. خطیب بغدادى مى‏نویسد:

در موضع معروف به بَراثا مسجدى بود که در آن مردمى منسوب به تشیّع براى نماز و دعا تجمع مى‏کردند. خبر به مقتدر بالله خلیفه عباسى بردند که رافضى‏ها در این مسجد جهت سبّ صحابه تجمع مى‏کنند و قصد خروج از طاعت خلیفه‏ دارند. وى دستور داد در روز جمعه شیعیانى که وقت نماز به مسجد آمده بودند دستگیر و زندانى طویل المدت به آنها بدهند و مسجد هم خراب شد و با خاک یکسان گردید و تا سال 328 همچنان خراب بود تا تجدید بنا شد.[10]

  1. عبدالحسین شهیدى صالحى به نقل از منابع معتبر مى‏نویسد:

ظاهراً بازسازى براثا براى فرو نشاندن اعتراض شیعیان و به قصد تبدیل تدریجى آن به مسجدى رسمى و دولتى و بیرون آوردن آن از انحصار شیعیان صورت گرفت. از این رو به دستور خلیفه، احمد بن فضل هاشمى به امامت جمعه براثا برگزیده شد و در نخستین نماز جمعه که پس از بازسازى در 12 جمادى الاولى 329 برگزار شد، بسیارى از مردم بغداد به همراه صاحب شرطه شرک- ت کردند

... در پى تسلط سلاطین شیعى آل‏بویه بر بغداد، جامع براثا اهمیت دوچندان یافت؛ چنان‏که در 349 به دنبال بروز فتنه در بغداد و تعطیل شدن نماز جمعه در آن شهر، در براثا نماز جمعه بدون وقفه و در آرامش اقامه مى‏شد ...

شیعیان در روزگار تسلّط امرا و خلفاى سنى مذهب نیز هیچ‏گاه از مسجد براثا چشم نپوشیدند. به نوشته ابن‏اثیر و ابن‏جوزى در سال 420 خلیفه، خطیب شیعى مسجد را عزل و به جاى او خطیبى سنى نصب کرد؛ اما با اعتراض مردم کار بالا گرفت و مدتى اقامه نماز در مسجد براثا متوقف شد. سرانجام شیعیان به شفاعت سید مرتضى نقیب سادات توانستند موافقت خلیفه را براى بازگشت امام جماعت سابق جلب کردند. درگیرى‏ها و مجادلات مکرر مذهبى شیعى و سنّى و طغیان رود دجله بارها موجب ویرانى مسجد براثا شد، تا این‏که از حدود 450 به بعد این مسجد کاملًا متروک ماند ... از بازسازى احتمالى مسجد در قرن نهم نیز گزارشى در دست نیست؛ اما در سال 914 شاه اسماعیل صفوى پس از فتح بغداد، به بازسازى و آراستن مسجد براثا فرمان داد. از آن پس همواره شیعیان به زیارت آن‏جا مى‏رفتند و بسیارى از علماى بزرگ شیعه در آن اعتکاف مى‏کردند. در قرن سیزدهم به فرمان ناصرالدین شاه قاجار، پاره‏اى تعمیرات و تزئینات در مسجد صورت گرفت، اما بعدها قسمت‏هایى از آن در اثر طغیان دجله ویران شد.[11]

مسجد براثا؛ دیروز و امروز

  1. در دائرة المعارف تشیّع درباره مسجد بَراثا چنین آمده است: آوازه آن (براثا) از قبل از اسلام است و در عصر عباسى به اوج شهرت رسید و آن هنگامى بود که شیعیان در این مکان، مسجد عظیمى بنا نمودند و على‏رغم این‏که این مسجد در خارج شهر بغداد بود، شأن و منزلتى عظیم داشت. منابع شیعى اتفاق کلمه دارند و بعضى از مصادر سنى هم حاکى از آن است که حضرت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) هنگام بازگشت از جنگ نهروان در سال 37 هجرى در نزدیکى این مکان‏[12] غسل فرمودند؛ سپس نماز خواندند و از همان موقع، شیعیان این محل را مقدس شمرده و به زیارت این قریه مى‏رفتند و در عصر عباسى مسجد عظیمى در این مکان مقدس بنا نمودند که تا عصر حاضر باقى است.[13]
  2. در دانشنامه جهان اسلام چنین آمده است: محله براثا که پیش از توسعه کاظمین، در پنج کیلومترى این شهر قرار داشت، اکنون به سبب بناى شهرک العطیفیه در اطراف این محله، به کاظمین متصل شده و در مغرب بزرگراه بغداد- کاظمین و در فاصله یک کیلومترى مغرب دجله و پل بزرگ آهنى آن واقع است. درب اصلى مسجد، با چند پلّه به صحن آن باز مى‏شود. در ضلع شرقى صحن، ایوانى بزرگ قرار دارد که از آن، وارد مسجد سر پوشیده و بزرگ براثا مى‏شوند. بر فراز قسمت شمالى و جنوبى ایوان دو گلدسته بزرگ کاشى‏کارى شده از دور جلب نظر مى‏کند. مقام حضرت على بن ابى‏طالب (علیه السلام) در قبله مسجد واقع است.[14]
  3. نگارنده نیز پیش از سقوط صدام که توفیق زیارت عتبات عالیات نصیبم شد، توفیق یافتم که به زیارت این مسجد مشرف شوم. اتفاقاً هنگام برگزارى نماز جماعت ظهر و عصر بود و نماز جماعت باشکوهى در آن‏جا برگزار شد که این‏جانب نیز شرکت کردم و مسجد هنگام نماز پر از جمعیت بود.

