فصلنامه فرهنگ زیارت

فصلنامه فرهنگ زیارت

فرهنگ نامه زیارت

نویسنده
چکیده
چکیده‏
زیارت به معناى دیدار کردن بزرگان دین، با نیت مذهبى و عزیمت ظاهرى و باطنى به اماکن مذهبى است که پیروان یک دین براى اقامه یک فریضه دینى یا تکریم، تعظیم و یا تقرب به پیشواى مذهبى انجام مى‏دهند. این آیین در بیشتر مذاهب وجود دارد و در تشیع نیز مورد تأکید و تعطیم بزرگان دین قرار گرفته است. از نگاه مذهب تشیع، دیدار از مشاهد مشرفه امامان معصوم (علیهم السلام) و انجام دادن اعمال مخصوص و حتى سلام دادن به ایشان از راه دور، زیارت به شمار مى‏آید و از پاداش اخروى برخوردار است. این اعمال ویژه چنان فراوان و گسترده است که برشمردن همه آنها نیازمند یک دایرةالمعارف یا فرهنگ‏نامه تخصصى است. نویسنده در شماره‏هاى پیشین، شمارى از واژگان، اصطلاحات، اماکن و موضوعات مرتبط با زیارت را شرح داده و به ترتیب الفبا تا واژه «فرّاش» پیش رفته است و تلاش مى کند تا در این نوشتار، کار خود را ادامه دهد و در شماره‏هاى بعد نیز، این مهم را به انجام رساند.
واژگان کلیدى: فرهنگ، فرهنگ‏نامه، زیارت، امامان معصوم.
فلسفه زیارت‏
زیارت، یکى از آداب و سنن دینى و مورد سفارش پیامبر (صلى الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) است؛ چه زیارت خانه خدا و حرم پیامبر باشد، چه زیارت قبور ائمه معصومین و امام‏زادگان و علما و صلحا و شهدا، چه زیارت قبر مؤمنین و درگذشتگان. زیارت، هم یادآور چهره‏هاى برجسته و الهام‏بخش پیامبران و امامان و یاران و اولیاست، هم تجدید بیعت با آن انسان‏هاى صالح است، هم مایه پاکى و صفاى دل و آرامش روح مى‏گردد و هم مرگ و قیامت و پاداش‏هاى اخروى را به یاد مى‏آورد و نوعى اداى حق پیامبر و خاندان پاک اوست و بنابر روایات، وفا به عهد و پیمانى است که هر امامى با شیعیان و دوستانش دارد (به واژه «عهد» مراجعه شود).
زیارت، نمودى از احساس م تعالى و زبان علاقه و ترجمان محبت و معرفت است و یکى از حقوقى است که اهل‏بیت (علیهم السلام) بر گردن ما دارند و شیعه چه در حال حیات امامان و چه در حال ممات و پس از شهادتشان موظّف است که به زیارت آنان برود و مرام و مکتب و یاد آنان را با سنتِ زیارت، زنده نگه دارد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «من زارنا فى مماتنا فکانّما زارنا فى حیاتنا»؛[1] هر کس ما را در حال مماتمان زیارت کند، گویا ما را در حال حیاتمان زیارت کرده است؛ یعنى همان آثار و برکات و بهره‏ها که در «دیدار حضورى» براى زائر است، مى‏تواند در زیارت قبور و حرم‏هاى مطهّرشان باشد؛ به این شرط که با معرفت و خلوص انجام گیرد.
سخت‏گیرى‏هایى که خلفاى اموى و عباسى در زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) داشتند، نشان دهنده تأثیر الهام‏بخش و شورآفرین مزارات معصومین (علیهم السلام) و شهدا و تقویت انگیزه مبارزه با ستمگرى بوده است.[2]
قافله‏
کاروان؛ گروهى که با سرپرستى ساربان یا مدیر کاروان به سفرهاى زیارتى یا تجارتى مى‏روند (به واژه «کاروان» در همین نوشته مراجعه شود).
