یکى از مساجد تاریخى و معروف و پرفضیلت که پیش از اسلام و پس از آن همواره آباد بوده و هست، مسجد مقدس بَراثا[1] است. این مسجد میان بغداد و کاظمین بر سر راه زوّار عتبات عالیات قرار گرفته و سزاوار است که زائران به آن مسجد رفته و در آنجا نماز گزارند؛ زیرا سرزمین براثا و مسجد آن، مکانى بسیار مقدس است و محل نماز و عبادت بسیارى از انبیاء و اولیاى الهى و امیرالمؤمنین (علیه السلام) و مقبره شهدا بسیارى بوده است و حوادث بسیار مهمى در این مکان رخ داده که در این مقاله به برخى از آنها مىپردازیم.
براثا در احادیث
«در طرف شما مقبرهاى وجود دارد که به آن براثا مىگویند و از آنجا صدوبیست هزار شهید محشور مىشود که همانند شهداى جنگ بدر هستند».[2]
چون امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جنگ با خوارج بازگشت، در براثا فرود آمد و در آنجا راهبى در دیر خود بود. راهب چون آن لشکر را دید، از دیر خود فرود آمد و پرسید: رئیس این لشکر کیست؟ گفتند: امیرالمؤمنین على (علیه السلام) است و از جنگ اهل نهروان بازگشته است. پس به خدمت حضرت شتافت و با ادب ایستاد و گفت: «السلام علیک یا امیرالمؤمنین حقّاً حقّاً». حضرت فرمود: از کجا مىدانى که من امیرالمؤمنین هستم به حقیقت و درستى؟ گفت: چنین خبر دادهاند ما را رهبانان و دانایان ما. حضرت آن راهب را به نام خطاب کرده، فرمود: «اى حباب!» راهب با شگفتى پرسید: نام مرا از کجا مىدانید؟ فرمود: رسول خدا (صلى الله علیه و آله) مرا چنین خبر داده. حباب گفت: دست دراز کن تا با تو بیعت کنم. پس من شهادت مىدهم به وحدانیت خدا، و به رسالت محمد (صلى الله علیه و آله) و شهادت مىدهم که تو علىّ بن ابىطالب و وصىّ آن حضرتى. فرمود: در کجا سکونت دارى؟ گفت: در این دیر مقیم هستم. فرمود: بعد از این، اینجا مباش؛ لکن در اینجا مسجدى بنا کن و آن را به نام بنا کنندهاش بنام. سپس از راهب پرسید: از کجا آب مىخورى؟ گفت: از دجله. فرمود: چرا در اینجا چشمه یا چاهى حفر نمىکنى؟ گفت: یا امیرالمؤمنین هر چاهى که کندیم، آبش شور بود. حضرت جایى را نشان داد و فرمود: اینجا چاهى بکن. چون کندند، سنگى بزرگ ظاهر شد که نتوانستند بیرون بیاورند؛ پس آن حضرت سنگ را از جا کند و از زیر آن چشمه آبى ظاهر شد از عسل شیرینتر و گواراتر. پس فرمود: «اى حباب! از این چشمه آب بخور. زود باشد که در کنار مسجد تو شهرى بنا شود که جبّاران در آن بسیار باشند و بلا و فتنه در آن بسیار و بزرگ باشد».[3] پس مردى به نام براثا این مسجد را بنا کرد؛ ازاینرو «مسجد براثا» نام گرفت.
زمانى که امیرالمؤمنین (علیه السلام) از جنگ خوارج بازمىگشت، به منطقه «زوراء»[4] رسید؛ پس به مردم فرمود: «اینجا زوراء است؛ از این سرزمین عبور کنید و دور شوید؛ زیرا فرو رفتن زمین به آن نزدیکتر است از فرو رفتن میخ در میان سبوس.» سپس به سرزمین دیگرى رسید و پرسید: اینجا کجاست؟ گفته شد: سرزمین «نجرا» است. امام فرمود: اینجا شورهزار است؛ به طرف راست حرکت کنید و از اینجا دور شوید. هنگامى که به طرف راست حرکت کردند، به راهبى برخوردند که در صومعه خود بود. امام خطاب به آن راهب فرمود: آیا اینجا فرود آییم؟ راهب گفت: با لشکر خود اینجا فرود نیایید. فرمود: چرا؟ راهب گفت: چون در این سرزمین فرود نمىآید جز پیامبر یا وصى پیامبر با لشکرش که در راه خدا جهاد مىکند و ما در کتابهاى خود چنین خواندهایم. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود: من وصىّ سرور انبیاء و سرور اوصیاء هستم. راهب گفت: پس تو همان مرد پیشانى سفید و نورانى قریش و وصىّ محمد (صلى الله علیه و آله) هستى؟ امام فرمود: من همان شخص هستم.