بنا بر گفته یکى از دوستان که پس از این‏جانب و اخیراً به آن مسجد مشرف شده، این مسجد در محله عطیفیةالاولى در منطقه کرخ بغداد نزدیک جسر الحدید واقع شده است و پس از سقوط صدام هر هفته نماز جمعه باشکوهى در آن مسجد برگزار مى‏شود[15] ... اخیراً ساختمان مفصلى در کنار مسجد اصلى در حال ساخت است که متصل به مسجد خواهد شد.[16] امید است که با برقرارى امنیت کامل در عراق، زائران توفیق زیارت این مکان مقدس را پیدا کنند.

 

[1] . نام بَراثا( یا بُراثا) از لغت آرامى« بَرثیا» به معناى« بیرون» گرفته شده است. مصطفى جواد و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد المفصل فى خطط بغداد قدیما و حدیثا، ص 79..

[2] . عن ابى‏الحسن الحذّاء قال: قال ابوعبدالله( علیه السلام)« انّ إلى جانبکم مقبرة یقال له براثا، یحشر منها عشرون و مأة الف شهید کشهداء بدر». ابن‏قولویه، کامل الزیارات، ص 330، ح 6..

[3] . سید بن طاووس، الیقین، ص 421، باب 157؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 217، ح 18. لازم به یادآورى است که حدیث در بحارالانوار طولانى است و خبرهاى غیبى بسیارى در آن بیان شده که از بیان آنها خوددارى شد و شاید منظور از جبارانى که در آخر حدیث اشاره شده، صدام جنایتکار و تروریست‏هاى مزدور امروز باشند. هدیة الزائرین و بهجة النطرین، ص 62 از مرحوم حاج شیخ عباس قمى که در ترجمه حدیث از این کتاب استفاده شد و مرحوم صدوق و شیخ طوسى هم این حدیث را به طور مختصر نقل کرده‏اند. ر. ک: من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 220، ح 700 و تهذیب الاحکام، ج 3، 264، ح 747..

[4] .« زوراء» همان بغداد است..

[5] . امالى طوسى، ص 310، ح 42؛ شیخ عباس قمى، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، ص 62..

[6] . طبق بعضى از روایات که مرحوم محدث‏زاده و مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار و دیگران نقل کرده‏اند، در براثا یا نزدیک آن‏جا به طور معجزه‏آسایى آفتاب پس از غروب، براى خواندن نماز عصر امیرالمؤمنین( علیه السلام) به آسمان بازگشت. براى اطلاع بیشتر ر. ک: هدیة الزائرین، ص 66؛ بحارالانوار، ج 41، ص 178 و پاورقى مفاتیح الجنان مستند، ص 1046..

[7] . هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، ص 64؛ مفاتیح‏الجنان مستند، ص 1046..

[8] . خانه‏اى که از نى ساخته مى‏شود..

[9] . یاقوت حموى، معجم البلدان، ص 362..

[10] . خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 1، ص 109. جعفر الخلیلى مى‏نویسد که عامل دستگیرى شیعیان و خراب کردن مسجد، مقتدر بالله بود، نه راضى بالله و حموى اشتباه کرده است. موسوعة العتبات المقدسة، ج 9، ص 20..

[11] . دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 559..

[12] . اشاره به همان حمامى است که حموى گفته بود و امام على( علیه السلام) به حمامى که در آن روستا بود وارد شد؛ یعنى در آن حمام غسل کرد..

[13] . دائرة المعارف تشیع، ج 3، ص 157..

[14] . دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 559..

[15] . سید احمد علوى، عراق از دیدگاه سیاحان و جهانگردان، ص 366..

[16] . عکسى از مسجد قدیم و بناى جدید در کتاب عراق وجود دارد..