قبله‏
جایى که مردم در عبادات و نمازها و دعاها رو به سوى آن مى‏کنند و رمزى از توجه به معبود و کانون توحید است. گاهى به کعبه شریف و معبد و مسجد هم قبله گفته مى‏شود. قبله مسلمانان در مدینه، در آغاز هجرت تا مدت 17 ماه، «بیت‏المقدس» بود؛ سپس با دستور خداوند به سوى مسجدالحرام نماز خواندند. آیات مربوط به تغییر قبله (بقره، آیات 144 تا 150) مربوط به همین واقعه است و مسجدى که این حکم الهى در آن نازل شد، به مسجد «ذو قبلتین» در مدینه مشهور است.
قبله‏گاه مسلمین، مکّه معظّمه و کعبه مقدس، برترین زیارتگاه‏هاست و سفر حج و عمره به قصد دیدار این قبله مقدس و عبادت خدا در کنار بیت‏الله انجام مى‏گیرد. در زیارت هم توصیه شده که زائر رو به قبله بایستد و زیارتنامه بخواند. در سیره بعضى امامان نیز نقل شده که هنگام زیارت قبر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خود را به قبر مى چسباندند و رو به قبله زیارت مى کردند.[3] در مواردى هم وارد شده که رو به قبر امام و پشت به قبله بایستند و زیارتنامه بخوانند. یا در زیارت پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) نقل شده که پس از زیارت در بالاى سر، به گونه‏اى بایست که قبله پشت سرت و قبر روبه‏رویت باشد و چنین سلام بده: «السلام علیک یا رسول الله ...».[4]
در زیارت از راه دور هم، رو به قبله ایستادن مستحب است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر کس بخواهد از راه دور شهر خودش، قبر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و امیر مؤمنان و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین و قبور امامان (علیهم السلام) را زیارت کند، روز جمعه غسل کند و لباس تمیز بپوشد و به صحرا برود و پس از چهار رکعت نماز، رو به قبله بایستد و چنین سلام دهد: «السلام علیک ایها النّبى ...».[5] به اولیاى الهى «قبله حاجات» هم گفته مى‏شود.
قُبّه‏
«قبّه» به معناى برآمدگى است. در ساختمان‏ها به سقف برجسته و مدوّر یا گنبدى که گِرد و برآمده روى بنا ساخته شود؛، قبّه مى‏گویند. به معناى بارگاه اولیاى الهى و اماکن مقدس نیز که داراى گنبد و بناى باشکوه است گفته مى‏شود.
نسبت به مدفن حضرت رضا (علیه السلام) اطلاق «قبّه طلا» رواج دارد. به حرم نورانى پیامبر و گنبد سبز آن نیز «قبة الخضراء» گفته مى‏شود.
به آسمان نیلگون و بر افراشته هم قبة الخضراء یا گنبد لاجوردى گویند. در مورد گنبد طلایى حضرت امیر (علیه السلام) در نجف اشرف به سبب درخشش و جلوه آن بارگاه، «قبّة البیضاء» گفته مى‏شود؛ آن‏گونه که در شعر ابن‏حجاج بغدادى خطاب به آن حضرت آمده است: «یا صاحب القبّة البیضاءِ فى النّجف ...».[6]
قبه و بارگاه که اغلب با هم به کار برده مى‏شود، هم در مورد زیارتگاه‏هاى معصومین و امام‏زادگان (علیهم السلام) و هم نسبت به کاخ‏هاى حکومتى امیران به کار مى‏رود. قبور امامان و امام‏زادگان ابتدا ساده و بدون قبه و گنبد بوده؛ سپس در طول زمان، بر روى آنها ساختمان و گنبد و قبّه ساخته شده است. پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) سه ویژگى براى اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بیان مى‏فرمایند که یکى هم استجابت دعا زیر قبّة حرم اوست: «الا و ان الاجابة تحت قبّة».[7]
در فلسطین، نزدیک مسجد الاقصى هم بر بالاى ضحره ذبایح، بنایى به دستور عبدالملک مروان ساخته شد که به «قبة الضحره» مشهور است.[8]
قبولى زیارت‏
هر عبادت، وقتى ارزش دارد که مورد «قبول» خداوند قرار گیرد. زیارت هم اگر مقبول درگاه خدا و ائمه (علیهم السلام) قرار گیرد، ارزشمند است. قبولى زیارت و دعا و عبادت در سایه‏
فرهنگ زیارت - فصلنامه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى، تاریخى، ج‏17، ص: 51
اخلاص و تقواست. قرآن کریم مى‏فرماید: (إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ)[9] قبول توبه و قبول قربانى هم در سایه همین اخلاص و صدق و بى‏ریایى است.