پس راهب از صومعه خود به سوى امام (علیه السلام) آمد و عرض کرد: دین اسلام را به من عرضه کن؛ زیرا من وصف تو را در انجیل دیدم که تو در سرزمین براثا فرود مىآیى؛ همانجایى که خانه مریم و سرزمین حضرت عیسى (علیه السلام) است. پس حضرت فرمود: بایست و به ما چیزى خبر مده (زیرا ما بهتر از تو به امور آگاهیم). سپس امام به جایى آمد و فرمود: خاکها را کنار بزنید و خود حضرت با پا خاکها را کنار زد؛ پس در این هنگام چشمهاى با آب فراوان جوشید و فرمود: این چشمه حضرت مریم است که براى آن حضرت جوشید و فوران کرد. سپس فرمود: هفت ذراع بعد از آن را بشکافید. چون شکافتند سنگ سفیدى نمایان شد. امام (علیه السلام) فرمود: حضرت مریم (علیها السلام) حضرت عیسى (علیه السلام) را اینجا از دوش خود گرفت و بر روى این سنگ گذاشت و در همینجا نماز خواند. سپس حضرت امیر آن سنگ را نصب کرد و به سوى آن نماز خواند و چهار روز تمام در آنجا ماند و نماز خواند و حرم و اهل خود را در جایى که دور از آنجا بود و صدا به آنجا نمىرسید، فرود آورده بود. سپس فرمود: «اینجا سرزمین براثا و اینجا خانه حضرت مریم (علیها السلام) است و اینجا مکان مقدسى است که انبیاى الهى در آن نماز خواندهاند».
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «ما بر این باوریم که حضرت ابراهیم (علیه السلام) پیش از حضرت عیسى (علیه السلام) در این مکان (براثا) نماز خوانده است».[5]
مرحوم محدث قمى 1 پس از نقل روایات مربوط به این مسجد مىگوید:
وبالجمله از مجموع این اخبار چند فضیلت براى این مسجد شریف معلوم مىشود که اگر هر کدام از آنها در هر مسجدى باشد، سزاوار است که انسان بار سفر بربندد و منازلى طىّ کند و به فیض نماز و دعاى در آن مستفیض و متبرک شود:
اول: مقرر نمودن حق تعالى، که در آن زمین فرود نیاید رئیسى با لشکرش، جز پیغمبر یا وصىّ او.
دوم: خانه حضرت مریم (علیها السلام) است.
سوم: سرزمین زادگاه حضرت عیسى (علیه السلام) است.
چهارم: بودن چشمهاى در آنجا که براى مریم (علیها السلام) ظاهر شده است.
پنجم: ظاهر کردن حضرت امیر (علیه السلام) آن چشمه را به اعجاز خود.
ششم: بودن سنگ سفید متبرّکى که مریم حضرت عیسى را بر آن گذاشت.
هفتم: بردن حضرت آن سنگ را از آنجا به اعجاز و نماز کردن به سوى آن.
هشتم: نماز خواندن حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دو نوباوه او حضرت مجتبى و سیدالشهداء (علیهما السلام) در آنجا.
نهم: چهار روز توقف حضرت در آنجا به جهت شرافت مکان و مقدس بودن زمین آن.
دهم: نماز کردن پیغمبران خصوصا حضرت خلیل الرحمن (علیه السلام) در آنجا.
یازدهم: بودن قبر پیغمبرى در آنجا [احتمالًا یوشع].
دوازدهم: وقوع معجزه برگشتن آفتاب[6] براى حضرت امیر (علیه السلام) در آنجا.[7]
نویسنده علاوه بر این موارد، طبق روایت امام صادق (علیه السلام)- که در ابتداى مقاله نقل شد- مىفرماید: سیزدهمین فضیلت این است که براثا سرزمینى است که صدوبیست هزار شهید از آنجا محشور خواهند شد که مقام و م نزلت آنان پیش خدا همانند شهداى جنگ بدر است.