در متن زیارتنامه‏ها درخواستِ این‏که زیارت مقبول افتد، بسیار دیده مى‏شود؛ مثل: «فأجعلها زیارة مقبولة»، «و تقبّل منّى زیارتى»، «مشفوعة بالقبول منک»، «مقبول السعى»، «حجّا مقبولًا و سعیاً مشکوراً»، «اللّهم اجعل زیارتى مبرورة و دعائى مقبولًا»، «زیارة مقبولة». مؤمنان نیز در ملاقات زائرى که از زیارت حج یا عتبات یا قبور امامان (علیهم السلام) بازگشته، به او «تقبّل الله» و «زیارت قبول» مى‏گویند و این نشان مى دهد که مهم‏تر از اصل زیارت، قبول شدن آن در پیشگاه خداوند است.
قربانى‏
قربانى، فدا کردن و ذبح یک حیوان براى تقدیم به آستان پروردگار در سفر زیارتى حج است. به حیوانى که ذبح مى‏شود «قربانى» مى‏گویند. کسى که از زیارت بازمى‏گردد، گوسفندى را پیش پاى او قربانى مى‏کنند و گوشت آن را میان فقرا و همسایگان تقسیم مى‏کنند.
قربانى، به شهیدى که در جهاد فى سبیل الله جان خود را فدا مى کند نیز گفته مى‏شود که قبرشان مزار عاشقان مى‏گردد.
درسى که ز عاشورا آموخته‏ایم این بود
قربانى راه دین، فرزند و پدر کردیم‏
هفتاد و دو قربانى حق در روز عاشورا، از تعبیرى گرفته شده که حضرت زینب (علیها السلام) در مورد برادر شهیدش به کار
برد: «اللّهم تقبل منا هذا القربان»؛
خدایا! این قربانى را از ما قبول کن.[10] در زیارتنامه ‏ها و برخى روایات، از سیدالشهدا (علیه السلام) به عنوان «ذبیح» یاد شده است؛ چون او اسماعیلى بود که در مناى حق فدا شد و قرب یافت.
اى کرده به کوى دوست هفتاد و دو قربانى‏
قربانى شَومت این رسم، ماند از تو به دوران‏ها
قربانى هر کس شد با حرمت و نشنیدیم‏
دست و تن قربانى، افتد به بیابان‏ها[11]
قسمت‏
توفیق زیارت خانه خدا و حرم امامان و مزار معصومین (علیهم السلام) رزق معنوى شیعیان است. در دعاهاى متعددى از خدا مى‏خواهیم که زیارت قبور ائمه (علیهم السلام) را به ما روزى کند. این سبب شده است که بسیارى درباره زیارت حرم ائمه اطهار (علیهم السلام) به «قسمت» معتقدند و درباره دیگران هم آرزو مى‏کنند که قسمتشان شود به کربلا یا مدینه یا مکّه یا حرم امام رضا (علیه السلام) بروند؛ چنان‏که در دعاهاى ماه رمضان دعا مى‏کنیم که زیارت حج قسمت و روزى ما شود:
«و ارزقنى حجّ بیتک الحرام».
چون چنین توفیقى بر اساس عنایت الهى و قابلیت زائر به دست مى‏آید، عقیده به قسمت بودن زیارت، زمینه‏ساز تصفیه روح و کسب قابلیت‏هاى روحى و معنوى مى‏گردد.
قصد اقامت‏
چون نماز مسافر شکسته است، زائران شهرهاى زیارتى سعى مى‏کنند تا قصد اقامت ده روزه کنند و نمازهاى‏شان را کامل بخوانند و ثواب بیشترى ببرند. از این رو «قصد اقامت» براى زائران مطرح است.
کاروان‏
قافله و گروهى که به سفر مى‏روند. سفرهاى زیارتى به حج یا عتبات یا سوریه و گاهى به خراسان و شهرهاى مذهبى و زیارتگاه‏هاى دیگر که به صورت دسته‏جمعى و با یک کاروان انجام
هزینه‏ها و خدمات و وسایل و بردن و آوردن زوّار است. «قافله زیارتى» نیز براى این اصطلاح رایج است. از قدیم، سفرهاى زیارتى به صورت کاروانى انجام مى شده، تا هم زوّار ناآشنا به راه‏ها و شهرهاى غریب راهنمایى شوند و هم از خوف و خطر راه‏ها و ناامنى‏هاى مسیر حرکت مصون باشند. (ر. ک: حمله‏دار، قافله).