فضیلت چهاردهم این است که این سرزمین قدمت زیادى دارد و از زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام)، محلى مقدّس بوده که ایشان هم در آنجا نماز خوانده است.
پانزدهم اینکه پس از اسلام همواره این مسجد و سرزمین محل عبادت شیعیان ناب بوده و در دورانهایى هم شیعیان این منطقه تحت تعقیب و آزار ستمگران بودند، ولى مقاومت کردند.
براثا در طول تاریخ
بَراثا محلهاى بود در طرف بغداد، در قبله کرخ و جنوب باب محوّل، و براى آن مسجد جامعى بود که شیعیان در آن نماز مىخواندند و خراب شده ... و گفته که قبل از زمان راضى بالله خلیفه عباسى، شیعیان در آن مسجد جمع مىگشتند و سبّ صحابه مىنمودند. راضى بالله امر کرد ناگهانى در آن مسجد ریختند و هر که را یافتند بگرفتند و حبس نمودند و مسجد را خراب کرد و با زمین هموار نمود. شیعیان این خبر را به امیرالأمراء بغداد (بَحکَم ماکانى) رسانیدند. بَحکَم حکم کرد به اعاده بنا و وسعت و محکم کردن آن و اسم راضى را در صدر آن نوشت و همواره آن مسجد آباد و محل برگزارى نماز بود تا سال 450 و پس از آن تا حال (یعنى حدود سال 600) و براثا پیش از بناى بغداد، قریهاى بوده که گمان مردم آن است که حضرت على (علیه السلام) زمانى که به جنگ نهروان رفته بود، به آنجا گذر کرد و در مسجد جامع براثا نماز خواند و به حمامى که در آن روستا بود وارد شد. براثا منسوب به ابوشعیب براثى عابد است، و او اول کسى است که در براثا در کوخى[8] ساکن شد و آنجا عبادت خدا مىکرد.[9]
در موضع معروف به بَراثا مسجدى بود که در آن مردمى منسوب به تشیّع براى نماز و دعا تجمع مىکردند. خبر به مقتدر بالله خلیفه عباسى بردند که رافضىها در این مسجد جهت سبّ صحابه تجمع مىکنند و قصد خروج از طاعت خلیفه دارند. وى دستور داد در روز جمعه شیعیانى که وقت نماز به مسجد آمده بودند دستگیر و زندانى طویل المدت به آنها بدهند و مسجد هم خراب شد و با خاک یکسان گردید و تا سال 328 همچنان خراب بود تا تجدید بنا شد.[10]
ظاهراً بازسازى براثا براى فرو نشاندن اعتراض شیعیان و به قصد تبدیل تدریجى آن به مسجدى رسمى و دولتى و بیرون آوردن آن از انحصار شیعیان صورت گرفت. از این رو به دستور خلیفه، احمد بن فضل هاشمى به امامت جمعه براثا برگزیده شد و در نخستین نماز جمعه که پس از بازسازى در 12 جمادى الاولى 329 برگزار شد، بسیارى از مردم بغداد به همراه صاحب شرطه شرک- ت کردند
... در پى تسلط سلاطین شیعى آلبویه بر بغداد، جامع براثا اهمیت دوچندان یافت؛ چنانکه در 349 به دنبال بروز فتنه در بغداد و تعطیل شدن نماز جمعه در آن شهر، در براثا نماز جمعه بدون وقفه و در آرامش اقامه مىشد ...