کاظمین‏
شهرى در غرب بغداد و چسبیده به آن، که در قدیم به نام «مقابر قریش» معروف بوده است. امام کاظم و امام جواد (علیهما السلام) در این شهر مدفونند و به همین سبب نام «کاظمین» دارد. بر قبر مطهّر این دو امام بقعه و عمارتى ساخته شد و نام «کاظمیّه» به خود گرفت. بارها حرم این دو امام، دستخوش حوادث شده و تعمیر گشته است. بناى فعلى، بیشتر یادگار عصر قاجار است. در طرح توسعه حرم، بخش‏هاى وسیعى به حرم مطهّر افزوده مى‏شود.
در روایات، ثواب بسیارى براى زیارت این دو امام بیان شده است. مرقد نورانى این دو امام در این شهر، سبب رونق علمى و فرهنگى آن شده و روزگارى حوزه علمیه پررونقى داشته و علماى بسیارى در آن مى زیستند. قبر تعدادى از شخصیت‏هاى شیعه در کاظمین است. از جمله مى‏توان از ابن‏قولویه قمى، شیخ مفید، خواجه نصیرالدین طوسى، و فرهادمیرزا قاجار (از شاهزادگان قاجار که در آبادانى و مرمت این حرم بسیار کوشید) نام برد که در آستانه حرم مطهر مدفونند.[12] عالمان بزرگى مثل آیت‏الله‏ سید اسماعیل صدر، آیت‏الله سید صدرالدین صدر (پدر امام موسى صدر)، آیت‏الله سید محمدباقر صدر در این شهر به دنیا آمدند.
کتاب زیارت‏
کتابى که در آن متن زیارتنامه‏ها و آداب و زیارت و اعمال حرم‏هاى مطهّر نگاشته شده باشد؛ مانند: مفاتیح الجنان، مصباح الزائر، الاقبال، مصباح المتهجّد، الدعوات و الزیارات، زاد المعاد، تحفة الزائر و بسیارى کتاب‏هاى دیگر.[13]
کتیبه‏
کتیبه یعنى نوشته شده؛ مکتوب. به نوشته‏هایى گفته مى‏شود که با خط زیبا در حرم‏ها و بقاع متبرکه و مساجد، شامل آیات قرآن و احادیث و اشعار نوشته مى‏شود. در صحن‏ها، رواق‏ها، دور گنبد و گلدسته‏ها و بر سر در و روى دیوار بناهاى مقدّس مى‏نویسند. همچنین تابلوهاى نفیس خطّى در ابعاد مختلف، کتیبه نام دارد. کتیبه‏هاى خطّى «علیرضا عباسى» مشهور است. زندگى مسلمانان آمیخته و عجین با کلام الهى است. یکى از مراکز تجلّى این آمیختگى، کتیبه‏هاى قرآنى است که سراسر دیوارهاى مساجد را فرا گرفته‏اند ... احاطه شدن ورودى‏ها و طاق‏ها با این کتیبه‏ها، نشانى است از لزوم تمسّک به قرآن مجید در هر حرکت، و نشانه‏اى است از تذکّر به مسلمین و نیز نشان آمیختگى زندگى مسلمین با قرآن کریم.[14]
کرامات‏
کارهاى شگفت و خارق‏العاده‏اى که از امامان و اولیاى الهى (علیهم السلام) و علما و صلحا سر مى‏زند، «کرامت» نام دارد؛ مثل شفاى بیمار و حلّ مشکلات دیگران از راه غیر طبیعى، که نشان ارتباط آنان با خداى متعال و مبدأ قدرت است. چنین کارهاى غیر طبیعى و شگفت، وقتى از پیامبران سر بزند و همراه با ادّعاى نبوت باشد «معجزه» نام دارد. آنچه گاه در حرم‏ها اتفاق مى‏افتد و بیماران لاعلاج و افراد فلج، نابینا و ... شفا مى‏گیرند، نمونه‏اى از کرامت‏هاى اولیاى خداست. مجموعه نمونه‏هاى شفایافتگان یا حاجت گرفتگان در سایه توسّل به ائمه، در کتاب‏هایى که مخصوص ثبت این‏گونه کرامات است، درج مى‏شود. در برخى از حرم‏هاى مطهّر به عنوان یک کار فرهنگى «واحد ثبت کرامات» وجود دارد که با مصاحبه یا مکاتبه با شفایافتگان، ماجراهاى آنان را ثبت و منتشر مى‏کنند.
کربلا
یکى از شهرهاى قدیمى و بزرگ و پرجمعیت عراق که قبر مطهّر سیدالشهدا (علیه السلام) و شهداى عاشورا در آن‏جاست و پیوسته زائران بسیارى به زیارتش مى‏روند و به‏ویژه در روزهاى خاصّى همچون عاشورا و اربعین و سوّم شعبان، پذیراى جمعیت میلیونى زائران است. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: زمین کربلا در روز قیامت همچون ستاره‏اى درخشان مى‏درخشد و ندا مى‏دهد: منم آن سرزمین مقدس و پاک و مبارکى که سیدالشهدا (علیه السلام) و سرور جوانان بهشتى را در بر گرفته است.[15]
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگام عبور از سرزمین کربلا فرمود: این‏جا قربانگاه عشاق و شهادتگاه شهیدانى است که نه شهداى گذشته و نه آینده به پاى آنها نمى‏رسند.[16]
این شهر و مزار، ابتدا بیابانى بود که حادثه عاشورا در آن‏جا روى داد و پیش از آن، به نینوا و غاضریّه مشهور بود و پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) آباد گشت و محلّ رفت‏وآمد شد. در روایات ما بیشترین تأکید بر زیارت کربلا و قبر امام حسین (علیه السلام) شده و ثواب بسیارى دارد و تربت کربلا با فضیلت است و سجده بر آن، ثواب نماز را چند برابر مى‏کند. به کسى که اهل کربلا باشد یا به زیارت کربلا رفته باشد، «کربلایى» گویند.[17] کربلا از شهرهاى مذهبى عراق است و به برکت وجود قبر امام حسین (علیه السلام) در این شهر، شکوه و رونق علمى آن بیش از شهرهاى دیگر است و زمانى حوزه پررونقى داشته است. علماى بسیارى هم در این شهر و در جوار حرم حسینى مدفونند؛ از جمله: شریف العلماى مازندرانى، فاضل اردکانى، میرزاى دوم شیرازى، مامقانى، ابن فهد حلّى و سید محمد هاشم قزوینى.
 
 
[1] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 97، ص 124..
[2] . براى اطلاع بیشتر از فلسفه و آثار و آداب زیارت، ر. ک: جواد محدثى، فرهنگ زیارت؛ محمدمهدى رکنى، شوق دیدار؛ کتاب سه جلدى مجموعه مقالات هم‏اندیشى زیارت..
[3] . بحارالانوار، ج 97، ص 152 و 169..
[4] . همان، ص 170..
[5] . همان، ص 189..
[6] . علامه امینى، الغدیر، ج 4، ص 88..
[7] . محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج 10، ص 335..
[8] . لغتنامه دهخدا..
[9] . مائده، آیه 27..
[10] . باقر شریف القرشى، حیاة الامام الحسین( علیه السلام)، ج 2، ص 301..
[11] . جودى خراسانى..
[12] . عبدالرزّاق کمونه، آرامگاه‏هاى خاندان پاک پیامبر، ص 322..
[13] . ر. ک: سید رضا باقریان موحد، کتاب‏شناسى زیارت؛ سید محمد حسینى، زیارت..
[14] . سید ابراهیم موسوى‏پناه، حرم در واژه‏ها، ص 39..
[15] . جواد شبّر، ادب الطّف، ج 1، ص 236..
[16] . شیخ طوسى، التهذیب، ج 6، ص 73..
[17] . درباره تاریخچه کربلا و حرم امام حسین( علیه السلام) ر. ک: سلمان هادى طعمه، تراث کربلا؛ جعفر الخلیلى، موسوعة العتبات المقدّسه، ج 8..