شیعیان در روزگار تسلّط امرا و خلفاى سنى مذهب نیز هیچگاه از مسجد براثا چشم نپوشیدند. به نوشته ابناثیر و ابنجوزى در سال 420 خلیفه، خطیب شیعى مسجد را عزل و به جاى او خطیبى سنى نصب کرد؛ اما با اعتراض مردم کار بالا گرفت و مدتى اقامه نماز در مسجد براثا متوقف شد. سرانجام شیعیان به شفاعت سید مرتضى نقیب سادات توانستند موافقت خلیفه را براى بازگشت امام جماعت سابق جلب کردند. درگیرىها و مجادلات مکرر مذهبى شیعى و سنّى و طغیان رود دجله بارها موجب ویرانى مسجد براثا شد، تا اینکه از حدود 450 به بعد این مسجد کاملًا متروک ماند ... از بازسازى احتمالى مسجد در قرن نهم نیز گزارشى در دست نیست؛ اما در سال 914 شاه اسماعیل صفوى پس از فتح بغداد، به بازسازى و آراستن مسجد براثا فرمان داد. از آن پس همواره شیعیان به زیارت آنجا مىرفتند و بسیارى از علماى بزرگ شیعه در آن اعتکاف مىکردند. در قرن سیزدهم به فرمان ناصرالدین شاه قاجار، پارهاى تعمیرات و تزئینات در مسجد صورت گرفت، اما بعدها قسمتهایى از آن در اثر طغیان دجله ویران شد.[11]
مسجد براثا؛ دیروز و امروز
بنا بر گفته یکى از دوستان که پس از اینجانب و اخیراً به آن مسجد مشرف شده، این مسجد در محله عطیفیةالاولى در منطقه کرخ بغداد نزدیک جسر الحدید واقع شده است و پس از سقوط صدام هر هفته نماز جمعه باشکوهى در آن مسجد برگزار مىشود[15] ... اخیراً ساختمان مفصلى در کنار مسجد اصلى در حال ساخت است که متصل به مسجد خواهد شد.[16] امید است که با برقرارى امنیت کامل در عراق، زائران توفیق زیارت این مکان مقدس را پیدا کنند.
[1] . نام بَراثا( یا بُراثا) از لغت آرامى« بَرثیا» به معناى« بیرون» گرفته شده است. مصطفى جواد و احمد سوسه، دلیل خارطة بغداد المفصل فى خطط بغداد قدیما و حدیثا، ص 79..
[2] . عن ابىالحسن الحذّاء قال: قال ابوعبدالله( علیه السلام)« انّ إلى جانبکم مقبرة یقال له براثا، یحشر منها عشرون و مأة الف شهید کشهداء بدر». ابنقولویه، کامل الزیارات، ص 330، ح 6..
[3] . سید بن طاووس، الیقین، ص 421، باب 157؛ محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 52، ص 217، ح 18. لازم به یادآورى است که حدیث در بحارالانوار طولانى است و خبرهاى غیبى بسیارى در آن بیان شده که از بیان آنها خوددارى شد و شاید منظور از جبارانى که در آخر حدیث اشاره شده، صدام جنایتکار و تروریستهاى مزدور امروز باشند. هدیة الزائرین و بهجة النطرین، ص 62 از مرحوم حاج شیخ عباس قمى که در ترجمه حدیث از این کتاب استفاده شد و مرحوم صدوق و شیخ طوسى هم این حدیث را به طور مختصر نقل کردهاند. ر. ک: من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 220، ح 700 و تهذیب الاحکام، ج 3، 264، ح 747..
[4] .« زوراء» همان بغداد است..
[5] . امالى طوسى، ص 310، ح 42؛ شیخ عباس قمى، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، ص 62..
[6] . طبق بعضى از روایات که مرحوم محدثزاده و مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار و دیگران نقل کردهاند، در براثا یا نزدیک آنجا به طور معجزهآسایى آفتاب پس از غروب، براى خواندن نماز عصر امیرالمؤمنین( علیه السلام) به آسمان بازگشت. براى اطلاع بیشتر ر. ک: هدیة الزائرین، ص 66؛ بحارالانوار، ج 41، ص 178 و پاورقى مفاتیح الجنان مستند، ص 1046..
[7] . هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، ص 64؛ مفاتیحالجنان مستند، ص 1046..
[8] . خانهاى که از نى ساخته مىشود..
[9] . یاقوت حموى، معجم البلدان، ص 362..
[10] . خطیب بغدادى، تاریخ بغداد، ج 1، ص 109. جعفر الخلیلى مىنویسد که عامل دستگیرى شیعیان و خراب کردن مسجد، مقتدر بالله بود، نه راضى بالله و حموى اشتباه کرده است. موسوعة العتبات المقدسة، ج 9، ص 20..
[11] . دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 559..
[12] . اشاره به همان حمامى است که حموى گفته بود و امام على( علیه السلام) به حمامى که در آن روستا بود وارد شد؛ یعنى در آن حمام غسل کرد..
[13] . دائرة المعارف تشیع، ج 3، ص 157..
[14] . دانشنامه جهان اسلام، ج 2، ص 559..
[15] . سید احمد علوى، عراق از دیدگاه سیاحان و جهانگردان، ص 366..
[16] . عکسى از مسجد قدیم و بناى جدید در کتاب عراق وجود دارد..